پژوهشگر حزب جمهوری اسلامی: موزه حزب جمهوری اسلامی در اصفهان تأسیس شود

به گزارش خبرگزاری تسنیم  از اصفهان (+) احمد زمانی در ویژه‌برنامه گرامیداشت شهدای هفتم تیر با عنوان «یک ملت بهشتی» در حسینیه انصارالحسین (ع) اصفهان اظهار داشت: شهید دکتر بهشتی بااینکه در جایگاه رفیع علمی و مسئولیتی بودند در سلام کردن از دیگران پیشی می‌جستند. شهید بهشتی در بحث جلسات قانون اساسی نظم و جدیت سرلوحه کارشان بود.

حجت‌الاسلام جواد جلوانی فعال فرهنگی اصفهانی نیز در ادامه شهید بهشتی را حکیم انقلاب توصیف کرد و گفت: کسی که همه رفتار و بروزهایش از سر حکمت باشد و عدم دنباله‌روی کارهای لغو و باطل باشد حکیم نامیده می‌شود.

وی با بیان اینکه شهید بهشتی نه‌تنها تک‌بعدی نبود بلکه انسانی جامع، سیاستمدار، عارف، مدیر و فقیهی عالی‌رتبه بود، ‌پیشنهاد تأسیس موزه حزب جمهوری اسلامی را در مسجد علی (ع) اصفهان که مسجدی در تراز انقلاب اسلامی است ارائه داد.

مرتضوی دیگر فعال فرهنگی و اجتماعی اصفهان با اشاره به کلام امام خمینی (ره) که فرمود بهشتی یک ملت بود برای ملت ما، گفت: این بیان جامع‌ترین و رساترین تعریف از شهید مظلوم بهشتی است.

وی به لزوم تبیین آرا و اندیشه‌های بزرگان انقلاب تأکید و عنوان کرد: اگر این اقدام صورت نگیرد حرف‌های بزرگان بر زمین می‌ماند.

»»» تصاویر کامل این جلسه را از اینجا ببینید.

»»» متن سخنان آقای صفار هرندی در این همایش را از اینجا ببینید

انتهای پیام/

کتاب «به توان تشکیلات» به همت انتشارات حدیث راه عشق ویژه فعالان فرهنگی به چاپ رسید +نحوه خرید

تصاعد هندسی در فعالیت های فرهنگی انقلابی!

کتاب «به توان تشکیلات» به قلم سلمان هاشمیان و جواد جلوانی در ۳۵۰ صفحه به همت انتشارات «حدیث راه عشق» به چاپ رسید.

این کتاب با این سوال شروع می شود که چرا بعد از سی سال از انقلاب اسلامی هنوز ضرورت کار تشکیلاتی و کار گروهی منسجم و تشکیل هسته های مقاومت در میان جبهه فرهنگی انقلاب حس نمی شود؟ هزاران مجموعه، پایگاه، کانون، حوزه، ارگان و سازمان داریم، کلی نیرو داریم، همه هم توی هم می لولند؛ اما کار چندانی هم صورت نمی گیرد.

مشکل کار در کجاست؟ چرا نیروهای ما مدام کاسه چه کنم چه کنم دست گرفته اند؟ نمی دانند امروز چه وظیفه و مسئولیتی بر دوش دارند؟ اولویت بچه های فرهنگی دهه چهارم انقلاب چیست؟ و… این مجموعه شاید بهانه ای باشد برای پاسخ به این دغدغه ها.

تشکل ها، مجموعه های فرهنگی و علاقه مندان می توانند برای تهیه این کتاب با تخفیف ویژه با شماره ۰۹۱۳۲۷۰۶۷۱۵ تماس حاصل فرمایند.

«تصاعد هندسی در فعالیت های فرهنگی انقلابی» عنوان دومی است که روی جلد کتاب خودنمایی می کند. این تعبیر بدان معنی است که در فعالیت های گروهی اگر اصول کار تشکیلاتی رعایت شود، توان افراد با هم جمع نمی شود، بلکه در هم ضرب می شود و به «توان» و «تصاعد» بالا می رود.

نگارندگان در مقدمه کتاب به توضیح ۱۲ فصل کتاب خود پرداخته اند:

برای تهیه این مجموعه کم بضاعت، هزاران صفحه از کتب، جزوات، سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی گردآوری، خلاصه نویسی و مطالعه شده است. ده ها ساعت مصاحبه و مشورت صورت گرفته است و حاصل آن این بود که منابع محدود و پراکنده را به صورت منسجم همانند یک دایره المعارف در اختیار مخاطب تشکیلاتی خود قرار دهد.

این کتاب در یک مقدمه و ۱۲ فصل به لطف ائمه عصمت و طهارت علیهم السلام نگارش شده است.

فصل اول و دوازدهم کلام رهبر معظم انقلاب اسلامی و برای ما نخ تسبیح و نقشه راه است.

در فصل های دوم و سوم با سخنانی هیجان انگیز از بزرگان کار تشکیلاتی آشنا می شویم که ضرورت تشکیلات و لزوم نیروسازی برای انقلاب و نظام اسلامی را برای ما گوشزد می کند.

تبریک می گویم! شما انتخاب بزرگ خود در زندگی را انجام داده اید. از امروز قدم در مسیری گذاشته اید که بی تفاوت نبودن و به روزمرگی و دور باطل نیافتدان شرط اول آن است؛ راهی که بی بازگشت است.

فصل چهارم به طور مختصر به لزوم «مدل سازی» و ارائه مطلوب «حزب اسلامی» با مدل بومی (نه غربی) اشاره می کند؛ بحثی که سال ها است مغفول مانده است. فهم این فصل کمی هوش و ذکاوت بیشتر می خواهد.

فصل پنجم متبرک است به سخنان اسطوره کار تشکیلاتی شهید آیت الله بهشتی که موسی وار ما را با چهل فرمان و اصل کار تشکیلاتی آشنا می کند. اگر چون یهود قصد تخطی از فرامین الهی موسی را داری، خواندن این فصل را توصیه نمی کنم.

فصل شش و هفت مباحث اخلاقی و انضباطی در تشکیلات است. از وظایف نسبت به همدیگر تا سیر و سلوکی تشکیلاتی. حجم زیاد نکات اهمیت مبحث «اخلاق تشکیلاتی» را برای ما پررنگ تر می کند. سعی نکنید فقط روزنامه وار بخوانید و عبور کنید! طمأنینه و به عمل گرفتن، شرط لازم این دو فصل است.

در فصل هشتم انگیزه هایمان برای فعالیت جهادی تشکیلاتی را تقویت و بازخوانی می کنیم. یادتان باشد که ما مسئولیم!

در فصل نهم و دهم از مباحث نظری کمی فاصله گرفته و شما به جزئیات و مراحل اجرایی در کار تشکیلاتی دعوت می شوید. از نحوه مخاطب شناسی، شناسایی، جذب، تثبیت، سازماندهی و ارتقای نیرو گرفته تا نکات مدیریتی. وصیت نامه های ریز و درشت تشکیلاتی گل سرسبد این بخش است.

آیا کار تشکیلاتی با هدف کادرسازی برای انقلاب و نظام اسلامی، بدون مفهوم جبهه فرهنگی و مهندسی فرهنگی امکان پذیر است؟ اگر جوابتان «خیر» است پس فصل یازدهم خواندنش اهمیت فوق العاده دارد.

