آراسته کردن ذهن به ابزارهای آینده، چراغی برای عبور از مهِ اطلاعات و نقشه‌ای برای اقیانوسِ زندگی

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که مهم‌ترین سرمایه‌گذاری زندگی‌تان برای فرزندتان چیست؟ در دنیایی که با سرعتی باورنکردنی در حال تغییر است، مدارس صرفاً جای حفظ کردن فرمول‌ها نیستند؛ آن‌ها کارگاه‌های ساخت شخصیت و آینده‌اند. تربیت فرزندانی توانمند، نیازمند نگاهی متفاوت به آموزش است.

نگاهی در سه محور حیاتی

۱– سواد رسانه‌ای:

سواد رسانه‌ای دیگر یک مهارت جانبی نیست، بلکه واجب تربیت نسل هوشمند است. در دنیایی که کودکان ما با دریایی بی‌کران از اطلاعات و تصاویر روبرو هستند، سواد رسانه‌ای به معنای واقعی کلمه یک «سپر دفاعی» است. در دنیایی که کودکان هر روز با محتوای دیجیتال روبه‌رو هستند، آموختنِ تشخیص درست از نادرست، تفکر نقادانه و رفتار مسئولانه در فضای مجازی، همان اندازه اهمیت دارد که خواندن و نوشتن.

آموزش سواد رسانه‌ای به دانش‌آموزان دبستانی کمک می‌کند تا به جای تأثیرپذیری، انتخاب‌گر و تحلیل‌گر باشند؛ بتوانند پیام‌ها را بفهمند، فریب نخورند و از رسانه برای رشد و خلاقیت استفاده کنند. آموزش این مهارت به دانش‌آموزان دبستانی، آن‌ها را از مصرف‌کنندگان منفعل به کاربرانی هوشمند، آگاه و منتقد تبدیل می‌کند. این آموزش به فرزندانتان یاد می‌دهد چگونه اخبار جعلی را تشخیص دهند، خطرات فضای مجازی را بشناسند و از تکنولوژی به‌صورت ایمن، مسئولانه و اصولی استفاده کنند تا در دنیای دیجیتال، همیشه یک قدم از دیگران جلوتر باشند.

در کلاس‌های رسانه دبستان پسرانه طاها، آموزش سواد رسانه‌ای و مهارت‌های فناورانه از پایه و به‌ صورت مرحله‌ به‌ مرحله طراحی شده است. دانش‌آموزان در دوره اول با مبانی کار با رایانه آشنا می‌شوند و به ‌تدریج مهارت‌هایی مانند کار با ورد، اکسل، پاورپوینت و مفاهیم اولیه برنامه‌نویسی را فرا می‌گیرند و دانش‌آموزان دوره دوم با نرم افزار اسکرچ Scratch وارد دنیای جذاب برنامه‌نویسی می‌شوند؛ این آموزش‌ها به‌صورت بازی‌محور، خلاقانه و متناسب با سن است. با توجه به رشد سریع و فراگیر شدن فناوری‌های نوین، آموزش مفاهیم هوش مصنوعی نیز متناسب با سن دانش‌آموزان در برنامه‌های آموزشی کلاس رسانه قرار گرفته است. همچنین در طول دوره دانش‌آموزان با آموزش‌های فرا گرفته به سمت بازیوارسازی یا همان گیمیفیکیشن Gamification مباحث درسی هدایت می‌شوند که بسیار در یادگیری خلاقانه تاثیرگذار است.

امید است با این آموزش‌ها کودکان بتوانند به‌صورت درست، اصولی و آگاهانه از این ابزارهای نوین استفاده کرده و فعالیت‌های آموزشی خود را در مسیر صحیح و هدفمند پیش ببرند.

