کلمات حساب دارند!!

توضیح: به قلم خانم پروانه استکی (کارشناسی حقوق، دانشگاه پیام نور اصفهان)

حسابش از دستمان خارج نشود؛ کلمات را می گویم. قبل از اینکه به فکر چیدمان زیبای حروف و قطار کردن کلمات برای یک خطابه ی بلند و بالا باشیم، با کمی عاقبت اندیشی به نتیجه ی ساده ای می رسیم که به هر قیمتی هر چیزی را نباید گفت؛ نباید گفت چون آدم هوشیار حساب کلمات را پای کتاب شدنش نمی گذارد. او فقط یک دست خط ساده می خواهد از کلماتی ساده تر برای روز عمل، که مُهرش از جوهر شرافت و غیرت رنگ گرفته باشد.

آنگاه همان جوهر ضمانتی می شود برای انگشتانی که مَثَل شده اند برای روزهای ساختن در تنهایی و بی یاوری؛ تا پای صندوق که نه، بلکه پای اندیشه شان مهر ایستادگی زنند.

حساب کلماتمان را که نداشته باشیم، جایی پاپیچ و گریبان گیرمان می شوند که جز خشم خدا چیزی برایمان نخواهند داشت. و چه خوب است که حسابمان حساب باشد و دو دو تایمان عاقبت جز چهار تا نشود، که این ملت هنوز کلامی استوارتر از سخن مولایمان علی (ع) نیافت که فرمود:

"مبادا هرگز با خدمت هایی که انجام دادی بر مردم منّت گذاری، یا آنچه را انجام داده ای بزرگ بشماری یا مردم را وعده داده، سپس خلف وعده نمایی!

منّت نهادن پاداش نیکوکاری را از بین می برد و کاری را بزرگ شمردن، نور حق را خاموش گرداند، و خلاف وعده عمل کردن، خشم خدا و مردم را بر می انگیزد، که خدای بزرگ فرمود: «دشمنی بزرگ نزد خدا، آن که بگویید و عمل نکنید».

نهج البلاغه_ ص 589

سرفصل‌های آموزشی كارگاه‌ «خلاقیت، خلیفه عقل» دکتر حامد صفایی پور

توضیح: بسیاری از دانشجویان اصفهانی دکتر حامد صفایی پور را با نام کارگاه های تفکر خلاق، تفکر حکیمانه و تفکر نقادانه می شناسند؛ صفایی پور مهندس مکانیکی است که دکترای فلسفه گرفت و اکنون مسئولیتی در دفتر پژوهش شهرداری اصفهان دارد. شاید همین مسئولیت جدید باعث شده کمتر شاهد برگزاری کارگاه های او برای عموم باشیم.

در ادامه نمونه ای از سرفصل‌هاي آموزشي كارگاه‌ «خلاقيت، خليفه عقل» ایشان که سالها پیش خودم نیز در مشابه چنین کارگاهی حضور داشتم را برایتان قرار می دهم.

پيش جلسه

بررسي انگيزه هنرجويان و شناخت موانع يادگيري (برگزاري آزمون تشخيصي)

درباره موضوع آموزشي كلاس چه مي دانيم؟ از كجا آموخته ايم؟ چه نمي‌دانيم؟  چه را بايد بدانيم؟ چه را دوست داريم بدانيم؟ 

مباني نظري دانش خلاقيت

سر فصل اول

  انسان معاصر و پديده خلاقيت

چرا امروزه خلاقيت به عنوان يك درس به فرايند آموزش وارد شده است؟ مگر انسان ذاتا خلاق نيست؟!  

سر فصل دوم

 خلاقيت چه نيست؟

بررسي نظريات رايج درباره خلاقيت/ مفهوم شناسي واژه «خلق» و برخي ديگر واژه هاي مربوطه/ تعيين منابع تحقيقاتي

سر فصل سوم

جغرافياي دانش‌هاي‌خلاقيت و دانش‌هاي خلاق

خلاقيت خروجي چه رشته هايي است و در كدام رشته ها بطور مستقيم دخالت دارد؟  

سر فصل چهارم

منابع و سرچشمه هاي تفكر خلاق

گستره و عمق آگاهي/ پرورش خلاقيت در علوم طبيعي و انساني/ حركتهاي بين رشته اي/ همگرايي و واگرايي تفكر  

سر فصل پنجم

يادگيري خلاق

نظريه يادگيري خلاق/ كودكي بازيافته/ پرسش محوري شخصيت ها/ يادگيري فعال/ الگوي درس گذاري خلاق (ويژه معلم‌ها)

سر فصل ششم

شخصيت خلاق

مولفه هاي اخلاقي و تربيتي يك شخصيت خلاق چيستند؟   

سر فصل هفتم

يك ذهن كاملا جديد!

نه فقط استدلال بلكه داستان، نه فقط جديت بلكه همدلي، و...

سرفصل هشتم

تكيه گاه فرهنگي شخصيت خلاق

در كدام دسته از محيط‌هاي فكري، تربيتي و اجتماعي شخصيت هاي خلاق بوجود آمده، تقويت و نثبيت مي شوند؟

 

 

خلاقيت، كاربرد و دانش عملي

سرفصل

 اول

خلاقيت در تصميم گيري حكيمانه‌

لوازم فكري يك تصميم خلاق، لوازم تربيتي يك تصميم خلاق، تصميم گيري حكيمانه

سر فصل

 دوم

هنر خلاق پرسيدن 

انديشه هاي خلاق چگونه مي پرسند؟! پرسش‌هاي هادي و خلاق چگونه عمل مي كنند؟ تحليل گفتمان در انواع پرسشها

سر فصل

سوم

بيان و قلم خلاق و فكرانگيز

زيبايي شناسي سخن فارسي: بيان، بديع ، معاني/ بررسي مقايسه اي قدرت مانايي و تاثير بيان، موسيقي و تصوير 

سر فصل چهارم

  انديشه‌ي خلاقِ منطقي!

خلاقيت در تفكر انتقادي و تفكر معناگرا / خلاقيت در كشاكش انديشه ها

سر فصل پنجم

روش‌هاي  برخورد خلاق با مسئله  

نگاه چند چشمي (PMI) / ديدگاه ديگران (OPV) / آخرش كه چي!؟ (CO)/ شش كلاه تفكر (6-HAT)/ ...

سر فصل ششم

اخلاق علمي پژوهشگر خلاق (در پيرامون روش پژوهش خلاق)

روش تحقيق تاريخي، روش تحقيق در سيره اهل بيت(ع)، روش تحقيقات تطبيقي،

سرفصل

هفتم

طراحي خلاق ِمحيط كار

اصلي ترين مولفه‌ها در طراحي محيط كاري كه زمينه بروز خلاقيت همراهان و كاركنان را فراهم كند چيست؟

سرفصل هشتم

تدريس خلاق

روش خلاق تدريس و هدايت بخث و يادگيري  

سرفصل

 نهم

تحقيق خلاق، روش ابتكاري و اكتشافي اين دوره

موضوع پژوهش، تفكر، تحقيق و مقالات هنرجويان

ضمائم و پيشنهادهاي پژوهشي

خلاقيت در  شخصيت هاي قرآني

براي نمونه: ابراهيم چگونه بت مي شكند؟ ابراهيم چگونه سخن مي گويد؟ ابراهيم چگونه دعوت مي كند؟ و ...

كلام خلاقِ قرآن

ساختار كلامي، موسيقايي و شناختي زبان قرآن و نقش آن در پرورش خلاقيت،نقش تلاوت ترتيل‌گونه قرآن و پرورش خلاقيت

خلاقيت در علم و اكتشاف علمي

تحليل انقلاب هاي علمي و زمينه هاي كشفهاي خلاق دانشمندان

ماجراي فكر خلاق در تاريخ انديشه در جهان اسلامي  

منزلت تفكر خلاق در انديشه اسلامي

ارزيابي خلاقيت

و ...

 

چهارمین برنامه پاتوق شیشه ای در خمینی شهر با موضوع رسانه برگزار شد

به همت ستاد عالی کانون های فرهنگی هنری مساجد، چهارمین برنامه پاتوق شیشه ای در خمینی شهر با موضوع رسانه برگزار شد (+)

در این جلسه که با حضور فعالان و نخبگان فرهنگی شهرستان در سالن اجتماعات فرمانداری در ٢٠مرداد ٩٥ برگزار شده بود، درباره آسیب های فضای مجازی بطور ویژه شبکه های اجتماعی سخن گفته شد و برای مواجهه و مقابله با آسیب های اجتماعی این فضاها چگونگی توانمندسازی خانواده و نوجوانان مورد بررسی قرار گرفت.