انتهای پیام/

روحیه کار جمعی در دفتر جاد! / کاریکاتورهای زیرخاکی تشکیلاتی

توضیح: در آرشیو مطالب قدیمی خود به دو کاریکاتور زیرخاکی از دفتر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه های اصفهان و علوم پزشکی اصفهان برخوردم که در نوع خود واقعا نوستالژیک است. آن زمان نشریه داخلی تنور را چاپ می کردیم که امیدوارم هنوز چاپ آن ادامه داشته باشد.

این دو کاریکاتور چاپ نشده از طرف واحد خواهران شاید مربوط به سال 1387 است که طراح آن برایم ناشناس است!

چشم انداز نیمروز ماجرا؛ نگاهی به آخرین اثر محمدحسین مهدویان

توضیح: این متن به قلم دوست عزیز آقای علی یوسفی است و اولین بار در پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان منتشر شده است (+).

چشمانی که کوه را دیده باشد پاک و تیزبین است و گوش هایش از هیچ صدایی نمی گذرد.

نگاه کمال از لابه لای قاب های پنجره ی دکّان ساندویچی، خانواده ای پاک را نشانه رفته است و همه ی آرزوهایش را در قامت آنها می بیند. آرزوهایی که احتمالا قرار است بعد از فتح قله ها حقیقت یابد؛ آرزوهایی که حامد هم مشغول خواندش در گوش اوست و نگاه مستقیم و پر سوال کمال که حامد از آن بی خبر است او را مکدر می کند.

نگاه کمال که بر می گردد زندگی در جامعه ی پیش رویش پر از خون می شود. دخترکی ناز در آغوش پدر و مادری از جنس خدا به خاک و خون کشیده می شود و همه چیز در قاب تصویر آشوب می شود و آشفته می گردد.

چادری که زمان برافراشتگی و اهتزازش فرا رسیده است به زمین آمده و خون آلود بر سر عمود زندگیش کشیده می شود. تپش های بی ضرب و آهنگ دخترک که کمی آن طرف تر بی جان افتاده، امید را به کمال برمی گرداند اما دیر است و سرزنشی عجیب او را گیج کرده و با خود کلنجار می رود که ای کاش فقط حرف های حامد را گوش می داد و چشمانش را از تصویر آرزوهایش بر نداشته بود. خون در رگهایش به جوش آمده است. کمال آمده بود تا ببیند و عمل کند و حالا جلوی چشمانش همه چیز داشت پرپر می شد.

«ماجرای نیمروز» به کارگردانی «محمدحسین مهدویان» به ترورهای سال ۱۳۶۰ به دست گروهک مجاهدین خلق می‌پردازد. این فیلم روایت سفارشی همه مردم ماست؛ سفارشی برای فهم همه ی آنچه می دانند و نمی دانند. کاری که از نگاه سینمایی ها هنرمندانه و از چشم مردم برتر و کم نظیر به حساب آمد.

در این یادداشت مواردی بیان شده است که به تشریح حال آن روزهای روایت پرداخته است که هر از گاهی هوای این روزهای ماست و مرور آن خالی از لطف نیست.

***

در چشم انداز ماجرای نیمروز نباید از آهنگ و حرکت فیلم غافل شد. آدم های این روایت هریک نماینده ای از دوران پرالتهاب آن روزها و شاید این روزها هستند؛ نمایندگان همان اندیشه ها، نگاه ها و تصمیماتی که هوشمندی ها را در کنار سادگی ها و غفلت ها معنی می کرد.

روزهای پر التهاب که اعتماد به چشمانت را سخت کرده است؛ انگار با خودت هم بیگانه شده ای. وقتی اشک هایی که مال چشمان رحیم است اما روی گونه های عباس غلط می خورد دیگر هیچ نزدیکی در رفاقت سال های دور این دو پیدا نمی کنی.

مرزها شکسته شده و انفجار در آغوش خواهرِ طاهره، تو را در آن لحظه فیلم می ترساند و چه بسا تو را به ژانر وحشت می برد. آنجا انگار خالی شده ای و توانی برای ادامه جریان نداری اما خودت را جمع و جور می کنی و به ماجرا برمی گردی.

وحشت و ترس ادامه پیدا می کند و لحظه به لحظه ی روایت تو را آماده یک اتفاق می کند. تو خودت را هم در بستر حادثه قرار می دهی. کافی است یک بار دیگر اعتماد کنی تا این بار خودت قربانی شوی. باید به خودت هم مشکوک باشی تا جان به در بری.

وقتی صدای رگبار را شنیدی این صدای قتل عام توست. چون ماشین بعدی نوبت توست. کمال خوب می فهمد که این ایست و بازرسی برای از کار انداختن او و جامعه ی او با همه ی ارزش های او است و باید زرنگی کند، خوب توطئه را می شناسد و عمل می کند، اما چشمان باز کودکی او را به فوران در می آورد. حالا خریدار حرف های رحیم هم دیگر نیست. او می خواهد فقط عمل کننده باشد و امان ندهد.

اینجا خودت را جای کمال می گذاری و مباهات می کنی. تازه غبطه هم می خوری که ای کاش دستش باز بود تا بیشتر عمل کند و با او هم رای می شوی که تو مرد قله ای اینجا چه می کنی؟! حالاهمه ی مخالفت هایت با کمال تمام شده و او را آرام آرام قهرمان داستان می دانی. اما کارگردان روایت تو را محک می زند و نمایندگی کمال را در اندیشه تو پر و بال می دهد.

کارگردان قصه همچنان به دنبال اندیشه های دیگر است و در اینجا به دنبال طرفداران واکنش مسعود است. کسی که آزادی و انسان دوستی ایدئولوژی اوست و در کارش معتقد و پرتوان است. حالا نوبت مسعود است که شاهد نهایت پستی و سنگ دلی باشد و برادرش را خون آلود، سوخته و تکه تکه در مقال ببیند و رحیم مامور است تا او را از صحنه خارج کند تا نگاهش بعضی چیزها را نبیند. مسعود نباید نگاه دنباله دار آقای دادستان را ببیند چون آن نگاه مسعود را قربانی و شاید هم مقصر معرفی می کند. دادستان هنوز در خاطر دارد که مسعود را هشدار داده است و او با جسارت، آقای دادستان را نقد کرده است.

حال مسعودِ روایت که از طرف حامیانش در آغاز ماجرا تا مرز نقش اولی فیلم هم رفته است، خود را از روند روایت کنار می گذارد و کمرنگ می شود اما همه می دانند که مسعود ادامه دارد.

حالا صدای روایت در آمده است و رحیم که گویی نماینده همه است جان می گیرد و هیاهویی هم به راه می اندازد که جنگ اینجاست و تاکید او تهران است. تهران است که مرکز ماجراست. حالا مخاطب او را بخشیده است و با او همراهی می کند و حتی می خواهد با رحیم همدردی هم  بکند.

اینجاست که صدای اول فیلم بلند می شود و تکیه گاه ماجرای نیمروز (مسعود) همه را به فیلم باز می گرداند و آن اعترافات بازداشتی اول فیلم است که نقطه صعود ماجراست. نقطه ای که کشمیری را هم حساس کرده بود، حساسیتی که حدس مخاطب ماجرای نیمروز را به واقیعیت بدل می کند.

صد و هشتاد و چند روز بعد! حاصل کار مسعود کلید عملیات را به دست کمال می دهد و طرح عملیات فعال می شود.

حامد هم همه توانش معطوف یافتن قفلی می شود که کلید کمال را در آن بنشاند و فرصتی یابد تا فرشته نجاتی برای فریده باشد. دختر جوانی که در تشکیلات با موسی خیابانی تصمیم ساز و جریان ساز بوده است.

