معرفی کتاب «نظریۀ پولطلا؛ نظام پولی تمدن نوین اسلامی» +نحوه خرید

اخیرا موسسۀ تحقیقات راهبردی تمدن اسلامی (متا) دو جلد کتاب به عناوین «نظریۀ پولطلا- نظام پولی تمدن نوین اسلامی» (274 صفحه) و «احیای پولطلا- راهبرد خروج از پول اعتباری» (162 صفحه) منتشر نموده است.

در کتاب نظریۀ پولطلا از منظر فقهی، کارشناسی و عملیاتی به موضوع نظام پولی و گذار به پولطلا پرداخته شده است و تاکید میکند که با ادامۀ روند فعلی، هر روز با مشکلات اقتصادی بیشتری مواجه خواهیم شد.

نویسندگان کتاب آقایان حجت الاسلام دکتر سید محمدحسین متولی امامی و همچنین مهندس محمدحسن غلامی هستند که در سالهای اخیر به پیگیری راهبرد پولطلا در مجامع مختلف می پردازند.

این کتاب در دفتر نمایندگان مجلس شهر اصفهان و با حضور حجت الاسلام حسین میرزایی رونمایی شد.(اینجا)

علاقه مندان می توانند سفارش هر دو کتاب «نظریۀ پولطلا» و «احیای پولطلا» (با تخفیف ویژۀ موسسۀ متا) را از سایت پاتوق کتاب فردا انجام دهند یا برای خرید با تعداد بالاتر با روابط عمومی پولطلا تماس حاصل فرمایند.

09165714369
https://bookroom.ir/fb/14525

در مقدمۀ کتاب نظریۀ پولطلا چنین آمده است:

لطفا به ادامه مطلب بروید...

ادامه نوشته

با کتاب های پرمخاطب دکتر امیرحسین بانکی پور آشنا شوید +جزئیات

دکتر امیرحسین بانکی پور، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان و چهره نام آشنا و رسانه ای فرهنگ و اجتماع شهر اصفهان است. در ادامه قصد داریم با برخی از آثار ایشان آشنا شویم که در سالهای گذشته با استقبال خوب مخاطبین مواجه شده است.

علاقه مندان می توانند این آثار را به طور مستقیم از سایت انتشارات «حدیث راه عشق» به نشانی http://hadisbook.ir تهیه کنند یا با شماره تلفن ۰۹۱۳۳۱۶۵۵۴۳ جهت تخفیف به مجموعه های فرهنگی تماس حاصل فرمایند.

۱- عیار مدیران

این کتاب با هدف معرفی ویژگی‌های مدیران از دیدگاه مقام معظم رهبری نگاشته شده است.

محور اصلی کتاب جمع‌آوری و طبقه‌بندی مناسب توصیه‌ها و توصیف‌های مقام معظم رهبری در موضوع مدیران نظام می‌باشد.

کتاب دارای ۶۴ ویژگی مدیریتی می‌باشد که پشت سر هم شماره‌گذاری شده و امکان بهره‌گیری تربیتی و تحلیل تاریخی با توجه به ۶۴ معیار نیز فراهم شده است.

شما در این کتاب با مهارت‌های مدیریتی، ویژگی‌های معنوی و اخلاقی و خصوصیات انقلابی یک مدیر از زبان مقام معظم رهبری آشنا می‌شوید و به عیاری جهت تراز مدیران دست می‌یابید.

خواندن این کتاب را به همگان توصیه می کنیم ضمن آنکه در سایت رهبر معظم انقلاب اسلامی (http://khamenei.ir/) خواندن آن به مدیران ارشد کشور توصیه شده است.

۲- شاخص مدیران از منظر ولایت

این کتاب در رابطه با خصوصیات و وظایف مدیران در روایات اهل بیت(ع) تنظیم شده است که عناوین نگاشته شده ذیل هر روایت مضامین سخنان مقام معظم رهبری (حفظ الله) در ارتباط با انتخاب و وظایف مدیران در نظام جمهوری اسلامی می باشد که اصل این بیانات در کتاب «عیار مدیران» توسط همین ناشر به چاپ رسیده است.

۳- مدیریت جهادی

کتاب مدیریت جهادی با قطع پالتویی در ۲۲۵ صفحه به بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با مدیریت جهادی می پردازد. اخلاق، بصیرت، مجاهدت، فداکاری، قانون مداری، عبادت و مردمی بودن، برخی از سرفصل های این کتاب است.

۴- عیش و معاش

این کتاب با نام دوم «زندگی گوارا در پرتو اقتصاد اسلامی» به قلم دکتر امیرحسین بانکی‌پور و با هدف بیان اهمیت جایگاه اقتصاد در خانواده نگاشته شده است. محور اصلی کتاب، سبک زندگی اسلامی و تدبیر معیشت در پرتو اقتصاد اسلامی می‌باشد.

کتاب ده فصل دارد و به عوامل برکت و وسعت رزق، فرهنگ کار، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، بحران مالی، انفاق و توزیع ثروت، ادعیه و اذکار وسعت رزق می‌پردازد. شما در این کتاب با مرور اقتصاد اسلامی و اهمیت تدبیر معیشت در استحکام‌بخشی به خانواده، گام به گام با عوامل گشایش دهنده در وسعت رزق و به کارگیری سالم و پاک آن در زندگی آشنا می‌شوید.

۵- مطلع مهر

این کتاب به همراه کتاب «دختران آفتاب» یکی از پرفروش ترین کتابهای دکتر امیرحسین بانکی‌پور است که با هدف بیان راهکارهای جامع و کاربردی برای انتخاب همسر نگاشته شده است.

محور اصلی کتاب راهنمایی و مشاوره جهت همسرگزینی عالمانه می‌باشد. این کتاب مورد تأیید گسترده مخاطبان انتشارات حدیث راه عشق قرار گرفته است.

کتاب مطلع مهر حاوی یک برنامه جامع، کاربردی و گام‌به‌گام برای جوانان در آستانه ازدواج می‌باشد. شما در این کتاب که ۸ گفتار دارد با موضوعات فوریت ازدواج، احراز شرایط اولیه برای ازدواج، معیارهای انتخاب همسر، آداب خواستگاری، ضرورت تحقیق درا زدواج، تصمیم‌گیری، نقش مهریه در ازدواج و بهترین انتخاب آشنا می‌شوید.

۶- سبک زندگی زنان

این کتاب با تعریف خطوط کلی سبک زندگی زنان در قالب سبک زندگی فردی و اجتماعی، فلسفه حجاب اجتماعی و تناسب آن با مد و حیا، نقش ازدواج در سبک زندگی خانوادگی شروع شده و در ادامه به تبیین نقش و ارزش معنوی زن در خانواده و بررسی جایگاه زن در نظام اجتماعی و مباحثی پیرامون ابعاد حضور اجتماعی و اشتغال زنان و بررسی حدود روابط زن و مرد پرداخته است.

مطالب بدست آمده در چهار فصل تدوین شده که عبارتند از:
۱- خطوط کلی سبک زندگی زنان
۲- سبک زندگی فردی
۳-سبک زندگی خانوادگی
۴-سبک زندگی اجتماعی زنان
۵- تحلیل کمی و کیفی حجاب و خانواده در آراء مقام معظم رهبری

توصیه می شود با توجه به محتوا و استخراج  آمار و اطلاعات دقیق براساس پژوهش های میدانی کشوری و دانشگاهی و ارائه انواعی از تحلیل ها و نمودار های مرتبط، فعالین حوزه خانواده و زنان، پژوهشگران و دانشجویان مربوط به رشته های تعلیم و تربیت و زن، معاونت های مرتبط با زنان و خط مشی گذاران حوزه زنان این کتاب را مطالعه و استفاده کنند.

۷- حیا

این کتاب به قلم دکتر امیرحسین بانکی‌پور فرد با هدف معرفی ابعاد خوی زیبا و پسندیده حیا نگاشته شده است.

محور اصلی کتاب بیان جلوه‌های حیا در اعضا و جوارح و جوانح با رجوع به روایات و آیات قرآن کریم می‌باشد.

کتاب ۱۲ فصل دارد و شامل بازشناسی مفهوم حیا، جایگاه حیا، آثار حیا، جلوه‌های حیا، حیای منفی، عوامل ظهور و بروز حیا، عوامل و عواقب ترک حیا، حیای خدا و اولیای الهی، حیا در حضور اولیا، نقش حیا در ایجاد روابط و پیوندها می‌باشد.

شما در این کتاب با خوی الهی حیا در روابط و پیوندهای خود نسبت به والدین، همسر، فرزندان، دوستان، معلمین، نامحرمان و… آشنا می‌شوید.

۸- قانون گذاران

انتخابات در این نظام جلوه‌ای واقعی از دخالت مردم در سرنوشت کشور می‌باشد؛ اما اینکه چه کسی صلاحیت انتخاب شدن و نمایندگی مردم را دارد نیز درخور توجه و مسأله‌ای حائز اهمیت است. در این راستا نظرات مقام معظم رهبری به عنوان دیده بان بصیر انقلاب می‌تواند راه گشا باشد.

انتشارات حدیث راه عشق همزمان با فرا رسیدن انتخابات مجلس شورای اسلامی و لزوم جذب حداکثری همراه با ارتقاء سطح دانش و بینش ایران اسلامی، به توزیع کتاب “قانون گذاران” با موضوع ۱۱۰ ویژگی و وظیفه برای نمایندگان مجلس از دیدگاه مقام معظم رهبری به قلم امیر حسین بانکی پور فرد اقدام نموده است.

این معیارها هم برای کسانی که می‌خواهند خود رادر معرض انتخاب قرار دهند و هم برای کسانیکه می‌خواهند انتخاب کنند می‌تواند سرلوحه‌ی انتخاب نهایی باشد که این ۱۱۰ معیار از متن بیانات مقام معظم رهبری از سال ۱۳۶۸ تاکنون به دست آمده که در ده بخش تقسیم بندی شده است.

انتهای پیام/

کتاب «خرید از پیکاسو، فروش به دالی» نوشته سمیرا ارجمندی منتشر شد +نحوه خرید

کتاب «خرید از پیکاسو، فروش به دالی» نوشته سمیرا ارجمندی، توسط نشر کلید آموزش با موضوع خلاقیت در کسب و کار در بهار ۹۷ منتشر شد.

این کتاب در ۱۲۰ صفحه راهنمای خوبی برای کسب مهارت توسط دانشجویان هنر و آمادگی آن‌ها برای ورود به بازار کار و راهنمایی برای فروش محصولات هنری در بازار کار ایران است.

نویسنده در مقدمه کتاب اینگونه نوشته است:

هنرمندی که کتاب را در دست گرفته‌ای و رویاهای زیادی برای ارائه هنر خود در سر ‌داری، شاید به ظاهر بلندپروازانه به‌ نظر برسند، اما «شدنی» هستند. پس راه‌های ارائه هنرت را یاد بگیر و عملی کن. به اهدافت فکر کن و کسب و کار خودت را راه‌اندازی کن. راستی مهم‌ترین اصل این کتاب، عمل کردن به آن است.

اگر دانش آموخته هنر هستید و نمی‌دانید چطور با ارائه هنرتان، کسب و کار خود را راه‌اندازی کنید، کتاب خرید از پیکاسو، فروش به دالی، به سوالات شما در این حوزه پاسخ می‌دهد. در آخر هر فصل، هنرمندانی را به شما معرفی می‌کنیم که با تلاش و چاشنی خلاقیت در رشته‌های تخصصی خود، توانسته‌اند در حوزه کسب و کار هنر فعالیت‌های مثمر ثمری انجام دهند.

در نظر گرفتن حد ‌و‌ مرز برای آموخته‌ها، شما را از کشف توانایی‌ها باز می‌دارد. اگر تخصصی در هنر دارید، آن را با تخصص در هنر ارائه، فروش و بازاریابی کامل کنید. لارا لوول می‌گوید: از آن‌ جایی که هنر با احساسات در‌ آمیخته، و بازاریابی نوعی هنر است، بنابراین بازاریابی نیز باید با احساسات در ارتباط باشد، تا موثر واقع شود. در واقع بازاریابی نباید صرفا به منظور استفاده از هنر، هنری باشد بلکه، استفاده از هنر باید به شما در جهت تحقیق اهداف تجاری‌تان کمک کند و باعث شود از نظر عاطفی با دیگران ارتباط برقرار کنید.

بسیاری از نکات ارائه ارتباط اجتماعی و فروش قابل اجرا و مهم هستند و این جا فرصت پرداخت آن را نداریم. تخصص در ارائه، علم ارتباط و بازاریابی مباحث بسیار گسترده‌ای هستند که روزانه ده‌ها کتاب در این حوزه چاپ می‌شوند، اما مهم‌ترین اصول برای کسب و کار هنر را به طور خلاصه در مدلی تصویری آورده‌ایم و در اختیار شما قرار داده‌ایم.

شما می توانید فصل یک این کتاب را به طور رایگان از اینجا دانلود کنید.

همچنین جهت تهیه کتاب می توانید به سایت هنرسام www.honarsam.com مراجعه فرمایید.

انتهای پیام/

معرفی کتاب «۴۰۴ نکته در مدیریت جهادی برای ارتقای تولید و اشتغال» +نحوه خرید

کتاب «۴۰۴ نکته در مدیریت جهادی برای ارتقای تولید و اشتغال» به قلم الهام شاهزیدی و قاسم زارعی در ۲۰۰ صفحه، توسط نشر سنا گستر در سال «اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال» به بازار کتاب عرضه شده است.

خواندن این کتاب خلاقانه که تحت نظر دکتر کیومرث فرح بخش (عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی) و به قیمت ۸۰۰۰ تومان منشر شده است به علاقه مندان توصیه می شود.

بازار کتاب ایران سالهاست پر شده از ترجمه کتبی که به زبان ساده و روان نکات مهمی از مدیریت و موفقیت در اداره سازمان یا تجارت یا راههای کسب درآمد بیشتر را بیان می کنند؛ به چاپ چندم رسیدن این آثار چند نکته را یادآور می شود:

۱- خواندن تجربه ها و واقعیت ها در قالب نکته ساده و داستان برای اکثر مخاطبان شیرین تر از تحلیل های دقیق نظریه هاست.

۲- مخاطب به دنبال نکات مستقیما کاربردی و عملی است.

۳- برای خواننده استفاده هنرمندانه نویسنده از الفاظ و تهییج انگیزش به این وسیله لذتبخش است.

۴- و شاید کتابی که نکات شغلی و مسئولیتی و مدیریتی را به سادگی و روانی و در عین حال علمی و عملی توضیح داده باشد میان کتب فارسی کمتر یافت شده باشد و…

مولفان کتاب «۴۰۴ نکته در مدیریت جهادی» هدف خود از آماده سازی این اثر را اینگونه بیان می کنند:

– نگارش کتابی که به جای بحث های مبسوط و طولانی و گاه کم فایده، به صورت نکته ای، مقصود را به سرعت انتقال دهد.

– دو محور اصلی در این کتاب یکی تعالیم مذهب تشیع و دیگری علم مدیریت است تا بتواند تا حدودی جایگزین کتب ترجمه ای و وارداتی با این موضوع باشد.

– بیان کتاب حتی الامکان از الفاظ سنگین رشته هایی چون مدیریت و مشاوره شغلی و روان شناسی صنعتی و سازمانی و…. خالی است.

– لااقل بخشی از نکات آن برای تمام سطوح مدیریت و کار گروهی مفید باشد. (از بقالی که فقط یک شاگرد زیر دستش کار می کند تا مدیر یک مهدکودک و یا مسئول واحد فرهنگی یک کانون فرهنگی تا وزارت).

– تلنگری باشد به برخی از مدیران که اندکی از فضای جهادی کار کردن در چند سال اخیر فاصله گرفته اند.

– تلاش کوچکی باشد برای طرح و پرداخت به کلیدواژه «مدیرت جهادی».

– ادای دینی باشد از یک مشاوره شغلی با «عنوان سال» (اقتصاد مقاوتی؛ تولید و اشتغال) که بسیار مهم بود و در حال تمام شدن است!

– یادآوری کردن سند چشم انداز ایران اسلامی در سال ۱۴۰۴ حتی اگر شده تنها در قالب کنایی نام کتاب!

نکات جالب توجه در مورد این کتاب:

۱- طرح جلدی که برای اهل اشاره اشارت ها دارد… از عقبه میز مدیر که دیواری از کتابهاست تا روی میز که قرآن است و دو حاشیه میز که سنگر چیده شده تا مدیری که پشت میزش نیست و به جمع کارکنانش پیوسته و…

۲- استفاده از سه کلیدواژه کلیدی در عنوان کتاب… (۴۰۴/ مدیریت جهادی/ تولید و اشتغال)

۳- گره زدن بحث کسب رزق حلال با مبحث مدیریت اصولی و صحیح

۴- پرداختن به نکات در قالب ده موضوع مجزا (هدفمندی/ قوانین/ نظارت/ شرایط و ایمنی/ استرس و فرسودگی/ نیازهای کارکنان/ عدالت/ تغییر جایگاه و تعدیل نیرو/ کار گروهی/ تشویق و تنبیه)

۵- وجود برخی پیشنهادات خلاقانه برای اجرا در محل کار…

۶- متن کتاب ۴۰۴ نکته که به صورت نکته های دسته بندی شده ارائه شده است.

بخشی از متن کتاب:

نکته ۷۳: مراقب باشید که مراقب بودن شما، مراقب بودن خدا را در چشم افراد کمرنگ نکند…

نکته ۷۹: اگر فرصت و حوصله طراحی و اجرای آزمونهای پیچیده برای سنجش مواردی شبیه میزان رضایت شغلی کارکنان و… را ندارید می توانید گاهی در محل کار دو برگه نصب کنید؛ روی اولی بنویسید: «از شغلم راضی ام زیرا …» و روی دومی بنویسید «از شغلم راضی نیستم زیرا…». نظرات کارکنان برای ایجاد تغییرات سازمانی جالب خواهد بود…

نکته ۱۴۶: سعی کنید سازمان شما کم مصرف و پر بازده باشد. این خصوصیتی است که برای مومن برشمرده اند. سازمان مومنانه داشته باشید…

»»» جهت تهیه این کتاب با شماره تلفن ۰۹۱۳۲۲۴۴۸۳۶ تماس حاصل فرمایید. متناسب با تعداد خرید از ۵ تا ۴۰ درصد تخفیف استفاده کنید.

انتهای پیام/

با نگاه به کتاب «این سنگر خالی نمی ماند»/ زندگی و رشادت های شهید پرافتخار قاسمعلی میراحمدی

او یک انقلابی به تمام معنا بود!

به قلم علیرضا معصومی (فعال فرهنگی)

بدون تردید پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی را باید از نقاط بسیار مهم و حساس تاریخ ایران و جهان دانست. جاذبه الهی و معنوی امام روح الله (ره) را مردم به تدریج و از جریانات منتهی به ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ بیش از پیش شناختند. امام بزرگوار ملّت که سال‌ها خودسازی معنوی نموده و مسائل اجتماعی و سیاسی را بدقّت زیر نظر داشتند قیام «لله» کردند و مصداقی شدند برای آیه مبارکه‌ی «قل انّما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فردی» (سبا آیه ۴۶).

به تدریج امت اسلامی نیز با الگوگیری از روحیه معنوی و انقلابی امام خمینی(ره) – هرچند امام امت سالها در تبعید به سر می بردند- بر روح معنوی و مبارزاتی خویش افزودند تا آن هنگام که آن حادثه عظیم تاریخی یعنی انقلاب اسلامی بوقوع پیوست.

استقلال، آزادی و استقرار جمهوری اسلامی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی بود و واضح است که مردم مسلمان و رهبران این انقلاب بیش از پیش به دنبال اجرای احکام اسلامی و حدود الهی، عدالت در همه عرصه‌ها، دستیابی به سبک زندگی اسلامی- ایرانی و رسیدن به تمدن نوین اسلامی هستند. این اهداف همه و همه در چارچوب شکل گیری آمادگی‌های لازم برای ظهور حضرت ولی عصر (عج) صورت گرفته است.

***

شکی نیست که شکل گیری هسته‌های مقاومت در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا و تمایل و گرایش میلیون‌ها انسان در سرتاسر دنیا به اسلام ناب محمدی (ص) تنها گوشه‌ای از اثرات کنونی انقلاب اسلامی در ایران است که بیش از هر مسئله‌ای ثمره خون شهدایی است که از مهمترین داشته خود- از جان خود -گذشتند تا راه اسلام و امام امت زنده مانده و سنگر اسلام خالی نماند.

شهیدان میراحمدی نیز همگام با امت حزب الله ایران و متأثر از نفسِ الهی امام امت و پیر جماران در زمانه‌ای که تمام جبهه کفر و نفاق در مقابل جبهه حق ایستاده بودند به میدان دفاع از حق شتافته و «‌عند ربهم یرزقون» (آل عمران آیه ۱۶۹) شدند.

در این میان شهید قاسمعلی میراحمدی یک انقلابی به تمام معنا بود؛ کسی که در راه خدا و برای خشنودی امام خویش از تمام نیرو و توان خود در هر جایی که احساس نیاز می شد استفاده می‌کرد. بارها از همرزمان این شهید بزرگوار نقل شده است که از نظر ایشان هیچ کار نشد و تعبیر «نمی‌توانیم» اساساً معنا نداشت.

اگر پایبندی به مبانی و ارزش های اسلام و انقلاب، هدفگیری آرمان‌های انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آنها، پایبندی به استقلال کشور، حساسیت در برابر دشمن و نقشه دشمن و عدم تبعیت از آن و تقوای دینی و سیاسی را از شاخص‌های انقلابیگری بدانیم (ر.ک. بیانات معظم انقلاب اسلامی- ۱۴/۰۳/۹۵) بدون تردید شهید قاسمعلی میراحمدی یک انقلابی به تمام معنا بود.

شهید قاسمعلی میراحمدی (متولد ورزنه ۱۳۳۱- شهادت عین خوش ۱۳۶۱) آنجا که شرایط منجر به پیروزی انقلاب ایجاب می کرد حتّی با مسافرت به اصفهان و شهرهای دیگر و در پخش اعلامیه‌های انقلابی، آنجا که نیاز بود به کمک خانواده برای تأمین معاش بشتابد، آنجا که در قامت خادمی در تکیه و حسینیّه‌ها بود، آنجا که می‌بایست بر بصیرت عمومی مردم نسبت به خیانت‌های بنی صدر و هم پیالگان او عمارگونه در صحنه بود، و آنجا که در جبهه‌های دفاع از حق حضور می‌یافت، یک الگوی انقلابی برای همه و بخصوص برای مردم شهیدپرور ورزنه و جوانان نسل‌های حال و آینده است تا با شناسایی دقیق روحیات این شهید بزرگوار و سایر شهدا در حد توان در راه این بزرگواران گام بردارند.

امروز عاشقان شهادت، بیش از گذشته نیازمند آنند تا با تأسی به سیره‌ شهدای بزرگوار با وحدت و یکدلی و یکرنگی و روحیه‌ای انقلابی مشکلات پیش رو را برطرف نموده و همچون گذشته در عرصه‌های گوناگونِ رشد و پیشرفت کشور پیشرو باشند، ان شاءالله.

***

کتاب «این سنگر خالی نمی ماند» که توسط نشر ستارگان درخشان استان اصفهان منتشر شده است، در بردارنده خاطرات متنوع و زیبا از زندگی شهید قاسمعلی میراحمدی از کودکی، دوران مبارزات انقلابی، مبارزه با سوداگران مرگ در زاهدان و مرز میرجاوه تا کردستان هویزه، دب هردان، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان و درنهایت عملیات محرم در سال ۱۳۶۱ است.

کتاب مقاطع مختلفی از زندگی بخصوص تحولات منجر به انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس تا شهادت شهید میراحمدی را دربرمی گیرد.

جهت تهیه این کتاب ارزشمند با تخفیف ویژه با شماره ۰۹۹۰۰۶۱۷۷۵۳ تماس حاصل فرمایید

انتهای پیام/ ندای اصفهان

ادعاهای فلسفی از زبان فیزیک! نقد کتاب «طرح بزرگ» اثر پرفروش استفن هاوکینگ

به قلم آرمان هادی

چه کسی می تواند کتابش در روز اول انتشار، پرفروش ترین کتاب سایت آمازون در انگلستان بشود؟

چه کسی می تواند نویسنده کتابی باشد که پرخواننده ترین کتاب کیهان شناسی است؟

جواب:  استفن هاوکینگ؛ فیزیکدان نظری، کیهان شناس، نویسنده بریتانیایی و مدیر مرکز کیهان شناسی نظری در دانشگاه کمبریج، که کارهای علمی اش سابقه ای بیش از چهل سال دارد. کتاب‌ها و همایش‌هایش، او را به یک چهره محبوب تبدیل کرده‌است. در حال حاضر، او عضو جامعه سلطنتی هنر و عضو ثابت جامعه اسقفان دانشمند است. او در سال ۲۰۰۹ موفق به دریافت مدال آزادی ریاست جمهوری آمریکا شد… .

بند بالا توصیف سایت ویکی پدیا از آقای استفن هاوکینگ بود.