این برنامه با سخنرانی استاد جواد جلوانی کارشناس رسانه و سروان مهرانی از  نیروی انتظامی برگزار شد و سخنرانان پیرامون مزایا و معایب گوشی های هوشمند و چگونگی استفاده فرزندان از این رسانه ها به حاضرین راه کارهایی ارائه کردند.

مقدمه ای بر اصول تبلیغ و منشور سخنرانی دینی

توضیح: برگرفته از کشکول حجت الاسلام علی اصغر حبیبی

در کتاب قرآن و تبلیغ از جناب آقای حاج شیخ محسن قرائتی (ص 16)، ابزار تبلیغی را غیر از سخنرانی و قلم و کتاب و فیلم و نمایش بیست مورد ارائه نموده است.

ناپلئون می گوید: من از صدای قلم روزنامه ها بیش از صدای گلوله می ترسم.

کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا می گوید: یک دلار برای تبلیغات بهتر از ده دلار برای تسلیحات است. (همان منبع، ص17)

***

شش شرط باید در سخنرانی رعایت شود:

1- چه می گوید          2- برای چه می گوید      3- کجا می گوید  

 4- چگونه می گوید    5- کِه می گوید               6- کی می گوید          

(مضمون فرمایش مرحوم حاج آقا فلسفی (رحمه الله علیه) نقل از حاج آقا وثیق در مشهد)

***

جزء بحث بایستگی های منبر و تبلیغ این است که باید سخنران بعد از سخنرانی مقداری در مجلس حضور داشته باشد که چنانچه کسی دربارۀ بحث سخنرانی وی سؤالی دارد و یا شبهه ای برایش پیش آمده است و یا مطلبی را ناقص فهمیده به وی مراجعه کرده و او هم پاسخگو باشد.

***

ارکان تبلیغ عبارتند از:

1- پیام   2- پیام رسان    3- شیوه رسانده پیام    4- ابزار رساندن پیام   5- مکان 6- زمان   7- مخاطب  

(با استفاده از سخنرانی آیه الله سعیدی در مدرسه صدر - تاریخ: 18 |7| 1392)

 ***

 مقدّمات مربوط به خطیب:

1- حصر 2- طهارت 3- آراستگی 4- نظر در آینه 5- بوی خوش 6- نشاط 7- پرهیز از سخنرانی بعد از صرف غذا 8- قرآن خواندن و دعا کردن (قبل از سخنرانی) 9- توکّل بر خدا 10- اعتماد به نفس.

مقدّمات مجلس خطابه:

1- هوای مطبوع 2- آرامش فضا 3- تنظیم صوت 4- ممنوع بودن استعمال دخانیات 5- عدم ورود عناصر مخرّب 6- تنظیم نور 7- پذیرایی 8- جایگاه خطابه 9- محل برگزاری

(شرح تفصیل مطالب فوق در کتاب فن خطابه ص64 به بعد از استاد نظری منفرد زید عزّة)

***

محمّد بن اشعث به ابن زیاد گفت أتظنّ أنّک ارسلتنی الی بقّال من بقّالی الکوفة او جُرمقانی من جرامقة الحیرة؟

أما تعلم أنّک بعثتنی الی اسدٍ ضرغامٍ و سیفٍ و حُسامٍ فی کفّ بطلٍ هُمامٍ من آل خیر الأنام. بحارالانوار 46/354

مرحوم فلسفی خطیب معروف (رضوان اللّه علیه) فرمود: نباید در سخنرانی ها تعبیر به بقّال کرد چه بسا پای منبر، بقّالی نشسته باشد. (رادیو معارف)

***

یکی از مواردی که در بحث منشور و برقراری مجالس دینی لازم است این است که افرادی که در مجلس به پذیرایی شرکت کنندگان مشغول هستند ظاهرالصلاح باشند و ظاهر و لباسشان و برخوردشان متناسب با شأن جلسه باشد.

***

جزء بحث منشور اقامه مجالس اهل بیت این است که چند صندلی مخصوص افراد مسن سال در مجلس باشد.

***

در کلاس قرآن که توسط جناب استاد حجّه الإسلام حاج شیخ اصغر صالحی تبار در مدرسه علمیه صدر برقرار می شود مطلبی به شاگردان به تناسب فرمودند که:

باید طلّابی که برای تبلیغ به مناطق مختلف اعزام می شوند کار اجرایی هم در حدّ توان خود داشته باشند که این برنامه در موفقیت تبلیغی شان تأثیر به سزائی دارد؛ به عنوان نمونه نقل کردند از مرحوم آیت الله حاج آقا حسن فقیه امامی در سفر تبلیغی که به منطقه اژیه داشتند، تعریف کردند که سه کار اجرایی در آنجا داشتند:

1- ساختن پل در وسط روستا که بسیار مورد نیاز مردم محل بود 2- تخریب و بازسازی حمام محل که از نظر بهداشتی و... بسیار نامطلوب بود 3- ساختن منبر مناسب برای مسجد و کنار گذاشتن منبر بزرگ و جاگیر در مسجد که هر سه مورد با کمک مردم آنجا انجام شد و ایشان فرمود بعد از 50 سال از آن سفر تبلیغی هنوز عطر آن سفر باقی است و مردم با ما در ارتباط هستند. 8 شوّال 1436

***

در بحث منشور سخنرانی دینی یک مورد دیگر این است که اگر حدیثی را مبنای سخنرانی قرار دادیم و یک قسمت حدیث برایمان ابهام داشت آن قسمت را نخوانیم.

مورد دیگر اینکه وعاظ محترم در پایان سخنرانی برای بانی و خدمه دعا کنند که باعث دلگرمی و تشویق آنها می گردد.

***

عوامل تأثیرگذار در سخنرانی

1- اخلاص

2- دعا و توسل

3- مطالعه

4- رعایت اقتضای زمان و مکان  و افراد جلسه

5- مهندسی منظّم بحث

6- استفاده از اشعار، لطائف، تمثیلات و حکایات مناسب و هنر

7- استفاده از تکنولوژی روز

8- مدیریّت درست مجلس در مقام سخنرانی

9- تکریم همکاران

10- اخلاق عملی

11- توجّه به سیستم صوتی و روشنایی و میزان دمای مکان مجلس

***

مهمترین رهنمود تبلیغ ایجاد محبّت خدا در دل مردم است.

***

روحانیونی که در تبلیغ چاشنی سخنانشان عملشان بوده است بسیار موفّق بوده اند.

***

آیه الله بهجت: اینهایی که پای منبــر شما می نشینند مشتـری شما نیستند بلکه مشتری های پیامبر و ائمه اند.

گاهی یک عمر در محراب مشرک بوده ایم یک عمر در منبر بتسازی کرده ایم. (نقل از حاج آقا صدیقی)

***

خط سیاسی روحانی خط رهبری است.

 بالای منبر خودت را از مردم کمتر بدان.

بالای منبر آنچه می گویی اوّل مخاطبت خودت باش.

اساس منبر رابطه دادن بین آیات و روایات است.

حل بحران آب در فضایی مملو از آرامش، همدلی و تفاهم


به نظر بنده بحران آب از آن ابتلائات الهی است که باید دقت کرد چقدر مردم و مسئولین سربلند از آن بیرون خواهند آمد. اگر مسئولین عملکرد صحیحی نشان ندهند (که تاکنون هم نشان نداده اند!) و اگر مردم در فضای همدلی و تعقل با یکدیگر بر سر حل این مشکل برنیایند (که گاه چنین نبوده است!) آنگاه نه تنها با یک بحران ملی و امنیتی روبرو خواهیم گشت بلکه در پیشگاه خداوند هم سرافکنده و روسیاه خواهیم بود.

در خبرها آمده بود که استاندار اصفهان سخنی غیر حرفه ای را پیرامون دیگر مردمان شهرها بر زبان آورده بود که البته مشخص است منظور ایشان به نادرستی انعکاس پیدا کرده بود. متعاقب آن موجی از کامنت ها و مصاحبه ها بود که نه تنها دولت آقای دکتر روحانی را محکوم می کرد بلکه به اختلافات قومیتی نیز دامن می زد. اگر من به جای استانداری اصفهان بودم نامه ای بدین مضمون را برای عموم منتشر می ساختم؛ تا چه پیش آید و چه در نظر آید.