اما رحیم بار دیگر نگران است و از فاصله گرفتن احتمالی خودش با ماجرای نیمروز می هراسد ولی کمال آمده است تا به داد ماجرا برسد و با نشاط او حامد مهیا می شود. او نقش مهربان و شیفته ی درون فیلم را ناجی همه اتفاقات یک نیمروز می کند.

لحظاتی نمی گذرد که حامد برنده نیمروز، ماجرا می شود. حامد مانده است تا باورش به کمال و رحیم محکم تر شود.

نوازش های رحیم حامد را به قله می برد و ماجرای نیمروز را به نام او می زند تا روایت پشتکار و علاقه جوان در روایت داستان زنده شود.

اینجا دسته ای دیگر از مخاطبان اندیشه ای نو می سازند و این بار همه اندیشه ها در ماجرای نیمروز برنده می شوند.

انتهای پیام/

حرکت های خودجوش فرهنگی باید حمایت شوند (طرح گرافیکی)

توضیح: نوروز امسال مقام معظم رهبری در سخنرانی ابتدای سال خود در حرم رضوی بر حمایت از مجموعه های خودجوش مردمی توسط دستگاهها و نهادها تاکید فرمودند و گفتند:

«مسائل فرهنگی بسیار مهم است و اهمیت بسیار زیادی می دهم. مجموعه های خودجوش مردمی که کار فرهنگی می کنند که در سراسر کشوری هزاران مجموعه خودجوش مردمی است که دارند کار می کنند و فکر می کنند و کار فرهنگی می کنند باید روز به روز توسعه پیدا کنند و دستگاه های دولتی به این ها کمک کنند و به جای اینکه آغوش خود را به روی کسانی که نظام و ارزش های اسلامی را قبول ندارند باز کنند به روی بچه های حزب‌اللهی و انقلابی باز کنند. کارهای فرهنگی با ارزش دارد انجام می گیرد و در تمام زمینه ها می توانند جوانان انقلابی کار کنند، امروز و فردا برای جوانان است.»(+)

از خواست رهبری تا عمل مسئولین!

به راستی چقدر از این مجموعه ها حمایت می شود و چقدر اصولی است؟ چه آنکه اگر اصولی بود شاید مقام معظم رهبری رسما از مسئولین حمایت از جوانان انقلابی و مجموعه های خودجوش را خواستار نمی شدند.

طرح گرافیکی از میلاد امیریوسفی

ماهیان ندیده غیر از آب!

دستخطی از برادر حجت الاسلام امیرحسین مستاجران

یادگاری از ایشان به یاد گپ وگفت های گاه و بیگاه در معاونت فرهنگی مرکز مدیریت حوزه علمیه

ماهیان ندیده غیر از آب، پرس پرسان ز هم که آب کجاست!

آیین نامه واحد روابط عمومی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه های اصفهان و علوم پزشکی

 

توضیح: وقتی بیش از اندازه با دنیای اطلاعات سر و کار داشته باشی، بعد از مدتی کمی سختگیر می شوی و دیگر هر مطلبی به ذائقه شما خوش نمی آید. همواره به دنبال چیزهای نو و بدیع می گردم اما جدیدا به صورت قطره چکانی به ان دست می یابم. حال پس از مدتی متوجه شدم که دوستان خوبم در جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه های اصفهان و علوم پزشکی، واحد روابط عمومی را نیز به مجموعه شورای مرکزی اضافه کرده اند که بسیار خوشحال شدم چراکه شاید در 10 سال گذشته کمتر نیاز به چنین واحدی حس میشد اما امروز روابط عمومی ها حرف اول را برای گفتن دارند.

متن زیر آیین نامه واحد روابط عمومی جاد اصفهان است که در ادامه می خوانیم و به نظر از ساختار خوبی برخوردار است.

آیین نامه داخلی واحد روابط عمومی

«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ»

(خداوند دوست دارد کسانی را که در راه او در صفی، همانند دیواری که اجزایش را با سرب به هم پیوند داده باشند، می جنگند.)

«وظیفه‌ی دوّم تبیین؛ تبیین اساس کار ما است. ما با ذهنها مواجهیم، با دلها مواجهیم؛ باید دلها قانع بشود. اگر دلها قانع نشد، بدنها به راه نمی‌افتد، جسم ها به‌کار نمی‌افتد؛ این فرقِ بین تفکّر اسلامی و تفکّرات غیر اسلامی است.» (مقام معظم رهبری)

1- اهداف:

‌‌ با توجه به اهمیت نظم و سازماندهی که یکی از وظایف اساسی یک تشکل مطلوب است، واحد روابط عمومی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی با هدف سازماندهی در بخش های مستندسازی، اطلاع رسانی و تبلیغات، فضای مجازی و روابط در صدد ایجاد بستری مناسب برای بهتر انجام شدن فعالیت های تشکل می باشد. این واحد در نظر دارد تا با نگرش سیستمی به واحدها در راستای اجرای برنامه ها به آنها کمک کند.

2- ساختار:

2-1- مسئول واحد:

عضو شورای مرکزی که توسط شورای مرکزی به این سمت منصوب شده و وظایف زیر را دارا می باشد:

الف- تشکیل منظم جلسات شورای واحد

ب- ارتباط با شورای مرکزی

2-2-قائم مقام:

مسئول واحد موظف است حداکثر تا قبل از شروع سال تحصیلی جدید قائم مقام خود را در شورای واحد معرفی کرده و پس از تایید این فرد توسط شورای واحد و شورای مرکزی، حضور وی در جلسات شورای واحد الزامی است. همچنین علاوه بر انجام مسئولیت‌هایی که از طرف مسئول واحد به وی سپرده می‌شود باید به عنوان بازوی مشورتی مسئول واحد نیز ایفای نقش کند.

تبصره: در صورت نیاز، مسئول واحد می تواند جهت تسریع در امور، دو قائم مقام یکی از دانشگاه اصفهان و دیگری را از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان معرفی کند.

2-3- اعضای عادی واحد:

کلیه افرادی که ضمن تمایل به همکاری در واحد روابط عمومی، مسئول واحد را در جهت پیشبرد اهداف تشکل یاری می‌کنند.

3- شرح وظایف:

وظایف مسئول واحد روابط عمومی در راستای چهار شاخه اصلی به شرح زیر است:

1- مستندسازی و بایگانی:

مسئول واحد روابط عمومی موظف است از مسئولین واحدهای شورای مرکزی کلیه‌ی محتوای کتبی برنامه ها را به صورت منظم حداکثر 10 روز پس از هر برنامه همراه با تاریخ برنامه مطالبه و بایگانی کند.

تبصره1: محتوای کتبی شامل نشریه، بروشور، کارت دعوت، تبلیغات و... به تعداد 10عدد به همراه یکسری گزارش کامل از روند برگزاری برنامه می باشد. (گزارش کامل شامل: نحوه اجراء برنامه، مدعوین، بازخورد از شرکت کنندگان، ترتیب اجرای برنامه و...)

تبصره2: سایر محتواها اعم از فیلم، عکس، صوت و... باید روی لوح فشرده به تعداد حداقل دو عدد قرار گرفته و تحویل داده شود.

تبصره3: مسئولین واحدها موظف هستند که محتوای رسانه ای هر جلسه را به مسئول واحد روابط عمومی برای نشر در فضای مجازی ارائه کنند.

تبصره4: در صورتی که پس از اتمام زمان مشخص شده محتوایی برای بایگانی در اختیار واحد روابط عمومی قرار نگرفت،پس از سه مرتبه تذکر به مسئول واحد مربوطه، می‌تواند این مورد را در شورای مرکزی مطرح نمایند.