هاوکینگ کتاب «طرح بزرگ» (The Grand Design) را در ۷ سپتامبر ۲۰۱۰ با همکاری «لئونارد ملودینوف» در آمریکا به چاپ رسانید و همان روزهای اول انتشار به شدت در سایت آمازون مورد استقبال قرار گرفت. در ایران نیز این کتاب در پنج ترجمه مختلف منتشر شده است! این کتاب حرف چندان متفاوتی از کتاب قبلی وی «کیهان در پوست گردو» ندارد؛ اما واقعاً در این کتاب چه می گذرد و چرا کتاب های هاوکینگ این گونه پرطرفدار است؟

جلد، عامل مهم

در تصویر مقابل اول اسم کتاب را می بینید یا نویسنده آن؟!

به واقع باید به انتشارات Bantam books آفرین گفت به خاطر این طراحی جلد؛ در حقیقت این «استفن هاوکینگ» است که خریدار را به خرید کتاب ترغیب می کند. شاید با خودش این گونه بگوید:

«ای جونم! کتاب استفن هاوکینگ اسمش هم… طرح بزرگ؛ چه زیبا!»

از طرفی ملودینوف بیچاره زیر اسم هاوکینگ له شده است. کمتر کسی ملودینوف را نویسنده کتاب می داند. اما شاید اصلاً هاوکینگ کاری نکرده باشد و ملودینوف بار تألیف کتاب را به دوش کشیده باشد!

کاریزما charisma، عامل شهرت

می توان گفت در هر عرصه ای اشخاصی هستند که از کاریزمای بالایی برخوردارند؛ در صورتی که شاید کسی دیگر از وی بهتر باشد. یک نمونه بارز آن در فیزیک همین استفن هاوکینگ است! شاید برایتان جالب باشد، آن قدر که هاوکینگ بین مردم محبوب و شناخته شده است، در بین دانشمندان فیزیک، فیزیکدان آن چنان خارق العاده ای نیست! امروزه افراد متعددی در فیزیک از لحاظ علمی بالاتر از این مرد ۷۵ ساله اند!

فلسفه و فیزیک

هاوکینگ در همان ابتدای کتاب ادعا دارد که فلسفه مرده است و نتوانسته هم پای علم پیشرفت کند (در واقع هاوکینگ این جمله را برای فصل های بعدی در تحلیل فیزیکی آفرینش و انکار وجود خدا نیاز دارد!). البته اینکه فلسفه نتوانسته هم پای علم پیشرفت کند، تا حدودی درست است؛ اما از همین جا آقای هاوکینگ پایش را از گلیمش درازتر کرده است. چرا؟ پر واضح است که جنس علم فلسفه با علم فیزیک متفاوت است.

علمی که هاوکینگ از آن صحبت می کند، از جنس تجربه است؛ علمی است تجربی. پس همین اول معلوم شد علم تجربی نمی تواند در مواردی که تجربه در آن حضوری کم رنگ دارد، با قاطعیت حرف بزند. اما، فلسفه علمی است انتزاعی و کمتر به تجربه نیاز دارد. همه چیز آن درون مغز فیلسوف در جریان است. پس نه علم تجربی که به آن science می گوییم می تواند تمام حقیقت را بگوید و نه فلسفه.

حکایت، شروعی جالب

در ابتدای اکثر فصولِ کتاب حکایت و داستانی آورده شده است که هاوکینگ قصد دارد باورهای عوامانه و غیر علمی (به قول خودش) را مسخره کند. مثلاً در فصل دوم داستانی از افسانه های اسکاندیناوی آورده است که عامل خورشید گرفتگی را خدایان یا یک سری گرگ می دانند. در ادامه فصل، برای خواننده توضیح می دهد که ما امروز توانسته ایم با علم این پدیده ها را توضیح دهیم و دیگر نیازی به این خرافه ها نداریم و هکذا. همین ها باعث می شود کتاب عامه پسند بشود و مانند دیگر کتاب های علمی خشک نباشد.

جبر و اختیار

در فصل دوم که فرمانروایی قانون نام دارد، هاوکینگ به جبر و اختیار هم سرکی می کشد! دوباره می آید حکایت تعریف می کند که دانشمندان گذشته مانند دکارت بر این باور بودند که انسان، دو جزء «روح» و «جسم» است که جسم مانند یک ماشین و روح دارای قدرت تصمیم است. سپس اسفتن می گوید:

«اگر ما اراده آزاد داریم، این اراده در کجای درخت تکامل توسعه یافته است؟ تجربیات اخیر در علم اعصاب به ما نشان می دهد که مغز فیزیکی ما، که کردار ما را تعیین می کند، از قوانین شناخته شده علمی پیروی می کند…» در ادامه می گوید: «بنابراین به نظر می رسد که ما چیزی بیش از ماشین های زیست شناختی نیستیم و اراده آزاد تنها یک خیال باطل است».

به نظر می رسد آقای هاوکینگ نگاهی به ادلّه قوی فلسفه بر اثبات اراده و اختیار نیانداخته است و بدون روابط منطقی علت و معلولی می خواهد با نگاه مادی گرایانه حکم مورد علاقه خود را اثبات کند.

معجزه آشکار!

«… تغییری به کوچکی ۰٫۵ درصد در شدت نیروی هسته ای قوی، یا ۴ درصد در نیروی الکتریکی، تقریباً همه کربن ها یا همه اکسیژن ها را در همه ستارگان نابود خواهد کرد. اگر قوانین جهانمان را کمی تغییر دهیم، شرایط برای حیات مان ناپدید می شود!» …«اگر پروتون ها ۰٫۲ درصد سنگین تر می بودند، به نوترون ها واپاشیده می شدند، و باعث ناپایداری اتم ها می شدند…»

بند بالا قسمتی از فصل ۷ کتاب به نام «معجزه آشکار» بود. هاوکینگ این همه زیبایی و نظم را در کیهان بیان می کند و می گوید اگر این گونه نبود الان چه اتفاقات ناگواری می افتاد(عدم حیات)؛ ولی نتیجه گیری این فیزیکدان بسیار نا امید کننده است:

«ما از این همه انطباق به چه چیزی می رسیم؟ خوش شانسی به شکل بسیار دقیق، و سرشت قانون فیزیکی بنیادی.»

در ادامه می گوید:

«خیلی از مردم دوست دارند که ما از این انطباق ها به عنوان شواهدی بر کار خدا استفاده کنیم. این اندیشه که جهان برای جا دادن به نژاد انسان طراحی شده، از هزاران سال پیش تا کنون در الهیات و اسطوره ها وجود داشته است.»

هاوکینگ وجود خودش را بر اساس احتمالات پی ریزی می کند ولی آخر آقای هاوکینگ، شانس ۱ از ۱ میلیارد عقلائی نیست!

پهلوان پنبه!

در اصل هاوکینگ از مغالطه «پهلوان پنبه» استفاده می کند! به این معنا که برای رد یک چیز، از ۱۰ دلیل آورده شده برای اثبات آن چیز، دست بر روی ضعیف ترین دلیل گذاشته و آن را نقض کنیم و بگویم آن چیز رد شد! هاوکینگ همین کار را برای رد وجود خدا کرده است. فقط یک سری دلایل خرافی وایکینگ ها و اسکاندیناوی ها و غیره را رد کرده و گفته خب پس خدا وجود ندارد.

تناقض

در فصل آخر کتاب به همین نام طرح بزرگ، هاوکینگ، «بازی زندگی» را معرفی می کند و ساز و کار آن را توضیح می دهد. (این بازی توسط جان کانوِی ریاضیدان جوان کمبریج طراحی شد.)

«مثال بازیِ زندگی کانوی نشان می دهد که حتی یک مجموعه ساده از قوانین، می تواند ویژگی های پیچیده ای مشابه به حیات هوشمند تولید کنند.»

هاوکینگ می گوید «یک نفر به نام کانوی یک سری قوانین تعریف کرده و بر اساس آن قوانین، یک بازی کامپیوتری ساخته که روند آن خود به خود جلو می رود؛ دنیای ما هم مانند این است که یک سری قوانین حکمفرما هستند. خب پس نیازی به وجود خالق نداریم.»

تناقض اینجا است که بالاخره آیا یک نفر قوانین بازی زندگی را طراحی کرده است ولی قوانین جهان را نه؟!

حرف آخر

اگر دقت کرده باشید اصلاً درباره ی آقای ملودینوف صحبتی نکردیم. از همین جا از او عذرخواهی می کنیم.

در این متن سعی بر این نبود که به آقای هاوکینگ توهین شود! فقط مانند خودش صحبت کردیم. به هر حال استفن هاوکینگ خدمات زیادی به علم کرده است و بنده هم در حدی نیستم که بر سر مسائل فیزیک با وی جرّ و بحث کنم. ولی در کل علم بشر همواره با خطا همراه بوده است.

انتهای پیام/ برخاسته از وبلاگ نونگار

ادعاهای فلسفی از زبان فیزیک! نقد کتاب «طرح بزرگ» اثر پرفروش استفن هاوکینگ

به قلم آرمان هادی

چه کسی می تواند کتابش در روز اول انتشار، پرفروش ترین کتاب سایت آمازون در انگلستان بشود؟

چه کسی می تواند نویسنده کتابی باشد که پرخواننده ترین کتاب کیهان شناسی است؟

جواب:  استفن هاوکینگ؛ فیزیکدان نظری، کیهان شناس، نویسنده بریتانیایی و مدیر مرکز کیهان شناسی نظری در دانشگاه کمبریج، که کارهای علمی اش سابقه ای بیش از چهل سال دارد. کتاب‌ها و همایش‌هایش، او را به یک چهره محبوب تبدیل کرده‌است. در حال حاضر، او عضو جامعه سلطنتی هنر و عضو ثابت جامعه اسقفان دانشمند است. او در سال ۲۰۰۹ موفق به دریافت مدال آزادی ریاست جمهوری آمریکا شد… .

بند بالا توصیف سایت ویکی پدیا از آقای استفن هاوکینگ بود.

هاوکینگ کتاب «طرح بزرگ» (The Grand Design) را در ۷ سپتامبر ۲۰۱۰ با همکاری «لئونارد ملودینوف» در آمریکا به چاپ رسانید و همان روزهای اول انتشار به شدت در سایت آمازون مورد استقبال قرار گرفت. در ایران نیز این کتاب در پنج ترجمه مختلف منتشر شده است! این کتاب حرف چندان متفاوتی از کتاب قبلی وی «کیهان در پوست گردو» ندارد؛ اما واقعاً در این کتاب چه می گذرد و چرا کتاب های هاوکینگ این گونه پرطرفدار است؟

جلد، عامل مهم

در تصویر مقابل اول اسم کتاب را می بینید یا نویسنده آن؟!

به واقع باید به انتشارات Bantam books آفرین گفت به خاطر این طراحی جلد؛ در حقیقت این «استفن هاوکینگ» است که خریدار را به خرید کتاب ترغیب می کند. شاید با خودش این گونه بگوید:

«ای جونم! کتاب استفن هاوکینگ اسمش هم… طرح بزرگ؛ چه زیبا!»

از طرفی ملودینوف بیچاره زیر اسم هاوکینگ له شده است. کمتر کسی ملودینوف را نویسنده کتاب می داند. اما شاید اصلاً هاوکینگ کاری نکرده باشد و ملودینوف بار تألیف کتاب را به دوش کشیده باشد!

کاریزما charisma، عامل شهرت

می توان گفت در هر عرصه ای اشخاصی هستند که از کاریزمای بالایی برخوردارند؛ در صورتی که شاید کسی دیگر از وی بهتر باشد. یک نمونه بارز آن در فیزیک همین استفن هاوکینگ است! شاید برایتان جالب باشد، آن قدر که هاوکینگ بین مردم محبوب و شناخته شده است، در بین دانشمندان فیزیک، فیزیکدان آن چنان خارق العاده ای نیست! امروزه افراد متعددی در فیزیک از لحاظ علمی بالاتر از این مرد ۷۵ ساله اند!

فلسفه و فیزیک

هاوکینگ در همان ابتدای کتاب ادعا دارد که فلسفه مرده است و نتوانسته هم پای علم پیشرفت کند (در واقع هاوکینگ این جمله را برای فصل های بعدی در تحلیل فیزیکی آفرینش و انکار وجود خدا نیاز دارد!). البته اینکه فلسفه نتوانسته هم پای علم پیشرفت کند، تا حدودی درست است؛ اما از همین جا آقای هاوکینگ پایش را از گلیمش درازتر کرده است. چرا؟ پر واضح است که جنس علم فلسفه با علم فیزیک متفاوت است.

علمی که هاوکینگ از آن صحبت می کند، از جنس تجربه است؛ علمی است تجربی. پس همین اول معلوم شد علم تجربی نمی تواند در مواردی که تجربه در آن حضوری کم رنگ دارد، با قاطعیت حرف بزند. اما، فلسفه علمی است انتزاعی و کمتر به تجربه نیاز دارد. همه چیز آن درون مغز فیلسوف در جریان است. پس نه علم تجربی که به آن science می گوییم می تواند تمام حقیقت را بگوید و نه فلسفه.

حکایت، شروعی جالب

در ابتدای اکثر فصولِ کتاب حکایت و داستانی آورده شده است که هاوکینگ قصد دارد باورهای عوامانه و غیر علمی (به قول خودش) را مسخره کند. مثلاً در فصل دوم داستانی از افسانه های اسکاندیناوی آورده است که عامل خورشید گرفتگی را خدایان یا یک سری گرگ می دانند. در ادامه فصل، برای خواننده توضیح می دهد که ما امروز توانسته ایم با علم این پدیده ها را توضیح دهیم و دیگر نیازی به این خرافه ها نداریم و هکذا. همین ها باعث می شود کتاب عامه پسند بشود و مانند دیگر کتاب های علمی خشک نباشد.

جبر و اختیار

در فصل دوم که فرمانروایی قانون نام دارد، هاوکینگ به جبر و اختیار هم سرکی می کشد! دوباره می آید حکایت تعریف می کند که دانشمندان گذشته مانند دکارت بر این باور بودند که انسان، دو جزء «روح» و «جسم» است که جسم مانند یک ماشین و روح دارای قدرت تصمیم است. سپس اسفتن می گوید:

«اگر ما اراده آزاد داریم، این اراده در کجای درخت تکامل توسعه یافته است؟ تجربیات اخیر در علم اعصاب به ما نشان می دهد که مغز فیزیکی ما، که کردار ما را تعیین می کند، از قوانین شناخته شده علمی پیروی می کند…» در ادامه می گوید: «بنابراین به نظر می رسد که ما چیزی بیش از ماشین های زیست شناختی نیستیم و اراده آزاد تنها یک خیال باطل است».

به نظر می رسد آقای هاوکینگ نگاهی به ادلّه قوی فلسفه بر اثبات اراده و اختیار نیانداخته است و بدون روابط منطقی علت و معلولی می خواهد با نگاه مادی گرایانه حکم مورد علاقه خود را اثبات کند.

معجزه آشکار!

«… تغییری به کوچکی ۰٫۵ درصد در شدت نیروی هسته ای قوی، یا ۴ درصد در نیروی الکتریکی، تقریباً همه کربن ها یا همه اکسیژن ها را در همه ستارگان نابود خواهد کرد. اگر قوانین جهانمان را کمی تغییر دهیم، شرایط برای حیات مان ناپدید می شود!» …«اگر پروتون ها ۰٫۲ درصد سنگین تر می بودند، به نوترون ها واپاشیده می شدند، و باعث ناپایداری اتم ها می شدند…»

بند بالا قسمتی از فصل ۷ کتاب به نام «معجزه آشکار» بود. هاوکینگ این همه زیبایی و نظم را در کیهان بیان می کند و می گوید اگر این گونه نبود الان چه اتفاقات ناگواری می افتاد(عدم حیات)؛ ولی نتیجه گیری این فیزیکدان بسیار نا امید کننده است:

«ما از این همه انطباق به چه چیزی می رسیم؟ خوش شانسی به شکل بسیار دقیق، و سرشت قانون فیزیکی بنیادی.»

در ادامه می گوید:

«خیلی از مردم دوست دارند که ما از این انطباق ها به عنوان شواهدی بر کار خدا استفاده کنیم. این اندیشه که جهان برای جا دادن به نژاد انسان طراحی شده، از هزاران سال پیش تا کنون در الهیات و اسطوره ها وجود داشته است.»

هاوکینگ وجود خودش را بر اساس احتمالات پی ریزی می کند ولی آخر آقای هاوکینگ، شانس ۱ از ۱ میلیارد عقلائی نیست!

پهلوان پنبه!

در اصل هاوکینگ از مغالطه «پهلوان پنبه» استفاده می کند! به این معنا که برای رد یک چیز، از ۱۰ دلیل آورده شده برای اثبات آن چیز، دست بر روی ضعیف ترین دلیل گذاشته و آن را نقض کنیم و بگویم آن چیز رد شد! هاوکینگ همین کار را برای رد وجود خدا کرده است. فقط یک سری دلایل خرافی وایکینگ ها و اسکاندیناوی ها و غیره را رد کرده و گفته خب پس خدا وجود ندارد.

تناقض

در فصل آخر کتاب به همین نام طرح بزرگ، هاوکینگ، «بازی زندگی» را معرفی می کند و ساز و کار آن را توضیح می دهد. (این بازی توسط جان کانوِی ریاضیدان جوان کمبریج طراحی شد.)

«مثال بازیِ زندگی کانوی نشان می دهد که حتی یک مجموعه ساده از قوانین، می تواند ویژگی های پیچیده ای مشابه به حیات هوشمند تولید کنند.»

هاوکینگ می گوید «یک نفر به نام کانوی یک سری قوانین تعریف کرده و بر اساس آن قوانین، یک بازی کامپیوتری ساخته که روند آن خود به خود جلو می رود؛ دنیای ما هم مانند این است که یک سری قوانین حکمفرما هستند. خب پس نیازی به وجود خالق نداریم.»

تناقض اینجا است که بالاخره آیا یک نفر قوانین بازی زندگی را طراحی کرده است ولی قوانین جهان را نه؟!

حرف آخر

اگر دقت کرده باشید اصلاً درباره ی آقای ملودینوف صحبتی نکردیم. از همین جا از او عذرخواهی می کنیم.

در این متن سعی بر این نبود که به آقای هاوکینگ توهین شود! فقط مانند خودش صحبت کردیم. به هر حال استفن هاوکینگ خدمات زیادی به علم کرده است و بنده هم در حدی نیستم که بر سر مسائل فیزیک با وی جرّ و بحث کنم. ولی در کل علم بشر همواره با خطا همراه بوده است.

انتهای پیام/ برخاسته از وبلاگ نونگار

ترجمه منظوم جزء اول قرآن کریم منتشر شد + نحوه خرید

ترجمه منظوم جزء اول قرآن کریم

نظم الهدی؛ سروده سید ابراهیم سجادی

کتاب ترجمه منظوم از جزء اول قرآن کریم به قلم توانای سید ابراهیم سجادی و به همت نشر فردا در تیراژ ۳۰۰۰ نسخه به چاپ رسیده است. نویسنده ابتدا متن آیات و ترجمه فارسی آن را ذکر کرده و سپس در صفحه بعد ترجمه منظوم آیات را به مقابله آورده است.

نویسنده در مقدمه کتاب می گوید:

«… تا کنون ترجمه های تحت اللفظی بسیاری به زبان فارسی از قرآن منتشر شده است و همینطور تفاسیر زیادی به فارسی نوشته شده که از مهمترین آنها تفسیر ارزشمند المیزان مرحوم علامه طباطبایی است. ولی این ترجمه های تحت اللفظی و تفاسیر فارسی مانند ترجمه منظوم نمی توانند مطالب را در ذهن خواننده جا دهند و باقی نگه دارند. دلیل آن هم این است که حتی غالب افرادی که قرآن را خوب قرائت می کنند و بلکه بعض آن را از حفظ دارند به معنا و مفهوم مطالب قرآن چنانچه باید مسلط نیستند. البته قرائت قرآن و بهتر حفظ آن موجب پاداش و ثواب اخروی است ولی مهم تر از اینها دانستن معنا و مفاهیم آیات است… راه بهتر برای آشنایی بیشتر عامه مردم با مفاهیم و تعالیم قرآن این است که ترجمه و تفسیر منظوم با ذکر خود آیات منتشر شود و آن را جزء جزء کرده و در اختیار دانش آموزان و مردم قرار داد.»

جهت تهیه این کتاب به قیمت هدیه ۴۰۰۰ تومان می توانید با شماره تلفن ۰۹۳۸۱۱۷۳۹۱۳ تماس حاصل فرمایید.

در ادامه ترجمه منظوم از سوره مبارکه حمد (فاتحه الکتاب) را با یکدیگر می خوانیم.

(۱) به نام خدایی که بخشنده است / به هر جای مهرش پراکنده است

(۲) ستایش سزاوار پروردگار / ز حمد و ثنا بی حد و بیشمار

بود ربّ هر عالمِ کائنات / به امرش بگیرند بر جا ثبات

(۳) خدایی که رحمت بگسترده است / خدایی که مهرش به پیوسته است

به هرچه که موجود در این جهان / بگردیده از آشکار و نهان

(۴) بود مالک و صاحب روز دین / به روزی که گردد حقایق مبین

(۵) خدایا تو را می پرستم و بس / نخواهیم یاری به جز تو ز کس

(۶) نمایان نما بهر ما راه راست / که ما را در این کار یاری تو راست

(۷) به راه کسانی که از نعمتت / ببخشیده ای بهره در قسمتت

نه راه بشرهای مغضوب تو / نه گم کرده راهان منکوب تو

انتهای پیام/

چند معرفی کتاب: اسطوره های صهیونیستی سینما، عاشورا مظلومیتی مضاعف، جانستان کابلستان، ازبه،

معرفی آثار به قلم: جواد جلوانی

نام کتاب: اسطوره‌های صهیونیستی سینما

نویسنده: محمد حسین فرج‌نژاد

ناشر: مؤسسه فرهنگی هلال (وابسته به مؤسسه موعود عصر)

تعداد صفحات:336 صفحهٔ رقعی

 اگر از آدم‌هایی هستید که بدتان نمی‌آید به پشتِ صحنه‌ی تمامِ چیزهایی که از کودکی تا به حال دیده‌اید و می‌بینید، سرک بکشید و خودتان پیام‌های آموزندهی زندگی‌تان را در مسیرِ انسان شدن دوره کنید، بد نیست نگاهی به «اسطوره‌های صهیونیستی سینما» بیندازید.

در توضیحِ ناشر بر کتاب می‌خوانیم: «اسطوره‌های صهیونیستی در سینما عنوانِ اثری است که سعی در شناساییِ همه‌ی نشانه‌ها و نمادهایی دارد که سینمای غرب با وام گرفتن از معتقدات، باورها، تعصب‌ها، اهداف و خطِ مشیِ یهود و صهیونیسم آن‌ها را در آثارِ سینمایی به تصویر کشیده است. میدان و میزانِ تأثیرگذاریِ سینما و رسانه‌های سمعی و بصریِ جمعی و به‌ویژه بیانِ غیرِ مستقیم اما نافذ آن این امکان را ایجاد کرده است تا دست اندرکارانِ وام‌دارِ سینمای غرب همهی همتِ خود را مصروفِ به خدمت گرفتنِ آن در جهتِ منافعِ یهودیتِ صهیونیستی کنند.»

در این کتاب بعد از فصلِ اول که به دنیایِ اسطوره‌شناسی و تعریف و شناختِ مختصری از آن اختصاص دارد، مستقیماً واردِ بررسیِ رابطهی صهیونیسم و رسانه می‌شویم. حتی فرمول‌های نوشتنِ فیلم‌نامه‌هایی با این مضمون نیز در این فصل ارائه می‌شود.

با خواندن این کتاب رمزگشایی قابل توجه و نسبتا جدید و کاملی از آثار شاخصی چون ماتریکس، هری پاتر، ارباب حلقه‌ها، پسر جهنمی، مصائب مسیح، طالع نحس، جن‌گیر، کنستانتین و ژاندارک ارائه خواهد شد و بلکه حدود 185 عنوان اثر در حوزه‌های مختلف از کارتون‌های کودکی‌مان مانند هاچ زنبور عسل و ایکی یوسان تا یانگوم و سینمای بودیستی هالیوود و برخی انواع ورزش‌های رزمی و معناگرایی‌های شرقی و غربی و هولوکاست و شیطان گرایی در سینمای غرب و نفوذ اندیشه‌ها و اسطوره‌های قدیمی و جدید صهیونیسم با تعمق بیشتری فهم خواهد شد.

گاهی قبول برخی نقدهای چالش برانگیز توسط مخاطبان دشوار خواهد بود و موافقان و مخالفان خود را به همراه خواهد داشت؛ این فضای چالش برانگیز بر زیبایی‌های کتاب باز هم بیشتر افزوده است.

 متن پیامکی: اسطوره‌های صهیونیستی سینما، محمدحسین فرج‌نژاد: کتابی چالش برانگیز، وقتی 185 کارتون دوران کودکی و فیلم‌های مطرح سینما نشانه شناسی می شوند!

