آنگولا

من حدود سه هفته را همراه یک تیم چریکی در بخش های شرقی آنگولا گذراندم، و نه تنها از نزدیک شاهد عملیات آنها بودم، بلکه چگونگی سازماندهی مردم سرزمین های آزاد شده به وسیله آنها را نیز زیر نظر داشتم. نتایج کوشش های آنها در زمینه سوادآموزی، بهداشت، و هرچه که از اهمیت حیاتی برخوردار بود، در هر موردی مشهود و نمایان بود؛ با چشمان خود می دیدم که چگونه مردم از جان و دل به آنان یاری می رسانند و از مشی آنها پیروی می کردند.

چند میز و نیمکت در زیر سایبانی که از نی و پوشال درست شده بود قرار داشت که مجموعا کلاس درس را تشکیل می دادند. مانو گفت که مردم جهان با علاقه زیادی مبارزه مردم آنگولا را تعقیب می کنند. او توضیح داد که چرا پرتغال از ناتو حمایت می کند و اصولا ناتو چیست؟ و توضیح داد که کشورهایی نیز هستند که از مپلا حمایت می کنند.سپس کارآموزان شروع به سخن گفتن می کنند؛ دو تن از آنها زن هستند.

نقشه بزرگی از آنگولا روی میز پهن شده است. مپلا کشور را به شش ناحیه که هر ناحیه شامل چند منطقه و هر منطقه شامل چند بخش است تقسیم کرده است. ما عازم منطقه B از ناحیه سوم که از شمال به کنگوی کینشازا و از جنوب به نامبیا و از شرق به زامبیا محدود میشد بودیم.

در طول 21 روز اقامت کوتاهمان در آنگولا حتی برای یک لحظه هم احساس پر شور و گرم رفیقانه این فرزندان فداکار آنگولا ترکمان نمی کرد. و این نه احساس ما تنها، بلکه احساس تمام آنهایی نیز بود که ما این چند روز گرانبها را در میانشان گذراندیم. شاید این احساس انترناسیونالیستی و یک پارچگی از این حقیقت ریشه گرفته باشد که تیم های چریکی جوان، رزمندگان پا برهنه و نیمه گرسنه، سرزمین های تجارتشده بوسیله اشغالگران، شهرها و دهکده های ویران شده از بمب و ناپالم، همه و همه قانونمندی های گذار به دنیای نوین است. گذاری پر تب و تاب.

گفته ای هست که بیشتر در مواقع سخت به کار می رود، «با چنین رفیقی بی هیچ بیمی به استقبال مرگ خواهم رفت».

ما سه هفته را نزد گروه های رزمنده مپلا گذراندیم. نزد فرمانده ها، کمیسرها و رزمندگانی که خلق و خوها و کاراکترهای متفاوتی داشتند؛ لیکن هرگاه کسی چیزی درباره آنها از ما سوال کند، خواهیم گفت، «با آنها بی هیچ بیمی به استقبال مرگ خواهیم رفت»! بله بی هیچ بیمی و بی هیچ درنگی. زیرا هرکدام انسانی واقعی و رفیقی شریف است.


توضیح عکس:

 آنگولا از بزرگترین کشورهای تولید کننده ی الماس در دنیاست. این روزها در جنگل‌های شمال شرقی‌ آنگولا و به دلیل زندگی‌ مشقت بار ساکنان این منطقه، هزاران کارگر آنگولایی در این معادن و در شرایط طاقت فرسا مشغول به کار هستند. این کارگران در چادر‌های صحرایی اقامت دارند و در شیفت‌های صبح و عصر و با دستمزدی بسیار بسیار اندک مشغول به کار هستند.

با وجود اینکه نحوه‌ی استخراج الماس (با استفاده از بیل و الک) برای همگان ممکن است، اما کاری بسیار طاقت فرسا و تحت کنترل شرکتهای وابسته به این معادن است.

اغلب این کارگران و خانواده‌های آنان زیر فشار و ضرب و شتم خریداران الماس، سربازان و نیروهای امنیتی قرار دارند که با پا برداخت اندکی‌ رشوه به این کارگران، در صدد به تصاحب در آوردن بخشی از الماس‌های استخراج شده هستند. این کارگران تا آخر عمر خود در فقر غیر قابل توصیفی زندگی‌ میکنند و حتی در موارد شدیدتر و زیر ضرب و شتم خریداران الماس و سربازان دولتی جان خود را نیز از دست میدهند.