2- اطلاع رسانی و تبلیغات:

2-1- اطلاع رسانی برنامه ها به اعضای مربوطه تشکل جامعه اسلامی دانشجویان

2-2- تبلیغات برنامه های دانشگاهی در فضای مجازی و فضای دانشگاه

2-3- فضاسازی دفتر در راستای تبیین مواضع جامعه از جهات مختلف سیاسی، فرهنگی و... به دفتر و خارج از آن.

تبصره: به منظور تبیین مواضع، واحد روابط عمومی موظف است بردهای تشکل و فضاهای داخل دفاتر را سازماندهی کند و دیگر واحدها موظف هستند در تامین محتوای بردها و فضای داخل دفتر با این واحد کمال همکاری را داشته باشند.

2-4- پخش مجلات چاپ شده در سطح دانشگاه

3- فضای مجازی:

3-1- مدیریت و سازماندهی فعالیت های جامعه در فضای مجازی

3-2- سازماندهی سایت جامعه اسلامی دانشجویان

تبصره1: با توجه به وجود کارگروه فضای مجازی در خواهران، مسئول واحد موظف است که با مسئول کارگروه همکاری و هماهنگی لازم را داشته باشد.

تبصره2: مسئولین واحدها موظف هستند که در تولید محتوا کمال همکاری را با واحد روابط عمومی (برادران) و کارگروه فضای مجازی خواهران (خواهران) داشته باشند.

3-3- آماده سازی انواع پل های ارتباطی با جاد از طریق فضای مجازی

3-4- پیگیری ثبت نشریات و سخنرانی ها و مصاحبه های دفتر در پایگاه های اینترنتی مختلف

4- روابط:

برقراری تعامل وارتباط با بقیه واحدها

هماهنگی با واحدها در حیطه کاری فضای مجازی و فضاسازی

رابطه با تشکل های دیگر در دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی و دانشگاه های دیگر

تبصره: این رابطه با تشخیص دبیر و در سطح هماهنگی می باشد.

4- شیوه‌ ی تشکیل جلسه و اتخاذ تصمیم:

4-1- بعد از انتخاب قائم مقام، جلسات با حضور حداقل 3 نفر اعضاء شورای واحد رسميت مي‌يابد.

تبصره1: قبل از انتخاب قائم مقام، جلسات با حضور حداقل 3 نفر اعضاء دفتر رسميت مي‌يابد.

تبصره2: در شرایط ضروری جلسات با حضور 2نفر که حتما یکی از آن ها مسئول واحد یا قائم مقام یا هر دوی آنان است تشکیل می‌گردد.

4-2- مسئول جلسات شورای واحد، مسئول واحد می باشد و اداره جلسه برعهده وی است.

4-3- جلسات بدون حضور مسئول واحد تشکیل نخواهد شد.

تبصره: در مواقع بسیار ضروری جلسه با حضور قائم مقام برگزار می‌گردد که هماهنگی آن با مسئول واحد است.

4-4- حضور افرادی به غیر از اعضاء ثابت به عنوان مهمان و یا اعضای عادی با هماهنگی قبلی با مسئول واحد امکان پذیر است.

4-5- حضور مسئول واحد و قائم مقام در جلسات مشترکی که با کارگروه فضای مجازی خواهران برگزار می‌شود الزامی است.

تبصره1: جلسات در مواقع ضروری با حضور مسئول واحد یا قائم مقام برگزار می‌شود.

تبصره2: مسئول این گونه جلسات مسئول واحد است.

تبصره3: در صورت غیبت مسئول واحد، اداره جلسات با قائم مقام است.

تبصره4: در صورت غیبت مسئول واحد و قائم مقام و در شرایط اضطراری، جلسه با حضور مسئولین فضای مجازی برادران و کارگروه فضای مجازی خواهران با تشخیص مسئول واحد و با تایید دبیر برگزار می‌گردد.

4-6- تمامی جلسات باید دستور و صورت جلسه داشته باشند و هرگونه تصمیمی خارج از صورت جلسه برای شورای واحد رسمیت نخواهد داشت.  

تبصره1: در مواقع ضروری که بدون تشکیل جلسه مسئول واحد تصمیمی اتخاذ می‌کنند مکتوب کردن آن توسط شورای واحد در جلسه بعدی واحد ضروری است و مسئول واحد در قبال تصمیم اتخاذ شده نسبت به شورای واحد پاسخگو است.

تبصره2: اطلاع رسانی تصمیماتی که خارج از جلسه گرفته می‌شود قبل از اجراء و توسط مسئول واحد به سایر اعضاء ثابت واحد الزامی است.

تبصره3: نوشتن نتیجه جلسه با شرح مختصر به عنوان صورت جلسه کافی است.

4-7- مسئول واحد موظف به تشکیل شورای واحد مربوطه است که تعداد اعضاء آن نامحدود است.

تبصره1: شایسته است که دستور جلسات مربوط به فضای مجازی ابتدا در شورای واحد و کارگروه فضای مجازی بررسی و بعد از آن در جلسه‌ی مشترک فضای مجازی بررسی و به تصویب برسد.

تبصره2: حضور کلیه اعضاء شورای واحد در جلسات شورای واحد الزامی است.

تبصره3: مواردی که در شورای واحد بررسی و تصویب می شود باید به تمامی افراد عضو واحد روابط عمومی  اطلاع رسانی شود.

4-8- دستور جلسه‌ي هر جلسه را مسئول جلسه حداقل یک روز قبل از جلسه تنظيم مي‌كند و به اطلاع اعضا مي‌رساند.

4-9- با درخواست یکی از اعضا يا مسئول واحد روابط عمومی هرکدام از اعضا موظف به توضيح در مورد عملكرد خويش مي‌باشد.

4-10- روند جلسات به شرح زیر است:

الف: قرائت قرآن ب: صحبت پیش از دستور ج: تصحیح دستور جلسه د: دستور جلسه

ه: صحبت خارج از دستور

تبصره1: ابتداي هر جلسه حداکثر 2 نفر و هر کدام به میزان حداکثر 7دقيقه می توانند به عنوان صحبت پيش از دستور، با اولويت گرفتن وقت از مسئول جلسه، صحبت نمایند.

تبصره2: پس از بحث و گفتگو در مورد دستور جلسه، با نظر موافق اکثریت اعضاء واحد حاضر در جلسه موارد مورد بحث تصویب خواهد شد.

تبصره3: بنا به درخواست دو نفر از اعضای حاضر در جلسه یا مسئول جلسه یا قائم مقام رای گیری در مورد موضوع مشخص به صورت مخفی انجام می شود.

تبصره4: بنا به تشخیص مسئول جلسه در هر جلسه حداکثر 2 نفر هرکدام به میزان حداکثر10 دقیقه می توانند برای صحبت خارج از دستور وقت بگیرند. تعیین افراد مذکور توسط مسئول جلسه صورت می‌گیرد.

5- زمان و مکان جلسات:

5-1- مسئول واحد موظف است حداقل هر2 هفته یکبار جلسه شورای واحد را تشکیل دهند.

تبصره: در صورت صلاحدید مسئول واحد، زمان و تعداد جلسات قابل تغییر می باشد.

5-2- مكان و زمان و دستور جلسه دقيق هر جلسه حداقل یک روز قبل از آن اطلاع رسانی می شود.

6- برنامه‌های شورای واحد روابط عمومی:

6-1- دو هفته قبل از شروع ترم تحصیلی و با هم‌اندیشی اعضاء چشم‌اندازی چهار ماهه (یک ترم) برای امور این واحد مشخص می‌شود که این چشم‌انداز در راستای چشم‌انداز یک ساله‌ی شورای مرکزی می‌باشد.

