جوابیه سرگشاده حجت الاسلام علی صغیرا به ادعاهای آیت الله ابراهیم منهاج دشتی پیرامون ولی فقیه

نامه ای که به دروغ با عنوان آیت الله ابراهیم امینی منتشر شد؛

توضیح شورشگر: چند روزی است نامه ای از سر بغض، خطاب به رهبر معظم انقلاب اسلامی در فضای مجازی منتشر شده است که این نامه به دروغ با عنوان آیت الله ابراهیم امینی منتشر شده که البته توسط ایشان تکذیب شد.

اما اصل این نامه که قلب جامعه انقلابی را به درد آورده است به قلم آقای ابراهیم منهاج دشتی است که در سایت وی موجود است و در آن رهبری را به رعایت حق الناس و دوری از رفتار حزبی دعوت کرده است.

متن زیر نامه سرگشاده حجت الاسلام والمسلمین علی صغیرا روحانی و مبلغ نام آشنای اصفهان است که در فضایی مستدل به ادعاهای مذکور پاسخ داده است.

***
جناب آیت الله منهاج
سلام علیکم؛
جنابعالی چون با نامه سرگشاده خود به رهبر معظم انقلاب قلب دوستاران انقلاب و رهبری و ما خانواده ی شهدا و ایثارگران را به درد آوردید و باعث خشنودی دشمنان داخلی و خارجی نظام شدید، لازم دانستم برای دفاع از ولی فقیه زمان و جواب دادن به شبهاتی که مطرح نموده اید عرایضی را بنویسم.

اولا رهبر معظم انقلاب اسلامی در آن خطبه سال ۸۸ ضمن گفتن سوابق درخشان گذشته آقای هاشمی و دیگر افراد فرمودند الآن «نظر آقای احمدی نژاد به من نزدیکتر است» و البته که این بیان در آن زمان برای رفع غبار اذهان ضرورت داشت و ایشان هم تشخیص داده و بیان فرمودند.

ثانیا یار دیرین امام و رهبر انقلاب بودن به تنهایی کافی نیست؛ خیلی ها ابتدا یار پیامبر اکرم و مدتی هم یار امیرالمومنین علیهما السلام بودند ولی تا آخر آنطور نماندند و عده ای هم یار امام و رهبر معظم انقلاب بودند و تا آخر نماندند. اگر به تاریخ صدر اسلام و انقلاب اسلامی مراجعه کنید خواهید دید که این افراد هم تعدادشان کم نیست.

مواضع آقای هاشمی رفسنجانی متاسفانه از سال ۸۸ متفاوت از قبل شد طوری که فتنه گران زیر سایه ایشان به انقلاب اسلامی تاختند و سخنان ایشان در مواردی به مذاق دشمنان خوش آمد و ایشان در بحث موشکی هم آن سخنان اشتباه را بیان کردند که اگر به حرفهای ایشان عمل می کردیم شاید الآن موشکی نداشتیم که به سوی داعشی های تروریست برای انتقام پرتاب کنیم. بله به قول امام خمینی معمار کبیر انقلاب «میزان حال فعلی افراد است».

ثالثا این جمله نماز میت که گفته اید «دعا مرسوم است» اصلا دعا نیست بلکه شهادت دادن نمازگزار است که البته اگر به گفته خودتان شاید امثال جنابعالی بر هر برّ و فاجر و فاسقی، شهادت دروغ به خیر بودن او در نماز میت می دهید بدانید این کار در شأن رهبر جامعه مسلمین و نائب عام امام عصر نیست چون با دروغ از ولایت خارج می شوند و ایشان چندین دعا به آقای هاشمی کردند از جمله آمرزش و محشور شدن او را با مجاهدین در راه خدا از خداوند مسالت نمودند.

رابعا ولی فقیه و رهبر جامعه اسلامی در زمان غیبت محورند و رئیس جمهور باید از ایشان فاصله نگیرد؛ مگر معمار کبیر انقلاب نفرمودند «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتتان آسیبی نرسد» و چه خوب است نامه سرگشاده ای به رئیس جمهور بنویسید که چرا به توصیه های رهبری در جلسات خصوصی توجه نمی کنید که رهبر انقلاب مجبور شوند آنها را علنی بیان کنند و البته متاسفانه رئیس جمهور با ادبیات منقلی و طعنه زدن و خلاف فرمان عمل کردن برخی فرامین از جمله در ماجرای شروط رهبری در برجام و… بارها به رهنمودها و دستورات رهبری در بیان و عمل توجه ننموده است.

وقتی رئیس جمهور در جلسات خصوصی می شنود ولی عمل نمی کند، آیا رهبر معظم انقلاب راهی جز بیان نمودن علنی به مردم دارند؟

خامسا خود رهبر معظم انقلاب معنی آتش به اختیار را بیان فرمودند که: «آتش به اختیار به معنی کار فرهنگی خودجوش و تمیز است» و البته که این معنی برای انقلابیون بصیر از ابتدا مشخص بود. آیا این معنی ساده چنانچه گفته اید برای جنابعالی «خیلی بغرنج و غیرقابل درک و هضم» بود مگر چقدر از درک افکار و سخنان رهبر جامعه تان فاصله گرفته اید؟!

سادسا این سران فتنه که خود نوشته اید «مهره های اصلی انقلاب بوده اند» چون از مسیر انقلاب منحرف شدند و با دروغ تقلب در انتخابات و ایجاد فتنه ۸۸ همگام با منافقین و سلطنت طلبان و بهائیان و آمریکا و اسرائیل شدند و انقلاب اسلامی را تا دم پرتگاه بردند و باعث کشته و شهید شدن عده ای از مردم شده و عامل ایجاد امید در دل دشمنان و باعث اعمال تحریمهای بی سابقه دشمنان بر ضد ملت مظلوم ایران شدند و حتی حمایت اوباما و نتانیاهو را برای خود جلب کردند و متاسفانه حتی اظهار پشیمانی هم نکردند رهبری از این فتنه گران فاصله گرفتند و برائت جستند.

سابعا متاسفانه به نظرم معنی حق الناس را تحریف نموده اید بدانید رهبر معظم انقلاب بزرگترین حق الناس را همین انقلاب اسلامی که حاصل خون پاک و مجاهدت صدها هزار شهید و ایثارگر است می دانند و مانند امام راحل با هیچ کسی عقد اخوت نبسته اند.

و در آخر دلسوزانه از شما تقاضامندم تا دیر نشده و فرصت دارید عذرخواهی خود را به صورت نامه ای سرگشاده از محضر این نائب امام زمان و سلاله پاک فاطمه زهرا و امید دل مظلومان و مبارزان در راه خدا اعلام دارید.

والسلام علیکم و علی من اتبع الهدی

انتهای پیام/ ندای اصفهان

سجده بر آزادی؛ این صدای انقلاب است، صدای راستین ملت ایران

توضیح: تنظیم و ارسال توسط خانم شهناز مسائلی (احتمالا نام مستعار است)

اوج انقلاب بود، مبارزات هر روز سخت تر می­ شد و امید مردم بیشتر. ایران دو دولت داشت، دولت بختیار حاضر به کناره ­گیری نبود ولی مردم دولت بازرگان را می­ خواستند، درگیری­ های سخت برای تعیین دولت پیروز روزهای پرالتهابی را رقم می­ زد.

متن زیر که روایتگر روزهای پرشور منتهی به پیروزی شکوهمند انقلاب است، از کتاب «روایتی از زندگی و زمانه آیت الله خامنه ­ای»، تالیف جعفر شیرعلی نیا، برگرفته شده است.

***

روزهای شلوغ شورای انقلاب

هرکسی هر کاری از دستش بر می آمد برای پیروزی نهایی انجام می داد. بسیاری از سران ارتش گریخته بودند و ارتش هم در بلاتکلیفی بود. نیروی هوایی و همافرانش از اولین گروه­هایی بودند که به مردم پیوستند.

روز 19 بهمن عکس دیدار نظامیان نیروی هوایی با امام خبرساز شد و فردایش خبر حمله لشگر گارد به نیروی هوایی.

در جمع کارگران

"بیستم بهمن، غرق در کارهای خود بود که آقای اسدالله بادامچیان سررسید و گفت اینجا خود را زیر کار غرق کرده­ اید. آن بیرون کمونیست­ ها درحال دوقطبی کردن کارگرها هستند تا میان صفوف مردم بلوا ایجاد کنند. خطرناک است! مقر امام محل بارش اخبار بود از هرجا و هرکس."

آقای خامنه­ ای: "من آن وقت به اهمیت قضیه پی نبردم، ساعتی دیگر شخصی دیگر آمد و همین موضوع را بازگفت و بر خطیر بودن آن پای فشرد. نگران شدم که این موضوع واقعا چیست؟ گفتم کار دارم نمی­ توانم آن را رها کنم. اما خواستم مشغول شوم که نگرانی اجازه نداد. ترسیدم از این بی توجهی و اهمال پشیمان شوم."

جنرال الکتریک

سه تن از همکاران خود را همراه کرد. سوار شدند و به طرف جاده مخصوص کرج و کارخانه جنرال الکتریک که در کمرکش این جاده بود، راند؛ جایی که کمونیست ­ها در آن خیمه زده بودند، رسیدند. آن داخل، سوله بزرگی بود که صندلی چیده و پر از آدم بود. در دو طرف سوله هم نیمکت­هایی بود که با جوانان سیبل­دار، نماد چهره ­نشین کمونیست­ های دیروز و آن­روز پر شده بود.

وقتی تو رفتند برخلاف معمول گردهمایی­ های مردمی، نه کسی صلوات فرستاد، نه کسی بلند شد و نه کسی اعتنایی کرد؛ "می ­خواستم ابعاد قضیه را بدانم، روی یکی از صندلی­ها نشستم و با دقت به سخنان کسی که از جایگاه سخن می­راند گوش دادم."