***

«باسمه تعالی»

سلام بر مردمان فهیم و بزرگوار ایران اسلامی و درود بر مجاهدان بی نام و نشان دیروز و امروز مدافع دین و میهن

امروز ملت بزرگ ایران در سایه امن ولایت فقیه و زعامت رهبر فرزانه انقلاب بیشتر از هر زمان و عصر دیگری سرآمد قله های ترقی و اقتدار در منطقه و جهان همچون نگین زرینی بر پهنه گیتی می درخشد و خودنمایی می کند.

رمز این توفیق وحدت کلمه و حرکت بر مدار آرمان های متعالی الهی و انسانی است که همگان بر آن اتفاق نظر دارند و در این مسیر به حق بی نظیر گام بر می دارند.

سخن از یک استان و شهرستان و منطقه نیست. نقل از دست آوردهایی است که یک ملت به پشتوانه یک اعتقاد و ایمان راسخ دنبال می کند و در این راه از هیچ کوشش فرهمندی دریغ ندارد.

حال چه در اصفهان باشند یا خوزستان قهرمان و چهار محال غیرتمند و استوار تفاوتی نمی کند چرا که همه ایرانی هستند و به این نشان افتخار در هر جای و هر دیار مفتخرند.

سخن از دلجویی مردمان شریف و خونگرم خوزستان و چهار محال و بختیاری و اعلام اعتذار در این نزدیک زمان است که انتشار اخبار و گزارش هایی هر روز بر طبل اختلاف می نوازند و بر نجوای تدبیر می کوبند.

نگاه استانداری اصفهان و مردمان این استان قومیتی نیست که اگر بود زندگی مسالمت آمیز امروز و دیروز اصفهانی ها در کنار خوزستانی ها و چهارمحالی ها در شاهین شهر و ملک شهر و شهرک های مختلف اصفهان را شاهد نبودیم.

گذشته از اینکه نگاه و دیدگاه ما ملی است ارائه خدمات ما به همه ساکنان وادی نصف جهان در گوشه گوشه این استان نیز افقی است به پهنای یک سرزمین که باز اگر نبود تداوم این همه همدلی و همراهی و دست در دست هم بودن اقوام و انساب ساکن این کلانشهر و کلان استان، شناخت اصفهان بعنوان نصف جهان هم ناممکن می نمود.

فرزندان مردمان خونگرم دو استان چهارمحال بختیاری و خوزستان سال های سال است در وادی سپاهان روزگار می گذرانند و از آنچه اصفهانی ها داشته اند و دارند بهره مندند و این امر محقق نشده است مگر به بهای امنیت، آرامش، همدلی و تفاهم.

آنهایی که زاینده رود خروشان دیروز را بهانه کردند تا در اصفهانی زندگی کنند که همداستان خروشانی زنده رودش باشند امروز هم چشم انتظار جوشش دیگر باره زاینده رود تفتیده اش به سر می برند.

یقین بدانید آنچه به دست می آید به بهای وحدت و دیدگاه ملی است و آنچه از دست می رود بهایی جز تفرقه و بدبینی و اتلاف عمر گرانمایه نخواهد بود.

دست در دست هم دهیم به مهر

مهربانی سرآغاز خوبی هاست

میهن خویش می کنیم آباد

این شعار جمله اصفهانی هاست

با سیاست زنده ایم!

یادداشت مهمان- محمدرضا خوشاب

«تا زماني که اقتصاد کشور بر سبيل ثبات است، جمهوري خواه بتازد يا دموکرات براي من محلي از اعراب ندارد»؛ اين را یک سيتي زن امريکايي مي گويد.

«از سياست آن مقدار سر در مي آورد که متولي فرهنگي ايراني از فرهنگ يعني اقل کم»؛ اين را آنهايي که چين مشرف شده اند  به وضوح ديده اند.

«بيشتر از آنکه به فکر افزايش آگاهي سياسي باشند به دنبال رفاه و خواب و خور و شهوت اند»؛ اين يکي حکايت انسان اروپانشين است.

«اگر حرف از سياست به وسط آوردي بايد منتظر کاسه گدايي اش هم باشي که مثلا پر کن کيل مرا از اين خوراکي!»؛ این را در کشور گرسنه اي مانند سومالي می شنوی.

حالا در کشور ما چه مي گذرد؟

عدم يا وجود، بودن يا نبودن؛ اين يک مسئله سياسي است که آيا در دوران نکاح زوجين بحث زايش جمعيت مطرح است يا کاهش. وقتي بندنافت را بريدند سياست حکم مي کند که چه اسمي برايت انتخاب شود و خداي ناکرده نامت جز اسامي ممنوعه نباشد و در ادامه آيا سياست اعطاي حساب پس انداز آتيه و يا يارانه وجود دارد و تو مشمول آني و يا اينکه زمان انتخابات به سر آمده و مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد. اينکه در چه زماني تحصيلت آغاز شود، اين سياست است که تعيين مي کند بابا نان داد يا مامان. يا اينکه از اقبال خرابت، دوران تحصيلت مقارن شود با دوران بالا بردن نرخ اشتغال و تو به پست چه جور معلمي خواهي خورد؟ رسمي باسواد، حق التدريس کم سواد و شايد هم رهگذر بي سواد. سياست زايش يا کاهش گذشته در دوران تحصيلات تکميلي به شدت نمود مي کند و اين سياست است که تصميم مي گيرد تو دانشجو شوي يا به سفر "اجباري" بروي. اگر  بليت سربازي ات برنده شد اين سياست است که مشخص مي کند بايد خدمت زير پرچم کني و يا معافيت مالي، جسمي، نخبه اي، ايثارگري و... و اگر دانشجو شدي بسته به اينکه در دوران سازندگي هستي يا اصلاحات يا مهرورزي، سياست براي تو تعيين مي کند که بيشتر طالب علم باشي و يا به اسم افزايش آگاهي و بصيرت، پيگير فراز و نشيب سياسي و هزاران ئيسم شوي که تنها نفعش همان بي سواد بار آوردنت است.

 اما خيلي جاهلانه است که قلمرو سياست را در اين گونه مسائل سطحي محصور کنيم. مثلا سياست مراد مي شود و امر به معروف و نهي از منکر مريد؛ يعني اين بصيرت جناب سياست است که تشخيص دهد در حال حاضر بي حجاب مجرم است يا بي گناه. اين عملکرد سياست است که غلظت اعتقادات توده را بالا و پايين مي برد چرا که مردم بيش از اينکه نگاهشان به عالمان دين باشد، چشم بر سياستگزاران ديني دارند يعني عمل بين هستند تا حرف شنو. پس سياست است که عده اي را دين گريز مي کند و برخي را سکولار. سياست براي تو منشور اخلاقي هم مي نويسد و حسن و قبحِ غيبت و تهمت و دروغ و افشاگري و... را تعيين مي کند. و بعضي را به اين نتيجه مي رساند که سياست ما عين مداحي ماست و نه عين مداحي که مداحي ما شيپور سياست ماست. در ادامه همين ماجراست که سياست، فرمان قتل علني صادر مي کند حتي روي منبر! نزديکي هاي انتخابات هم که چهره کشور تغيير ماهوي مي دهد و از طفل شيرخوار مچ بند رنگي مي بندد تا سيم آنتن اتومبيل ها؛ خواننده، کارمند، ورزشکار، پيشه ور و همه و همه مي شوند يار دوازدهم سياست و انسان هايي با شعور سياسي تا شب اعلام نتايج. بعد از مشخص شدن کانديد برگزيده، سياست با يک دسته بندي صفر و يکي، انسان باشعور سياسي ديروز را تبديل مي کند به گفتمانی یا معیشتی!

وقتي دعواي سياسي حيدري و نعمتي چپ و راست در کشور اوج مي گيرد و يکي بر خر مراد سوار است و ديگر پاي پياده. آنگاه گروه پا پياده مصمم مي شود که سرراه سواره نشين سنگ اندازي کند آن هم به هر قيمتي. از نفوذ خود بهره مي گيرد و پارامترهاي اقتصادي را اساسا دستکاري مي کند؛ پس اساسا اين دستان سياست است که بر روزي شما دست مي اندازد و تصميم مي گيرد شما مثلا گوشت بخوريد يا سويا! واقعيت اقتصاد را بايد "نام" بدانيم و سياست را "نام خانوادگي" اش.