6-2- پس از اتمام یک ترم، جلسه‌اي براي نقد برنامه‌هاي ترم گذشته برگزار مي‌گردد.

6-3- به تشخیص مسئول و یا حداقل 3 نفر از اعضاء شورای واحد هر برنامه در طول ترم نقد جداگانه خواهد داشت.

7- نحوه مرخصی و استعفا:

7-1- مرخصی و استعفا برای مسئول واحد براساس آیین نامه شورای مرکزی است.

7-2- مرخصی قائم مقام با هماهنگی مسئول واحد و استعفا با هماهنگی مسئول واحد و تصویب شورای مرکزی انجام می شود.

تبصره: درصورت مرخصی مسئول واحد، پیگیری مسئولیت‌ها در  ابتدا توسط قائم مقام وی و درصورت عدم توانایی، این وظایف به فرد دیگری سپرده خواهد شد که توسط شورای واحد انتخاب و به تایید شورای مرکزی می رسد.

8- انضباط کاری:

8-1- کلیه اعضا در قبال وظایف خود و نظم در امور شرعا و اخلاقا مسئولند.

8-2- در صورت مشاهده غیبت و تاخیر در جلسات شورای واحد و جلسات فضای مجازی مشترک طبق آیین نامه شورای مرکزی دوره 22 برخورد خواهد شد.

 این آیین نامه در ... ماده و ... تبصره در تاریخ--/--/1395 به تصویب شورای مرکزی دوره 22 رسید.

اعتراض، حقیقتی مردمی!

به عنوان یکی از موافقان و محبان نظام جمهوری اسلامی ایران همواره در سال های اخیر به موضع دفاع از ارزش ها و یا آنچه برای خود خط قرمز معنا می کردیم پرداخته ایم. نه من و نه هیچ یک از دوستان همفکر بنده هیچ گاه فرصت اعتراض و نقد پیدا نکرده ایم. همواره پاسخ به بی منطقی های اپوزیسیون، فرصت نقد درون سیستمی را از ما گرفته است. آری ما نیز خود فریادهای نهفته فراوانی از اعتراض را در سینه هایمان داریم. اکنون فرصت خوبی است که ما نیز اعتراض کنیم و حرف های اصلی خود را بزنیم. لازم است بدانیم و نشان دهیم اصل وجود اعتراض چقدر به نفع نظام جمهوری اسلامی ماست و لازم است دیدگاه عاقلانه ای را در برخی ایجاد کنیم.

اما به راستی اعتراض به چه کار می آید؟ وقتی تمامی ساختارهای حکومتی تحت تأثیر رأی مردمی قرار دارند، اعتراض چه کارکردی خواهد داشت؟ عده ای می اندیشند که در جوامعی که رأی مردم تأثیرگذار است، اعتراض معنای خود را از دست می دهد، چرا که اگر مردم اراده ای کنند، می توانند به سرعت آن را با رأی خود در حاکمیت اعمال نمایند. نگارنده اما باور دارد که اعتراض تنها در همین جوامع، دارای هویت مستقل می شود و فاصله ی مهم و معناداری با مبارزه پیدا می کند. در حکومت های دیکتاتوری و شبیه آن نمی توان فاصله ی چندانی بین اعتراض به ساختارها یا عملکردهای حکومتی با مبارزه برای حذف حاکمیت قائل شد و دقیقا به همین جهت است که دیکتاتورها به سرعت هرگونه شکل اعتراضی را حذف می نمایند زیرا حاکمیت خود را در خطر می بینند. اما در حکومت های متکی به پشتوانه مردمی اعتراض به وضوح معنا می یابد و اکثرا در جهت تغییر ساختارها به کار می رود.

در حکومت های وابسته به آرای مردم، اعتراض چگونه تغییر ایجاد می کند؟ پاسخ، ایجاد تغییر در اراده ها است. خواه این اراده ها مربوط به مردم باشند، خواه مرتبط با حکومت. اعتراض می تواند باعث تغییر دیدگاه رأی دهندگان شود و همین طور می تواند توجه حاکمان را به سمتی جلب کند که تا به حال آن را بی اهمیت می انگاشتند. تغییر در نگاه حاکمان را می توان بیشتر تشریح کرد. در هر حکومتی ساختارهای ثابتی وجود دارند که یا به طور کامل از آرای مردم مصون هستند و  یا آن که دوره ی زمانی مصونیت طولانی ای نسبت به این اراده ها دارند. برای مثال در اکثر حکومت های دنیا قوه ی قضاییه تحت تأثیر مردم نیست و به طور مستقل عمل می کند و یا می توان ارتش و دیگر نیروهای نظامی- امنیتی را به عنوان مثال آورد. این دسته از ساختارها یا به طور کلی و از اساس مردم نهاد نیستند و یا آن که دوره ی زمانی طولانی ای از رأی جامعه، به دور هستند. اعتراض در برابر این نهادها معنا می یابد. در همین زمان می توان دید که در آمریکا رأی دادگاه آمریکایی در مورد پلیس قاتل جوان بی گناه سیاه پوست چه طور مورد اعتراض مردمی واقع شده است و یا باز می توان دید که چه طور افشاگری های اسنودن در مورد جاسوسی سازمان NSA از مردم باعث اعتراض های گسترده می شود. این شیوه از اعتراض ها حتی می توانند کل ساختار حکومتی را نیز مورد حمله قرار دهند برای مثال می توان از اعتراض های جنبش نود و نه درصدی وال استریت به کل ساختار سرمایه داری نام برد. اگرچه که ممکن است این اعتراض ها راه به جایی نبرند و تغییری پس از آن ها رخ ندهد، اما همین که امکان اعتراض در این حکومت ها وجود دارد و مردمانی از آن ها استفاده می کنند، مقوی ساختارهای اساسی این حکومت هاست و البته بی جا نیست که بگوییم اگر این اعتراض ها فراگیر شوند و به تدریج اتفاقی در سازمان های غیر مردمی رخ ندهد، امید مردم به کل این شیوه ی حکومت قطع می گردد.

واقعیت این است که امکان این نوع اعتراض ها را می توان قسمتی از ساختار جمهوریت یک نظام دانست. هر چه این امکان در ساختار حکومتی بیشتر باشد آن حکومت، اجازه ی بیشتری به بروز اراده های مردمی داده است و البته هرچه تعداد سازمان هایی که تابع اراده های مردمی نیستند در حکومتی بیشتر باشد آن حکومت بهانه هایی بیشتری برای مورد اعتراض قرار گرفتن دارد.

اعتراض بدون امضا معنا نمی دهد. هر گونه اعتراضی که بدون مشخص بودن هویت معترض در فضای رسانه ای یا سیاسی هر کشوری پخش شود را می توان تعبیر به فعالیت بیش از اندازه ی عده ای ضدحکومت یا مزدور بیگانه کرد. آن چه که به عنوان اعتراض مردمی قابل محاسبه است، فعالیتی است توسط عده ای مشخص که هراسی از بودن نامشان پای اعتراض ندارند و حاضرند هزینه ی احتمالی اعتراض خود را بپردازند.