"به ذهنش رسید درخواست اظهارنظر کند؛ به جایگاه برود و دیدگاه خود را بیان کند. نباید رد می ­کردند. ادعای آزادی ترجیع­ بند حرف­هایشان بود. درخواست کرد، عده ­ای مخالفت کردند و نگذاشتند در جایگاه حاضر شود؛ "ولی من بی­ اعتنا به آن­ها به جایگاه رفتم و پشت بلندگو ایستادم. سخنان کوتاهی ایراد کردم. (حس کردم برایشان) مهیج و جالب بود. در فرصتی دیگر دوباره تقاضای سخنرانی کردم. حضور دوباره ­ام نتوانست جوّ حاکم بر سوله را بشکند ولی رخنه آغاز شده بود."

تعداد اندکی چهره­ های جوان دانشگاهی و مسلمان آنجا حاضر بودند. وجود همان­ها باعث شده بود طرح شکاف و ایجاد رخنه در ذهنش زنده گردد. با آنان آشنا شد و این آشنایی تا سال­های بعد، زمانی که یکی از آنان در جنگ اسیر شد و دیگری به عضویت سپاه پاسداران در آمد، ادامه یافت. انحصار و سیطره کمونیست ­ها در فضای آن کارخانه شکست."

"چند روز من در آن کارخانه صبح رفتم عصر برگشتم، صبح رفتم شب برگشتم. یک روز نزدیک به 7 ساعت بنده پشت تریبون ایستادم، صحبت کردم، حرف زدم. کسی از آن­ها آمد شعار داد، استدلال کرد، جواب دادم توجیه کردم. بالاخره کارگرها خودشان آن گروه مخرب را از کارخانه اخراج کردند."

حمله لشگر گارد به نیروی هوایی

پیوستن همافران به مردم، ارتشی ­های طرفدار شاه در لشگر گارد را به خشم آورده بود. این بود که به آن­ها حمله کردند. "آن شب را درخانه یکی از دوستان قدیمی­ اش در خیابان ایران به ­سر برد. خواب بود که با صدای جیغ و همهمه بلند شد. صاحبخانه و خانواده ­اش برای باخبر شدن از حادثه از خانه خارج شده بودند. بیرون که رفت دید مردم با شور فریاد می ­زنند برای نجات نیروی هوایی بشتابید. پرشمار و یکدل درحال رفتن به مناطق شرقی بودند، پادگان دوشان تپه. روز بعد گفتند که مردم به سوی پادگان مزبور شتافته و سپر انسانی دور آن تشکیل داده ­اند و مانع اجرای نقشه گارد شده­ بودند.

این حادثه موجب شد که نیروی هوایی ملحق شده به انقلاب، در باز شدن درب اسلحه ­خانه به روی مردم کمک کند و به این ترتیب برای اولین بار اسلحه بدست مردم افتاد." آقای خامنه ­ای: "آن شب چه هیجانی داشتیم صدای تیر تا صبح قطع نمی­ شد."

22بهمن

آمرکایی­ها تا آخرین ساعت­های 21 بهمن هم امیدوار به کودتای ارتش و شکست انقلاب بودند. در همین لحظات بود که ژنرال هایزر-فرستاده نظامی آمریکا در ایران- به مقامات کشورش خبر داد که ارتش توانایی کودتا ندارد.

روز 21 بهمن متن چهلمین اطلاعیه ی فرمانداری نظامی تهران، ساعت 2 بعد از ظهر، از رادیو خوانده شده بود. در این اطلاعیه ساعت منع رفت و آمد از 30/16 تا 5 بامداد فردا اعلام شده بود. نتیجه ساده اما خطرناک آن اطلاعیه آن بود که حکومت نظامی در این فاصله زمانی دست به کاری خواهد زد. آیا این جز کودتا می­ توانست اقدام دیگری باشد؟

امام خمینی که این بار نه از بیرون مرزها که از مرکز شهر تهران، نهضت را دیده­ بانی می کرد با صدور اعلامیه­ ای خطاب به مردم نوشته بود: "اعلامیه امروز حکومت نظامی خُدعه و خلاف شرع است و مردم به هیچ وجه به آن اعتنا نکنند."

 تعدادی مینی­ بوس آماده حرکت از مدرسه علوی به خیابان­های شهر شده بود. ماموریت آن­ها رساندن پیام امام به مردم بود. نخستین کسی که سوار یکی از مینی­ بوس­ ها شده بود تا برود و در سطح شهر جار بزند که حکومت نظامی اعلام شده نیرنگ و فریب است، سیدمحمد دعایی بود.

آقای خامنه­ ای: "این یکی از موضع گیری­های عجیب و الهام­ شده به امام بود. کسی هدف دولت بختیار از این حکومت نظامی را نمی­ دانست، اما مردم مانند سیل به خیابان­ها و کوچه­ ها ریختند و این توطئه ناکام شد."

درگیری افرادی از نیروی هوایی با گارد، اینک تبدیل به درگیری مردم با لشگر گارد شده بود. حرکت مردم برای گرفتن پادگان­ها و کلانتری­ ها آغاز شده بود. روز 21 بهمن 164 شهید و 634 زخمی در تهران تقدیم انقلاب شد. نقشه هرچه بود، نقش بر آب شد. اوضاعِ دگرگون، فرماندهی نظامی را وادشت که ساعت 8 شب اطلاعیه دیگری صادر کند و بنویسد که ساعت منع عبور و مرور که تا 5 صبح فردا تعیین شده بود تا 12 ظهر تمدید شده است.

از واپسین ساعات روز 21 بهمن تهران در دستان شهروندان مسلح بود.

حضور درکارخانه

صبح 22 بهمن آقای خامنه­ ای شنید که کارگران کارخانه سخت نیازمند حضورش در آن محل هستند. کارگران کمونیست­ ها را طرد کرده­ اند؛

"تعجب کردم چه شده؟ شدت اشتیاق برای دیدن وضع جدید موجب شد که با خودرویم به سمت کارخانه بروم. دیدم کارگزان، کنار در منتظرم هستند. با صلوات و شعار به استقبالم آمدند. مرا با خود به سوله بردند و ماجرا را تعریف کردند."

کارگران از رفتار کمونیست ­ها با  آقای خامنه ­ای آشفته حال شده بودند. دیده بودند که چگونه جان او به خطر افتاده بود. احساسات دینیشان به جوش آمده بود. درگیری آن­ها با کمونیست ­ها با بگومگو آغاز شده بود و بعد با هرآنچه که دم دستشان بود ادامه یافته بود. کمونیست­ های کتک خورده و تعداد اندکی از کارگران که به آن­ها پیوسته بودند، فرار کرده، رفته بودند.

سجده بر آزادی

"سوار خودرو شد و به طرف مدرسه علوی راند. در این اندیشه بود که روزنامه ها فردا با چه مطالب و عناوینی منتشر خواهند شد.

گاه به آنچه پشت سر مانده بود فکر می ­کرد و می­راند. رادیو روشن بود. نگاهی به آسمان خیابان آزادی انداخت. وقت اذان شده بود یا نه؟ یکباره برنامه عادی رادیو قطع و سرود ای ایران ای مرز پرگهر پخش شد.

گوش ­هایش را تیز کرد و موج رادیو را کمی این ور آن ور. گوینده گفت: "توجه بفرمایید! توجه بفرمایید! اینجا تهران است، صدای راستین ملت ایران! این صدای انقلاب است."

چه می شنید؟ چه می­ گفت؟ خیلی زود خودرو را کنار خیابان نگه داشت. گوش سپرد... لحظه ای، لحظه­ ای کوتاه، تصاویر 15 سال گذشته پرشتاب از پی هم آمدند. آمدند و رفتند. بغض کرد. پیاده شد. به سجده افتاد. چه باید می گفت؟ جز همان که همیشه در انبوه سختی­ ها و اندک آسانی­ ها بر لب داشت؟

الحمدلله اللهم لک الحمد حمد الشاکرین."

انتهای پیام/

حرکت های خودجوش فرهنگی باید حمایت شوند (طرح گرافیکی)

توضیح: نوروز امسال مقام معظم رهبری در سخنرانی ابتدای سال خود در حرم رضوی بر حمایت از مجموعه های خودجوش مردمی توسط دستگاهها و نهادها تاکید فرمودند و گفتند:

«مسائل فرهنگی بسیار مهم است و اهمیت بسیار زیادی می دهم. مجموعه های خودجوش مردمی که کار فرهنگی می کنند که در سراسر کشوری هزاران مجموعه خودجوش مردمی است که دارند کار می کنند و فکر می کنند و کار فرهنگی می کنند باید روز به روز توسعه پیدا کنند و دستگاه های دولتی به این ها کمک کنند و به جای اینکه آغوش خود را به روی کسانی که نظام و ارزش های اسلامی را قبول ندارند باز کنند به روی بچه های حزب‌اللهی و انقلابی باز کنند. کارهای فرهنگی با ارزش دارد انجام می گیرد و در تمام زمینه ها می توانند جوانان انقلابی کار کنند، امروز و فردا برای جوانان است.»(+)

از خواست رهبری تا عمل مسئولین!

به راستی چقدر از این مجموعه ها حمایت می شود و چقدر اصولی است؟ چه آنکه اگر اصولی بود شاید مقام معظم رهبری رسما از مسئولین حمایت از جوانان انقلابی و مجموعه های خودجوش را خواستار نمی شدند.

طرح گرافیکی از میلاد امیریوسفی

مسابقه بزرگ جهاد کبیر + جوایز سفر مشهد مقدس

به گزارش شورشگر، «جهاد کبیر» نام یکی از سخنرانی های زیبا و کلیدی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در دشمن شناسی و تفسیر یکی از آیات قرآن است که متن کامل این جزوه را می توانید از اینجا بخوانید.

جامعه خبری تحلیلی ندای اصفهان، به مناسبت دهه و لایت و آغاز هفته دفاع مقدس مسابقه ای با محوریت سخنرانی جهاد کبیر برگزار می کند.

jahad_kabir-recovered-recovered

لازم به ذکر است خواندن این جزوه کمتر از یک ساعت زمان نیاز داشته و سوالات آزمون مسابقه در کانال تلگرامی ندای اصفهان به آدرس @nedaesfahan_ir موجود است. شرکت کنندگان می توانند با مطالعه متن مسابقه و مشاهده کلیپ مربوطه به سوالات پاسخ داده و عدد گزینه های صحیح را به صورت یک عدد متوالی تا ساعت ۲۴ روز یکشنبه مورخ ۹۵/۷/۴ به ادمین کانال به نشانی @www_nedaesfahan_ir ارسال کنند.