***

نام کتاب: عاشورا مظلومیتی مضاعف

نویسنده: محمدرضا حکیمی

ناشر: دلیل ما

در این نوشتار، واقعه عاشورا و پیامدهای آن، در قالب چند موضوع توصیف شده است: عاشورا مظلومیتی مضاعف، نجوا با عاشورا و سخنی در ابعاد، جامعه قرآنی (نه قارونی)، انقلاب عاشورا و قسط، و عاشورا و ساختار جامعه.

آغازگر کتاب مطالبى در مورد توجه قرآن و اهل بیت (ع) و تأکید آنها بر عمل به دستورات خداوند بر اساس توحید و عدل است آنگاه به مسئله قیام عاشورا و پیام امام حسین(ع) پرداخته شده است و این که آنچه امام حسین(ع) براى آن شهید شد به کجا انجامید؟ نویسنده با این مطالب مظلومیت عاشورا را مطرح مى‌کند و سپس آن را با دل نوشته‌هایى با عنوان «نجوا با عاشورا» و بیان پیام‌هایى از عاشورا و توجه به بازسازى فرهنگ عاشورایى، اهمیت شهادت امام حسین(ع) را با کلامى ادبى عقیدتى بیان مى دارد؛

«و اکنون را -با باری بس گران و طاقت سوز، از اندوهان و تجربه‌ها و چگونگی رویدادها...- دوست دارم با «عاشورا» نجوا کنم، و در معبر جلیل این حضور عظیم، سر بر آستان لحظه‌های صیرورت‌های متعالی نهم، و فیضان آیات عدل را در این منشور خونین لمس کنم، و دردهای تراکم یافته در استخوان انسان محروم و مظلوم را، و مظلومیت تعالیم مغفول و مکتوم را، با فریاد بازگویم، و همه‌ی بیدادهایی را که بر ستمدیدگان رفته است و می رود -دوباره- در گوش «عاشورا» زمزمه کنم، و خون دلی را که بر گونه های انسان بی پناه روانست بر «لوح عاشورا» بنگارم... و لحظه‌هایی در جاذبه‌ی این حضور شگرف انسانیت محو گردم:

عاشورا  حضور شگرف انسانیت است، در هرجا و هر روز...

عاشورا  مائده‌ی بزرگ روح انسان است، در تداوم اعصار...»

عناوین برخی از کتابهای حکیمی عبارتند از: الحیاه (تألیف مشترک)، دانش مسلمین، ادبیات و تعهد در اسلام، مکتب تفکیک، معاد اجتهاد و تقلید در فلسفه، قصد و عدم وقوع، مرام جاودانه، عاشورا مظلومیتی مضاعف و ...

 متن پیامکی: عاشورا مظلومیتی مضاعف، محمدرضا حکیمی: و اکنون را-با باری بس گران و طاقت سوز، از اندوهان و تجربه‌ها و رویدادها- دوست دارم با عاشورا نجوا کنم...

 ***

نام کتاب: جانستان کابلستان

نویسنده: رضا امیرخانی

ناشر: نشر افق

 رضا امیرخانی خود درمورد «جانستان کابلستان» می‌گوید: این کتاب را عرض اراداتی شکسته و ناسخته به هم‌زبانانِ هم‌تبارِ افغانی می‌دانم و در پشتِ جلدِ کتاب این بند از متن را انتخاب کرده‌ام که:

«هر بار وقتی از سفری به ایران برمی‌گردم، دوست دارم سر فرو بیافکنم و بر خاکِ سرزمینم بوسه‌ای بیافشانم... این اولین‌بار بود که چنین حسی نداشتم... برعکس، پاره‌ای از تنم را به جا گذاشته بودم پشتِ خطوطِ مرزی، خطوطِ بی‌راه و بی‌روحِ مرزی ... خطوطِ «مید این بریطانیای کبیر»! پاره‌ای از نگاهِ من، مانده بود در نگاهِ دخترِ هشت‌ماهه... بلاکشِ هندوکش...»

امیرخانی در سال ۸۸ سفری چند روزه به افغانستان داشت که حاصل آن سفرنامه‌ای با نام “جانستان کابلستان” شده است. سفرنامه در 300 صفحه و 9 فصل تنظیم شده ‌است. فصل افتتاحیه‌ کتاب «مور و تیمور» نام دارد که در آن به شرحِ یک کوه‌پیمایی عجیب بعد از انتخاباتِ 88 پرداخته است. پس از آن، فصولِ سفر به افغانستان، در هشت فصل تدوین شده‌اند. سه فصل به نام‌های «مشهوراتِ هرات»، «متواتراتِ هرات» و «تحریراتِ هرات» پیرامونِ شهر هرات نوشته شده ‌است؛ بعد از این سه فصل، ادامه‌ سفر نویسنده به مزار و کابل با عناوینِ «زائر زار و نزارِ مزار»، «بلخ...الخ»، «تقابل با کابل» و «بلاکش هندوکش» آورده شده‌‌ که سعی کرده‌‌است با گزارشی شخصی، تصویری تازه از کشوری همسایه به هم‌وطنانِ خود ارائه دهد.

این سفر که یک مسافرت شخصی برای ملاقات با چند دوست افغان و دیدار از شهرهای مهم این کشور بود با ماجراهای غیرمنتظره برای این نویسنده همراه شد که گاهی هیجان‌انگیز، گاهی طنزآلود و گاهی هم به آشکار شدن حقایق دردناکی می‌انجامد.

 در این سفرنامه امیرخانی تنها در محدوده سفرش به افعانستان نمی‌ماند، بلکه به تاریخ و آینده، سیاست و اقتصاد و وقایع روز و گاه موضع‌بندی درباره اتفاقاتی معطوف می‌شود که این نویسنده همیشه در برابرشان سکوت کرده است.

 متن پیامکی: رضا امیرخانی در جانستان کابلستان تصویری تازه از کشور همسایه ارائه می دهد: این کتاب را عرض ارادتی شکسته و ناسخته به هم زبانان افغانی می دانم.

 ***

نام کتاب: ازبه

نویسنده: رضا امیرخانی

ناشر: نیستان

 مرتضی مشکات از خلبانان باسابقه ارتش است که در جنگ پاهای خود را از دست داده و دیگر اجازه پرواز ندارد اما همواره آرزوی پروازی دوباره را در ذهن زنده نگه داشته‌است. داستان به صورت نامه نگاری ادامه دارد. در این بین افرادی هستند که طرفدار مرتضی هستند کسانی که شرقی‌تر و احساسی‌تر به قضایا نگاه می‌کنند و افرادی که با کار مجدد او مخالفند؛ کسانی که فقط با قواعد و قانون به مسئله نگاه می‌کنند...

«ازبه» نام رمانی از رضا امیرخانی که در سال 1380 نوشته شده‌ است. مثل همیشه رسم‌الخطی کاملا بر اساس جدا نویسی که شیوه امیرخانی است و طرفداران زیادی کسب کرده است. ازبه در قالب نامه‌های رد و بدل شده بین آدم‌های گوناگون نوشته شده‌است و سبک آن را با کتاب بابالنگ دراز اثر جین وبستر مقایسه می‌کنند. نام عجیب آن مثل تمام آثار دیگر او آدم را به تعجب وامی‌دارد و قبل از خواندن متن داستان متوجه آن نخواهید شد!

مشکات بالاخره با شگردی جالب موفق به پرواز می‌شود. ماجرای عاطفی دیگری هم همزمان با این جریانات شکل می‌گیرد؛ فرانک دختر 18 ساله‌ای از خانواده‌ای پولدار و نه چندان مذهبی است که در بچگی برای خلبان داستان انشایی می‌نویسد و اکنون باز خلبان مذهبی ما را ملاقات می‌کند...

تعدادِ آثارِ غیرداستانیِ امیرخانی به عددِ پنج می‌رسد. «جانستان کابلستان» و «داستان سیستان» در قالبِ سفرنامه، «نشت نشا» و «نفحات نفت» در قالبِ مقاله‌ی بلند و «سرلوحه‌ها» در قالبِ مجموعه‌ی یادداشت‌ها، آثار غیرداستانی او هستند. او پنج اثر داستانی نیز نوشته‌است؛ سه رمان به نام‌های «ارمیا»، «من او»، «بیوتن» و داستانِ بلندِ «ازبه» و مجموعه‌ داستان کوتاه «ناصر ارمنی».

در پاسخ به برابریِ تعداد آثار داستانی و غیرداستانیِ‌اش، می‌گوید: داستان‌نویسی کارِ اصلی من است. وقتی فضای شخصی یا اجتماعی‌ا‌م مناسبِ داستان‌نویسی نباشد، به آثارِ غیرداستانی پناه می‌برم. کارِ بعدی‌ا‌م قطعا داستان خواهد بود؛ رمانی به نامِ «قیدار»، در پاسداشتِ آیینِ متروکِ جوانمردی.

 متن پیامکی: ازبه، رضا امیرخانی: مرتضی خلبان باسابقه ارتش که در جنگ پاهایش را از دست داده و دیگر اجازه پرواز ندارد.. وقتی همیشه خط مستقیم بهترین راه نیست!

 ***

نام کتاب: طوبای محبت (6 جلد)

پدیدآور: محمداسماعیل دولابی

ناشر: محبت

 طوبای محبت، مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی، و گفتار صاحب دلی است که در مکتب اهل بیت(ع) پرورش یافته و کلماتش از دل و سرچشمه‌ای از الهامات الهی است و چون این بیانات از روی صدق و اخلاص و دلسوزی محض برای دوستان در جلسات انس مطرح گردیده است، همه پویندگان راه حق به خصوص صاحب دلان و اهل محبت از آن بهره خواهند برد.

محمد اسماعیل دولابی در روستای دولاب از توابع تهران زاده شد. در جوانی به شغل کشاورزی اشتغال داشت و در عین حال به صورت آزاد به دانش‌آموزی در جلسات علمای دینی معاصر مانند آیت‌الله سید محمد شریف شیرازی، آیت‌الله شاه‌آبادی، آیت‌الله تقی بافقی، شیخ غلامعلی قمی و شیخ محمدجواد انصاری پرداخت.

 اسماعیل دولابی در محافل پیرامون خود نماینده درک متفاوت و فراگیری از دین با تکیه بر مفاهیم محبت و زیبایی بود و این بیان جدید باعث جذب جوانان و قشر تحصیل‌کرده در جلسات هفتگی وعظ او بود.

روشها و آداب توصیه شده توسط وی ساده‌است. او هیچ مشقی را برای رسیدن به هیچ چیز تجویز نمی‌کند. رهیافت او تماشا در فضای آرامش است:

 «طوبی درختی است در خانه زهرا(س) که هر شاخه اش در بهشت در خانه یک مؤمن است و او هر چه اشتها دارد از آن شاخه بهره می‌برد. آیا آن محبتی که به خوبان داری طوبی نیست؟ اگر خدا را دوست دارید مال این شجره‌ است. هر چه میل دارید از آن می‌گیرید. هروقت یادش می‌کنی از هر غمی راحت می‌شوی.»

او به خدا مي‌خواند و لذا کلامش فراخواني است براي همه دلدادگان وادی محبت در رسیدن به حریم حضرت دوست جلّ وعلا و این همان عاملی بود تا شاگردانش همت کنند و سخنرانی‌های ایشان را برای دوستاران عرضه بدارند.

از آنجا که وی سلوک معنوی را از خود آغاز کرده بود مطالب وی بیشتر بیان زندگی نامه عرفانی خویش است.

 متن پیامکی: طوبای محبت: مجالس وعظ و انس مرحوم اسماعیل دولابی. طوبی درختی است در خانه زهرا(س) که هر شاخه اش در بهشت در خانه یک مومن است...

 ***

نام کتاب: دنیای قشنگ نو (the brave new word)

نویسنده: آلدوس هاکسلی

مترجم: سعید حمیدیان

ناشر: نیلوفر

تعداد صفحات: 288 صفحه

 دنیای قشنگ نو شاهکار بی‌بدیل نویسنده‌ای است که برای دنیای فردای انسان بیش از امروزش نگران است. دنیایی که امروزی‌ها با توسعه اومانیستی و صنعتی در آن به دنبال مدینه فاضله‌ای هستند کاملا انسانی. دنیایی که در آن آدم‌ها اگر هم هستند باید کاملا در خدمت جامعه باشند، مرده یا زنده‌شان، آن هم نه آن طور که خودشان می‌خواهند، آن طور که دیگران می‌خواهند!

آلدوس هاکسلی متولد ۱۸۹۴ و از خانواده‌ای اهل علم و متمول است. وی دنیای قشنگ نو را در سال‌ ۱۹۳۲ منتشر کرد و موفق شد سال 2540 را با جزئیات فراوان تشریح کند.

 از دید بسیاری از منتقدین، «دنیای قشنگ نو» همانند «۱۹۸۴» جرج اورول، داستانی است از حکومت‌های فردا که به خوبی روش‌های امروز را به نقد می‌نشیند. داستان نظامی توتالیتر که تمام رفتارهای آن جامعه را زیر ذره‌بین خود دارد.

شهید آوینی در بسیاری از نقدهایش نگاه بسیار مثبتی به این اثر داشته است و آن را یکی از مهم‌ترین آثار جهان در قرن بیستم می‌نامد.

قضایا از كارخانجات معظم آدمسازی شروع می‌شود با دستگاه‌های كاملا خودكار از مرحله ساخت نطفه تا تلقیح و بارورسازی آن، و در مرحله بعد، ‌تعلیم دادن آنها در عالم خواب از راه گوش براساس شرطی‌سازی؛ بدان گونه كه همواره و بی‌چون و چرا و برای تمام عمر، چیزی جز آنچه خواست سران كارخانجات آدمسازی و سیاست‌هایشان اقتضا می‌كند از خود بروز ندهند.

در جهان سراپا دروغین و در میان دل‌خوشكنك‌های ابلهانه‌ای چون تخدیر با ماده مخدر سوما، ولنگاری جنسی و پدیده‌هایی فریبنده مثل دانشكده مهندسی احساسات، ساندویچ كاروتن، تاكسی كوپتر، احساسخانه (محل حس‌گیری)، ارگ عطر و... فرد نباید هیچ غمی به دل راه دهد. طبیعت بد است، ‌حیات طبیعی ممنوع است، عشق چیزی مسخره است، تاریخ حرف مفت است. علم و ‌اندیشه تنها الفاظی بازمانده از اعصار عقب‌ماندگی تلقی می‌شود. فلسفه، هنر، مذهب و ادبیات یكسره تحریم شده است.

 متن پیامکی: دنیای قشنگ نو، آلدوس هاکسلی: طنز تلخی از انسان‌های مدرن فردا، آدم‌هایی که ماشین‌وار زندگی می کنند و نیاز به روح، استقلال و شخصیت ندارند!

معرفی کتاب: ایجاد انگیزه در کودکان

نام کتاب: ایجاد انگیزه در کودکان

(ابزارها و روش‌هایی برای کمک به خودجوش بودن کودکان)

نویسنده: الیزابت هارتلی بروئر

مترجم: احمد ناهیدی

ناشر: نشر جوانه رشد

تعداد صفحات: ۳۴۴ صفحه

 «... کودكان، انسان هستند نه عروسك يا كبوتر يا هنرپيشه. نخستين مسئوليت پدر و مادر، پرورش كامل كودك و تقويت خودانگيزشي در اوست. پدر و مادر نمي‌توانند تا ابد در فرزندانشان نفوذ داشته باشند. با اين‌همه نقش اوليه آنان بسيار مهم و حياتي است. ما بايد از همان روز اول همواره با در نظر داشتن استقلال و آزادي عمل كودك خود، و نياز روز افزون او به خودباوري و اداره خويش، محيطي را براي ايجاد انگيزه و تحريك در او بوجود آوريم، به‌گونه‌اي كه با پيروي از الگوهاي خوب، به تمرين و ممارست بپردازد تا آنكه زمانيکه ما خود را كم‌كم عقب كشيديم، بتوانيم كنترل كامل را به خود او واگذار كنيم.»

در اين كتاب، علاوه بر توضيح برداشت‌هاي گوناگون از انگيزش و اصول نظري و عملي آن، موانع موجود در پرورش انگيزه كودكان نيز مورد بحث قرار مي‌گيرد. والدين مي‌آموزند چگونه بايد تلاش كنند تا به كنجكاوي‌‌هاي كودك دامن بزنند، به كودك فرصت خودآزمايي و خودياري بدهند و براي او محيطي باثبات و اطمينان‌بخش فراهم کنند، با او به رقابت نپردازند و پيشرفت‌هاي او را مرهون تلاش‌هاي خويش نشمارند.

اين كتاب به والدین كمك مي كند در ايجاد و پرورش انگيزه در كودكان، شيوه‌اي مناسب و متعادل را اتخاذ كنند.

بخش نخست کتاب، شناخت ما را درباره انگیزش افزایش و الگویی از آن ارائه می‌دهد. همچنین چند نظریه کلیدی درباره انگیزش مطرح می‌شود. نقش عزت‌نفس در بوجود آوردن خودانگیزشی مورد کاوش قرار می‌گیرد. سرانجام روش و تاریخچه شخصی ما و تاثیر آن بر محیط انگیزشی، مورد بررسی قرار می‌گیرد. در بخش دوم، اصول مربوط به هریک از جنبه‌های انگیزشی معرفی می‌شود و پیش از بررسی روش‌های عملی ساختن آنها، اهمیت هر یک توضیح داده می‌شود. اصول کلی مربوط به کودکان در سنین مختلف نیز به‌طور دقیق تشریح خواهد شد. در بخش سوم، پیشنهادهایی برای هدایت کودکان ارائه می‌شود.

چند خلاصه کتاب: نظریه های ارتباطات، جامعه شناسی ارتباطات، جامعه اطلاعاتی

 

توضیح: 17 مردادماه هرسال به عنوان روز خبرنگار نامگذاری شده است. امروز خلاصه چند کتاب از مجموعه مطالعات روزنامه نگاری خود را منتشر می کنم. گفتنی است این سری چندم از خلاصه کتاب های بنده است و پیش از این نیز در همین وبلاگ در چند مطلب به خلاصه کتب ارتباطات و روزنامه نگاری پرداخته ایم.

***

کتاب نظریه‌های ارتباط، تألیف ورنر سورین و جیمز تانکارد، ترجمه دکتر علیرضا دهقان، انتشارات دانشگاه تهران

برخی نکات مهم این کتاب:

* کاستی‌های زبان در مقابل بیان پدیده‌ها:

1- زبان ایستا است و واقعیت پویا است.

2- زبان محدود است و واقعیت نامحدود است (مثلاً آموزش تصویری گیتار که نمی‌توان با زبان آموزش داد).

3- زبان انتزاعی است. مؤثرترین ارتباط آن است که از نردبان انتزاع بالا و پایین رود (از معقول به محسوس).

* نظریه همخوانی آزگود: وقتی تغییری روی می‌دهد این تغییر همیشه به سمت همخوانی بیشتر با مبانی داوری مسلط است.

* جرج گربنر در طولانی‌ترین و گسترده‌ترین پژوهش اثرهای تلویزیون تئوری کاشت را ارئه داد. مطابق این نظریه گویی پیام در طی زمان همانند یک گیاه در ذهن مخاطب کاشته می‌شود.

* برای افراد سیاسی روزنامه و سپس رادیو و بعد تلویزیون اهمیت دارد.

* نظریه تخدیر: با جذب بیش از حد اطلاعات افراد دچار رخوت و بی‌اعتنایی می‌شوند.

 کتاب کاربرد نظریه‌های ارتباطات، سون ویندال، ترجمه دکتر علیرضا دهقان، نشر دانشگاه تهران

برخی نکات این کتاب به شرح زیر است:

- آلودگی اطلاعات = تراکم اطلاعات

- همشکلی تهدیدگر خلاقیت است.

- مارپیچ تعامل: با ارتباط و سهیم شدن در اطلاعات می‌توان به اهدافی رسید که احتمالاً از راه دیگر قابل دسترسی نیست.

- «آستانۀ بیهودگی» و «آستانه پیچیدگی» (به نظر فرد) توقف خواندن متن را به دنبال خواهد داشت.

- براساس دیدگاه دیپلماسی عمومی: رادیو، تلویزیون، روزنامه‌ها و مجلات رسانه‌های سریع‌اند و رسانه‌های کند: فیلم، نمایشگاه، آموزش و مبادلات دانشگاهی و هنری است که این نه یک تمایز فنی که یک تمایز راهبردی است.

سینرجی (synergy) می‌گوید: کل بزرگتر از جمع اجزایش است.

بررسی مک کامبز و شاو در سال 1972 اولین پژوهش درباره نظریه «برجسته‌سازی» بود. نظریه برجسته‌سازی می‌گوید رسانه‌ها نمی‌توانند به مردم بگویند چگونه فکر کنند اما می‌توانند به مردم بگویند درباره چه فکر کنند.

- اثرات سقفی: عواملی که از شکاف آگاهی می‌کاهد یا از آنها جلوگیری می‌کنند.

* مک کوئیل 4 گونه اصلی نظریه را مطرح می‌کند:

- نظریه علمی اجتماعی

- نظریه هنجاری

- نظریه کاری (هم علمی هم هنجاری)

- نظریه عقل متعارف: تجارب مردم که به نوعی مقابل نظریه علمی است که هرکس خودش را ارتباط‌گر می‌داند اما خودش را مهندس راه نمی‌داند.

* پوشش یعنی اینکه چه تعداد از مردم یک پیام را دریافت می‌کنند و تکرار یعنی تعداد دفعاتی که یک پیام انتقال می‌یابد.

* رهبران فکری الزاماً پیش از دیگران از رسانه استفاده نمی‌کنند بلکه در سازمان‌ها و گروه‌های سیاسی فعالانه‌تر شرکت می‌جویند. خودشان به دو دسته فعال و منفعل تقسیم می‌شوند. فعال آنکه خود سخنگو است و منفعل آنکه باید نظرش را پرسید.

* اشاعه: فراگردی است که بواسطه آن نوآوری از مجاری معین در طول دوره زمانی خاصی در میان اعضای یک نظام اجتماعی رواج می‌یابد.

* نوآوری: اندیشه، کردار، یا چیزی است که فرد یا واحد اقتباس کننده آن را نو می‌داند.

* ص 156: نظریه عمومی نظام‌ها:

اندیشه اصلی نظریه عمومی نظام‌ها که فون برتالانفی (1969) تشریح کرده این است که کل چیزی بیش از مجموع اجزای خود است (که آن را اثر سینرجی هم خوانده‌اند) به این ترتیب این نظریه مربوط است به کل‌هایی که از اجزای وابسته به هم تشکیل شده‌اند: روابطی که بین اجزا وجود دارد و روابطی که میان کل‌ها و محیط‌های آنها برقرار است.

- ارتباط به عنوان فراگردی یک سویه:

ارتباط به عنوان انتقال

ارتباط به عنوان کنش محرک– پاسخ

ارتباط به عنوان تفسیر

- ارتباط به عنوان فراگردی همسنگ:          

ارتباط به عنوان علم و درک

ارتباط به عنوان مبادله

ارتباط به عنوان سهیم شدن

ارتباط به عنوان وابستگی

ارتباط به عنوان یک ساختار اجتماعی

ارتباط به عنوان تعامل

* الگوی دو سویه ناهمسنگ: ارتباط دو طرفه است اما به این معنی نیست که قدرت به طور مساوی بین فرستنده و گیرنده توزیع شده است. در این الگو رابطه بین این دو ناهمسنگ است. ابتکار باز هم در دست سازمان است و هدف ارتباط همچنان اقناع و تغییر نگرش و رفتار است.

* الگوی دو سویه همسنگ: متضمن اندیشه گفتگوست. مبادله افکار و تفاهم در رابطه قدرت متعادل است و احتمالاً سبب می‌شود که مدیریت و همگان‌ها، هر دو تحت تأثیر قرار گیرند.

* ص 269: نظریه وساطت: نظریه وساطت یا آنچه رسانه‌ای کردن نیز می‌نامیم، به تأثیر منطق و شکل هر رسانه‌ای می‌گوییم که در فراگرد ارتباط دخیل است. نظریه وساطت رویکری فلسفی به رسانه است. (؟)

* دیپلماسی عمومی: به راه‌های گوناگون به ویژه ارتباطات اشاره می‌کند که دولت‌ها با افراد می‌کوشند تا از آن راه‌ها در نگرش شهروندان دولت‌های بیگانه نفوذ کنند و بر رفتار آن دولت‌ها تأثیر بگذارند.

در دیپلماسی عمومی تندروها معتقد به استفاده از رسانه‌های سریع‌اند. میانه‌روها رسانه‌های کند را می‌پسندند.

* تله نوولا= همان مجموعه‌های تلویزیونی در کشورهای آمریکای لاتین

* نظریه اطلاع‌جویی اشاره به رفتار ارتباطی فعال دارد.

* ارتباط‌گرایی (Communicationism): یعنی مشکلی را که ارتباطی نیست، ارتباطی بپندارند و با آن به عنوان مشکل ارتباطی رفتار کنند.

* نظریه عقل متعارف: (Commonsense theory) نظریه‌ای که به تجربه روزانه متکی است. اکثریت جمعیت غیر متخصص برای درک پدیده‌های اجتماعی و علمی بر این نوع شناخت تکیه می‌کنند.

* نظریه هنجاری (ارزشی): (Normative theory): نظریه‌ای که بر اساس شرایط ارزشی و ایدئولوژیک، با قاطعیت تعیین می‌کند که ارتباط چگونه باید شکل بگیرد و به انجام برسد.