در جمهوری اسلامی ایران با آنکه شاهد پرشکوه ترین حماسه های سیاسی و حضور مردمی پای صندوق های رأی هستیم، اما ساختارهای غیر مردمی بسیاری نیز وجود دارند که رأی مردم تأثیری در آن ها ندارد. سپاه پاسداران، قوه قضاییه و زیرشاخه هایش، وزارت اطلاعات، سازمان تبلیغات و… . این ساختارها گاه به گاه دست به اقداماتی می زنند که می توان مخالفت مردم را نسبت به آن ها در گفتگوها، فضاهای مجازی و متن های بدون امضا دید. پرسش این است که چرا این مخالفت ها تبدیل به اعتراض مردمی نمی شوند. برای مثال در دوره ی دو ساله ی اخیر در مورد قوه ی قضاییه می توان از حکم دادگاه مرتبط با کهریزک، قضیه ی طلبه ی سیرجانی، حکم زندان برای مجتبی دانشطلب و همین طور تأخیر و یا عدم اجرای احکام مرتبط با فائزه هاشمی و مهدی هاشمی نام برد یا در مورد نیروهای امنیتی می توان بازجویی از وبلاگنویسان و حامیان محمود احمدی نژاد را ذکر کرد. چرا این مشکلاتی که توسط نهادهای غیر وابسته به رأی مردم پدید می آیند توسط مردم مورد اعتراض امضادار قرار نمی گیرند و صرفا مواجه با مخالفت هایی پراکنده و بی اثر هستند؟ آیا مردم مسئله ای با این مشکلات ندارند و آن ها را طبیعی می پندارند؟ آیا مردم اعتراض را بی فایده می انگارند؟ آیا مردم حوصله ی اعتراض ندارند؟ آیا اعتراض های مردم برای آن ها هزینه های زیادی دارد و به همین جهت از آن هراس دارند؟ جواب هر کدام از این پرسش ها بلی باشد، بایستی برای ساختارهای حکومتی ایران بسیار نگران شد. اگر مردمی نسبت به حاکمیت خود بی توجه شوند و یا امید خود را از تغییر در آن از دست بدهند، در طولانی مدت می توان حذف اعتماد و تغییر نگرش مردم را پیش بینی کرد. این وضعیت اگر چه که به نظر عده ای آرامش برای جامعه را به همراه دارد ولی این آرامش قابل اطمینان نیست و به نفع حکومت تمام نخواهد شد. اعتراض بایستی به عنوان نحوه ای از تأثیر اراده ی مردم در حکومت و ساختارهایی که به ضرورت خارج از رأی مردم هستند به رسمیت شناخته شود و امکان آن برای مردم فراهم شود. تنها به این طریق است که می توان پشتوانه ی مردمی نظام را همواره مستحکم تر از قبل کرد و دائما شاهد شکل گیری حماسه های سیاسی مردمی باشیم.

اصفهان مدیریت غیر ارزشی را برنخواهد تافت!

عبدالرضا رحمانی فضلی

آیا عبدالرضا رحمانی فضلی اصولگرا خواهد ماند؟

عبدالرضا رحمانی فضلی (متولد ۱۳۳۸)، وزیر کشور جمهوری اسلامی ایران و عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری است. او از مدیران اصولگرای باسابقه در ایران است که سابقه فعالیت‌های مدیریتی و اجرایی متعددی را به همراه دارد. از مهمترین سوابق اجرایی وی می‌توان به ریاست دیوان محاسبات کشور، نماینده دوره چهارم مجلس شورای اسلامی، قائم‌مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی و همچنین معاون اجتماعی، فرهنگی رسانه‌ای در دوره ریاست علی لاریجانی در سازمان صدا و سیما، اشاره کرد.

رحمانی فضلی لاریجانی

در این یادداشت به تأملاتی در انتخاب رحمانی فضلی به عنوان تنها وزیر رسما اصولگرا در دولت به اصطلاح اعتدال خواهیم پرداخت و چرایی عدم استقلال کامل ایشان در انتخاب استانداران و حتی بالاتر از آن، به عدم تمرکز و استقلال در انتخاب معاونت های وزارت کشور و انتخاب استانداران (به عنوان کلیدی ترین وزارت خانه اجرایی کشور) می پردازیم.

منابع موثق و رسمی حکایت از این دارد که عوامل اصلاح طلب درون دولت یازدهم فشارهای زیادی را در جهت عدم انتخاب افراد اصولگرا در معاونت ها و درون وزرات کشور وارد کرده اند.

تنها فرد رسما اصولگرا درون دولت یازدهم چه شده که نمی تواند به عنوان وزیر دارای قدرت استقلال و فرماندهی باشد و ناچارا باید بله قربان گوی مشتی افراد تندرو و فاقد پایگاه اجتماعی باشد؟

چرایی این قضیه به یک معامله سیاسی نانوشته اما تایید شده توسط مطلعین حکایت دارد که بین رییس دولت یازدهم و رییس قوه مققنه (و رهبر فکری جناب رحمانی فضلی)، آقای لاریجانی منعقد! شده است. این مطلب فقط خواهان شناساندن افراد و به تفکر انداختن دوستان اصولگرا و از جمله شخص آقای رحمانی فضلی است تا بدانند که اصالت ایشان ان شاالله تا ابدالدهر اصولگرا بوده و هست پس نباید به اصالت خود پابزند.

آقای رحمانی فضلی باید توجه داشته باشند که ۲۵۶ نماینده ای که به ایشان رأی مثبت داده اند تا وزیر کشور شود اگر نگوییم صد درصد آنها قطعا هشتاد درصد آنها بدلیل انتساب و تمایل فکری ایشان به جبهه اصولگرایی بوده و هست.

بگذریم… اما معامله سیاسی چه بود؟ خبرهایی بوده و هست که از ابتدا زمزمه های رای نیاوردن بعصی از وزرای احتمالی دولت یازدهم، همه را در تعجب نگه داشته بود که دولت یازدهم چگونه می خواهد راه تایید وزرا را در مجلسی که حدود ۸۰ درصد آنها اصولگرا هستند هموار کند؟ (در حالی که حتی بعضی از عاملین و حتی ساکتین فتنه به عنوان وزیر قرار بود به مجلس معرفی شوند!)

در نزدیکی ایام مراسم تحلیف که همزمان با معرفی وزرای پیشنهادی به مجلس بود، خبری تعجب همگان را فراهم کرد و خبر این بود: رحمانی فضلی گزینه قطعی وزارت کشور شد.

این خبر تا جایی جبهه اصلاح طلب را لرزاند که به دیدار معروف آقایان هاشمی- ناطق- خاتمی با جناب دکتر روحانی انجامید و چرایی بزرگی را از این انتخاب برای جبهه مقابل ایجاد کرد.

در گیر و داد معرفی جناب رحمانی فضلی برای وزارت کشور، طبق اخبار کاملا موثق از افراد حاضر در آن جلسات، بحث اصلی پیرامون آن دسته از وزرایی بود که در آن ایام احتمال کسب رای اعتماد آنها از مجلس غالبا اصولگرا تقریبا زیر ۵۰ درصد بود که بدلیل موازنه ایجاد شده در معرفی وزیر اصولگرا (بخوانید معامله سیاسی) و مصالحه های گوناگون توانستند رای لازم را کسب کنند.

بگذریم… در این روزها که در حال تغییر استانداران هستیم فشارهای بسیار زیادی به مجموعه وزاتخانه و شخص جناب رحمانی فضلی آمده که باعث صرف نظر کردن ایشان جهت استفاده از یک سری نیروهای اصولگرا و ارزشی در مجموعه معاونت های وزات کشور یا استانداری های کشور شده است تا جایی که برای نمونه افراد اصلاح طلب مانع انتخاب گزینه اصولگرا برای استانداری اصفهان شده اند. و تا این لحظه خبرهای زیادی از لابی گری جریان تندرو اصلاح طلب و سران آنها به دولت یازدهم و وزیر کشور برای معرفی گزینه مورد اجماع اصلاح طلبان اصفهان حکایت دارد.