گفتنی است به ۵ نفر از برگزیدگان مسابقه هزینه سفر به مشهد مقدس اعطا می گردد.

هشداری به موقع، تشکری صمیمانه، تاسفی جدی، گلایه ای عمیق و دغدغه هائی ماندگار

http://nedaesfahan.ir/wp-content/uploads/2016/02/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-365x219.jpg

درنگی بر بیانات رهبر معظم انقلاب با خبرگان ملت: به قلم استاد محمد حسن ربانی

نوزدهمین و آخرین اجلاس چهارمین مجلس خبرگان رهبری ختامی شایسته داشت: دیدار با رهبر معظم انقلاب. دیداری که در آن یاد و خاطره خبرگان فقید این سالها زنده شد و اشک چشمی هم بر گونه های آقا نشست، آنگاه که یادی از "عالم عامل و پرهیزگار مرحوم آیت الله خزعلی" شد و یا زمانی که یاد "برادری همدل و مریدی صادق برای امام –حجت الاسلام و المسلمین آقای طبسی" تازه گردید.

اما اینها همه این جلسه بیاد ماندنی نبود، یک راهپیمائی عظیم و دو انتخابات پرشور با 70 میلیون رای برگزار شده بود تا دو نهاد برجسته نظام، حیاتی مجدد را در خرداد ماه سال آینده آغاز کنند و رهنمود های آقا با خبرگان ملت بعد از این موفقیت بزرگ، نقشه راه است و عیدی بزرگی به ملت، آن هم در آستانه بهاری جدید.

با هم درنگی داریم در این نشانه های هدایت برای بهره مندی از آنها:

هشداری به موقع:

"توجه بشود در ایام فاطمیه، به مناسبت ذکر مناقب آن بزرگوار، ذکر شهادت آن بزرگوار، مسائل اختلاف افکن مطرح نشود. امروز سیاست های مدهش و اهریمنی بین المللی جدا در صدد این است که بین شیعه و سنی اختلاف بیندازد... ما نباید به این هدف –ایجاد اختلاف مذهبی –کمک کنیم. (جلوگیری از) ایجاد اختلاف، ایجاد بغض، از جمله چیزهائی است که امروز خیلی باید مورد توجه قرار گیرد."

تشکر صمیمانه:

* تشکر از مردم:

"مردم حقیقتا خوش درخشیدند. 62 درصد در نسبت جمعیتی که می توانند رای بدهند، درصد بالائی است... این حضور مردمی خیلی معنادار است، مردم به معنای واقعی کلمه اعتماد خودشان را به نظام اسلامی نشان دادند و عملا ثابت کردند، این یکی از نقاط مهم بود... کاری که از مردم توقع بود انجام بدهند انجام دادند."

* تشکر از تامین کنندگان امنیت:

"ما از کسانی که این امنیت را توانستند تامین کنند برای ما –از وزارت کشور تا نیروی انتظامی تا سپاه تا بسیج تا دیگرانی که تاثیر در این معنا داشتند – حقیقتا بایستی تشکر کنیم." از کسانی که در امنیت انتخابات شرکت فعال داشتند، بنده نام وزارت اطلاعات را نبردم که عذرخواهی میکنیم از آنها، یعنی حضور آنها شدیدا، جدا، حضور موثری بود در ایجاد امنیت و جلوگیری از برخی حوادثی که ممکن بود پیش بیاید."

* تشکر از رفتار نجیببانه رای نیاوردگان:

"رفتار کاملا نجیببانه  کسانی... که رای نیاوردند... اینها خیلی با عظمت است. اینها ارزش است. این ارزشها را باید قدر دانست برخلاف رفتار نانجیبانه کسانی که در سال 88 عمل کردند که چون رای نیاوردند دعوا راه انداختند."

* تشکر از مسئولان:

"من البته تشکر می کنم از مسئولین کشور، دارند زحمت می کشند، بنده می بینم که دستگاه های مختلف زحمت دارند میکشند و تلاش می کنند."

تاسفی  جدی:

"بعضی هستند که مجلس خبرگان از حضور آنها بهره مند می شوند نه آنها از حضور در مجلس خبرگان، امثال جناب آقای یزدی یا جناب آقای مصباح کسانی هستند که وقتی در مجلس خبرگان حضور داشته باشند، مجلس وزانت بیشتری پیدا می کند. نبودن اینها در مجلس خبرگان به اینها هیچ گونه ضرری نمی زند. بله برای مجلس خبرگان نبود اینها خسارت است."

گلایه ای عمیق:

"بعضی - باید گفت به تبعیت ناخواسته و نادانسته از دشمن- برخی اشکالات را متوجه می کنند به شورای نگهبان، بنده حقیقتا گله دارم از این گونه افراد... چرا به شورای نگهبان این قدر حمله می شود... یکی از چند مرکز مهمی که از اول انقلاب سعی دستگاه تبلیغات اهریمنی صهیونیست ها و امریکایی ها، استکبار بر این بوده است که  آن را تخریب بکنند شورای نگهبان است ما نباید کمک کنیم و شورای نگهبان را تخریب کنیم به خاطر این (رد صلاحیت). بله، ممکن است گله داشته باشیم یا یک مشکلی وجود داشته باشد، خب مشکل را باید بگوییم، نباید تخریب بکنیم شورای نگهبان را، این مرکز اساسی قانونی را نبایستی تخریب بکنیم. لجن پراکنی کردن علیه شورای نگهبان حقیقتا یک کار غیر اسلامی، غیر شرعی، غیر قانونی و غیر انقلابی است."

دغدغه هائی ماندگار:

* نوبت مسئولان:

"حالا نوبت ما است، هم نوبت مجلس خبرگان است که به وظایف خود عمل کند، هم نوبت مجلس شورای اسلامی است که به وظایف خود عمل کند، هم نوبت دولت محترم است که به وظایف خود عمل کند."

* انتخاب رهبر آینده:

"مجلس خبرگان مهم ترین جائی است که بایستی متوجه به وظایف خودش باشد... مجلس خبرگان باید انقلابی بماند، باید انقلابی فکر کند و انقلابی عمل کند... در انتخاب رهبر آینده باید ملاحظه خدا را بکنند... ملاحظات و رودربایستی ها را کنار بگذارند. وظایف  را در نظر بگیرند. نیاز کشور را در نظر بگیرند. بر این اساس  رهبر انتخاب بشود، مهم ترین وظیفه به نظر ما این است، مراقبت کنند. اگر چنانچه در این مرحله و در این وظیفه ی بزرگ کوتاهی انجام بگیرد، در اساس مشکل به وجود خواهد آمد، این مهم ترین مسئله است که بایستی مورد توجه قرار بگیرد.

* واسطه ی بیان خواسته های مردم:

"مجلس خبرگان متشکل از بزرگان، علما و شخصیت های موجه در استان ها هستند، می توانند تاثیر بگذارند، حرف مردم را بشنوند و آن را در اینجا مطرح کنند، مجلس خبرگان یک واسطه ای بشود بین خواسته های مردم  و بین مسئولین محترم دولتی یا قضائی.

* تبیین حقایق:

"(مجلس خبرگان) حقایق را، مطالب مهم را با توجه به جایگاه بزرگانی خودشان و شخصیت حقیقی خودشان، برای مردم  تبیین کنند، چه در نمازهای جمعه، چه در (جاهای دیگر). آن جوری... که موجب فساد باشد، نباید باشد.

* عدم مصلحت اندیشی شخصی:

در مورد مجلس خبرگان، عرض ما این است که مصلحت اندیشی های شخصی رعایت نشود، رودربایستی ها رعایت نشود، مر حقیقت و آنچه وظیفه ی انسان است که باید در مقابل خدای متعال انسان جواب بدهد، آن را در نظر بگیریم."

* رسالت مجلس:

"مجلس بایستی به دولت کمک کند، راه را هموار کند برای اجرا... منتها معنای این، آن نیست که مجلس از وظایف  قانونی خودش اغماض کند."

* اولویت های ضروری برای دولت:

"دولت اولویت های کشور رادر نظر بگیرد. یکی (اول) عبارت است از اقتصاد مقاومتی... کشور بدون اقتصاد مقاومتی رشد نخواهد کرد... تنها راه نجات کشور اقتصاد مقاومتی است.

اولویت دوم جهش علمی است. ما جهش علمی را نباید بگذاریم متوقف بشود.

(اولویت سوم) مصون سازی فرهنگی است. ما از لحاظ فرهنگی باید کشور را، ملت را و جوانان را مصون سازی کنیم، این برنامه ریزی می خواهد.

* پیشرفت حقیقی نه صوری:

"مراد ما از پیشرفت، پیشرفت صوری نیست، پیشرفت حقیقی است. پیشرفت صوری این است که یک رونق  ظاهری به اقتصاد بدهیم، یک مقداری جنس وارد کنیم و زرق و برقی بدهیم... پیشرفت باید حقیقی باشد عمیق باشد و متکی به پایه ها و استوانه های محکم داخلی باشد... اگر بخواهیم این پیشرفت حقیقی انجام بگیرد، باید خصوصیات انقلابی مان را حفظ کنیم، حرکت جهادی مان را حفظ کنیم، عزت و هویت ملی مان را حفظ کنیم، هضم نشویم، و در هاضمه ی خطرناک فرهنگی و اقتصادی جهانی هضم نشویم. اگر اینها را رعایت بکنیم ،این درست خواهد شد."

*مقابله با نفوذ:

"برنامه ی نفوذ در کشور  یک برنامه ی جدی استکبار است، برنامه ی جدی امریکائی هاست. یکی از آماج های این نفوذ مسئولانند، آماج دوم مردمند... هدف این است که محاسبات مسئولان را عوض کنند و تغییر بدهند. آماج دوم مردمند. باورهای مردم باید عوض بشود... می خواهند باور به استقلال را عوض کنند... می گویند امروز دیگر استقلال کشورها دیگر مطرح نیست..." حدود ده راه مهم رابرای نفوذ در کشور پیدا کرده اند، دارند عمل می کنند..."