هنگامي که از صدر تا ذيل پيام مي دهند و حتي تهديد مي کنند که فلاني مقصر است و خبط کرده و مدارکش هم موجود و مستوجب عذاب است، اين سياست است که براي مجرمين مصونيت مي آفريند و نامش مي شود مصلحت. مجرم، عهده دار مسئوليت حساسي مي شود و مي رود به حاشيه امنيت و يا در بدترين شرايط نام وي مي شود جناب الف.ب

سياست و فرهنگ دو همنشين اند، يکي مي آيد و ديگري پشت بندش. اين تشخيص سياست است که فلان نشريه يا کتاب– ولو اينکه در قرون گذشته به کرات چاپ شده باشد- سر سلامت از مميزي درآورد يا نه؛ سليقه و خط سير سياست ايجاب مي کند که کنسرت، تئاتر و فيلم فلان سازنده اجازه اکران بگيرد يا سال ها در صف انتظار آويزان بماند تا ورق برگردد و فيلم غيرقابل پخش ديروز بشود برنده جشنواره امروز و با هزار درود و تحیت به روي سن برود و از دستان با کفايت جناب محترم سياست سيمرغ زرين دريافت کند. دستان پنهان سياست را ناديده بگيري نه هنر اولي هست و نه هفتمي!

در پاره اي موارد، سياست پا را از گليمش درازتر کرده و رخنه اي می کند به عالم مجردات؛ يعني تشخيص مي دهد متوفي، شهيد محسوب شود، به قطعه فرهيختگان و نام آوران برود و يا همان معامله اي با او شود که با ديگران مي شود.

سياست تاريخ تحريف مي کند؛ ورزش تعطيل مي کند؛ وزير تعليق مي کند؛ مدير تثبيت مي کند؛ سیاست عالم می پرورد یعنی در خط سیر حضرتشان نباشی به چهره ماندگار شدن و هیئت علمی ماندن امیدی نبند. سياست اساسا کننده کار است و اگر تو  سياست را ول کني او تو را تنها نمي گذارد حتي درون قبر که ذکرش گذشت. بين خودمان بماند، سياست در کشور ما آنقدر ذي نفوذ است که اگر گفتي من انسان سياسي نيستم اين موضع گيري تو حمل بر يک نوع ژست سياسي مي شود و حرف برايت درمي آورد که معلوم نيست فلاني سرش در کدام آخور بند است.

سياست لاي بته عمل آمده چون گفته اند که پدر و مادر ندارد و براي همين است که مدید مدتی است پدرمان را درآورده. مع الوصف معتقدم آن سياستي که قرار بود خدمتگزار دين باشد با اين سياست جاري که شبيه سگ هاري است که همه را مبتلا مي کند، تنها در مصداق مشترکند و در مفهوم هرگز!

گفتگو با مهندس رسول حامدیان

رسول حامدیان


 اصول ارزشی و چشم انداز رسانه های شهر اصفهان!

نام مهندس رسول حامدیان با جامعه اسلامی مهندسین اصفهان گره خورده است. حامدیان متولد ۱۳۳۳ در شهر اصفهان است. سال ۱۳۵۱ وارد دانشگاه تهران شده و در رشته کارشناسی مهندسی معدن از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. وی کارشناس ارشد مدیریت است.

در کارنامه سیاسی حامدیان عضویت شش ساله در حزب جمهوری اسلامی و عضویت در شورای مرکزی به عنوان مسئول تشکیلات این حزب در استان دیده می شود. فعالیت در سمت مدیر کل فرهنگی دانشگاه صنعتی اصفهان و همچنین مدیر کلی ارشاد استان اصفهان، در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی از دیگر سوابق اجرایی حامدیان است. حامدیان در دولت نهم و دهم به عنوان مدیر کل تعاون استان حضور داشته است.

با مهندس حامدیان در مرکز دبیر خانه امور مساجد و کانون های فرهنگی دیدار داشتیم. صحبت های مختلفی با ایشان شد که بیشتر در فضای یک گپ خودمانی بود. خلاصه گفتگوی ما را با ایشان بخوانید:

***

- صاحب نیوز: پایگاه خبری تحلیلی صاحب نیوز  به عنوان پربیننده ترین پایگاه خبری تحلیلی استان اصفهان، اولا وابستگی سیاسی و حزبی به هیچ ارگان یا گروه خاصی ندارد که این باعث می شود بتواند خیلی راحت برخی از حرف ها را بزند و ثانیا فرهنگ و گفتمان سازی را در صدر اهداف خود قرار داده است. در همین شهر سایت هایی فعالیت دارند که وابسته به تشکل خاصی هستند و صبغه سیاسی آنها پر رنگ تر است. به نظر می رسد تفاوت عمده سایت صاحب نیوز با این سایت ها در همین موارد باشد. به عنوان اولین سوال، شما از چه منظری به فرهنگ و سیاست نگاه می کنید؟ رابطه فرهنگ و سیاست از دیدگاه شما چگونه است؟

- مهندس حامدیان: این دغدغه ارزشمندی است که شما فرهنگ را در رأس و سیاست را در ذیل آن تعریف می کنید. البته امیدوارم واقعا چنین باشد چراکه معمولا در کشور ما چنین نیست. اگر سیاست در رأس باشد و فرهنگ در ذیل آن باشد این فرهنگ است که لطمه می بیند. دولت های قبلی همه این مسیر را طی کردند چرا که وزیر فرهنگ و ارشاد را از میان افراد سیاسی انتخاب می کردند.

در مورد خودم هرچند در اذهان مردم به عنوان یک فعال سیاسی معروف شده ام اما معتقدم قبل از اینکه سیاسی باشم دغدغه فرهنگ را داشته و دارم و سوابق کاری بنده نیز همین بوده است. از زمانی که در حزب جمهوری اسلامی بودم و در ادامه در جامعه اسلامی مهندسین هدف ما حرکت در مسیر ولایت فقیه بود و با همین هدف و رویکرد هم کار سیاسی انجام می دهیم. ممکن است اشتباهاتی هم داشته باشیم اما اعتقادمان همان فرهنگ ولایی بود. کار سیاسی بدون ولایت پذیری ارزشی ندارد. ما با نگاه اعتقادی وارد مسائل سیاسی شدیم. امیدوارم سایت صاحب نیوز نیز بتواند چارچوب و اصول خوبی برای خود تعیین کند که به جای ایجاد شکاف بین جامعه اصولگرایی بتواند فاصله ها را به هم نزدیک کند.

- صاحب نیوز: در گفتمان اصولگرایی فرهنگ ولایی با اینکه مورد قبول هست اما باز هم زاویه هایی بین افراد وجود دارد…

- فعالین فرهنگی با گرایش ولایی باید به هم نزدیک شوند. یکی از مشکلات شهر که در انتخابات هم بروز پیدا کرد این بود که خیلی از افراد علیرغم اشتراکات بسیار از هم فاصله داشتند. این دوری و فاصله باعث می شود که کسانی که به این مسیر اعتقاد ندارند از فرصت به وجود آمده سوءاستفاده کنند. مواردی داشتیم که هجمه شدیدی علیه دو نفر در رسانه ها شکل گرفته بود در حالی که همین افراد وقتی کنار هم می نشستند بیش از نود و پنج درصد اشتراک معنی و نظر داشتند آن پنج درصد اختلاف هم طبیعی است.

- صاحب نیوز: دلیل این این فاصله و دوری افراد با وجود اشتراک و هم زبانی در اردوگاه اصولگرایی چیست؟

- این اختلاف نظرها به چند دلیل می تواند باشد. یکی تفاوت نسل ها است. الآن نسل اول و دوم انقلاب با یک ادبیات حرف می زنند و نسل سوم و چهارم با ادبیات دیگری. دلیل دیگر آن دوری و فاصله فیزیکی و نبود تعامل بین افراد است. وقتی افراد از هم دور شوند ظن شکل می گیرد و به تدریج ظنون متراکمه به یقین تبدیل می شود. از طرف دیگر همیشه عده ای منتظر فرصت هستند تا به این اختلافات دامن بزنند.