* نظریه اجتماعی علمی (Sacial scientific theory): نظریه‌ای که برآمده از کار (تحقیق) بر طبق قواعد در روش‌های علمی است و با اتکا به مفاهیم انتزاعی مشخص شده است.

* نظریه کاری: نظریه کاری با ترکیب نظریه‌های علمی و هنجاری به کارورز می‌آموزد چگونه برمبنای نظریه ارتباطی مدون، ارتباط را برنامه‌ریزی نماید.

* اشکال مختلف نظریات در مطالعه رسانه‌های همگانی از دید «دنیس مک کوئیل»:

نظریه عقل متعارف - نظریه هنجاری - نظریه اجتماعی علمی - نظریه کاری

- نظریه عقل متعارف را عقل سلیم نیز می‌گویند: این نظریات علمی نیستند و نمی‌توان آنها را نظریه نامید؛ اما به دلیل نظریه‌پردازشان که با نفوذ بوده‌اند جا باز کرده‌اند.

- نظریه کاری را هنجاری، عملگرا هم می‌گویند.

کتاب مبانی ارتباطات جمعی، دکتر سیدمحمد دادگران، انتشارات فیروزه

برخی نکات این کتاب:

- در آثار مارکسیست‌ها میان تبلیغات و آژیتاسیون (ترویج) تفاوت است. تبلیغاتچی اندیشه‌های سیاسی یا فلسفی عمیق را در میان عده کمتری اشاعه می‌کند اما آژیتاتور این اندیشه‌ها را در میان توده وسیع‌تری از مردم رواج می‌دهد و روش آژیتاسیون احساسی و تحریک است درحالی‌که در تبلیغات از تحلیل بهره می‌گیرند.

- ویژگی‌های الزامی خبر: 1- رویدادی تازه؛ 2- با اهمیت؛ 3- جذاب؛ 4- کامل و جامع؛ 5 کوتاه و فشرده.

- روش تحلیل محتوا: مطالعه عینی، کمّی و سیستماتیک محتوا

- هر اثر باقی مانده‌ای که از انسان داشته باشیم را می‌توانیم تحلیل محتوا کنیم، مثل کتاب، فیلم و...

- واحد تحلیل در تحلیل محتوا= موضوعات فرهنگی

- سابقه روش تحلیل محتوا در دهه 1920 و به فعالیت‌های «هارولد لاسول» دانشمند آمریکایی می‌رسد.

- مراحل تحلیل محتوا:

1- تعیین هدف؛ 2 تعیین جامعه آماری؛ 3- تعیین نمونه؛ 4- تعیین پرسشنامه (پرسشنامه معکوس)؛ 5- جمع‌آوری اطلاعات؛ 6- تجزیه و تحلیل.

- روش‌های تحقیقی که ساخت یافته هستند به درد مطالعات اکتشافی نمی‌خورند مثل پرسشنامه و تحلیل محتوا. اما روش‌هایی که انعطاف‌پذیر هستند مثل "مصاحبه" مفید برای مطالعه اکتشافی هستند.

- مصاحبه اکتشافی= مصاحبه بی رهنمود (مصاحبه آزاد)– «کارل راجرز» مبدع آن است. (با اورت راجرز که نظریه اشاعه نوآوری را دارد فرق می کند.)

- ص 49: هارولد لاسول: «تبلیغات عبارت است از مدیریت نگرش‌های جمعی از طریق دستکاری نمادهای مهم».

- مکتب جامعه‌شناسی ارتباطات: پایه گذار آن هارولد لاسول بود.

- هارولد لاسول برای رسانه نقش سرگرمی را مطرح نکرد– بلکه چارلز رایت به آن اضافه کرد.

 کتاب روش‌های مصاحبه خبری- دکتر مهدی محسنیان راد، دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها

...

 کتاب جامعه‌شناسی ارتباطات، دکتر باقر ساروخانی، نشر اطلاعات

برخی نکات این کتاب:

* فرا ارتباط: ارتباطی است که قواعد ارتباط یا ارتباط‌های بعدی را مشخص می‌سازد و بر دو نوع است: با اعلام می‌خواهم درباره درس با تو صحبت کنم (فرا ارتباط مستقیم)؛ یا بدون اعلام: (فرا ارتباط غیرمستقیم)، لبخند یک ماورای ارتباط غیرمستقیم است.

* عمل وارونه: تأثیری است که گیرنده پیام بر فرستنده می‌گذارد.

* به نظر مارشال مک لوهان علاوه بر وسایل ارتباط جمعی همه وسایل به نوعی امتداد حواس انسان‌اند. مک لوهان در جست‌وجوی جامعه‌ای است که در آن شاهد اضمحلال تعادل حواس نشویم.

* منطق موزاییکی: چیدن تمامی عناصر کنار یکدیگر و آنان را در مجموعه نگریستن. به نظر مک لوهان منطق موزاییکی سبب می‌شود که فرد از تک بینی، دیدگاه‌های محدود و انحصاری فراتر رود و هر چیز را در بستر محیطی آن قرار دهد.

* وسایل سرد از دید مک لوهان: سمینار یا جلسات بحث و گفتگو، تلویزیون، خط تصویری، تلفن

* وسایل گرم از دید مک لوهان: سخنرانی، رادیو، سینما، کتاب، عکس

* وینداهال مثل مک‌لوهان اهمیت بیشتری برای رسانه قائل است تا محتوا.

* مصرف ارتباط جمعی در مدل وینداهال (use): به نظر می‌رسد از نظریه مک لوهان که “وسیله پیام است” ایده گرفته است.

* جالب: از نظر مک‌لوهان تلفن نظام عصبی جهان است (؟!)

* مکتب تحول انگیزی ارتباطات: همان مکتب مارشال مک لوهان است.

* مک لوهان، دیوید رایزمن و ژان کلوتیه نظریه‌پردازان تحول تاریخی ارتباطات هستند.

* ژان کلوتیه دوره‌های تاریخ را اینگونه معرفی می‌کند:

عصر ارتباطات شخصی، عصر ارتباطات نخبگان، عصر ارتباطات جمعی و عصر ارتباطات فردی.

* دیوید رایزمن (مؤلف کتاب انبوه تنها) می‌گوید سه دوره برای تاریخ بشر داریم:

1- دوره اول که مولد انسان «سنت راهبر» و وجود آرامش هستی است.

2- دوره دوم انسان «درون راهبر» که مستعد فراگیری، دکارت‌گرایی (؟!) و مکتب اصالت وجود است که دوره التهاب، هراس و سرزنش‌های بی‌پایان است.

3- دوره انسان «دگر راهبر» که دوره مصرف‌گرایی، وسایل ارتباط جمعی و هدایت از راه دور است.

دیوید رایزمن دوره سوم را دوره «انبوه تنها» می‌داند و انسان‌های تنهایی که پیوندهای سنتی را از دست داده‌اند و در برابر وسوسه‌های وسایل ارتباط جمعی به شدت آسیب‌پذیر هستند و می‌توانند مثل یک هولیگان(؟) شوند.

* روابط سطحی فضایی و مورفولوژیک (؟) در جامعه صوری

*  نظریه انگ = نظریه بومرنگ

 

کتاب سیر ارتباطات اجتماعی در ایران، دکتر سیدحمید مولانا، انتشارات دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي

* از پیشگامان مجلات ادبی، وحید دستگردی بود که مجلۀ ارمغان را چاپ کرد.

* مطبوعات دورۀ اول مشروطه مطبوعات مسلکی هستند.

* قبل از اعلام مشروطه، شهر تبریز بیش‌ترین نشریات را داشت حتی بیشتر از تهران.

* ضرورت رسیدگی به جرایم مطبوعاتی با حضور هیئت منصفه برای اولین بار در کدام قانون ایران پیش‌بینی شده بود؟ (متهم قانون اساسی دوره مشروطه)

* نخستین قانون مطبوعات ایران در زمان مشروطه مصوب 5 محرم 1326 هجری قمری است؛ البته قبل از آن هم در قانون اساسی مشروطه آزادی مطبوعات اشاره شده بود.

* مطبوعات طنز در مشروطه نقش رهبری نداشتند اما نقش تحریک و تهییج داشتند.

* در قوانین مطبوعاتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی– لایحه قانون مطبوعات مصوب شورای انقلاب (20 مرداد 1358) و قانون مطبوعات مصوب مجلس شورای اسلامی (22 اسفند 1364) مانند روش اجازه‌نامه یا امتیاز روش «پروانه انتشار» و «امتیاز» در نظر گرفته شده است (یعنی شیوه اجازه قبلی) درحالی‌که نظام مشروطه تنبیهی بود. کلا آنها در نوشتن قانون از فرانسه تقلید کردند.

* قانون مطبوعات فرانسه 1881 به نام «منشور آزادی مطبوعات» که نخستین قانون مطبوعات ایران در زمان «محمد علی شاه» از این قانون گرفته شد.

* تعریف جامع آزادی مطبوعات (آزادی ارتباطات)، نخستین بار در اعلامیه حقوق بشر و شهروند انقلاب کبیر فرانسه بود.

* روزنامه‌های لیبراسیون، اومانیته، اورور و فیگارو - مال فرانسه هستند.

* در سیر تاریخی آزادی مطبوعات، «اعلامیه حقوق بشر و شهروند» انقلاب کبیر فرانسه (1789) و نخستین اصلاحیه قانون اساسی ایالات متحده آمریکا (1791) اهمیت خاص دارند اما به طور رسمی اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل در سال 1948 آزادی مطبوعات را رسماً مورد توجه قرار داد. البته در فرانسه بعد از انقلاب بدلیل روی کار آمدن دیکتاتوری نظامی تحقق آزادی مطبوعات یک قرن عقب افتاد و قانون مطبوعات فرانسه (1881) که به «منشور آزادی مطبوعات» موسوم است و اکنون هم در فرانسه اجرا می‌شود این هدف را تأمین کرد.

 

کتاب نظریه‌های جامعه اطلاعاتی، فرانک وبستر، ترجمه اسماعیل قدیمی، نشر امیرکبیر

برخی از نکات این کتاب به شرح زیر است:

* اندیشه‌های مربوط به پیدایی و پیشرفت جامعه اطلاعاتی بیش از همه در کتاب‌ها و مقاله‌های «فریتز ماکلوپ» و «دانیل بل» مطرح شدند. جامعه به اصطلاح اطلاعاتی بر تکنولوژی‌های اطلاعات و مبادله کالاهای اطلاعاتی در سطح سراسر جهان استوار است. جامعه‌های معرفتی تکنولوژی محور نیستند بلکه اندیشه محورند.

* ضریب نفوذ تلفن: تعداد تلفن برای هر 100 نفر جمعیت

* تلفن، حلقه‌ی گمشده ارتباطات توسعه

* حلقه‌ی گمشده جدید: شکاف دیجیتال (اینترنت)

* «لوسین پای» جامعه‌ی درحال گذار را جامعه دوگانه می‌خواند که در آن بخش‌های مدرن و سنتی در کنار یکدیگر به سر می‌برند.

* 5 معیار برای جامعه اطلاعاتی برمی‌شمارند که وبستر به آنها با دیده تردید می‌نگرد:

1- تکنولوژیک: پیشترفت‌های خیره کننده در پردازش، نگهداری و انتقال اطلاعات. ارزانی و قدرت و کاربرد پیوسته‌ی رایانه‌ها.

2- اقتصادی: هنگامی که 50 درصد از تولید ناخالص ملی به فعالیت‌های اطلاعاتی اختصاص می‌یابد.

3- شغلی: هنگامی که مشاغل اطلاعاتی به وجه غالب در میان مشاغل موجود تبدیل می‌شوند.

4- مکانی: امور اقتصادی جهانی شده است و بر اثر آن محدودیت‌های مکانی رو به نیستی گذارده‌اند.

5- حجم اطلاعات در گردش افزایش شگفت‌آوری رخ داده است که قبلاً هرگز وجود نداشته‌اند.

دانیل بل می‌گوید که جامعه فراصنعت‌گرایی جامعه با مشاغل خدماتی است و طبقه کارگر از میان می‌رود.

- آنتونی گیدنز: نظریه دولت– ملت و نظارت:

از موارد دیگری که ناگریز به جامعه اطلاعاتی منجر می‌شود نظارت دولت بر دشمن و سرویس‌های اطلاعاتی و نظارت دولت بر مردم و همچنین نظارت شرکت‌ها بر مشتریان که همه به دنبال کسب اطلاعات بیشترند. (کمی هم ترسناک است و آدم یاد داستان 1984 جرج اورول می‌افتد!)

* یورگن هابرماس: مدیریت اطلاعات جهت دستکاری افکارعمومی و استمرار کنترل اجتماعی بیشترین اهمیت را داراست.

تئوری فضای عمومی یا گستره همگانی از یورگن هابرماس است. او در در مباحث خود از نابودی گستره همگانی احساس نگرانی می‌کند.

هابرماس= هگل قرن بیستم.

* تجدید ساختار: پس از فوردیسم یا پست فوردیسم:

- یکی از مهم ترین عوامل سرنگونی نظام فوردیسم و پدیده‌ای که اغلب به عنوان ویژگی بارز عصر پست فوردیسم شناخته می‌شود، جهانی‌سازی است.

- دوره فورد، عصر تولید انبوه با هزاران کارگر صنعتی بود؛ اما اکنون نابودی تولید انبوه به وقوع می‌پیوندد و آنچه اکنون پدیدار شده واحدهای کوچک و پراکنده در سطح جهان است که حداکثر چند صد نفر از افراد مشغول به کارند.

* تخصصی‌سازی انعطاف‌پذیر= اشاره به همان جامعه صنعتی یا پست مدرنیسم دارد (مثل عقاید بودریار).

* مانوئل کستلز= اشاره به شهر اطلاعاتی، اطلاعات و تغییر شهری می‌کند.

* نهایتاً وبستر می‌گوید تصور یک جامعه اطلاعاتی نابه‌هنگام است و ما باید ترجیحاً بر اطلاعاتی‌سازی مناسبات حاکم تأکید کنم.

* مهم‌ترین تفاوت جامعه اطلاعاتی با جامعه معرفتی از نظر فیلیپ کئو، محقق ارتباطی انتقادنگر فرانسوی چیست؟

- جامعه اطلاعاتی تکنولوژی محور ولی جامعه معرفتی اندیشه محور است.

* کتاب جامعه‌شناسی جامعه اطلاعاتی از منوچهر محسنی در این زمینه خوانده شود.

 کتاب تاریخ ایران و جهان، سوم دبیرستان، انتشارات سمت

برخی از نکات این کتاب به شرح زیر است (خواندن این کتاب دست کم گرفته نشود! بسیار مفید است).

* جنگ جهانی اول (1918- 1914 م)

- اتفاق مثلث: فرانسه، روسیه و انگلستان

- اتحاد مثلت: آلمان، اتریش- مجارستان، ایتالیا

- البته یک سال بعد ایتالیا به متفقین پیوست و آمریکا هم به کمک متفقین آمد.

- قرارداد ورسای پس از شکست آلمان در جنگ جهانی اول و مربوط به تعهدات آلمان است.

- جنگ جهانی اول در زمان احمدشاه بود.

* جنگ جهانی دوم (1945- 1939 م)

آلمان– ایتالیا– ژاپن متحد بودند.

* در اواسط قرن نوزدهم دولت ایران امتیاز خطوط تلفن را به انگلیس داده بود که فرانسه کوشش می‌کرد جلوگیری کند.

معرفی کتاب- اطلس مراکز فرهنگی شهر اصفهان

اطلس مراکز فرهنگی شهر اصفهان نام کتابی است که به کوشش مرکز تحقیقات و پژوهش های موسسه فرهنگی بقیه الله (عج) در سال ۱۳۸۶ در تیراژ محدود به چاپ رسیده است.

هدف اصلی از انتشار این مجموعه، تقویت بنیان های اصیل و تاثیرگذار در حوزه فرهنگ دینی و پشتیبانی و مساعدت از طرح های فرهنگی و برقراری تعامل و ارتباط پویا بین محافل فرهنگی، مسئولین و صاحبان فکر و ایده بوده است.

در مقدمه فصل چهارم این کتاب چنین می خوانیم:

آنان که محیط فضل و آداب شدند        در بزم کمال شمع اصحاب شدند

پاداش نیک زیستن نیکان و بزرگان این است که از فراموشی و فنا مصون اند و ابدی می شوند، زندگی تازه ای در قلوب مردم پیدا می کنند و دوامشان بر جریده عالم ثبت است.

استحکام مبانی دین و دیانت و فرهنگ وابسته به وجود پر برکت همین نیکان و صالحان است.

انسان هایی که از زندگی شخصی و بسیاری از لذت ها و منافع مادی می گذرند، شمع وجودشان ذوب می شود تا بتوانند شمع دین و فرهنگ را پر رونق و فروزان سازند و لحظه لحظه بر فروغ آن بیفزایند.

عشق به مکتب، عشق به فرهنگ ناب اسلامی و عشق خدمت به مردم جان آنان را پر نموده و آنان را در راه دین شکیبا کرده و در نهایت پیروزمند عرصه عاشقی می گردند.

یقینا اگر ملتی از همه مواهب مادی برخوردار باشد ولی انسانهای از خودگذشته و مخلص در تاریخ آن ملت دیده نشود، آن ملت حق مفاخره ندارد.

انسان هایی که همچون آب روان، سنگ ها و موانع را از مسیر راه خویش کنار می زنند و با سرعت تمام ملتی را بزرگ می سازند و میراث علم و ادب و فرهنگ را بر آنها جاودان می نماید.

ای خوشا آمدن از سنگ برون         سر خود را به سر سنگ زدن

گر بود دشت گذشتن هموار          گر بود دره سرازیر شدن

اینان روشنی افزای محفل انسان ها هستند. آسمان شهر ما اصفهان از چنین نیکانی ستاره باران است.

شهری که سالیان سال علمدار فرهنگ و دینداری بوده و بر عظمت نیاکانش به عنوان طلایه داران وارستگی تفاخر نموده است.

امروز ما با افسوس فراوان از اینکه نتوانسته ایم مجموعه ای از جلوه های همه ی مفاخر گذشته شهرمان از شهیدان و شاهدان گرفته تا هنرمندان و نام آوران را در اختیار داشته باشیم، به معرفی موثرترین در امور فرهنگی دست زده ایم تا شاید بتوانیم اطلسی از چهره ها و شخصیت ها را تهیه و برای انتقال تجربه به عصر حاضر و آینده گامی موثربر داشته باشیم.

انتقاداتی به کتاب دریغ است ایران که ویران شود اثر پروفسور فرامرز رفیع پور

توضیح: متن زیر ارسالی یکی از دوستان طلبه است که از نگاه غیرمنصفانه پروفسور رفیع پور در این کتاب به ستوه آمده بود. توضیح آنکه رفیع پور را در ایران به عنوان جامعه شناسی دلسوزِ وطن و طرفدار نظام جمهوری اسلامی می شناسند ضمن اینکه جایگاه وی در فرهنگستان علوم و انتخاب وی به عنوان چهره ماندگار جامعه شناسی در سال 1389 بر حساسیت موضوع می افزاید.

اما رفیع پور حاصل نموّ و تحصیل در غرب است و نگاه او از جامعه شناسی رایج غربی به دور نیست. متاسفانه در این نگاه غربی همه به دنبال "کارکرد" هستند، اگر چیزی کارکرد داشت پس خوب است اما اگر کارکرد لازم را برای آنچه مد نظر من است نداشت پس چیز خوبی نیست!
با خواندن این کتاب شما متوجه می شوید که رفیع پور به دفاع از نظریه "ولایت فقیه" پرداخته است اما در چند صفحه جلوتر با تعجب متوجه می شوید که فهم ما از ولایت فقیه با آنچه رفیع پور می گوید متفاوت است. رفیع پور کاری به دلایل عقلی و نقلی حکومت اسلامی و احادیث ولایت فقیه که از جانب معصومین علیهم السلام به ما رسیده است ندارد بلکه چون کشور ایران را کشوری جهان سومی می داند پس سطح آن را در حد دموکراسی غربی نمی داند پس نظریه ولایت فقیه برای آن بهتر است و همین را تجویز می کند!
رفیع پور می گوید دین نباید از سیاست جدا باشد (و شما با خواندن این جمله آفرین می گویید) اما چند صفحه جلوتر متوجه می شوید از نظر او در کشور جهان سومی ایران ما چون به بلوغ کافی نرسیده ایم دچار تشتت هستیم و دین می تواند باعث انسجام ما باشد پس باید در جامعه حضور حداکثری داشته باشد!
او از حوزه علمیه و شهریه گرفتن طلاب دفاع می کند اما چندصفحه بعد متوجه می شویم علت دفاع او نه ارادت به مقام مراجع و علما بلکه همان کارکرد داشتن است و اگر طلاب شهریه نگیرند اوضاع بدی بوجود می آید پس همان بهتر که شهریه بگیرند تا...

***

کتاب «دریغ است ایران که ویران شود» با عنوان فرعی «جَنگ فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی؛ یک مدل تحلیلی» با شمارگان 1100 نسخه در 934 صفحه به همت شرکت سهامی انتشار به قلم دکتر فرامرز رفیع پور به چاپ رسیده است.

نویسنده این کتاب در مقدمه درباره این کتاب می گوید که نگارش آن یکی از الطاف الهی بوده و چنین توضیح می‌دهد: «متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش به شرح ذیل است:

ابتدا تلاش بر آن است تا در یک قالب وسیع‌تر بین‌المللی نشان داده شود که در رقابت‌های بین‌المللی، کشورهای قوی‌تر چه اهدافی را در کشورهای ضعیف‌تر دنبال و برای دستیابی به آن اهداف از چه روش‌هایی استفاده می‌کنند. در مرحله بعد به آن می‌پردازم که در این قالب بین‌المللی، آنها از آغاز ارتباط، برای ایران چه جایگاهی را ترسیم و تنظیم کرده، به چه اقداماتی دست یازیده و چه ریل‌هایی را برای استثمار تنظیم و تثبیت کرده‌اند که تا به امروز به‌طور خودکار فعال‌اند. سپس خواهیم دید که انقلاب اسلامی تا چه حد با اهداف آنها سازگار بوده و از کجا تا چه میزان با اهداف آن‌ها در تضاد قرار گرفته است و در نتیجه آنها برای مقابله غیر نظامی، بر پایه چه مدل‌های فکری (تئوریکی) پیش می‌روند و بر آن پایه، چه اهدافی را با چه اقداماتی دنبال می‌کنند.

رفیع پور می گوید: مهم‌ترین این اقدامات در زمینه‌های نظام تفکر، نظام فرهنگی، نظام مذهبی، نظام اجتماعی، نظام حکومتی و نظام سازمانی و نظام اقتصادی مورد بررسی قرار می‌گیرند.

معرفی نویسنده

فرامرز رفیع پور جامعه شناس و استاد ممتاز دانشگاه شهید بهشتی است. متولد 1320 تهران، فوق لیسانس مهندسی کشاورزی و دکترای روش تدریس جامعه شناسی در سال 1353 از آلمان دارد. در سال 65 نیز رساله پرفسوری اش را در آلمان نوشته و در این زمینه نیز موفق شده است. بیش از 30 سال است که در آلمان (دانشگاه هوهن هایم)، آمریکا ( دانشگاه ویسکانسین) و ایران (دانشگاه شهید بهشتی) تدریس می کند.

رفیع پور را بیشتر با دو کتاب «توسعه و تضاد» و «آناتومی جامعه» می شناسند که در آنها به تحلیل مشکلات پیچیده وقت ایران یعنی شناخت موانع رشد در کشور و نیز ارائه طریق‌هایی برای برون رفت از آن می‌پردازد. رفیع پور در جایگاه منتقد سیاست‌های توسعه در زمان هاشمی رفسنجانی، آن سیاستها را موجب به هم زدن تعادل اجتماعی، افزایش نابرابری، تغییر ارزش‌ها و پیدایش انواع مسائل و معضلات اجتماعی می‌داند.

فرامرز رفیع پور

اما درباره کتاب 

در ادامه برخی نظرات درباره این کتاب از دید جامعه شناسان دانشگاه های مختلف را می خوانیم و در پایان متن نقطه نظرات خود را نیز ارائه خواهیم داد:

دکتر تقی آزاد ارمکی(*) استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در دومین روز از نشست نقد و بررسی کتاب «دریغ است ایران که ویران شود» که در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، به جایگاه دکتر رفیع پور در جامعه شناسی ایران اشاره کرد و گفت:

نقش ایشان مهم است چرا که اگر گفته نشود بخشی از کار معلق خواهد ماند. رفیع پور متعلق به یک جهت گیری و جامعه شناسی خاص ایران است که ما آن را جامعه شناسی تجربی می نامیم. جامعه شناسی که دغدغه آن بحران و حل آن است. تمام دوستان دانش آموخته دانشگاه شهید بهشتی مسئله شان شناخت ساحت نظم و استقرار آن است.