۲– مهارت زندگی:

موفقیت تحصیلی بدون موفقیت شخصی، ناقص است. آموزش مهارت‌های زندگی در دبستان، زیربنای شخصیت‌سازی کودکان است و آن‌ها را برای چالش‌های واقعی دنیا مجهز می‌کند. این مهارت‌ها به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا احساسات خود را مدیریت کنند، روابط سالم بسازند و مسئولیت‌پذیری را بیاموزند. مهارت‌هایی مانند مدیریت هیجان، حل مسئله و همدلی، نه‌تنها آنان را در مدرسه موفق‌تر می‌سازد، بلکه برای زندگی آینده‌شان اعتماد‌به‌نفس و آرامش درونی به همراه دارد. تربیت کودکی شاد، با‌اعتمادبه‌نفس و دارای اخلاق نیک، تضمین‌کننده آینده‌ای روشن و موفق برای اوست؛ چرا که مهارت زندگی، هنرِ زیستن است که هیچ کتاب درسی به تنهایی نمی‌تواند آن را بیاموزد.

مدرسه‌ای که مهارت‌های زندگی را جدی می‌گیرد، در حقیقت انسان‌های متعادل، توانمند و شاد برای جامعه فردا تربیت می‌کند.

۳– رباتیک:

آموزش رباتیک در دبستان، تنها یک سرگرمی نیست؛ بلکه کلید ورود به دنیای آینده است. این آموزش با ترکیب بازی و مهندسی، قدرت تفکر منطقی و حل مسئله را در کودکان تقویت می‌کند و ذهن آن‌ها را برای چالش‌های پیچیده فردا آماده می‌سازد. رباتیک به دانش‌آموزان می‌آموزد به جای حفظ کردن، خالق و نوآور باشند و با کار گروهی، اعتمادبه‌نفس لازم برای موفقیت در مشاغل پیشرو را در خود ایجاد کنند.

کودکان در کلاس‌های رباتیک یاد می‌گیرند چگونه ایده را به عمل تبدیل کنند، منطق برنامه‌نویسی را بفهمند و خلاقیت خود را در قالب فناوری بروز دهند.این آموزش، پلی است میان بازی و یادگیری واقعی؛ جایی که تفکر خلاق، کار تیمی و اعتماد‌به‌نفس رشد می‌کند.

پیش ثبت‌نام پیش‌دبستانی و دبستان پسرانه طاها اصفهان برای سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶

مجتمع آموزشی طاها با استفاده از روش‌های نوین آموزشی، توجه به شادی و نشاط در مدرسه، آموزش مهارت‌های زندگی و ایجاد زمینه‌هایی جهت پرورش روحیه معنوی، برای سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶ از بین متقاضیان برای مقاطع پیش دبستانی، و دوره‌های اول و دوم ابتدایی به صورت محدود ثبت‌نام می‌کند. پیش‌ثبت‌نام از طریق مراجعه به سایت رسمی مدرسه به آدرس زیر

https://tahaschool-esf.ir

یا مراجعه به آدرس

https://panel.tahaschool-esf.ir/auth/register امکان‌پذیر می‌باشد.

لازم به ذکر است پیش‌ثبت‌نام پیش‌دبستانی پسرانه از ۲۰ بهمن ماه تا تکمیل ظرفیت و میان‌پایه‌ها از اول تا ۳۰ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ امکان‌پذیر می‌باشد.

جهت کسب اطلاعات بیشتر تماس با ۰۳۱-۳۲۲۲۸۳۲۶

انتهای پیام/

گفتگو با حجت الاسلام حسین میرزایی/ ایده مهدکودک موسسه انشا قابلیت تکثیر دارد

گفتگو از هادی دهداری

مؤسسه فرهنگی انشاء (اندیشه های ناب شیعی ایرانی اسلامی) چند سالی است با همت و همکاری جمعی از طلاب فاضل حوزه علمیه پا به عرصه جهاد و مسئولیت نهاده است. این مؤسسه، به گفته مسئولین آن، تأسیس گردیده تا واحدی باشد برای دردمندان از نخبگان جامعه، تا در آن به یاری خدا، برای تحقق بعضی از منویّات مقام معظم رهبری و ادای دین نسبت به جامعه و دین، چاره و برنامه ای اندیشه کنند.