- صاحب نیوز: به نظر شما نقش رسانه ها در مدیریت این اختلافات و یا دامن زدن به این اختلافات و گسترش آن چیست؟

- زمانی رسانه ها برای افزایش مخاطب جوسازی می کنند. حرفی را از یک مسئولی می گیرد و به دیگری می گوید که او هم جواب دهد و این را بزرگ می کند و پرورش می دهد. اصلا یکی از هنرهای رسانه های غربی همین است. در رسانه اسلامی دنبال ائتلاف و وحدت هستیم باید رسانه های ما به گونه ای عمل کنند که به سمت وحدت و یک دلی پیش برویم و مرزبندی ها در جریان اصولگرایی کمرنگ شود.

- صاحب نیوز: پس تضارب آرا در رسانه های اسلامی چه نقشی خواهد داشت؟

- تضارب آرا همیشه هست و خواهد بود منتها بستگی به نیت ها دارد. برای رسانه غربی که هدفش فروش، داشتن دکه و مخاطب است؛ تضارب آرا یعنی جنجال و به چالش کشیدن افراد. در صورتی که مبانی دینی ما اجازه نمی دهد هر کاری را انجام دهیم. تجربه ما در هفته نامه جام اصفهان هم همین بوده است. ما در هفته نامه جام اصفهان حاضر نیستیم هر خبری را کار کنیم. اول از صحت آن مطمئن می شویم و بعد اثر و بازتاب آن در جامعه را می سنجیم؛ سیاه نمایی نباشد، تضعیف نظام نباشد. در واقع سعی کرده ایم رویکرد ما در جام اصفهان همان مبانی اسلامی باشد.

- صاحب نیوز: این مبانی به صورت تدوین شده در دسترس هست؟

- یک مقدار حد و مرزها پیچیده و سخت است ولی انسان متوجه می شود چرا که ما مبانی را داریم. از جمله این مبانی این است که در بین نیروهای اصولگرا دنبال ایجاد شکاف نباشیم. این با شفاف سازی که جزء وظایف رسانه هاست فرق دارد. کاری نکنیم که افراد رو در روی هم بایستند.

- صاحب نیوز: در این عرصه مرز محافظه کاری با مطالبه گری را چگونه ترسیم می کنید؟

- محافظه کاری به معنای عبور از اصول و ارزش های انقلاب به خاطر حفظ منافع فردی و گروهی قابل قبول نیست. ببینید ما دو نوع دشمن داریم. دشمن اصلی و دشمن فرعی. گاهی پرداختن به دشمن فرعی باعث می شود که از دشمن اصلی باز بمانیم.

سکوت در برابر دشمن فرعی برای پرداختن به دشمن اصلی محافظه کاری قابل قبولی است؛ به خاطر موضوع اهمی از موضوع مهم گذشتن. اما به خاطر منافع شخصی اصول و ارزش ها را زیر پا بگذاریم خیر، این معنی ندارد. مثال این قضیه ماجرای کشتار حجاج ایرانی در مکه است. حضرت امام (ره) بعد از ماجرای حج در سال۶۶  بنا به مصلحت انقلاب جلوی واجب شرعی مانند حج را گرفتند و چند سال سفر حج تعطیل بود.

- صاحب نیوز: هفته نامه جام را دنبال می کنیم و البته هفته نامه خوبی است. ولی به نظر می رسد حوزه جام حوزه مطالبه گری نبوده است و نمی تواند مصداق خوبی برای این بحث باشد. در این چند سال جامعه اسلامی مهندسین که از تشکل های قوی شهر اصفهان است شهرداری و بسیاری از مسئولیت ها را در دست داشته است و طبیعی است که هفته نامه جام به مطالبه گری نپرداخته است. صاحب نیوز به هرحال به عنوان یک رسانه وظیفه خود را نقد و مطالبه گری می داند و این ممکن است بعضی ها را آزرده کند.

- سیاست ما در جام مطالبه گری نسبت به مسائل مهم کشور و استان بوده است اما در مورد مسائل شهر حساسیت کمتری داشتیم، چون مدیران اصلی شهر را در چارچوب اصولگرایی ارزیابی می کردیم. شما اگر علاقه مند هستید می توانید به آرشیو جام در دوران اصلاحات مراجعه کنید و ببینید آن زمان چطور مطالبه گری می کردیم، اما در زمان حاکمیت اصولگرایان مراقبت می کردیم که حتی الامکان مدیران دولتی تضعیف نگردند، اما در جایی که دولت از خط قرمزهای اعتقادی و انقلابی عبور می کرد، مورد نقد جدی هفته نامه قرار می گرفت.

نقد ضرورتا پذیرفته شده است اما نقد باید هم منصفانه و هم خیرخواهانه باشد. در حقیقت نقد باید به نیت اصلاح باشد. در همین انتخابات شورای شهر خیلی از انتقاداتی که به شهرداری و شورای شهر شد؛ منصفانه نبود. بیشتر یک طرفه بود. جالب اینکه کسانی که نقد می کردند خود نیز در زمانی طولانی بخشی از مدیریت های حساس شهرداری را به عهده داشتند.

در نقد باید نقاط قوت و ضعف را با هم دید. مقام معظم رهبری نیز در مورد دولت این مسئله را بارها تاکید کردند که نقد دولت باید همه جانبه و با توجه به نقاط مثبت باشد.

اگر نقد با چنین رویکردی باشد قطعا مفید و سازنده خواهد بود. در مدیریت شهری همزمان هم باید نقاط مثبت گفته شود و هم ضعف ها با نیت اصلاح مطرح گردد. با برجسته کردن نقاط منفی در مدیریت اصولگرایی در حقیقت خودزنی می کنیم و با این کار ریشه مدیران ارزشی را می خشکانیم. حواسمان باشد که در این مدت مدیریت شهری در دست مدیران توانمند و ارزشی اصولگرا بود که باید این را در نظر داشته باشیم.

با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.

تفکر انقلابی ما از چه جنسی بود؟ یک روز با مجمع فرهنگی شهید اژه ای

سلام؛ مدت ها بود که فراموش کرده بودم مجمع فرهنگی شهید اژه ای چقدر می تواند توانمند باشد و اردوهای خوبی برگزار کند. شاید هم اردوی سه روزه قم- تهران امسال که به مناسبت 22 بهمن برگزار شده بود یک استثنا باشد! افتخار داشتم یک روز از این اردو را در کنار دوستان باشم. به طور فشرده همینطور جلسات فوق العاده بود که پشت سر هم برگزار می شد.

ابتدا با هر ضرب و زوری بود بچه ها را سریع از خواب بیدار کردند و با اتوبوس شرکت واحد به مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، به دیدار آقای واعظ زاده و شنیدن سخنان ایشان رفتیم.



جلسه رسمی و هم غیر رسمی!

بعد جلسه ای با رضا امیرخانی داشتیم

امیرخانی طبق معمول حرف های نوی زیادی برای گفتن داشت. عنوان بحثش این بود: تفکر انقلابی ما از چه جنسی بود؟

بسیار از جلسه لذت بردم. امیرخانی می گفت تفکر انقلابی ما در سال 57 از جنس کتاب بود نه از جنس اسلحه! برخلاف آنچیزی که در ذهن ماست و حتی در صداوسیما نیز همین را نشان می دهند.

متأسفانه امیرخانی اجازه انتشار صحبت هایش را نداد. فقط اجازه داد برای جمع 70- 80 نفری خودمان جزوه شود و توزیع کنیم. و البته ما نیز چنین کردیم.
و در نهایت این هم یک عکس یادگاری!

بعد ناهار خوردیم

بعد به کاخ سعد آباد رفتیم و از موزه آنجا دیدن کردیم

و این هم یک عکس تکی!

بعد به جماران رفتیم؛ منزل امام خمینی و حسینیه معروف امام خمینی. مقایسه کاخ شاه و منزل امام ایده خیلی جالبی بود که دوستان پیاده کرده بودند. واقعا فضا خیلی معنوی بود و بچه ها به شدت تحت تأثیر قرار گرفته بودند.

معنوی و دوست داشتنی...

بعد با هر سختی و بدبختی بود به محل اسکان برگشتیم و نوبت بنده بود که جلسه خود را شروع کنم و برای بچه ها پخش و نقد فیلم آرگو را داشتم. به نظر خودم جلسه بدک نبود؛ به غیر از آنکه عده ای از بچه ها از زور خستگی آن روز به خواب عمیق خوبی فرو رفته بودند! (و عده ای هم مشغول فوتبال بودند)!!

به نظر شما شگفت انگیز نیست؟ چطور ممکن است این همه برنامه مفید در یک روز داشت؟! واقعا روز پربرکتی بود.