استاد دانشگاه تهران ادامه داد: نکته دیگری که باید بگویم این است که اگر جامعه شناسی ایران را جامعه شناسی معاصر و تاریخی بگیریم آنچه که سؤالش در باب توسعه یافتگی و مسئله محوری است دچار یک بحران می باشد و اساسا جامعه شناسی که به دیروز توجه می کند، کانون جامعه شناسی امروز از قاجار به بعد است. دکتر رفیع پور برخلاف این روند جمهوری اسلامی را مورد بحث خود قرار داده است و به تعبیری جامعه شناسی مربوط به دیروز و امروز خود را مورد سؤال و مسئله خود می داند. رفیع پور با صراحت و جسارت با آنکه خودش می داند که برچسب خواهد خورد خودش را جامعه شناس جمهوری اسلامی می داند و از این بابت باید تقدیر شود چرا که ایران امروز را مورد مطالعه و پژوهش قرار داده است تا اینکه بخواهد گذشته را مورد پژوهش قرار دهد.

وی افزود: همین متن را خیلی غیر جدی جلوه می دهد و می تواند از دایره ارجاع جامعه شناسان خارج شود. این کتاب می تواند چنین هجمه ای بر آن وارد شود اما از طرفی قابل دفاع است چرا که وضعیت معاصر ایران را مورد بحث و تامل قرار می دهد همان چیزی که ما از آن می ترسیم و در واقع او بدنبال ساختن جامعه شناس و جامعه شناسی بومی است.

رحیم محمدی (**) استاد جامعه شناسی دانشگاه امام حسین (ع) می گوید:

کتاب احساس‌های دو‌گانه و چندگانه به خواننده می دهد، رفیع‌پور در کتاب چهره‌های چرخشی زیادی دارد. نویسنده علاوه بر اینکه جامعه‌شناس است، اما به کرات با چهره‌هایی چون؛ ناسیونالیست، ایدئولوگ، وفادار سیاسی، مشاور، ناصح، دیندار، محافظه‌کار سیاسی، منتقد، دشمن ستیز، مصلح، روشنفکر و واعظ و اندرزگو نیز ظاهر شده است. از اینرو کتاب هر لحظه خواننده‌اش را از خودش می راند و با خواننده سر ستیز پیدا می کند.

در کتاب نگاه از بالا به پایین و ارائه یک مدل برای تغییر و بقاء جامعه و حفظ دولت دلخواه کاملا آشکار است، این نوع نگاه به جامعه در جامعه شناسی غریب است. جامعه شناس به درون جامعه و به ساختارها، کنش‌ها و گفتمانهای درون جامعه نگاه می کند و آنها را تحلیل می کند تا ببیند این عناصر چه سیاست و نظامی را بر می سازند. این نگاه، نگاه ماقبل جامعه شناسی است، می توان این نگاه را مشابه نگاه منتسکیو دانست که تقریباً به همین صورت از مدل های حکومتی و حقوق صحبت می کند و طراحی الگوی حکومتی و تعیین مدل حکومتی مناسب را در پیش می گیرد. گاهی هم به سنت ایرانی برمی‌گردد و نگاه و ادبیات سیاست نامه‌ای و نصیحت الملوک را اتخاذ می کند و حتی جملاتی پندآموز از خواجه نظام المک و سعدی و عطار برای پند دادن مخاطب خود استفاده می کند. گاهی تشابه منتسکیو و توکویل پیدا می کند و گاهی کارل اشمیت ایران می شود و گاهی به گذشته و سنت ایرانی برمی گردد و خواجه نظام الملک ایران معاصر می شود.

در این بحث‌ها جامعه‌شناسی تا حدود زیادی به «جامعه شناسی نخبگان و خصوصاً نخبگان سیاسی» تبدیل می‌شود و در مواردی هم (خصوصاً در فصل ۸) جامعه شناسی اساساً غایب می شود و علم سیاست و ایده پردازی سیاسی به میان می‌آید.

محمد امین قانعی راد (***) رئیس انجمن جامعه شناسی ایران می گوید:

رفیع پور معتقد است انقلاب اسلامی و حتی رهبری آن حساب شده و توسط غرب بوده است. آمریکا شاه را برداشت و امام را آورد یا پذیرفت. آمریکا انقلاب را به نتیجه رساند در واقع از تضاد دولت و ملت استفاده کرد... امام در بعد از انقلاب از یک جایی از این بازی تخطی کرد و مسیر آن را عوض کرد.

قانعی راد افزود: ما در جامعه شناسی چندین نظریه درباره انقلاب داریم اگر از آقای رفیع پور درباره انقلاب بپرسید، چیزی که از تحولات اجتماعی در اینجا می خوانیم استعمار است که زمینه شطرنجی است که انگلیس و آمریکا آن را بازی می کنند و به تعبیر او تنها دو شخصیت در این دام نیفتاده اند. به نظرم تبیین های ایشان جامعه شناسی نیست، بلکه بیشتر سیاسی اند. یعنی شما حس می کنید که یک فرد غیر جامعه شناس دارد اینها را بیان می کند.

رئیس انجمن جامعه شناسی ایران ادامه داد: رفیع پور نمونه های موفق را چین و روسیه و ترکیه معرفی می کند، می گوید پوتین و اردوغان توانسته اند که نیات استعمار را در مورد کشورشان کم کنند. حکومت باید مذهب را از نقش اپوزسیون در بیاورد. در واقع اگر بخواهیم استعمار پایان یابد باید نقش روحانیت تمام شود. می گوید ما باید اسلام را احیا کنیم و این اسلام به درد جامعه مدرن نمی خورد. این اسلام که در حوزه وجود دارد به درد جامعه روستایی می خورد. اسلام اپوزیسیون به اسلام حکومتی تبدیل شود راه حل ایشان نهایتا ادغام بخش غیر رسمی در بخش رسمی است.

***

حال در ادامه به تعدادی از موارد خلاف واقع در این کتاب اشاره می کنیم:

1- به گفته آقای رفیع پور امریکا به علت منافع خودش، به دنبال برکناری شاه بود و ایشان برای تائید حرف خود به اظهارات محمدرضا پهلوی (درباره علت افزایش قیمت نفت توسط خودش) اشاره می کنند.

نقد: استناد به سخنان محمدرضا پهلوی که از حکومت خلع شده است فاقد اعتبار است و در واقع سخنان محمدرضا پهلوی برای گمراه کردن افکار عمومی از طرح جدید استعماری امریکا (به دلیل شکست امریکا در جنگ ویتنام) است و ایران نمی توانست به تنهایی قیمت نفت را افزایش دهد چون کشورهای دیگر به راحتی می توانستند تولید نفت ایران را جبران کنند و جهان را از خرید نفت ایران بی نیاز کنند همان کاری که بعد از انقلاب بارها با ایران کردند.

2- به گفته آقای رفیع پور قبل از انقلاب، ایران عمدتا با نیروی فکری نسبتا بالای امریکایی و به کمک برخی دانشمندان ایرانی اداره می شد و کشوری رو به پیشرفت بود.

نقد: ولی در واقع امریکایی ها و محدرضا پهلوی به فکر منافع خود بودند و اداره کردن ایران و منافع ایرانیان کوچکترین ارزشی برای آنها نداشت که نمونه آن را می توان در مستند «تهران پایتخت ایران است»، «مستند به روایت دربار» و دیگر مستندهایی از این دست دید. همچنین در فیلم «نقد مستند انقلاب 57» (سخنرانی خسرو معتضد) به نکات جالبی اشاره شده است.

3- در صفحه 299 کتاب مواردی که ایشان به عنوان علت بعضی کج رفتاری ها و فراگیر شدن آنها در ایران ذکر می کنند تنها بخشی از موارد است و مورد مهمی مثل جنگ روانی کشورهای غربی از طریق کتاب و رسانه (که قدرت دارد واقعی را غیر واقعی و غیر واقعی را واقعی نشان داده و مردم آن را باور کنند) را در نظر نگرفته اند.

4- آقای رفیع پور در موارد زیادی به بیان نظرات شخصی خود که ملغمه ای از دیده ها و شنیده های شاذ و کمیاب ایشان است (و نه آمار و تاریخ معتبر) به جای مطالب علمی می پردازد. برای نمونه:

در صفحه 365 کتاب آمده «یکی از طلاب که در دوره های تحصیلات تکمیلی در دانشگاه قبول شده و خود متاهل بود، می گفت: وقتی من در دانشگاه قبول شدم، دوستان حوزوی با اشتیاق از من می پرسیدند: «خوب تو در دانشگاه قبول شده ای؟» من هم می گفتم "بله". آنها می پرسیدند «دختر و پسر هم با هم اند؟» من هم می گفتم "بله"، اما دخترها یک طرف نشسته اند و پسرها یک طرف دیگر». آنها با اشتیاق می گفتند «باشه، این خودش یک کیفی داره»!

نقد: این کتاب گاه عامیانه و در نتیجه مخرب می شود. چطور این مورد قابل تعمیم به همه طلاب و ساحت مقدس حوزه علمیه است؟! حتی ذکر این قصه های ناکجاآبادی هم محلی از اعراب ندارد.

در صفحه 370 کتاب آمده است: «تجسم کنید طلاب باید برای یک مقدار کم شهریه به این صف و آن صف بدوند و یا حاضر شوند برای افرادی که در زمان حیاتشان از خدا دور بودند و حالا می خواهند با پول نزدیکی به خدا و بهشت را بخرند، اجیر شوند و برای آنان نماز بگذارند... قائل شدن ارزش زیاد برای ثروتمندان و اجازه آزادی عمل نامحدود در تکاثر اموال.»

نقد: ایشان به اسم دفاع از حوزه، دست به تخریب زده اند. چطور این موارد نادر قابل تعمیم به طلاب است؟ آیا آنچه از سادگی و محبت و معنویت در حوزه های علمیه می شناسیم در این کتاب به چشم می خورد؟!

در صفحه 389 کتاب آمده است: عین القضات و امثال وی با وصف ارزش والا و دستیابی به مراحل بالای عرفانی، دایره معرفت الهی شان، مانند همه ما، هنوز محدود بوده است. اما با وصف این، دستور شارعان بر کشتنش نیز قابل دفاع به نظر نمی رسد.

نقد: در اینجا منظور از شارعان همان فقیهان حوزه علمیه است درحالی که اینان از خود حکمی صادر نمی کنند بلکه صرفا حکم خداوند درموارد مختلف را اعلام می کنند. اینکه حکم ارتداد در دین چیست و در چه شرایطی حکم اعدام برایش صادر می شود بهتر است به دور از احساسات در همان منابع دینی بررسی شود و شاید ایشان به خود خداوند متعال اعتراض داشته باشند که بحث دیگری است!

در صفحه 390 کتاب آمده است: ببینید این فضا و جو فرهنگی، این توبیخ ها، شکستن شیشه های خانه ها... این هنر استعمار باعث شده که ما نتوانیم تعداد زیادی از حوزویان عارف و اهل دل را بشناسیم. البته فقط شیشه شکستن و توبیخ های مشابه نیست که محتوای معرفتی دین را مدفون می سازد و شکل و ظاهر رفتار فرهنگی را در دین غالب می نماید، بلکه مجموعه عوامل ذکر شده دست به دست هم می دهند. مخصوصا مخاطبان باعث می شوند که این حوزویان عارف در تضاد بین انتظارات مخاطبان عوام و خواص خود قرار گیرند.

نقد: چطور این موارد قابل تعمیم به کل حوزه علمیه است؟ بله ما هم شیشه شکستن را محکوم می کنیم و حکم یکی از مراجع را به ما نشان دهید که این کار را جایز دانسته باشد! «خود گویی و خود خندی به به چه هنرمندی»! اصلا این موارد کجا از جانب علما اتفاق افتاده است که جنابعالی بیانیه محکومیت برای آن صادر می کنید؟

5- پروفسور رفیع پور تاریخ غرب و غرب را با اطلاعاتی که حاکمان غربی و دانشمندان اجیر شده آنها از خود در اختیار گذاشته اند تحلیل می کند و این اطلاعات اکثرا متناسب با میل آنها و خلاف واقع است. برای نمونه آقای رفیع پور در مورد کلیسا، دین، حکام و مردم غرب حرف هایی می زند که ما نه تنها در کتب تاریخی مستند فارسی مثل کتاب «زرسالاران یهودی و پارسی» نوشته عبدالله شهبازی و... نمی بینیم بلکه خلاف آن و مثال های فراوان نقض آن را می بینیم.

پی نوشت

(*) با اندکی تلخیص برگرفته از خبرگزاری مهر، تاریخ انتشار پنجشنبه ۲۳ مهر 1394، کد مطلب 2941174 www.mehrnews.com

(**) با اندکی اضافات و تلخیص برگرفته از خبرگزاری مهر، تاریخ انتشار 22 مهر 1394،کد مطلب 2940211

(***) با اندکی اضافات و تلخیص برگرفته از خبرگزاری مهر، تاریخ انتشار 23 مهر 1394،کد مطلب 2941241

معرفی کتاب: انسان شناسی جامعه کوفه

توضیح: متن زیر مقدّمه کتاب انسان شناسی جامعه کوفه به قلم سید نبیل الحسنی است که توسط دکتر مهدی عابدی (عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان) ترجمه شده است.

حجت الاسلام سید نبیل الحسنی از پژوهشگران معاصر کربلا و مدیر موسسه علوم نهج البلاغه عراق است که سالها با معاونت پژوهشی «عتبه حسینی» در کربلا همکاری داشته و حاصل این همکاری دهها کتاب است که بیشتر آنها را عتبه حسینی منتشر کرده است. نبیل الحسینی سفرهای مختلفی به ایران داشته و با مراکز پژوهشی دینی کشورمان در ارتباط است.

– شما می توانید متن اصلی این کتاب به زبان عربی را از اینجا دانلود کنید.

– همچنین فایل کامل PDF ترجمه فارسی این کتاب را از اینجا دانلود کنید.

«خداوند را سپاس بر آنچه نعمت داد و به قلب‏ها الهام فرمود؛ و مدح و ستایش برای خدایی که به نعمت‏های عامّه‏ اش قبل از استحقاق ابتدا کرد و هرگونه نعمتی را ارزانی داشت و یکی پس از دیگری بر ما فرو ریخت، نعمت‌هایی که از شماره بیرون است و جزای آنها را هرگز نتوان داد و نهایتش را نتوان فهمید».[1]

درود الهی بر برترینِ مردم و بر دودمان او که رهنمون شوندگان به سوی صلح و صفا هستند و درود شایان خداوند بر آنان باد.

و بعد: از حکمت‌های الهی است که خداوند، زمین را رام و مسخّرِ آفریدگان خویش قرار داده و آنان بر روی آن گام بر می‌دارند و از روزی‌های او بهره‌مند می‌شوند و از حکمت‌های پروردگارِ بلندمرتبه است که مردم را ملّت وار و قبیله قبیله قرار داده تا با یکدیگر آشنا شوند و دانشمند، دانش خویش را به نادان انتقال دهد و جوینده علم، در جستجوی دانشِ دانشمند باشد و در راستای دانش و آموزش و نشر آن با یکدیگر آشنایی پیدا کنند تا فراگیرنده علم از انسان فاسق، و بد سگال از پاک سیرت باز شناخته شوند.

و از حکمت‌های الهی است که انسان را به آنچه بدان آگاهی ندارد، دانا سازد و با فرستادن پیامبران، فرستادگان و ائمه، او را گرامی داشت تا شریعت الهی را برای مردم تبیین سازند و آنان را به صلاح خویش رهنمون شوند و از آنچه که باعث فسادانگیزی و ناگواری زندگی و نابودی نسل آنان می‌شود، بر حذر بدارند.

گروهی از مردم، پیرو راهِ نیکان هستند و گروهی دیگر، رهرو راه گمراهان و میان این دو دسته، افکار، فرهنگ‌ها، رفتارها و مفاهیمی پدید آمده که هدایتگران و گمراهان، پایه گذار آن بوده‌اند و خِرد بشری میان این دستاوردها گام بر می‌دارد؛ گاهی این فرهنگ را برداشت می‌کند و گاهی آن فرهنگ را.

هنگامی که به هر یک از جوامع می‌نگریم، جامعه‌ای را نمی‌یابیم که در آن به شکلی اجرایی، یکی از این دو فرهنگ، حاکم و از فرهنگِ مخالف و مغایر خبری نباشد، چون این مسأله حتی در زمان پیامبران و فرستادگانِ الهی رخ نداده است، وگرنه، نیازی به برانگیختن این تعداد پرشمار از انبیای الهی نبود و دلیلی برای تکذیب، ستیز با آنان و کشتن آنان وجود نداشت.

بر این اساس؛ مسأله‌ای که خِرد بشری را به جستجو کردن در رفتار این انسان، خواه صلاح‌گرا یا فسادگرا، سوق می‌دهد؛ نگرش به فرهنگ و منشأ و خاستگاه اجتماعی او و بررسی این فرهنگ، گونه‌ها، مفاهیم، خاستگاه، آثار و امکان انتقال آن به جوامع دیگر است.

بدین معنا که انسان محکوم به پذیرش افکار، مفاهیم، زبان و رفتاری است که به او انتقال می‌یابد و از این رو، فرزندِ فرهنگی است که جامعه را دربر می‌گیرد.

از اینجاست که هنگامی که جامعه کوفه را مدّ نظر قرار می‌دهیم و به پیامدهای ظهور یافته از کارزار کربلا در آن می‌نگریم، سؤالات پر شماری را برای شناخت دلایلی که به این نتایج منجر گردید، مطرح خواهیم ساخت.

آیا علّت این مسأله در انسانِ کوفی، نهفته است؟ یا در جامعه‌ای که در آن رشد و نمو یافته است؟ یا در دین او؟ فرهنگش یا در ملّیت و جنسیّت او؟ شاید انسان کوفی از سیّاره‌ای دیگر غیر از زمین آمده که به راحتی می‌تواند زاده دخترِ سرورِ پیامبران(ص) را از دم تیغ بگذراند؟

چه اتفاقی رخ داد که مسلمان در جامعه کوفه به این شیوه از رفتارها رسیدند؟ و چرا هنوز شماری از مسلمانان- صرف نظر از باور آنان به اهل بیت(ع)- به لحاظ اینکه کوفه، هوادار اهل بیت(ع) و از شهرهای شیعی‌نشین است- بر این باورند که کوفیان، همچنان همان ویژگی‌های روز عاشورا را دارا هستند و از این روست که دعای امام حسین(ع) در حق آنان مستجاب و جاری است.

آیا حقیقتاً کوفه چنین ویژگی‌ای دارد؟ یا تحت تأثیر نفرین امام حسین(ع) در حقّ عموم اهل کوفه و اکثریّت یاران خویش در شهر کوفه بوده است؟ یا بدین سبب که کوفه چنین وضعیتی داشته- یعنی بیشتر یاران حضرت در شهر کوفه، سرکشی و تمرّد کردند- به چنین حکمی محکوم گردید که هر شخص منسوب به سرزمین عراق را گریبان گیر می‌کند!!

و هنوز نگفته، فلانی عراقی است، ذهن به سمت فرهنگ جامعه کوفه متوجّه می‌شود و انسان چنین برداشت می‌کند که وی فرزند و برآیندِ همان فرهنگ است!

پرسش‌های بسیاری ما را به جستجو در برجسته‌ترین دانش‌های نوین که در صدد بررسی انسان، خواه اهل کوفه، شام و یا حجاز، سوق می‌دهد که همان دانش «انسان‌شناسی» یا «علم الإناسه» است.

همان‌گونه که این پرسش‌ها و امثال آنها، ما را به رهسپاری به نزد صاحبِ تراژدی عاشورا سوق می‌دهد، چرا که او آگاه‌ترین فرد به این موجودی است که انسان نامیده می‌شود و ما را به درنگ در سخنان و دعای او در روز عاشورا وا می‌دارد.

این پژوهش در بررسی جامعه کوفه، میان مکتب امام حسین(ع) در روز عاشورا و مکتب علم انسان‌شناسی به ویژه انسان‌شناسی اجتماعی- فرهنگی که در صدد بررسیِ تغییر و تحوّلِ ویژگی‌های انسان و تغییر شکل رفتار او به علّت فرهنگ، خاستگاه و تربیتی است که دریافت نموده و در چارچوبِ معیارهای این دو مکتب، می‌گنجد.

تا به این نتیجه برسیم که: فرهنگی که انسان کوفی در آن پرورش یافته، اگر به مدینه یا مکّه انتقال می‌یافت، به شکلی وحشیانه‌تر و شدیدتر، امام حسین(ع)، زاده دختر رسول خدا(ص) به شهادت می‌رسید. اگر بر گِرد امام حسین(ع)، یارانی از شهر کوفه حلقه زدند، بدین سبب بود که حضرت در مکّه یاوری نیافته بود.

و حادثه حرّه در مدینه و ویران کردن كعبه و سوزاندن آن، و جای دادن سر مطهّر امام حسین(ع) در مسجد جامع اموی و رساندن آن به مصر و عسقلان، بهترین دلیل بر پراکنده شدن این فرهنگ در تمامی سرزمین‌های اسلامی است و آنچه که از دیده‌ها پنهان است، بر وخامت مسأله می‌افزاید، و این حقیقتی است که در این کتاب نهفته است.


[1]- مقدمه خطبه جگرگوشه پیامبر(ص)، حضرت زهرا (س)، در خطابه استدلالی خویش در مسجد النبی پس از وفات پیامبر. (الإحتجاج، طبرسی، ج1، ص132)

 جهت مطالعه خلاصه ای از مباحث کتاب به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

معرفی کتاب: در محضر آیت الله بهجت (3 جلد)

مولف: محمدحسین رخشاد

ناشر: موسسه فرهنگی سماء

 کتاب در بردارنده مجموعه نکات ناب معارفی و تذکرات اخلاقی، عرفانی است كه حضرت آيت الله بهجت (مدظله) در سال‌هاى متمادى، پيش از درس خارج فقه و اصول و يا بعد از آن، و گاه در اثناى درس بيان فرموده‌اند. این نکات اگرچه انصافا علمی و حاصل یک عمر مطالعه و تحقیق است ولی درواقع دست‌مایه‌هایی برای ارائه تذکرات معارفی، اخلاقی و عرفانی است که حضرت استاد با تمسک به آن، به هدایت درونی افراد در بعد عقاید و تخلق به اخلاق الهی در گفتار، رفتار و کردار نظر داشتند. از این‌رو به مباحث گوناگون از مباحث کلامی و عقاید به‌ویژه مساله امامت و به‌خصوص مباحث مربوط به حضرت ولی عصر (عج) گرفته تا مباحث تفسیری، اخلاقی، گوشه‌هایی از سیره حضرات معصومین (ع)، شرح‌حال عالمان ربانی و نکات تاریخی، سیاسی و اجتماعی و گاه حتی نکات اقتصادی و بهداشتی و ... اشاره شده است.

«مرتبه اول در اعتقاد به امامت ائمه (علیهم السلام) التزام قلبی به وصایت و خلافت ائمه اطهار (ع) و سفارش رسول خدا (ص) به آنها به نام‌هایشان و نام پدران بزرگوارشان، و مرجعیت ایشان است؛ و مرحله بعد التزام عملی به متابعت از آنان است، نه اینکه نماز بخوانیم و آنها و امامت آنان را قبول نداشته باشیم،... این التزام قلبی بر اصل نماز مقدم است، زیرا فاسق تارک الصلاة (نه کافر) اگر در راه ائمه (ع) باشد در راه نجات است، برعکس کسی‌که به آنها اعتقاد نداشته باشد و از امامت انحراف داشته باشد، هلاک است، اگرچه نماز بخواند، چون اعتقادش خراب است. ...»

کتاب سه جلد می‌باشد و شاگرد ایشان "محمد حسین رخشاد" در طول 15 سال بهره‌گیری از محضر ایشان گرد آورده‌است. ازجمله مضامین این کتاب می‌توان به مباحثی مانند ذکر، دعا، نقش توفیق الهی در افعال انسانی، حالات مقربین، راه‌های اجتناب از معصیت، عنایات معصومین(ع) به شیعیان خود و مباحث فراوان دیگر اشاره کرد.

معرفی 3 کتاب: انگشت مجسمه، نیمه شبی در حله، امام مهدی موجود موعود

توضیح: شاید 4 سال پیش بود که به واسطه دوست عزیز و فرهیخته سیداحمد موسوی، معرفی کتاب هایی را برای نهاد کتابخانه های کشور انجام می دادیم. قرار بر این بود که معرفی کتاب ها علاوه بر جامعیت و جذابیت در حد گنجانده شدن در یک پوستر باشد. سه متن زیر یادگار آن دوران است.

انگشت مجسمه

«انگشت مجسمه» داستاني آشناست؛ با جنس کار احساس غريبي نمي‌کني. زمان داستان روزهاي اوج‌گيري انقلاب اسلامي است، انقلابي كه همچون زلزله‌اي وارد خانه جميل مي‌شود و او را از خواب گران بيدار مي‌كند، خوابي كه در ابتداي بيدارشدنش كمي گيج و ويج است. پدر جمیل در سال1342 به شهادت رسیده و جمیل متوجه می‌شود که دایی او، سرهنگ فاسد و ته مانده‌ی رژیم دیکتاتوری شاه، در دستگیری و شهادت پدرش دست داشته است به همین خاطر به دنبال فرصتی برای انتقام می‌گردد!

فرهاد حسن زاده نویسنده داستان، با نگاهی سینمایی، خوب می داند دوربین را چگونه در جای مناسب قرار دهد و با زبانی ساده به روایتگری موقعیت هایی تلخ و شیرین بپردازد!