جناب آقای فضلی توجه داشته باشند که در ۱۰ سال اخیر که جریان اصولگرایی در اصفهان سکان مدیریت شهری و اجرایی را در اختیار داشته است مردم استان و شهر اصفهان عملکرد آنها را بسیار ستوده اند. این درحالی است که افرادی درحال فشار سیاسی به مدیریت وزارت کشور برای استانداری اصفهان هستند که عملکرد آنها در دوران کارگزاران و اصلاحات عملکرد قابل دفاعی نبوده است.

***

و در پایان سخنی با جناب رحمانی فضلی داریم و آن اینکه… جناب فضلی این جمله را بدانید شما اول متعلق به مردم هستید ثانیا تعلق بعدی شما از همان جریان سیاسی می باشد که با آن رشد کرده اید و نباید به خاطر معامله گری سیاسی و تساهل و تسامح سیاسی آن را به فراموشی بسپارید و باید مدیران ارزشی و اصولگرا و کارآمد را را حمایت و بکار بگیرید همچنانی که دوستان هیئت دولت یازدهم دوستان و نزدیکان فکری خود را در وزارتخانه محول شده دارای منسب و مقام می کنند! جناب آقای فضلی، اصفهان به کرار نشان داده است که تحمیل مدیریت غیر ارزشی را برنخواهد تافت و بهتر است عبدالرضا رحمانی فضلی همچنان اصولگرا باقی بماند.

تفکر انقلابی ما از چه جنسی بود؟ یک روز با مجمع فرهنگی شهید اژه ای

سلام؛ مدت ها بود که فراموش کرده بودم مجمع فرهنگی شهید اژه ای چقدر می تواند توانمند باشد و اردوهای خوبی برگزار کند. شاید هم اردوی سه روزه قم- تهران امسال که به مناسبت 22 بهمن برگزار شده بود یک استثنا باشد! افتخار داشتم یک روز از این اردو را در کنار دوستان باشم. به طور فشرده همینطور جلسات فوق العاده بود که پشت سر هم برگزار می شد.

ابتدا با هر ضرب و زوری بود بچه ها را سریع از خواب بیدار کردند و با اتوبوس شرکت واحد به مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، به دیدار آقای واعظ زاده و شنیدن سخنان ایشان رفتیم.



جلسه رسمی و هم غیر رسمی!

بعد جلسه ای با رضا امیرخانی داشتیم

امیرخانی طبق معمول حرف های نوی زیادی برای گفتن داشت. عنوان بحثش این بود: تفکر انقلابی ما از چه جنسی بود؟

بسیار از جلسه لذت بردم. امیرخانی می گفت تفکر انقلابی ما در سال 57 از جنس کتاب بود نه از جنس اسلحه! برخلاف آنچیزی که در ذهن ماست و حتی در صداوسیما نیز همین را نشان می دهند.

متأسفانه امیرخانی اجازه انتشار صحبت هایش را نداد. فقط اجازه داد برای جمع 70- 80 نفری خودمان جزوه شود و توزیع کنیم. و البته ما نیز چنین کردیم.
و در نهایت این هم یک عکس یادگاری!

بعد ناهار خوردیم

بعد به کاخ سعد آباد رفتیم و از موزه آنجا دیدن کردیم

و این هم یک عکس تکی!

بعد به جماران رفتیم؛ منزل امام خمینی و حسینیه معروف امام خمینی. مقایسه کاخ شاه و منزل امام ایده خیلی جالبی بود که دوستان پیاده کرده بودند. واقعا فضا خیلی معنوی بود و بچه ها به شدت تحت تأثیر قرار گرفته بودند.

معنوی و دوست داشتنی...

بعد با هر سختی و بدبختی بود به محل اسکان برگشتیم و نوبت بنده بود که جلسه خود را شروع کنم و برای بچه ها پخش و نقد فیلم آرگو را داشتم. به نظر خودم جلسه بدک نبود؛ به غیر از آنکه عده ای از بچه ها از زور خستگی آن روز به خواب عمیق خوبی فرو رفته بودند! (و عده ای هم مشغول فوتبال بودند)!!

به نظر شما شگفت انگیز نیست؟ چطور ممکن است این همه برنامه مفید در یک روز داشت؟! واقعا روز پربرکتی بود.

گفتمان انقلاب/ کامران باقری لنکرانی

سلام؛ یادش بخیر. جلسه خیلی خوبی بود قبل از انتخابات ریاست جمهوری و قبل از تأیید صلاحیت ها. آن موقع دکتر لنکرانی را به عنوان کاندیدای گفتمان انقلاب می شناختیم. البته تقریبا از دو سال قبل منتظر حضور ایشان در انتخابات بودیم. این جلسه ای است که با ایشان در مدرسه علمیه میرزاحسین داشتیم. اول این عکس ها را نگاه کنید تا پایین متن برایتان تعریف کنم (نخواستی هم نگاه نکن)!!






الحق و الانصاف بچه های میرزاحسین را دوست دارم
(هرچند دیگر مدرسه به قوت سابق نیست)!
انتخابات گذشت و نتیجه کاملا خلاف آنچیزی بود که فکر می کردیم. اما بنده با کمال اعتماد به نفس متن صحبت های آن روز دکتر لنکرانی را پیاده کردم، تبدیل به جزوه نمودم و امروز بر روی وبلاگ قرار می دهم تا در تاریخ ثبت شود. معتقدم فارغ از اینکه اصلا دکتر لنکرانی به عرصه اصلی انتخابات وارد نشد اما این گفتمان انقلاب است که زنده است و وابسته به افراد و جریانات نیست. توجه داشته باشید که گفتمان انقلاب به ما احتیاج ندارد و دارد با سرعت مسیر خود را طی می کند؛ بلکه این ما هستیم که محتاج آنیم و باید بدویم تا بدو برسیم.

گفتمان انقلاب؛ جزوه سخنرانی دکتر کامران باقری لنکرانی: دانلود

هجده و نیم میلیون رأی از کجا آمد؟!

http://sahebnews.ir/files/uploads/2013/06/71894f5df3184d5ce02a9a6301399862-170x135.jpg

یازدهمین رییس جمهور هم انتخاب شد؛ دکتر حسن روحانی. آقای روحانی بیش از آنکه وابسته به جریان­ های اطلاح طلب باشد، میانه روی سنتی است؛ چیزی شبیه آقای ناطق نوری. رییس جمهور یازدهم جمهوری اسلامی ایران هجده میلیون رأی آورد. در کجای نظرسنجی­ ها آمده بود که آقای روحانی در صدر قرار دارد؟! تقریبا تمامی نظرسنجی های نهادهای معتبر از برتری آقای قالیباف سخن می­ گفتند. مسئله اینجا بود که تقریبا ۳۰ درصد مردم تا روز پیش از انتخابات و همان روز نمی دانستند به چه کسی باید رأی دهند! کناره روی آقای عارف موج لازم برای افزایش سبد رأی آقای روحانی را به سادگی محقق کرد. به عبارت دیگر، در شرایطی که آراء خاکستری تا این اندازه بالا است، تنها یک موج می­تواند مشخص کند که آرا به سبد کدام کاندیدا ریخته خواهد شد. این همان چیزی بود که ایده­ آل گرایی سطحی و بی بصیرتی سیاسی قشر خاصی از اصولگرایان و تفرقه در جبهه اصولگرایی باعث شد؛ زمانی که ائتلاف­ ها به سرانجام نمی­ رسد، کاندیداهای اصولگرا و طرفدارانشان در فضای غیر واقعی خودشان به سر می­ برند، تحلیل درست از فضای رقابتی به دست کاندیداهای اصولگرا نمی­ رسد و خیلی از موضوعات دیگر موجب شد تا این نتیجه رقم بخورد. درس بزرگ این انتخابات، اولا لازمه وحدت در جبهه اصولگرایی و ثانیا رسیدن به نظرسنجی­ های دینامیک و نه استاتیک در انتخابات آتی است تا بتوان به موقع تصمیمات درست گرفت. واقع بین باشید! همان­هایی به آقای روحانی رأی دادند که سال ۸۴ و ۸۸ به آقای احمدی نژاد رأی دادند؛ اینها همان­ های هستند که توقع داریم در انتخابات آتی به اصولگرایی رأی دهند؛ باید از اختلاف و بداخلاقی ها دست برداشت؛ باید در زیر پرچم آرمان­ های اصیل انقلاب و اصولگرایی ناب متحد شد.