* عدم فراموشی جنایت های غربی ها و برقراری رابطه حساب شده با دنیا:

با همه ی دنیا البته منهای امریکا و رژیم صهیونیستی باید رابطه داشته باشیم... دنیا که فقط اروپا نیست، دنیا جای وسیعی است."

* تاثیر روابط با غربی ها واقعی باشد نه کاغذی:

"تا الان این رفت و آمدهائی که وجود داشته هیچ اثری (نداشته)... باید روی زمین باشد، روی کاغذ فایده ای ندارد. باید روی زمین معلوم باشد که چه اتفاقی دارد می افتد..

* اصل تقویت درونی است:

"راه درست این است که ما خودمان را در درون تقویت کنیم و استغنا پیداکنیم. تجربه ی 37 ساله ی جمهوری اسلامی نشان می دهد که ما باید خودمان را تقویت کنیم، قوی کنیم... دنیا به کشوری که غنی باشد و قوی باشد احترام می گذارد، مجبور است احترام بگذارد..."

پی نوشت:

1- بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان 94.12.20

2- پیام تسلیت در پی درگذشت ایت الله خزعلی 94.6.25

3- پیام تسلیت در پی درگذشت حجت الاسلام والمسلمین طبسی 94.12.14

رسانه های خارجی سبک زندگی مسلمانان را هدف قرار دادند

رسانه های خارجی سبک زندگی مسلمانان را هدف قرار دادند

توضیح: گفتگو با خبرگزاری ایمنا در تاریخ جمعه 1 خرداد 1394

یک کارشناس رسانه بیان می کند: رسانه فرهنگ عمومی را پی ریزی و توسعه می دهد و همینطور افکار عمومی را در رابطه با موضوع خاصی تبیین می کنند و رسانه های خارجی تلاش بر دور کردن مسلمانان از سبک زندگی اسلامی دارند.

به گزارش ایمنا، محمد جواد جلوانی در خصوص اهمیت رسانه ها بیان می کند: رسانه ها در عصر حاضر تار وپود نمادین زندگی ما را تشکیل می دهند و نقش تسریع کنندۀ نهادی را در جامعه دارند.
جلوانی ضمن بیان اینکه رسانه ها نقش بالقوه معناداری در شکل گیری ادراک و افکار عمومی دارند و تکثیر کنندگان شخصیت متحرک و قالب ذهنی متناسب با آن است، گفت: کارکردهای رسانه در ابعاد مختلف جامعه، انگیزه و حرکت ایجاد کرده و در انتها هدایت امر را بدست می گیرد و یا فرهنگ عمومی را پی ریزی و توسعه می دهد و همینطور افکار عمومی را در رابطه با موضوع خاصی تبیین می کنند.
نظام 2500 ساله شاهنشاهی با رسانه کوچکی مانند نوار کاست سقوط کرد
وی در بیان اهمیت رسانه ها ضمن اشاره به اینکه نظام 2500 ساله شاهنشاهی با یک نوار کاست سخنرانی امام خمینی (ره) که بین مردم پخش می شد سقوط کرد، گفت: در دنیای امروز رسانه ها ما را احاطه کردند پس از اهمیت زیادی برخوردار هستند. در واقع سبک زندگی ما اکنون با رسانه ها تعیین می شود به عنوان مثال زمانی که فیلمی در شبکه تلویزیونی پخش می شود تکه کلام های آن بین مردم رایج می شود و رفتار مردم را تحت شعاع قرا می دهد.
این کارشناس رسانه بیان می کند: همه ما معتقدیم که اعقاید ما در رفتار ما موثر است و با توجه به عقایدی که داریم نوع حجاب و رفتار و نوع برخورد داریم و این را سبک زندگی می دانیم اما در اصل سبک زندگی چیز دیگری است، باید این را از خودمان بپرسیم که آیا رفتار ما هم روی عقایدم اثر می گذارد؟ بله در واقع امروزه رفتار ما بر عقایدمان تاثیر دارد و سبک زندگیمان را تحت تاثیر قرار داده است.
وی بیان داشت: امروزه شبکه های ماهواره ای که شبکه های عامه پسند شدند سعی دارند رفتار مردم را تغییر دهند و زمانی که رفتار عوض شد در واقع عقاید را تغییر دادند و به نتیجه مطلوب می رسند.
احادیث پیامبران و سبک و سیره زندگی اهل بیت (ع) باید ترویج یابد
محمد جواد جلوانی افزود: برای داشتن سبک زندگی اسلامی باید یک معرفت شناسی اسلامی داشته باشیم و لازمه این است که در فضای اسلامی باشیم و نباید از احادیث اهل بیت جدا باشیم.
وی تاکید کرد: باید شهروندان را با یک سری از احادیث اسلامی که شاید کمتر مردم به آن توجه داشتند یا اصلا نشنیده اند آشنا کنیم باید سبک و سیره اهل بیت (ع) را ترویج دهیم.
وی برای مقایسه سبک زندگی که رسانه های خارجی القا می کنند با سبک زندگی اسلامی بیان کرد: در هستی شناسی اسلامی بیان می شود ستون فقرات اندیشه، حقیقت است، ستون فقرات اخلاق، فضیلت است و ستون فقرات عمل، عدالت است اما در اندیشه لیبرالی که حاکم بر رسانه های خارجی است ستون فقرات اندیشه، تجربه است، ستون فقرات اخلاق، لذت است و ستون فقرات عمل سود است.

تفکر انقلابی ما از چه جنسی بود؟ یک روز با مجمع فرهنگی شهید اژه ای

سلام؛ مدت ها بود که فراموش کرده بودم مجمع فرهنگی شهید اژه ای چقدر می تواند توانمند باشد و اردوهای خوبی برگزار کند. شاید هم اردوی سه روزه قم- تهران امسال که به مناسبت 22 بهمن برگزار شده بود یک استثنا باشد! افتخار داشتم یک روز از این اردو را در کنار دوستان باشم. به طور فشرده همینطور جلسات فوق العاده بود که پشت سر هم برگزار می شد.

ابتدا با هر ضرب و زوری بود بچه ها را سریع از خواب بیدار کردند و با اتوبوس شرکت واحد به مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، به دیدار آقای واعظ زاده و شنیدن سخنان ایشان رفتیم.



جلسه رسمی و هم غیر رسمی!

بعد جلسه ای با رضا امیرخانی داشتیم

امیرخانی طبق معمول حرف های نوی زیادی برای گفتن داشت. عنوان بحثش این بود: تفکر انقلابی ما از چه جنسی بود؟

بسیار از جلسه لذت بردم. امیرخانی می گفت تفکر انقلابی ما در سال 57 از جنس کتاب بود نه از جنس اسلحه! برخلاف آنچیزی که در ذهن ماست و حتی در صداوسیما نیز همین را نشان می دهند.

متأسفانه امیرخانی اجازه انتشار صحبت هایش را نداد. فقط اجازه داد برای جمع 70- 80 نفری خودمان جزوه شود و توزیع کنیم. و البته ما نیز چنین کردیم.
و در نهایت این هم یک عکس یادگاری!

بعد ناهار خوردیم

بعد به کاخ سعد آباد رفتیم و از موزه آنجا دیدن کردیم

و این هم یک عکس تکی!

بعد به جماران رفتیم؛ منزل امام خمینی و حسینیه معروف امام خمینی. مقایسه کاخ شاه و منزل امام ایده خیلی جالبی بود که دوستان پیاده کرده بودند. واقعا فضا خیلی معنوی بود و بچه ها به شدت تحت تأثیر قرار گرفته بودند.

معنوی و دوست داشتنی...

بعد با هر سختی و بدبختی بود به محل اسکان برگشتیم و نوبت بنده بود که جلسه خود را شروع کنم و برای بچه ها پخش و نقد فیلم آرگو را داشتم. به نظر خودم جلسه بدک نبود؛ به غیر از آنکه عده ای از بچه ها از زور خستگی آن روز به خواب عمیق خوبی فرو رفته بودند! (و عده ای هم مشغول فوتبال بودند)!!

به نظر شما شگفت انگیز نیست؟ چطور ممکن است این همه برنامه مفید در یک روز داشت؟! واقعا روز پربرکتی بود.

گفتمان بین المللی امام خمینی در آیینه مصاحبه با رسانه های خارجی

مصاحبه امام خمینی

جواد جلوانی- نوشتار حاضر به بررسی گوشه‌ای از مصاحبه‌های امام خمینی (ره) با خبرنگاران و رسانه‌های خارجی در سال‌های مبارزه و حکومت داری ایشان می‌پردازد.

امام خمینی (ره) در مدت اقامت خود در نجف اشرف و نوفل لوشاتو و قم، مجموعاً در بیش از یکصد و بیست مصاحبه با خبرنگاران و روزنامه نگاران خارجی مشارکت جسته و به پرسش‌های آنها در مورد انقلاب اسلامی و مسایل مربوط به آن، پاسخ داده‌اند، پنج مورد از این پرسش و پاسخ‌ها در قم و مابقی در خارج از ایران انجام شده است و اصلی ترین نقطه نظرات ایشان در آیینه این مصاحبه‌ها به خوبی نمایان است.

نگارنده ابتدا به معرفی ایدئولوژی انقلاب اسلامی و نحوه‌ی بازنمایی آن در رسانه‌های خارجی می‌پردازد و سپس در تحلیل گفتمان دو مورد از مهم‌ترین مصاحبه‌های امام خمینی با «اوریانا فالاچی» و «هفته نامه آمریکایی تایم» به مقایسه‌ای تطبیقی مابین بازنمایی رسانه‌ها و سیره نظری و عملی امام خمینی (ره) خواهد پرداخت. خواهیم دید که چطور سؤال‌ها هوشمندانه و سرسختانه پرسیده می‌شود و چگونه حکمت امام خمینی بر این سؤالات پیشی گرفته و گاه حتی معیارها و مبانی جهانی را می‌شکند؛ چنانکه خود ایشان در جواب مصاحبه معروف با خبرنگار تایم، که درصدد منزوی نشان دادن ایشان است، خبر از پایه گذاری معیارهای جدیدی می‌دهد و می‌فرمایند: «ما معادله جهانی و معیارهای اجتماعی و سیاسی‌ای که تا به حال به واسطه آن تمام مسائل جهان سنجیده می‌شده است را شکسته‌ایم. ما خود چارچوب جدیدی ساخته‌ایم که در آن عدل را ملاک دفاع و ظلم را ملاک حمله گرفته‌ایم.»