سرنوشت سرهنگ درست شبيه تكه‌اي از مجسمه شاه است كه به دست جميل رسيده. هنگامي كه مردم مجسمه شاه را به پايين مي‌كشانند و خرد مي‌كنند، انگشتش را جميل برمي‌دارد. انگشتي سرد و بي روح كه مي‌تواند نمادي از سرهنگ هم باشد. اكنون لحظه سقوط است. جميل اسلحه سرهنگ را بر مي‌دارد تا او را به قتل برساند. اما نمي‌تواند اين كار را بكند. چون در آگاهي از گذشته پدرش را هم شناخته، پدري كه به قول ميرزا، مهربان و بخشنده بود. او پسر همان پدر است. سرهنگ را نمي‌كشد. فقط از خانه‌ بيرونش مي‌كند. او را به سمت در مي‌برد تا پله‌هاي سقوط را يكي يكي پايين برود. اين لحظه براي جميل، لحظه‌اي بزرگ است. لحظه اوج بلوغ جسمي و ذهني‌. او مردي كامل شده؛ مادر هم اين را تأييد مي‌كند، حالا دیگر مرد این خانه اوست!

 

نیمه شبی در حله

«نیمه شبی» در حله، نوشته‌ی مظفر سالاری، داستانی عاشقانه از یک جوان اهل تسنن است كه کم‌کم با مذهب تشیع آشنا می‌شود. این از راز و رمزهای شهر حله است که موجب می شود هاشم، جوانی سنی مذهب و استادکار طلاسازی را مرید ابوراجح، حمامی فقیر و شیعه شهر حله کند.

رنگ رخسار و گیجی هاشم، ابوراجح را به خنده انداخت: «خدا به دادت برسد فرزند! حال تو نشانه آدم های شوریده و عاشق است. لابد ماهرویی با تیر نگاهش تو را به دام عشق خود مبتلا کرده...» هاشم سرش را پایین انداخت؛ ابوراجح خبر نداشت که هاشم دل در گرو عشق ریحانه، یکدانه دختر خود او بسته است! هاشم می اندیشید که: «ابوراجح شیعه متعصبی است. کاش خدای مهربان هرچه زودتر او را به راه راست هدایت کند؛ آن وقت دیگر هیچ مانعی وجود نداشت. ولی چگونه؟ تعصب ابوراجح از روی آگاهی و مطالعه بود...»

از طرف دیگر سیاهچال های دارالحکومه شهر انباشته از شیعیان بیگناه است. ابوراجح نیز خود فردی تحت نظر است که از زورگویی و دسیسه های حاکم ظالم شهر حله (شهری در نزدیکی بغداد) در امان نیست. گویی قرار است هاشم با به خطر انداختن موقعیت و اعتبار خود در دارالحکومه، سرنوشت دیگری را برای خود رقم زند!

نوشتار در قالب یک داستان عاشقانه‌ی جذاب، می‌کوشد مضامین عمیق دینی به ويژه در زمينه انتظار ظهور منجي و وظايف مسلمانان در زمان غيبت را ترسيم كند.

هرچند معلوم نیست چرا نویسنده با نزدیک شدن به انتهای کتاب ناگهان با کم‌حوصلگی و با یک چرخش ناگهانی، استدلال هایش را پایان می‌دهد و ترجیح می‌دهد با ترسیم یک معجزه و تشرف و شفا یافتن شخصیت داستان، خواننده را به سرانجام برساند.

جوایز و عناوین کسب شده توسط این کتاب شایسته جایگاه و قلم قوی آن است. لذت خواندنش را به دوستان و نوجوانان توصیه می‌کنم.

 قسمتی از متن کتاب:

ابوراجح به زحمت چشم های خاک آلودش را گشود و به من نگاه کرد. یک دنیا محبت و دوستی در آنها موج می زد. در چشم هایش هیچ ترس و وحشتی دیده نمی شد. اسب به حرکت درآمد و ابوراجح را کشید و با خود برد. مأموران پیاده، مرا با چند ضربه تازیانه از ابوراجح دور کردند. صورتم را پوشاندم. قوها را پس گرفتم و ایستادم تا جمعیت از اطرافم گذشتند و به راهشان ادامه دادند. یکی گفت: این بیچاره به میدان نرسیده خواهد مرد. دیگری گفت: آن وقت زحمت جلاد کمتر خواهد شد...

 

امام مهدی (عج) موجود موعود

نمی دانم کتابی که نام استاد حکیم آیت الله جوادی آملی بر روی جلد آن حک شده است چقدر نیاز به معرفی داشته باشد! کتاب "امام مهدی(عج) موجود موعود" محصول یکصد ساعت سخنرانی آیت الله جوادی آملی به زبان های عربی و فارسی و آثار مکتوب ایشان درباره امام عصر(عج) است که توسط سید محمدحسن مخبر تنظیم و راهی بازار کتاب شده است.

فصل نخست با عنوان امام شناسی به موضوع شناخت امام و بررسی ویژگی های آن می پردازد و در بخش دوم، موضوع انتظار مورد بررسی قرار گرفته و حقیقت انتظار و وظیفه منتظران را تبیین می‌کند. بخش سوم کتاب نیز در بردارنده مطالبی درباره پس از ظهور امام زمان(عج) و تشکیل مدینه فاضله مهدوی است.

جست و جوی اینترنتی نام کتاب، ما را به خیل وبلاگ‌ها و دل نوشته‌های مشتاقان آن می رساند که چطور از خواندن آن به وجد آمده و احساساتشان را بیان می کنند!

کاریکاتوریست کتاب «عشق؛ خصوصی یا عمومی»: دولت از هنرمندان حمایت مالی نمی‌کند

توضیح: متنی قدیمی است به یادگار از یک دوست قدیمی نزد بنده موجود بود و امروز منتشر می شود.

کاریکاتوریست کتاب «عشق؛ خصوصی یا عمومی»: دولت از هنرمندان حمایت مالی نمی‌کند و بسیاری از استعدادها به علت عدم درآمدزایی هنر و به طور خاص کاریکاتور شکوفا نمی‌شود.

محمدامین طغیانی (متولد 1360) امروز در گفت‌وگو با خبرنگار ... در اصفهان با اشاره به برگزاری نمایشگاه با موضوع عشق و محبت در نگارخانه مرکزی، اظهار داشت: قشر جوان جامعه درگیر معضلات بسیاری از جمله موضوع عشق و محبت هستند که این نمایشگاه به همین موضوع اختصاص داشت.

وی با بیان اینکه باید روابط دختر و پسر در جامعه روابط سالم باشد، اضافه کرد: در روابط ناسالم بین دختران و پسران حدود 90 درصد از دختران با صداقت پیش می‌روند و بسیاری از  پسران برای تفریح و خوش‌گذرانی به این‌گونه روابط روی می‌آورند.

این کاریکاتوریست جوان با اشاره به احساس رضایتمندی خود از این نمایشگاه، تصریح کرد: در صورت تاثیر پذیرفتن یک نفر از این نمایشگاه این احساس رضایت حاصل می‌شود.

طغیانی با اشاره به علاقه قلبی خود به هنر کاریکاتور، اظهار داشت: در کاریکاتور تاثیرگذاری بر مخاطب به سرعت اتفاق می‌افتد و همچنین در هنر کاریکاتور می‌شود مفاهیم انتزاعی را ترسیم و ذهنیت خود را به مخاطب القا کرد، که این ویژگی‌ها در هنرهای دیگر کمتر دیده می‌شود.

وی با بیان اینکه افراد استعدادهای مختلفی دارند و فردی ممکن است بهترین هنرمند باشد، اما خود را نشناخته باشد، خاطرنشان کرد: خداوند تمام استعدادها را به یک‌نفر به طور خاص نداده است و 50 درصد از دست‌یابی به موفقیت یافتن این استعداد و50 درصد دیگر آن استفاده کردن از آن است.

این کاریکاتوریست جوان با توصیه به  هنرمندان جوانی که به تازگی در عرصه هنر ورود پیدا کرده‌اند، افزود: هنرمندان جوان در رشته‌های هنری مورد علاقه خود به طور تخصصی و علمی فعالیت خود را آغاز کنند که آغاز خوب و مناسب در همه رشته‌ها و به طور خاص در رشته‌های هنری بسیار مهم است.

طغیانی با انتقاد از عدم حمایت مالی از هنرمندان، گفت: بسیاری از استعدادها به علت عدم درآمدزایی هنر و به طور خاص کاریکاتور شکوفا نمی‌شود.

 وی همچنین به نمایشگاه برگزار شده در نگارخانه مرکزی اشاره کرد و با نشان دادن طراحی‌ها و کاریکاتورهای خلاقانه‌اش از مشکلات کاری خود گفت.

این کاریکاتوریست جوان با اشاره به علاقه خود به فعالیت در بسیاری از زمینه‌ها، تصریح کرد: بحث اقتصادی از جمله موانع پیش روی هنرمندان است که در صورت حل آن بسیاری از مشکلات هنرمندان حل می‌شود.

طغیانی با اشاره به عدم کارکردن در رشته تحصیلی خود، مهندسی برق گرایش قدرت، و عدم هماهنگی محیط کارخانه‌ها و صنعت با روحیات خود، افزود: اغلب خانواده‌ها دوست دارند فرزندشان، مهندس یا دکتر شود اما اگر به یک رشته هنری علاقه نشان دهد، وی را تشویق نمی‌کنند.

وی همچنین با بیان اینکه در بازار مشغول به فعالیت اقتصادی است، و اکثر اوقات فراغت خود را صرف هنر کاریکاتور می‌کند، خاطر نشان کرد: پس از ترسیم پیش‌طرح بر روی کاغذ و انتقال آن به رایانه، طرح خود را به وسیله رایانه کامل می‌شود.

این کاریکاتوریست جوان با اشاره به استعدادهای موجود در این زمینه افزود: استعدادهای خوبی در کشور هست که خانم‌ها نسبت به کاریکاتور بیشتر علاقه نشان می‌دهند.

وی خالق دو کتاب «عشق؛ خصوصی یا عمومی» و «به دنبال عشق» است.

نقش من در بیکاری - روایات مربوط به کار و بیکاری

http://nedaesfahan.ir/wp-content/uploads/2016/02/%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-365x219.jpg

برگرفته از کتاب «نقش من در بیکاری»، به قلم اکبر اخوان مقدم (مدیر خیریه نذر اشتغال امام حسین)

برای آشنایی بیشتر با این کتاب (اینجا) و (اینجا) را بخوانید.

پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) کار می کردند

«علی بن حمزه می گوید: موسی بن جعفر(ع) را دیدم در زمین خود کار می کرد و عرق از بدنش می ریخت، عرض کردم: جانم به قربانت، مردها کجا می باشند که آنها کار کنند؟ فرمودند: ای علی با دست خود کار کردن در زمین خود، چه کسی از من و پدر من بهتر بوده است؟ گفتم: چه کسی؟ موسی بن جعفر(ع) فرمودند: رسول خدا (ص) و امیرالمومنین (ع) و پدرانم تمام آنها، با دست خود کار می کردند» و این عمل پیامبران و فرستادگان و اوصیا و صالحان بوده است.

بیکار، مورد غضب خداست

همانطور که کار ارزشمند و کارگر محبوب پروردگار عالم است، بیکاری زشت و نکوهیده و نادرست و شخص بیکار مورد غضب خدا و نفرت خلق است. [1]

امام صادق (ع) می فرمایند: «ان الله یبغض کثره النوم و کثره الفراغ»[2]. (خواب زیاد و بیکاری زیاد، مورد غضب خداست) و حضرت موسی بن جعفر (ع) می فرمایند: «ان الله عزوجل لیبغض القبر النوام ان الله یبغض العبدالفارغ»[3]. (به راستی که خداوند خشم دارد بنده ای را که زیاد بخوابد و شخص بیکار مورد غضب خداوند است).

بیکار عقلش کم می شود

کار و فعالیت، فکر و مغز انسان را به کار انداخته و عقل و تدبیر را زیاد می کند. امام صادق(ع) می فرمایند: «التجاره تزید فی العقل»[4]. (تجارت و کار عقل را زیاد می کند).

بیکار دعایش مستجاب نمی شود

انتظاری که فرد بیکار جهت استجابت دعا و تامین احتیاجاتش بدون تلاش دارد ، نابجا است؛ همانگونه که پیامبر فرمودند: پنج دسته دعایشان مستجاب نمی شود، یکی از آنها مردی است که در خانه خود بیکار بنشیند و بدون اینکه با تلاش به دنبال طلب روزی برود، بگوید: خدایا روزی نصیب من کن. «رجل جلس فی بیته و قال اللهم ارزقنی و لم یطلب»[5].

بیکاری و فقر

شکی نیست که با کار و تلاش چرخ های اقتصادی به راه می افتد و نیازهای مردم برآورده می شود؛ بیکاری سبب رکود اقتصادی و پائین آمدن سطح تولید و موجب کمبود، درماندگی و فقر می شود؛ آنگونه که امام صادق (ع) در پاسخ به فضیل بن یسار که گفته بود من امروز بیکارم، فرمودند: «کذلک تذهب اموالکم و اشتد علیه»[6]. همینطور (به دلیل بیکار بودن) دارایی های شما از بین می رود و فقیر می شوید؛ و سخت او را مورد نکوهش و توبیخ قرارداد و نیز می گوید: من کار را ترک کرده بودم و فقیر و بی سرمایه شدم؛ امام صادق (ع) فرمودند: «هرگز، چنین (بیکار) مباش، درب مغازه خود را باز کن وسایل کارت را پهن کن و از پروردگارت روزی بخواه »[7].

بیکار از رحمت خدا به دور است

کسی که کار و تلاش نمی کند قادر به تامین مخارج خود و عایله اش نبوده و نه تنها نمی تواند باری از دوش جامعه بردارد بلکه خود و عایله اش سرباری بر دوش جامعه بوده و فرد، ملعون و از رحمت خداوند به دور است، چنانچه پیامبر(ص) می فرمایند: «ملعون من التی کله علی الناس»[8]. پیامبر(ص) می فرمایند: (ملعون کسی است که کار و تلاش نمی کند و بار و زحمت خود را بر جامعه تحمیل کرده است) و در حدیث دیگر فرمودند: «ملعون ملعون من یضیع من یحول»[9]. پیامبر(ص) می فرمایند: ملعون از رحمت خدا به دور است، کسی که بیکار بوده و با درمانده کردن عایله اش را ضایع و بی ارزش کند.

کم کاری بزرگترین عامل بدبختی

همانطور که بیکاری زیانبار و بیکار مورد نکوهش است. کم کاری، سستی و تنبلی نیز نکوهیده و موجب ضرر است و فرد سست، بی حال و کم کار در امور دنیا و آخرت عقب افتاده و ضرر می بیند، لذا همان طور که در روایات اسلامی بیکاری مزمت و نکوهش شده کم کاری و سستی نیز ملامت شده است، چنانچه امام باقر(ع) می فرمایند: «این لابغض الرجل ان یکون کسلانا عن امر دنیا و من کسل عن امر دنیاه فهو من امر آخرته اکسل»[10]. (من دشمن می دارم مردی را که در کار دنیایش بی حال و سست باشد و در کار آخرتش سست تر است) و امام صادق(ع) نیز فرمودند: «کسی که در کار عبادت و نمازش سست باشد خیر و خوبی در آخرتش نیست و کسی که در اداره امور زندگیش سست و بی حال باشد خیر و خوشبختی در کار دنیایش نمی باشد»[11] و نیز امام صادق(ع) فرمودند: «عدو العمل الکسل»[12]. سستی و بی حالی دشمن کار است.

(حضرت امام خمینی: اسلام برای کارگر ارزش و برای کار او ارج قایل است، ارزش و احترام یعنی همان طور که یک فرد عالم، یک مرد مجاهد را توصیف می کند، فردکارگر، زارع، هر کارگری را می گوید همه شان مثل همند، مثل شانه ای که این رگهایی که دارد، همه هم قد هستند، مثل هم هستند.)[13]

(مقام معظم رهبری می فرمایند: یک کشور اگر بخواهد عزت خود را، هویت خود را، منافع خود را، امنیت خود را به دست بیاورد، احتیاج دارد به ابتکار، به کار). با نشستن، با خوابیدن، با غفلت از اطراف، نمی شود به اهداف عالی دست پیدا کرد. اینکه می بینید جامعه ی اسلامی و کشورهای اسلامی چند سال- دویست سال، سیصد سال- دچار عقب ماندگی شدند، که امروز چوب آن عقب ماندگی را همه ی ما داریم می خوریم، این بخاطر غفلت ها بود.

سخنان بزرگان در مورد کار و بیکاری

«گناهکارترین مردم کسی است که خدا را مسئول کارهای نادرست و زشت خود بداند. حضرت محمد(ص).»[14]

«زندگی بدون کار، مردن پیش از وقت است. (گوته).»[15]

«مغز تنبل کارگاه شیطان است. (فرانکلین).»[16]

«کسی که به امید شانس زنده باشد، سالها قبل مرده است. (مثل فرانسوی).»[17]

«بدبختی در کنار خوشبختی ایستاده است. (مثل یوگسلاوی).»[18]

«بدبختی همیشه از دری وارد می شود که برای او باز گذاشته اند. (مثل چکسلواکی).»[19]

«من نهصد و نود و نه بار شکست نخورده ام بلکه من نهصد و نود و نه روش یاد رفته ام که چگونه لامپ ساخته نمی شود. (ادیسون). »[20]

«کسی که با زحمت کار می کند با خوشحالی خواهد خورد. (مثل چینی).»[21]

«نبوغ یک درصدش الهام است و نود و نه درصد دیگرش، عرق ریختن و تلاش. (ادیسون).»[22]

«از بزرگمهر حکیم پرسیدند: کارها به کوشش است یا به تقدیر؟ جواب داد: کوشش خود تقدیر را سبب می شود. »[23]

«انسانی که روزگار را به کاهلی و بطالت می گذراند، بزرگترین دزد است. (گراهام بل).»[24]

«تمامی آنچه که می خواهی بدان دست یابی را خودت بپروران. (شکسپیر). »[25]

«جواهر بدون تراش و مرد بدون زحمت وکار، ارزش پیدا نمی کند. (مثل چینی).»[26]

چه شده است که در کشور عزیزمان با توجه به تعلیمات دینی، گفتن کلمه "بیکارم" شرم آور نیست. چگونه است که وقتی از دانشجو سوال می شود "چه کاره ای؟" می گوید: "دانشجویم" و از اینکه دانشجویی را شغل می داند خجالت نمی کشد؟ اصلاً فکر هم نمی کند باید شغلی را معرفی نماید که در حال انجام آن است و به هیچ وجه احساس نمی کند که سربار جامعه شده است!

 پی نوشت

www.nazreeshteghal.Com

[1] مضرات بیکاری

[2] آثار خواب زیاد بر اساس کتاب احادیث شیعه

[3] احادیث موضوعی

[4] عوامل ازدیاد روزی در قرآن

[5] اثر دعا از جنبه روانی و تربیتی

[6] پایگاه اطلاع رسانی غدیر

[7] داستان های کوتاه و جذاب

[8] جهاد اقتصادی و سیره معصومین

[9] احادیث رذایل اخلاقی

[10] دائره المعارف اسلامی طهور

[11] دعوت و تبلیغ اهل سنت

[12] کسالت در روایات

[13] درودی، هما، فرهنگ کار از دیدگاه اسلام، farsi.khamenei.ir/others-article (1384)

[14] تبیین ویژگی های مدیران از دیدگاه امام علی (ع)

[15] مجله زندگی، سلامت، سرگرمی

[16] http://facenama. com

[17] نکته ها و ضرب المثل ها

[18] کلمات قصار درباره خوشبختی

[19] گفته ها و نوشته ها

[20] یادداشتهای یک معلم

[21] فرهنگ ملل درباره پشتکار و اراده

[22] سخنان پندآموز

[23] مجله روز شمار موفقیت

[24] تعلیم و تربیت در هزاره سوم

[25] مجله کلید موفقیت

[26] سخنان آموزنده

معرفی کتاب روش ­شناسی انتقادی حکمت صدرایی اثر حمید پارسانیا

شورشگر- ارسالی دکتر علی جوادی

پارسانیا، حمید، (1390)، روش ­شناسی انتقادی حکمت صدرایی، قم: کتاب فردا.

 رابطه­ ی وحی، عقل و حس چیست؟

آیا دین در گردآوری نظریات علمی حضور دارد، یا داوری آن­ها؟

موضوعات دینی چگونه مورد مطالعه­ ی علمی با روش ­شناسی تجربی قرار می­ گیرند؟

چالش فرهنگ و تمدن اسلام و غرب چگونه حل خواهد­شد؟

آیا اسلام توان تمدن ­زایی دارد؟

پرسش اصلی هویت انقلاب اسلامی به این پاسخ چیست؟

***

 این کتاب مجموعه ­ای است از مصاحبه­ های حجه­ الاسلام حمید پارسانیا و برخی سرمقاله­ های ایشان در نشریه ­ی علوم سیاسی و بیشتر بر موضوع روش ­شناسی علوم سیاسی و اجتماعی تمرکز دارد.

ماهیت علم و دانش و برخی مباحث معرفت­ شناختی در حوزه ­ی فلسفه­ ی علوم سیاسی و اجتماعی از دیگر مباحثی است که در این کتاب به آن­ پرداخته­ شده­ است. در مقاله­ ی دوازدهم به کاربرد روش نقلی در مباحث بنیادین علوم اجتماعی یعنی هستی جامعه، اشاره شده و در مصاحبه­ ها به وضعیت فلسفه و علوم سیاسی در حوزه­ های علمیه پرداخته­ شده­ است.

بازسازی علم مدرن و بازخوانی علم دینی، نسبت علم و فرهنگ، از عقل قدسی تا عقل ابزاری، سه مقاله­ ای هستند که موضوع آن­ها که به مفهوم علم و عقلانیت می­ پردازند، برای ورود به مباحث روش ­شناختی علوم اجتماعی، ضروری است.

روش­ شناسی و اندیشه­ ی سیاسی، روش­ شناسی فلسفه­ ی سیاسی و علم سیاست دو مقاله ­ی دیگر این کتاب است. در ادامه­ ی کتاب نیز مقاله­ ی «نقدی بر روش شناسی فلسفه­ ی سیاسی و علم سیاست» از دکتر صادق حقیقت و در نقد مقاله­ ی پیشین کتاب و در ادامه­ ی آن مقاله­ ی «نقد نقد» در پاسخ به نقد مذکور منتشر شده­ است.

رئالیسم انتقادی حکمت صدرایی، نام مقدمه­ ای است که بر کتاب فلسفه­ ی علوم اجتماعی اثر آندره سایر نوشته­ شده و در این کتاب مجددا منتشر گردیده­ است.

«نسبت فقه سیاسی و فلسفه­ ی سیاسی» و «ولایت فقیه؛ نظارت، مشروعیت» و «اخلاق و سیاست» نیز سرمقاله­ هایی هستند که پیش از این در فصلنامه­ ی علوم سیاسی چاپ شده­ است. مقاله­ ی دیگر «چیستی و هستی جامعه از دیدگاه استاد مطهری» است، که به نوعی کاربرد روش­ شناسی نقلی را در موضوع هستی جامعه ارائه می­ نماید.

علم و فلسفه­ ی سیاسی در حوزه­ های علمیه و آموزش علوم سیاسی در حوزه­ های علمیه نیز دو مصاحبه با نشریه­ ی پگاه حوزه هستند.

آخرین مطلب کتاب نیز سرمقاله­ ای است با عنوان تمدن­ سازی، نظریه­ پردازی و گفت وگو. نام روش­ شناسی حکمت صدرایی نیز متخذ از مقاله­ ی رئالیسم انتقادی حکمت صدرایی است. دلیل این انتخاب نیز آن است که مطالب کتاب با  رویکرد روش­ شناختی انتخاب شده­ اند و در عین حال از منظر حکمت صدرایی نیز رقم خورده­ اند. گرچه تبیین روش­ شناسی حکمت صدرایی در حوزه­ ی اندیشه­ ی اجتماعی نیازمند تبویب و تالیف مستقل است اما به هر روی این مجموعه فتح بابی در تبیین اصول، مبانی و آفاق و ابعاد آن می­باشد.

رنگ ایدئولوژی در داستان؛ تحلیل گفتمان ادبیات مارکسیستی


با بررسی شعر و ادبیات داستانی ایران در حدود سال های ۳۲ الی ۵۷ شاهد تولد نسل جدیدی از ادبیات مبارزه هستیم که این گونه ادبی به هیچ وجه در حوزه ادبیات انقلاب اسلامی، آنگونه که ما می شناسیم، جای نمی گرفتند و خود نویسندگان این ژانر نیز مایل نبودند در این حوزه جای بگیرند.

ملاحظه می شود که نویسندگان این نحله تحت تأثیر شدید گفتمان جهانی چپ مارکسیستی و روشنفکری در دهه های چهل و پنجاه قرار داشته اند و این گفتمان در آثار و نوشته های آنها به خوبی پیداست. دغدغه اصلی این نوشتار بررسی و شناسایی نمادهای این ژانر ادبی است که در ادامه بدان خواهیم پرداخت. در قسمت بعدی نشان خواهیم داد که چگونه قلم های بسیاری که دلسوزانه در راه مبارزه گام برمی داشتند اما درنهایت از کهکشان خود به مداری دیگر درغلتیدند و به شکلی تنزل یافته و از ناافتاده از انقلاب امام خمینی و مردم جامانده اند.

