
توضیح: حجت الاسلام سید محمدحسین متولی امامی از اساتید حوزه علوم اسلامی دانشگاه کاشان و از طلاب مؤسسه آیت الله مصباح قم است که با تاسیس موسسه مطالعاتی "متا" به برگزاری دوره های تمدن شناسی می پردازند.
ایشان دارای مدرک کارشناسی حقوق، کارشناسی ارشد علوم اجتماعی و سطح سه حوزه بوده و معاونت آموزشی موسسه پژوهشی فتوح اندیشه قم را نیز برعهده دارند.
متن زیر خلاصه ای از صحبت های ایشان در تاریخ 14/3/95 با موضوع فلسفه علم است که در مکان امامزاده درب امام اصفهان در میان طلاب علاقه مند ایراد شده است. (همچنین خلاصه ای از صحبت های دیگر اساتید نیز آمده است.)
***
حجت الاسلام امامی در ابتدای این جلسه بیان کردند که آنچه تا کنون مطرح شد بحث در خصوص معرفت شناسی بود، اما از این جلسه بحث در خصوص هستی شناسی علم است.
ایشان در ادامه بیان کردند که 300 سال قبل از میلاد مسیح، اقلیدس (مبدع هندسه) 5 اصل دارد که ربط دارد به منطق ارسطویی و آن نیز ربط دارد به فیزیک نیوتنی.
دستگاه هندسی که اقلیدس مطرح می کند در سیستم خطی است ولی بعدها افرادی مانند "ریمانی" و دیگران هندسه های کروی و زین اسبی را مطرح کردند که کاملا سطح تحلیل را دگرگون کرد و اصول اقلیدسی به هم ریخت.
"اینشتین" نیز دیگر جهان را با خط تحلیل نمی کند بلکه با منحنی توضیح می دهد و نظریه نسبیت انیشتین بیان این نوع تحلیل از عالم است. لذا هندسه نا اقلیدسی با منطق ریاضی و فازی همسو بود که در نهایت منجر به فیزیک اینشتن شدند.
پوزتیویست ها در قرن های 18 و 19 م معتقد بودند که اصول ثابت عالم را کشف خواهند کرد و بر عالم سیطره پیدا می کنند. در پاسخ آنها بیان شد که نه قوانین ثابت در عالم است و نه می توان قوانین را کشف کرد بلکه آنچه رخ می دهد تخیل های مفید است نه بیشتر.
در ادامه استاد متولی امامی به نظرات "توماس کوهن" (Thomas Kuhn) پرداختند و بیان کردند:
کوهن معتقد است همه چیز را مولکولی و اتمی دیدن صحیح نیست و با برداشته شدن این عینک می توان دنیا را طور دیگری توصیف کرد.
کوهن معتقد است که دانشمندان "پیش علم"هایی دارند که سعی دارند از آن صیانت کنند. این "پیش علم" منجر به تولید علم عادی می شود و این علم عادی آنقدر نقد می خورد که بحران علم به وجود می آید و بعد از این بحران علم جدید به وجود می آید و دوباره این علم جدید آنقدر نقد می خورد که به بحران می رسیم و دوباره این سیکل تکرار می شود.
نگاه پارادایمی به عالم
استاد متولی امامی در ادامه بحث بیان کردند که تا قبل از کوهن نگاه به علم خطی بود ولی بعد از کوهن نگاه به علم پارادایمی شد، به این معنی که یک چهارچوب متصور می شود و متناسب با آن علمی تولید می شود و دوباره چهارچوب دیگری متصور شده علم متناسب با آن تولید می شود، و لزوماً این علم جدید ادامه و تکمله علم قبل نخواهد بود.
کوهن معتقد است انسان هایی که ساختارشکن هستند انقلاب می کنند و علم را پیش می برند.
در ادامه استاد امامی به دو مؤلفه مورد نظر کوهن اشاره کردند:
1. پارادایم مبنای علم است.
2. مرزی بین علم و غیر علم نیست.
این سخن در مقابل پوزتیویست هاست که می گویند علم، معرفت تجربی است و غیر آن علم نیست. ولی کوهن می گوید هر پارادایمی که مبنا دارد علم است. حال این پارادایم ممکن است فلسفی، دینی و... باشد.
نکته مهم این است که کوهن می گوید پارادایم ها قیاس ناپذیر است، نتیجه این سخن چیزی جز نسبیت در معرفت نخواهد بود؛ لذا چون علم پارادایمی است اهداف و روش هم پارادیمی خواهد شد.
لذا از کوهن به این طرف تمام نگاه ها به علم پارادیمی شد. بنابراین "فایرابند" معتقد است:
1. هر چیزی علم است (حتی سحر و جادو و ...).
2. انقلاب ها به سادگی رخ نمی دهد و هرکس در داخل چهارچوب خود حرکت می کند.
"ماکسول" نیز می گوید:
باید علم جدیدی بنا کرد: "علم سبز".
و "هابرماس" دموکراسی علمی را مطرح می کند.
استاد امامی در ادامه به جریان "رئالیسم انقادی" پرداخته بیان کردند:
کسانی مثل "بسکار" به دنبال جمع کردن واقعیت (رئال) با انتقاد بودند. اینان معتقد هستند باید به پوزتیویسم برگشت اما با روحیه انتقادی به آن.