صاحب نیوز: رسانه ای رسانا


برای پیوستن به صاحب نیوز به کفش های نو احتیاج است!

شما نیز می توانید یکی از نویسندگان صاحب نیوز باشید...



لطفا اخبار و مقالات خود را برای ما ارسال کنید

info@sahebnews.ir

مناقشه حق و مصلحت

تشخیص مصلحت؛ از دیروز تا امروز

مقدمه: گفتمان مصلحت

توضیح: این مطلب به قلم بنده در سایت خبری تحلیلی صاحب نیوز کار شده است

با نزدیک شدن و ورود به فضای داغ انتخابات شاهد گفتمان‌های متفاوت و قابل تأمل میان برخی خواص و نخبگان جامعه هستیم. صحبت بر سر این است که آیا باید به کاندیدایی رأی داد که به اصول و معیارهای ما از دیدگاه حق نزدیک‌تر است و برای او تبلیغ نمود، یا آنکه از مواضع آرمانی خود اندکی پایین آمده و با درک اقتضائات فضای فعلی جامعه، بنا را بر مصلحت گذاشته و بر سر کاندیدایی مرضی‌الطرفین به توافق رسید و برای او به تبلیغ بپردازیم! در اینجا فارغ از بحث‌های سیاسی روز به بحثی اصولی پیرامون عنصر «مصلحت» می‌پردازیم.

«مصلحت» در واقع توجیهی بر چگونگی و شکل عمل می‌باشد، اما اینکه اساسا این عنصر دارای چه ماهیتی است و بر پایه چه عللی استوار است خود جای اندیشیدن دارد.

فقهای شیعه از جمله امام خمینی (ره) عنصر مصلحت را به عنوان روشی برای رسیدن به هدفی مهم‌تر در حکومت داری مورد استفاده قرار دادند و به مثابه استراتژی سیاسی از آن بهره بردند.

این روش ظاهرا از ناحیه شارع مقدس همچون عناصر دیگری چون اضطرار، عسر، حرج، تقیه، اهم و مهم، دفع افسد به فاسد، عجز، خوف و ... تأیید گردیده است که به احکام ثانویه معروف است و احکام حکومتی از این دست می‌باشند.

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

ادامه نوشته

نشانه شناسی موسیقی، از تئوری تا عمل

 

بحث بر سر بلاغت رسانه ای بود. اکنون از موسیقی صحبت خواهیم کرد. بحث در این زمینه بسیار تخصصی است و بهتر است گوش کارگردان یا مدیر فرهنگی، با این مسائل و قابلیت‌های موجود آشنا باشد. در اینجا چند نمونه عملی و در ادامه مطلب چندین مورد تئوریک را آورده ام.

توضیح شیوه:

اشتراوس و دون کیشوت

ریچارد اشتراوس، در اثری به نام «دون کیشوت» همه‌ی ویژگی‌های شخصیت دون کیشوت و مباشر وفادارش سانچو پانزا را، با تدابیر موسیقیایی به شنونده‌اش منتقل می‌کند.

او با ضربه‌های آرام و موقر تیمپانی، که چون تپش قلب به گوش می‌رسد، گام برداری یک قهرمان شکست خورده را مجسم می‌کند. چنان‌که با همین تمهیدات هارمونیک و ارکسترال، تصورات دون‌کیشوت و سانچو پانزا را، که خیال می‌کنند در حال پروازند، نشان می‌دهد و در عین حال به کمک بخش باس ارکستر که تمام مدت، در اعماق اصوات ارکستر شنیده می‌شود، به شنونده می‌فهماند که این دو مرد، در تمام طول آن تصورات، مقهور تخیلات خود بوده و هرگز در واقعیت بیرونی، پایشان از زمین جدا نشده است!

«حرکت» در نشانه شناسی سینما

اساسا نفس «حرکت» در سینما، موجب می‌شود که موسیقی هم به «حرکت» روی بیاورد؛ و حرکت در موسیقی، عموما با سرعت تمپو یا استفاده از سازهای کوبه‌ای و یا ترکیب دو عامل تمپو و استفاده از کوبه‌ای‌ها همراه است.

در فیلم «قاتلین جایگزین»، محصول سال 1998 و ساخته‌ی کارگردان نه چندان پرآوازه‌ای به نام «آنتواین فوکوآ»، که «هاری گرِگان ویلیامز» برایش موسیقی ساخته است؛ به دلیل ذات متحرک فیلم (که در رده‌ی فیلم‌های اکشن است؛ و مانند همه‌ی فیلم‌های چویون فت، لحظه‌ای از جنب و جوش و تک و تاب نمی‌افتد)، سرشار از موسیقی متحرک است؛ و به همین دلیل انواع مختلفی از ریتم‌های دل انگیز و البته افکتیو را در آن خواهید شنید؛ از ریتم‌های پاپ گرفته تا ریتم‌های DJ و ریتم‌های موسیقی هوی‌متال، و حتی انواع ریتم‌های موسیقی ترنس.

طبق فیلمنامه‌ی این فیلم، مردی به نام «جان لی» (چویون فت)، از سوی تبه‌کاری به نام «ویی» (کنت تسانگ)، مأموریت می‌یابد تا پلیسی به نام «زیدو» (مایکل روکر) را به قتل برساند. جان با یک تفنگ دوربین دار، از راه دور در کمین طعمه‌اش می‌نشیند؛ و هنگامی که زیدو در تیررس جان قرار می‌گیرد، از چشمی دوربین می‌بیند که زیدو در حال بازی کردن با پسرش است. همین نکته موجب می‌شود که جان از کشتن او منصرف شود و ...

در یکی از سکانس‌های فیلم، زیدو و پسرش استیو، در سالن سینمایی که یک فیلم کارتون نمایش می‌دهد نشسته‌اند و غافل از همه جا در حال تماشای فیلم‌اند؛ که تبه‌کاران برای کشتن آن‌ها بسیج می‌شوند و مخفیانه در سالن تاریک سینما کمین می‌گیرند. در طول تمامی صحنه‌های این سکانس مهیج و بسیار پر جنب و جوش، سازهای کوبه‌ای موسیقی پاپ غوغا می‌کند. در همان حال یک تم بسیار هراس آور، روی این کوبه‌ای‌ها به گوش می‌رسد که در هیئت کرشندوهای کوتاه و پی در پی تجلی می‌یابد. این کرشندوهای کوتاه را سازهای مسی بادی، به نحو عصبی و تکان دهنده‌ای که گویی نسبت به خطری قریب الوقوع (تجهیز شدن تبه کاران مسلح، برای قتل طعمه‌شان؛ که در آن سالن شلوغ و مملو از جمعیت، جان عده‌ی زیادی از افراد بی‌گناه دیگر را هم به خطر خواهد انداخت) هشدار می‌دهند، می‌نوازند.

«حرکت دوربین» و موسیقی فیلم

گاهی حرکت در سینما، از طریق حرکات دوربین حادث می‌شود. در فیلم «شیطان درون: آپوکالیپس»، محصول 2004 و به کارگردانی الکساندر ویت، درست در آخرین فصل پیش از عنوان بندی پایانی، یکی از طولانی‌ترین زوم بک‌های سینما را شاهد هستیم.

در شرایطی که آلیس (میلا جوویویج) را خطر مرگ تهدید می‌کند، یک اتومبیل سیاه رنگ تشریفات، حامل والنتین (سیمنا گیلوری)، آنجلا آشفور (سوفی والوسور)، و اولیورا (اودد فهر) وارد آزمایشگاه می‌شود و پس از سوار کردن آلیس، آنجا را ترک می‌کند. هنگامی که اتومبیل در مقابل چشم نگهبانان، از دروازه خروجی آزمایشگاه خارج می‌شوند، دوربین طی یک نمای «لو انگل» (نمای از بالا به پایین)، از بالا به اتومبیل می‌نگرد. به نظر می‌رسد که دوربین از جایگاهی که فقط چند متر از سطح زمین ارتفاع دارد، سوژه را می‌نگرد؛ اما دوربین زوم بک می‌کند و عقب می‌رود. تا جایی که تمامی محوطه آزمایشگاه را در بر می‌گیرد. ولی باز هم عقب‌تر می‌رود و تمامی سطح شهر را در زاویه‌ی دید قرار می‌دهد. پس به راهش ادامه می‌دهد و همچنان بالاتر می‌رود. حالا تمام کشور، سپس کل قاره و عاقبت کره زمین را در حوزه‌ی دید قرار می‌دهد؛ و حتی از ارتفاع ماهواره‌ای که در مدار زمین قرار دارد نیز فراتر می‌رود.