موسسه انشا در زمان تاسیس با مشاوره های اسلامی در زمینه خانواده، ازدواج، طب سنتی، استعدادسنجی تحصیلی و شغلی شناخته میشد اما به زودی توانست با کلاسهای آموزشی و تاسیس مهدهای کودک و دبستان در چند استان کشور توجه جمع کثیری را به خود جلب کند.

برای آشنایی با موسسه انشاء در خدمت حجت الاسلام حسین میرزایی موسس و رئیس این مجموعه هستیم تا سوالهایی از فعالیت های موسسه داشته باشیم.

***

* از چگونگی و زمان تاسیس موسسه انشاء توضیحاتی بدهید؟

حسین میرزایی: در سال ۸۶ توفیق مدیریت مدرسه علمیه میرزا حسین را داشتیم. آن زمان قصد داشتیم تا طلبه ها در کنار تحصیلات حوزویشان تخصص هایی هم کسب کنند؛ کارگروه هایی مثل معرفت النفس، طب، اقتصاد، رسانه و مدیریت در مدرسه راه اندازی شد که در هر کدام چند نفر از طلبه ها مشغول به فعالیت شدند. از بین این کارگروه ها کارگروه «معرفت النفس» ثمر داد.

خودشناسی دغدغه ۲۵ ساله من بود ولی آنجا و در تدریس و بحث هایی که در کارگروه اتفاق افتاد ثمره های اجتماعی معرفت النفس خودش را نشان داد. این شد که در سال ۹۰ بعد از تحویل مدیریت مدرسه به فکر تاسیس مرکز مشاوره افتادیم. قبل از ورود به بحث مشاوره دو دوره احادیث مربوط به مشورت را با دوستان بحث کردیم و با دو سه نفر از طلبه های مدرسه کار مشاوره در طبقه سوم مسجد امام حسن عسکری(ع) در خیابان شریعتی شروع شد.

حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی زحمت کشیدند و تشریف آوردند و موسسه را افتتاح کردند.

از آن زمان تقریبا هر سال گروه های ۳ تا ۴۰ نفری به مجموعه دوستان اضافه شدند. ریزش ها و رویش هایی داشتیم ولی به توفیق الهی الآن با مجموعه اصلی ۵۰ نفره و مجموعه دوستان همراه ۲۰۰ نفره در حال خدمترسانی هستیم.

* بجز مشاوره، موسسه انشاء چه فعالیت دیگری دارد؟

– اول با مشاوره شروع شد بعد تجربه هایی در زمینه های طب سنتی و مشاوره کودک بوجود آمد. فعالیت های طب سنتی و سوزن درمانی طب چینی راه اندازی شده است که با استقبال فراوان و رضایت حداکثری ادامه دارد. الان موسسه انشاء ۳ طبیب دارد و ۲۰ نفر دستیار که علاوه بر تغذیه، اعمال یداوی مثل حجامت و فصد و ماساژ هم انجام می دهند.

با تکمیل بحث های کودک زیر ۷ سال در موسسه و منظم شدن مباحث آن مهد کودکی در سال ۹۳ راه اندازی شد تا در تجربه هم نشان دهیم که مبانی انسان شناسی موسسه پاسخگوست. الآن در سطح کشور هشت مهدبازی مشغول به فعالیت هستند. ایده مهدبازی مبتنی بر نظام تربیت اسلامی برای کودکان ۳ تا ۷ ساله است. در این الگو تلاش می شود تربیت کودک و رفع اختلال های احتمالی او از مسیر بازی، طب و تغذیه، حفظ سیادت و کرامت و استعدادیابی و شخصیت شناسی او انجام پذیرد.

این الگو الآن طرحی پخته با ۵ سال سابقه اجرایی است که قابلیت تکثیر دارد و ما به همه علاقه مندان به کار کودک می گوییم می توانند از این الگو برای تاسیس مهد استفاده کنند و موسسه انشاء هم همه امکانات و علوم تولیدی و تجربی خود را در اختیار آنها قرار می دهد.