لینک مطلب در سایت خبری تحلیلی صاحب نیوز

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

بوی بهشت از ترمینال آرژانتین!

بوی بهشت

دو سال مثل برق و باد گذشت. دو سال با سختی ها و خوشی های خاص خودش. دو سال که هر هفته بین اصفهان و تهران در رفت و آمد بودم. حداقل دو شب خواب در اتوبوس. کیلومتری خوابیدن شنیدین؟ وصف حال این مدت ما بود.

***

اگه در این مدت هر هفته می رفتم جمکران چه بسا امام خود را می دیدم. اما بی لیاقتی ما رو ببین که دو سال هر هفته تهران رفتم و آقامون رو ندیدم...


پ.ن: جايتان خالي 22 بهمن امسال تهران بوديم با بچه هاي مجمع فرهنگي شهيد اژه اي. يك اردوي 3 روزه كه اسمش را گذاشته بوديم كارسوق انقلاب. به نظرم يكي از بهترين روزهاي مجمع فرهنگي شهيد اژه اي در تاريخ حياتش بود.

متن پژوهی توصیفی- انسان 250 ساله

متن پژوهی چیست؟ در هر پژوهشی ممکن است یک «مسأله»، یا یک «موضوع» و یا یک «متن» محور قرار گیرد، و گردآوری و پردازش اطلاعات بر محور آنها صورت گیرد. به این ترتیب سه نوع پژوهش پدید می‌آید:

1. پژوهش مسأله محور یا مسأله پژوهی

2. پژوهش موضوع محور یا موضوع پژوهی

3. پژوهش متن محور یا متن پژوهی: پژوهش ما در همین دسته بندی سوم قرار دارد. در متن پژوهی یکی از عملیات‌های پژوهشی زیر انجام می‌گیرد:

تصحیح، ترجمه، تفسیر، شرح، نقد، توصیف. که پژوهش ما در مورد آخر یعنی متن پژوهی توصیفی جای می‌گیرد. در متن پژوهی توصیفی یک متن مکتوب محور قرار می‌گیرد و در ابتدا مورد روایی سنجی و بررسی انتساب آن به مؤلف قرار می‌گیرد، و در مرحله بعد از دو زاویه «صورت» و «محتوا» مورد مطالعه و واکاوی قرار می‌گیرد و به 18 سؤال پیرامون متن پاسخ داده می‌شود.

انسان ۲۵۰ ساله، مشخصات کتاب:

- خامنه‌ای، سیدعلی،

- انسان 250 ساله، بیانات مقام معظم رهبری درباره‌ی زندگی سیاسی- مبارزاتی ائمه معصومین علیهم السلام،

- مرکز صهبا، ویرایش دوم، چاپ دهم، تهران، مؤسسه ایمان جهادی،

- سال نشر 1391،

- 75 صفحه

متن پژوهی توصیفی فرصتی شد تا با کتاب «انسان 250 ساله» بیشتر آشنا گردم. «انسان 250 ساله» کتابی تاریخی و تحلیلی است که توسط اینجانب به عنوان متن پژوهش انتخاب شد و علاقه‌ی بنده به این انتخاب ناشی از آن بود که کتاب توانست سؤالاتی از ذهن بنده را پاسخ گوید. از آنجا که بنده در دوران دانشجویی سابقه‌ی فعالیت در تشکل‌های دانشجویی و مطالعه پیرامون احزاب و گروه‌ها را داشتم، لذا همواره طرح این دست از مباحث برایم جالب بود و این سؤال را در ذهن داشتم که آیا مدل فعالیت سیاسی و تشکیلاتی ائمه به چه شکل بوده است و آیا می‌توان بدان دسترسی داشت یا از آن الگو گرفت؟ با مشاهده‌ی کتاب انسان 250 ساله متوجه شدم که آری این کتاب تا حد نسبتا مطلوبی پاسخ به سؤالات بنده خواهد بود. همچنین شهرت، محبوبیت و اعتبار نویسنده‌ی این کتاب که رهبر دینی و سیاسی کشور عزیزمان ایران و جهان تشیع می‌باشند در جذب شدن به این کتاب مؤثر بود.

کتاب پیرامون زندگی سیاسی چهارده معصوم و نکات پنهان و ناگفته در زندگی این بزرگواران می‌باشد که به شیوه‌ی اجتهاد در تاریخ و استفاده از منابع عقلی و نقلی فراوان به اثبات این نکات پنهان می‌پردازد. این کتاب با شواهد تاریخی غنی خود می‌تواند به عنوان یک دوره تاریخ تشیع نیز مطالعه گردد. همچنین کتاب پر است از احادیث مختلف ائمه که که می‌توان به آنها تبرک جست و از آنها بهره گرفت.

محتوای کتاب «انسان 250 ساله» به دنبال انتقال مفهومی متعالی از مسیر و مقصود زندگی مجاهدانه‌ی ائمه است و از این رو بیش از آنکه یک کتاب تاریخی صرف باشد، یک فراتحلیل تاریخی است؛ که به جای شرح و تفصیل وقایع زندگی ائمه، نگاهی کل‌گرا به زندگی هر یک از معصومین باتوجه به بستر تاریخی دوره‌ی مربوطه و در راستای مقصود واحدی که همه‌ی این بزرگواران دنبال می‌کردند ارائه می‌دهد. لذا آشنایی هرچه بیشتر خوانندگان با تاریخ زندگی ائمه، تنفس در فضای انسان 250 ساله را دلنشین‌تر می‌کند.

نویسنده خود در این زمینه می‌گوید: «این فکر برای بنده در سال 1350 و در دوران محنت بار یک امتحان و ابتلای دشوار پیدا شد. اگرچه قبل از آن به ائمه علیهم السلام به صورت مبارزان بزرگی که در راه اعتلای کلمه‌ی توحید و استقرار حکومت الهی فداکاری می‌کردند، توجه داشتم؛ اما نکته‌ای که در آن برهه ناگهان برای من روشن شد، این بود که زندگی این بزرگواران، علی‌رغم تفاوت ظاهری در مجموع یک حرکت مستمر و طولانی است؛ که از سال دهم، یازدهم هجرت شروع می‌شود و دویست و پنجاه سال ادامه پیدا می‌کند و به سال دویست و شصت -که سال شروع غیبت صغری است- در زندگی ائمه علیهم السلام خاتمه پیدا می‌کند... ائمه ما در طول این 250 سال امامت- از روز رحلت نبی مکرم اسلام (ص) تا روز وفات حضرت عسکری، 250 سال است- خیلی زجر کشیدند، کشته شدند، مظلوم واقع شدند و جا هم دارد برایشان گریه کنیم؛ مظلومیتشان دل‌ها و عواطف را به خود متوجه کرده است؛ اما این مظلوم‌ها غلبه کردند؛ هم مقطعی غلبه کردند، هم در مجموع و در طول زمان».

جهت پژوهش تفصیلی در کتاب انسان ۲۵۰ ساله به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

دریافت متن کامل متن پژوهی توصیفی کتاب انسان ۲۵۰ ساله: دانلود

ادامه نوشته

انسان و تربيت در نظرگاه امام خمينى

 

متن كامل سخنان حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خمينى درباره آراء تربيتى امام خمينى كه در تاريخ 11/3/73 در مراسم افتتاحيه كنگره بررسى آثار و انديشه‏هاى تربيتى امام خمينى در دانشگاه تربيت معلم ايراد گرديد.


مطلب مفیدی است؛ جهت مطالعه به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

ادامه نوشته

امام خمینی: رهبری در تبعید و تکنیک های مبارزه

مدت ها است مشغول مطالعه بر روی تکنیک های مبارزاتی امام خمینی (ره) می باشم. با خواندن 5 جلد اول صحیفه امام خمینی، چنان به وجد آمدم که اگر روزی یافته های خودم از شیوه های مبارزاتی امام خمینی را منتشر نکنم حتما تنگی نفس خواهم گرفت!

امام در یک روز چنان با انرژی و سرسختی فراوان با ده ها قشر مختلف مردم دیدار و برایشان سخنرانی می کند و چنان نامه های آتشین و انقلابی به مسئولین مختلف زمان شاه می فرستد که انسان دست مریزاد به شاه می گوید که چطور فقط ایشان را تبعید کرد!

گاه از در نرمش وارد می شود و گاه انواع و اقسام تهدیدهای بامزه را به رخ شاه می کشد و به طور کلی پدر و پدربزرگ صاحب بچه را در می آورد. تبعید امام خمینی، علی الخصوص به پاریس، به مبارزه ایشان شدت بخشید. متن زیر نکاتی چند از شیوه های رهبری امام در دوران تبعید است. مطالعات و مکتوبات خود را اگر فرصت کنم بیشتر منتشر خواهم کرد.


1) فرستادن نامه‌های سرگشاده: امام با فرستادن پاسخ به تلگرام‌ها، طومارها و نامه‌های شماری از اساتید، فضلا، طلاب، دانشجویان و دیگر اقشار جامعه، آنان را به خودسازی، آمادگی، اتحاد و دوری گزینی از اختلاف فرا می‌خواند. این پاسخنامه‌ها که مخاطبان آن در واقع عموم ملت بودند غالبا به چاپ می‌رسید و در سطح کشور پخش می‌شد و بازتاب گسترده‌ای میان مردم داشت.