«حمید مولانا» در کتاب «اطلاعات عالمگیر و ارتباطات جهانی» این مسأله را از بعدی بازگشایی می‌کند که در فهم سرانجام مارکسیسم ایرانی مؤثر است. او می‌گوید: «پرماجراتر از همه انقلاب اسلامی ایران که به شکل مساوی «ناسیونالیست‌های» از مد افتاده، «لیبرال دمکرات‌های اجتماعی» معاصر و گروه مارکسیستی را رد کرد، همه نمونه‌های آشکاری هستند». مولانا می گوید: «انقلاب در ایران شاید عامل بزرگ‌ترین تشویش و نگرانی‌ای بود که روش‌شناسی و تحقیقات علوم اجتماعی در برهه‌ای از زمان بدان دچار شده است. در عمل هیچ کس حتی تا سال ۱۹۷۷ نتوانست حدس بزند که محمدرضا پهلوی به دست مردی که برای غرب نسبتا ناشناخته بود و به دست پیروان بسیارش سرنگون شود و به شکل خفت بار در تبعید بمیرد. ناتوانی در تشخیص قدرت بالقوه‌ی علما -روحانیون- نقش تاریخی و سنتی آن‌ها در تعلیم و تربیت و حیات فکری در ایران و پیشینه‌ی سیاسی- مذهبی بسیاری از صاحبان مشاغل آموزش دیده و تربیت شده در خارج که به شدت در مقابل یک نخبه‌ی سیاسی غرب‌مدار قد علم کرده بودند، نتایج نامطلوبی داشت».

کتابفروشی

طرح مسأله: دوره‌های مختلفی را برای بیش از یکصد سال داستان نویسی در ایران می‌توان متصور شد. بنابر نظر «حسن میرعابدینی» در کتاب «صدسال داستان نویسی ایران»، ادبیات سال‌های ۵۷-۴۲ ، را می‌توان دوره‌ی ادبیات بیداری و به خود آیی نامید. هدف عمده‌ی این دوره برقراری ارتباطی هوشیارانه با واقعیت و تاریخ است. پس از مرحله شیفتگی روشنفکران نسبت به تمدن غرب در سال‌های مشروطیت و گرایش‌های جهان وطنی در دهه ۳۰-۱۳۲۰ ، اینک مرحله‌ی به خود آمدن از آن رؤیاهای باطل است (رؤیایی که تسلیم و تقلید محض می‌تواند جوامع شرقی را به همانجایی برساند که جوامع غربی رسیده‌اند) و طغیان علیه مجموعه‌ی عوارض بیمارگونه در بنیادهای فرهنگ و تمدن سرزمین‌های استعمارزده را شاهد هستیم. آگاهی نویسندگان از وضعیت مصیبت بار جامعه سبب می‌شود که «اعتراض» بن مایه‌ی مهمترین آثار ادبی این دوره گردد.

جمعی بازگشت به خویش و رجوع به اصل و هویت شرقی را تبلیغ می‌کنند. شریعتی و آل احمد پس از یک دوره گذار، در جستجوی سرچشمه‌های پاکی و نیکی به سنن اسلامی باز می‌گردند و شاعرانی چون اخوان ثالث به تعالیم اندیشمندان ایران باستان چون زرتشت و مزدک دل می‌بندند. به طور کلی همگی بیزار از غرب در جستجوی خانه‌ی دیگری می‌گردند. در این میان نیز عده‌ای، دانسته یا نادانسته، متأثر از ادبیات مارکسیستی حاکم بر جهان، به این گونه از داستان‌ها می‌پردازند که هدف اصلی ما در این مقاله، تحلیل گفتمان و بررسی ویژگی‌های این گونه اخیر می‌باشد.

مبانی فکری

در ساختار مارکسیستی، هنر و ادبیات و داستان وسیله ای است در خدمت مرام ایدئولوژیک. آنها معتقدند تاریخ دارای چند مرحله است: ۱) برده داری و فئودالیته ۲) بورژوازی ۳) سرمایه داری ۴) پرولتاریا که پیروزی زحمتکشان (کارگران) بر نظام سرمایه داری است.

آنها معتقدند این جبر تاریخی وجود دارد و شکلی از ادبیات را تعریف کردند که بر دیدگاه متعهد ادبیات تکیه دارد؛ یعنی اثر فی نفسه دارای ارزش نیست مگر اینکه مبلغ یک دیدگاه یا ایدئولوژی باشد.

اوج اندیشه ی ادبیات مارکسیستی بخاطر اصول علمی اش نبود چون بنیان علمی آن سست بود ولی از آن جهت که در آن نوعی ستیز با نظام سرمایه داری بود، همه ی افراد متوسط جهان را جذب کرد چون شعارشان این بود که ادبیات، ادبیات فرودستان است. این ادبیات در فرانسه، آلمان و روسیه اوج گرفت و همچنین به تبع آن در ایران نیز طرفداران فراوانی پیدا کرد.

مطابق این اندیشه، داستان، هدف نیست بلکه وسیله ای است برای تبلیغ یک مرام. زیبایی، یک عنصر ساختاری نیست بلکه در درونمایه است؛ یعنی هر چه ارزشی تر، زیباتر.

شاخص ها و ویژگی ها

۱- زیربنا بودن اقتصاد و بازار؛ توجه به ابزار کار و نیروهای تولید

۲- نگاه طبقاتی به جامعه و مبارزه برای آرمان جامعه بی طبقه؛ دارای تنش و تضاد

۳- عدالتخواهی و مبارزه ضد امپریالیسم؛ فهم انقلابی از تاریخ

۴- مخالفت با دین (دین افیون توده هاست)؛ ماتریالیستی

۵- تولید اجتماعی هنر؛ ادبیات متعهد؛ هنر به مثابه امر اجتماعی، نه هنر برای هنر. جانبداری در ادبیات (بی طرف نبودن)

۶- اعتراض به وضع موجود در ادبیات

۷- مخاطبان عام؛ طبقه ی فرودست و کارگران را مد نظر دارند. گفتگو با این طبقه یک زبان ساده می خواهد.

۸- شخصیت ها به دو دسته ی بد (پولدارها) و خوب (کارگران و…) تقسیم می شوند.

۹- نگاه فراملی و جهان نگری

۱۰- پایان خوش و امیدوار کننده. امید پیروزی ضعیف و کارگر بر قوی و پولدار.

۱۱- و…

برخی نویسندگان شناسایی شده:

صمد بهرنگی، علی اشرف درویشیان، قدسی قاضی نور، سعید سلطان پور و…

گلسرخی، کسرایی، ابتهاج، به آذین، احمد محمود و…

غلامحسین ساعدی، سیمین دانشور، هوشنگ گلشیری، محمود دولت آبادی، امین فقیری، و…

چند نمونه و شاهد مثال

۱- علی شریعتی کتابی با نام «ابوذر، خداپرست سوسیالیست» را ترجمه می کند. یا در داستان هابیل و قابیل یکی را نماینده بورژوا و دیگری را نماینده دهقانان می‌گیرد یا در کتاب «حسین وارث آدم» کاملا با ادبیات مارکسیستی عاشورا را تحلیل کرده است به طوری که شهید مطهری می‌گوید کتاب حسین وارث آدم یک روضه مارکسیستی برای امام حسین(ع) است.


ابوذر شریعتی

حسین وارث آدم

۲- علی اشرف درویشیان در کتاب «گل طلا و کلاش قرمز» داستان دختر معلول و فقیری به نام گل طلا را مطرح می کند که با قیمت ارزان برای حاج عباس پولدار و ریاکار به کفش بافی مشغول است. ناگهان یکی از کفش ها زنده می شود، مخفیانه گل طلا را بر دوش خود سوار می کند و با همدیگر به گردش در مناطق مختلف شهر می پردازند و به گشت و گذاری در مناطق فقیر و پولدار شهر مشغول می شوند.

نویسنده در اول داستان می گوید که «در شهر ما (کرمانشاه) به کفش می گویند کلاش». نکته جالب اینجاست که اگرچه در کل کتاب صحبت از مبارزه مسلحانه به میان نمی آید و ربطی هم به داستان ندارد، اما عنوان کتاب یعنی «کلاش قرمز»، انسان را ناخودآگاه به یاد اسلحه کلاشینکف می اندازد! (نشانه شناسی).

گل طلا

۳- صمد بهرنگی در کتاب «۲۴ ساعت در خواب و بیداری»، داستان پسر روستایی فقیری را مطرح می کند که همراه پدرش از سر ناچاری به شهر تهران کوچ کرده اند و به دست فروشی و خیابان خوابی مشغول اند. نویسنده ماجراها و فراز و نشیب های احساس برانگیز مختلفی را برای این پسربچه مطرح می سازد و فقر و بی عدالتی را به طور کامل به رخ می کشد. اوج داستان در آخر کتاب اتفاق می افتد؛ جایی که دختر بچه ای لوس همراه پدر پولدارش به مغازه اسباب بازی فروشی وارد می شوند و شتری گران قیمت را از پشت ویترین خریداری می کنند. این درحالی است که شب های قبل و در خیالات این پسر، این شتر مونس و هم صحبت وی بوده است پس او از بردن این شتر جلوگیری می کند، اما از طرف پدر دختر سیلی می خورد. از دماغش خون می آید و بر کف پیاده رو می افتد. با بغض و ناراحتی از جای خود بلند می شود و یک تفنگ اسباب بازی را پشت ویترین مغازه مشاهده می کند. جمله پایانی کتاب چنین است: «دلم می خواست مسلسل پشت شیشه مال من باشد».

جالب است که پسر بچه ای که تا روز قبل دل بسته شتری پارچه ای بود الآن برای خواننده تداعی گر مبارزه مسلحانه می شود.

خواب و بیداری

۴- محمد روحی در کتاب «دامنه کوه بنفش» داستان پسربچه ای فقیر و روستایی را مطرح می کند که خانواده اش از دست خان های زورگو در عذاب اند. آنها قصد دارند گوسفندان ده را به قیمت ارزان بخرند و وقتی اهالی خودداری می کنند مخفیانه محصولات کشاورزی آنها را به آتش می کشند. کتاب در عین زیبایی ادبی، پر است از نشانه ها و دیالوگ های سمبلیک. در جای جای کتاب به صورت هنرمندانه و غیرمستقیم مبارزه مسلحانه برای ما تداعی گر می شود تحت این عنوان که هرچیزی وسیله ای می خواهد! قسمت هایی از متن کتاب:

دامنه کوه بنفش

«… یک چیز قهوه ای سرخ به قدر سر انگشت، چسبیده به پوست گوسفند نمایان شد. «مش دخیل» خواست با دو انگشت آن را از تن گوسفند جدا سازد. ولی با دست های لرزانش نتوانست. بنابراین با نوک قیچی آن را جدا نمود و زیر پاهایش انداخت و له کرد. (نشانه شناسی: توجه شود که قیچی در اینجا یک وسیله بود و با دست نتوانست آن موجود مزاحم را جدا کند.)

الیاس رفتار پدرش را زیر نظر داشت. –پدر؟ آن چی بود؟

مش دخیل خشمگین و بی حوصله نگاه کرد. –انگل!

-انگل چیه؟؟

-انگل یعنی کنه، اگر فهمیدی خفه شو.

-خوب آنجا چکار می کرد؟

- می خورد… خون گوسفند را می خورد… کفر مرا بالا نیار.

مش دخیل عصبانی کارش را ادامه داد. الیاس هم ساکت شد و چند دقیقه بعد گفت: -پدر گرگ هم انگله؟!

- نه آن زورگو است. انگل ها کوچکند پر زورها هم بزرگ….. دیگه حوصله ندارم…… دهنت را باز کنی، قیچی را می کوبم به آن کله ات.

مدتی که گذشت باز الیاس به حرف آمد. – پدر نمی توانیم این انگل ها یا گرگ ها را از خودمان دور کنیم؟

- نه خیر نمی توانیم. هیچ کس نمی تواند!

- چرا نمی توانیم؟؟

- تا زمانی که گوسفند هست، گرگ هم هست، کنه هم هست…. اینقدر سوال پیچم نکن. سر جایت خفه خون بگیر و مرا راحت بگذار.»

(در جای دیگری از داستان، الیاس که بغض کرده و عصبانی است متوجه شته های روی درخت زردآلو می شود و سعی دارد که آنها را بکشد اما موفق نمی شود چون وسیله لازم است!)

«… از ته جوی مقداری «گل» برداشت و روی شته ها مالید و داد زد:

- بمیرید بدبخت ها، بمیرید شته های لعنتی. همه تان را می کشم…

باز هم گل از ته جوی برمی داشت و می مالید به ساقه درخت، جایی که شته ها صف کشیده بودند.

- چکار می کنی الیاس؟! مگر دیوانه شده ای؟

الیاس با همان دست های گل آلود سر به عقب گردانید. «صفر علی» سم پاش را دید که دستگاه سم پاشی را به دوش می کشد.

- آقا صفرعلی، دارم شته ها را می کشم. ببین چه بلایی به سر درخت زردآلو آورده اند. حقشان است که بمیرند.

صفرعلی: اینطوری که نمی میرند. وسیله لازم است.

الیاس: کدام وسیله؟ من با گل آنها را می کشم.

صفرعلی خنده ای کرد و گفت: پسرم وسیله لازم است. به من نگاه کن.

آنگاه دست برد توی کیف برزنتی خود و یک قوطی حلبی درآورد و به الیاس نشان داد. و الیاس به صورت خندان صفرعلی زل زد.

صفرعلی: برای کشتن شته سم لازم است! می فهمی؟! …»

(نحوه کشته شدن شته ها در چند دیالوگ مهم دیگر ادامه پیدا می کند تا آنکه داستان به نقط عطف دیگری می رسد. در حقیقت پایان داستان خود نقطه اوج دیگری در داستان محسوب می شود که البته به شدت تراژیک است) فروردین ماه الیاس گوسفندهای پدرش را در دامنه کوه به چرا برده است که ناگهان دو گرگ گرسنه و خشمگین به گله حمله می کنند. الیاس با چماق خود به گرگ ها حمله می کند اما موفق نمی شود، تراژدی شکل می گیرد و خود کشته می شود. اما صدای گلوله ای در این درگیری شنیده می شود و گرگ کشته می شود. این همان «یدالله» پسر «صفرعلی سمپاش» است که مجهز به وسیله است و چهار تیر در گردن و شکم یکی از گرگ ها خالی می کند و گرگ دوم هم فرار می کند.

«… یدالله مدت ها پیش این تفنگ را تهیه کرده بود، برای اینکه گرگ ها را شکار کند. او هم از گرگ بدش می آمد. او دشمن گرگ ها بود. چهار تیر خالی کرده بود تو شکم و گردن گرگی که الیاس را پایین انداخته بود. همان گرگ در کنار افتاده و جان می کند. گرگ دیگر نیز فرار کرده بود.

یدالله مدت ها بالاسر الیاس ایستاد. الیاس مرده بود. تمام خونش روی سنگ بنفش ریخته بود. رنگ سنگ هم شده بود سرخ. یدالله قنداق تفنگ را گذاشت روی زمین و به الیاس نگاه کرد. پی در پی چشمک می زد. هر دفعه که چشمش به سنگ می افتاد، آن را سرختر می دید… سرختر …. سرختر ….»

(ادامه دارد...)

به بهانه رونمایی از کتاب «دعاهایی قرآنی»: دعا از زبان قرآن


«دعاهای قرآنی» از جمله کتاب هایی است که از سوی نشر آرما در نهمین نمایشگاه کتاب اصفهان رونمایی شده است. دعاهای قرآنی اثری از علامه سید محمدحسین میرجهانی است که به کوشش احمد مقیمی عرضه شده است.


مقیمی درباره محتوای کتاب گفت: «کتاب مجموعه ای از آیات مصدره به لفظ رب و ربنا است. ویژگی این آیات این است که خداوند به صورت دعا و مناجات خوانده شده است و پیامبران و اولیای الهی در قالب این آیات از خدا کمک خواسته اند.»
وی درباره نویسنده کتاب تصریح کرد: «علامه میرجهانی از علمای به نام اصفهان بودند که در طول مدت تحصیل در نجف از افراد مورد اعتماد آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی بود.»
این پژوهشگر درباره جایگاه علمی علامه میرجهانی اظهار داشت: «علامه بیش از پنجاه اثر در موضوعات قرآن، حدیث، شعر، علوم غریبه، نجوم، شیمی، طب قدیم و ریاضیات دارد.»
درباره کتاب...
طراحی خوب کتاب که حالا دیگر جزء جدانشدنی و مشخصه بارز انتشارات آرما شده است را باید از نقاط قوت کتاب دانست. مقدمه کتاب به قلم علامه میرجهانی که به دو صورت نسخه خطی دست خط علامه و متن تایپی آورده شده است خالی از لطف نیست:
«و همچنان که روح هر حرفی عدد آن حرف است روح کلمه «ربّ» عدد آن است  که دویست و دو است که مجموع دو اسم محمد و علی حاکی از آن است. چنانچه بینه نام «محمد» عدد «اسلام» و بینه نام «علی» عدد «ایمان» است و این دو بزرگوار مظهر نام «ربّ»اند و ربّ لفظی است که عبارت است از وجود محمد و علی صلی الله علیهما و الهما که حقیقت اسم اعظم خدایند و اسما حُسنای الهیه اند که خدا به آنها شناخته شده و به همین جهت است که خدا از همه پیغمبران عهد ولایت ایشان را گرفته و محمد و آل او را قبله توجه همه انبیا و رسل قرار داده.»
دعاهای قرآنی با قیمت 2500 تومان راهی بازار نشر شده است.

لینک مطلب در سایت خبری تحلیلی رویش نیوز

متن پژوهی توصیفی- انسان 250 ساله

متن پژوهی چیست؟ در هر پژوهشی ممکن است یک «مسأله»، یا یک «موضوع» و یا یک «متن» محور قرار گیرد، و گردآوری و پردازش اطلاعات بر محور آنها صورت گیرد. به این ترتیب سه نوع پژوهش پدید می‌آید:

1. پژوهش مسأله محور یا مسأله پژوهی

2. پژوهش موضوع محور یا موضوع پژوهی

3. پژوهش متن محور یا متن پژوهی: پژوهش ما در همین دسته بندی سوم قرار دارد. در متن پژوهی یکی از عملیات‌های پژوهشی زیر انجام می‌گیرد:

تصحیح، ترجمه، تفسیر، شرح، نقد، توصیف. که پژوهش ما در مورد آخر یعنی متن پژوهی توصیفی جای می‌گیرد. در متن پژوهی توصیفی یک متن مکتوب محور قرار می‌گیرد و در ابتدا مورد روایی سنجی و بررسی انتساب آن به مؤلف قرار می‌گیرد، و در مرحله بعد از دو زاویه «صورت» و «محتوا» مورد مطالعه و واکاوی قرار می‌گیرد و به 18 سؤال پیرامون متن پاسخ داده می‌شود.

انسان ۲۵۰ ساله، مشخصات کتاب:

- خامنه‌ای، سیدعلی،

- انسان 250 ساله، بیانات مقام معظم رهبری درباره‌ی زندگی سیاسی- مبارزاتی ائمه معصومین علیهم السلام،

- مرکز صهبا، ویرایش دوم، چاپ دهم، تهران، مؤسسه ایمان جهادی،

- سال نشر 1391،

- 75 صفحه

متن پژوهی توصیفی فرصتی شد تا با کتاب «انسان 250 ساله» بیشتر آشنا گردم. «انسان 250 ساله» کتابی تاریخی و تحلیلی است که توسط اینجانب به عنوان متن پژوهش انتخاب شد و علاقه‌ی بنده به این انتخاب ناشی از آن بود که کتاب توانست سؤالاتی از ذهن بنده را پاسخ گوید. از آنجا که بنده در دوران دانشجویی سابقه‌ی فعالیت در تشکل‌های دانشجویی و مطالعه پیرامون احزاب و گروه‌ها را داشتم، لذا همواره طرح این دست از مباحث برایم جالب بود و این سؤال را در ذهن داشتم که آیا مدل فعالیت سیاسی و تشکیلاتی ائمه به چه شکل بوده است و آیا می‌توان بدان دسترسی داشت یا از آن الگو گرفت؟ با مشاهده‌ی کتاب انسان 250 ساله متوجه شدم که آری این کتاب تا حد نسبتا مطلوبی پاسخ به سؤالات بنده خواهد بود. همچنین شهرت، محبوبیت و اعتبار نویسنده‌ی این کتاب که رهبر دینی و سیاسی کشور عزیزمان ایران و جهان تشیع می‌باشند در جذب شدن به این کتاب مؤثر بود.

کتاب پیرامون زندگی سیاسی چهارده معصوم و نکات پنهان و ناگفته در زندگی این بزرگواران می‌باشد که به شیوه‌ی اجتهاد در تاریخ و استفاده از منابع عقلی و نقلی فراوان به اثبات این نکات پنهان می‌پردازد. این کتاب با شواهد تاریخی غنی خود می‌تواند به عنوان یک دوره تاریخ تشیع نیز مطالعه گردد. همچنین کتاب پر است از احادیث مختلف ائمه که که می‌توان به آنها تبرک جست و از آنها بهره گرفت.

محتوای کتاب «انسان 250 ساله» به دنبال انتقال مفهومی متعالی از مسیر و مقصود زندگی مجاهدانه‌ی ائمه است و از این رو بیش از آنکه یک کتاب تاریخی صرف باشد، یک فراتحلیل تاریخی است؛ که به جای شرح و تفصیل وقایع زندگی ائمه، نگاهی کل‌گرا به زندگی هر یک از معصومین باتوجه به بستر تاریخی دوره‌ی مربوطه و در راستای مقصود واحدی که همه‌ی این بزرگواران دنبال می‌کردند ارائه می‌دهد. لذا آشنایی هرچه بیشتر خوانندگان با تاریخ زندگی ائمه، تنفس در فضای انسان 250 ساله را دلنشین‌تر می‌کند.

نویسنده خود در این زمینه می‌گوید: «این فکر برای بنده در سال 1350 و در دوران محنت بار یک امتحان و ابتلای دشوار پیدا شد. اگرچه قبل از آن به ائمه علیهم السلام به صورت مبارزان بزرگی که در راه اعتلای کلمه‌ی توحید و استقرار حکومت الهی فداکاری می‌کردند، توجه داشتم؛ اما نکته‌ای که در آن برهه ناگهان برای من روشن شد، این بود که زندگی این بزرگواران، علی‌رغم تفاوت ظاهری در مجموع یک حرکت مستمر و طولانی است؛ که از سال دهم، یازدهم هجرت شروع می‌شود و دویست و پنجاه سال ادامه پیدا می‌کند و به سال دویست و شصت -که سال شروع غیبت صغری است- در زندگی ائمه علیهم السلام خاتمه پیدا می‌کند... ائمه ما در طول این 250 سال امامت- از روز رحلت نبی مکرم اسلام (ص) تا روز وفات حضرت عسکری، 250 سال است- خیلی زجر کشیدند، کشته شدند، مظلوم واقع شدند و جا هم دارد برایشان گریه کنیم؛ مظلومیتشان دل‌ها و عواطف را به خود متوجه کرده است؛ اما این مظلوم‌ها غلبه کردند؛ هم مقطعی غلبه کردند، هم در مجموع و در طول زمان».

جهت پژوهش تفصیلی در کتاب انسان ۲۵۰ ساله به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

دریافت متن کامل متن پژوهی توصیفی کتاب انسان ۲۵۰ ساله: دانلود

ادامه نوشته

مجله سياحت غرب- مهدي نصيري

سلام؛ اين مطلب در راستاي معرفي نشريه سياحت غرب به سردبيري مهدي نصيري مي باشد.

 سياحت غرب از بهترين نشريه هاي چاپ شده در كشور است كه توسط مركز پ‍‍ژوهش هاي اسلامي صداوسيماي قم چاپ و منتشر مي شود اما متأسفانه توزيع آن در محافل عمومي كه هيچ، در محافل آكادميك نيز به خوبي صورت نمي پذيرد!

تنها عملكرد اين نشريه در راستاي ترجمه مقالات به قلم خود غربي هاست و از طريق همين مقالات به سير و سياحتي در غرب و غرب شناسي مي پردازد. اما نكته پنهان و زيركانه آنجاست كه نقش نامحسوس دست اندركاران نشريه خود را در گزينش اين مقالات نشان خواهد داد؛ يعني در نهايت اين شوراي سردبيري و شوراي علمي نشريه است كه تشخيص مي دهد چه مقالاتي براي اين شماره كار بشود فوقع ما وقع ...!

 اين نشريه داراي فصل هاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي و محيط زيست است. اتفاقا بخش محيط زيست آن از محبوب ترين و با ارزش ترين بخش هاي نشريه براي بنده و دوستان بنده بوده است، چراكه يكي از محافلي كه همواره در نقد دستاوردهاي غرب و مدرنيته پيشتاز بوده اند همين محافل، انجمن ها و NGO هاي حمايت از محيط زيست مي باشند. مقاله جنبش طرفداران محيط زيست از همين دسته مي باشد.