در طول این زوم بک، که بی هیچ توقفی عقب می‌رود؛ و حرکت آن چندین ثانیه به طول می‌انجامد، موسیقی با سرعتی درونی که همتا و هم‌زمان با سرعت زوم است، به همراهی تصویر می‌پردازد. زهی‌ها با تمپوی سریعی در ازاء هر نت سیاه در میزان (دو چهارم) پاساژهایی مشتمل بر هشت نت سه لا چنگ می‌نوازند. این پاساژها که بسیار سریع انجام می‌شوند، به طور پیاپی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و همین نکته سرعت زیادی به موسیقی حاصله می‌بخشد؛ به طوری‌که حتی هارمونی لگاتو و بسیار کشیده‌ای که توسط بادی‌های چوبی و بادی‌های مسی، در زیر آن‌ها اجرا می‌شود، از سرعت قطعه چیزی نمی‌کاهد.

حرکت، در بطن سکون

در مواردی، هیچ‌گونه حرکت ظاهری جلوی دوربین اتفاق نمی‌افتد؛ اما در بطن آن حرکت دیده می‌شود. به عبارتی صحنه، آبستن حادثه‌هایی است که بر حرکت و جنبش دلالت دارد. در فیلم «بی‌خواب در سیاتل» دختر جوانی (مگ رایان)، از رادیو صدای مردی را در یک برنامه زنده شنیده است که مجری نام او را «ساموئل بالدوین» (تام هنکس) معرفی کرده و به او لقب «بی‌خواب در سیاتل» را داده است.

در یک صحنه از فیلم، دختر جوان را می‌بینیم که پشت میز کامپیوترش نشسته است و دارد دنبال مردی به نام ساموئل بالدوین می‌گردد. تمام مراحل جستجوی اینترنتی بر روی صفحه‌ی مانیتور کامپیوتر، با یک موسیقی پر جنب و جوش ارکسترال، که پتزیکاتوی بخش زهی‌ها، حالتی شوخ و شنگ را به آن می‌افزاید، همراه است.

به چه دلیل برای این صحنه ظاهرا ثابت و فاقد حرکت، موسیقی‌ای که از حیث نشانه شناسی بر حرکت دلالت دارد، در نظر گرفته شده است؟ زیرا در پشت این سکون، امواج خروشانی از حرکت نهفته است. یکی دنیای مواج و پر سیلان اینترنت، که به خودی خودآرام ناپذیر است؛ و در این مورد خاص، عاقبت در میان صدها ساموئل بالدوین، شخص مورد نظر را پیدا می‌کند؛ و دیگری سفرهای طولانی و پی در پی، که این جستجوی اینترنتی به خودی خود موجب شود، و حوادث بسیاری را (که بعدا در روند تکوینی فیلم شاهدش خواهیم بود) رقم می‌زند.

...

منبع: نشانه شناسی موسیقی فیلم؛ تورج زاهدی، انتشارات سوره مهر، 1388

مطلب مرتبط: بلاغت رسانه ای، نشانه شناسی رنگ و نور

جهت دریافت اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

ادامه نوشته

بلاغت رسانه اي، رنگ، نور، نشانه شناسي

سلام؛ بحث بر سر بلاغت رسانه اي بود. اكنون مي خواهم درباره نشانه شناسي رنگ و نور صحبت كنم. در ابتدا به آوردن یک حکایت از کتاب هنر رنگ «ایتن» کفایت می‌کنیم و هدفمان صرفا تجربه و دریافتی ذهنی از قوانین گسترده‌ی رنگ است (به توضیحات انتهایی مراجعه شود).

 حكايت:

بازرگانی دوستان خود را با خانم‌هایشان به شام دعوت کرده بود. مهمانان به محض ورود بوهای اشتها آوری از آشپزخانه به مشامشان می‌خورد و همه در انتظار خوردن بودند. میزبان به محض اینکه این جمع شاد و مسرور دور میز غذا گرد آمدند با چراغ‌های قرمز سالن را روشن کرد. با این کار گوشت‌ها به نظر عالی و اشتها آور می‌آمدند اما اسفناج به رنگ سیاه درآمد و سیب زمینی رنگ قرمز روشن به خود گرفت. پیش از اینکه مهمانان از این شگفتی به درآیند چراغ‌های قرمز جای خود را به آبی دادند. حالا گوشت‌ها حالتی از گندیدگی پیدا کردند و سیب زمینی‌ها کپک زده جلوه‌گر شدند. همه میهمانان ناگاه اشتهایشان کور شد. اما وقتی که چراغ زرد روشن شد، نوشابه داخل تنگ تبدیل به روغن کرچک و مهمانان تبدیل به لاشه‌های متحرکی شدند؛ بعضی از بانوان ظریف طبع‌تر با شتاب برخاستند و محل را ترک کردند. گرچه همه می‌دانستند که اینها همه نتیجه تغییر رنگ نور چراغ‌هاست ولی هیچ کس نمی‌توانست به فکر خوردن باشد. میزبان با خنده بار دیگر چراغ معمولی را که نور سفید داشت روشن کرد. جمع فورا روحیه شادش را بازیافت. چه کسی می‌تواند تأثیر عمیق رنگ‌ها را بر روی ما، چه از آن آگاه باشیم و چه آگاه نباشیم، نادیده بگیرد.

آبی عمیق دریا و آبی کوه‌های دور دست ما را به وجد می‌آورد ولی اگر با همین آبی دیوارهای محل مسکونی خود را رنگ بزنیم، غیر طبیعی، مرده و وحشتناک به نظر می‌رسد. انعکاسات آبی بر روی پوست، آن را رنگ پریده و همچون پوست مرده می‌سازد. در تیرگی شب، نور آبی لامپ نئون –همچون آبی روی سیاه- جذاب است و در مجاورت با نورهای قرمز و زرد شادی بخش و زنده می‌شود. آسمان یک روز آفتابی تأثیری فعال و زندگی بخش دارد درحالی که حالت آبی آسمان مهتابی غم و دلتنگی به همراه می‌آورد.

سرخی چهره خشم یا تب را می‌رساند. گرچه رنگ‌های خالص اثری از ناخوشی ندارد ولی پوست زرد و یا سبز حکایت از بیماری دارد. آسمان قرمز هوای بدی را به دنبال دارد ولی آسمان آبی، سبز و یا زرد هوای صاف و تمیزی را نوید می‌دهد.

بر اساس این تجارب از طبیعت به نظر می‌رسد که غیر ممکن است بتوانیم خصلت بیانی رنگ‌ها را تحت قاعده‌ای ساده درآوریم به طوری که با حقیقت وفق دهد.

جوانی، نور و نیروی زنده طبیعت در بهار با رنگ‌های درخشان بیان می‌شود. رنگ زرد نزدیک‌ترین رنگ به نور سفید است و زرد- سبز، تراکم یافته‌ی آن است. صورتی روشن و آبی روشن این مجموعه هماهنگ را تقویت و غنی می‌سازد. زرد، صورتی و بنفش یاسی اغلب در جوانه گیاهان مشاهده می‌شود.

رنگ‌های پاییز با رنگ‌های بهار شدیدا متضاد است. در پاییز سبزی گیاهان از بین می‌رود و به رنگ‌های بنفش و قهوه‌ای خفه بدل می‌گردد.

طبیعت در تابستان چهره مادی خود را با منتهای فراوانی فرم و رنگ ظاهر می‌سازد و شدت کمال حجم و نیرو را کسب می‌کند. رنگ‌های گرم و خالص و فعال با منتهای شدت خود فقط در منطقه‌ی بخصوصی از کره‌ی رنگ قرار دارند. برای کنتراست و تقویت این رنگ‌ها مکمل‌های آنها نیز مورد نیاز است.

برای نشان دادن زمستان، که با متوجه شدن نیروها به سوی درون زمین الگویی منفعل ایجاد می‌کند به رنگ‌هایی نیاز داریم که اشاره به عقب نشینی یا تشعشعی سرد و مرکزگرا، شفاف و رقیق دارد.

- تناوب شکوهمند دم زدن طبیعت در این چهار حالت می‌تواند به وضوح، به صورت عینی، با رنگ نشان داده شود. اما اگر دلیلی برای انتخاب ترکیبات رنگ به کار نبریم و کل دنیای رنگ (کره رنگ) را در مقابل خود نداشته باشیم چیزی جز راه حل‌های شخصی نخواهیم داشت و اعتبار و حقیقت کلی را از دست خواهیم داد.