2) مکاتبات سری: میان امام و بسیاری از مبارزان روحانی و برخی از شخصیت‌های سیاسی و شماری از دانشجویان ایرانی درون مرزی و برون مرزی نامه‌هایی به شکل مرتب و پیوسته، رد و بدل می‌شد. آنان در نامه‌های خود به امام رویدادها و مسائلی را که در کشور جریان داشت گزارش می‌دادند، نقشه‌ها و توطئه‌های رژیم شاه و کارشکنی‌های محافل ارتجاعی را بازگو می‌کردند. پیشنهاداتی را که به نظرشان می‌رسید با امام درمیان می‌گذاشتند. از او کسب تکلیف می‌کردند و رهنمود می‌خواستند. امام در پاسخ، آنان را به شکیبایی و مقاومت فرامی‌خواند و آینده‌ای روشن و درخشان را برای آنان ترسیم می‌کرد. سقوط و شکست دشمن را نوید می‌داد و رهنمودهایی آموزنده، سازنده و گره‌گشا به آنان می‌داد. این نامه‌ها نیز گاهی از سوی مخاطبان آن چاپ می‌شد و در دسترس عموم قرار می‌گرفت و گاهی نیز محتوا و مضمون آن روایت می‌شد و دهان به دهان در سطح گسترده‌ای رواج پیدا می‌کرد.

3) پیک‌ها و پیام‌ها: امام از طریق کسانی که از ایران به دیدارشان می‌آمدند و یا از نجف به ایران سفر می‌کردند، به صورت شفاهی رهنمودهایی می‌داد و یاران و پیروان خود را در شیوه مبارزه با رژیم شاه راهنمایی می‌کرد و بدین‌گونه پیوند خود را با مبارزان ایرانی تحکیم می‌بخشید.

4) فتاوای انقلابی و دیدگاه زیربنایی: از برنامه‌های امام در راه پدید آوردن تحول و دگرگونی فکری در میان ملت ایران و دیگر ملت‌های اسلامی، صدور فتاوای انقلابی مانند لزوم پشتیبانی از پارتیزان‌های فلسطینی و جواز دادن زکات به آنان بود. اینگونه فتاوا از یک طرف اندیشه‌های چریکی، پارتیزانی و مبارزات قهرآمیز را در میان ملت ایران رشد می‌داد و از طرف دیگر پیوندی ناگسستنی میان ملت ایران و ملت فلسطین پدید می‌آورد و بسیاری از جوانان باصلابت و باشهامت ایران را به همراهی و هم‌صدایی با مردم آواره آن سرزمین و پیوستن به چریک‌های فلسطینی برمی‌انگیخت.

امام افزون بر فتاوای انقلابی با یک سلسله موضع گیری‌ها و روشنگری‌های ریشه‌ای و زیربنایی، توده‌های مسلمان را گام به گام با اسلام راستین آشنا می‌ساخت و برخی از موهومات، خرافات و رسوبات فکری را که به نام اسلام در اذهان و اندیشه‌ها جا گرفته بود ریشه کن می‌کرد. موضع صریح و قاطع امام بر ضد رژیم پادشاهی و اعلام اینکه «اصولا اسلام با اساس شاهنشاهی مخالف است...» پندار واهی «شاه سایه خداست»، «چه فرمان یزدان، چه فرمان شاه»، «سلطنت موهبتی است الهی» و ... را بی‌اثر کرد و شالوده خیزش عمومی بر ضد رژیم پادشاهی را پی‌افکند.

5) آمیختن رساله با رسالت: از برنامه‌های برجسته امام در تبعیدگاه در راه هدایت و رهبری ملت ایران و دیگر ملت‌ها گنجاندن یک سلسله احکام سیاسی اسلام در رساله‌های علمیه بود که تا آن روز به مسائل عبادی و طهارت و نجاست محدود شده بود. امام در رساله «توضیح المسائل» و کتاب «تحریرالوسیله» وظایف مردم در برابر حاکمان جائر و دست نشانده را بیان کرد و مسئولیت سنگین توده‌های مسلمان را در برابر توطئه‌ها و ترفندهای بیگانگان و ایادی آنها علیه اسلام و استقلال کشورهای اسلامی مشخص ساخت. نیز هرگونه همکاری با رژیم خائن و ظالم را حرام اعلام کرد و مبارزه و مخالفت با آنان را واجب شمرد.

6) اعلامیه‌ها و سخنرانی‌های روشنگرانه: در مناسبت‌ها و فرصت‌های گوناگون و در هر مقطع و برهه‌ای که رژیم شاه به قانون شکنی نوینی دست می‌زد و توطئه‌ای را در دست اجرا قرار می‌داد و نقشه و نیرنگی را به منظور فریب توده‌ها به کار می‌بست، امام با صدور اعلامیه و یا ایراد سخنرانی به روشنگری و افشاگری بر ضد رژیم شاه دست می زد، توطئه‌ها را خنثی نقشه‌ها را نقش بر آب می‌کرد. روزنامه گاردین روزی نوشت که یک نوار کاست سخنرانی امام که از تبعیدگاه او به ایران می رسد به اندازه یک پارتیزان مسلح بُرد دارد و در تقویت روحیه مردم مؤثر است.

7) کمک‌های مالی به مبارزان و مجاهدان راه خدا: امام تا آنجا که در توانش بود به مبارزان نیازمند مساعدت می‌کرد و به بسیاری از آنان مستمری می‌داد و اگر زندانی یا تبعید می‌شدند به خانواده‌های تهیدست آنان کمک می‌کرد و بدین گونه آنان را دلگرم و امیدوار می‌ساخت و بر آن می‌داشت که با گام‌های محکم و استوار پیش بروند و نهضت و مبارزه را تداوم ببخشند؛ البته شمار مبارزان نیازمند به حدی زیاد بود که قابل شمارش نبود، از این رو، امام ماگزیر شد طی پیامی از عموم ملت بخواهد که دست کم به خانواده‌های زندانیان و نیز به خانواده‌هایی که نان‌آورشان را از دست داده‌اند کمک و مساعدت کنند.

8) رویارویی با شایعه پراکنی‌ها و جوسازی‌ها: از ترفندهای دشمن برای آسیب رساندن به مقام و موقعیت امام و نهضت اسلامی ایران شایعه سازی و دروغ پراکنی در میان ملت ایران بود تا از این راه برای مردم نسبت به امام ذهنیت پدید آورد و اختلاف ایجاد کند. امام در برابر اینگونه توطئه‌ها و ترفندها، بی‌درنگ واکنشی قاطع از خود نشان می‌داد و رخصت نمی‌داد که دشمن از ترفندهای خود طرفی بربندد.

به طور مثال، در ابتدای ورود امام به نجف اشرف، در ایران شایع کردند که امام نماینده دانشجویان ایرانی برون مرزی را که برای دیدار با او به نجف رفته بوده است، به حضور نپذیرفته و از دیدار و گفتگو با او خودداری کرده است. امام در نامه به یکی از دانشجویان در اروپا این شایعه را تکذیب کرده و از او خواست به هر وسیله‌ی ممکن این توطئه شیطانی را خنثی کند.

9) عدم تأیید جریان‌های انحرافی: از شیوه‌ها و تاکتیک‌های امام در مقابله با جریان‌های انحرافی و بازداشتن توده‌ها از گرایش به آن، این بود که از هرگونه تأیید و حمایت از آن جریان خودداری می‌کرد. آن روز که جریان دکترعلی شریعتی در ایران اوج گرفت و شماری به هواداری او و جمعی به مخالفت با او جار و جنجال به راه انداختند، امام از هرگونه اظهار نظری در مورد او خودداری کرد و بدین گونه به پیروان خود آموخت که در برابر آن جریان چه وظیفه‌ای دارند؛ نه به پشتیبانی از او برخیزند که موجب تأیید اندیشه‌های انحرافی او شود و نه بر ضد او سخن بگویند که دشمن از آن بهره برداری کند و آتش اختلافات را شعله‌ور سازد. نیز در جریان «سازمان مجاهدین خلق» امام با سکوت و عدم تأیید آنان، ملت ایران را از فروغلتیدن در دام آنان بازداشت.

ملت ایران به درستی می‌دانست که امام اگر شخص یا گروهی را صالح، وارسته و در خط اسلام راستین بداند، از یاری و پشتیبانی آنان دریغ نمی‌ورزد؛ از این رو، آنگاه که می‌دیدند امام درباره‌ی سازمان یاد شده و نیز در مورد شریعتی سکوت اختیار کرده است و حتی در پی مرگ شریعتی در پاسخ به تسلیت نامه‌ها از به کار بردن واژه‌ی «مرحوم» برای او پروا می‌کند، دریافتند که امام نسبت به او و سازمان مزبور دید منفی دارد و این جریان را انحرافی می‌داند.

10) طرح‌های هدفمند و آینده ساز: همانند طرح حکومت اسلامی که از بزرگترین و سازنده‌ترین رهنمودهای امام از تبعیدگاه بود.

منبع: نهضت امام خمینی، دفتر دوم، سیدحمید روحانی، 1381، مؤسسه چاپ و نشر عروج (وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی)

توليد محصول فرهنگي در كلام مقام معظم رهبري

 

اصحاب بدر و سیصدوسیزده‌ها!

(تولید محصول فرهنگی در کلام مقام معظم رهبری)

 

توجه: اين مطلب به قلم بنده اولين بار با كمي ويرايش در وي‍ژه نامه نشريه شهرداري مشهد به چاپ رسيده است!


اشاره: کلیدواژه‌های فراوان با پسوندهای «فرهنگی» از دیرباز چنان در کلام و رهنمودهای مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمي خامنه‌ای به چشم می‌آید که به وضوح جای شکی باقی نمی‌ماند که اگر در تحول فرهنگی موفق شویم و درست عمل کنیم در همه زمینه‌ها موفقیت به دست می‌آید و البته این مطلبی است که معظم‌له خود در جای جای صحبت‌های خویش فرموده‌اند.

تعیین شاخص فعالیت‌های فرهنگی از سوی نهادهای فرهنگی و نزدیک کردن این فعالیت‌ها به اهداف مورد نظر و نیز تقویت اقدامات مؤثر فرهنگی، نتایج خوبی را در برخواهد داشت که این امر مستلزم شناسایی نقاط قوت و آسیب‌های موجود با ارایه راهکارهای متناسب با فعالیت‌های فرهنگی و آگاهی از چگونگی تقویت این فعالیت‌ها است؛ در این بین نگاه مقام معظم رهبری یک نگاه قله‌ای به اهداف است و وظیفه ما این است تا دامنه قله که همان برنامه ریزی درست و هدف گذاری مناسب است را پوشش داده تا به مطلوبی که مد نظر ایشان است دست یابیم.