استاد امامی خلاصة آراء پوزتیویست ها را چنین بیان کردند:
1. واقعیتی هست.
2. قابل دسترسی است.
3. تجربه علم است و کارآمد و بقیه علم ها فقط علم است.
4. روش های مختلفی برای رسیدن به علم وجود دارد.
زبان فطرت
استاد در ادامه بیان کردند که تنها راه اتصال انسان به فرا تاریخ و زبان مشترک انسانها "فطرت" است.
یک دسته مشترکاتی داریم بین انسانها به نام احساس فقر به یک موجود برتر. این اشتراکات همان فطرت است و حلقه اتصال بشر به فرا تاریخ.
بنابراین برای همزبانی بشر گزاره هایی وجود دارد از قبیل:
1. فطرتاً انسانها در حوزه بندگی هستند. (یکی خورشید می پرستد، یکی سنگ و دیگری الله و...)
2. گزاره های مشترک فلسفی و منطقی بین انسانها وجود دارد از قبیل "اجتماع نقیضین محال است" و ... .
3. حسن و قبح عقلی یکی دیگر از گزاره های مشترک بین انسانهاست.
.....
شرایط تحقق یک تمدن
حجت الاسلام دکتر سید محمدحسین متولی امامی در قسمت دیگری از صحبت های خود بیان کردند که: تحقق یک تمدن به دو چیز وابسته است:
1. وجه ساختنی/ نظام سازی: این وجه توسط حاکمان انجام می گیرد.
2. وجه زایشی: که طبیعی شکل می گیرد.
حاکم ریل گذاری می کند و مردم قطار این حرکت هستند و باید حرکت کنند تا تمدن محقق شود.
نتیجه فرهنگ، تمدن می شود و نتیجه تمدن هم تقویت فرهنگی است که از آن به وجود آمده است. لذا تمدن غرب مدرن دچار چالش شده است؛ چراکه بر اساس فرهنگ مدرن شکل گرفت و اکنون خروجی آن پست مدرن است که فرهنگ مدرن را تقویت نمی کند.
از ویژگی پست مدرنیسم هم نسبی گرایی است که هیچ گاه با نسبی گرایی نمی شود تمدن ساخت، و آنچه تمدن ساز است اطلاق است. لذا ادیانی قادر به تمدن سازی هستند که فقه (باید و نباید) داشته باشند.
سیاست گذاری (ریل گذاری) حاکم مبتنی بر نظام نیاز است و بر این اساس تعریف تمدن می شود:
پاسخ به نیازهای اجتماعی مبتنی بر تعامل حاکم و مردم،بر اساس مبانی فکری و فرهنگی.
گاهی مردم می گویند نیاز من از عبودیت است تا نیازهای مادی که نظام خاص خود را دارد. و گاهی نیازهای مردم از لذت شروع می شود تا عبادت که نظام خاص خود را طلب می کند.
ارائه دکتر قربانی؛ جلسه چهارم: جمعه 7/12/94
مکان: امامزاده درب امام
دکتر قربانی در این جلسه ایده آلیسم را به چهار دسته زیر تقسیم کردند:
1. ایده آلیسم استحسانی (ذوقی).
2. ایده آلیسم اخلاقی.
3. ایده آلیسم فلسفی.
4. ایده آلیسم مطلق.
اولین نوع ایده آلیسم در حوزه هنر است. هنرمند کوه را می بیند و شکلی از آن را می کشد که در ذهن خود است.
نوع دوم ایده آلیسم در خصوص "بایدها" بحث می کند. به عبارت دیگر در حوزه اخلاق و اصول والای اخلاقی بحث می کند.
نوع سوم ایده آلیسم از این بحث می کند که واقعیتی ورای صور ذهنی نیست.
و نوع چهارم که هگل قائل به آن است می گوید همه چیز صور معقول ایده است.
این مکتب برای خود دلایلی دارد که به قرار زیر:
1. اصل جهت کافی.
تا زمانی که جهت کافی برای یک چیز وجود نداشته باشد امکان وجود آن چیز نمی رود، و اگر جهت کافی ایجاد شد گریزی از پذیرش یک موضوع نداریم.
2. اصل امتناع تناقض.
در نظام دو پاره (همه چیز را دو تا دیدن) یک روح داریم و یک ماده. آنچه در خارج از ذهن است قابل تفکر نیست و چیزی که نتواند به اندیشه بیاید عدم محض است. اگر ماده قابل اندیشیدن است یعنی ذات او هم صورت معقول است و صورت معقول فقط در ذهن است.
دکتر اصغر منتظرالقائم (عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان)
دکتر منتظرالقائم در جلسه سوم صحبت های خود بیان کردند: جامعه سالم جامعه ای است که در راستای سلامت جسمی، روانی، معنوی، خانوادگی و... گام بردارد.
برای تمدن سازی هم نیاز به مردم سازی است و هم نیاز به دولت سازی که با دستورات دین امکان پذیر است. دولت بر اساس نظام سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی شکل می گیرد و وظیفه دولت حفظ امنیت، حفظ شهرها، حفظ نظام شهروندی و... است.
انتهای پیام/