- برای رسیدن به ارزش روان شناختی هر رنگ خوب است آن رنگ را با سایر رنگ‌ها در ارتباط قرار دهیم. برای جلوگیری از اشتباه، به هنگام نام بردن هر رنگی تا حد امکان، باید بدانیم دقیقا چه رنگی و چه درجه روشنی مد نظر ماست و آن رنگ با چه رنگی هم‌خانواده است. وقتی من می‌گویم قرمز، باید تعیین کنیم کدام قرمز؛ همانطور که باید بدانیم از کدام خانواده. قرمز متمایل به زرد، نظیر قرمز- نارنجی، از نظر نوع با قرمز متمایل به آبی بسیار متفاوت است، و قرمز- نارنجی روی زمینه زرد لیمویی با قرمز- نارنجی روی زمینه سیاه و یا بنفش هم روشنایی با آن نیز متفاوت خواهد بود.

منبع:

ایتن، یوهانس. هنر رنگ، ترجمه عربعلی شروه، انتشارات یساولی، تهران: 1380

توضیحات: در طول سال‌ها نظریه‌های رنگ بیشماری منتشر شده است: نظریه رنگ گوته، دایره‌ی رنگ استوالد، نظریه رنگ آدولف هولتزل، و اکنون یوهانس ایتن با کتاب خود، هنر رنگ، کمکی جدید به نظریه‌های موجود عرضه می‌دارد.

این کتاب مسأله‌ی نمودهای بصری، احساسی و سمبولیک رنگ را با تصاویر رنگی بسیاری به دقت مورد بررسی قرار داده است و مشق‌های سیستماتیک رنگی در کنار نقاشی استادان بزرگ آورده شده و مورد آنالیز قرار گرفته است.

همچنین دایره‌ی رنگ و کنتراست، نظریه اکسپرسیون رنگ، نظریه امپرسیون رنگ و کمپوزیسیون رنگ به خوبی توضیح داده شده است که ما در این مجال اندک فقط به آوردن یک حکایت از این کتاب اکتفا کردیم و هدفمان فقط تجربه و دریافت ذهنی از قوانین گسترده‌ی رنگ بود.


مطلب مرتبط: بلاغت: معاني و بيان

لطفا جهت دريافت مطالب بيشتر به ادامه مطلب مراجعه فرماييد...

ادامه نوشته

بلاغت رسانه ای

سلام. قصد دارم چند مطلبی با موضوع بلاغت رسانه ای برایتان بنویسم. موضوع جدیدی است که توافق چندانی هم درمورد آن وجود ندارد ولی در این مطلب ایده ای از شخص خودم مطرح کرده ام که برای ورود به مبحث بلاغت رسانه ای می توان پلی از مفهوم سنتی بلاغت به اینجا زد و از آن ایده گرفت.

بلاغت و کلام

همانطور که مارشال مک لوهان اظهار می‌دارد، هر رسانه‌ی جدیدی که پا به عرصه ظهور می‌گذارد، در آغاز از متن رسانه‌ی نسل قبل از خود برای بیان محتوا استفاده می‌نماید. به طور مثال رادیو، همان محتوای مطبوعات چاپی را استفاده می‌نماید و تلویزیون همان محتوای رادیو را استفاده می‌نماید (مارشال مک لوهان، کهکشان گوتنبرگ).

در بحث بلاغت رسانه‌ای نیز باید آگاه بود که شاید این مفهومی متأخر باشد اما مفهوم «بلاغت» قدمتی به درازای ادبیات و منطق را داراست که در حافظه جمعی مردم نیز ثبت است و می‌توان گوشه‌ی چشمی بدان داشت و قبل از ورود به مبحث بلاغت رسانه‌ای از مفهوم قدیمی بلاغت در زبان و ادبیات بهره گرفت.

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

ادامه نوشته

انسان و تربيت در نظرگاه امام خمينى

 

متن كامل سخنان حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خمينى درباره آراء تربيتى امام خمينى كه در تاريخ 11/3/73 در مراسم افتتاحيه كنگره بررسى آثار و انديشه‏هاى تربيتى امام خمينى در دانشگاه تربيت معلم ايراد گرديد.


مطلب مفیدی است؛ جهت مطالعه به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

ادامه نوشته

مردم و منطق مظفر

خطابه و مردم

تقدیم به احمد آقای زالی


چگونه می توان رهبری مردم را در دست گرفت و آنها را به سوی اهداف خیر یا شر خود سوق داد؟ کسانی که با بحث منطق و مبحث صناعات خمس آشنایی داشته باشند، می دانند که این صناعات بنابر مواد استفاده شده در مقدمات آنها به 5 دسته برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطات تقسیم می شوند. اما مرحوم مظفر در کتاب خود در باب استفاده از خطابه چنین می گوید:

پیروان ادیان، مبلغان مذاهب و مکاتب، سیاستمداران و گروه هایی از این قبیل، در راه رسیدن به اهداف خود نیاز فراوانی به اقناع مردم و متقاعد ساختن ایشان دارند؛ چراکه تنها در صورت جلب رضایت و قانع کردن ایشان است که می توانند اندیشه و رسالت خود را عملی سازند. اما توده مردم در برابر برهان کرنش نمی کنند و به آن قانع نمی شوند، همانگونه که شیوه های جدلی نیز در ایشان چندان مؤثر نمی افتد؛ چه توده مردم بیشتر تحت تأثیر عواطف و احساسات اند تا اندیشه و بصیرت؛ بلکه شکیبایی لازم برای تأمل و اندیشه و قضاوت درباره ادله و براهین را ندارند. مردم غالبا سطحی می اندیشند، قوه تشخیص دقیق حق و باطل را ندارند، و فریب ظواهر فریبنده و عبارات زیبا را می خورند. و چون شکیبایی لازم برای جدا کردن حق از باطل را ندارند، وقتی اندیشه ای بر ایشان عرضه می شود که نمی توانند درستش را از نادرست جدا سازند، تمام آن را می پذیرند یا تمام آن را رد می کنند.

بنابراین کسی که می خواهد در مردم اثر گذارد، برای آنکه ایشان را قانع کند باید راهی جز راه برهان و جدل پیش گیرد؛ چراکه راه ها و شیوه های عقلی نمی تواند در عواطفی که بر مردم حاکم است تأثیر کند؛ و از این رو در عقاید ایشان مؤثر نمی افتد و آن را تغییر نمی دهد.

بلکه می توان گفت این امر به توده مردم به عنوان یک جمعیت اختصاص ندارد؛ زیرا تک تک مردم، در صورتی که اهل فضل و دانش نباشند، از برهان و راه های جدلی و قانع شدن با این امور فاصله بسیاری دارند. بلکه بیشتر خواص و علم پیشگان، اگرچه خود را آزاداندیش می پندارند، اما جذب اموری می شوند که بر عواطف و احساسات اثر می کند و فریب آنها را می خورند. بلکه می توان گفت: ایشان -علی رغم خرسندی و رضایتی که از دانش و فضل خود دارند، و گاهی خود را در اوج می بینند- در بسیاری از عقاید و نظرات خود بی نیاز از آن نمی باشند.

و از این رو خطابی که مردم عادی و کسانی که مانند ایشان اند، دریافت می کنند، نباید چندان دور از درجه و مرتبه آنها باشد و لذا گفته اند: «با مردم به اندازه عقل ایشان سخن بگو».

تنها صناعتی که برای این غرض مفید و مناسب است، صناعت خطابه است؛ چه اسلوب خطابی بهترین شیوه برای تأثیرگذاری بر توده مردم است. هرکس بتواند این صناعت را کسب کرده و خطابی، به معنایی که در اینجا مورد نظر است، باشد، می تواند بر مردم مسلط شده و آنها را به سوی سعادت یا شقاوت سوق دهد.

این است وجه نیاز ما به صناعت خطابه. و کسی که فکر رهبری مردم به سوی سعادت را در سر دارد باید این صناعت را که عبارت است از شناخت راه های قانع کردن، فرا گیرد. چه، خطابه در مقام اقناع از دیگر صناعات مؤثرتر است، چنانکه جدل در مقام الزام سودمندتر است.

به نقل از ترجمه دکتر علی شیروانی، ص 232