همه مسؤولان باید نسبت به تحقق مطالبات مقام معظم رهبری در عرصه‌های دینی و فرهنگی تلاش کنند و اجرایی شدن منویات معظم‌له در این عرصه باید دغدغه همه متولیان دینی و فرهنگی کشور باشد.

تولید محصولات فرهنگی خوب مطابق با فرهنگ بومی و سنتی کشور می‌تواند در ترویج فرهنگ ناب اسلامی بسیار مؤثر باشد و در این راه باید از همه دستاوردهای مادی و معنوی، سنتی و مدرن جامعه استفاده شود. در ادامه به بیان گوشه‌هایی اندک از سخنان رهگشای مقام معظم رهبری می‌پردازیم.

***

«اللهم سدد السنتنا بالصواب و الحکمه». من از اینکه بالاخره چنین جلسه‌ای که از مدت‌ها پیش مایل به تشکیل آن بودم، برگزار شد، خیلی خوشحالم. شاید بنده با اکثر برادران و خواهرانی که اینجا تشریف دارند، از نزدیک آشنا نباشم؛ لکن فی‌الجمله معتقدم که مجموعه حاضر، بخش مهمی از آن سیصدوسیزده نفر «بدر» این روزگارند. پس بدیهی‌ست فردی چون بنده که مرید و مخلص اصحاب بدر و سیصدوسیزده‌ها هستم، به این برادران و خواهران هم، به خاطر تأثیر و آثارشان اخلاص داشته باشیم... ابتدا عرض کنم که بنده به عنوان گران‌بارترین مسؤول در نظام جمهوری اسلامی که سنگینی این بار را هم خیلی خوب و با همه وجود احساس می‌کنم، در عالم سیاست هیچ دغدغه‌ای ندارم. چون امروز، در میدان سیاست در دنیا، وضع ما بسیار خوب است و دشمن را دنبال خودمان می‌کشانیم... و اما در عرصه فرهنگ، بنده به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی می‌کنم و حقیقتا دغدغه دارم. این دغدغه از آن دغدغه‌هایی است که آدمی به خاطر آن گاهی ممکن است نصف شب هم از خواب بیدار شود و به درگاه پروردگار تضرع کند. من چنین دغدغه‌ای دارم. (22/4/73)

در مورد انقلاب و این ایدئولوژی و فرهنگی که تحول عظیم ملت ما در جامعه به‌وجود آورد... این به ادبیات و هنر نیاز فراوانی دارد. درست مثل اینکه یک بار سنگین برای حمل و نقل خودش به ابزارهای سنگین‌تر، ابزارهای قوی‌تر و نیرومندتری احتیاج دارد. یک وقت انسان در یک مسافرت، یک پیراهن و مثلا یک زیرپوش و یک لباس ساده و خوراک یک روز را می‌خواهد بردارد، فقط یک ساک احتیاج دارد. یک وقت انسان در یک مسافرت، یک پیراهن و مثلا یک زیرپوش و یک لباس ساده و خوراک یک روز را می‌خواهد بردارد، فقط یک ساک احتیاج دارد. یک وقت برای یک مسافرت بار سنگینی را، ابزارهای فراوانی را، آذوقه یک سال را می‌خواهد ببرد، طبیعی است که به وسایل بیشتری و بار و بنه‌های زیادتری احتیاج دارد. این تمدنی که دنباله‌ی این تحول دارد می‌آید و خواهد آمد و بلاتردید دنیا را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد؛ این ایدئولوژی و فرهنگی که با این انقلاب درخشید و طلوع کرد و به وسط‌السماء خواهد رسید و به ماه تمام بدل خواهد شد، بار معنوی و فرهنگی بسیار عظیمی است، و احتیاج دارد به ابزارهای فراوان. این ابزارها بهترینش، رساترینش، موجزترینش، نافذترینش، هنر است... این انقلاب بیش از همه به یک ادبیات قوی، به یک فرهنگ غنی نیازمند است. (27/10/65)

ما امروز به یک زبان قوی، که داریم؛ و به یک فرهنگ عمیق و تاریخی و غنی، که داریم؛ و به یک ذهنیت فرهنگی در ملت‌مان و در همه مردممان، که داریم؛ و به یک هنر سطح بالا، که نداریم؛ به شدت نیازمندیم. همه ابزارهای لازم هست، اما آن هنر برنده تیزی که امروز بتواند این ابزارها را سر هم کند و سوار کند و این ظرف را از محتوای فرهنگی این انقلاب پر کند و ارائه بدهد؛ این را ما نداریم. این مشکل بزرگ کار ماست و به این به شدت نیازمندیم و باید دنبالش باشیم.

یک نگاهی بکنید به عنوان مقدمه‌ای در ذهنتان به صدر اسلام. این مفاهیمی که من دارم از آن حرف می‌زنم، اینها همان مفاهیم اسلامی است، مفاهیم، مفاهیم صدر اسلام است. آنچه کهنه نمی‌شود مفاهیم است. کهنگی در همه چیز عالم می‌آید جز مفاهیم اصیل انسانی، اینها کهنگی بردار نیست. ابزارها عوض می‌شوند، رابطه‌ها عوض می‌شوند، شکل‌ها عوض می‌شوند، قالب‌ها عوض می‌شوند، اما مفاهیم اصیل انسانی هیچ‌وقت عوض نمی‌شود. ...خود اسلام از اول در یک قالب صددرصد هنری ارائه شده، و آن قرآن است. قرآن از لحاظ زبان هنری یک چیز بی‌نظیر و استثنایی است. ...علاوه بر این خود رسول اکرم از ظرفیت‌های بالای ادبی سعی می‌کرده استفاده کند... پیغمبر از شعر شعرا که آن‌روز شعر رایج‌ترین و برنده‌ترین ابزار فرهنگی بود، تا آن جایی که ممکن بوده استفاده کرده.

پیغمبر اکرم روی شعر، شاعر، جذب شاعر، وادار کردن شاعر به شعر، لبخند زدن به شاعر، تحسین کردن شاعر و ارزش کردن شعر، آن همه سرمایه‌گذاری می‌کند؛ که این در صدر اسلام و در زندگی پیغمبر کاملا مشهود است. ...این صدر اسلام است. خوب حالا ما در انقلاب خودمان هم، به این ظرفیت بالای هنری و توان بالای هنری نیازمندیم. (27/10/65)

البته کار فرهنگی هم کار پیچیده‌ای است و متولیان امور فرهنگی کشور در بخش‌های مختلف، باید تلاش کنند که در دو بخش پیشرفت کنند؛ یک بخش، بخش گسترش کمی فرهنگ در داخل آحاد و نفوس مردم است. فرض بفرمایید گسترش کتاب‌خوانی در کشور، گسترش کتاب و کتابخانه، افزایش مدارس و مراکز تحقیقی و پژوهشگاه‌ها، بردن علم و سواد از مراکز شلوغ جامعه به اقصی نقاط کشور، به روستاها و به خانه‌های منزوی. این کار کمی و بسیار لازم است که به عهده آموزش و پرورش، آموزش عالی و سازمان تبلیغات و به خصوص به عهده صدا و سیماست. باید همه بتوانند استفاده فرهنگی بکنند. بسیاری از افراد، خودشان نمی‌دانند که محتاج کتاب و مطبوعات و محتاج شنیدن شعر و دیدن انواع و اقسام هنر و جلوه‌های هنری هستند. اصلا خودشان هم توجه ندارند. مثل انسانی که توجه ندارد که به ویتامین، به پروتئین و به غذای مخصوصی احتیاج دارد. طبیعی است که باید برایش فراهم کنند. (28/6/75)

جامعه‌ی دینی طبیعتش این است که یک آرزوی فرهنگی داشته باشد. این جامعه، غیر از یک جامعه‌ی دنیوی است که فقط به مسائل زندگی بیاندیشد. البته در زندگی جوامع صنعتی و مادی و دنیوی، سینما هم هست، موسیقی هم هست، هنر هم هست، اما فقط به عنوان تأمین یک نیاز شخصی. شخص، دلش تنگ می‌شود؛ به سینما می رود و یا به موسیقی گوش می‌کند. این نیست که لزوما یک آرزوی فرهنگی داشته باشد. می‌تواند داشته باشد، می‌تواند نداشته باشد. جامعه دینی، بالطبع یک آرزوی فرهنگی دارد؛ چون اهداف دین اهداف فرهنگی و معنوی است؛ اهدافی است که با روح و فکر و قلب سر و کار دارد. پس، بالقوه و بالطبع، جامعه دینی، یک جامعه فرهنگی است. ولیکن بالفعل نه؛ فرهنگی نیست. یعنی از جنبه بینش‌ها و روشن‌بینی‌ها و آگاهی‌ها و فعلیت‌های فرهنگی، نقص دارد. بدین معنا، مثلا، مردم ما کتاب‌خوان نیستند و این کتاب‌نخوانی، نقص بسیار بزرگی است. خیلی از مردم ما حتی روزنامه‌خوان نیستند و اگر نگاهی به روزنامه بیندازد، به همان تیترهای درشتش اکتفا می‌کنند. بسیاری، رادیو را فقط برای سرگرمی‌هایش گوش می‌کنند؛ نه برای آموزش و خبر آن و آگاهی‌های زندگی و مسائل فرهنگی‌اش. ما این نقیصه را باید برطرف کنیم. (4/9/71)

ما لازم است که مردم را کتاب‌خوان کنیم، اما از این واجب‌تر، آن است که استعداد نویسندگی را در بین مردم بیابیم و تولید کتاب کنیم. وادار کنیم که استعداد به کار بیفتد؛ قلم‌ها روی کاغذ بیاید؛ فکرها کار کنند و برای مردم بسازند و تولید کنند. این مهم است. کشور ما کشوری است که از جهت استعدادهای هنری و فرهنگی، باید جزو کشورهای علی الظاهر کم نظیر و نمونه باشد.

