
توضیح: شورای طلاب مدارس به عنوان بازوی مشورتی مدیران و همچنین پل ارتباطی طلاب با مدیریت حوزه علمیه از اتفاقات مبارکی است که چند سالی است در مدارس علمیه بوجود آمده است.
در سال تحصیلی 1394-1393 اتفاق جدید دیگر تشکیل یک شورای عالی استانی به انتخاب کلیه مدارس استان اصفهان تحت نظر مرکز مدیریت حوزه های علمیه بود که به راستی شور و نشاط عجیبی میان طلاب ایجاد کرده بود. اما به هر روی این شورا عمر و دوام چندانی نداشت و مدیران ارشد ابتدا به سختی وقت دیدار و جلسه حضوری می دادند و در کمتر از یک سال نیز از طرف مرکز مدیریت فعالیت آن متوقف شد.
متن زیر مصاحبه با حجت الاسلام سید رسول صفوی اولین رئیس شورای عالی طلاب استان اصفهان است که از مشکلات کاری خود می گوید و بیم ها و آرزوهایی که برای آینده حوزه علمیه متصور است.
***
- سوال: با چه هدف و انگيزه اي وارد شوراي طلاب شديد؟
سید رسول صفوی: بیماری انقلاب اسلامی ما چیست؟ گلوبولهای سفید انقلاب خودشان بیمار هستند. گلوبولهايي كه مسئوليت خطير دفاع از جسم و جان و روح و پيكره انقلاب اسلامي را بر دوش داشتند،
اما خود آنچنان خمود و ملولند كه نمي توانند آفات را بزدايند.
بدنه و بدن سالم انقلاب ما هرگاه دچار انگلی فکری و فرهنگی بیمارگونه شد قرار بود این حوزه های علمیه باشند که جانانه مبارزه با انگلها را با تزریق پادزهر در پیکر سرزنده شیعه به عهده بگیرند، ولی امان از روزی که گلبولهای سفید خود خلع سلاح شده، به وضعيت موجود راضی شوند و خودشان را باور نداشته باشند و سلاح احیای جمعیِ اجتهاد را بر زمین بگذارند و سپر دفاع فردی را پرمدعا بردارند و به امور ابتدایی راضی شوند...
برای بیماری که دچار HIV+ است، فریاد و دعا و گریه و شیون و نذر و نياز و توسل و نسخه های سرپایی کارساز نیست باید فکری دگر کرد.
زماني كه بحث شوراي طلاب مطرح شد بنده و دوستانم بهترين فرصت دم دستي را براي فعاليت را (بجاي غر زدن و نق زدن بيهوده)، شوراي طلاب ديديم و از آنجايي كه به دنبال فرصت نيكويي براي طرح نقد و نظرات خويش مي گشتيم بهترين مجال را شوراي طلاب ديديم.
- سوال: لطفا بفرماييد شوراي طلاب چه اقداماتي را در راستاي بهبود جايگاه كمي و كيفي آموزشي و پژوهشي و فرهنگي برداشت؟
صفوی: ما با وجود تمام مشكلات فعاليتهاي خوبي كرديم، مكرر با مديران مدارس و نمايندگان مجلس و عناصر تاثيرگذار و صاحب نفوذ و سرشناس اجتماعي جلساتي را شكل داديم و دغدغه هاي طلاب و اساتيد را منتقل كرديم و به طرح ايده ها و بيان ضعف هاي اساسي مي پرداختيم كه با اين كار به زبان گويايي براي طلاب و واسطه اي بين طلاب و مسئولين تبديل شده بوديم.
ما ايجاد يك گفتمان و قرابت فكري را بين مسئولين و طلاب عميقا حس مي كرديم تا جايي كه شاهد اصلاحاتي در ديدگاه هاي مديريتي برخي مسئولين بوديم.
اما بگذاريد اينجا درد و دلي بكنم تا افكار عمومي طلاب را روشن كرده باشم.
شما در كجاي دنيا سراغ داريد كه نهادي انتخابي عمر يك ساله داشته باشد؟ آن هم بدون هيچ آيين نامه داخلي؟ حداقل سه ماه طول مي كشد كه اعضا يكديگر را بشناسند و نسبت به هم يك شناخت اجمالي پيدا کنند تا اندك اندك موتورشان روشن شود.
حداقل چهار الي پنج ماه 99% پتانسيل شوري صرف تنظيم آيين نامه داخلي و شناخت هویت خود شد آن هم بدون هيچ گونه انگيزه بخشي از جانب مسئولين و بدون هرگونه پيش فرض و شناخت قبلي نسبت به ماهيت شوري. ما اولين گروه شوراي منتخبي بوديم كه بصورت سراسري از بين حدود چهل مدرسه علميه اي كه در استان اصفهان است و با رأي رؤساي شوراهاي مدارس انتخاب شديم.
بعد از آن حدود دو الي سه ماه وقت صرف تشكيل كميسيون ها و تنظيم يك آيين نامه كلي موقت براي كميسيون ها و عضوگيري و توجيه طلاب... كرديم.
مسئله آيين نامه مسئله اي است كه حكم نخ تسبيح را دارد و تنظيم آن يك امر حقوقي است كه حقيقتا نيازمند شفافيت پيشينه هاي قانوني است. اما ما اصلا نمي دانستيم كه انتظار آقايان بالادستي از ما و اساسا ديدگاهشان نسبت به هويت و رسالت و مسئوليت هاي شوري چيست كه بخواهيم براساس آن آيين نامه اي تنظيم كنيم، چون بالاخره مصوبه شوراي عالي طلاب بايد به تصويب مسئولين محترم و مديريت محترم حوزه علميه اصفهان آيت الله سید یوسف طباطبايي نژاد هم مي رسيد.
عملا چقدر ما زمان در اختيار داشتيم؟ يك سال اصلا فرصت كافي و حتي لازمي نبود. آن هم با حرفهاي مگوي ديگري كه هست.
همان طور كه در ابتداي پاسخم عرض كردم با تمام اين ضعفها ما تلاش ها و فعاليت هايي داشتيم كه البته در آخر هيچ تشكر و قدرداني از اعضاي شوري انجام نشد و اين خود نشان بي اهتمامي حوزه به امر مقدس و پربركت مشورت است.
- سوال: موضع و برخورد مديران حوزه در قبال شوري چه بود؟
صفوی: تلاشها و سختي های زیادی کشیده شد تا در راستاي منويات رهبر معظم انقلاب، کلید شوراي طلاب زده شد و برخی از مسئولین عزیز لطماتي خوردند و زحمات را به جان خريدند.
اما اگر در كل بخواهم بگويم، از دوستاني كه با رأي اكثريت طلاب كل استان اصفهان و از بين حدود ده هزار طلبه در اصفهان انتخاب شده بودند اصلا استقبال آبرومندانه و ابتدايي هم نشد. نگاه هايي هم كه بعضا وجود داشت به چشم يك نيرو و بازوي نه مشورتي بلكه خدماتي به شوري بود.
خوب وقتي تعدادي به عنوان هسته مركزي شوراي طلاب انتخاب مي شوند ديگر نماينده ده هزار طلبه و روحاني هستند، احترام به ايشان كه اكنون منتخب طلاب هستند احترام به انتخاب و شعور طلاب خودشان است.
انصافا با اينكه براي روز رأي گيري برنامه خوب و باشكوهي برگزار كردند و من در اينجا لازم مي دانم از حجت الاسلام امیرحسین مستاجران كمال قدرداني را بكنم اما انگار مسئولين بالادستي تنها يك استفاده تبليغاتي از اين شوري كردند كه بله ما هم بالاخره شورايي تشكيل داديم و اتنخاباتي برگزار كرديم و به منويات رهبر انقلاب وقعي نهاديم.
- سوال: دليلش را در چه چيزي ارزيابي مي كنيد؟ آيا ضعف و كم تواني از جانب شما بود يا عامل ديگري داشت؟
صفوی: قطعا ما بهترين نبوديم و پر از ضعف و خلل هاي ريز و درشت بوديم و ادعا نمي كنيم بر اساس نظام شايسته سالاري مطلق انتخاب شديم، اصلا همه جاي دنيا يكي از ضعف هاي نظام انتخاباتی را احتمال انتخاب بر اساس عدم شايسته سالاري مي دانند، اما راه حل هم دارد. بهترين راه حلش بلوغ انتخاباتي و ارتقاء سطح عقلانيت مردم است نه پاك كردن صورت مسئله.
براساس برخورد نزديكي كه با مسئولين حوزه داشتم، مي توانم دليل عدم استقبال مسئولان حوزه را در دو چيز مانعه الخلو خلاصه كنم: مديران عزيز حوزه يا اصلا اساس شور و مشورت را در فرايند تصميم گيري هاي خود برنمي تابند و دوست دارند تنها سليقه خود را اعمال كنند و يا به طلاب و اساتيد زیرمجموعه خود اعتماد ندارند.
كليه مديران دلسوز حوزه هرچند بصورت موجبه كليه واقعا افرادي دلسوز و دردمند براي انقلاب و اسلام هستند و در حوزه مسائل فردي و سلوك شخصي عموما افراد متواضع، افتاده، رقيق القلب و پاك دستي هستند كه الحق والانصاف براي طلاب از خودشان بيشتر دلسوزند، اما متاسفانه افراد آشنا به مهارت هاي مديريتي و زمان شناس نيستند و هنوز درك درستي از انقلاب و جايگاه تاريخي انقلاب اسلامی و رسالت حوزه علمیه در اين ميان ندارند. البته آنچه بيشتر به درد مديريت يك نهاد فوق العاده حساس مي خورد در كنار خوش قلبي و تعهد و نيات خالص و پاك دستي، تخصص و مهارت و آگاهي و بصيرت است.
- سوال: نگاه شما به آينده حوزه چيست؟
صفوی: من اساسا نگاه طولاني مدتم به حوزه بسيار روشن بينانه است، مخصوصا كه يك بيداري تاريخي اسلامي و تحول فكري نسبتا اميدوار كننده اي در بين طلاب نسل سوم انقلاب مي بينم و انعطاف فكري و انديشه اي كه زمانه براي آنها رقم زده را در ايشان به جد مي يابم. اما اميدوارم تا آن زماني كه حوزه به خود آمده باشد و خود را برای تحول پيدا كرده باشد، دیر نشده باشد. كه اگر خدايي نكرده بلايي بر سر اين انقلاب بيايد و خللي حاصل شود قطعا اولين مجرمان و متهمان خود ما حوزويان خواهيم بود.
اميدوارم مسئولين بخاطر اصل اسلام ناب، از خودگذشتگي و ايثار كنند و ميدان را براي جوانترها باز كنند و ديگر به كناره اي بنشينند و فرزندان تازه نفس خود را در اين عرصه نفس گير مشورت و ياري دهند.
- سوال: به نظر شما بزرگترین مشکل حوزه علمیه چیست؟
صفوی: محبت بیجا و بی مورد به بزرگان و به قرائت ایشان از متون دینی که موجب جمود، ثبات و عدم تحول فکری شده است از بزرگترین مشکلات حوزه است. حبّ الشیء یعمی و یصم.
محبت بیجا به پیشینه های تاریخی، چه نسبت به افراد و چه نسبت به افکار، آنچنان انسان جویای حقیقت و دانش را همچون سنگ جامد و سخت بار می آورد که صدها سال تغییر و تحول را بر خود حرام می کند لذا کوچکترین نقدی را هم مساوی تخریب می داند و بر نمی تابد.
به نظر من مهمترين آفتي كه به جان حوزويان افتاده و ام الامراض و الآفات است همین است که ايشان خود را پاسدار و سرباز يك قرائت خاص از دين مي دانند كه اين كار باعث مي شود دين را بشرط شيء كنند.
كسي كه دين را بشرط شيء كند شرطيتِ شيئيتِ شيء را در مشروط دخالت مي دهد و خواسته يا ناخواسته با زبان بي زباني مي گويد: يا تو دين داري و آن هم با قرائت من ديندار هستي يا اصلا دين نداري!
من نمي خواهم اسم ببرم ولي بزرگاني چه قبل و چه حتي بعد از انقلاب با امام (ره) مخالفت هايي داشتند چون انقلاب را الهي و اسلامي نمي ديدند و معتقد بودند خداوند (با قرائت شخصي كه خودشان از اسلام داشتند) به تشكيل چنين انقلابي راضي نيست. خوب حالا كسي نبود از ايشان بپرسد شما پيش خدا بودي كه غضبش را از پديده انقلاب اسلامي ببيني؟
شما ببينيد في المثل اگر شيخ مفيد قرار بود خويش را سرباز قرائت شيخ صدوق عليهما الرحمه بداند يا اگر ابن ادريس خود را مريد و سرباز شيخ طوسي رحمت الله عليهما مي دانست (كما اينكه بسياري چنين بودند كه ابن ادريس در مقدمه سرائر خويش بسيار به آنها مي تازد كه چرا اجازه حرف زدن به مخالفانشان را نمي دهند) يا آقا علي مدرس و ديگران خود را مريد و سرباز صدرالمتالهين مي دانستند و يا خود ملاصدرا خويش را مريد و سرباز بوعلي يا فارابي مي دانست؛ انيشتين خود را سرباز ديدگاه نيوتون مي دانست و... ديگر اين همه ما شاهد تطورات عظيم علمي و پيشرفت علم نبوديم. (حياة العلم بالنقد و الرد) اصلا حيات علم به نقد و رد سخن و رأي ديگران است.
- سوال: چرا حوزه هنوز به خود نيامده و آنگونه كه بايد و شايد پا به پاي انقلاب پيش نيامده است؟
صفوی: عامل اصلي تقريبا هماني است كه در بالا عرض كردم.
وقتي كساني اسلام را در بُعد تاريخي استنباط خويش محدود كرده باشند لاجرم به گرد پاي انقلاب نمي رسند و بجاي اينكه خود را در اين زمانه رقابت علمي نفس گير به انقلاب و شعارهاي تمدن سازانه انقلاب برسانند، دست انقلاب را مي گيرند و پايين مي آورند و از انقلاب براي خود سپر درست مي كنند.
بيننا و بين الله تا قبل از اينكه رهبر انقلاب حرفي از كرسي آزادانديشي و نظريه پردازي بزنند چند كرسي در حوزه برگزار شده بود؟
شما ديدگاه هاي باز رهبر انقلاب را با برخي از عزيزان ديگر مقايسه كنيد؛ ببينيد تفاوت از زمين تا آسمان است.
- سوال: به نظر شما عامل برخي ضعف هاي طلاب چيست؟
صفوی: عامل اصلي سستي هاي علمي طلاب بیشتر به خاطر بي هويتي ايشان است.
طلاب با ورود به حوزه از سویی با انتظارت و تقاضاي عميق مردمي در مسائل مختلف اجتماعي، خانوادگي، تربيتي، روانشناسي و... روبرو مي شوند و از طرفي آنچه در حوزه به ايشان عرضه مي شود به هيچ وجه متناسب با تقاضاي انبوه مردمي و حتي بين المللي نيست، لذا طلاب حس می کنند که عملا فایده ای بیش از احکام گفتن ندارند!
همين شكاف و عدم تناسب در نظام عرضه و تقاضا بين حوزه و مردم موجب تورم و شكاف هاي عظيم طبقاتي فكري و نهايتا بي هويتي بين طلاب مي شود.
- سوال آخر: يك آرزوي حوزوي بكنيد.
صفوی: اميدوارم حوزه روزي به خود بيايد و واقعا قدر اين انقلاب را بداند و دست از كفران نعمت بردارد. با تلاش شبانه روزي مسئولين و طلاب و اساتيد و با بيرون رفتن از اين حال خودشيفتگي و خودخواهي و تغيير متودهاي اجتهاد و بازنگري در فرايندهاي اجتهادي ان شاء الله.
توصیه می کنم:
طلاب هرچه بيشتر به صورت خودجوش گعده هاي همه فكري (نه هم فكري و هم عقيدگي) را راه بيندازند.
از دوستان خوش فكري كه نظرات و ديدگاه هاي مخالفي دارند استقبال و دعوت كنند و منصفانه، نه به نقد و نفي آن بلكه به بررسي آن بنشينند. چراكه حال نقد و نفي سلبي است و چنين روشي خلاف آزاد انديشي است. اگر شما نظري را بشنوي كه قصد داشته باشي آن را نقد كني، از همان ابتدا در برابر آن نظر گارد و موضع گرفته اي، در صورتي كه اصلا در فرايند فكر كردن نتيجه از پيش مشخص نيست.
در پايان لازم مي دانم از تلاش هاي صميمانه دوستان عزيزم
آقاي جواد جلواني به عنوان نائب رئيس شوری
آقای مرتضی احمدی به عنوان منشی شوری
جناب حجت الاسلام لطفي
جناب حجت الاسلام حسین رحيمي
حجت الاسلام نعمت الله عطايي
آقاي سجاد اديب
آقاي رضا كريمي
آقاي سید حسین موسوي
آقاي رضا تركيان
آقاي سجاد عطايي
آقاي میثم قاسمي
كمال تشكر و قدرداني را بكنم.