** دریافت ۴۰ شماره نشریه سیاحت غرب، فایل word: دانلود

لطفا جهت مطالعه مقاله به ادامه مطلب مراجعه فرماييد...

ادامه نوشته

طرح فیلمنامه محسن مخملباف

سلام؛ در این پست چند فیلمنامه مطرح از کارگردان سینما محسن مخملباف را قرار می دهم. مطمئن هستم روزی به درد عده ای خواهد خورد.

حج

بایسیکل ران

تخته سیاه

تولد یک پیرزن

حوا

خداحافظ سینما

سفر قندهار

سکوت

سلام بر خورشید

سلام سینما

سه تابلو

سیب

فراموشی

فضیلت

گبه

مجنون لیلا

مدرسه رجایی

ناصرالدین شاه آکتور سینما

نان و گل

نوبت عاشقی

نون و گلدون

طرح فیلمنامه محسن مخملباف: دانلود

در آسمان قلبم - مژگان مظفری

در آسمان قلبم رمانی عامه پسند (دخترانه پسند) با محتوایی اعصاب خوردکن و تیراژی گسترده است که به صورت سفارشی مجبور به خواندن آن شدم! داستان سراپا در ترویج سبک زندگی غربی و ترویج بی حجابی و ارزش های ضد اسلامی است و داستان در میان چند خانواده پولدار به جریان می افتد! معلوم نیست نویسنده چه در سر داشته است که ناشیانه و باعجله به تقدیس این خانواده های مرفه و سرمایه دار پرداخته است!

طرح داستان

شراره دختری هفده ساله از خانواده‌ای پولدار است و داستان از زبان او روایت می‌شود. چشمان سبز و موهای طلایی دارد، هم نقاشی می‌کشد، هم دوچرخه سواری می‌کند، هم با پسرها شطرنج بازی می‌کند و هم در مهمانی‌ها پیانو می‌نوازد. شراره میان عشق به متین و فرید در تردید است. متین (پسرخاله شراره) که سال‌ها در خارج بوده و اکنون بازگشته به طور جدی به او ابراز علاقه نمی‌کند ولی فرید رسما خواستگاری می‌کند و با آنکه شراره ابتدا به او علاقه ندارد ولی با تشویق خانواده به ازدواج با او راضی می‌شود. اما فرید در حادثه‌ای، شب قبل از عقد، کشته می‌شود و شراره عزادار می‌گردد. اکنون چندین سال می گذرد و شراره به زندگی عادی بازگشته است و متوجه می‌شود که در تمام این سال‌ها متین نیز به او علاقه داشته است و نهایتا با یکدیگر ازدواج می‌کنند. در این میان ازدواج‌ها و نامزدبازی‌های فراوان دیگری نیز میان اعضای داستان رخ می‌دهد که بیشتر در راستای فضاسازی و جلوبردن داستان اصلی است.

شرح و نقد اثر

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

ادامه نوشته

برج ایفل: رولان بارت

نوشته رولان بارت

ترجمه یوسف اباذری

اشاره: چگونه ببینیم؟ برج ایفل در ظاهر چیزی فراتر از عکس فوق نیست! توانایی ما در دیدن و آنگاه توصیف کردن یک پدیده و یا یک شیء چقدر است؟ این توانایی ادیب و نظریه پردازی مانند رولان بارت است که می تواند چنین زیبا و جذاب در کلماتی تمام نشدنی این برج را توصیف کند و از تمامی زوایا به رخ بکشد! متن کامل را برای دانلود گذاشته ام.

 

گى دو موپاسان اغلب در رستوران برج نهار مى‏خورد، هرچند اعتنایى به غذا نداشت. او مى‏گفت اینجا یگانه جایى در پاریس است که مجبور نیستم برج را ببینم. و این امر حقیقت دارد که باید در پاریس احتیاطهایى بى‏اندازه به عمل آورى تا برج ایفل را نبینى؛ هر فصلى که باشد، از خلال مِه و ابر، در روزهاى ابرى و آفتابى، در باران، هر جا که باشى، هر چشم‏اندازى از بامها و گنبدها یا شاخه‏هاى درختان باشد که تو را از آن جدا کند: برج حضور دارد؛ ادغام‏شده در زندگى روزمره، تا زمانى که دیگر صفت خاصى به آن نسبت ندهى و تصمیم بگیرى که موءکّدانه آن را همچون صخره‏اى یا رودخانه‏اى به عنوان پدیده‏اى طبیعى به معناى حقیقى کلمه در نظرگیرى، که تا ابد مى‏توان پرسید چه معنایى دارد اما وجودش مسلّم و بى‏چون و چراست. در عمل، نگاه هر پاریسى در زمانى از روز نمى‏تواند به برج نیفتد. از زمانى که نوشتن این سطور را آغاز کرده‏ام برج پیش رویم حضور دارد، درون قاب پنجره‏ام و درست در لحظه‏اى که شب ژانویه آن را تیره و تار مى‏سازد و به ظاهر مى‏کوشد تا از نظر پنهانش کند و حضورش را انکار کند. دو شعاع باریک نور که دور سرش در حال چرخش‏اند به نرمى چشمک مى‏زنند و به بیرون مى‏تراوند، در تمامى طول این شب نیز آنجا خواهند بود و مرا از فراز پاریس به یک یک دوستانم که مى‏دانم در حال دیدن آنند پیوند خواهند زد.

ما در قیاس با برج پیکرهایى چرخان هستیم که او مرکز استوار آن است...

 

متن ۱۲ صفحه ای- برج ایفل: دانلود

Roland Barthes (1979): The Eiffel Tower and other Mythologies, New York, Hill and Wang.

شورشیان آرمانخواه (ناکامی چپ در ایران)

نویسنده: مازیار بهروز

مترجم: مهدی پرتوی

تعداد صفحات: 368

ناشر: ققنوس

 

کتاب شورشیان آرمانخواه نوشته مازیار بهروز، استادیار دانشگاه ایالتی سان‌فرانسیسکو است که بر اساس پایان نامه‌اش برای دانشگاه کالیفرنیا در لوس‌آنجلس شکل گرفته است.

کتاب، گزارش فشرده و مستندی از تاریخ جنبش چپ مارکسیستی را در ایران از 1320 تا 1362 (که آخرین سازمان‌های مارکسیستی فروپاشید) در بر می‌گیرد و برخلاف کتاب‌های پیشین که تنها به بخشی از تاریخ این جنبش پرداخته اند، تاریخ چپ در ایران را تا سرانجام نهایی‌اش دنبال کرده و بدین ترتیب تصویر کامل‌تری ارائه کرده است.

نویسنده کوشیده است با پیروی از روش‌شناسی علمی به پی‌کاوی علل ناکامی چپ در ایران بپردازد و در تحلیل چگونگی و چرایی ناکامی و فروپاشی جنبش چپ در ایران، عوامل مؤثر را به سه دسته تقسیم می‌کند:

الف) عوامل عمومی، که در ناکامی همه سازمان‌ها و گروه‌های چپ مؤثر بود، از جمله:

1- موقعیت جغرافیای سیاسی ایران و رقابت شدید قدرت‌های بزرگ در این سرزمین که باعث شد اتحاد شوروی نتواند مانند سایر نقاط دنیا از جنبش مارکسیستی در ایران پشتیبانی جدی به عمل آورد.

2- ساختار طبقات اجتماعی در ایران: دست کم در تاریخ معاصر ایران، شهرها همواره مرکز جوشش هرگونه فعالیت سیاسی و انقلابی بوده و روستاها، به سبب عوامل تاریخی و جغرافیایی متعددی از جمله پراکندگی، عقب ماندگی و وابستگی به نظام اربابی، فاقد شرایط و روحیه سیاسی و انقلابی بودند. در نتیجه مبارزان انقلابی می‌بایست فعالیت خود را در شهرها متمرکز سازند که بیشتر در دسترس نیروهای سرکوبگر حکومتی بود.

3- سرکوب بی‌امان و بی‌رحمانه از جانب حکومت‌ها.

4- ناتوانی چپ در درک و سازگاری با پویه‌های درونی جامعه ایران، از جمله درک واقع بینانه‌ی ماهیت حکومت جمهوری اسلامی.

5- مواضع رادیکال ضدغربی و ضد آمریکایی جمهوری اسلامی که مارکسیست‌ها را، که منادی مبارزه با امپریالیسم بودند، خلع سلاح کرد.

6- تئوری توطئه، که به واسطه نفوذ و تأثیر قدرت‌های خارجی در ایران، به ویژه از دوران قاجار به بعد، در فرهنگ عمومی رواج یافته و بر تحلیل مارکسیست‌ها از ساختار سیاسی جامعه و حکومت تأثیر گذاشته است.

7- عامل زبان، که روشنفکران انقلابی را گرفتار یک زبان پیچیده و فنی سیاسی و ایدئولوژیک می‌کرد و آن‌ها را از سخن گفتن به زبان توده‌ها و در نتیجه تماس با آنها محروم می‌ساخت.

8- نبود تحمل و مدارا در یک جامعه استبداد‌زده، که مارکسیست‌ها را نیز به خود مبتلا ساخته بود.

9- جناح بندی‌ها و اختلاف‌ها و رقابت‌های شخصی و گروهی.

ب) عوامل خاص، که ویژه برخی احزاب و سازمان‌های مارکسیستی بود، از جمله:

1- وابستگی. وابستگی سیاسی، ایدئولوژیکی و در نتیجه عملی برخی احزاب و سازمان‌های مارکسیستی به قطب‌های کمونیسم جهانی (از شوروی گرفته تا چین و آلبانی)، هم آن‌ها را از درک نیازهای واقعی جامعه خود باز می‌داشت و هم در جامعه‌ای که طی چند قرن از نفوذ و دخالت بیگانگان در رنج بود، منزوی می‌ساخت.

2- ضعف تئوریک. بسیاری از گروه‌های مارکسیستی یا اهمیت چندانی برای تئوری مبارزه قائل نبودند و یا به واسطه عمل‌گرایی و محدودیت‌های ناشی از آن، قادر به پرداختن به آن نمی‌شدند و در نتیجه گویی در تاریکی گام برمی‌داشتند.

ج) عوامل ساختاری:

1- با آنکه اساس نظریه سیاسی مارکسیسم بر مبارزه‌ی طبقاتی و سازماندهی و بسیج طبقه کارگر و توده‌ها استوار بود، مارکسیست‌های ایرانی در عرصه ایجاد ارتباط و جلب طبقه کارگر و توده‌ها ناکام ماندند.

2- استالینیسم، که تقریبا اکثریت قریب به اتفاق گروه‌های مارکسیست ایرانی را به خود مبتلا کرده بود و با عدم اعتقاد و پایبندی به دموکراسی، و کاربرد شییوه‌های غیردموکراتیک در مناسبات درون حزبی و بین حزبی تا حد تصفیه خونین مخالفان، مشخص می شد.

3- فقر فلسفه. درک سازمان‌های مارکسیستی در ایران از مارکسیسم جزم اندیشانه، قالبی و همراه با الگوبرداری ساده اندیشانه از روایت‌های دیگران (مثلا روایت‌های روسی یا چینی) از مارکسیسم بود، و در میان این سازمان‌ها تفکر خلاقانه و شناخت عمیق شرایط جامعه‌ی ایران کمتر به چشم می خورد.

 

نقد و بررسی کتاب

با آنکه نویسنده به درستی به ارائه و تحلیل عوامل فوق در ناکامی جنبش چپ در ایران پرداخته که در جای خود ارزشمند و شایان توجه است، اما به نظر کاستی‌ها و لغزش‌هایی نیز در تحلیل‌های کتاب به چشم می‌خورد، از جمله:

1- نویسنده در تحلیل‌های خود در مورد علل ناکامی چپ تنها استالینیسم را مورد انتقاد قرار داده، اما به نقد مارکسیسم به طور کلی نپرداخته و مورد مناقشه قرار نداده است.

2- به نظر می‌رسد نویسنده به سازمان فداییان (به ویژه تزهای بیژن جزنی درباره مسلحانه و پیروان و رهپویان آن) تعلق خاطری داشته که با وجود کاربرد روش شناسی علمی، در جای جای کتاب به ناگزیر خود را نمایانده است. دلبستگی نویسنده به مبارزات مسلحانه‌ی فداییان باعث شده به این نکته‌ی اساسی توجه کافی نداشته باشد که شرایط جامعه ایران برای فعالیت‌های پارتیزانی مناسب نبود. ساخت طبقاتی ایران (همانطور که خود نویسنده هم به درستی به آن اشاره کرده) مانند کوبا، چین یا ویتنام نبود که اکثریت جمعیت را روستاییانی تشکیل می‌دادند که به علل تاریخی، جغرافیایی، سیاسی و فرهنگی برای مبارزه انقلابی آمادگی داشتند و امکان بسیج آن‌ها برای مبارزه مسلحانه پارتیزانی علیه حکومت مرکزی یا اشغالگران خارجی وجود داشت.

3- از آنجا که نویسنده در تحلیل علل ناکامی چپ از چارچوب روش شناسی مارکسیستی فراتر نرفته، به نقش بسیار مهم فرهنگ سنتی و دینی جامعه ایران و روان شناسی توده‌های مردم بی‌توجه مانده و گرچه به ناتوانی چپ در درک و سازگاری با پویه‌های درونی جامعه ایران، از جمله ماهیت جمهوری اسلامی، اشاره کرده، اما آن را به حد کافی نشکافته تا مشخص شود که رودررویی گروه‌های چپ با حکومت جمهوری اسلامی از همان ابتدای پیروزی انقلاب از کجا نشأت می‌گرفته است.

4- با آنکه نویسنده اذعان دارد که پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری اسلام گرایان، در ایران و جهان برای همه شگفت انگیز بود و مارکسیست‌های ایران را دچار سردرگمی کرد، اما به این نمی‌پردازد که نفس این پیروزی نظریه مارکسیستی انقلاب را به چالش طلبید و گروه‌ها و سازمان‌های گوناگون مارکسیستی را در تحلیل و توجیه آن با دشواری و تنگنا مواجه کرد. اما آن‌ها به جای پذیرش و تحلیل عینی واقعیت‌های موجود، کوشیدند صحنه سیاسی و اجتماعی جامعه ایران را میدانی برای آزمایش تئوری‌ها و پیشداوری‌های جزم‌اندیشانه خود قرار دهند و این خود یکی از عوامل مهم ناکامی چپ از یک سو و مشکل آفرینی بر سر راه تکامل و پیشرفت جامعه ایران پس از انقلاب از سوی دیگر شد.

5- نویسنده یکی از علل ناکامی چپ را ناتوانی آن در ایجاد ارتباط و جذب طبقه کارگر و توده‌های زحمتکش، که می بایست پایگاه طبیعی آن باشند، می‌داند، اما به این نمی‌پردازد که تقریبا تمام گروه‌های چپ، هر یک به نوعی، رو در روی حکومتی قرار گرفتند که به تصدیق خود نویسنده بر اساس خواست اکثریت قاطع مردم شکل گرفته و با رأی آنها در یک همه پرسی استقرار یافته بود. اما این گروه‌ها راه رو در رویی خشونت آمیز و ایجاد جنگ داخلی را در پیش گرفتند و هنوز چند هفته‌ای از پیروزی انقلاب نگذشته بود که فرآیند جنگ داخلی با شورش‌های مسلحانه در کردستان و ترکمن صحرا و سپس خوزستان و مازندران و بلوچستان آغاز شد و درگیری مسلحانه تا حد تروریسم گسترش پیدا کرد و تا فروپاشی کامل و ناگزیر این گروه‌ها ادامه یافت.

شهادت- نون والقلم

دیالوگ تاثیرگذار و تراژیکی از آخر کتاب نون والقلم جلال آل احمد است. وقتی که کار قلندرها پایان یافته و وقت فرار از شهر است. حتما بخوانید.

 

میرزا عبدالزکی گفت: ... می خواهی خودت را فدا کنی؟ می خواهی شهید بشوی؟ راستی که کار این شهید پرستی تو هم دیگر به شهید نمایی کشیده جانم.

میرزا اسداله گفت: دهن من بچاد آقا سید. اما من حالا می فهمم که چرا کسی تن به شهادت می دهد. چون بازی را می بازد. و فرار هم نمی تواند بکند. این است که می ماند تا عواقب باخت را تحمل کند. وقتی کسی از چیزی یا جایی فرار می کند یعنی دیگر تحمل وضع آن چیز یا آنجا را ندارد. و من می خواهم داشته باشم. برای من تازه اول امتحان است.

میرزا عبدالزکی گفت: می بینی که داری ادای شهدا را در می آوری، جانم. آخر این همه که در مرگ شهدا عزا گرفتیم بس نبود؟ امکان عمل را می گذاریم برای دیگران و خودمان به شهید نمایی قناعت می کنیم. جانم، همین است که کارمان همیشه لنگ است. یادت رفته می گفتی باید از پیش نقشه داشت؟ خوب جانم، این فرار هم یک نقشه است. آمادگی برای بعد است. جانم یک نوع مقائمت است.

میرزا اسداله گفت: نه، فرار مقاومت نیست. خالی کردن میدان است. کسی که فرار می کند از خودش سلب حیثیت می کند. حتی در یک بازی یا باید برد یا باید باخت؛ صورت سوم ندارد. معامله بازار که نیست تا دلال وسطش را بگیرد. معامله حق و باطل است.

میرزا عبدالزکی گفت: جانم بدجوری داری حرف شهدا را می زنی. باورت شده.

میرزا اسداله گفت: پس تو خیال می کردی داریم بازی می کنیم؟ یادت است چه عجله ای داشتی و من چه تأملی می کردم؟ و تازه به کجا فرار می کنید؟ خیال می کنی آسمان هند چه رنگ است؟ این صدایی که از دور می رسد صدای طبل است.

میرزا عبدالزکی گفت: جانم، گفتم که می رویم خودمان را آماده مقاومت بعدی بکنیم.

میرزا اسداله گفت: نه دیگر، کار شما تمام است. برای شما ماجرایی بود و گذشت. اما برای من تازه شروع شده. برای من موثرترین نوع مقاومت در مقابل ظلم، شهادت است. گرچه من لیاقتش را ندارم. تا وقتی حکومت با ظلم است و از دست ما کاری بر نمی آید حق را فقط در خاطره شهدا می شود زنده نگهداشت.

میرزا عبدالزکی گفت: می بینی جانم. عاقبت مقر آمدی. آخر اینهمه خاطره ی حق که با این همه شهید دفن شد کی به برافتادن ظلم کمک کرد جانم، که تو حالا می خواهی ادای شهدا را در بیاوری؟

میرزا اسداله گفت: همین که من و تو با امیدی حرکت کردیم شهدا را پیش چشم داشتیم. می خواستیم میراث آن ها را حفظ کنیم. میدانی آقا سید، درست است که شهادت دست ظلم را از جان و مال مردم کوتاه نمی کند، اما سلطه ظلم را از روح مردم می گیرد. مسلط به روح مردم خاطره شهدا است؛ و همین است بار امانت. مردم به واسطه ظلم تن می دهند اما روح نمی دهند. میراث بشریت همین است. آنچه بیرون از دفتر گندیده ی تاریخ به نسل های بعدی می رسد همین است...

راهنمای پیشرفته MS-DOS

در سالهای اخیر باتوجه به اینکه کامپیوتر جای خود را در دانشگاههای کشور تا اندازه ای باز نموده است و باتوجه به این مطلب که اکثرشرکت های دولتی و خصوصی نیز به استفاده از کامپیوتر تمایل پیدا نموده اند کمبود کتب مفید و کاربردی در این زمینه بسیار محسوس گشته است. البته در این چند ساله اخیر با وارد شدن تعداد زیادی کامپیوتر به دانشگاهها و آشنا شدن دانشجویان با آنها موج جدیدی در استفاده از این مظهر علم و تکنولوژی پدید آمده است. اما باید توجه داشت که امروزه نادیده گرفتن کامپیوتر و کاربردهای آن به معنی نفی علم محسوب می گردد. نهایتا توجه مسئولین و دست اندرکاران کشور را به این نکته واضح جلب می کنم که پایه و اساس استقلال و خودکفایی صنعتی ما در دانشگاهها است و وارد نمودن تکنولوژی جدید به خودی خود تکافوی این امر را نخواهد کرد بلکه باید به آموزش و فرهنگ سازی قوی دست یازید. از آنجا که سیستم عامل DOS (در مورد کامپیوترهای 16 بیتی) از عمومیت بیشتری برخوردارند، به توضیحات مختصری در این زمینه می پردازیم.

شروع

در اینجا سعی می کنیم که به جای ارائه دستورات Dos بیشتر بر روی روش های عملی تأکید گردد. اکنون که استفاده از دیسکهای سخت (hard disks) بسیار متداول شده است، تکنیکهایی که این مساحت های بزرگ ذخیره سازی داده ها را شکل می دهند از اهمیت خاصی برخوردار شده اند. محتویات این مقاله بر اساس نیازها و تجربیات افراد مختلفی که با سیستم Dos به خوبی آشنا هستند تنظیم شده است و امیدوارم که با سهولت بیشتری برای شما نیز مفید باشد.

کامپیوتر تا هنگامی که سیستم عاملDos  را Load نکرده باشد نمی تواند برنامه ای را اجرا نماید. Dos بر روی یک دیسک شناور (floppy disk) که بر روی آن علامت Dos یا Ms-Dos نقش شده است ذخیره می گردد.

انواع دیسکهای شناور:

درصورتی که کامپیوتر شما دارای دو شکاف مختص دیسک باشد در آن صورت معمولا شکاف A: شکافی است که در سمت چپ یا در زیر دیگری واقع شده است. باید دیسک Dos را به نحوی به شکاف وارد کرد که برچسب آن رو به بالا باشد. سپس باید پوشش دیسک را خارج نموده و نهایتا درپوش یا اهرم شکاف را محکم بست. بایستی توجه داشت که بعضی از انواع دیسکهای شناور حقیقتا «کاملا» سخت می باشند.

یک دیسک سخت مدل وینچستر (Winchester) در دیسک خوان C: دائما Load می شود. این دیسک خوان شکافی ندارد. جهت نان دادن فعال بودن دیسک از یک نور چراغ استفاده می گردد. به همراه این دیسک حداقل یک دیسک خوان شناور نیز وجود دارد (دیسک خوان A:) . دیسک سختی که قبلا مورد استفاده قرار گرفته باشد به طور اتوماتیک Dos را Load می کند.

Dos را می توان توسط قرار دادن کلید اصلی در وضعیت روشن و یا با استفاده از reset که معمولا با استفاده از کلیدهای ALT-CTRL-DEL انجام می گیرد، Load یا boot کرد. گاهی اوقات قبل از آنکه Dos در دیسک خوانهای جای گیرد توسط یک روش تست داخلی طولانی مورد آزمایش قرار می گیرد. درصورتی که علائم A> یا C> بر روی صفحه تصویر ظاهر گردند و یا کامپیوتر درخواست داده ورودی نموده باشد می توان گفت که عمل Load کردن Dos با موفقیت انجام گرفته است. بسیاری از ماشین ها دارای ساعت های داخلی هستند که به طور خودکار به Dos تاریخ و زمان را اعلام می کنند. تاریخ و روز را همچنین می توان توسط فشار دادن کلید RETURN به دستگاه وارد کرد.

نکات:

درصورتی که پیام خطای «حاضر نیست» (not ready) بر روی صفحه تصویر ظاهر گردد بررسی نمایید که آیا دیسک همان دیسک مورد نظر است یا خیر و همچنین طرز قرار گرفتن آن در دیسک خوان را کنترل کنید.

ممکن است بعضی از مدل های IBM PC نتوانند Dos را پیدا کنند. در عوض این کامپیوترها دارای یک BASIC داخلی هستند و بر روی صفحه تصویر آنها نیز “OK” ظاهر خواهد شد. با وجود این، این حالت مطلوب (OK) نیست و کامپیوتر باید تعیین مجدد (reset) گردد.

توضیح تکمیلی: floppy disk یا دیسک شناور یک دیسک پلاستیکی مغناطیسی است که معمولا از آن به عنوان نگهداری متن در حین استفاده از نرم افزار «پردازنده کلمه» و ... استفاده می گردد. متداول ترین دیسکی که مورد استفاده قرار می گیرد دارای 7.8 اینچ قطر است و دارای یک پوشش 8*8 اینچ مربعی می باشد که در حین عملیات خواندن و نوشتن در محل خود باقی می ماند. پوشش دیسک دارای یک شکاف شعاعی (که به شاخک خواندنی/ نوشتنی اجازه می دهد با دیسک تمای پیدا کند)، یک حفره مرکزی (جهت قرارگیری در دیسک خوان)، یک حفره ثانوی، و نهایتا یک شکاف نوشتنی است که به هنگام نوشتن توسط نوار پوشیده می شود. در زمان Load کردن، دیسک و پوشش آن در درون شکاف دستگاه دیسک خوان جای می گیرد. بسته شدن در شکاف سبب می گردد تا مرکز دیسک بر روی مرکز شکاف دیسک خوان منطبق شده و دیسک آماده Load شدن گردد.

...ادامه دارد