...مثلا شما ببینید این شعبه‌های فرهنگی وارداتی، مثل سینما، یا تئاتر، یا عکاسی و از این قبیل هنرها و فنونی را که بومی کشور ما نیست و از دیگران گرفته‌اند. در طول سال‌های متمادی، مثلا صد سال سینما در این کشور سابقه دارد. شما نگاه کنید صنعت سینما در کشور ما هنری بوده که دنبال کردن لازم داشته ولی اصلا روی آن هیچ کار حسابی نشده‌است. البته بعد از انقلاب در این زمینه خیلی کار شده‌است. نه اینکه حالا ما در حد مطلوب هستیم؛ نه. بالاخره ما شصت، هفتاد سال عقب‌ماندگی داریم... فرض بفرمایید در تئاتر، هیچ پیشرفتی نداریم؛ در حالی که تئاتر، در جایی که زادگاه آن است یعنی در کشورهای اروپایی و غربی، یکی از رساترین بیان‌ها را دارد. ولی اینجا هیچ خبری از این بیان نیست. مثل این است که انسان لغتی را بلد نباشد. لغت های هنری این‌گونه‌است. ملتی که سینما ندارد، مثل انسانی است که زبانی از زبان‌های مورد تفاهم و تکلم را بلد نیست... کسی که عربی، انگلیسی یا آلمانی بلد است، با کسی که بلد نیست، چقدر تفاوت دارد؟ لغت هنر هم همین است. کسی که از تئاتر، نقاشی، عکس یا شعر چیزی نمی‌فهمد، راه‌های معرفت به رویش بسته است. ملتی که هرکدام از اینها را ندارد، دریچه‌ای به روی او بسته است. (28/6/75)

از هر طرف که حرکت می‌کنیم، می‌بینیم که به فرهنگ می‌رسیم و راه‌ها واقعا به فرهنگ ختم می‌شود. برای فرهنگ باید کار کرد. (19/9/69)

بحث در اين است كه صدا و سيما بايد حقيقتاً به آن وسيله‌ى اعتلا تبديل بشود و در خدمت تفكر انقلاب و اسلام و رسوخ اين فكر -با همه‌ى ملحقاتش- در ذهن و فكر و روح و عمل مردم جامعه‌ى خودمان و نيز مردم ديگرى كه در شعاع تبليغات صدا و سيما قرار دارند، باشد. اين، بايد بشود. از هر برنامه‌ى صدا و سيما بايستى اين استفاده بشود. البته كار سختى است. ...به اين ترتيب، مى‌شود استنباط و استنتاج كرد كه هر روزِ صدا و سيما، بايد بهتر از روز قبل باشد. حقيقتاً اين روايت «من ساوى يوماه فهو مغبون»، در مورد صدا و سيما صدق مى‌كند. يعنى اگر امروزِ صدا و سيما مثل ديروز بود، پيداست كه ما به سمت كمال حركت نمى‌كنيم و به عبارت ديگر، از مسؤوليت دور افتاده‌ايم. در حال حاضر، صدا و سيما در حد اعلاى مطلوب نيست؛ كسى هم اين ادعا را ندارد؛ نه خود آقايان مسؤولان صدا و سيما و نه ديگران. ما هم پيش مردم كشورهاى ديگر، كه ممكن است از ما بپرسند راديو و تلويزيون شما چگونه است، ادعا نمى‌كنيم كه كامل است؛ شكى وجود ندارد كه كامل نيست. پس، بايد كامل بشود. (14/12/69)

من وقتی به تنوع ابزارهای دشمن نگاه می‌کنم، می‌فهمم چقدر این قضیه برای اینها اهمیت داشت. یکی از کارها این بود که جریان ادب و هنر و فرهنگ انقلابی را در کشور تحقیر کنند و به انزوا بکشانند. این یکی از کارهایشان بود. از جمله کارهای مهمی که انقلاب کرده، یکی این است که یک عده عنصر فرهنگی و ادیب و هنرمند و دارای اقتدار فرهنگی تربیت کرده و بحمدالله کم هم نیستند. شعرای زیادی به‌وجود آمدند؛ داستان نویسان زیادی به وجود آمدند؛ نویسندگان قلم‌زن دقیق فارسی نویس محکمی به‌وجود آمدند و بحمدالله هستند. البته اینها تا شخصیت درجه‌ی یک بشوند، هنوز فاصله دارند، اما کسانی که شخصیت درجه‌ی یک بشوند، در این مجموعه‌ای که انقلاب پدید آورده زیادند.

...یکی از کارهای دشمن این شد که این مجموعه‌های مؤمن را منزوی کند. جوان بی‌تجربه است. به مجرد اینکه ببیند در یک دستگاه رسمی کشور –مثلا در یک مرکز فرهنگی کشور- دو نفر به او اخم کردند، به او بی‌اعتنایی کردند، او را تحقیر کردند؛ در حرکتش اثر می‌گذارد و او را کند می‌کند. یا مثلا وقتی ببیند که در مجلات به اصطلاح ادبی و هنری کشور، چهره‌های مخالف با این روش و خط را بزرگ می‌کنند، برجسته می‌کنند، تعریف می‌کنند؛ این جوان دلش آب می‌شود و روحیه‌اش را از دست می‌دهد. ...اینها هیچ چیزشان از آن کسانی که در جاهایی به عنوان هنرمند معروف شده‌اند کمتر نیست. در بسیاری از امور از آنها خیلی هم بهترند. اما به اینها بی اعتنایی می‌شود. وقتی که انسان مطلب را به درستی کاوش می‌کند، می‌بیند سر رشته می‌رسد به اراده‌ی خباثت آمیزی در نقطه‌ای! مسئولین هم متوجه نیستند. مسئولین فرهنگی مردمان خوبی هستند، اما در سطوح بالا از کارهایی که در سطوح متوسط انجام می‌گیرد بی‌خبرند. لذ این جوان، این مجموعه‌ی جوانان و این جریان‌ها را ناامید می‌کنند. (21/5/71)

شما کمتر کار عمیقی را پیدا می‌کنید که با عجله و سرهم‌کنی درست شده باشد. آن کاری که سر‌هم‌کنی درست می‌شود و با ماست‌مالی انجام می‌گیرد؛ آن کار، کار عمیقی قاعدتا نخواهد بود. ممکن است یک نقش خوب و زیبایی داشته باشد، اما عمقی ندارد. در شرایط کنونی انقلاب که ما به عمق اندیشه اسلامی و اندیشه سیاسی درست و خط امام در بین مردم احتیاج داریم، آنی که ما به آن احتیاج داریم، این است که رسالت خودمان را پیدا کنیم. ...آنی که مردم امروز احتیاج دارند این است که ما این اندیشه‌ای را که ایمان به آن در مردم این همه خیر و برکت به‌وجود آورده، ما آن ایمان را در مردم تعمیق کنیم، عمق بدهیم، جوری کنیم که معیار، دست مردم بیاید، خط اساسی و اصیل دست مردم بیفتد، غیرقابل ضربه بشوند، واکسینه بشوند. (18/9/61)

دوم این است که کار را متقن باید انجام دهید. من این حدیث را مکرّراً­ خوانده‌ام؛ به خصوص برای شما بارها خوانده‌ام، که از پیغمبر اکرم نقل شده‌است که فرموده‌اند: خدا رحمت کند آن کسی را که کاری انجام دهد، و آن کار را متقن و محکم انجام دهد. کار را جدی باید گرفت. کار را باید محکم انجام داد. متقن باید انجام داد. نگذارید در این کاری که شما انجام می‌دهید، اندک خللی هم به‌وجود آید. کیفیت کار که بالا رفت، ارزش کار بالا می‌رود. هم ارزش دنیایی‌اش، هم ارزش خدایی و الهی‌اش؛ نگویید که ما مثلا این همه زحمت کشیدیم، حالا اینجا هم این‌طوری شود. ...کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد. این حرف معروفی که در دهان‌ها هست، معنایش همین است. اینها حکمت است؛ غالبا این مثل‌ها حکمت است. اگر کار را تمام کردید، کار کرده‌اید. والّا اگر نهصد و نود و نه جزء کار را تمام کردید، اما همان یک جزء آخرش را نکردید، کار انجام نشده است. اتقان یعنی این. یعنی نگذارید در هیچ گوشه‌ی کار اشکال به‌وجود آید. (25/8/72)

من آثار شما را که می‌بینم واقعا شاید کمتر باری است که یکی از این آثار را بخوانم و به نویسنده و ناشر و مجموعه‌ی عوامل از ته دل دعا نکنم. من شما برادران را به طور خاص دعا می‌کنم. اگرچه دعای بنده ارزش ذکر ندارد، اما برای این عرض می‌کنم که شما بدانید چقدر به شماها و کارتان دل بسته‌ام، و به‌طور ویژه، با اسم، شما را دعا می‌کنم و از خدای متعال درخواست می‌کنم که کمکتان کند، هدایتتان کند و امیدها و توفیقات خودش را به شما بدهد. (4/11/71)

نعلین سایبری!

اگر روحانيت: اگر روحانیت ميخواست در حاشيه و در پياده‌رو حركت كند و منزوى شود، دين آسيب ميديد.  روحانيت سرباز دين است، خادم دين است، از خود منهاى دين حيثيتى ندارد. اگر روحانيت از مسائل اساسى - كه نمونه‌ى برجسته‌ى آن، انقلاب عظيم اسلامى است - كناره ميگرفت و در مقابل آن بى‌تفاوت ميماند، بدون ترديد دين آسيب ميديد؛ و روحانيت هدفش حفظ دين است. روحانيت شيعه با كليت خود، با قطع نظر از استثناهاى فردى و مقطعى، هميشه در متن حوادث حضور داشته است. آیت الله خامنه ای (دام ظله).


حاشیه نوشت: خداوندا، از امام زمون (عج) بخواه که ما رو هم یواشکی کنار طلبه هاش قبول کنه و جا بده!

متن صحیفه نور امام خمینی (ره)

صحیفه نور

سلام.

متن کامل صحیفه نور امام خمینی، با حجم کم و امکان استفاده ی آسان.

جهت دریافت متن اینجا را کلیک کنید.


 پ. ن: خیلی خوشحالم که آمار بازدید شورشگر در حد جمعیت نخبگان شورشی تشکیلاتی پایین است!