پی نوشت:

صبح دیروز با شنیدن آمار غیر رسمی مبنی بر پیروزی دکتر حسن روحانی در غم و افسوس فراوانی فرو رفته بودم. همان روز پیامک هایی از دوستان برایم ارسال شد که اندکی به من آرامش بخشید. ذکر آنها به عنوان یادگاری خالی از لطف نیست.

۱ - اگر باور داریم این انقلاب توسط صاحب اصلی اش اداره می شود به حکمت و تدبیرش نیز شک نکنیم. هیچ چیز در عالم اتفاقی نیست. گاهی سوراخ کردن کشتی بهتر از افتادنش به دست نااهلان است. وَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ (نساء- آیه ۱۹)

۲ - بچه ها اگر شهر سقوط کرد آن را دوباره فتح می کنیم. مواظب باشید ایمانتان سقوط نکند… (شهید جهان آرا)

۳ - آغاز ۸ سال (۴ سال؟) دفاع مقدس گرامی باد. وعده ما خط مقدم جبهه فرهنگی با رمز یازهرا

۴ - پیروزی نظام جمهوری اسلامی بر همه دوستان مبارک

۵ - نتوان گفت که این قافله وا می ماند/ می رسیم آخر و افسانه ی وا ماندن ما/ همچو داغی به دل حادثه ها می ماند…

۶- باید سیلی می خوردیم تا بیدار شویم؛ آنکه دایم هوس سوختن ما می کرد، کاش می آمد و از دور تماشا می کرد…

۷ - و در پایان آیه ۱۴۰ سوره آل عمران که عجیب دلچسب است: وَتِلْکَ الأیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَیَتَّخِذَ مِنکُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ.

این آیات در واقع دنباله آیاتى است که در جنگ احد نازل شده است، و در حقیقت تجزیه و تحلیلى بر نتائج جنگ احد است و عوامل پیدایش آن به عنوان یک سرمشق بزرگ براى مسلمانان، و در ضمن وسیله‏ اى است براى تسلى و دلدارى و تقویت روحى آنها. زیرا همانطور که می دانیم جنگ احد بر اثر نافرمانى و عدم انضباط نظامى جمعى از سربازان اسلام، در پایان به شکست انجامید و جمعى از شخصیت ها و چهره‏ هاى برجسته اسلام از جمله “حمزه” عموى پیامبر، در این میدان شربت شهادت نوشیدند. پیامبر همان شب با یاران خود به میان کشتگان رفت و براى بزرگداشت ارواح شهدا، بر سر جنازه یکایک آنها مى‏نشست و اشک مى‏ریخت و طلب آمرزش مى‏ نمود. در این لحظات حساس که مسلمانان نیاز شدید به تقویت روحى و هم استفاده معنوى از نتائج شکست داشتند، آیات ۱۳۹ تا ۱۴۳ نازل گردید. فتأمل.

کار شهرداری فقط ساخت و ساز نیست!


از چندی قبل شاهد برگزاری تجربه جدیدی در عرصه انتخابات هستیم که با طرح انتخاب فرآیندمدار معرفی شد و با هدف دخیل کردن شهروندان در تصمیم‌گیری‌های انتخاباتی شوراها و مشارکت بیشتر آنان در اداره امور محلی به اجرا در آمد. به اعتقاد برگزارکنندگان این طرح؛ سیاست‌گذاری‌های شهری زمانی موجب جلب منافع همگانی و بالطبع مدیریت شهری کارآمد خواهد شد که شهروندان بیشتری در تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت شهر مشارکت نمایند.

حال پس از گذار از مراحل مختلف نظرخواهی از نخبگان شهری، منتخبان طرح انتخاب فرآیندمدار برای کاندیداتوری در انتخابات شورای اسلامی شهر اصفهان، اعلام شدند.

کاندیداهای منتخب این طرح به عنوان «ائتلاف خانه دوست» به صحنه انتخابات وارد شدند و در یک حرکت ابتکاری، نشست خبری خود را در جوار زاینده رود برگزار نمودند. متن پیش رو خلاصه ای از نکات انتخاباتی اعضای این لیست است که در حضور خبرنگاران صورت گرفت.


لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

مجموعه های فرهنگی شهر اصفهان

شهر اصفهان

قصد داریم در طی چندین گزارش به معرفی و مستندسازی پدیده‌ا‌ی ارزشمند به نام «مراکز فرهنگی شهر اصفهان» بپردازدیم.

ایده و ادعا آن است که شهر اصفهان موفق شده است به دست‌آوردهای فاخری در زمینه‌ی تربیت نیرو و نیروسازی برای نظام و انقلاب دست یازد که بخش عمده‌ای از این موفقیت را مدیون مراکز فرهنگی متعدد و مردمی خویش است. در این گزارش به معرفی گوشه‌ای از فعالیت‌های این مجموعه‌ها خواهیم پرداخت.

معرفی مجمع فرهنگی شهید اژه ای

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

ادامه نوشته

اصفهان مذهبی ترین کلان شهر جهان؛ تاریخچه مراکز فرهنگی شهر اصفهان

اصفهان

اشاره: با اندکی تأمل و مشاهده، همگی موافقت خواهند کرد که اصفهان مذهبی‌ترین کلان شهر جهان می‌باشد. استاد علی قاسم‌زاده چینش کلمات در این گزاره را با دقت و هوشمندانه انتخاب نموده‌ و با دقت بر واژه‌ی کلان شهر و با نگاه دینی همگی معترف به این قضیه خواهند بود. این بدان معنی نیست که وضعیت دینی در این شهر در حد کمال و مطلوب است بلکه برعکس در بسیاری موارد وضعیت نگران کننده و موجب رنج و آزار طبقه‌ی دغدغه‌مند دینی و قشر انقلابی این شهر است، اما در ابعاد یک کلان شهر، با تمامی صورت مسأله‌ها و جوانب جامعه شناختی که یک کلان شهر می‌تواند داشته باشد، به هرحال اصفهان مذهبی‌ترین کلان شهر جهان لقب خواهد گرفت. علت چیست؟ سؤال مهمی است که بررسی تاریخی، فرهنگی و جامعه شناختی توسط کارشناسان امر را می‌طلبد؛ و شاید این گزارش با معرفی پدیده‌ای به نام «مراکز فرهنگی شهر اصفهان» کمکی ناچیز به این قضیه کرده باشد.

 مشاهده می‌گردد در ابعاد مختلف و عرصه‌های گوناگون حیات سیاسی، علمی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی کشور، مردم خطه اصفهان حضوری فعالانه و پرثمر داشته‌اند که این قضیه را به دور از تعصب می‌توان مورد مطالعه علمی قرار داد و خصیصه‌هایی را در مردم این شهر مورد شناسایی قرار داد.

به همین دلیل به پای صحبت با استاد علی قاسم‌زاده از فعالین و پیشکسوتان فعالیت‌های فرهنگی شهر اصفهان نشسته‌ایم.

 

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته