ثبت نام حوزه علمیه مشکات اصفهان (امام کاظم ع) ازمیان فارغ التحصیلان دانشگاهی/

ویژه سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۴۰۱/ طرح تحول نظام آموزشی و کوتاه شدن دوره تحصیلی

حوزه علمیه مشکات اصفهان (امام کاظم علیه السلام) برای سال تحصیلی 1400– 1401 از بین فارغ التحصیلان دانشگاهی (برادران) پذیرش می‌کند.
بهره مندی از طرح تحول یافته نظام تعلیم و تربیت: توجه جدی به پژوهش در طلبگی، اهتمام جدی به قرآن و حدیث در برنامه آموزشی به طوری که از همان ابتدای ورود به حوزه طلبه با قرآن و روایتخوانی انس می گیرد، کوتاه شدن دوره تحصیل حوزوی (۷ سال) و استفاده از کتب آموزشی چون بدایه النحو در ادبیات، تحریر الوسیله امام خمینی در فقه، حلقات شهید صدر در اصول، دروس تمهیدیه آیت الله ایروانی در فقه و…

همچنین استفاده از سرفصل های علوم انسانی از روان شناسی و جامعه شناسی و… تا مدیریت و اقتصاد و… در کنار دروس حوزوی در برنامه طرح تحولی مشکات دیده شده است و بهره مندی از اساتید برجسته اصفهان و قم از جمله مزایا برای فارغ التحصیلان دانشگاهی است که دغدغه کسب معارف الهی با نگاه اقامه دین در صحنه اجتماع را دنبال می کنند.
مدرسه علمیه امام کاظم علیه السلام در سال 97 ذیل برنامه تحولی مدارس مشکات در اصفهان شروع به کار کرده است و مدیریت مدرسه هم اکنون با حجت الاسلام دکتر اجتهادی می باشد.

این مدرسه بر آن است تا ذیل برنامه ای تحولی، در حد توان خود ضمن شکوفایی ظرفیت های موجود در اصفهان جایگاه شایسته خود را در منظومه انقلاب اسلامی پیدا کرده و انجام وظیفه نماید.

بخشی از فعالیت های مدرسه که هر روز پربار و به حول و قوه الهی پربارتر می شود:

۱- استفاده از اساتید فاضل حوزه علمیه اصفهان و قم

۲- برگزاری نشست های علمی و جلسات اندیشه ورز در راستای هویت طلبه تراز انقلاب

۳- برگزاری هیئت حضرت زهرا سلام الله علیها به صورت هفتگی و مناسبتی

تصاویری از فضای آموزشی مدرسه

تصاویری از فضای آموزشی مدرسه

حوزه علمیه اصفهان از مهم ترین حوزه های علمیه جهان اسلام بوده و هست. بسیاری از علمای به نام جهان اسلام در اصفهان رشد و تکامل یافته اند. (بخشی از نامه رهبر انقلاب به آیت الله مظاهری)

برای کسب اطلاعات بیشتر در پیامرسان های بله، ایتا و تلگرام به آیدی کانال esf_meshkat@ مراجعه کنند یا با شماره 09133663084 تماس بگیرند.
متقاضیان جهت ثبت نام اولیه تا ۳۱ خردادماه سال جاری به سایت howzehmeshkat.ir مراجعه کنند.
نشانی مدرسه: اصفهان – خیابان عبدالرزاق – بازارچه نیم آورد – مدرسه علمیه نیم آورد
www.howzehmeshkat.ir/fa/emamkazem

انتهای پیام/

پذیرش حوزه علمیه مشکات اصفهان با رویکرد تربیت طلاب تراز انقلاب +جزئیات

به گزارش ندای اصفهان، حجت‌الاسلام دکتر مهدی اجتهادی مدیر مدرسه علمیه مشکات اظهار کرد: ما در زمانی زندگی می‌کنیم که علوم مختلف با سرعت در حال نظریه‌پردازی و گاهی پیشرفت هستند و علوم انسانی و اسلامی هم نیازمند این تحول هستند.

قائم مقام مدرسه علمیه امام کاظم (ع) (مشکات اصفهان) افزود: در چنین شرایطی لازم بود حوزه‌های علمیه به سمت تخصصی شدن حرکت کنند، امروز حوزه‌های سنتی با حفظ اهداف بلند مدت مانند تقویت و به‌روزرسانی فقه جواهری در حال فعالیت هستند، حوزه‌های علمیه سفیران با رویکرد تربیت مبلغان کارآمد فعالیت می‌کنند و مراکز تخصصی حوزه در رشته‌های مختلف برای سطوح عالی فعال هستند.

وی با بیان اینکه تمایز حوزه‌های علمیه مشکات مربوط به هدف آن‌هاست گفت: حوزه‌های علمیه مشکات با رویکرد تربیت طلاب تراز انقلاب اسلامی در عرصه تبلیغ علمی و در عرصه مدیریت برای جامعه هدف شامل دانشگاه‌ها و دانشجویان از سال ۱۳۹۷ تأسیس شده و هم اکنون ۲ دوره از طلاب در این مدرسه مشغول به تحصیل هستند.

اجتهادی افزود: در این مدت تلاش شده که فضای علمی پویا متناسب با روحیه پرنشاط و پرانگیزه دانشجویی شکل بگیرد و البته تا رسیدن به قله شکوفایی مدرسه راه زیادی مانده است و پذیرش دوره جدید حوزه علمیه مشکات اصفهان با مزایای بهره‌مندی از طرح تحول یافته در عرصه نظام تعلیم و تربیت حوزوی، اهتمام به قرآن و حدیث در برنامه آموزشی، دوره تحصیل عمومی ۷ ساله، بهره مندی از اساتید ممتاز و فضای علمی پویا در سال تحصیلی ۱۳۹۹ -۱۴۰۰ از بین فارغ التحصیلان دانشگاهی، طلبه انجام می‌پذیرد.

وی با بیان اینکه مهلت ثبت‌نام در حوزه علمیه مشکات 5 تیرماه می‌باشد، عنوان کرد: زمان برگزاری آزمون ششم تیرماه ۱۳۹۹ می‌باشد و علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و هماهنگی با شماره  ۰۹۱۳۳۶۶۳۰۸۴ تماس بگیرند.

همچنین می توانید برنامه تحصیلی مدرسه مشکات را از اینجا دانلود کنید.

انتهای پیام/

گفتگو با حجت الاسلام حسین میرزایی/ ایده مهدکودک موسسه انشا قابلیت تکثیر دارد

گفتگو از هادی دهداری

مؤسسه فرهنگی انشاء (اندیشه های ناب شیعی ایرانی اسلامی) چند سالی است با همت و همکاری جمعی از طلاب فاضل حوزه علمیه پا به عرصه جهاد و مسئولیت نهاده است. این مؤسسه، به گفته مسئولین آن، تأسیس گردیده تا واحدی باشد برای دردمندان از نخبگان جامعه، تا در آن به یاری خدا، برای تحقق بعضی از منویّات مقام معظم رهبری و ادای دین نسبت به جامعه و دین، چاره و برنامه ای اندیشه کنند.

موسسه انشا در زمان تاسیس با مشاوره های اسلامی در زمینه خانواده، ازدواج، طب سنتی، استعدادسنجی تحصیلی و شغلی شناخته میشد اما به زودی توانست با کلاسهای آموزشی و تاسیس مهدهای کودک و دبستان در چند استان کشور توجه جمع کثیری را به خود جلب کند.

برای آشنایی با موسسه انشاء در خدمت حجت الاسلام حسین میرزایی موسس و رئیس این مجموعه هستیم تا سوالهایی از فعالیت های موسسه داشته باشیم.

***

* از چگونگی و زمان تاسیس موسسه انشاء توضیحاتی بدهید؟

حسین میرزایی: در سال ۸۶ توفیق مدیریت مدرسه علمیه میرزا حسین را داشتیم. آن زمان قصد داشتیم تا طلبه ها در کنار تحصیلات حوزویشان تخصص هایی هم کسب کنند؛ کارگروه هایی مثل معرفت النفس، طب، اقتصاد، رسانه و مدیریت در مدرسه راه اندازی شد که در هر کدام چند نفر از طلبه ها مشغول به فعالیت شدند. از بین این کارگروه ها کارگروه «معرفت النفس» ثمر داد.

خودشناسی دغدغه ۲۵ ساله من بود ولی آنجا و در تدریس و بحث هایی که در کارگروه اتفاق افتاد ثمره های اجتماعی معرفت النفس خودش را نشان داد. این شد که در سال ۹۰ بعد از تحویل مدیریت مدرسه به فکر تاسیس مرکز مشاوره افتادیم. قبل از ورود به بحث مشاوره دو دوره احادیث مربوط به مشورت را با دوستان بحث کردیم و با دو سه نفر از طلبه های مدرسه کار مشاوره در طبقه سوم مسجد امام حسن عسکری(ع) در خیابان شریعتی شروع شد.

حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی زحمت کشیدند و تشریف آوردند و موسسه را افتتاح کردند.

از آن زمان تقریبا هر سال گروه های ۳ تا ۴۰ نفری به مجموعه دوستان اضافه شدند. ریزش ها و رویش هایی داشتیم ولی به توفیق الهی الآن با مجموعه اصلی ۵۰ نفره و مجموعه دوستان همراه ۲۰۰ نفره در حال خدمترسانی هستیم.

* بجز مشاوره، موسسه انشاء چه فعالیت دیگری دارد؟

– اول با مشاوره شروع شد بعد تجربه هایی در زمینه های طب سنتی و مشاوره کودک بوجود آمد. فعالیت های طب سنتی و سوزن درمانی طب چینی راه اندازی شده است که با استقبال فراوان و رضایت حداکثری ادامه دارد. الان موسسه انشاء ۳ طبیب دارد و ۲۰ نفر دستیار که علاوه بر تغذیه، اعمال یداوی مثل حجامت و فصد و ماساژ هم انجام می دهند.

با تکمیل بحث های کودک زیر ۷ سال در موسسه و منظم شدن مباحث آن مهد کودکی در سال ۹۳ راه اندازی شد تا در تجربه هم نشان دهیم که مبانی انسان شناسی موسسه پاسخگوست. الآن در سطح کشور هشت مهدبازی مشغول به فعالیت هستند. ایده مهدبازی مبتنی بر نظام تربیت اسلامی برای کودکان ۳ تا ۷ ساله است. در این الگو تلاش می شود تربیت کودک و رفع اختلال های احتمالی او از مسیر بازی، طب و تغذیه، حفظ سیادت و کرامت و استعدادیابی و شخصیت شناسی او انجام پذیرد.

این الگو الآن طرحی پخته با ۵ سال سابقه اجرایی است که قابلیت تکثیر دارد و ما به همه علاقه مندان به کار کودک می گوییم می توانند از این الگو برای تاسیس مهد استفاده کنند و موسسه انشاء هم همه امکانات و علوم تولیدی و تجربی خود را در اختیار آنها قرار می دهد.

در ادامه نظام تربیتی ۷ تا ۱۴ سال هم تکمیل شد و موسسه انشاء از سال ۹۷ سه ادبستان هم تاسیس کرده است که دو تا از این ادبستان ها با همکاری موسسه سماء دانشگاه آزاد در تهران راه اندازی شده است.

در این مدت یکی از نیروهای موسسه که اصالتا قزوینی بودند شعبه ای از موسسه انشاء در شهر قزوین راه اندازی کردند و الآن نزدیک به ۵ سال است که موسسه انشاء قزوین به هموطنان قزوینی هم خدمات ارائه می دهد.

* مشاوره ها و طب استفاده شده در موسسه اسلامی است؟

– اینکه یک فعالیت اسلامی هست یا نیست بستگی به تعریف شما از اسلامی دارد. چند روش می شود سنجش کرد؛ اول اینکه علم و عملی که می خواهد اسلامی باشد نباید دعوت به حرام داشته باشد. این روش شورای نگهبان است یعنی بگوییم این علم یا عمل ما منافاتی با اسلام ندارد. برای مثال در طب سنتی از شراب یا بدن حیوان حرام گوشت در درمان استفاده می کنند که ما در طب موسسه هر چیزی که حرام باشد استفاده نمی کنیم. در مشاوره هم همینگونه هست؛ روانشناسان گاه سفارش به حرام مثل رابطه قبل از محرمیت دارند یا ترک نماز و روزه دارند که ما در مشاوره های خانواده و ازدواج اینطور دستورالعمل هایی را نداریم.

این جنبه سلبی اسلام یعنی اسلام کارها و حرف هایی را نمی پسندد مشاوران و طبیبان ما معتقدند که نباید آخرت خود را به دنیا بفروشند.

اما این کف دین هست؛ وقتی می شود گفت که این علم و عمل اسلامی است که نه تنها با اسلام ضدیت نداشته باشد بلکه مبتنی بر کلیات دین بنا شده باشد. در تحقیقات ما از دین اسلام به این نتیجه رسیده ایم که اسلام مبتنی بر فطرت انسانی بنا شده است، همان دارایی هایی که خداوند در دل انسان قرار داده تا انسان بتواند خدا را بشناسد و سعی کند هر روز خدایی تر شود.

امکاناتی که به انسان داده شده جسم و نفس و محیط اطراف و ماوراء است. بنا به مبانی اسلامی که انسان را جسم و نفس می گیرد و به غیب اعتقاد دارد آنچه در زندگی یک شخص در امور مادی و معنوی اش تاثیر دارد این چهار زمینه می شود که به استدلال عقلی زمینه دیگری وجود ندارد. مشاوره های موسسه انشاء هم این چهار قالب را دارند؛ ممکن است شخصی از مشکلی جسمی، روحش مضطرب شده و او با این مشکل تحت تاثیر ماوراء قرار گرفته و ضربه خورده باشد. پس مشاوره اسلامی مشاوره ای هست که در آن برای جسم و نفس و محیط و ماورای شخص نسخه داده شود.

ما از قرآن کریم و روایات دارایی های اولیه انسان را استخراج کرده ایم و در نقشه انسان ارائه کرده ایم. این نقشه فطرت را نشان می دهد و وقتی به دستورات اهل بیت نگاه می کنیم می بینیم همه مبتنی بر همین نقشه است. این یک نشان و میزان برای اسلامی بودن علم و عمل است. میزان های دیگر هم هست مثلا هدف از خلقت و هدف از دین در احادیث شیعه مشخص شده است. هدف از دین کمال انسان است و وقتی با این میزان سراغ احادیث برویم با دستورالعمل هایی روبرو می شویم که هدفش کمال انسان است، هدفش تخلق به اخلاق الهی است. این سری دستورالعمل ها هم اگر در مشاوره ای باشد آن مشاوره اسلامی است.

جهت های دیگری هم اسلامی بودن علم یا عمل دارد چون بحث تخصصی می شود از آن می گذریم.

* آیا به فکر تربیت نیرو هم هستید؟

– بله از اول ما با دوستان طلبه کار را شروع کردیم و هر سال به موسسه انشاء افرادی اضافه می شدند و از سه سال پیش «مدرسه انسان» با ۱۴۰ نفر خانم و ۸۰ نفر آقا راه اندازی شد تا بتوانیم در چهار سال مبانی مشاوره ای و طبی مقدماتی را به دانش پژوهان مدرسه عرضه کنیم. خروجی این مدرسه طبیب جسم و روح عمومی است که با ابزار طب و مشاوره می تواند بصورت عمومی نه تخصصی مشکلات افراد را بررسی کند و راه حل ارائه دهد.

* سوال آخر؛ نشانی موسسه را هم می توانید بدهید؟

– بخش های مختلف موسسه انشاء چه در اصفهان و چه در قزوین و تهران تلفن و سایت و کانال در شبکه های اجتماعی دارند.

آدرس موسسه در اصفهان: میدان طوقچی، خیابان مصلی، روبروی مسجد مصلی، کوچه امام زاده ابراهیم، طبقه دوم امام زاده ابراهیم

تلفن: ۰۳۱۳۴۴۶۸۵۵۸

http://enshaa.ir/

https://www.instagram.com/enshaamoozesh

 

 

 

انتهای پیام/

پاسخگویی عالمانه مجمع جهانی شیعه شناسی به ۱۴۵۰۰ شبهه دینی

در گفتگو با دکتر آیت پیمان رئیس مجمع جهانی شیعه شناسی مطرح شد:

امروزه گسترش و توسعه دین مبین اسلام در سراسر نقاط دنیا، با وجود هجمه های گوناگون علیه اسلام که از سوی دشمنان وارد می شود، دغدغه بسیاری از مردم است و در این رابطه هم برخی به طور کارشناسی وارد این راه شده و با تأسیس برخی انجمن ها، نهادها و مؤسسه ها انتشار دین اسلام را به تمامی نقاط دنیا آسان تر می کنند.

یکی از این مراکز که با نام «مجمع جهانی شیعه شناسی»، فعالیت می کند، در شهر مقدس قم واقع شده و اقدامات چشم گیری را انجام می دهد. برای آشنایی بیشتر با این مجمع، با دکتر آیت پیمان رئیس مجمع جهانى شیعه شناسى، به گفت و گو نشستیم که متن این گفت و گو به این شرح است:

در ابتدا از مجمع بگویید تا با این مجموعه بیشتر آشنا شویم.

در عصر نهضت فکری که تمام راه ها باز و زمینه و بستر فکری برای هرگونه تحقیق علمی آماده است، این مجمع در راه جامۀ عمل بخشیدن به منویات مقام معظم رهبری نسبت به احیاء و گسترش فرهنگ و معارف حقه اسلام و پس از آنکه ایشان سال ۱۳۸۰ را سال امام علی(ع) نامگذاری فرمودند تشکیل شد.

با احساس ضرورت و بایسته های معرفی هرچه بهتر فرهنگ الهی تشیع و پاسخ عملی به ندای رهبری و همچنین یاری جستن از ذات اقدس باری تعالی، عنایات خاص حضرت بقیه الله الأعظم(ع) و همراهی گروهی از بزرگان صاحب نظر حوزه و دانشگاه، تصمیم گرفتیم تا مرکزی فرا ملّی و غیر دولتی در شأن و عظمت تشیع برای معرفی و تبلیغ مکتب بزرگ اسامی تشیع و غنی بخش و جهان شمول کردن این مکتب و ایجاد زمینه هدایت و راهنمایی جرعه نوشان مکتب اهل بیت(ع) و پاسخگویی به شبهات و بیان اصول و آموزه های شیعی، همچنین رفع دروغ ها و تهمت ها و همچنین دفاع از پیشوایان اهل بیت(ع) در کشورهای مختلف کنیم.

هیئت امنا و هیئت مدیره و شورای علمی مجمع از اساتید و صاحب نظران حوزه و دانشگاه می باشند و ۵ معاونت علمی و پژوهشی، آموزشی فضای مجازی و اطلاع رسانی، امور بین الملل، پشتیبانی و امور اجرائی عهده دار ساماندهی و اجرای برنامه ها و سیاست های مجمع هستند.

هدف ما ایجاد زمینه همکاری و همیاری با بقیه ادیان و مذاهب در کل جهان و دفاع از حریم تشیع در دنیاست تا مجاهدت های علمی و عملی فرهنگ الهی تشیع را با برنامه ریزی دقیق و آینده نگری عمیق با تحفظ از سیاست های وحدت و تقریب اسلامی یاری رسان باشیم.

مجمع جهانی شیعه شناسی چه دستاوردهایی داشته است؟

تألیف، ترجمه، تحقیق و تصحیح حدود ۲۵۰ جلد کتاب جهت ترویج و گسترش فرهنگ الهی تشیع و همچنین راه اندازی پایگاه اینترنتی قدرتمند که حاوی بیش از ۶۰۰۰ عنوان کتاب و بیش از ۱۵ هزار مقاله تخصصی به زبان های فارسی، انگلیسی عربی و اردو گوشه ای از فعالیت های این مجمع است.

به لطف الهی ده‌ها نفر تا کنون از این طریق به ولایت امیرالمؤمنین(ع) گرویده اند. و بخش مستبصرین مجمع کتابها و مقالات مستبصرین دانشور و عالم را برای ترجمه و چاپ حمایت نموده است و مجموعه خاطرات و زندگی نامه دهها نفر از آنها را منتشر نموده است. تا کنون به بیش از ۱۴ هزار و ۵۰۰ شبهه پاسخگویی عالمانه داده شد. تهیه و ارسال بیش از صد هزار عنوان کتاب دینی به کشورهایی همچون تونس، الجزایر، مصر، یمن، آمریکا، اندونزی، عراق، هندوستان، پاکستان و افغانستان در کنار تألیف و چاپ و نشر بیش از ۱۳۸ جلد کتاب در ۸۳ عنوان و اثر علمی مفید و ارزشمند از دیگر اقدامات مجمع بود. برگزاری کنگره ملی ژئوپلیتیک تشیع و همچنین سلسله همایش های غدیر چراغ راه تشیع هم از ابتکارات این مجمع به شمار می رود.

برگزاری دروس و کلاس های شیعه‌شناسی، امام شناسی و پاسخگویی به شبهات، همچنین تهیه فیلم، لوح فشرده (CD) بصورت نرم افزار از دروس و کلاسهای پاسخ به شبهات و مناظرات به تعداد حدود ۳۰۰ نوع نرم افزار و تکثیر و پخش آن در حد وسیع به همراه تلاش، مکاتبات و جلسات فراوان جهت برقراری رشته شیعه شناسی در مجامع علمی و دانشگاه هم از دستاوردهای این مجمع است.

در حوزه انتشارات هم انتشار ماهنامه‌های شیعه شناسی و امام شناسی، هر کدام با تیراژ ۲۰٫۰۰۰ در ماه و انتشار فصلنامه تخصصی ندای تشیع (اسلام ناب محمدی) هم انجام پذیرفت.

هم اکنون در مجمع در حال چه کارهایی هستید؟

تلاش داریم طرح بزرگ منشور جهانی تشیع در جهت تبیین اصول عقاید، مسلمات و آرمان‌های شیعه را به سرانجام برسانیم. همچنین برنامه هایی چون چاپ بیش از صد و ده عنوان کتاب تخصصی در گرایش‌های مختلف شیعه‌شناسی، توسعه فعالیت‌های مجازی در فضای سایبر پایگاه‌های اینترنتی، طرح بزرگ آیات ولایت در قرآن که تا کنون پنج جلد آن به چاپ رسیده است و همچنین برگزاری همایش ملّی ژئوپلیتیک شیعه از سایر برنامه های در دست اقدام است.

امروزه عصر ارتباطات است و یکی از بهترین راه های تبلیغ و انتشار اطلاعات هم فعالیت در فضای مجازی است. مجمع شیعه شناسی هم در این زمینه ورود پیدا کرده؟

در این بخش علاوه بر ارتباط روزانه و ارسال مطالب سایت برای حدود ۱۰۰ هزار نفر کاربر در نرم افزارهای تلگرام، اینستاگرام، بیسفون، سروش، نرم افزار گپ، به صورت تعاملی به سؤالات و پرسش های کاربران پاسخ داده می شود. لازم به ذکراست کاربران و مخاطبان مجمع در این نرم افزارها به صورت بسیار سریعی در حال رشد هستند.

در این بخش با انتشار مطالب مفید و مناسب در شبکه های اجتماعی زمینه بحث و گفتگو و تعمیق مباحث دینی و معرفتی در فضای مجازی فراهم شده و شبهات وارد شده بر مذهب تشیع پاسخ داده می شود. در این مجمع یک معاونت فضای مجازی داریم که به زبان های انگلیسی، عربی و فارسی مطالب سایت در انواع پیام رسان های داخلی و خارجی بهینه سازی و منتشر می شود. زبان های ایتالیایی، اردو و آذری به زودی به این واحد افزوده خواهد شد.

تا کنون ۶۳۰ نفر از کشورهای مختلف جهان و ۷۰ نفر از استان های ایران به عنوان نمایندگی های مجمع با ارتباطات مستمر همکاری و تعامل دارند و مجمع با دانشگاه ها و مراکز اسلامی و مساجد شیعی و مراکز مهم ادیان در جهان روابط و همکاری علمی و دانشگاهی دارد.

مردم در چه زمینه هایی می توانند با شما در ارتباط باشند؟

مردم عزیز می توانند در زمینه های ترجمه و تولید مطلب به زبان های عربی، انگلیسی، اردو و سایر زبان ها، برنامه نویسی و طراحی سایت و نرم افزار، برگزاری کارگاه های شیعه شناسی مستندسازی و تدوین و عکاسی، نشر مطلب در فضای مجازی، توریسم و گردشگری، نویسندگی، ایده پردازی و تدریس با این مجمع همکاری کنند.

مجمع از نیروهای متخصص و گروههایی که تمایل به فعالیت علمی و فرهنگی جهادی دارند استقبال می کند و آنان را دعوت می نماید بعنوان عضو فرهنگی، علمی به تشکل های دینی مجمع بپیوندند.

و راه های ارتباطی با شما؟

خاطرنشان می شود: مجمع جهانی شیعه شناسی در قم، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی و شماره تماس ما هم ۰۲۵۳۷۷۵۶۰۹۲ و ۰۲۵۳۷۷۱۳۷۷۳ است.

انتهای پیام/ خبرگزاری حوزه

 

کدام امام جماعت برای نماز اولی است؟

Image result for ‫نماز جماعت‬‎

در مقام امامت جماعت چنانچه دو نفر واجد الشّرایط باشند ملاک های زیر مورد توجه قرار می گیرد چنانچه یکی از آنها واجد این شرایط باشد به امامت جماعت اولی است:

1- أقرأهم للقرآن، کسی که در قرائت قرآن از دیگری جلوتر است.

2- فافقههم  (اعلم)، کسی که دانش و فقاهتش از دیگری بیشتر است.

3- أقربهم هجره، کسی که از دیگری زودتر هجرت کرده است.

4- صاحب المنزل فی منزله، صاحب خانه بر دیگری مقدم است.

5- صاحب المسجد فی مسجده، امام جماعت راتب (دائم) در مسجد بر دیگری اولی است.

6- فأسنّهم، هر کدام از آن دو نفر که عمرش بیشتر است جلو بایستد.

7- فاصبحهم  وجهاً، آن که زیباتر است از دیگری مقدم است.

8- من کان منهما هاشمیــّاً، از بین آن دو نفر هرکس که سیّد است اولی است.

9- من کان منهما أتقی من غیره، هر کدام که پرهیزکارتر است از دیگری ارجحیّت دارد.

اگر کسی با نظر انصاف و دقّت فقط همین یک مسئله فقهی بسیار پیش پا افتاده را مورد توجّه قرار دهد به غنا و استحکام و جامعیّت و عمق فقه شیعه امامیّه پی خواهد برد.

موارد تاخیر نماز اوّل وقت

Related image

در پانزده مورد انسان می تواند نماز را به تأخیر اندازد و تا آخر وقت صبر کند.

این صبر نه تنها جایز بلکه مستحبّ است و آن موارد عبارت اند از:

1- کسی که می خواهد نافله ظهر و عصر را بخواند، می تواند نماز ظهر و عصر را به تأخیر اندازد و بعد از خواندن نافله، نماز ظهر و عصر را بخواند.

2- کسی که می خواهد شب دهم ذی الحجّه از عرفات به سوی مشعرالحرام حرکت کند، مستحبّ است نماز را به تأخیر اندازد تا هنگامی که به مشعرالحرام برسد و نماز مغرب و عشا را در آنجا به جا آورد؛ حتّی اگر یک چهارم از شب بگذرد.

3- کسی که نماز قضای واجبی بر ذمّه ی او است، مستحبّ است نماز واجب را تا آخر وقت به تأخیر اندازد و تا هنگامی که نماز قضاشده را نخوانده نماز واجب خود را نخواند.

4- کسی که نماز شب را شروع کرده و چهار رکعت آن را خوانده است -اگر سپیده ی صبح طلوع نماید-می تواند نماز صبح را به تأخیر اندازد، نماز شب را تکمیل کند و بعد نماز صبح را بخواند.

5- کسی که روزه گرفته و اوّل افطار یا زیاد گرسنه است یا کسانی برای افطار کردن منتظر او هستند، می تواند نماز مغرب را به تأخیر اندازد، اوّل افطار کند و بعد نماز مغرب را بخواند.

6- کسی که در اوّل وقت بول و غائط بر او فشار آورده است، باید اوّل قضای حاجت کند و بعد از آن مشغول خواندن نماز شود.

7- کسی که می خواهد برای حجّ و عمره احرام ببندد، می تواند نماز واجب خود را به تأخیر اندازد، نماز احرام را بخواند و بعد از آن نماز واجب را به جا آورد.

8- کسی که آب برای وضو گرفتن ندارد و مجبور است نماز خود را با تیمّم بخواند امّا احتمال می دهد تا آخر وقت آب پیدا کند و نماز را با وضو بخواند،باید تا آخر وقت صبر کند؛آن گاه اگر آب پیدا نکرد،نماز را با تیمّم بخواند.

9- کسی که مسافر است و می خواهد در محلّی امن یا در کنار آب پیاده شود، می تواند نماز را به تأخیر اندازد تا به آنجا برسد و بعد از فرود آمدن نماز بخواند.

10- کسی که مسافر است و می داند اگر به محل خود برسد هنوز وقت برای نماز باقی است،می تواند نماز اوّل وقت را ترک کند و هنگامی که به منزل رسید، نماز خود را تمام بخواند.

11- کسی که می خواهد نماز خود را با جماعت بخواند و نماز جماعت هم آخر وقت بر پا می شود،می تواند نماز را در اوّل وقت نخواند و صبر کند تا آن را در آخر وقت با جماعت بخواند.

12- کسی که تأخیر نماز را از جهتی بهتر می داند -مثلاً می داند در آخر وقت نماز را با حضور قلب می خواند یا می خواهد به مسجد یا حرم ائمّه اطهار علیهم السّلام برود تا آنجا نماز بخواند -می تواند نماز را به تأخیر اندازد.

13- کسی که می خواهد حاجت مؤمنی را برآورد، می تواند نماز را به تأخیر اندازد، اوّل حاجت آن مؤمن را برآورد و سپس نماز بخواند.

14- کسی که بدهکار است و در اوّل وقت طلب کار طلب خود را از او می خواهد، باید نماز را به تأخیر اندازد،اوّل طلب مردم را بدهد و سپس نماز بخواند.

15- کسی که می خواهد در اوّل وقت نماز بخواند ولی می داند مسجد نجس شده-چون تطهیر مسجد واجب فوری است-باید اوّل مسجد را تطهیر کند و بعد نماز بخواند.

گل باغ لاله ص292 و ص293 و ص 294 تألیف سیّد مصطفی علوی

قضاوت نکردن از ما بهترون!

Image result for ‫قضاوت کردن‬‎

به قلم زهرا عابدی

از بس معروفه, کسی نیست که نشناستش, از اون بازیگرای حرفه ای, پرحاشیه و محبوب که وقتی یه پست تو اینستاگرامش میزاره زیر پونصد هزارتا لایک نداره. یه روز یه پست گذاشت که خودش بود و دوتا گربه خونگیش که کلی قربون صدقه شون رفته و ماچ و بغل و بوسه و بعد هم با یه هشتگ نوشته بود (لطفا همدیگر رو قضاوت نکنیم).

یک هفته قبلش هم تو یه مصاحبه تلویزیونی در جواب مجری که حرف آخر رو میخواست با بغض گفته بود چرا بعضی از مردم بدون فکر و زمینه قبلی ذهنی قضاوت میکنن.

الان چهار روزه یه کلیپ تو پیج های اینستاگرام پخش شده که یه آخوندی روی منبر مطلبی رو اشتباه میگه و تپق میزنه.

به کامنت های زیر پست که نگاه کنی، اسم اون بازیگر از ما بهترون رو می بینی که نوشته: شما همه تون بی سوادین!!!!

پایان

بیانیه مدیریت و طلاب مدرسه علمیه حضرت ولی‌عصر اصفهان در تبعیّت از رهبر معظم انقلاب اسلامی

http://nedaesfahan.ir/wp-content/uploads/2018/04/1211101-365x219.jpg

مدیریت و طلاب مدرسه علمیه حضرت ولی‌عصر (عج) اصفهان در تبعیّت از ولایت فقیه و رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت الله سید علی خامنه ای بیانیه ای را منتشر کرده اند که در ادامه می خوانیم.

گفتنی است مدیریت مدرسه علمیه حضرت ولی عصر(عج) برعهده حجت الاسلام والمسلمین حسین رفیعایی و ذیل تولیت یار همیشه همراه انقلاب آیت الله محمد ناصری می باشد.

***

بسم الله الرحمن الرحیم

انقلاب اسلامی ایران که با رهبری الهی حضرت امام خمینی (رضوان‌الله تعالی علیه)، ارشادات روحانیت معظم و خون پاک شهیدان به پیروزی رسید، هم‌اکنون در چهل‌سالگی خود، بالنده‌تر از گذشته مسیر پیشرفت و تعالی را می‌پیماید و خورشید عالَم تابش می‌رود که تاریکی‌های کفر و استکبار را زدوده و زمینه را برای ظهور منجی بشریت، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فراهم سازد.

در این میان حوزه‌های علمیه به‌عنوان پشتوانه فکری و عملی انقلاب، حمایت از نظام اسلامی و ولایت‌فقیه را وظیفه خود دانسته و با عنایات حضرت حق، تمام تلاش خویش را در این راستا در طَبَق اخلاص گذاشته و همان‌گونه که پیش‌تر نیز نشان داده‌اند، آماده جان‌فشانی در این راه مقدس می‌باشند.

روحانیون و طلاب علوم دینی همگام با مردم عزیز این مرز و بوم، در طول این سال‌ها شاهد فراز و نشیب‌های فراوان و ریزش‌ها و رویش‌های متعدد انقلاب بوده و در کنار توجه به پیشرفت‌های چشمگیر جمهوری اسلامی در زمینه‌های مختلف علمی، نظامی، پزشکی، صنعتی، خدمات‌رسانی به مناطق محروم و غیره، با صبر انقلابی خود، مقابل مشکلات داخلی و تهدیدات خارجی مردانه ایستاده‌اند و بر این باورند که مشکلات کنونی به خصوص مشکلات معیشتی و اقتصادی، ریشه در عملکرد نادرست برخی مسئولینِ دین به دنیا فروشِ وابسته به غرب یا شرق در پوششِ جمهوری اسلامی و همچنین تهاجم همه جانبه ابرقدرت های مستکبر و عمّال آنان دارد و به فضل پروردگار این مشکلات در آینده‌ای نه چندان دور، با همّت، اراده و تلاش خستگی‌ناپذیر جوانان و مردم مؤمن انقلابی بر طرف خواهد شد و ایران اسلامی طلایه‌دار تمدن نوین اسلامی در جهان خواهد بود. (وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ‏ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین، ۱۳۹ آل عمران‏)

در موقعیت حساس کنونی با پیروزی‌های جبهه مقاومت اسلامی در منطقه و شکست‌های مفتضحانه آمریکا، آل یهود و آل سعود، هنوز دشمنان اسلام و انقلاب چنگ و دندان تیز کرده و با ادامه جنگ نرم توسط دستگاه‌های ارتباطی و تبلیغاتی، حمله به ستون محکم انقلاب یعنی ولایت‌فقیه و سایر ارکان نظام اسلامی را با شبهه، شایعه و سیاه نمایی در دستور کار خود قرار داده‌اند تا مردم ایران، امید و اعتماد به نفس خود را از دست بدهند، از طرف دیگر متأسفانه برخی افراد یا جریانات فتنه‌گر یا انقلابی‌نما و یا حتی دغدغه مند نیز در داخل کشور، جاهلانه یا مغرضانه، با عدم درک صحیح از جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و نادیده انگاشتن نقاط قوت و مسیر پیشرفت جمهوری اسلامی همان کار دشمن را انجام داده و با اقدامات خود جدول دشمن را تکمیل می‌کنند.

حوزه علمیه حضرت ولی‌عصر (ارواحنا له الفداء) اصفهان با توجه به تأکیدات مکرر تولیت محترم آن، «حضرت آیت الله ناصری (دامت برکاته)» مبنی بر حمایت و پیروی تمام و کمال از مواضع و فرمایشات رهبر فرزانه انقلاب «حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (دام ظله العالی)» و جدا نشدن از ایشان؛ حمایت قاطع خود را از نظام اسلامی و منویات حکیمانه رهبر معظم انقلاب (دام ظله العالی) اعلام داشته و تأکید می‌دارد ذرّه‌ای انحراف از این مسیر را برنتافته و حمایت از افراد و جریان‌ها را تا زمانی که آنان در خط واقعی انقلاب و رهبری قرار داشته باشند ادامه خواهد داد.

در پایان بیان می‌دارد هرگونه موضع‌گیری افراد در جریانات اخیر و آینده به بهانه نقد، اصلاحات یا عدالت‌خواهی و غیره که موجب تضعیف نظام اسلامی و جایگاه رفیع ولایت‌فقیه و در نتیجه خوشحالی دشمنان اسلام و انقلاب گردد حرکتی انحرافی است که از طرف مدیریت و طلاب این مرکز علمی- انقلابی محکوم بوده و یقیناً در دادگاه عدل الهی و پیشگاه ملّت شریف ایران بی‌پاسخ نخواهد ماند.

والسلام علی من اتبع الهدی‏

حوزه علمیه حضرت ولی‌عصر (ارواحنا له الفداء) اصفهان

۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷ مطابق با ۴ شعبان المعظم ۱۴۳۹

انتهای پیام/

زن در گذر زمان

به قلم حجت الاسلام مهران آدرویش

1. وضعیت زنان در طول تاریخ مالامال از افراط و تفریط بوده    

2. در بسیاری از مقاطع نگاه به زن نگاه ابزاری بوده

3. فراز و فرودها در مورد زنان در یک نقطه از تاریخ روسفید است؛ در دین اسلام و بخصوص مذهب تشیع

4. حضرت زهرا س و زینب کبری س و خدیجه س نماد پویایی و حیات دوباره زن در اسلام اند. 

5. زنان ایرانی قبل از انقلاب اسلامی هویت خود را تحت الشعاع فرهنگ غرب می دیدند.

6. خوشبختانه در انقلاب اسلامی زنان، تا حدودی هویت دینی و هویت ایرانی خود را باز به دست آوردند.

7. امروز نیز متاسفانه در جامعه ما در مورد زنان دو دسته طرز فکر وجود دارد؛

الف. نگه داشتن زن در خانه و پررنگ کردن نقش مادری و همسری و قربانی کردن نقش اجتماعی او.

ب. پررنگ کردن نقش اجتماعی و قربانی کردن نقش مادری و همسری او. 

8. نقش درست زنان؛ تلفیقی از این دو طرز فکر است؛ یعنی زن هم نقش مادری و همسری خود را ایفا کند و هم نقش سیاسی و اجتماعی و دینی خود را ایفا کند.  

9. عدم تبیین و نهادینه سازی نقش صحیح زنان دستاویزی برای سوء استفاده دشمنان خواهد بود.

10. عدم حضور اجتماعی- سیاسی زنان در جمهوری اسلامی یک دروغ بزرگ است؛ حضور 17 زن در مجلس شورای اسلامی، چندین معاون وزیر زن، ده ها مدیرکل، صدها رئیس اداره و... دلیلی بر این دروغ بزرگ است.  

11. عدم تعادل فکری و تفکر گنبدی برخی مسئولان نظام و عدم تبلیغ و اطلاع رسانی صحیح زمینه را برای جلوه گری این دروغ بزرگ فراهم ساخته.

12. یک راهکار برای حفظ ایفا نقش درست خانمها در دو حوزه خانواده و اجتماع این است که خانمها تا بیش از ساعت 16 در اداره نمانند.

13. یکی از چالش های فعلی جامعه ما منفی اندیشی است؛ افراد خوب (چه در مسئولین و چه در جامعه زنان) جمعیت حداکثری را تشکیل می دهند اما متاسفانه بخاطر  یک انزوای بلندگویی دیده نمی شوند و افراد بد که جمعیت حداقلی دارند در یک فرایند درون تبلیغی دیده می شوند.

14. لازم است جامعه ما مثبت اندیش باشد و در برابر جمعیت حداقلی که به عقلانیت و کرامت خانواده و دیانت و قانون اعتقاد چندانی ندارد مقاومت کند.

15. مقاومت و تسلیم نشدن در برابر جمعیت حداقلی غیر متعهد به ارزشها  چند بعد دارد؛

الف. بعد فکری؛ رسیدن به بلوغ فکری از راه تحلیل و تدبر و بحث در سبک ها و مدلهای گوناگون زندگی در غرب و شرق و مطالعه پیچیدگی های شخصیت زنان و مردان و واکنش ها و تعاملات اجتماعی به منظور رسیدن به یک نظام فکری متعادل.

ب. درک درست و صحیح و به دور از تحجر از دین؛ اسلام نمی خواهد زن را در پستو نگه دارد؛ نمونه اش حضور اجتماعی سیاسی حضرت زهرا س و زینب کبری س و آن خطابه های غرّاء فدک و سخنرانی هایی که در مجلس یزید ایراد شد.

ج. پرهیز از تفکر غرب که آزادی زن را در برهنگی می بیند.

ن. تبیین و تبلیغ و نهادینه کردن تفکر درست درباره زنان؛ و آن عبارت است از اینکه زن اگر می خواهد خود را نشان بدهد باید توانمندی های فکری و اجتماعی و کاری و جامعیت خود را بروز و ظهور دهد نه برهنگی خود را.

انتهای پیام/

عمو پورنگ و شبكه پويا نبايد رقيب تربيت خانوادگي شوند/ مصاحبه با روزنامه جوان

روزنامه جوان- معصومه طاهري:
حوزه علميه چه جور جايي است؟ چه كساني به حوزه مي‌روند؟ آيا كار حوزوي‌ها فقط منبر و سخنراني است؟ و...

اينها سؤالاتي است كه شايد بسياري از خود پرسيده باشند اما بد نيست بدانيد همه طلاب از ابتدا حوزوي نبوده‌اند خيلي از آنها خصوصاً در سال‌هاي اخير تحصيلكردگان رشته‌هاي ديگري هستند مانند جواد جلواني جوان نخبه‌اي كه در مدرسه تيزهوشان درس خوانده و از رشته مهندسي پزشكي فارغ‌التحصيل شده است. او كارشناس ارشد رشته رسانه از دانشگاه صداوسيماست با اين حال چند سالي مي‌شود كه در كنار فعاليت رسانه‌اي، زندگي‌اش را وقف طلبگي كرده است.
       
چرا شما در سه رشته‌اي كه هيچ ارتباطي با هم ندارد تحصيل كرده‌ايد؟
- از دوره دبيرستان تقريباً اكثر دانش‌آموزان آرزويشان رشته‌هاي مهندسي بود و وقتي مهندسي پزشكي قبول شدم تا سال سوم همه چيز خوب بود اما حس كردم اين رشته به درد من نمي‌خورد چون ديدم مهندسي مثل تعميركاري است، اگر مثلاً يك دستگاهي خراب بشود از يك مهندس مي‌خواهند كه آن را درست كند كه اين با فلسفه زندگي من جور درنمي‌آمد. اختراع و ساخت و توليد هم كه در ايران وجود خارجي ندارد نهايتاً فضاي فكري و روحي من علوم انساني بود.

با توجه به سوابق دانشجويي كه داشتم رشته مديريت رسانه با روحياتم همخواني داشت و مديريت رسانه تجربه خيلي خوبي بود، ولي باز اقناع نشدم؛ يك سري نظريه‌هايي بود كه به زندگي‌ام عمق نمي‌داد. ديدم حتماً بايد حوزه علميه بروم. اتفاقاً رشته‌هايي هم كه خوانده بودم رشته‌هاي خوبي بودند ولي من مي‌خواستم بيشتر بدانم، براي همين با انگيزه بالايي به حوزه علميه آمدم. مي‌دانستم كه حوزه علميه ممكن است من را كمي محدود كند ولي به خاطر اين‌كه عمق را پيدا كنم وارد حوزه علميه شدم.
شما الان چند سال است در حوزه درس مي‌خوانيد؟
- هفت سالي مي‌شود كه در حوزه علميه مشغول به تحصيل و آموختن علوم ديني هستم و الآن در پايه هشتم درس مي‌خوانم.
چرا در طول اين مدت هنوز ملبس نشده‌ايد؟
- ان‌شاءالله ملبس هم مي‌شوم ولي فعلاً خودم را در آن سطح نديده‌ام كه با لباس روحانيت در جامعه حضور پيدا كنم. قطعاً اين لباس بركاتي دارد و البته محدوديت‌هايي هم به همراه مي‌آورد و اين را خوب مي‌دانم كه درعين حال اثرگذاري حرف را بالا مي‌برد؛ يعني اگر من با لباس روحانيت، سواد رسانه‌اي تدريس كنم اثرگذاري سخنم بيشتر مي‌شود با اين حال هنوز نتوانسته‌ام زمان ملبس شدن خودم را به قطعيت برسانم.
در فضاي رسانه فكر مي‌كنيد چقدر اثرگذار بوده‌ايد؟
- اين يك فرصت خوبي است؛ اگر در گذشته حوزه علميه چهره به چهره بود (كه معتقدم اثرگذاري چهره به چهره هنوز هم زياد است)، امروز فضاي مجازي و دنياي رسانه امكان تازه‌اي مهيا كرده است؛ يعني مي‌توانيد با كساني كه شما را نمي‌بينند صحبت كنيد و تبليغ دين داشته باشيد.
الحمدلله در اين چند سال توانسته‌ام كارهايي را كه مي‌خواستم انجام بدهم چون ما با همان دغدغه‌هاي طلبگي وارد فضاي رسانه شديم. از همان ابتدا به رسانه به عنوان شغل نگاه نمي‌كرديم، بلكه به عنوان يك دغدغه يا يك وظيفه تبليغي يا طلبگي وارد اين فضا شديم.

من فكر مي‌كنم در اين مدت عملكرد خوبي داشتيم ولي اينكه اثرگذار بوده‌ايم يا نه، اين مسئله مؤلفه‌هاي خيلي پيچيده‌اي دارد. ببينيد ماهواره، شبكه‌هاي اجتماعي، حتي تلويزيون ملي يا شبكه پويا يك جاهايي مي‌آيند و با فضاهاي اصيل تربيتي، رقابت مي‌كنند. مثلاً عمو پورنگ برنامه خوبي دارد ولي براي بچه‌ها آسيب‌هاي خاص خودش را دارد؛ هرچقدر برنامه عمو پورنگ يا فيتيله‌اي‌ها با شعر و آواز و بالا و پايين پريدن «سلام كردن» را ياد بدهند، تربيتشان كافي نيست. اينها رقبايي براي تربيت خانواده هستند.

فرزند از دست خانواده خارج شده است و من هم اينجا يك فشاري وارد مي‌كنم، مي‌خواهم بگويم اثرگذاري اتفاقاً خيلي سخت شده است، چون دنياي يكطرفه عصرش تمام شده است. دنيا، دنياي چندطرفه است؛ يك زماني جنس رسانه اينگونه بود كه رسانه پيام مي‌فرستاد مخاطب دريافت مي‌كرد امروز خود مخاطب فرستنده پيام است. امروز ايده «شهروند خبرنگار» يا ايده «شهروند رسانه» مطرح شده است؛ مثلاً مي‌بينيد فردي با 18 سال سن يك صفحه در اينستاگرام دارد كه 300هزار نفر آن را دنبال مي‌كنند خود همين شخص يك رسانه پر بازديد شده است، يا يك نفر با 19 سال سن كانال تلگرامي دارد كه 40هزار نفر عضو آن هستند؛

لذا اين سؤالي كه مي‌پرسيد چقدر اثرگذار بوده‌ايد جوابش خيلي سخت است ولي ما نبايد نااميد شويم. دنيا چندسويه شده است و مخاطب ديگر در اختيار ما نيست؛ آن دانش‌آموز يا نوجوان ديگر در اختيار ما نيست در اختيار خانواده‌اش هم نيست با اين وجود بايد تلاش خودمان را بكنيم تا اثرگذار باشيم.
 مهم‌ترين و قديمي‌ترين رسانه حوزويان منبر است؛ در حوزه چه آموزش‌هايي براي اين كار داده مي‌شود؟
- جالب است بدانيد بر خلاف تصوري كه عامه دارند در حوزه به كسي منبر رفتن ياد نمي‌دهند. فرد با توجه به تجربيات شخصي و مطالعات خودش و توانمندي‌هايي كه به دست مي‌آورد منبر مي‌رود.
اصلاً ما چه نيازي داريم كه حوزه علميه بيايد جامعه را اداره كند؟ يا به نيازهاي جامعه پاسخ بدهد؟ حوزه علميه بيايد همان احكام را بگويد. ما كه دانشگاه را داريم، دانشگاه بيايد همان علومي كه جامعه به آن نياز دارد را پاسخ بدهد؟
- به نظر شما چه كسي نيازهاي جامعه را بهتر مي‌داند؟ مسلماً اهل بيت و بالاتر از اهل بيت(ع)، آن كسي كه انسان را خلق كرده است، پس آن كسي كه انسان را خلق كرده و نقشه راه انسان دستش است همان خداست كه درحقيقت ما پاي درس اهل بيت(ع) نشسته‌ايم و نزديك به يك ميليون حديث از اهل بيت داريم كه اگر تكراري‌هاي آن را حذف كنيم حدود 500هزار حديث مي‌شود، يك سفره خيلي گسترده كه هر چه بخواهيم در آن هست؛ به‌همين خاطر است كه مي‌گوييم حوزه علميه بايد نيازهاي جامعه را پاسخ بدهد نه دانشگاه.
نقشه راه دست خداست و در اختيار اهل بيت(ع) قرار گرفته، در حقيقت به نوعي اين علوم از طريق اهل بيت(ع) در حوزه‌هاي علميه وجود دارد ولي استخراج نشده است. مثلاً اقتصاد اسلامي از دل اين معارف استخراج نشده (نه اينكه كسي كار نكرده باشد كم كار شده است)، اگر بخواهيم چيزي تبديل به يك پارادايم بشود بايد افراد زيادي روي آن كار كنند تا بتواند جريان‌ساز بشود.

در مقوله اقتصاد يك نفر ممكن است بگويد راه نجات اقتصاد ايران در اقتصاد ليبرالي است با چه «حجت شرعي» اين حرف را مي‌زنيد؟ يا يك نفر بگويد راه نجات بشريت در اقتصاد سوسياليستي است با چه حجتي اين حرف را مي‌زنيد؟ ولي مايي كه دنبال حجت شرعي هستيم مي‌گوييم راه نجات بشريت در اقتصاد اسلامي است كه البته هنوز اقتصاد اسلامي توليد نكرديم و اقتصاد ما ملغمه‌اي از همه چيز است.
سؤالي كه خيلي‌ها درباره حوزويان مي‌پرسند اين است كه چطور سه سال ادبيات عرب مي‌خوانند، ولي اكثراً توانايي مكالمه عربي را ندارند؟
- ادبياتي كه بتوانند حرف بزنند «مكالمه» است ولي ادبياتي كه در حوزه علميه خوانده مي‌شود ادبياتي است كه مي‌خواهند قرآن و حديث را بفهمند. اتفاقاً ما ممكن است طلبه‌اي را داشته باشيم كه قرآن را بهتر از يك عرب‌زبان بفهمد چون زبان عربي متحول شده است.

يك عرب‌زبان در عراق ممكن است قرآن را بخواند و خوب نفهمد و چه بسا يك طلبه‌اي كه بلد نيست عربي حرف بزند آن آيه قرآني را بخواند و بهتر از آن عرب‌زبان بفهمد، چون زبان عربي كه ما در حوزه خوانده‌ايم زباني بوده است كه متناسب با فهم قرآن و روايات 1400سال پيش است نه زبان محاوره و رايج عرب‌زبانان كنوني.

لینک خبر در سایت و روزنامه جوان: اینجا و  اینجا

انتهای پیام/

دستورالعمل های عمومی سیر و سلوک (45 دستورالعمل)

به قلم حجت الاسلام مهران آدرویش

به مناسبت ولادت حضرت فاطمه معصومه (عالمه آل محمد) و معنویت این روز، اشاره ای به دستورالعمل های عمومی سیر و سلوک خواهم داشت.

(همانگونه که در مسائل بهداشتی: گاهی دستورالعمل ها عمومی است -مثل دستور به شستن دستها، یا استفاده از وسائل شخصی به جای وسائل عمومی و...- و گاهی دستورالعمل ها توسط یک پزشک ماهر خصوصی است- مثل تشخیص بیماری قند در یک شخص و پیچیدن نسخه خاص برای او و تشخیص چربی بالا در شخص دیگر و پیچیدن نسخه خاص دیگری برای او- به همین ترتیب اگر دستورالعمل ها عام باشد دستور العملِ سیر و سلوک عمومی است. اما دستور العمل خاص باید از طریق استاد کامل و خضر راه با خوانش جدول وجودی او توسط استاد و تشیخص نقاط ضعف و بیماری های روحی خاص سالک برای هر فرد تا فرد دیگر متفاوت خواهد بود).

در کلام علما و بزرگانی همچون حضرات آیات مرحوم قاضی ره، بهجت ره، طباطبایی ره، امام ره، ملکی تبریزی ره، نخودکی اصفهانی ره، شیخ شوشتری ره، کشمیری ره، بهاری همدانی ره، کمیلی، مظاهری، بهاء الدینی ره، سعادت پرور ره، طهرانی ره، حداد ره، حسن زاده آملی، سید حسین یعقوبی، دولابی ره و ... توصیه های ذیل به چشم می خورد. (البته نگارنده این سطور بیچاره تر از این حرفهاست و فقط مطالب اساتید عرفان را تذکر داده و از همه مومنین التماس عاقبت به خیری دارد):

عرفان عملی (45 دستورالعمل)

1. علم و معرفت: عرفان از معرفت می آید و ان شاء الله با رعایت مسائل بعدی که ذکر خواهد شد از علم به معلوم خواهد رسید (یک حملة مردانه و مستانه نمودیم/ از علم رهیدیم و به معلوم رسیدیم).

به خصوص مطالعه موضوعاتی مثل معرفت نفس، معرفت الله، معاد، ولایت، تاریخ، زندگی نامه علما، حدیث (به ویژه حدیث عنوان بصری و احادیث باب توحید و ولایت)، مباحث اخلاقی، احکام، اوصاف بهشت، چند آیه از قرآن کریم، تدبر در سوره حشر (آیات 18 تا آخر سوره)، سوره قدر، 6 آیه اول سوره حدید، سوره توحید، خطبه متقین. و با کتاب اقبال سید بن طاووس یا مفاتیح دم خور باشد. (در سیر مطالعات اسلامی می توانید به مقاله معرفي كتاب با گرايش معارف اسلامي از همین حقیر مراجعه نمایید).

مطالعه کمک می کند انسان از خواب غفلت بیدار شود و صاحب درد شود (طبیب عشق، مسیحا دم است و مشفق لیک/ چو "درد " در تو نبیند که را دوا بکند؟)

2. توبه؛ پشیمانی قلبی و جزم عزم بر ترک گناه و جبران گذشته

3. به دنیا و خودش از روی عادت نگاه نکند بلکه از روی تدبّر و تعقّل و تفکّر و عبرت نگاه کند (فاعتبروا یا اولوا الابصار).

4. همواره توجه داشته باشی که در محضر خداوند متعال هستی و خداوند شاهد بر نیات و افکار و اخلاق و اعمال توست (الم یعلم بان الله یری)

5. ترک گناه؛ که اساس عرفان است و عمده در سیر و سلوک همین گناه نکردن است (علی الخصوص رعایت حق الناس؛ آقای قاضی فرمودند: هر حقی که برگردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت، باب قرب، باب معرفت باز شدنی نیست) و هر کس مدعی عرفان شود اما به اندازه حتی یک گناه آلوده باشد عرفان ندارد بلکه توهم عرفان دارد.

6. به آنچه می داند عمل کند تا آنچه را نمی داند به او تعلیم دهند (والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا) و در آن چه مطمئن نیست توقف کند.

7. مداومت بر چهار عمل برای تهذیب نفس: اول: مشارطه (پایبندی به شروط برنامه ریزی شده در تهذیب نفس). دوم: مراقبه (پیگیری مداوم در اجرای برنامه های تعیین شده تهذیب نفس در شبانه روز). سوم: محاسبه (بررسی موفقیت خود در پیشبرد برنامه های تنظیم شده روز به هنگام خواب). چهارم: معاقبه (تنبیه خود در کوتاهی از اجرای برنامه های تهذیب نفس به شیوه ی مناسب)

8. روزی حداقل دو ساعت خلوت داشتن (و چه بهتر که بین الطلوعین باشد)

9. خضوع و خشوع: (انها لکبیره الا علی الخاشعین) خود را عارف نداند؛ بلکه بنده گنهکار خدا و حقیرتر از همه بداند. کسی که خود را عارف بداند و خیال کند خبری است عرفان ندارد بلکه توهم عرفان دارد. کوچکترین ورود به منطقه ممنوعه کبریایی بزرگترین رانش را از سوی خداوند متعال به دنبال خواهد داشت. رجم و رانش عابد شش هزار ساله (شیطان) و بلعم باعورا شاهد حرف ماست. پس سعی کند اعمالی را که موجب فروتنی است انجام دهد مانند سلام کردن به کوچکترها یا مرتب کردن کفش های عزاداران و امثال آن.

10. ذکر و دعا و انقطاع الی الله: وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا؛ (نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند) (وَ مَن أعرَضَ عَن ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکاً وَ نَحشُرُهُ یَومَ ‌القِیامَةِ اَعمَی قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرتَنِی اَعمَی وَ قَد کُنتُ بَصِیراً قَالَ کَذلِکَ أتَتکَ آیَاتُنَا فَنَسیِتَهَا وَ کَذلِکَ الیَومَ تُنسَی).

و بهترین ذکر ذکر خدا عندالحلال و الحرام است، صلوات و استغفار (حداقل روزی 70 بار)، روزی 66 بار "الله"، روزی 11 بار"سوره توحید"، 100 مرتبه لااله الاالله، بسم الله الرحمن الرحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم، یا حی یا قیوم، تلاوت شبانه مسبّحات (حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن، اعلی) و آیه الکرسی و سوره واقعه قبل از خواب، قرائت سوره (انّا فتحنا لک فتحاً مبیناً) برای رفع حجابها بسیار خوب است، تسبیحات حضرت زهراء سلام الله علیها، یس (به خصوص بعد از نماز صبح)، چهار قُل، زیارت روزانه عاشورا با صد سلام و صد لعنش (به آیت الله بهجت ره گفتند صلوات بالاتر است یا لعن فرمودند: لعن مثل تخلیه و صلوات تحلیه است. اول جارو کن بعد مهمان دعوت کن)، زیارت روزانه جامعه کبیره، توسل، کمیل، ندبه، جوشن کبیر، دعای صباح، نماز جعفر طیار در روزهای جمعه، زیارت آل یس، زیارت امین الله، دعا (که در روایت است علی علیه السلام مردی کثیر الدعا بود)، ذکر یونسیه (از بسیاری از بزرگان این ختم با عدد 400 مرتبه در سجده خصوصا در میان نماز مغرب و عشاء و یا قبل از اذان صبح و یا بین الطلوعین و اگر نمی تواند به هر مقدار که امکانش هست بگوید. و باید تا یک سال بر آن مداومت کند و اگر هم به ضرورتی آْن ذکر فوت شد باید در اولین فرصت ادا کند)، ذکر یا الله یا رسول الله یا علی زیاد بگوید. آیه شهدالله (کریمه آل عمران/ شریفه 18 و 19)، مناجات خمس عشر، قرائت 100 بار سوره توحید، مداومت بر دعای غریق (یا الله یا رَحمَنُ یا رَحیم یا مُقَلِّبَ القُلوب ثَبِّت قَلبی عَلی دینِک)، قنوت طولانی و سجده طولانی (در حد توان)، عصر جمعه و شب جمعه 100 بار سوره قدر بخواند.

11. تلاوت و یا استماع روزانه یک جزء از کلام الله مجید (وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً) به خصوص در حالت قیام و ایستاده (یک جزء بهتر است و اگر نتوانست حداقل 50 آیه). و خوب است ثواب آن را به روح مادران ائمه اطهار هدیه کند.

12. نماز اول وقت و تقید به نوافل به خصوص نوافل شب: (قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلا. إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قيلا؛ شب را، جز کمی، بپاخیز. مسلّماً نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و با استقامت‌تر است).

13. مداومت بر وضو (و اگر بعد از هر بار وضو نماز دو رکعت نماز بخواند و دعا کند بهتر است)

14. زیارت اهل قبور و برادران دینی و مشاهد مشرفه.

15. اخلاص؛ اخلاص در اعمال را در پيشاني هر عملي قرار دهيد. اگر عمري بي خلوص اعمال خود را انجام دهيد، مثل حيواني هستيد كه براي روغن كشي شب و روز دور خود بچرخد، اما راهي طي نكرده باشد. پس کار را فقط برای خدا انجام دهد نه برای خوش آمد دیگری و یا شوق بهشت و خوف جهنم (پس ضمن اینکه حتما اعمال صالح را به جا آورد اما در اخلاص اش وسواس داشته باشد).

حتی سیر و سلوکش هم برای خدا باشد نه برای شهود و... (عارف از عجله در نتیجه پرهیز می کند بلکه شهود را مقصد نمی بیند و حجاب نوری می داند. هر چه در این راه نشانت دهند/ گر نستانی به از آنت دهند).

16. از پرخوری و پرگویی و پرنگاهی و پرخوابی پرهیز کند. و مواد گوشتی حیوانی را در خوراک خود کم نماید.

17. مراقبه و تفکر و محاسبه نفس (پس بر خوبی ها خدا را شکر کند و نواقص را درمان و جبران کند)

18.رفقای خوب داشتن (که همنشین خوب میانبر در وصول به خوبی هاست)

19. علاوه بر شوق، خوف هم داشته باشد (بین خوف و رجا بسر بردن).

20. حبّ جاه و مال و مقام و حسد و غیبت و... را از دل بیرون کند و خلاصه علاوه بر فقه، اخلاق داشته باشد (قد افلح من تزکی و ذکر اسم ربه فصلی)

21. بداند که عمل نتیجه دارد و نیز نتیجه از عمل است. پس قوّال نباشد بلکه فعّال باشد.

22. اگر به خدا نزدیکتر نشد لااقل دور هم نشود.

23. محبت و خدمت به خلق

24. بصیرت و استبصار و اصلاح امور اجتماعی سیاسی و امر به معروف و نهی از منکر و پشتيبانی از حق و حقيقت و مبارزه با ظالمین در حد توان(فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی. و نیز الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالصبر و تواصوا بالحق)

25. اعمال و سبک زندگی عرفا را زیر نظر بگیرد (که عرفا معمولا از طریق عملکردشان شاگردان را تربیت می کنند)

26. روضه و توسّل و گریه بر سیدالشهداء علیه السلام که اعظم مستحبات است و عارف چشم دلش یا در هنگام خواندن قرآن یا اشک بر اباعبدالله باز می شود (گریه بر حسین قلب را به ساحت قدس الهی متصل می کند. روضه ارباب دریچه ای به سمت ملکوت و جبروت نیست بلکه خارق همه حُجُب است و همه ابواب را به سمت عالم بالا باز می کند.)

27. روزه؛ حداقل سه روز در ماه و در ایام خاص (مثل رجب و شعبان) بیشتر و زمستان را بهار روزه بداند. (الا اینکه ناتوانش کند)

28. رضای به قضا و قدر الهی و ترک اعتراض بر خدا در جمیع اتفاقات ناگوار که در مشیت الهی است (خداوند فرموده: من از کسی راضی ام که او از من راضی باشد)

29. صبر و شرح صدر؛ بر مصائب، لذت گناهان و کلفت انجام تکالیف واجب و مستحب.(ان الله مع الصابرین) .(وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَکَبیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعین). (وَ اصْبِرْ عَلی‏ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلا؛ و بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و از آنان به شیوه‌ای زیبنده دوری گزین)

 30. تحصیل و تدریس (که خود ذکر عملی است) و خداوند در شریفه 125 کریمه نحل فرموده: اُدعُ إِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ  وَ جادِلهُم بِالَّتي هِيَ أَحسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعلَمُ بِالمُهتَدينَ

31. مشغولیت و پرهیز از بی کاری(فاذا فرغت فانصب؛  وقتی این كار را تمام كردی، خودت را آماده كن، بایست برای ادامه‌ كار)

32. حفظ سلامت بدن (اگر بدن سالم نباشد سیر و سلوک مشکل می شود لذا از باب مقدمه در حفظ سلامتی خود کوشا باشد)

33. تقوا؛ انّما یتقبل الله من المتقین (تقوا یعنی عمل بر حسب رساله عملیه و کتب اخلاقی مثل معراج السعاده و محجه البیضا فیض کاشانی)

34. توجه و توسّل روزانه و شبانه به حضرت ولی عصر روحي و ارواح العالمين له الفداء.

35. بیداری بین الطلوعین

36. پرهیز از کثرت اشتغال به مباحات

37. پرهیز از شوخی بسیار و لغو گفتن و لغو شنیدن که دل را می میراند.

38. لقمه حلال

39. از غضب بیجا به شدت پرهیز کند که حجاب است.

40. خوش رفتاری و گذشت و ایثار با پدر، مادر، همسر، فرزند، برادر، خواهر، همسایگان و همه افرادی که با آنها برخورد دارد (سعی کند ظاهری شاداب و پرنشاط و دلی محزون و دائم المراقبه داشته باشد)

41. خلق نیکو و بدی را با خوبی جواب دادن

42. از بحث و جدل و یکی به دو کردن با خلق الله و معاشرت زیاد با مردم پرهیز کند.

43. صله رحم؛ یعنی رفع حاجات مادی و معنوی اقوام در حد توان

44. احترام گذاشتن به ذریّه پیامبر و اهل بیت علیهم السلام(سادات)

45. روح اقبال و ادبار دارد؛ اگر ادبار کرد به واجبات اکتفاء شود و نیز سالک باید همواره خود را بدهکار خدا بداند و دچار عجب نشود و خود را طلبکار خدا نداند.

و افراط و تفریط نکند و نفس را زياد در فشار نگذارد تا از فرمان سركشي نكند؛ بلكه بايد همه لذايذ حلال را به طور اعتدال به او داد. و سعی کند معنی آنچه را می خواند بداند (نه اینکه فقط بخواند) و در هر عمل عبادي كه انجام مي دهيد توجه داشته باشيد با چه كسي سخن مي گوييد و در تمام اذکار و اعمال سعی بر حضور قلب داشته باشد. و در عبادت مقيد باشيد به كيف آن نه كم. و هر عملی را که موثرتر در قرب یافت همان را انجام دهد.

پایان

درس های مفاتیح الحیاه به زبان انگلیسی- حجت الاسلام نصرالله سخاوتی

 توضیح: متن زیر نمونه ای اولیه از سخنرانی های حجت الاسلام دکتر نصرالله سخاوتی به زبان انگلیسی است که درس هایی از کتاب مفاتیح الحیاه آیت الله عبدالله جوادی آملی را مطرح کرده است.

گفتنی است حجت الاسلام سخاوتی کسی است که ریاست دانشگاه اسلامی غنا را عهده دار بوده است و برای ریاست مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور نیز انتخاب شده است. روحانی فعالی که معاونت پژوهشی موسسه امام خمینی را تقبل کرده و مدیرگروه اندیشه سیاسی و انقلاب اسلامی پژوهشگاه بین المللی جامعه المصطفی العالمیه نیز هست.

***

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الر حیم

In the name of ALLAH, the most beneficent the most merciful.

  This is a translation of   Mafatih Al-Hayat in English

                                Part 3: Interaction between people and the Islamic System
                                                                       Chapter One: the political system

                                                                              Or the political system of Islam

                                                      The importanceofIslamic Republic

Actually, what is the importance of Islamic Republic in the world? 

The Islamic state is one of essentials of Islam and Shieh. So we are saying something about the reasons for need for government.

____________________________________________________________________________                                                                                                      

The reasons forneed forgovernment:

In your opinion, whose need a government? Whose need a state?

Is the animal, or humankind?

In my opinion, only humankind need to a government. Not animals. It is because of society. However, we don’t have any choice but a government. There are some traditional reasons or rational reasons here.

At first we will say some traditional reasons.

        Traditional reasons for necessity of government:  

 For instance: Imam ALI(P.B.U.H) said:

  1. قال علی (ع): لابد للناس من امیر برّ او فاجر.

    People have no choice unless the ruling, whether is just or unjust.     

The meaning is not that, just ruling and unjust one are the same. But there are some differences between them. 

  1. امام رضا(ع): انا لانجد فرقة من الفِرَق ولا ملة من الملل بقوُا و عاشُوا الّا بقیّم و رئیس.                 
  2. We cannot find a nation that survived and live without a head.                       
  3. امام صادق (ع): لایستغنی اهل کل بلد عن ثلاثه...: فقیه عالمٌ وَرِع، امیر خیر مطاع و طبیب بصیر ثِقه

There are three things that people need to take refuge in the world and the hereafter.

  Piousjurist, Goodruler that people follow him, Goodtrusteddoctor.               

So, the jurisprudence is very important, also good trusted doctor, but the most important thing is: Goodruler that people follow him.                                

  1. 5.      القرآن:

         In the qur’anic verses there some verse about the issue. For instance, (58/4)                                 يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم

Oh. People you should obey only ALLAH Almighty, His Apostle and OLOLARE_MENKOM.  

6.

                                  الذين ان مكنّاهم فى الارض اقاموا الصلوه ... ( حج ، ( 22 ) آيه . 41 )

That people, if we give them good fortune, they will perform the prayer and…….

                      ___________________________________________________________

Rational reasons for necessity of government:                                  

What are you thinking about rational reasons here? Are there some good reasons here or not?

I think there are some good reasons here. For example:                                        

  1. 1.      The nature of Islamic laws                                        
  2. 2.            The manner of the holly prophet(P.B.U.H)                              
  3. 3.      Because of society                                                  

______________________________________________________________________

Dr. Nasrullah Sekhavati Ladani                                                                                        

 انتهای پیام/

زندگینامه آیت الله عبدالله جوادی آملی

توضیح: ارسالی آقای محمد نصری نصرآبادی

حكيم متألّه، آیة الله عبدالله جوادي آملي از دانشمندان برجستهٴ معاصر و از مفسّران ژرف انديش قرآن كريم است. او كه بر اثر نبوغ و خلاقيّت علمي و بهره‌گيري از اساتيد برجسته در معرفت و معنويّت، به جامعيّت در علوم عقلي و نقلي اسلامي رسيده، هزاران شاگرد مستعدّ را در مكتب فكري خود پرورانده و ده‌ها اثر عميق به جهان علم و معرفت عرضه كرده است. ژرفايي انديشه، معالي و مكارم اخلاق و صلابت و اتقان رفتاري او نيز اُسوهٴ سالكان كوي علم و عمل است. اُنس و حشر طولاني او با قرآن كريم در تعالیم و رهنمودهاي انسان ساز و فرهنگ گسترش آشكار است.

او در سال ۱۳۱۲ شمسي در استان مازندران (شهر آمل) در خانواده‌اي روحاني و مبلّغ احكام و معارف الهي چشم به جهان گشود و پس از گذراندن تحصيلات ابتدايي در زادگاه خود، و بر اثر علاقه خانوادگي به روحانيّت و ايفاي رسالت روحاني درباره دين و ترويج آن در سال ۱۳۲۵ شمسي به حوزه علميّه آن شهر وارد شد و از محضر پدر بزرگوارش، مرحوم حجة الإسلام ميرزا أبوالحسن جوادي آملي و ديگر شخصيت‌هاي علمي و برجسته آن روزگار بهره برد و مقدّمات علوم حوزوي و مقداري از سطوح متوسّط (ادبيات عرب، منطق، اصول فقه، فقه، تفسير قرآن و حديث) را به مدّت پنج سال آموخت؛ همچنين پايه‌هاي سلوك معنوي و اخلاقي و تهذيب و تهجّد او در مدرسه امام حسن عسكري(عليه‌السّلام) آن شهر محكم شد.

در سال ۱۳۲۹ شمسي به تهران هجرت كرد و به مدت پنج سال در مدرسه مروي آن شهر به ادامه تحصيل علوم ديني در محضر شخصيت‌هاي علمي بزرگ آن عصر، مانند شيخ محمّدتقي آملي، علّامة حاج شيخ ابوالحسن شعراني، محي الدين الهي قمشه‌اي و محمّدحسين فاضل توني پرداخت و در كنار دروس فقه و اصول به فراگيري علوم عقلي و عرفاني نيز اهتمام ورزيد و همزمان، تدريس علوم اسلامي را نيز آغاز كرد.

در سال ۱۳۳۴ شمسي به حوزه علميه قم هجرت كرد و نهايي‌ترين دروس تخصصي حوزوي را در محضر استاداني چون آیة الله سيدمحمّد حسين بروجردي، آیة الله سيدمحمّد محقق داماد، آیة الله ميرزا هاشم آملي، حضرت امام خميني و علّامة طباطبايي فرا گرفت.

او از همان دوران دانش اندوزي در تهران، در حاليکه نزد اساتيد و اساطين فن دروس اسلامي را تلمّذ نمود، تدريس رشته‌هاي گوناگون معقول و منقول اسلامي را آغاز كرد و هم اكنون حدود ۶۰ سال از عمر پربركت تدريس او مي‌گذرد. او ضمن تدريس ساير علوم اسلامي به تفسير قرآن مجيد اهتمام ويژه اي داشته و دارد، و تدريس تفسير قرآن كريم را از سال ۱۳۵۵، مطابق آغاز كرده و همچنان ادامه دارد.

روش و سلوک علمي

مراد از سلوک علمي، اوصاف و ويژگي‌هاي روحي و فكري علّامة جوادي آملي در محور تعلّم، پژوهش، تدريس، تعليم و تأليف است. اثر هر مؤلف آيينهٴ اخلاق علمي اوست و آثار آیة الله العظمي جوادي به‌ويژه تفسير تسنيم نيز مظهر مكارم و معالي اخلاق علمي مفسّر بزرگوار آن است كه به برخي از آن‌ها اشاره مي‌شود:

۱. آزاد انديشي علمي: آزاد انديشي علمي آیة الله العظمي جوادي را در نقد و ارزيابي انديشه‌هاي عقلي صاحبان مكاتب گوناگون فلسفي و عرفاني و نيز انديشه‌هاي تفسيري استوانه‌هاي بزرگ دانش تفسير مانند طبري، شيخ طوسي، صدرالمتألهين شيرازي، محي الدين عربي، محمّد عبده، سيد محمود آلوسي، قرطبي، زمخشري، فخر رازي، علّامة بلاغي و علّامة طباطبايي، مي‌توان مشاهده كرد.

۲. جامع نگري علمي: جامعيت علمي و بهره مندي فراوان ايشان از علوم گوناگون اسلامي به ويژه علوم ادبي و بلاغي، منطق و فلسفه و كلام و عرفان، اصول و فقه و تفسير و حديث موجب شده تا در بررسي هر مسئله و مبحث از مسائل و مباحث علمي از يكسونگري پرهيز شده، با نگاهي جامع به نقد و ارزيابي و تحليل علمي دربارهٴ آن بپردازد.

۳. سعهٴ صدر علمي: اين ويژگي استاد، در برخورد با انديشه ها، مكاتب و پرسش‌هاي ديگران موجب شده تا هم مجلس درس او پذيراي جمع فراواني از دانش پژوهان گردد و هم آثار او و از جمله تفسير تسنيم جايگاه مناسبي براي طرح اشكالات و شبهات مطرح شده دربارهٴ معارف و احكام قرآني باشد. طرح آراي مخالفان برون ديني و درون ديني از جلوه‌هاي اين خُلق ستوده است.

۴. خضوع علمي: خضوع علمي استاد، در ساحت معارف قرآني و روايي، در جاي جاي آثار گوناگون و از جمله تسنيم آشكار است.

۵. روشمندي در استنباط علمي: از بزرگ‌ترين شاخصه‌هاي پژوهشي و آموزشي علّامة جوادي «روشمندي» است كه از جلوه‌هاي سلوک علمي ايشان به شمار مي‌آيد، چنان كه در تسنيم بدون دخالت دادن ذوق و سليقه خود يا ديگران و پرداختن به استحسانات عقلي و عرفي، بلكه با پايبندي به منهجي قويم و محكم و براساس اصول پايه‌ايِ شناخت قرآن به آن مي‌پردازد و هيچ گاه از مرز اصولگرايي و ضابطه مندي گامي فراتر نمي‌نهد.

۶. مخاطبْ محوري در تعليم: مراد از اين ويژگي، توجه به نيازهاي علمي و همچنين سطح فهم و انديشه مخاطب و ميدان دادن به پرسش‌ها و نقدهاي اوست. اين خصيصه يكي از علل حجيم شدن برخي آثار مانند رحيق مختوم و تسنيم است، چنان كه الميزان در آغاز در دو جلد تدوين شد و پس از حضور شاگرداني فهيم و سختكوش چون شهيد آیة الله مطهري و آیة الله جوادي در محضر علمي علّامة طباطبايي به بيست جلد گسترش يافت.

۷. قدرشناسي از استادان و پيشگامان: آیة الله العظمي جوادي در جاي جاي آثار خود از پيشگامان دانش‌هاي گوناگون اسلامي از جمله تفسير و علوم قرآن و ميراث گرانقدر آنان قدرداني كرده است. از جمله، استاد خود علّامة طباطبايي(قدّس‌سرّه) را بارها به عظمت ستوده است.

۸. رعایت ادب و انصاف در نقد: آیة الله العظمي جوادي در آثار گوناگون علمي خود هم به طرح و نقد آراي دانشمندان پيشين پرداخته و هم ديدگاه‌هاي معاصران را در ميزان نقد و ارزيابي سنجيده است؛ امّا همواره عفت قلم و نزاهت نوشتار را از هر گونه نقد تند و طعن زننده و گزنده و پرخاش ويرانگر رعایت كرده و نقدهايش همراه با ادب، انصاف و لطافت در تعبير است.

برخورداري از اخلاق متعالي و كريمانه علمي كه به نمونه‌هايي از آن‌ها اشاره شد، معظم له را در جايگاه يكي از استادان كم نظير جهان اسلام قرار داده است. توجه به برخي داوري‌ها در اين زمينه سودمند است:

سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي سازمان كنفرانس اسلامي (آيسيسكو) و همچنين سازمان فرهنگ و ارتباطات جمهوري اسلامي در پيام خود به مناسبت برگزيده شدن تفسير تسنيم به عنوان «تحقيق برتر در عرصه مطالعات اسلامي و قرآني» در سال ۱۳۸۵ شمسي خطاب به مفسّر، به عنوان «حكيم متألّه، فقيه و مفسّر برجسته و گرانقدر» چنين آورده‌اند:

... اثر برجسته جناب عالي در تفسير قرآن كريم «تسنيم» به عنوان تحقيق برتر در عرصه مطالعات اسلامي و قرآني انتخاب گرديده است و به پاس سال‌ها بهره‌مندي متفكّرين جهان اسلام از انديشه‌هاي بلند و بينش و دانش وسيع حضرت عالي به ويژه در زمينهٴ تفسير قرآن كريم كه بخشي از آن در تفسير شايستهٴ فوق تجلّي يافته است... .

در پيام مدير دفتر منطقه‌اي آيسيسكو در تهران (مدير المكتب الإقليمي للإيسيسكو بطهران) نيز چنين آمده است:

 جناب آیة الله، علّامة عبدالله جوادي آملي!

افتخار دارم كه تهنيت و تبريك خود را به مناسبت انتخاب شما به عنوان يكي از سه مؤلّف برجسته در جهان اسلام در عرصهٴ پژوهش‌هاي اسلامي در سال ۲۰۰۶ از سوي آيسسكو و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي تقديم كنم.

اين انتخاب براي ارج نهادن و قدرداني از كتاب ارزشمند شما، تفسير تسنيم است.

بر فرزانگان و فضيلت مندان پوشيده نيست كه جناب‌عالي از برجسته‌ترين اساتيد كم نظير در جهان اسلام به شمار مي‌آييد و بحمدالله با نبوغ و خلاقيّت فاخر و نمونه و با نهایت دقت و درآیة توانستيد ظرايف دانش‌هاي فلسفه، عرفان و كلام را فراگيريد و همه آن‌ها را در خدمت كتاب نور [قرآن] به كار گيريد. چنين توفيقي گوارایتان باد.

عترت پژوهي

بدون شک گنجينه عظيم عترت و ذخيره بزرگ اهل بيت (عليهم السلام) از برترين عطيه و عاليترين نايله الهي به جهان بشريّت است ؛ زيرا تنها راهي که معرفت صحيح و شناخت اصيل را به همراه گرايش حقيقي و ميل واقعي به انسان ارائه مي کند شريعت بي مانند و طريقت بي نظير أهل البيت (عليهم السّلام ) همراه با حقيقت بي بديل قرآن کريم بوده و هست.

حضرت آیة الله جوادي آملي از عترت پژوهان برجسته و ژرف انديش دوران معاصر است که آثار بناني و بياني فراواني را در زمينه معرّفي و تفسير ژرفايي شخصيت الهي و والاي حضرت محمّد (صلّي الله عليه و آله و سلّم)  و عترت پاک آن حضرت و همچنين تبيين و تشريح معارف گرانسنگ آن ذوات قدسي که خلفاي راستين خداوند سبحان و همتايان قرآن کريم اند ، به شيفتگان و مواليان ولایت حياتبخش آنان ارائه کرده است. اين آثار در قالب ۱۸ عنوان کتاب و ۴۴ جلد مي باشد . و کتاب «ادب فنای مقرّبان» شرح زيارت جامعه کبيره که دائره المعارف جامع در موضوع عترت شناسی است و تا کنون ۷ جلد آن منتشر شده و به ۱۵ جلد می رسد.

فعاليت‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي

آیة الله العظمي جوادي آملي كه حدود ۱۳ سال محضر قائد بزرگ انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) را درك كرده و از انديشه‌ها و خُلق و خوي او الهام گرفته بود پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، از زمينه سازان انقلاب بود و با ترويج افكار مترقي امام خميني، جامعه را به سوي تقليد از امام بلكه تأسي فراگير و همه جانبه، به ايشان سوق مي‌داد و از همين رو چند بار در دوران ستمشاهي از تبليغ و سخنراني ممنوع و بازداشت شد.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در سال ۱۳۵۸ شمسي مطابق با حكمي از سوي امام خميني در مسند قضاوت قرار گرفت و همچنين به عضويت شوراي عالي قضايي درآمد و در آن نهادِ حكومتي تهيه پيش نويس لوايح قضايي را بر عهده گرفت.

ايشان در انتخابات مجلس خبرگان رهبري (دور اول و دوم) نيز از سوي مردم استان مازندران به نمايندگي آن مجلس برگزيده شدند.

آیة الله العظمي جوادي آملي، پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، سفرهاي تبليغي برون مرزي متعددي به كشورهاي امريكا، ایتاليا، فرانسه، انگلستان، آلمان، سوئيس، اتريش، اتحاد جماهير شوروي سابق و سوريه و لبنان داشته كه مهم‌ترين آن‌ها سفر به مسكو در سال ۱۳۶۷ شمسي مطابق براي ارائه و تبيين پيام امام خميني به ميخائيل گورباچف، رهبر اتحاد شوروي سوسياليستي سابق و همچنين سفر او به نيويورك در سال ۱۳۷۹ شمسي براي ارائه پيام رهبر جمهوري اسلامي ايران، آیة الله خامنه‌اي به نشست هزارهٴ اديان بود.

اکنون آیة الله جوادي آملي ضمن ادامه تدريس تفسير قرآن کريم و خارج فقه به عنوان يک مرجع ديني و علمي در توليد انديشه هاي متعالي در عرصه هاي مختلف علوم عقلي و نقلي نقش آفريني کرده و ضمن پاسخگويي به مراجعات علمي و عملي جامعه اسلامي با رصد کردن حرکت هاي علمي و فرهنگي جهاني رسالت خود را در جامعه جهاني با رهنمودها ، نظريات ، انديشه ها و هدایت هاي عالمانه و حکيمانه و توليد آثار علمي ايفا مي نمايد.

انتهای پیام/

آشنایی با مفاخر شیعه؛ علامه سید هاشم بحرانی

توضیح: ارسالی دوست عزیز محمد فاتحی

علامه سید هاشم بحرانی از عالمان شیعی در قرن 12 هجری است که در بحرین متولد شد. علامه صاحب بیش از هفتاد تالیف در زمینه های تاریخ اسلام، فقه، حدیث، رجال، امامت و اصول اعتقادات است. علامه بحرانی بین سال های ۱۰۳۰ تا ۱۰۴۰ قمری در بحرین متولد شد. نسب ایشان به امام موسی کاظم می رسد. علامه بحرانی از شاگردان علامه مجلسی است. شیخ حر عاملی از شاگردان علامه است.

مهمترین کتاب های علامه به شرح زیر است:

تفسیر البرهان

اين تفسير به زبان عربي در شش جلد داراي يك مقدمه و شانزده باب است كه باب اول در فضيلت عالم و متعلم و باب دوم در فضل قرآن سپس در باب شانزدهم منابع خود را ياد كرده است. اين تفسير به شيوه روایي است.

مـفسر پس از ذكر آيات قرآن، احاديث و روايات ماثوره از خاندان عصمت و نبوت (ع) را به مناسبت آيه در ذيل آن با ذكر اسانيد روايت ياد كرده است. اين كتاب در 1357 شمسی در چهار جلد با تحقيق محمود موسوي زرندي تجديد چاپ گرديده است.

در سال های اخیر این تفسیر توسط از سوی سه تن از اساتید زبان عربی و از اعضای هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی به فارسی برگردانده شده است.

غایه المرام و حجة الخصام

علامه بحرانی در این اثر همه روایت‌هایی را که در کتاب‌های شیعه و سنی درباره ولایت حضرت علی‌ (ع) وجود دارد جمع‌آوری کرده است؛ به عبارت دیگر در هر باب، هم روایت‌های اهل سنت دیده می‌شود و هم روایت‌های علمای شیعه.

نویسنده ثابت می‌کند که از روایت‌های اهل سنت هم می‌توان ولایت بلافصل امیرالمؤمنین (ع) را اثبات کرد. این اثر در عهد ناصرالدین شاه قاجار با عنوان «کِفایَةُ الخِصام» توسط محمدتقی دزفولی به فارسی ترجمه شده است. همچنین خلاصه آن با عنوان «مُلَخّصُ المَرام» توسط محمد تقی آقا نجفی اصفهانی چاپ شده است. در سال های اخیر این اثر توسط حجت الاسلام سید باقر خسروشاهی مورد واکاویی قرار گرفت. این اثر به عنوان کتاب سال حوزه انتخاب شد.

کشف المهم فی طریق خبر غدیر خم

این کتاب در سه فصل تنظیم شده است:

باب اول، اخباری که از طریق شیعه امامیه در مورد واقعه غدیر وارده شده و شامل ۳۶ حدیث است.

باب دوم، اخباری که از طریق اهل سنت در مورد واقعه غدیر وارده شده و شامل ۸۸ حدیث است.

باب سوم، نصوص پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از طریق شیعه امامیه وارد شده و شامل ۴۳ حدیث است.

باب اول و دوم این کتاب با باب شانزدهم و هفدهم کتاب غایة المرام تطابق دارد.

این کتاب برای اولین مرتبه در سال 1412ق و بار دیگر به تحقیق مرتضی آل شبر حسینی موسوی در سال 1431ق ( 1389ش) به چاپ شد.

ترجمۀ فارسی این کتاب به قلم عبدالحسین طالعی روانه بازار شده است.

درگذشت

علامه بحرانی در سال 1107 در بحرین درگذشت.

لوح تقدیر- ممتازین آموزشی حوزه علمیه اصفهان

توضیح: کسب عنوان ممتازین آموزشی حوزه علمیه اصفهان؛ سال تحصیلی 94-95

معدل تحصیلی 18.25- سطح 2، پایه هفت

دلیل تراشی های معمول و سطحی در ازدواج ناموفق!

به قلم امید خرازی (پژوهشگر)

توجه شما را به این حدیث زیبا پیرامون ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها و امیرالمؤمنین علیه السلام جلب می می کنم: روز بعد از عروسی حضرت علی و زهرا علیهما السلام، پیامبر اکرم برای تبریک و احوال پرسی به منزل ایشان تشریف آوردند و از امیرالمؤمنین پرسیدند:

«همسرت را چگونه یافتی!؟ ایشان در پاسخ می فرمایند: زهرا را بهترین کمک برای اطاعت خدا یافتم و از زهرا سلام الله علیها پرسیدند و ایشان هم در جواب گفت: بهترین شوهر است». (بحارالانوار،ج43،ص117)

در اولین مقاله، یکی از اهداف ازدواج و کارکردهای مهم آن را حفظ دین و ایمان ذکر کردیم (اینجا)، در این حدیث به وضوح نکتهء مورد تأکید امیرالمؤمنین دربارهء حضرت زهرا سلام الله علیها همین کمک به اطاعت خداوند اشاره شده است.

اما ثمرهء چنین نگاهی به ازدواج و همسر، موجب تکریم همسر و حب و عشق دائمی نسبت به او می شود چرا که مهم ترین چیز نزد یک مؤمن حقیقی دین و ایمان اوست و به طور حتم کسی که در حفظ مهم ترین مسئلهء و اولویت زندگی اش به او یاری می رساند نزد او جایگاه و ارزش بی نظیری پیدا می کند و عشق و علاقه به او را چندین و چند برابر خواهد کرد و مهم تر اینکه چنین علاقه ای مادامی که ایمان شخص و ارزش های مبتنی بر آن پابرجا باشد، در بین زوجین جاری و ساری خواهد بود.

در سال های گذشته تأکید و تبلیغ های فراوانی برای ازدواج آسان صورت پذیرفت (که صرف نظر از میزان همکاری سه قوه و اقدامات عملی آن ها در تحقق این امر)، نقص این جمله با عبارت حکیمانهء "نهضت ملی تسهیل ازدواج آسان و موفق" در چهارمین سیاست ابلاغ شده در سیاست های کلی خانواده اصلاح گردید که امید است از این پس با اقدامات و برنامه ریزی های منسجم ازدواج آسان و موفق در جامعه تسهیل و فراگیر گردد.

همسرداری ناموفق

 اگر بخواهیم به ریشه های ازدواج دیرهنگام و ناموفق بودن بسیاری از جوان هایمان در عرصهء ازدواج و زندگی متاهلی بپردازیم یا همان همسرداری ناموفقشان را که منجر به فروپاشی خانواده های جدید در دهه و سال های اخیر شده است، در نظر بگیریم؛ یکی از ریشه های مهم آن اتفاقا خود والدین و دولت ها بوده اند تا خود جوان!

به نظر می رسد هر بار جوان موفقیتی کسب می کند خانواده و دولت و بقالی محل و غیره خود را عامل و زمینه ساز پیروزی معرفی می کنند و کسب وجاهت می نمایند ولی جایی که جوان متحمل شکست می شود، سیاست های یک بام و دو هوا اتخاذ می شود و همه خود را به نوعی تبرئه می کنند.

همان طور که یک تیم ورزشی شکست می خورد، رییس هیئت مدیره، مربیان و سرمربی معمولا در این شکست سهم دارند و حتی گاهی سرمربی تمام مسئولیت شکست را بر عهده می گیرد، جامعه، والدین، دولت و دیگر نهادها باید خود را در شکست بعضی از جوان های وطن سهیم و مسئول بدانند چرا که جوان ما تا حدودی (تأملاتی در این زمینه وجود دارد که به خاطر پرهیز از بحث بیشتر، از قید خاصی استفاده نشد) پرورش یافتهء - و صد البته در بعضی زمینه ها اصلا پرورش و آموزش نیافته!- خانواده، جامعه و نظام ضعیف آموزش و به اصطلاح پرورش، دانشگاه و صدا و سیمای خود ماست.

و بخش دیگر آن پرورش یافتهء حوزه ها و هیئت ها و منبرهای ما و بخش دیگر آن پرورش یافتهء شبکه های ماهواره ای، فیلم ها و سریال های خارجی و غیره است.

به هر حال جوان ما با وجود چنین مربیانی در زمین ازدواج متحمل انواع و اقسام شکست می گردد. شاید بخش وسیعی از تحلیل های مربوط به این مسائل مهم نیز به نحوی موزیانه یا در اثر تغافل و عدم تعمق و تفکر از کنار نقش و مسئولیت مستقیم خانواده ها و دولت و سایر بازیگردانان عرصهء ازدواج گذر کرده اند و بعضا خودِ جوان یا شرایط مختلف مانند وضع اقتصادی و غیره، مقصرهای دم دست و ثابت عدم موفقیت بخشی از جوانان ما معرفی شده اند. البته این بدین معنا نیست که از سهم و نقش خود جوان در این ماجرا چشم بپوشیم بلکه باید با انصاف و عدالت تمام شرکایی که در شکست بعضی از ازدواج ها سهیم دارند به تیغ نقد و اصلاح بسپاریم.

از پدرسالاری تا فرزندسالاری/ مقصر کیست؟

اشتباهات خانواده را معمولا به دخالت های بی جا در امور زندگی متاهلی فرزندانشان محدود می کنیم اما باید به دنبال مسائل اساسی تری گشت که خانواده ها مسبب آن هستند.

زمانی که خانواده ها از پدرسالاری گذر کردند و در نهایت به فرزندسالاری رسیدند- صرف نظر از اینکه آیا فرزند سالاری، مادر سالاری یا پدر سالاری حق است یا ارزش دیگری باید در خانواده حاکم شود.- تشکیل خانواده و حفظ آن راحت تر و بهتر شد یا در دوره های قبل از آن وضعیت مناسب تر بود!؟

پدر و مادر در خانوادهء فرزندسالار تمام تلاش و توجه خود را معطوف به فرزندانشان می کنند، توجهی که مادر به فرزندانش دارد بسیار بیشتر از توجهی است که به همسر خویش دارد. موبایل پدر خانواده لمسی نیست اما آخرین مدل آن را برای فرزند خویش تهیه می کند. با کوچک ترین احساس ناخوشی فرزند، به پزشک مراجعه می کنند اما پدر خانواده یا حتی مادر، جدی ترین مشکلات سلامتیشان را با خود درمانی و مُسکّن حل می کنند.  

 فرزندان چنین خانواده ای در تمام این سال ها چه پیام هایی را آشکارا و نهان از فضای خانواده دریافت کرده اند!؟

آیا نباید انتظار داشته باشیم چنین فرزندی خودخواه و فردگرا بار بیاید در حالی که جهت گیری ازدواج دقیقا به سوی از خودگذشتگی، مسئولیت پذیری و جمع گرایی است.

امکان ندارد تا بیست یا سی سالگی در کانون توجه افراطی باشیم و سپس خود را ظرف یک یا دو سال وارد دوره ای از زندگی کنیم که نه تنها دیگر در کانون توجه قرار نداریم بلکه باید توجهمان را نسبت به دیگران از جمله همسر و فرزندان معطوف کنیم.

نویسنده به همین یک مورد از هزاران بسنده می کند ولی از خوانندهء محترم انتظار دارد که به نقش خانواده، نهادها، سازمان ها و حتی پدیده های جدید فکر کند و متفاوت از دلیل تراشی های معمول و سطحی مسئله را ببیند و تجزیه و تحلیل نماید.

انتهای پیام/

آیا جزوه نوشتن در کلاس درس کار صحیحی است؟ شهید مرتضی مطهری پاسخ می دهد

توضیح: کتاب «درسهای اسفار» نام اثری ارزشمند از استاد شهید مرتضی مطهری است که توسط انتشارات صدرا در 3 جلد منتشر شده است. در این کتاب استاد به فراخور مباحث کلاس، حواشی جالبی را در درس مطرح کرده اند که خواندن آنها به صورت مستقل لطف خاص خود را دارد.

متن زیر برگرفته از جلد اول این کتاب فلسفی (مباحث قوه و فعل) است که در پاورقی صفحه 188 با نظر مخالف استاد درباره جزوه نویسی در کلاس درس روبرو می شویم.

***

 

آقایانی که درس را می‏ نویسند توجه دارند که نوشتن این عیب را دارد که مجال تفکر را از انسان می‏ گیرد، یعنی در حالی که انسان مشغول نوشتن است مثل یک ضبط صوت می‏ شود و نمی ‏تواند مطلب را جذب کند.

در حالی که دارد بحث می‏ شود اگر گوش کنید و فکر کنید مفیدتر است، همان رسمی که طلبه‏ های قدیم داشتند و خیلی رسم خوبی بود. نوشتن در هنگام درس در قم هیچ معمول نبود. ابتدا در مشهد معمول شد و بعد، از مشهد به قم سرایت کرد. این، فکر انسان را ضعیف می‏ کند و نمی‏ گذارد که فکر قوی شود. طلاب قدیم کوشش می‏ کردند که در پای درس، آن را جذب کنند و فکر کنند و به ذهن بسپارند؛ بعد که می ‏رفتند، شب درس را می ‏نوشتند. گو اینکه ممکن بود مقداری از مطالب از آنها فوت شود ولی همان مقدار که می‏ ماند خیلی بهتر بود، حتی اگر دو ثلث مطلب یا نصف مطلب می‏ ماند. این ارزشش بیشتر بود از اینکه همه را پای درس بنویسند. خصوصاً حالا که ضبط صوت هست اگر کسی بخواهد می ‏تواند بعد از درس از آن استخراج کند.

حال نه اینکه اگر کسی بنویسد من ناراحت می ‏شوم، از نظر من فرقی ندارد؛ برای راهنمایی عرض کردم. اینها مسائلی است که انسان تا درباره آنها فکر نکند و فکرش ورزیده نشود آنها را درک نمی ‏کند.

انتها/

فلسفه علم/ گفتاری از حجت الاسلام سید محمدحسین متولی امامی (موسسه مطالعاتی متا)

توضیح: حجت الاسلام سید محمدحسین متولی امامی از اساتید حوزه علوم اسلامی دانشگاه کاشان و از طلاب مؤسسه آیت الله مصباح قم است که با تاسیس موسسه مطالعاتی "متا" به برگزاری دوره های تمدن شناسی می پردازند.

ایشان دارای مدرک کارشناسی حقوق، کارشناسی ارشد علوم اجتماعی و سطح سه حوزه بوده و معاونت آموزشی موسسه پژوهشی فتوح اندیشه قم را نیز برعهده دارند.

متن زیر خلاصه ای از صحبت های ایشان در تاریخ 14/3/95 با موضوع فلسفه علم است که در مکان امامزاده درب امام اصفهان در میان طلاب علاقه مند ایراد شده است. (همچنین خلاصه ای از صحبت های دیگر اساتید نیز آمده است.)

***

حجت الاسلام امامی در ابتدای این جلسه بیان کردند که آنچه تا کنون مطرح شد بحث در خصوص معرفت شناسی بود، اما از این جلسه بحث در خصوص هستی شناسی علم است.

ایشان در ادامه بیان کردند که 300 سال قبل از میلاد مسیح، اقلیدس (مبدع هندسه) 5 اصل دارد که ربط دارد به منطق ارسطویی و آن نیز ربط دارد به فیزیک نیوتنی.

دستگاه هندسی که اقلیدس مطرح می کند در سیستم خطی است ولی بعدها افرادی مانند "ریمانی" و دیگران هندسه های کروی و زین اسبی را مطرح کردند که کاملا سطح تحلیل را دگرگون کرد و اصول اقلیدسی به هم ریخت.

"اینشتین" نیز دیگر جهان را با خط تحلیل نمی کند بلکه با منحنی توضیح می دهد و نظریه نسبیت انیشتین بیان این نوع تحلیل از عالم است. لذا هندسه نا اقلیدسی با منطق ریاضی و فازی همسو بود که در نهایت منجر به فیزیک اینشتن شدند.

پوزتیویست ها در قرن های 18 و 19 م معتقد بودند که اصول ثابت عالم را کشف خواهند کرد و بر عالم سیطره پیدا می کنند. در پاسخ آنها بیان شد که نه قوانین ثابت در عالم است و نه می توان قوانین را کشف کرد بلکه آنچه رخ می دهد تخیل های مفید است نه بیشتر.

در ادامه استاد متولی امامی به نظرات "توماس کوهن" (Thomas Kuhn) پرداختند و بیان کردند:

کوهن معتقد است همه چیز را مولکولی و اتمی دیدن صحیح نیست و با برداشته شدن این عینک می توان دنیا را طور دیگری توصیف کرد.

کوهن معتقد است که دانشمندان "پیش علم"هایی دارند که سعی دارند از آن صیانت کنند. این "پیش علم" منجر به تولید علم عادی می شود و این علم عادی آنقدر نقد می خورد که بحران علم به وجود می آید و بعد از این بحران علم جدید به وجود می آید و دوباره این علم جدید آنقدر نقد می خورد که به بحران می رسیم و دوباره این سیکل تکرار می شود.

نگاه پارادایمی به عالم

استاد متولی امامی در ادامه بحث بیان کردند که تا قبل از کوهن نگاه به علم خطی بود ولی بعد از کوهن نگاه به علم پارادایمی شد، به این معنی که یک چهارچوب متصور می شود و متناسب با آن علمی تولید می شود و دوباره چهارچوب دیگری متصور شده علم متناسب با آن تولید می شود، و لزوماً این علم جدید ادامه و تکمله علم قبل نخواهد بود.

کوهن معتقد است انسان هایی که ساختارشکن هستند انقلاب می کنند و علم را پیش می برند.

در ادامه استاد امامی به دو مؤلفه مورد نظر کوهن اشاره کردند:

1. پارادایم مبنای علم است.

2. مرزی بین علم و غیر علم نیست.

این سخن در مقابل پوزتیویست هاست که می گویند علم، معرفت تجربی است و غیر آن علم نیست. ولی کوهن می گوید هر پارادایمی که مبنا دارد علم است. حال این پارادایم ممکن است فلسفی، دینی و... باشد.

نکته مهم این است که کوهن می گوید پارادایم ها قیاس ناپذیر است، نتیجه این سخن چیزی جز نسبیت در معرفت نخواهد بود؛ لذا چون علم پارادایمی است اهداف و روش هم پارادیمی خواهد شد.

لذا از کوهن به این طرف تمام نگاه ها به علم پارادیمی شد. بنابراین "فایرابند" معتقد است:

1. هر چیزی علم است (حتی سحر و جادو و ...).

2. انقلاب ها به سادگی رخ نمی دهد و هرکس در داخل چهارچوب خود حرکت می کند.

"ماکسول" نیز می گوید:

باید علم جدیدی بنا کرد: "علم سبز".

و "هابرماس" دموکراسی علمی را مطرح می کند.

استاد امامی در ادامه به جریان "رئالیسم انقادی" پرداخته بیان کردند:

کسانی مثل "بسکار" به دنبال جمع کردن واقعیت (رئال) با انتقاد بودند. اینان معتقد هستند باید به پوزتیویسم برگشت اما با روحیه انتقادی به آن.

استاد امامی خلاصة آراء پوزتیویست ها را چنین بیان کردند:

1. واقعیتی هست.

2. قابل دسترسی است.

3. تجربه علم است و کارآمد و بقیه علم ها فقط علم است.

4. روش های مختلفی برای رسیدن به علم وجود دارد.

زبان فطرت

استاد در ادامه بیان کردند که تنها راه اتصال انسان به فرا تاریخ و زبان مشترک انسانها "فطرت" است.

یک دسته مشترکاتی داریم بین انسانها به‌ نام احساس فقر به یک موجود برتر. این اشتراکات همان فطرت است و حلقه اتصال بشر به فرا تاریخ.

بنابراین برای همزبانی بشر گزاره هایی وجود دارد از قبیل:

1. فطرتاً انسانها در حوزه بندگی هستند. (یکی خورشید می پرستد، یکی سنگ و دیگری الله و...)

2. گزاره های مشترک فلسفی و منطقی بین انسانها وجود دارد  از قبیل "اجتماع نقیضین محال است" و ... .

3. حسن و قبح عقلی یکی دیگر از گزاره های مشترک بین انسانهاست.

 .....

شرایط تحقق یک تمدن

 حجت الاسلام دکتر سید محمدحسین متولی امامی در قسمت دیگری از صحبت های خود بیان کردند که:‌ تحقق یک تمدن به دو چیز وابسته است:

 1. وجه ساختنی/ نظام سازی: این وجه توسط حاکمان انجام می گیرد.

 2. وجه زایشی: که طبیعی شکل می گیرد.

 حاکم ریل گذاری می کند و مردم قطار این حرکت هستند و باید حرکت کنند تا تمدن محقق شود.

 نتیجه فرهنگ،‌ تمدن می شود و نتیجه تمدن هم تقویت فرهنگی است که از آن به وجود آمده است. لذا تمدن غرب مدرن دچار چالش شده است؛‌ چراکه بر اساس فرهنگ مدرن شکل گرفت و اکنون خروجی آن پست مدرن است که فرهنگ مدرن را تقویت نمی کند.

از  ویژگی پست مدرنیسم هم نسبی گرایی است که هیچ گاه با نسبی گرایی نمی شود تمدن ساخت، و آنچه تمدن ساز است اطلاق است. لذا ادیانی قادر به تمدن سازی هستند که فقه (باید و نباید) داشته باشند.

سیاست گذاری (ریل گذاری)‌ حاکم  مبتنی بر نظام نیاز است و بر این اساس تعریف تمدن می شود:

پاسخ به نیازهای اجتماعی مبتنی بر تعامل حاکم و مردم،‌بر اساس مبانی فکری و فرهنگی.

گاهی مردم می گویند نیاز من از عبودیت است تا نیازهای مادی که نظام خاص خود را دارد. و گاهی نیازهای مردم از لذت شروع می شود تا عبادت که نظام خاص خود را طلب می کند.

ارائه دکتر قربانی؛ جلسه چهارم: جمعه 7/12/94

مکان:‌ امامزاده درب امام

دکتر قربانی در این جلسه ایده آلیسم را به چهار دسته زیر تقسیم کردند:

1. ایده آلیسم استحسانی (ذوقی).

2. ایده آلیسم اخلاقی.

3. ایده آلیسم فلسفی.

4. ایده آلیسم مطلق.

اولین نوع ایده آلیسم در حوزه هنر است. هنرمند کوه را می بیند و شکلی از آن را می کشد که در ذهن خود است.

نوع دوم ایده آلیسم در خصوص "بایدها" بحث می کند. به عبارت دیگر در حوزه اخلاق و اصول والای اخلاقی بحث می کند.

نوع سوم ایده آلیسم از این بحث می کند که واقعیتی ورای صور ذهنی نیست.

و نوع چهارم که هگل قائل به آن است می گوید همه چیز صور معقول ایده است.

این مکتب برای خود دلایلی دارد که به قرار زیر:

1. اصل جهت کافی.

تا زمانی که جهت کافی برای یک چیز وجود نداشته باشد امکان وجود آن چیز نمی رود، و اگر جهت کافی ایجاد شد گریزی از پذیرش یک موضوع نداریم.

2. اصل امتناع تناقض.

در نظام دو پاره (همه چیز را دو تا دیدن) یک روح داریم و یک ماده. آنچه در خارج از ذهن است قابل تفکر نیست و چیزی که نتواند به اندیشه بیاید عدم محض است. اگر ماده قابل اندیشیدن است یعنی ذات او هم صورت معقول است و صورت معقول فقط در ذهن است.

دکتر اصغر منتظرالقائم (عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان)

دکتر منتظرالقائم در جلسه سوم صحبت های خود بیان کردند:‌ جامعه سالم جامعه ای است که در راستای سلامت جسمی، روانی،‌ معنوی، خانوادگی و... گام بردارد.

برای تمدن سازی هم نیاز به مردم سازی است و هم نیاز به دولت سازی که با دستورات دین امکان پذیر است. دولت بر اساس نظام سیاسی، اقتصادی،‌ فرهنگی،‌ اجتماعی شکل می گیرد و وظیفه دولت حفظ امنیت،‌ حفظ شهرها،‌ حفظ نظام شهروندی و... است.

انتهای پیام/

ماهیان ندیده غیر از آب!

دستخطی از برادر حجت الاسلام امیرحسین مستاجران

یادگاری از ایشان به یاد گپ وگفت های گاه و بیگاه در معاونت فرهنگی مرکز مدیریت حوزه علمیه

ماهیان ندیده غیر از آب، پرس پرسان ز هم که آب کجاست!

شناسنامه تبلیغی شهر‌های کوچک و روستاها تدوین شد +دانلود جزوه

به گزارش ندای اصفهان، در حرکت ابتکاری طلاب اصفهان، شناسنامه تبلیغی شهر‌های کوچک و روستاها به همت مدرسه علمیه حضرت ولی عصر(عج) و معاونت تبلیغ حوزه علمیه اصفهان تدوین شد.

در این طرح برای کلیه محل‌هایی که ظرفیت تبلیغی وجود دارد شناسنامه ای تهیه می شود که مبلغ قبل از ورود به محل از اطلاعات آن استفاده کرده و با در نظر گرفتن توانمندی‌های خود و نیاز مخاطب به آن منطقه قدم بگذارد.

در این جزوه سرفصل های زیر با دقت خوبی احصا شده است که به مرور توسط مبلغین تکمیل شده و به نرم افزار بانک اطلاعاتی حوزه علمیه اضافه می گردد:

جغرافیای محل، زیرساخت ها، مشخصات مسجد و حسینیه، اطلاعات هیئات مذهبی، پایگاه های بسیج، کانون های فرهنگی، مجموعه قرآنی، مراکز خیریه، حوزه های علمیه، کتابخانه، موقوفات و بقاع متبرکه، امکانات ورزشی، منابع انسانی، مردم شناسی، وضعیت سیاسی، وضعیت اقتصادی، فرق و ادیان، آسیب های اجتماعی و…

دریافت فایل کامل جزوه در قالب فایل PDF: دانلود

دریافت فایل کامل جزوه در قالب فایل Word: دانلود

تماس و پل ارتباطی

– حوزه علمیه حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه)

۳۱۳۴۴۶۳۴۷۷

– آقای عباس نفری

۰۹۱۶۲۹۹۲۶۰۶

– کتابفروشی مرکز مدیریت و دفتر فرهنگی

img13030731

در مقدمه این جزوه از اهداف و ضرورت کار به شرح زیر سخن گفته شده است:

حمد و سپاس فراوان به پیشگاه رب العالمین که بر ما منت گذاشت و ذره ای که بی ارزش و ناچیز بودیم هدایت نمود و در طریق عبودیتش قرار داد؛ اللَّهُ یَجْتَبی‏ إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی إِلَیْهِ مَنْ یُنیبُ (شورى/۱۳)

و تاج هدایت گری بندگانش را بر سر ما نهاد همچنان که در کلام الهی این چنین آمده:

وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ ( انبیا/۷۳)

وَأَنَا اخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِمَا یُوحَى (طه/۱۳)

شکر و سپاس خداوند مهربان که توفیق سربازی و جهاد در راه خودش را در دوران جوانی و بهار زندگی در رکاب مولی و سرور عالم و امام غایب از نظرهای غافلین، اما حاضر و ناظر بدون شک و با یقین به ما عنایت فرمود.

همچنین شکر و سپاس خداوند که ما را تحت تربیت خود توسط ولی الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداء قرار داد.

مَنْ یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِیًّا مُرْشِداً (۱۷/کهف)

و نیز دوران حیات ما را در مقطعی از تاریخ قرار داد که با مجاهدت مومنان راستین، انقلاب اسلامی همچون خورشیدی در عالم تاریک و ظلمانی امروز می‌درخشد و دل‌های زنده همچون گل آفتابگردان چشم به تلألؤ آن دوخته و در سرتاسر عالم از نور آن بهره می‌برند. این دلهای تشنه و مستعد، نیازمند به زلال معنویت از سرچشمه‌های جوشان و خروشان آن یعنی قرآن و اهل بیت علیهم السلام هستند.

این مهم انجام نمی‌شود و استمرار نمی‌یابد مگر با جهد و اجتهاد با جان و مال توسط جوانان برومند این مرز و بوم؛ سرزمینی که نام حرم اهل البیت بر آن نهادن اغراق نیست.

کشوری و مردمی که در طول تاریخ درخشیده اند و همیشه پیشرو در علم و ادب بوده و از دیرباز تمدن ساز و طاغوت ستیز بوده اند.

ایها الاعزه، سربازان دلیر اسلام درمیدان علم و عمل، طلاب انقلابی حوزه علمیه، فردای جهان امروز در دستان شما رقم می‌خورد.

آیا این روایت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم را شنیده اید: «صِنْفَانِ‏ مِنْ‏ أُمَّتِی‏ إِذَا صَلَحَا صَلَحَتْ أُمَّتِی وَ إِذَا فَسَدَا فَسَدَتْ أُمَّتِی قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ هُمْ قَالَ الْفُقَهَاءُ وَ الْأُمَرَاءُ.»[۱]

این کلام، شعار، وهم و خیال نیست؛ کلام کسی است که معصوم از خطا وغلو وگزافه گویی و آیینه‌ی تمام نمای حق است.

آری صلاح و فساد امت در دستان فقیه است، آیا امام راحل ره یک فقیه نبود که دنیایی را به لرزه در آورد؟ آیا او یک مبلغ و فقیه واقعی نبود؟ این ضرب المثل که با یک گل بهار نمی‌شود حرف درستی در وادی معنویات نیست، دنیا با تک گل آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم گلستان می‌شود، «مهدیّ هذه الأمّه الّذی یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا»‏[۲]

صدای هل من ناصر امام حسین علیه السلام امروز توسط یوسف زهرا سلام الله علیهما در همه‌ی عالم طنین انداز است آیا کسی هست که امام خود را با جهاد با نفس، اجتهاد در کسب علم و تبلیغ جهادی یاری کند؟ امام حسین علیه السلام هفتاد و دو یار داشت و چنان انقلابی در دلهای عالمیان ایجاد کرد. آیا ما در سربازی و یاری خود نسبت به امام زمانمان کوتاهی نکرده ایم؟

بودن در حوزه لازم است ولی بعد از اصلاح نفس و کسب علم، فقط بودن کافی نیست بلکه همچون پیغمبر که طبیب دوار بطبه بود باید به دنبال مداوای درد فرهنگی امت اسلامی باشیم نه اینکه خود را محدود به مشکلات شخصی و مادی و اهل و عیال کرده و مصداق طبیب یداوی الناس و هو مریض باشیم.

تعدادی از آیات را ملاحظه بفرمایید، قضاوت با شما:

یا ایها الذین آمنوا ان تنصرو الله ینصرکم و یثبت اقدامکم (سوره محمد آیه ۷)

فأن أعرضوا فما ارسلناک علیهم حفیظا ان علیک الا البلاغ (سوره شوری آیه ۴۸)

قل ما أسئلکم علیه من أجر و ما أنا من المتکلفین (سوره ص آیه ۸۶)

إتبعوا من لا یسئلکم أجراٌ و هم مهتدون (سوره یاسین آیه ۲۱)

و بسیاری از آیات که وقتی آنها را مطالعه می‌کنیم ملاحظه می‌شود کأنّ قرآن با مبلغ سخن می‌گوید، از هدف تبلیغ گرفته تا نیت آن، نحوه برخورد با مردم وحتی مسائل مالی تبلیغ همه و همه در قرآن بیان شده است.

آیا وقت آن نشده که به رسالت خود عمل کنیم:

وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ مُبَشِّراً وَ نَذیراً (اسراء/۱۰۵)

آیا این مردم که به پیروی از یک فقیه خودساخته همه چیز خود را فدای اسلام کردند سزاوار چنین جامعه ای هستند که امنیت اعتقادی و اخلاقی از دغدغه‌های مهم آنان شده باشد؟

آیا ما به رسالت خود عمل کرده ایم؟

آیا زمان آن نشده است که احساس خطر کنیم؟

این کار کوچک قدمی در راستای مهندسی فرهنگی است که معمار آن تک تک شما عزیزان و مبلغان فرهنگی می‌باشد.

علما و طلاب عزیز پس از مباحثات فراوان و مشورت با بزرگان و اساتیدی همچون حجج الاسلام رفیعایی، فرح زاد و نیلی پور و دیگر اعزه حوزه به این نتیجه رسیدیم که لازم است برای محل‌هایی که ظرفیت تبلیغی وجود دارد شناسنامه ای تهیه گردد و حاوی اطلاعاتی باشد که مبلغ را قبل از ورود به محل راهنمایی کند تا طلبه توانمندی‌های خود و نیاز مخاطب را لحاظ نموده و با چشم باز قدم به آن نقطه گذارد.

اشاره به بعضی از اهداف طرح:

الف: مخاطب شناسی قبل از ورود به محل و تطبیق نیازها با توانمندی‌های مبلغ یا کسب معلومات و مهارت‌های لازم قبل از اعزام.

ب: اذعان علما و فضلا پس از رؤیت تجمیع آمار واقعی به اینکه چقدر ظرفیت خالی و رها شده برای تبلیغ حتی در نزدیک ترین نقاط به حوزه‌های علمیه وجود دارد اما غفلت کرده ایم و عزم همگانی جهت جبران این خسارت.

ج: هم افزایی با گروه‌های جهادی بسیج سازندگی جهت تشخیص دقیق تر دردهای جامعه و چاره اندیشی عالمانه در عین حال مجاهدانه و عملی.

د: اعلان هشدار و خطر به همه‌ی کسانی که دلسوز اسلام و انقلاب هستند.

ه: لبیک گفتن به فرمان مقام عظمی رهبری حفظه الله مبنی بر حرکت‌های خودجوش و انقلابی خصوصاً در عرصه‌ی فرهنگی.

این جزوه کامل شده در اختیار شما قرار می‌گیرد تا مطالعه فرموده و نظرات خود را نیز با آن تطبیق نموده و سپس در صورت لزوم نظر حضرتتان را اضافه و آن را به ما عودت دهید تا مطالب را اصلاح کنیم. در صورتی که شناسنامه به صورت خام در اختیار شما قرار گرفت از شما خواهشمندیم با دقت مکفی و ذکاوت خاص در طول مدت تبلیغ خود آن را کامل کرده و به ما عودت فرمایید تا ضمن در اختیار قرار دادن آن برای دیگر مبلغان شناسنامه نگهداری شود و سال به سال از عیوب آن کاسته و به محسنات آن افزوده گردد.

***

در تهیه این جزوه زحمات زیادی کشیده شده است اما بی شک طی این مسیر بدون همکاری و ارائه نظرات همگان به خوبی میسر نمی‌شود. لطفا این طرح را از خود دانسته و با عضویت در طرح در ارائه نظر و تکمیل آن کوشا باشید.

تقدیم به بزرگ مبلغه‌ی صحرای کربلا زینب کبری (سلام الله علیها)

ومن الله التوفیق

——————————————

[۱] ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول – قم، چاپ: دوم، ۱۴۰۴ / ۱۳۶۳ق.

[۲] هلالى، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی – ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۴۰۵ق.

مذاهب جديد چگونه بوجود آمدند؟! (تاریخ مذاهب اسلامی)

 توضیح: بخشی از کتاب «تاریخ مذاهب اسلامی»، به قلم محمد ابوزهره (از طلايه داران تقريب بين مذاهب) که توسط حجت الاسلام دکتر علیرضا ایمانی ترجمه و به همت مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب به چاپ رسیده است.

گفتنی است شیخ محمد ابوزهره، یكی از علمای اهل سنت و استاد دانشکده حقوق دانشگاه الأزهر مصر و از نویسندگان جهان اسلام بشمار می‌رود است. وی درباره مقام والای ائمه اطهار(ع) منصفانه برخورد كرده و درباره شخصیت ائمه(ع) سخنان زیبایی دارد.

***

مذاهب قديم را كه از زمان امويان پيدا شده بود و در دوران پيش از آنان ريشه داشت بيان كرده، گفتيم كه چگونه فرقه اى دينى به فرقه هاى گوناگون تحول مى يافت و چگونه مقاومت يك فرقه، موجب پيدايش فرقه يا فرقه هاى ديگر مى شده است.

اختلاف هاى مذهبى بيشتر درباره عقايد بوده است، نه در عمق و باطن آن، مگر آنچه از برخى منحرفان پديد مى آمد كه از راه مستقيم منحرف شده و چنان غلوّ و افراط مى كردند كه غلوّشان آنان را از جرگه مقدس اسلام خارج مى نمود؛ همانند فرقه سبأيّة كه على(ع) را خدا مى دانستند يا فرقه حاكميه كه معتقد بودند خدا در حاكم بأمر اللّه خليفه فاطمى حلول كرده است و همين طور ديگرانى كه اكنون بقايايى از آنان را در آفريقا و هند و پاكستان مشاهده مى كنيم.

وقتى اجتهاد در علم فقه كه راه درمان مرض هاى جامعه است، به سبب كوتاهى همت علماى فقه و امتناع ورزيدن آنان از مخالفت با نظريه هاى گذشتگان و برخورد تقديس مآبانه و محترمانه با ديدگاه هاى آنان متوقف مى شود، هر آينه توقف اجتهاد در عقايد سزاوارتر است؛ چه اينكه بيشتر عالمان اهل سنّت در گفته هاى اشعرى توقف كرده، و همان افكار را تكرار و بررسى كرده اند و بيشتر آنان از انديشه هاى ماتريدى در كنار اقوال اشعرى بى خبر بودند. پايه اين مسئله را باقلانى بنا نهاد. او عمل به ديدگاه اشعرى و تمسك به استدلال هاى وى را واجب شمرده بود؛ از اين رو كسى از برهان هايى كه او مطرح ساخته بود، پا را فراتر نمى گذاشت تا عقل او در امور ناپسند سقوط نكند. به همين جهت در سال هاى پس از قرن هشتم تا قرن دوازدهم، مذاهبى كه مردم را به سخن جديدى فرا بخوانند، ظاهر نشدند. هرچند، گاه گرايش هايى براى تمسك به برخى انديشه هاى فرقه هاى قديم و دست برداشتن از انديشه هاى اشعرى ظهور مى كرد، چنان كه درباره ابن قيّم و استادش ابن تيميه ملاحظه كرديم و چنان كه برخى از عالمان، ديدگاهى را از معتزليان بر انديشه اشعريان ترجيح مى دهند يا به جاى نظريه اشعرى عقيده ماتريدى را برمى گزينند.

خلاصه اينكه حيات فكرى [=تبلور انديشه] به جمود گراييد و تقليدى كه در فتاواى فقهى و نيز تقليدى كه در استدلال هاى مذاهب اعتقادى شاهد هستيم، جلوه هاى همين جمود فكرى بود.

 گسترش اسلام مانع از جمود فكرى مسلمانان

اگرچه حيات فكرى به وسيله كسانى در بخشى از قرن هشتم و نيز در قرن هاى چهارگانه نهم، دهم، يازدهم، دوازدهم، و بخش گسترده اى از قرن سيزدهم گرفتار جمود شد، امّا انديشه اسلامى نمى توانست جامد بماند و محصور بر انديشه اى معين در اطراف ادله يك عقيده خود را محدود كند، در حالى كه برهان قاطعى بر اينكه آن ادله بهترين دليل ها و روش ها بوده، وجود نداشت. به ويژه كه خِرَد مردم در نتيجه ارتباط تنگاتنگ ميان مسلمانان و اروپا با همه آنچه در آن است، كم كم بيدار شد؛ چه اينكه عثمانيان به صورت گسترده اى با اروپائيان ارتباط يافتند و تحت تأثير نظام اقتصادى اروپا قرار گرفتند تا آنجا كه يكى از عالمان ترك [عثمانى]، استفاده از حيله را در قرض گرفتن جايز شمرد تا بدين وسيله برخى از منافع و فوايد معامله هاى ربوى [بانكى] را تجويز كند، هر چند عالمان آستانه [=استانبول] اين فتوا را در آغاز صدورش ناروا شمردند و مردم را پس از اين فتوا از پذيرش سخن وى باز داشتند.

دورانى كه رشد عقلى دچار جمود شد، عصر تقديس انديشه هاى پيشوايان نام گرفت ــ چنان كه اشاره كرديم ــ و يكى از مظاهر اين تقديس، احترام به افراد صالح در زمان حيات و پس از مرگشان بود. در نتيجه، زيارت قبور آنان و چرخيدن برگرد آن همانند طواف گرداگرد بيت اللّه الحرام رواج يافت. در پى آن، گروهى بر ضد آنان به جنگ برخاسته و با شدت مبارزه كردند و در اين جهت، از افكار ابن تيميه پيروى نمودند و انديشه هاى مدفون شده وى را پس از آنكه سال ها در خاك پوسيده بود از قبر بيرون آوردند.

فهرست محورهای كلی علوم و معارف

توضیح: نگرش سیستمی را اولین بار در بحث های حجت الاسلام عبدالحمید واسطی شنیدم و بعدها متوجه شدم که طرح این عنوان در رشته های «مدیریت» قدمتی دیرینه دارد که البته در نهایت به معرفت شناسی برای هرشخص ختم خواهد شد.

 متن زیر نیز نمونه ای از تقسیم بندی علوم است که دید خوبی به همگان خواهد داد.

***

تقسیم بندی علوم و معارف

  1. اخلاق و سلوك الي الله

                                  ‌أ-          مباني و نظريات

                                ‌ب-       فلسفه اخلاق

                                ‌ج-        ربط بايد و هست

                                 ‌د-         روش‌ها

                                 ‌ه-         تذكره‌ها و شرح‌حال بزرگان

  1. روان‌شناسي و درمان

                                  ‌أ-          بهداشت رواني

                                ‌ب-       مكاتب روان‌شناسي

                                ‌ج-        روان‌شناسي رشد

                                 ‌د-         كودك

                                 ‌ه-         سالمند

                                 ‌و-         وسواس

                                 ‌ز-         افسردگي

  1. علوم تجربی

                                  ‌أ-          رياضيات

                                ‌ب-       نجوم

                                ‌ج-        فيزيك

                                 ‌د-         شيمي

                                 ‌ه-         زيست‌شناسي

                                 ‌و-         حرفه و فن

  1. پزشكي و بهداشت

                                  ‌أ-          تاريخ پزشكي

                                ‌ب-       بيماري‌ها

                                ‌ج-        درمان

                                 ‌د-         داروها

                                 ‌ه-         تغذيه

  1.                                                                i.      مواد غذايي
  2.                                                              ii.      فرهنگ تغذيه
  1. معماري
  2. كشاورزي و بيوتكنولوژي
  3. امنيت

                                  ‌أ-          امنيت ملي

                                ‌ب-       پليس

                                ‌ج-        جرم شناسي

                                 ‌د-         مديريت بحران

  1. مديريت

                                  ‌أ-          مديريت استراتژيك

                                ‌ب-       مديريت بحران

                                ‌ج-        مديريت در اسلام

  1. كليات

                                  ‌أ-          دائره المعارف‌ها و اطلاعات عمومي

                                ‌ب-       سفرنامه‌ها

                                ‌ج-        گزارش‌ها

  1. سيستم‌هاي اطلاعاتي و كتابداري

                                  ‌أ-          سرعنوان‌هاي موضوعي

                                ‌ب-       نمايه

                                ‌ج-        چكيده

                                 ‌د-         تكنولوژي اطلاعات

                                 ‌ه-         كتابخانه‌ها

                                 ‌و-         فهرست‌نويسي و رده‌بندي

                                 ‌ز-         مرجع‌شناسي

  1. روش تحقيق

                                  ‌أ-          نگرش سيستمي

                                ‌ب-       تفكر حل مساله و خلاق

                                ‌ج-        برنامه‌ريزي استراتژيك

                                 ‌د-         تحليل محتوا

                                 ‌ه-         انواع روش‌ها

                                 ‌و-         شيوه‌نامه‌ ارائه تحقيق و پايان‌نامه‌نويسي

                                 ‌ز-         روش مطالعه

                                ‌ح-        روش يادداشت‌برداري

  1. هنر

                                  ‌أ-          خطاطي و خوشنويسي

  1.                                                                i.      قواعد و سرمشق‌ها
  2.                                                              ii.      تابلوها

                                ‌ب-       نقاشي، گرافيك و رنگ‌ها

  1. نشر و انتشارات

                                  ‌أ-          مباني

                                ‌ب-       شيوه‌ها

  1. آموزش

                                  ‌أ-          تدريس

  1.                                                                i.      نظريات يادگيري
  2.                                                              ii.      الگوهاي تدريس
  3.                                                            iii.      سنجش و ارزيابي
  4.                                                            iv.      برنامه‌ريزي درسي

                                ‌ب-       روش تحصيل

  1.                                                                i.      مباني و نظريات
  2.                                                              ii.      مشاوره تحصيلي
  3.                                                            iii.      موفقيت
  4.                                                            iv.      مديريت زمان

                                ‌ج-        حوزه علميه

  1.                                                                i.      هويّت و ساختار
  2.                                                              ii.      برنامه آموزشي
  1. كامپيوتر

                                  ‌أ-          مباني

                                ‌ب-       برنامه‌نويسي

                                ‌ج-        نرم‌افزارها

                                 ‌د-         سخت‌افزار

  1. نهج‌البلاغه
  2. صحيفه سجاديه
  3. زبان و ادبيات

                                  ‌أ-          فارسي

  1.                                                                i.      زبان‌شناسي
  2.                                                              ii.      قواعد و دستور زبان
  3.                                                            iii.      متون نثر و نظم
  4.                                                            iv.      نقد ادبي
  5.                                                              v.      تاريخ ادبيات
  6.                                                            vi.      كتاب‌هاي لغت
  7.                                                          vii.      شخصيت‌هاي ادبي

                                ‌ب-       عربي

  1.                                                                i.      زبان‌شناسي
  2.                                                              ii.      مكالمه
  3.                                                            iii.      تاريخ ادبيات
  4.                                                            iv.      معجم‌ها و فروق‌اللغات
  5.                                                              v.      شخصيت‌هاي ادبي
  6.                                                            vi.      صرف
  7.                                                          vii.      نحو
  8.                                                        viii.      بلاغت
  9.                                                            ix.      متون نظم و نثر

                                ‌ج-        انگليسي

  1.                                                                i.      قواعد و گرامر
  2.                                                              ii.      مكالمه
  3.                                                            iii.      ترجمه
  4.                                                            iv.      متون
  5.                                                              v.      كتب لغت

                                 ‌د-         ترجمه

  1.                                                                i.      مباني و نظريات ترجمه
  2.                                                              ii.      روش‌هاي ترجمه
  3.                                                            iii.      نمونه‌هاي ترجمه
  1. قرآن و تفسير

                                  ‌أ-          علوم قرآني و قرآن پژوهي

                                ‌ب-       مباني تفسير و روش‌هاي تفسيري

                                ‌ج-        قصص قرآن

                                 ‌د-         امثال و حكم قرآني

                                 ‌ه-         شان نزول

                                 ‌و-         وجوه و نظاير در قرآن

                                 ‌ز-         تفسيرها

  1. منطق و فلسفه

                                  ‌أ-          منطق

  1.                                                                i.      علوم پايه و بديهيات
  2.                                                              ii.      ادراكات
  3.                                                            iii.      گزاره‌ها
  4.                                                            iv.      قياس‌ها
  5.                                                              v.      برهان
  6.                                                            vi.      مغالطات
  7.                                                          vii.      استقراء و منطق احتمالات
  8.                                                        viii.      منطق فازي
  9.                                                            ix.      منطق رياضي
  10.                                                              x.      منطق جديد
  11.                                                            xi.      تاريخ منطق
  12.                                                          xii.      فلسفه منطق

                                ‌ب-       فلسفه

  1.                                                                i.      قواعد فلسفي
  2.                                                              ii.      مكاتب فلسفي
  3.                                                            iii.      تاريخ فلسفه اسلامي
  4.                                                            iv.      فلسفه غرب و تاريخ فلسفه غرب
  5.                                                              v.      فلسفه غيراسلامي شرقي
  6.                                                            vi.      شرح حال فلاسفه
  1. معرفت‌شناسي و فلسفه علم
  2. دين‌شناسي و كلام

                                  ‌أ-          فلسفه دين

                                ‌ب-       معناي زندگي

                                ‌ج-        عقلانيت

                                 ‌د-         معنويت

                                 ‌ه-         شرور

                                 ‌و-         تجربه ديني

                                 ‌ز-         فهم ديني

                                ‌ح-        هرمنوتيك

                                ‌ط-        سنت و سكولاريسم

                                ‌ي-        پلوراليزم

                                ‌ك-       زبان دين

                                 ‌ل-        جامعه‌شناسي دين

                                 ‌م-         روان‌شناسي دين

                                 ‌ن-        دين و دنيا

                               ‌س-       انتظار از دين

                                 ‌ع-         قلمرو دين

                                ‌ف-       توحيد و خداشناسي و عدل

                              ‌ص-      نبوت

  1.                                                                i.      اديان
  2.                                                              ii.      كلام مسيحي

                                ‌ق-        امامت

  1.                                                                i.      فرق و مذاهب
  2.                                                              ii.      عامّه و خاصه

                                 ‌ر-         وهابيت و بهائيت

  1. حديث و رجال

                                  ‌أ-          قواعد الحديث

                                ‌ب-       تاريخ حديث

                                ‌ج-        متون حديثي

                                 ‌د-         رجال

  1.                                                                i.      مباني
  2.                                                              ii.      رجالِ ساختگي
  3.                                                            iii.      تذكره و احوال شخصيت‌ها
  4. تذكره اولياء
  5. قصص علماء و دانشمندان
  6. سرگذشت قهرمانان
  1. فرهنگ و تاريخ

                                  ‌أ-          فرهنگ‌شناسي، مباني و نظريات

                                ‌ب-       تاريخ تمدن و فرهنگ‌ها

                                ‌ج-        غرب‌شناسي

                                 ‌د-         جنگ‌ها

                                 ‌ه-         تاريخ علوم و صنايع

                                 ‌و-         ملل و نحل

                                 ‌ز-         تاريخ اسلام

  1.                                                                i.      مباني و روش تحقيق در تاريخ
  2.                                                              ii.      تاريخ پيامبر اسلام صلي‌الله‌عليه‌وآله
  3.                                                            iii.      تاريخ اميرالمومنين عليه‌السلام
  4.                                                            iv.      تاريخ فاطمه زهراء سلام‌الله‌عليه
  5.                                                              v.      تاريخ امام حسين عليه‌السلام
  6.                                                            vi.      تاريخ ائمه اطهار عليهم‌السلام
  7.                                                          vii.      تاريخ حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه
  8.                                                        viii.      علل ضعف مسلمين

                                ‌ح-        تاريخ ايران

  1. حقوق و فقه

                                  ‌أ-          فلسفه حقوق

                                ‌ب-       حقوق بشر

                                ‌ج-        حقوق زن

                                 ‌د-         حقوق بين‌الملل

                                 ‌ه-         قوانين و مقررات

                                 ‌و-         فقه:

  1.                                                                i.      قواعد فقه
  2.                                                              ii.      ادوار و تاريخ فقه
  3.                                                            iii.      اجتهاد و فلسفه فقه
  4.                                                            iv.      اسرار الحكم
  5.                                                              v.      عبادات
  6. طهارت و نجاست و بهداشت
  7. نماز
  8. قبله
  9. تقويم و تاريخ
  10. روزه
  11. حج
  12.                                                            vi.      معاملات
  13. مباني اقتصادي
  14. پول و نظام‌هاي پولي
  15. بانكداري
  16. ربا
  17. بيت‌المال
  18. ماليات
  19. جعاله
  20. شفعه
  21. مضاربه
  22. قرض‌الحسنه
  23. نمونه قراردادها
  24.                                                          vii.      نظام حكومتي
  25. مديريت
  26. ولايت فقيه
  27. امر بمعروف و نهي از منكر
  28. قضاوت
  29. مباني جرم و جزا
  30. حدود، قصاص و ديات
  31. جهاد و دفاع
  32.                                                        viii.      تقيه
  33.                                                            ix.      حيله‌هاي شرعي
  34.                                                              x.      حقوق بين‌الملل
  35.                                                            xi.      خانواده
  36. فرهنگ و حقوق زن
  37. ارث
  38.                                                          xii.      موسيقي
  1. رسانه و تكنولوژي ارتباطات
  2. سياست و حكومت

                                  ‌أ-          فلسفه سياست

                                ‌ب-       دموكراسي

                                ‌ج-        آزادي

                                 ‌د-         جمهوريت

                                 ‌ه-         پروتكل‌هاي جهاني

  1. انسان‌شناسي

                                  ‌أ-          انسان‌شناسي عمومي

                                ‌ب-       فلسفه تعليم و تربيت

                                ‌ج-        منشاء انسان

                                 ‌د-         جمعيت

  1. جامعه‌شناسي

                                  ‌أ-          نظريات و مباني

                                ‌ب-       فرهنگ و سنت

                                ‌ج-        نظام‌هاي اجتماعي

                                 ‌د-         مهندسي اجتماعي

                                 ‌ه-         جهاني‌سازي

  1. اصول فقه

                                  ‌أ-          تاريخ اصول فقه

                                ‌ب-       مباني و نظريات و مكاتب اصولي

  1. عرفان

                                  ‌أ-          مباني و فلسفه عرفان

                                ‌ب-       مكاشفه

                                ‌ج-        تجلي و ظهور

                                 ‌د-         انسان كامل

                                 ‌ه-         عرفان‌هاي غير شيعي و غير اسلامي

  1. آينده‌شناسي

                                  ‌أ-          فرهنگ آينده

                                ‌ب-       تكنولوژي آينده

                                ‌ج-        ارتباطات آينده

                                 ‌د-         مدينه فاضله و آرمان‌شهرها

طلاب گعده های خودجوش همه فکری (نه همفکری) را راه بیندازند/ گفتگو با اولین رئيس شوراي عالی طلاب استان

توضیح: شورای طلاب مدارس به عنوان بازوی مشورتی مدیران و همچنین پل ارتباطی طلاب با مدیریت حوزه علمیه از اتفاقات مبارکی است که چند سالی است در مدارس علمیه بوجود آمده است.

در سال تحصیلی 1394-1393 اتفاق جدید دیگر تشکیل یک شورای عالی استانی به انتخاب کلیه مدارس استان اصفهان تحت نظر مرکز مدیریت حوزه های علمیه بود که به راستی شور و نشاط عجیبی میان طلاب ایجاد کرده بود. اما به هر روی این شورا عمر و دوام چندانی نداشت و مدیران ارشد ابتدا به سختی وقت دیدار و جلسه حضوری می دادند و در کمتر از یک سال نیز از طرف مرکز مدیریت فعالیت آن متوقف شد.

متن زیر مصاحبه با حجت الاسلام سید رسول صفوی اولین رئیس شورای عالی طلاب استان اصفهان است که از مشکلات کاری خود می گوید و بیم ها و آرزوهایی که برای آینده حوزه علمیه متصور است.

 ***

  • سوال: با چه هدف و انگيزه اي وارد شوراي طلاب شديد؟

سید رسول صفوی: بیماری انقلاب اسلامی ما چیست؟ گلوبولهای سفید انقلاب خودشان بیمار هستند. گلوبولهايي كه مسئوليت خطير دفاع از جسم و جان و روح و پيكره انقلاب اسلامي را بر دوش داشتند،

اما خود آنچنان خمود و ملولند كه نمي توانند آفات را بزدايند.

بدنه و بدن سالم انقلاب ما هرگاه دچار انگلی فکری و فرهنگی بیمارگونه شد قرار بود این حوزه های علمیه باشند که جانانه مبارزه با انگلها را با تزریق پادزهر در پیکر سرزنده شیعه به عهده بگیرند، ولی امان از روزی که گلبولهای سفید خود خلع سلاح شده، به وضعيت موجود راضی شوند و خودشان را باور نداشته باشند و سلاح احیای جمعیِ اجتهاد را بر زمین بگذارند و سپر دفاع فردی را پرمدعا بردارند و به امور ابتدایی راضی شوند...

برای بیماری که دچار HIV+ است، فریاد و دعا و گریه و شیون و نذر و نياز و توسل و نسخه های سرپایی کارساز نیست باید فکری دگر کرد.

زماني كه بحث شوراي طلاب مطرح شد بنده و دوستانم بهترين فرصت دم دستي را براي فعاليت را (بجاي غر زدن و نق زدن بيهوده)، شوراي طلاب ديديم و از آنجايي كه به دنبال فرصت نيكويي براي طرح نقد و نظرات خويش مي گشتيم بهترين مجال را شوراي طلاب ديديم.

  • سوال: لطفا بفرماييد شوراي طلاب چه اقداماتي را در راستاي بهبود جايگاه كمي و كيفي آموزشي و پژوهشي و فرهنگي برداشت؟

صفوی: ما با وجود تمام مشكلات فعاليتهاي خوبي كرديم، مكرر با مديران مدارس و نمايندگان مجلس و عناصر تاثيرگذار و صاحب نفوذ و سرشناس اجتماعي جلساتي را شكل داديم و دغدغه هاي طلاب و اساتيد را منتقل كرديم و به طرح ايده ها و بيان ضعف هاي اساسي مي پرداختيم كه با اين كار به زبان گويايي براي طلاب و واسطه اي بين طلاب و مسئولين تبديل شده بوديم.

ما ايجاد يك گفتمان و قرابت فكري را بين مسئولين و طلاب عميقا حس مي كرديم تا جايي كه شاهد اصلاحاتي در ديدگاه هاي مديريتي برخي مسئولين بوديم.

اما بگذاريد اينجا درد و دلي بكنم تا افكار عمومي طلاب را روشن كرده باشم.

شما در كجاي دنيا سراغ داريد كه نهادي انتخابي عمر يك ساله داشته باشد؟ آن هم بدون هيچ آيين نامه داخلي؟ حداقل سه ماه طول مي كشد كه اعضا يكديگر را بشناسند و نسبت به هم يك شناخت اجمالي پيدا کنند تا اندك اندك موتورشان روشن شود.

حداقل چهار الي پنج ماه 99% پتانسيل شوري صرف تنظيم آيين نامه داخلي و شناخت هویت خود شد آن هم بدون هيچ گونه انگيزه بخشي از جانب مسئولين و بدون هرگونه پيش فرض و شناخت قبلي نسبت به ماهيت شوري. ما اولين گروه شوراي منتخبي بوديم كه بصورت سراسري از بين حدود چهل مدرسه علميه اي كه در استان اصفهان است و با رأي رؤساي شوراهاي مدارس انتخاب شديم.

بعد از آن حدود دو الي سه ماه وقت صرف تشكيل كميسيون ها و تنظيم يك آيين نامه كلي موقت براي كميسيون ها و عضوگيري و توجيه طلاب... كرديم.

مسئله آيين نامه مسئله اي است كه حكم نخ تسبيح را دارد و تنظيم آن يك امر حقوقي است كه حقيقتا نيازمند شفافيت پيشينه هاي قانوني است. اما ما اصلا نمي دانستيم كه انتظار آقايان بالادستي از ما و اساسا ديدگاهشان نسبت به هويت و رسالت و مسئوليت هاي شوري چيست كه بخواهيم براساس آن آيين نامه اي تنظيم كنيم، چون بالاخره مصوبه شوراي عالي طلاب بايد به تصويب مسئولين محترم و مديريت محترم حوزه علميه اصفهان آيت الله سید یوسف طباطبايي نژاد هم مي رسيد.

عملا چقدر ما زمان در اختيار داشتيم؟ يك سال اصلا فرصت كافي و حتي لازمي نبود. آن هم با حرفهاي مگوي ديگري كه هست.

همان طور كه در ابتداي پاسخم عرض كردم با تمام اين ضعفها ما تلاش ها و فعاليت هايي داشتيم كه البته در آخر هيچ تشكر و قدرداني از اعضاي شوري انجام نشد و اين خود نشان بي اهتمامي حوزه به امر مقدس و پربركت مشورت است.

  • سوال: موضع و برخورد مديران حوزه در قبال شوري چه بود؟

صفوی: تلاشها و سختي های زیادی کشیده شد تا در راستاي منويات رهبر معظم انقلاب، کلید شوراي طلاب زده شد و برخی از مسئولین عزیز لطماتي خوردند و زحمات را به جان خريدند.

اما اگر در كل بخواهم بگويم، از دوستاني كه با رأي اكثريت طلاب كل استان اصفهان و از بين حدود ده هزار طلبه در اصفهان انتخاب شده بودند اصلا استقبال آبرومندانه و ابتدايي هم نشد. نگاه هايي هم كه بعضا وجود داشت به چشم يك نيرو و بازوي نه مشورتي بلكه خدماتي به شوري بود.

خوب وقتي تعدادي به عنوان هسته مركزي شوراي طلاب انتخاب مي شوند ديگر نماينده ده هزار طلبه و روحاني هستند، احترام به ايشان كه اكنون منتخب طلاب هستند احترام به انتخاب و شعور طلاب خودشان است.

انصافا با اينكه براي روز رأي گيري برنامه خوب و باشكوهي برگزار كردند و من در اينجا لازم مي دانم از حجت الاسلام امیرحسین مستاجران كمال قدرداني را بكنم اما انگار مسئولين بالادستي تنها يك استفاده تبليغاتي از اين شوري كردند كه بله ما هم بالاخره شورايي تشكيل داديم و اتنخاباتي برگزار كرديم و به منويات رهبر انقلاب وقعي نهاديم.

  • سوال: دليلش را در چه چيزي ارزيابي مي كنيد؟ آيا ضعف و كم تواني از جانب شما بود يا عامل ديگري داشت؟

صفوی: قطعا ما بهترين نبوديم و پر از ضعف و خلل هاي ريز و درشت بوديم و ادعا نمي كنيم بر اساس نظام شايسته سالاري مطلق انتخاب شديم، اصلا همه جاي دنيا يكي از ضعف هاي نظام انتخاباتی را احتمال انتخاب بر اساس عدم شايسته سالاري مي دانند، اما راه حل هم دارد. بهترين راه حلش بلوغ انتخاباتي و ارتقاء سطح عقلانيت مردم است نه پاك كردن صورت مسئله.

براساس برخورد نزديكي كه با مسئولين حوزه داشتم، مي توانم دليل عدم استقبال مسئولان حوزه را در دو چيز مانعه الخلو خلاصه كنم: مديران عزيز حوزه يا اصلا اساس شور و مشورت را در فرايند تصميم گيري هاي خود برنمي تابند و دوست دارند تنها سليقه خود را اعمال كنند و يا به طلاب و اساتيد زیرمجموعه خود اعتماد ندارند.

كليه مديران دلسوز حوزه هرچند بصورت موجبه كليه واقعا افرادي دلسوز و دردمند براي انقلاب و اسلام هستند و در حوزه مسائل فردي و سلوك شخصي عموما افراد متواضع، افتاده، رقيق القلب و پاك دستي هستند كه الحق والانصاف براي طلاب از خودشان بيشتر دلسوزند، اما متاسفانه افراد آشنا به مهارت هاي مديريتي و زمان شناس نيستند و هنوز درك درستي از انقلاب و جايگاه تاريخي انقلاب اسلامی و رسالت حوزه علمیه در اين ميان ندارند. البته آنچه بيشتر به درد مديريت يك نهاد فوق العاده حساس مي خورد در كنار خوش قلبي و تعهد و نيات خالص و پاك دستي، تخصص و مهارت و آگاهي و بصيرت است.

  • سوال: نگاه شما به آينده حوزه چيست؟

صفوی: من اساسا نگاه طولاني مدتم به حوزه بسيار روشن بينانه است، مخصوصا كه يك بيداري تاريخي اسلامي و تحول فكري نسبتا اميدوار كننده اي در بين طلاب نسل سوم انقلاب مي بينم و انعطاف فكري و انديشه اي كه زمانه براي آنها رقم زده را در ايشان به جد مي يابم. اما اميدوارم تا آن زماني كه حوزه به خود آمده باشد و خود را برای تحول پيدا كرده باشد، دیر نشده باشد. كه اگر خدايي نكرده بلايي بر سر اين انقلاب بيايد و خللي حاصل شود قطعا اولين مجرمان و متهمان خود ما حوزويان خواهيم بود.

اميدوارم مسئولين بخاطر اصل اسلام ناب، از خودگذشتگي و ايثار كنند و ميدان را براي جوانترها باز كنند و ديگر به كناره اي بنشينند و فرزندان تازه نفس خود را در اين عرصه نفس گير مشورت و ياري دهند.

  • سوال: به نظر شما بزرگترین مشکل حوزه علمیه چیست؟

صفوی: محبت بیجا و بی مورد به بزرگان و به قرائت ایشان از متون دینی که موجب جمود، ثبات و عدم تحول فکری شده است از بزرگترین مشکلات حوزه است. حبّ الشیء یعمی و یصم.

محبت بیجا به پیشینه های تاریخی، چه نسبت به افراد و چه نسبت به افکار، آنچنان انسان جویای حقیقت و دانش را همچون سنگ جامد و سخت بار می آورد که صدها سال تغییر و تحول را بر خود حرام می کند لذا کوچکترین نقدی را هم مساوی تخریب می داند و بر نمی تابد.

به نظر من مهمترين آفتي كه به جان حوزويان افتاده و ام الامراض و الآفات است همین است که ايشان خود را پاسدار و سرباز يك قرائت خاص از دين مي دانند كه اين كار باعث مي شود دين را بشرط شيء كنند.

كسي كه دين را بشرط شيء كند شرطيتِ شيئيتِ شيء را در مشروط دخالت مي دهد و خواسته يا ناخواسته با زبان بي زباني مي گويد: يا تو دين داري و آن هم با قرائت من ديندار هستي يا اصلا دين نداري!

من نمي خواهم اسم ببرم ولي بزرگاني چه قبل و چه حتي بعد از انقلاب با امام (ره) مخالفت هايي داشتند چون انقلاب را الهي و اسلامي نمي ديدند و معتقد بودند خداوند (با قرائت شخصي كه خودشان از اسلام داشتند) به تشكيل چنين انقلابي راضي نيست. خوب حالا كسي نبود از ايشان بپرسد شما پيش خدا بودي كه غضبش را از پديده انقلاب اسلامي ببيني؟

شما ببينيد في المثل اگر شيخ مفيد قرار بود خويش را سرباز قرائت شيخ صدوق عليهما الرحمه بداند يا اگر ابن ادريس خود را مريد و سرباز شيخ طوسي رحمت الله عليهما مي دانست (كما اينكه بسياري چنين بودند كه ابن ادريس در مقدمه سرائر خويش بسيار به آنها مي تازد كه چرا اجازه حرف زدن به مخالفانشان را نمي دهند) يا آقا علي مدرس و ديگران خود را مريد و سرباز صدرالمتالهين مي دانستند و يا خود ملاصدرا خويش را مريد و سرباز بوعلي يا فارابي مي دانست؛ انيشتين خود را سرباز ديدگاه نيوتون مي دانست و... ديگر اين همه ما شاهد تطورات عظيم علمي و پيشرفت علم نبوديم. (حياة العلم بالنقد و الرد) اصلا حيات علم به نقد و رد سخن و رأي ديگران است.

  • سوال: چرا حوزه هنوز به خود نيامده و آنگونه كه بايد و شايد پا به پاي انقلاب پيش نيامده است؟

صفوی: عامل اصلي تقريبا هماني است كه در بالا عرض كردم.

وقتي كساني اسلام را در بُعد تاريخي استنباط خويش محدود كرده باشند لاجرم به گرد پاي انقلاب نمي رسند و بجاي اينكه خود را در اين زمانه رقابت علمي نفس گير به انقلاب و شعارهاي تمدن سازانه انقلاب برسانند، دست انقلاب را مي گيرند و پايين مي آورند و از انقلاب براي خود سپر درست مي كنند.

بيننا و بين الله تا قبل از اينكه رهبر انقلاب حرفي از كرسي آزادانديشي و نظريه پردازي بزنند چند كرسي در حوزه برگزار شده بود؟

شما ديدگاه هاي باز رهبر انقلاب را با برخي از عزيزان ديگر مقايسه كنيد؛ ببينيد تفاوت از زمين تا آسمان است.

  • سوال: به نظر شما عامل برخي ضعف هاي طلاب چيست؟

صفوی: عامل اصلي سستي هاي علمي طلاب بیشتر به خاطر بي هويتي ايشان است.

طلاب با ورود به حوزه از سویی با انتظارت و تقاضاي عميق مردمي در مسائل مختلف اجتماعي، خانوادگي، تربيتي، روانشناسي و... روبرو مي شوند و از طرفي آنچه در حوزه به ايشان عرضه مي شود به هيچ وجه متناسب با تقاضاي انبوه مردمي و حتي بين المللي نيست، لذا طلاب حس می کنند که عملا فایده ای بیش از احکام گفتن ندارند!

همين شكاف و عدم تناسب در نظام عرضه و تقاضا بين حوزه و مردم موجب تورم و شكاف هاي عظيم طبقاتي فكري و نهايتا بي هويتي بين طلاب مي شود.

  • سوال آخر: يك آرزوي حوزوي بكنيد.

صفوی: اميدوارم حوزه روزي به خود بيايد و واقعا قدر اين انقلاب را بداند و دست از كفران نعمت بردارد. با تلاش شبانه روزي مسئولين و طلاب و اساتيد و با بيرون رفتن از اين حال خودشيفتگي و خودخواهي و تغيير متودهاي اجتهاد و بازنگري در فرايندهاي اجتهادي ان شاء الله.

توصیه می کنم:

طلاب هرچه بيشتر به صورت خودجوش گعده هاي همه فكري (نه هم فكري و هم عقيدگي) را راه بيندازند.

از دوستان خوش فكري كه نظرات و ديدگاه هاي مخالفي دارند استقبال و دعوت كنند و منصفانه، نه به نقد و نفي آن بلكه به بررسي آن بنشينند. چراكه حال نقد و نفي سلبي است و چنين روشي خلاف آزاد انديشي است. اگر شما نظري را بشنوي كه قصد داشته باشي آن را نقد كني، از همان ابتدا در برابر آن نظر گارد و موضع گرفته اي، در صورتي كه اصلا در فرايند فكر كردن نتيجه از پيش مشخص نيست.

در پايان لازم مي دانم از تلاش هاي صميمانه دوستان عزيزم

آقاي جواد جلواني به عنوان نائب رئيس شوری

آقای مرتضی احمدی به عنوان منشی شوری

جناب حجت الاسلام لطفي

جناب حجت الاسلام حسین رحيمي

حجت الاسلام نعمت الله عطايي

آقاي سجاد اديب

آقاي رضا كريمي

آقاي سید حسین موسوي

آقاي رضا تركيان

آقاي سجاد عطايي

آقاي میثم قاسمي

كمال تشكر و قدرداني را بكنم.

انتقاداتی به کتاب دریغ است ایران که ویران شود اثر پروفسور فرامرز رفیع پور

توضیح: متن زیر ارسالی یکی از دوستان طلبه است که از نگاه غیرمنصفانه پروفسور رفیع پور در این کتاب به ستوه آمده بود. توضیح آنکه رفیع پور را در ایران به عنوان جامعه شناسی دلسوزِ وطن و طرفدار نظام جمهوری اسلامی می شناسند ضمن اینکه جایگاه وی در فرهنگستان علوم و انتخاب وی به عنوان چهره ماندگار جامعه شناسی در سال 1389 بر حساسیت موضوع می افزاید.

اما رفیع پور حاصل نموّ و تحصیل در غرب است و نگاه او از جامعه شناسی رایج غربی به دور نیست. متاسفانه در این نگاه غربی همه به دنبال "کارکرد" هستند، اگر چیزی کارکرد داشت پس خوب است اما اگر کارکرد لازم را برای آنچه مد نظر من است نداشت پس چیز خوبی نیست!
با خواندن این کتاب شما متوجه می شوید که رفیع پور به دفاع از نظریه "ولایت فقیه" پرداخته است اما در چند صفحه جلوتر با تعجب متوجه می شوید که فهم ما از ولایت فقیه با آنچه رفیع پور می گوید متفاوت است. رفیع پور کاری به دلایل عقلی و نقلی حکومت اسلامی و احادیث ولایت فقیه که از جانب معصومین علیهم السلام به ما رسیده است ندارد بلکه چون کشور ایران را کشوری جهان سومی می داند پس سطح آن را در حد دموکراسی غربی نمی داند پس نظریه ولایت فقیه برای آن بهتر است و همین را تجویز می کند!
رفیع پور می گوید دین نباید از سیاست جدا باشد (و شما با خواندن این جمله آفرین می گویید) اما چند صفحه جلوتر متوجه می شوید از نظر او در کشور جهان سومی ایران ما چون به بلوغ کافی نرسیده ایم دچار تشتت هستیم و دین می تواند باعث انسجام ما باشد پس باید در جامعه حضور حداکثری داشته باشد!
او از حوزه علمیه و شهریه گرفتن طلاب دفاع می کند اما چندصفحه بعد متوجه می شویم علت دفاع او نه ارادت به مقام مراجع و علما بلکه همان کارکرد داشتن است و اگر طلاب شهریه نگیرند اوضاع بدی بوجود می آید پس همان بهتر که شهریه بگیرند تا...

***

کتاب «دریغ است ایران که ویران شود» با عنوان فرعی «جَنگ فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی؛ یک مدل تحلیلی» با شمارگان 1100 نسخه در 934 صفحه به همت شرکت سهامی انتشار به قلم دکتر فرامرز رفیع پور به چاپ رسیده است.

نویسنده این کتاب در مقدمه درباره این کتاب می گوید که نگارش آن یکی از الطاف الهی بوده و چنین توضیح می‌دهد: «متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش به شرح ذیل است:

ابتدا تلاش بر آن است تا در یک قالب وسیع‌تر بین‌المللی نشان داده شود که در رقابت‌های بین‌المللی، کشورهای قوی‌تر چه اهدافی را در کشورهای ضعیف‌تر دنبال و برای دستیابی به آن اهداف از چه روش‌هایی استفاده می‌کنند. در مرحله بعد به آن می‌پردازم که در این قالب بین‌المللی، آنها از آغاز ارتباط، برای ایران چه جایگاهی را ترسیم و تنظیم کرده، به چه اقداماتی دست یازیده و چه ریل‌هایی را برای استثمار تنظیم و تثبیت کرده‌اند که تا به امروز به‌طور خودکار فعال‌اند. سپس خواهیم دید که انقلاب اسلامی تا چه حد با اهداف آنها سازگار بوده و از کجا تا چه میزان با اهداف آن‌ها در تضاد قرار گرفته است و در نتیجه آنها برای مقابله غیر نظامی، بر پایه چه مدل‌های فکری (تئوریکی) پیش می‌روند و بر آن پایه، چه اهدافی را با چه اقداماتی دنبال می‌کنند.

رفیع پور می گوید: مهم‌ترین این اقدامات در زمینه‌های نظام تفکر، نظام فرهنگی، نظام مذهبی، نظام اجتماعی، نظام حکومتی و نظام سازمانی و نظام اقتصادی مورد بررسی قرار می‌گیرند.

معرفی نویسنده

فرامرز رفیع پور جامعه شناس و استاد ممتاز دانشگاه شهید بهشتی است. متولد 1320 تهران، فوق لیسانس مهندسی کشاورزی و دکترای روش تدریس جامعه شناسی در سال 1353 از آلمان دارد. در سال 65 نیز رساله پرفسوری اش را در آلمان نوشته و در این زمینه نیز موفق شده است. بیش از 30 سال است که در آلمان (دانشگاه هوهن هایم)، آمریکا ( دانشگاه ویسکانسین) و ایران (دانشگاه شهید بهشتی) تدریس می کند.

رفیع پور را بیشتر با دو کتاب «توسعه و تضاد» و «آناتومی جامعه» می شناسند که در آنها به تحلیل مشکلات پیچیده وقت ایران یعنی شناخت موانع رشد در کشور و نیز ارائه طریق‌هایی برای برون رفت از آن می‌پردازد. رفیع پور در جایگاه منتقد سیاست‌های توسعه در زمان هاشمی رفسنجانی، آن سیاستها را موجب به هم زدن تعادل اجتماعی، افزایش نابرابری، تغییر ارزش‌ها و پیدایش انواع مسائل و معضلات اجتماعی می‌داند.

فرامرز رفیع پور

اما درباره کتاب 

در ادامه برخی نظرات درباره این کتاب از دید جامعه شناسان دانشگاه های مختلف را می خوانیم و در پایان متن نقطه نظرات خود را نیز ارائه خواهیم داد:

دکتر تقی آزاد ارمکی(*) استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در دومین روز از نشست نقد و بررسی کتاب «دریغ است ایران که ویران شود» که در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، به جایگاه دکتر رفیع پور در جامعه شناسی ایران اشاره کرد و گفت:

نقش ایشان مهم است چرا که اگر گفته نشود بخشی از کار معلق خواهد ماند. رفیع پور متعلق به یک جهت گیری و جامعه شناسی خاص ایران است که ما آن را جامعه شناسی تجربی می نامیم. جامعه شناسی که دغدغه آن بحران و حل آن است. تمام دوستان دانش آموخته دانشگاه شهید بهشتی مسئله شان شناخت ساحت نظم و استقرار آن است.

استاد دانشگاه تهران ادامه داد: نکته دیگری که باید بگویم این است که اگر جامعه شناسی ایران را جامعه شناسی معاصر و تاریخی بگیریم آنچه که سؤالش در باب توسعه یافتگی و مسئله محوری است دچار یک بحران می باشد و اساسا جامعه شناسی که به دیروز توجه می کند، کانون جامعه شناسی امروز از قاجار به بعد است. دکتر رفیع پور برخلاف این روند جمهوری اسلامی را مورد بحث خود قرار داده است و به تعبیری جامعه شناسی مربوط به دیروز و امروز خود را مورد سؤال و مسئله خود می داند. رفیع پور با صراحت و جسارت با آنکه خودش می داند که برچسب خواهد خورد خودش را جامعه شناس جمهوری اسلامی می داند و از این بابت باید تقدیر شود چرا که ایران امروز را مورد مطالعه و پژوهش قرار داده است تا اینکه بخواهد گذشته را مورد پژوهش قرار دهد.

وی افزود: همین متن را خیلی غیر جدی جلوه می دهد و می تواند از دایره ارجاع جامعه شناسان خارج شود. این کتاب می تواند چنین هجمه ای بر آن وارد شود اما از طرفی قابل دفاع است چرا که وضعیت معاصر ایران را مورد بحث و تامل قرار می دهد همان چیزی که ما از آن می ترسیم و در واقع او بدنبال ساختن جامعه شناس و جامعه شناسی بومی است.

رحیم محمدی (**) استاد جامعه شناسی دانشگاه امام حسین (ع) می گوید:

کتاب احساس‌های دو‌گانه و چندگانه به خواننده می دهد، رفیع‌پور در کتاب چهره‌های چرخشی زیادی دارد. نویسنده علاوه بر اینکه جامعه‌شناس است، اما به کرات با چهره‌هایی چون؛ ناسیونالیست، ایدئولوگ، وفادار سیاسی، مشاور، ناصح، دیندار، محافظه‌کار سیاسی، منتقد، دشمن ستیز، مصلح، روشنفکر و واعظ و اندرزگو نیز ظاهر شده است. از اینرو کتاب هر لحظه خواننده‌اش را از خودش می راند و با خواننده سر ستیز پیدا می کند.

در کتاب نگاه از بالا به پایین و ارائه یک مدل برای تغییر و بقاء جامعه و حفظ دولت دلخواه کاملا آشکار است، این نوع نگاه به جامعه در جامعه شناسی غریب است. جامعه شناس به درون جامعه و به ساختارها، کنش‌ها و گفتمانهای درون جامعه نگاه می کند و آنها را تحلیل می کند تا ببیند این عناصر چه سیاست و نظامی را بر می سازند. این نگاه، نگاه ماقبل جامعه شناسی است، می توان این نگاه را مشابه نگاه منتسکیو دانست که تقریباً به همین صورت از مدل های حکومتی و حقوق صحبت می کند و طراحی الگوی حکومتی و تعیین مدل حکومتی مناسب را در پیش می گیرد. گاهی هم به سنت ایرانی برمی‌گردد و نگاه و ادبیات سیاست نامه‌ای و نصیحت الملوک را اتخاذ می کند و حتی جملاتی پندآموز از خواجه نظام المک و سعدی و عطار برای پند دادن مخاطب خود استفاده می کند. گاهی تشابه منتسکیو و توکویل پیدا می کند و گاهی کارل اشمیت ایران می شود و گاهی به گذشته و سنت ایرانی برمی گردد و خواجه نظام الملک ایران معاصر می شود.

در این بحث‌ها جامعه‌شناسی تا حدود زیادی به «جامعه شناسی نخبگان و خصوصاً نخبگان سیاسی» تبدیل می‌شود و در مواردی هم (خصوصاً در فصل ۸) جامعه شناسی اساساً غایب می شود و علم سیاست و ایده پردازی سیاسی به میان می‌آید.

محمد امین قانعی راد (***) رئیس انجمن جامعه شناسی ایران می گوید:

رفیع پور معتقد است انقلاب اسلامی و حتی رهبری آن حساب شده و توسط غرب بوده است. آمریکا شاه را برداشت و امام را آورد یا پذیرفت. آمریکا انقلاب را به نتیجه رساند در واقع از تضاد دولت و ملت استفاده کرد... امام در بعد از انقلاب از یک جایی از این بازی تخطی کرد و مسیر آن را عوض کرد.

قانعی راد افزود: ما در جامعه شناسی چندین نظریه درباره انقلاب داریم اگر از آقای رفیع پور درباره انقلاب بپرسید، چیزی که از تحولات اجتماعی در اینجا می خوانیم استعمار است که زمینه شطرنجی است که انگلیس و آمریکا آن را بازی می کنند و به تعبیر او تنها دو شخصیت در این دام نیفتاده اند. به نظرم تبیین های ایشان جامعه شناسی نیست، بلکه بیشتر سیاسی اند. یعنی شما حس می کنید که یک فرد غیر جامعه شناس دارد اینها را بیان می کند.

رئیس انجمن جامعه شناسی ایران ادامه داد: رفیع پور نمونه های موفق را چین و روسیه و ترکیه معرفی می کند، می گوید پوتین و اردوغان توانسته اند که نیات استعمار را در مورد کشورشان کم کنند. حکومت باید مذهب را از نقش اپوزسیون در بیاورد. در واقع اگر بخواهیم استعمار پایان یابد باید نقش روحانیت تمام شود. می گوید ما باید اسلام را احیا کنیم و این اسلام به درد جامعه مدرن نمی خورد. این اسلام که در حوزه وجود دارد به درد جامعه روستایی می خورد. اسلام اپوزیسیون به اسلام حکومتی تبدیل شود راه حل ایشان نهایتا ادغام بخش غیر رسمی در بخش رسمی است.

***

حال در ادامه به تعدادی از موارد خلاف واقع در این کتاب اشاره می کنیم:

1- به گفته آقای رفیع پور امریکا به علت منافع خودش، به دنبال برکناری شاه بود و ایشان برای تائید حرف خود به اظهارات محمدرضا پهلوی (درباره علت افزایش قیمت نفت توسط خودش) اشاره می کنند.

نقد: استناد به سخنان محمدرضا پهلوی که از حکومت خلع شده است فاقد اعتبار است و در واقع سخنان محمدرضا پهلوی برای گمراه کردن افکار عمومی از طرح جدید استعماری امریکا (به دلیل شکست امریکا در جنگ ویتنام) است و ایران نمی توانست به تنهایی قیمت نفت را افزایش دهد چون کشورهای دیگر به راحتی می توانستند تولید نفت ایران را جبران کنند و جهان را از خرید نفت ایران بی نیاز کنند همان کاری که بعد از انقلاب بارها با ایران کردند.

2- به گفته آقای رفیع پور قبل از انقلاب، ایران عمدتا با نیروی فکری نسبتا بالای امریکایی و به کمک برخی دانشمندان ایرانی اداره می شد و کشوری رو به پیشرفت بود.

نقد: ولی در واقع امریکایی ها و محدرضا پهلوی به فکر منافع خود بودند و اداره کردن ایران و منافع ایرانیان کوچکترین ارزشی برای آنها نداشت که نمونه آن را می توان در مستند «تهران پایتخت ایران است»، «مستند به روایت دربار» و دیگر مستندهایی از این دست دید. همچنین در فیلم «نقد مستند انقلاب 57» (سخنرانی خسرو معتضد) به نکات جالبی اشاره شده است.

3- در صفحه 299 کتاب مواردی که ایشان به عنوان علت بعضی کج رفتاری ها و فراگیر شدن آنها در ایران ذکر می کنند تنها بخشی از موارد است و مورد مهمی مثل جنگ روانی کشورهای غربی از طریق کتاب و رسانه (که قدرت دارد واقعی را غیر واقعی و غیر واقعی را واقعی نشان داده و مردم آن را باور کنند) را در نظر نگرفته اند.

4- آقای رفیع پور در موارد زیادی به بیان نظرات شخصی خود که ملغمه ای از دیده ها و شنیده های شاذ و کمیاب ایشان است (و نه آمار و تاریخ معتبر) به جای مطالب علمی می پردازد. برای نمونه:

در صفحه 365 کتاب آمده «یکی از طلاب که در دوره های تحصیلات تکمیلی در دانشگاه قبول شده و خود متاهل بود، می گفت: وقتی من در دانشگاه قبول شدم، دوستان حوزوی با اشتیاق از من می پرسیدند: «خوب تو در دانشگاه قبول شده ای؟» من هم می گفتم "بله". آنها می پرسیدند «دختر و پسر هم با هم اند؟» من هم می گفتم "بله"، اما دخترها یک طرف نشسته اند و پسرها یک طرف دیگر». آنها با اشتیاق می گفتند «باشه، این خودش یک کیفی داره»!

نقد: این کتاب گاه عامیانه و در نتیجه مخرب می شود. چطور این مورد قابل تعمیم به همه طلاب و ساحت مقدس حوزه علمیه است؟! حتی ذکر این قصه های ناکجاآبادی هم محلی از اعراب ندارد.

در صفحه 370 کتاب آمده است: «تجسم کنید طلاب باید برای یک مقدار کم شهریه به این صف و آن صف بدوند و یا حاضر شوند برای افرادی که در زمان حیاتشان از خدا دور بودند و حالا می خواهند با پول نزدیکی به خدا و بهشت را بخرند، اجیر شوند و برای آنان نماز بگذارند... قائل شدن ارزش زیاد برای ثروتمندان و اجازه آزادی عمل نامحدود در تکاثر اموال.»

نقد: ایشان به اسم دفاع از حوزه، دست به تخریب زده اند. چطور این موارد نادر قابل تعمیم به طلاب است؟ آیا آنچه از سادگی و محبت و معنویت در حوزه های علمیه می شناسیم در این کتاب به چشم می خورد؟!

در صفحه 389 کتاب آمده است: عین القضات و امثال وی با وصف ارزش والا و دستیابی به مراحل بالای عرفانی، دایره معرفت الهی شان، مانند همه ما، هنوز محدود بوده است. اما با وصف این، دستور شارعان بر کشتنش نیز قابل دفاع به نظر نمی رسد.

نقد: در اینجا منظور از شارعان همان فقیهان حوزه علمیه است درحالی که اینان از خود حکمی صادر نمی کنند بلکه صرفا حکم خداوند درموارد مختلف را اعلام می کنند. اینکه حکم ارتداد در دین چیست و در چه شرایطی حکم اعدام برایش صادر می شود بهتر است به دور از احساسات در همان منابع دینی بررسی شود و شاید ایشان به خود خداوند متعال اعتراض داشته باشند که بحث دیگری است!

در صفحه 390 کتاب آمده است: ببینید این فضا و جو فرهنگی، این توبیخ ها، شکستن شیشه های خانه ها... این هنر استعمار باعث شده که ما نتوانیم تعداد زیادی از حوزویان عارف و اهل دل را بشناسیم. البته فقط شیشه شکستن و توبیخ های مشابه نیست که محتوای معرفتی دین را مدفون می سازد و شکل و ظاهر رفتار فرهنگی را در دین غالب می نماید، بلکه مجموعه عوامل ذکر شده دست به دست هم می دهند. مخصوصا مخاطبان باعث می شوند که این حوزویان عارف در تضاد بین انتظارات مخاطبان عوام و خواص خود قرار گیرند.

نقد: چطور این موارد قابل تعمیم به کل حوزه علمیه است؟ بله ما هم شیشه شکستن را محکوم می کنیم و حکم یکی از مراجع را به ما نشان دهید که این کار را جایز دانسته باشد! «خود گویی و خود خندی به به چه هنرمندی»! اصلا این موارد کجا از جانب علما اتفاق افتاده است که جنابعالی بیانیه محکومیت برای آن صادر می کنید؟

5- پروفسور رفیع پور تاریخ غرب و غرب را با اطلاعاتی که حاکمان غربی و دانشمندان اجیر شده آنها از خود در اختیار گذاشته اند تحلیل می کند و این اطلاعات اکثرا متناسب با میل آنها و خلاف واقع است. برای نمونه آقای رفیع پور در مورد کلیسا، دین، حکام و مردم غرب حرف هایی می زند که ما نه تنها در کتب تاریخی مستند فارسی مثل کتاب «زرسالاران یهودی و پارسی» نوشته عبدالله شهبازی و... نمی بینیم بلکه خلاف آن و مثال های فراوان نقض آن را می بینیم.

پی نوشت

(*) با اندکی تلخیص برگرفته از خبرگزاری مهر، تاریخ انتشار پنجشنبه ۲۳ مهر 1394، کد مطلب 2941174 www.mehrnews.com

(**) با اندکی اضافات و تلخیص برگرفته از خبرگزاری مهر، تاریخ انتشار 22 مهر 1394،کد مطلب 2940211

(***) با اندکی اضافات و تلخیص برگرفته از خبرگزاری مهر، تاریخ انتشار 23 مهر 1394،کد مطلب 2941241

مقاله شایسته تقدیر ششمین دوره جشنواره علامه حلی استان اصفهان

«فتوت؛ فضیلت فراموش شده»- به قلم جواد جلوانی

(مقاله شایسته تقدیر جشنواره علامه حلی استان اصفهان)

اسامی برگزیدگان در سایت جشنواره: اینجا

همچنین دو مقاله دیگر بنده نیز در سالهای پیش به عنوان شایسته تقدیر برگزیده شده است، هرچند معمولا اینگونه مقاله ها در جشنواره استان قم رتبه ای نمی آورند. پژوهش کلید گم شده ای در فضای حوزه علمیه است که متاسفانه حضور و غیاب های پی در پی و کلاس های پرتعداد و ناتمام روزانه مجالی برای آن باقی نمی گذارد!

- مقاله شایسته تقدیر پنجمین دوره جشنواره علامه حلی استان اصفهان: اینجا

- مقاله شایسته تقدیر چهارمین دوره جشنواره علامه حلی استان اصفهان: اینجا

معرفی کتاب: در محضر آیت الله بهجت (3 جلد)

مولف: محمدحسین رخشاد

ناشر: موسسه فرهنگی سماء

 کتاب در بردارنده مجموعه نکات ناب معارفی و تذکرات اخلاقی، عرفانی است كه حضرت آيت الله بهجت (مدظله) در سال‌هاى متمادى، پيش از درس خارج فقه و اصول و يا بعد از آن، و گاه در اثناى درس بيان فرموده‌اند. این نکات اگرچه انصافا علمی و حاصل یک عمر مطالعه و تحقیق است ولی درواقع دست‌مایه‌هایی برای ارائه تذکرات معارفی، اخلاقی و عرفانی است که حضرت استاد با تمسک به آن، به هدایت درونی افراد در بعد عقاید و تخلق به اخلاق الهی در گفتار، رفتار و کردار نظر داشتند. از این‌رو به مباحث گوناگون از مباحث کلامی و عقاید به‌ویژه مساله امامت و به‌خصوص مباحث مربوط به حضرت ولی عصر (عج) گرفته تا مباحث تفسیری، اخلاقی، گوشه‌هایی از سیره حضرات معصومین (ع)، شرح‌حال عالمان ربانی و نکات تاریخی، سیاسی و اجتماعی و گاه حتی نکات اقتصادی و بهداشتی و ... اشاره شده است.

«مرتبه اول در اعتقاد به امامت ائمه (علیهم السلام) التزام قلبی به وصایت و خلافت ائمه اطهار (ع) و سفارش رسول خدا (ص) به آنها به نام‌هایشان و نام پدران بزرگوارشان، و مرجعیت ایشان است؛ و مرحله بعد التزام عملی به متابعت از آنان است، نه اینکه نماز بخوانیم و آنها و امامت آنان را قبول نداشته باشیم،... این التزام قلبی بر اصل نماز مقدم است، زیرا فاسق تارک الصلاة (نه کافر) اگر در راه ائمه (ع) باشد در راه نجات است، برعکس کسی‌که به آنها اعتقاد نداشته باشد و از امامت انحراف داشته باشد، هلاک است، اگرچه نماز بخواند، چون اعتقادش خراب است. ...»

کتاب سه جلد می‌باشد و شاگرد ایشان "محمد حسین رخشاد" در طول 15 سال بهره‌گیری از محضر ایشان گرد آورده‌است. ازجمله مضامین این کتاب می‌توان به مباحثی مانند ذکر، دعا، نقش توفیق الهی در افعال انسانی، حالات مقربین، راه‌های اجتناب از معصیت، عنایات معصومین(ع) به شیعیان خود و مباحث فراوان دیگر اشاره کرد.

مقدمه ای بر اصول تبلیغ و منشور سخنرانی دینی

توضیح: برگرفته از کشکول حجت الاسلام علی اصغر حبیبی

در کتاب قرآن و تبلیغ از جناب آقای حاج شیخ محسن قرائتی (ص 16)، ابزار تبلیغی را غیر از سخنرانی و قلم و کتاب و فیلم و نمایش بیست مورد ارائه نموده است.

ناپلئون می گوید: من از صدای قلم روزنامه ها بیش از صدای گلوله می ترسم.

کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا می گوید: یک دلار برای تبلیغات بهتر از ده دلار برای تسلیحات است. (همان منبع، ص17)

***

شش شرط باید در سخنرانی رعایت شود:

1- چه می گوید          2- برای چه می گوید      3- کجا می گوید  

 4- چگونه می گوید    5- کِه می گوید               6- کی می گوید          

(مضمون فرمایش مرحوم حاج آقا فلسفی (رحمه الله علیه) نقل از حاج آقا وثیق در مشهد)

***

جزء بحث بایستگی های منبر و تبلیغ این است که باید سخنران بعد از سخنرانی مقداری در مجلس حضور داشته باشد که چنانچه کسی دربارۀ بحث سخنرانی وی سؤالی دارد و یا شبهه ای برایش پیش آمده است و یا مطلبی را ناقص فهمیده به وی مراجعه کرده و او هم پاسخگو باشد.

***

ارکان تبلیغ عبارتند از:

1- پیام   2- پیام رسان    3- شیوه رسانده پیام    4- ابزار رساندن پیام   5- مکان 6- زمان   7- مخاطب  

(با استفاده از سخنرانی آیه الله سعیدی در مدرسه صدر - تاریخ: 18 |7| 1392)

 ***

 مقدّمات مربوط به خطیب:

1- حصر 2- طهارت 3- آراستگی 4- نظر در آینه 5- بوی خوش 6- نشاط 7- پرهیز از سخنرانی بعد از صرف غذا 8- قرآن خواندن و دعا کردن (قبل از سخنرانی) 9- توکّل بر خدا 10- اعتماد به نفس.

مقدّمات مجلس خطابه:

1- هوای مطبوع 2- آرامش فضا 3- تنظیم صوت 4- ممنوع بودن استعمال دخانیات 5- عدم ورود عناصر مخرّب 6- تنظیم نور 7- پذیرایی 8- جایگاه خطابه 9- محل برگزاری

(شرح تفصیل مطالب فوق در کتاب فن خطابه ص64 به بعد از استاد نظری منفرد زید عزّة)

***

محمّد بن اشعث به ابن زیاد گفت أتظنّ أنّک ارسلتنی الی بقّال من بقّالی الکوفة او جُرمقانی من جرامقة الحیرة؟

أما تعلم أنّک بعثتنی الی اسدٍ ضرغامٍ و سیفٍ و حُسامٍ فی کفّ بطلٍ هُمامٍ من آل خیر الأنام. بحارالانوار 46/354

مرحوم فلسفی خطیب معروف (رضوان اللّه علیه) فرمود: نباید در سخنرانی ها تعبیر به بقّال کرد چه بسا پای منبر، بقّالی نشسته باشد. (رادیو معارف)

***

یکی از مواردی که در بحث منشور و برقراری مجالس دینی لازم است این است که افرادی که در مجلس به پذیرایی شرکت کنندگان مشغول هستند ظاهرالصلاح باشند و ظاهر و لباسشان و برخوردشان متناسب با شأن جلسه باشد.

***

جزء بحث منشور اقامه مجالس اهل بیت این است که چند صندلی مخصوص افراد مسن سال در مجلس باشد.

***

در کلاس قرآن که توسط جناب استاد حجّه الإسلام حاج شیخ اصغر صالحی تبار در مدرسه علمیه صدر برقرار می شود مطلبی به شاگردان به تناسب فرمودند که:

باید طلّابی که برای تبلیغ به مناطق مختلف اعزام می شوند کار اجرایی هم در حدّ توان خود داشته باشند که این برنامه در موفقیت تبلیغی شان تأثیر به سزائی دارد؛ به عنوان نمونه نقل کردند از مرحوم آیت الله حاج آقا حسن فقیه امامی در سفر تبلیغی که به منطقه اژیه داشتند، تعریف کردند که سه کار اجرایی در آنجا داشتند:

1- ساختن پل در وسط روستا که بسیار مورد نیاز مردم محل بود 2- تخریب و بازسازی حمام محل که از نظر بهداشتی و... بسیار نامطلوب بود 3- ساختن منبر مناسب برای مسجد و کنار گذاشتن منبر بزرگ و جاگیر در مسجد که هر سه مورد با کمک مردم آنجا انجام شد و ایشان فرمود بعد از 50 سال از آن سفر تبلیغی هنوز عطر آن سفر باقی است و مردم با ما در ارتباط هستند. 8 شوّال 1436

***

در بحث منشور سخنرانی دینی یک مورد دیگر این است که اگر حدیثی را مبنای سخنرانی قرار دادیم و یک قسمت حدیث برایمان ابهام داشت آن قسمت را نخوانیم.

مورد دیگر اینکه وعاظ محترم در پایان سخنرانی برای بانی و خدمه دعا کنند که باعث دلگرمی و تشویق آنها می گردد.

***

عوامل تأثیرگذار در سخنرانی

1- اخلاص

2- دعا و توسل

3- مطالعه

4- رعایت اقتضای زمان و مکان  و افراد جلسه

5- مهندسی منظّم بحث

6- استفاده از اشعار، لطائف، تمثیلات و حکایات مناسب و هنر

7- استفاده از تکنولوژی روز

8- مدیریّت درست مجلس در مقام سخنرانی

9- تکریم همکاران

10- اخلاق عملی

11- توجّه به سیستم صوتی و روشنایی و میزان دمای مکان مجلس

***

مهمترین رهنمود تبلیغ ایجاد محبّت خدا در دل مردم است.

***

روحانیونی که در تبلیغ چاشنی سخنانشان عملشان بوده است بسیار موفّق بوده اند.

***

آیه الله بهجت: اینهایی که پای منبــر شما می نشینند مشتـری شما نیستند بلکه مشتری های پیامبر و ائمه اند.

گاهی یک عمر در محراب مشرک بوده ایم یک عمر در منبر بتسازی کرده ایم. (نقل از حاج آقا صدیقی)

***

خط سیاسی روحانی خط رهبری است.

 بالای منبر خودت را از مردم کمتر بدان.

بالای منبر آنچه می گویی اوّل مخاطبت خودت باش.

اساس منبر رابطه دادن بین آیات و روایات است.

نامه به آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد/ انحلال مدرسه علمیه میرزاحسین اشتباه است

توضیح: سال تحصیلی 94-1393 مدرسه علمیه میرزاحسین موفق به کسب رتبه اول درسی در مدارس استان اصفهان شد. درحالی که این مدرسه زبانزد تعریف و تمجیدهای خاص و عام بود، اما خبری عجیب ناگهان همگان را بهت زده کرد: «مدرسه میرزاحسین قرار است منحل شود!!»

مدرسه علمیه میرزاحسین مخصوص طلاب دانشجو بود و شرایط خاص خودش را داشت؛ اینکه چه عواملی موجب تصمیم گیری فوق شده بود در جای دیگری قابل تحلیل و بررسی است (شاید هیچگاه قابل انتشار نباشد).

خبر دوم هم منتشر شد و گرد یأس و ناامیدی بر چهره مدرسه نشست: مدیر مدرسه میرزاحسین در این گیر و دار به جای دیگری منتقل شد!

یکی از بهترین مدارس اصفهان بدون دلسوز و بزرگتر در آستانه انحلال به حال خود رها شده بود. اما آنچه وظیفه ما به عنوان «شورای طلاب» آن مدرسه بود تبیین تبعات منفی و اثرات مخرب این تصمیم بود. نامه نگاری ها، امضا جمع کردن ها، نذر کردن ها و جلسات مختلف با مدیران و مسئولین شروع شد.

به حمدلله پیگیری ها به ثمر نشست و به صورت باورنکردنی با تغییر نظر رؤسای مرکز مدیریت، مدرسه میرزاحسین ابقا شد و مدیر جوان خوبی نیز مجددا برای آن درنظر گرفته شد.

متن زیر دومین نامه به آیت الله طباطبایی نژاد امام جمعه محترم و مدیر حوزه های علمیه اصفهان است که پس از دیدار صمیمی با ایشان نگارش یافت و تاثیر مثبتی در این ماجرا داشت. این نامه را پس از یک سال در اینجا منتشر می کنم. البته وضعیت آینده مدرسه میرزاحسین چندان مشخص نیست بلکه نگران کننده است و در ده سال گذشته همواره با فراز و فرودهای مختلف مواجه بوده است. بنده به عنوان فارغ التحصیل سطح یک آن مدرسه، بهترین خاطرات عمر خود را با خویش به یادگار بردم. اما اینکه سرنوشت این مدرسه چه خواهد شد و به کجا خواهد رسید تا حد زیادی به عملکرد و نگرش طلاب فعلی آن نیز بستگی دارد.

***

باسمه تعالی

حضور محترم ریاست حوزه علمیه اصفهان

حضرت آیت‌الله سید یوسف طباطبایی‌نژاد (دامت برکاته)

سلام علیکم؛

حوزه‌های علمیه از دیرباز با زعامت و هدایت مردان الهی مسیر الی الله را به بهترین شکل ممکن پیموده‌اند و امروز نیز در سایۀ نظام مقدس جمهوری اسلامی و تحت زعامت رهبر فرزانه انقلاب، هرچه بیشتر در مسیر تربیت اسلام‌شناسانی فرهیخته قدم بر‌می‌دارند. در این بین حوزه علمیه اصفهان همواره در زمینۀ تربیت علمای اسلام پیش‌تاز بوده و نقش موثری را در شکل‌گیری جریان‌های انقلابی و فرهنگی به‌خصوص‌ در طول انقلاب اسلامی ایفا کرده است.

جنابعالی مستحضرید که طی سالیان اخیر جوانان دانشگاهی و نخبه، میل و رغبتشان برای فراگیری دانش ناب اهل‌بیت علیهم‌السلام و ورود به حوزه‌های علمیه رشد چشمگیری داشته است. مدرسه علمیه میرزاحسین به‌واسطۀ حضور علمایی همچون آیت‌الله حاج شیخ حبیب‌الله رهبر(دامت برکاته)، محفلی است تا جوانان دغدغه‌مند و مشتاق به فراگیری علوم دینی در آن جمع شده و به تحصیل دانش‌های اسلامی بپردارند. به لطف خداوند در طی این چند سال شجرۀ طیبۀ فرهنگی بسیار خوبی به‌واسطۀ مدیریت شایستۀ جناب حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی‌فرد در این مجموعه شکل گرفته است و به فضل الهی و به مدد انفاس قدسی حضرت صاحب‌الامر أرواحنا له الفدا هر کدام از طلاب این مدرسه در آینده منشأ آثار خیر زیادی برای اسلام و مسلمین خواهند بود.

مدیریت شایستۀ حوزه علمیه اصفهان در طول سال‌های متمادی ثابت کرده است که همۀ تلاش خود را در جهت بهبود فضای آموزشی طلاب به کار گرفته است. احداث مدرسه علمیه شهید طباطبایی‌نژاد در کنار حرم مطهر حضرت زینب‌ بنت‌موسی‌بن‌جعفر (علیهم‌السلام) نیز یکی از این نمونه‌ها است؛ اما اختصاص این فضا به طلاب مدرسه علمیه میرزاحسین همراه با دغدغه‌ها و مخاطراتی است که در جلسۀ بسیار صمیمی و محبت‌آمیزی که جنابعالی قبول زحمت فرمودید و با شورای طلاب این مدرسه برگزار کردید، به سمع و نظرتان رسید. دغدغه‌های طلاب مدرسه میرزاحسین نسبت به این امر، در پیوست این نامه تقدیم می‌گردد.

ما، طلاب مدرسه علمیه میرزاحسین، از حضرتعالی به‌عنوان مقام ارشد تصمیم‌گیری حوزه علمیه اصفهان که الحق و الانصاف، همه طلاب شما را به‌عنوان پدر معنوی خود می‌شناسند، تقاضا داریم تا با درخواست فرزندانتان مبنی بر:

۱.‌ ابقای فضای فعلی مدرسه میرزاحسین برای طلاب درحال ‌تحصیل؛ ۲.‌ ملحق‌کردن فضای در شرف تاسیس در کنار مدرسه میرزاحسین، به فضای آموزشی این مدرسه؛ ۳. اعطای پایۀ ششم و ۴. ابقای جناب حجت‌الاسلام سید مهدی هاشمی‌فرد به سمت مدیریت مدرسه میرزاحسین، موافقت فرمایید.

خداوند شما و همه ما را از الطاف بی‌دریغ خود محروم نفرماید و ما را سربازانی شایسته برای حضرت صاحب الامر ارواحنا و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه قرار دهد. پیشاپیش از بذل عنایت جنابعالی به این مدرسه علمیه کمال تشکر و قدردانی را به عمل می‌آوریم.

 ***

 پیوست

دغدغه ها و مخاطرات مطرح شده در جلسه شورای طلاب مدرسه علمیه میرزاحسین با حضرت آیت الله طباطبایی‌نژاد:

1- طی چند سال اخیر مدرسه علمیه میرزاحسین از نظر آموزشی پیشرفت چشمگیری داشته است و همه ساله در بین سه مدرسه اول استان قرار داشته است. این مهم با همت و تلاش کادر مجرب و تلاش طلاب مدرسه به‌دست آمده است. با انتقال طلاب به مدرسه شهید طباطبایی‌نژاد مدرسه برتر استان از بین رفته و جایگزینی برای آن به‌وجود نمی‌آید.

2- یکی از نقاط قوت مدرسه میرزاحسین موقعیت جغرافیایی آن می‌باشد. این مهم باعث شده است تا این مدرسه به محل رفت آمد دانشجویان اصفهانی که انگیزه های فراوانی برای ورود به حوزه‌های علمیه رادارند، تبدیل شود. علاوه بر این نکته حضور مستمر حضرت آیت الله رهبر به عنوان یک مرجع علمی و اخلاقی و تربیتی در مدرسه میرزاحسین یکی از نعمت‌های ویژه الهی است که در جذب نخبگان دانشگاهی تاثیر به‌سزایی داشته است. به نظر می‌رسد با رفتن طلاب مدرسه از این مکان این ویژگی‌های منحصر به فرد نیز قابلیت خود نمایی خود را از دست می‌دهند و جایگزینی برای پر کردن آنها وجود نخواهد داشت.

3- یکی از شرایط منحصر به فرد طلاب مدرسه میرزاحسین، سن بالاتر طلاب، نسبت به سایر مدارس علمیه در پایه های اول تا پنجم است. به‌گونه ای که هم‌اکنون بیش از هفتاد درصد طلاب مدرسه متاهل و تعداد زیادی از طلاب نیز در شرف ازدواج هستند. با توجه به حجره نشین نبودن بسیاری از طلاب مدرسه، تحصیل آنها با چنین شرایطی در منطقه زینبیه هم از جهت دور بودن این منطقه به مرکز شهر و هم از جهت شرایط خاص فرهنگی آن، شرایط تحصیل را برای طلاب بسیار دشوار می‌کند و می تواند در میزان سطح درسی اثرگذار باشد. برای چنین طلابی دو حالت متصور است، این طلاب یا اینکه مجبور به سکونت و انتقال خانواده و فرزندان خود به این منطقه می باشند که با توجه به شرایط خاص فرهنگی و حتی جغرافیای این منطقه، زحمات زیادی را برای آنها ایجاد می کند و یا اینکه لازم به طی مسافت زیادی برای رسیدن به کلاس های درسی می‌باشد. همه این موارد در شرایطی است که چنین مشکلاتی برای طلابی که حجره نشین می‌باشند وجود نخواهد داشت و اصولا برخلاف طلاب متاهل، مکان جغرافیایی یک مدرسه برای طلاب حجره نشین اهمیت زیادی ندارد. این در حالی است که مکان فعلی مدرسه میرزاحسین از این جهت، فشاری را به طلاب وارد نمی‌آورد. بنا براین به نظر می‌رسد تغییر مکان مدرسه می‌تواند شرایط تحصیل در پایه اول تا پنجم حوزه علمیه را برای طلاب مدرسه بسیار دشوارتر نسبت به سایر طلاب جوان مدارس دیگر نماید. همانگونه که مستحضر می باشید سال اول تا ششم حوزه علمیه نقش بسیار مهمی در شکل گیری شخصیت علمی طلاب و آینده آنها خواهد داشت به گونه ای که چنانچه طلبه‌ای این دوران را با کیفیت مناسبی نتواند طی کند، به صورت قطع در سایر مراحل طلبگی نیز توفیقی نخواهد داشت. این طلاب افرادی هستند که به عشق انجام وظیفه در راه اسلام، تحصیلات دانشگاهی خود را رها کرده و با پذیرش سختی های فراوان راه، مسیر زندگی خود را مجددا به گونه ای دیگر انتخاب کرده‌اند. اضافه شدن مشکلی به مشکلات قبلی این طلاب در سالهای اولیه حوزه علمیه، می تواند نقش زیادی در کاهش بازدهی درسی این طلاب داشته باشد.

 

الگوی برتر؛ نگاهی به فضائل حضرت زهراء سلام الله علیها

فاطمه

به قلم حجت الاسلام والمسلمین مهران آدرویش

فاطمه سلام الله علیها امام الائمه:

کسی که امام نداشت رسول خدا صل الله علیه و آله است و کسی که یک امام دارد علی علیه السلام است؛ و فاطمه زهراء دو امام دارد؛ یکی پیامبر و یکی هم حضرت امیر اما نسبت به سایر ائمه اطهار؛ او خود حجت خداوند متعال بر آنان است؛ چه اینکه امام حسن عسکری فرمود: ما حجت خدا بر مردم و مادرمان فاطمه حجت خدا بر ماست. (دلائل الامانه، ص 7)

یعنی نسبت حضرت به ائمه اطهار همچون نسبت ائمه به مردم است که دال بر رفعت مقام ایشان است؛ البته کلهم نور واحد ولی معنای روایت فوق این است که حضرت، مجرای فیض اهل بیت علیهم السلام است؛ گرچه اهل بیت تمام فیض را از ایشان دریافت نموده اند.

امام باقر(علیه السلام) نیز در عظمت و جلالت مادرش فاطمه عليهاالسلام مي‏ فرمايند: اطاعت فاطمه عليهاالسلام بر تمام بندگان الهي حتي جن و انس، پرندگان و حيوانات، پيامبران و ملائکه واجب است (بحرانی اصفهانی، عوالم، ج 11، ص 190، دلائل الامانه، ص 172)

و امام زمان (عج) می فرمایند: وَفی إِبْنَةِ رَسُولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله لی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ (الغیبة طوسى، ص286، ح245؛ احتجاج، ج2، ص279 ؛ بحارالأنوار، ج53، ص180، ح9)؛ دختر رسول خدا؛ فاطمه زهرا براى من، اسوه و الگویى نیکو است.

فاطمه زهراء سلام الله علیها مجرای فیض پیامبران:

فاطمه مجرای فیض عالم است؛ حتی مجرای فیض برای پیامبران از اول تا خاتم الانبیاء است؛ چه اینکه وقتی آدم علیه السلام از بهشت رانده شد بعد از دویست سال گریستن و شکوه از دور شدن از جوار قرب الهی به او کلماتی آموخته شد که با خواندن آنها خداوند را توّاب و رحیم یافت؛ فَتَلَقَّی ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ کلِمَتٍ فَتَاب عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّاب الرَّحِیمُ (بقره 37)؛ آدم از پروردگارش کلمه ای چند فرا گرفت پس خدا توبه او را بپذيرفت، زيرا توبه پذير و مهربان است. و آن کلمات عبارت بود از يَا حَمِيدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ يَا عَالِي بِحَقِّ عَلِيٍّ يَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَةَ يَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ یا قدیم الاحسان بحق الْحُسَيْنِ (بحارالأنوار ج: 44 ص: 245) و مراد از لفظ کلمات در آیه شریفه «فتلقی ادم من ربه کلمات‏» اسماء الهی است و بارزترین مصداق اسماء الهی، عترت طاهره ‏اند که در بین آنان، فاطمه زهرا صلوات الله علیها می‏درخشد (زن در آینه جلال و جمال، ص143 )

و خداوند به پیامبر اکرم دستور می دهد که هنگام مباهله فاطمه را همراه خود داشته باش؛ «فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ» (آل عمران 61)

مطابق برخی روایات پیامبر اکرم فرمود اذا دعوت فامّنوا؛ چون من دعا کردم شما آمین بگویید (کشاف زمخشری ج 1 ص 369). این جمله دلالت دارد که حضرت زهراء نیز در کنار رسول خدا از مجاری اصلی فیض الهی است.

فاطمه سلام الله علیها حوراء انسیه:

روى الشيخ الصدوق رحمه الله عن سدير الصيرفي عن الإمام الصادق عليه السلام، عن أبيه، عن جده عليهم السلام:

خداوند نور فاطمه را قبل از خلقت آسمان و زمین آفرید. عده‌اى سوال كردند: پس فاطمه از سنخ انسان نیست؟ پیامبر اکرم فرمود: حوریه‌اى است در لباس انسان. پرسیدند: چگونه چنین چیزى ممكن است؟ رسول خدا فرمود: خداوند قبل از آنكه آدم را خلق كند، فاطمه را آفرید، در آن هنگام ارواح خلق شده بودند. چون خداوند آدم را خلق كرد، ارواح را بر او عرضه داشت.

پرسیدند: در آن زمان فاطمه كجا بود؟ آن حضرت فرمود: در جایگاه مخصوص خود در ساق عرش. پرسیدند: غذایش چه بود؟ پیامبر جواب داد: ذكر خدا (تقدیس، تهلیل، تحمید و تسبیح و تکبیر). چون خداوند، آدم راخلق كرد و دوست داشت كه نسل من از فاطمه باشد، او را به سیب بهشتى تبدیل كرد. جبرئیل آن سیب را بر من آورد و گفت: سلام و رحمت خدا بر تو اى محمد. این سیب میوه‌اى از میوه‌هاى بهشت است كه خداوند براى تو هدیه فرستاده است. پس آن را گرفتم و به سینه چسباندم. جبرئیل گفت آن را بخور. سیب را دو نیم كردم. نور درخشان و گسترده‌اى از آن پرتوافشانى كرد. طوری که از آن به هراس افتادم. جبرئیل گفت: اى محمد چرا سیب را نمى‌خورى؟ تمام آن را بخور كه این نور منصوره در آسمان و نور فاطمه در زمین است.

فاطمه سلام الله علیها و روایات نوریه:

* کسی از اشراف عرب آمد و گفت: ای رسول خدا چرا شما از ما برتر هستی؟ در حالی که تو و ما از یک آب خلق شده ایم! پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: ای برادر عرب! همانا خداوند مرا آفرید و آفرید علی، فاطمه، حسن و حسین را قبل از آنکه آدم را آفریده باشد و آن زمانی بود که آسمان گسترده و زمین پهناور و ظلمت و نور و خورشید و ماه و بهشت و جهنّم وجود نداشت. عباس(عموی پیامبر) سؤال کرد: ای رسول خدا، چگونه خداوند شما را آفرید؟

پیامبر فرمودند: ای عمو، وقتی خداوند اراده کرد که ما را بیافریند، کلمه ‏ای ادا کرد، و نور را از آن کلمه به وجود آورد. سپس کلمه ‏ای دیگر فرمود و روح را از آن کلمه آفرید. سپس نور و روح را درهم مخلوط کرد و مرا و علی و فاطمه و حسن و حسین را آفرید و ما تسبیح و تقدیس خداوند کردیم. در آن زمانی که هیچ تسبیح و تقدیسی وجود نداشت و آنگاه که خداوند اراده کرد. موجودات را بیافریند، شکافت نور من را و خلق کرد از نور من عرش را، پس عرش الهی از نور من است و نور من از نور خدا و نور من برتر است از عرش. سپس شکافت نور برادرم علی را و خلق کرد از آن نور، فرشتگان را و فرشتگان از نور علی هستند و نور علی از نور خدا است و علی برتر است از فرشتگان. سپس شکافت نور دخترم فاطمه را و آفرید از نور او آسمان‏ها و زمین را. پس آسمان‏ها و زمین از نور دخترم فاطمه است و نور دخترم فاطمه از نور خداست و دخترم فاطمه برتر است از آسمان‏ها و زمین. سپس شکافت نور فرزندم حسن را، پس خلق کرد از آن خورشید و ماه را، پس خورشید و ماه از نور فرزندم حسن است و نور او از نور خداست و حسن برتر است از خورشید و ماه. سپس شکافت نور فرزندم حسین را، پس خلق کرد از آن بهشت و حورالعین را، پس بهشت و حورالعین از نور فرزندم حسین است و نور او از نور خداست و حسین برتر است از بهشت و حورالعین 

بوی بهشت

* هنگامی كه عایشه به بوسیدن مكرّر حضرت فاطمه توسط پیامبر اعتراض كرد، رسول خدا به او فرمودند:
ای عایشه! هنگامی كه به معراج رفتم، به بهشت وارد شدم. سیبی را خوردم. پس به نوری در صلب من تبدیل شد و خداوند از آن نور فاطمه را خلق کرد پس هرگاه می خواهم بوی بهشت را استشمام کنم فاطمه را می بوسم پس روز قیامت فاطمه با لباس های بهشتی و در میان ده هزار نفر خدمتکار وارد محشر می شود و منادی ندا می کند همگي چشم های خود را پايين بندازید تا فاطمه عبور کند. (مناقب أمير المؤمنين عليه السلام لمحمد بن سليمان الكوفي: ج2، ص 206، ط النهضة ينابيع المودة للقندوزي الشافعي: ج 2، ص 131، ط دار الأسوة)

علت اینکه ندا می رسد چشمان خود را فرو بندازید به خاطر محرم و نامحرمی نیست؛ چه اینکه این موضوعات در جهان بعد موضوعیت خود را از دست می دهند بلکه این حکمی تکوینی است یعنی عظمت نورانیت حضرت تکوینا غض بصر خواهد نمود.

* مفضل می گوید که حضرت صادق علیه السلام فرمود:

خداوند تبارک و تعالی ارواح را دو هزار سال قبل از اجساد خلق نمود و بالاترین و شریف ترین آنها را ارواح محمد و علی و فاطمه وحسن و حسین و ائمه بعد از ایشان صلوات الله علیهم قرار داد، سپس آنها را بر آسمانها و زمین و کوه ها عرضه داشت و نور ایشان همه آنها را فرا گرفت... (بحار الانوار، ج 26، ص 320، ح 2)

* جابر از حسین سؤال کرد: چرا فاطمه را «زهراء» نامیده‌اند؟ او فرمود: خداوند فاطمه را از نور عظمت خود آفرید. وقتی فاطمه درخشید، زمین و آسمان را نورانی کرد. چشمهای ملائکه غرق نور شد و خداوند را سجده کردند و از روی تعجب گفتند: خداوندا! این چه نوری است؟ وحی شد که این یکی از نورهای من است، در آسمان جایش دادم و او را از طریق پیامبر متولد گردانیدم و او را بر همه پیامبران برتری دادم و از آن نور، ائمه هدی به وجود آمدند، تا دستورات مرا اجرا نمایند و مردم را هدایت کنند، آنها بعد از قطع شدن وحی، جانشینان من در زمین هستند (بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۲، ر ۵ از علل‌الشرایع)

* عایشه می‌گوید: شب هنگام، ما در نور صورت فاطمه زهرا خیاطی، پشم‌ریسی و بافندگی می‌کردیم و چون صورتی بسیار درخشنده داشت «زهراء» نامیده شد (فاطمه زهراء علیهاالسلام بهجة قلب المصطفی، ج ۱، ص ۱۸۰ از احقاق‌الحق، ج ۱۹، ص ۱۶)

عنایت حضرت زهراء سلام الله علیها به شیعیان:

بنا بر روایات اولین جایی که عنایت حضرت زهراء شامل حال شیعیان شد در اول آفرینش و در عالم ذر بود؛ نور زهرای اطهر به هر کسی تابید شیعه مرتضی علی شد یعنی شیعیان و فرقه ناجیه فیض "یا علی" را از کانال وجود حضرت زهراء گرفته اند؛ چه اینکه هر فیضی بنا بر آیه تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر در لیله القدر تقدیر می شود و حقیقت لیله القدر بنا بر روایات حضرت زهراست و کدام فیض بالاتر از فیض یا علی گفتن؟

در این رابطه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هنگامی که خداوند متعال خواست بهشت را بیافریند آن را از نور وجه خویش خلق کرد، سپس آن را گرفته به سوی ما افکند. یک سوم آن نور به من رسید و یک سوم آن به فاطمه و یک سوم دیگر به علی و خاندانش اصابت کرد. از آن نور به هر کسی که چیزی تابیده شده باشد به ولایت آل محمد راه پیدا می کند و هر کس از آن نور چیزی به او نرسیده باشد، از ولایت خاندان محمد منحرف و گمراه می شود (بحار الانوار، ج 43، ص 44)

آیات و روایات دیگری نیز وجود دارند که در مظان این معنا هستند مثل جمله يهدي الله لنوره من يشاء؛ خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مي كند. یا آیه 35 نور: الله نور السماوات و الارض مثل نوره كمشكاة فيها مصباح المصباح في زجاجة الزجاجة كانها كوكب دري يوقد من شجرة مباركة زيتونة لا شرقية و لا غربية يكاد زيتها يضي‏ء و لو لم تمسسه نار نور على نور يهدي الله لنوره من يشاء و يضرب الله الامثال للناس و الله بكل شي‏ء عليم یا 15 مائده: قد جائكم من الله نور و كتاب مبين و ... که بنا بر روایات مشکاه و نور به اهل بیت علیهم السلام تاویل شده است. و نیز امام حسین در دعای عرفه می فرماید: اللهم... انْتَ الَّذِی اشْرَقْتَ الْانْوارَ فی قُلُوبِ أَوْلِیائِک 

 فاطمه سلام الله علیها کوثر ولایت:

* انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر ان شانئک هو الابتر. گرچه سوره حمد آغاز قرآن است اما از همان بچگی همه با انا اعطیناک الکوثر به قرآن راه پیدا می کنیم؛ کوتاه است و سرآغاز

ای نام تو بهترین سرآغاز           بی نام تو نامه کی کنم باز

و چه خوش گفت پدر بزرگوارش: قرآن و عترت هرگز از هم جدا نمی شوند؛ یعنی فیض مادرمان همیشه جاری است.

کلمات بکار رفته در این سوره منحصر به فرد است و در سوره های دیگر بکار نرفته و جالب است که فاطمه نیز در لغت به معنای جدا شده، استثنایی و منحصر به فرد است.
* کوثر یعنی خیر کثیر یعنی زیاد؛ کانه از همین ابتداء دارد می فرماید ما به شما زیادی داده ایم و باید زیاده را برگرداند. سوره نیز کوچکترین سوره است کانه باز می خواهد بگوید عمرش طولانی نخواهد بود بهاری است که زود به خزانش می کشانند.

بعد می فرماید حالا که کوثر داری با رب خودت ارتباط برقرار کن (فصل لربک).

و انحر؛ یعنی با کوثر، تکاثر دنیا را ذبح کن و پشت سر بنداز و بدان که دشمن ابتر است و کاری از پیش نخواهد برد (ان شانئک هو الابتر).

و چه بگویم در معنای این چینش: کوثر (زهراء)... وانحر (کشتن)... شانئک (دشمن) گویی خداوند با کوثر خواندن و کوتاه آوردن سوره و بکار بردن دشمن و کشتن، حرف از شهادت قریب الوقوع بانوی اعظم دارد.

نقش من در بیکاری - روایات مربوط به کار و بیکاری

http://nedaesfahan.ir/wp-content/uploads/2016/02/%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-365x219.jpg

برگرفته از کتاب «نقش من در بیکاری»، به قلم اکبر اخوان مقدم (مدیر خیریه نذر اشتغال امام حسین)

برای آشنایی بیشتر با این کتاب (اینجا) و (اینجا) را بخوانید.

پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) کار می کردند

«علی بن حمزه می گوید: موسی بن جعفر(ع) را دیدم در زمین خود کار می کرد و عرق از بدنش می ریخت، عرض کردم: جانم به قربانت، مردها کجا می باشند که آنها کار کنند؟ فرمودند: ای علی با دست خود کار کردن در زمین خود، چه کسی از من و پدر من بهتر بوده است؟ گفتم: چه کسی؟ موسی بن جعفر(ع) فرمودند: رسول خدا (ص) و امیرالمومنین (ع) و پدرانم تمام آنها، با دست خود کار می کردند» و این عمل پیامبران و فرستادگان و اوصیا و صالحان بوده است.

بیکار، مورد غضب خداست

همانطور که کار ارزشمند و کارگر محبوب پروردگار عالم است، بیکاری زشت و نکوهیده و نادرست و شخص بیکار مورد غضب خدا و نفرت خلق است. [1]

امام صادق (ع) می فرمایند: «ان الله یبغض کثره النوم و کثره الفراغ»[2]. (خواب زیاد و بیکاری زیاد، مورد غضب خداست) و حضرت موسی بن جعفر (ع) می فرمایند: «ان الله عزوجل لیبغض القبر النوام ان الله یبغض العبدالفارغ»[3]. (به راستی که خداوند خشم دارد بنده ای را که زیاد بخوابد و شخص بیکار مورد غضب خداوند است).

بیکار عقلش کم می شود

کار و فعالیت، فکر و مغز انسان را به کار انداخته و عقل و تدبیر را زیاد می کند. امام صادق(ع) می فرمایند: «التجاره تزید فی العقل»[4]. (تجارت و کار عقل را زیاد می کند).

بیکار دعایش مستجاب نمی شود

انتظاری که فرد بیکار جهت استجابت دعا و تامین احتیاجاتش بدون تلاش دارد ، نابجا است؛ همانگونه که پیامبر فرمودند: پنج دسته دعایشان مستجاب نمی شود، یکی از آنها مردی است که در خانه خود بیکار بنشیند و بدون اینکه با تلاش به دنبال طلب روزی برود، بگوید: خدایا روزی نصیب من کن. «رجل جلس فی بیته و قال اللهم ارزقنی و لم یطلب»[5].

بیکاری و فقر

شکی نیست که با کار و تلاش چرخ های اقتصادی به راه می افتد و نیازهای مردم برآورده می شود؛ بیکاری سبب رکود اقتصادی و پائین آمدن سطح تولید و موجب کمبود، درماندگی و فقر می شود؛ آنگونه که امام صادق (ع) در پاسخ به فضیل بن یسار که گفته بود من امروز بیکارم، فرمودند: «کذلک تذهب اموالکم و اشتد علیه»[6]. همینطور (به دلیل بیکار بودن) دارایی های شما از بین می رود و فقیر می شوید؛ و سخت او را مورد نکوهش و توبیخ قرارداد و نیز می گوید: من کار را ترک کرده بودم و فقیر و بی سرمایه شدم؛ امام صادق (ع) فرمودند: «هرگز، چنین (بیکار) مباش، درب مغازه خود را باز کن وسایل کارت را پهن کن و از پروردگارت روزی بخواه »[7].

بیکار از رحمت خدا به دور است

کسی که کار و تلاش نمی کند قادر به تامین مخارج خود و عایله اش نبوده و نه تنها نمی تواند باری از دوش جامعه بردارد بلکه خود و عایله اش سرباری بر دوش جامعه بوده و فرد، ملعون و از رحمت خداوند به دور است، چنانچه پیامبر(ص) می فرمایند: «ملعون من التی کله علی الناس»[8]. پیامبر(ص) می فرمایند: (ملعون کسی است که کار و تلاش نمی کند و بار و زحمت خود را بر جامعه تحمیل کرده است) و در حدیث دیگر فرمودند: «ملعون ملعون من یضیع من یحول»[9]. پیامبر(ص) می فرمایند: ملعون از رحمت خدا به دور است، کسی که بیکار بوده و با درمانده کردن عایله اش را ضایع و بی ارزش کند.

کم کاری بزرگترین عامل بدبختی

همانطور که بیکاری زیانبار و بیکار مورد نکوهش است. کم کاری، سستی و تنبلی نیز نکوهیده و موجب ضرر است و فرد سست، بی حال و کم کار در امور دنیا و آخرت عقب افتاده و ضرر می بیند، لذا همان طور که در روایات اسلامی بیکاری مزمت و نکوهش شده کم کاری و سستی نیز ملامت شده است، چنانچه امام باقر(ع) می فرمایند: «این لابغض الرجل ان یکون کسلانا عن امر دنیا و من کسل عن امر دنیاه فهو من امر آخرته اکسل»[10]. (من دشمن می دارم مردی را که در کار دنیایش بی حال و سست باشد و در کار آخرتش سست تر است) و امام صادق(ع) نیز فرمودند: «کسی که در کار عبادت و نمازش سست باشد خیر و خوبی در آخرتش نیست و کسی که در اداره امور زندگیش سست و بی حال باشد خیر و خوشبختی در کار دنیایش نمی باشد»[11] و نیز امام صادق(ع) فرمودند: «عدو العمل الکسل»[12]. سستی و بی حالی دشمن کار است.

(حضرت امام خمینی: اسلام برای کارگر ارزش و برای کار او ارج قایل است، ارزش و احترام یعنی همان طور که یک فرد عالم، یک مرد مجاهد را توصیف می کند، فردکارگر، زارع، هر کارگری را می گوید همه شان مثل همند، مثل شانه ای که این رگهایی که دارد، همه هم قد هستند، مثل هم هستند.)[13]

(مقام معظم رهبری می فرمایند: یک کشور اگر بخواهد عزت خود را، هویت خود را، منافع خود را، امنیت خود را به دست بیاورد، احتیاج دارد به ابتکار، به کار). با نشستن، با خوابیدن، با غفلت از اطراف، نمی شود به اهداف عالی دست پیدا کرد. اینکه می بینید جامعه ی اسلامی و کشورهای اسلامی چند سال- دویست سال، سیصد سال- دچار عقب ماندگی شدند، که امروز چوب آن عقب ماندگی را همه ی ما داریم می خوریم، این بخاطر غفلت ها بود.

سخنان بزرگان در مورد کار و بیکاری

«گناهکارترین مردم کسی است که خدا را مسئول کارهای نادرست و زشت خود بداند. حضرت محمد(ص).»[14]

«زندگی بدون کار، مردن پیش از وقت است. (گوته).»[15]

«مغز تنبل کارگاه شیطان است. (فرانکلین).»[16]

«کسی که به امید شانس زنده باشد، سالها قبل مرده است. (مثل فرانسوی).»[17]

«بدبختی در کنار خوشبختی ایستاده است. (مثل یوگسلاوی).»[18]

«بدبختی همیشه از دری وارد می شود که برای او باز گذاشته اند. (مثل چکسلواکی).»[19]

«من نهصد و نود و نه بار شکست نخورده ام بلکه من نهصد و نود و نه روش یاد رفته ام که چگونه لامپ ساخته نمی شود. (ادیسون). »[20]

«کسی که با زحمت کار می کند با خوشحالی خواهد خورد. (مثل چینی).»[21]

«نبوغ یک درصدش الهام است و نود و نه درصد دیگرش، عرق ریختن و تلاش. (ادیسون).»[22]

«از بزرگمهر حکیم پرسیدند: کارها به کوشش است یا به تقدیر؟ جواب داد: کوشش خود تقدیر را سبب می شود. »[23]

«انسانی که روزگار را به کاهلی و بطالت می گذراند، بزرگترین دزد است. (گراهام بل).»[24]

«تمامی آنچه که می خواهی بدان دست یابی را خودت بپروران. (شکسپیر). »[25]

«جواهر بدون تراش و مرد بدون زحمت وکار، ارزش پیدا نمی کند. (مثل چینی).»[26]

چه شده است که در کشور عزیزمان با توجه به تعلیمات دینی، گفتن کلمه "بیکارم" شرم آور نیست. چگونه است که وقتی از دانشجو سوال می شود "چه کاره ای؟" می گوید: "دانشجویم" و از اینکه دانشجویی را شغل می داند خجالت نمی کشد؟ اصلاً فکر هم نمی کند باید شغلی را معرفی نماید که در حال انجام آن است و به هیچ وجه احساس نمی کند که سربار جامعه شده است!

 پی نوشت

www.nazreeshteghal.Com

[1] مضرات بیکاری

[2] آثار خواب زیاد بر اساس کتاب احادیث شیعه

[3] احادیث موضوعی

[4] عوامل ازدیاد روزی در قرآن

[5] اثر دعا از جنبه روانی و تربیتی

[6] پایگاه اطلاع رسانی غدیر

[7] داستان های کوتاه و جذاب

[8] جهاد اقتصادی و سیره معصومین

[9] احادیث رذایل اخلاقی

[10] دائره المعارف اسلامی طهور

[11] دعوت و تبلیغ اهل سنت

[12] کسالت در روایات

[13] درودی، هما، فرهنگ کار از دیدگاه اسلام، farsi.khamenei.ir/others-article (1384)

[14] تبیین ویژگی های مدیران از دیدگاه امام علی (ع)

[15] مجله زندگی، سلامت، سرگرمی

[16] http://facenama. com

[17] نکته ها و ضرب المثل ها

[18] کلمات قصار درباره خوشبختی

[19] گفته ها و نوشته ها

[20] یادداشتهای یک معلم

[21] فرهنگ ملل درباره پشتکار و اراده

[22] سخنان پندآموز

[23] مجله روز شمار موفقیت

[24] تعلیم و تربیت در هزاره سوم

[25] مجله کلید موفقیت

[26] سخنان آموزنده