در ادامه نظام تربیتی ۷ تا ۱۴ سال هم تکمیل شد و موسسه انشاء از سال ۹۷ سه ادبستان هم تاسیس کرده است که دو تا از این ادبستان ها با همکاری موسسه سماء دانشگاه آزاد در تهران راه اندازی شده است.

در این مدت یکی از نیروهای موسسه که اصالتا قزوینی بودند شعبه ای از موسسه انشاء در شهر قزوین راه اندازی کردند و الآن نزدیک به ۵ سال است که موسسه انشاء قزوین به هموطنان قزوینی هم خدمات ارائه می دهد.

* مشاوره ها و طب استفاده شده در موسسه اسلامی است؟

– اینکه یک فعالیت اسلامی هست یا نیست بستگی به تعریف شما از اسلامی دارد. چند روش می شود سنجش کرد؛ اول اینکه علم و عملی که می خواهد اسلامی باشد نباید دعوت به حرام داشته باشد. این روش شورای نگهبان است یعنی بگوییم این علم یا عمل ما منافاتی با اسلام ندارد. برای مثال در طب سنتی از شراب یا بدن حیوان حرام گوشت در درمان استفاده می کنند که ما در طب موسسه هر چیزی که حرام باشد استفاده نمی کنیم. در مشاوره هم همینگونه هست؛ روانشناسان گاه سفارش به حرام مثل رابطه قبل از محرمیت دارند یا ترک نماز و روزه دارند که ما در مشاوره های خانواده و ازدواج اینطور دستورالعمل هایی را نداریم.

این جنبه سلبی اسلام یعنی اسلام کارها و حرف هایی را نمی پسندد مشاوران و طبیبان ما معتقدند که نباید آخرت خود را به دنیا بفروشند.

اما این کف دین هست؛ وقتی می شود گفت که این علم و عمل اسلامی است که نه تنها با اسلام ضدیت نداشته باشد بلکه مبتنی بر کلیات دین بنا شده باشد. در تحقیقات ما از دین اسلام به این نتیجه رسیده ایم که اسلام مبتنی بر فطرت انسانی بنا شده است، همان دارایی هایی که خداوند در دل انسان قرار داده تا انسان بتواند خدا را بشناسد و سعی کند هر روز خدایی تر شود.

امکاناتی که به انسان داده شده جسم و نفس و محیط اطراف و ماوراء است. بنا به مبانی اسلامی که انسان را جسم و نفس می گیرد و به غیب اعتقاد دارد آنچه در زندگی یک شخص در امور مادی و معنوی اش تاثیر دارد این چهار زمینه می شود که به استدلال عقلی زمینه دیگری وجود ندارد. مشاوره های موسسه انشاء هم این چهار قالب را دارند؛ ممکن است شخصی از مشکلی جسمی، روحش مضطرب شده و او با این مشکل تحت تاثیر ماوراء قرار گرفته و ضربه خورده باشد. پس مشاوره اسلامی مشاوره ای هست که در آن برای جسم و نفس و محیط و ماورای شخص نسخه داده شود.

ما از قرآن کریم و روایات دارایی های اولیه انسان را استخراج کرده ایم و در نقشه انسان ارائه کرده ایم. این نقشه فطرت را نشان می دهد و وقتی به دستورات اهل بیت نگاه می کنیم می بینیم همه مبتنی بر همین نقشه است. این یک نشان و میزان برای اسلامی بودن علم و عمل است. میزان های دیگر هم هست مثلا هدف از خلقت و هدف از دین در احادیث شیعه مشخص شده است. هدف از دین کمال انسان است و وقتی با این میزان سراغ احادیث برویم با دستورالعمل هایی روبرو می شویم که هدفش کمال انسان است، هدفش تخلق به اخلاق الهی است. این سری دستورالعمل ها هم اگر در مشاوره ای باشد آن مشاوره اسلامی است.

جهت های دیگری هم اسلامی بودن علم یا عمل دارد چون بحث تخصصی می شود از آن می گذریم.

* آیا به فکر تربیت نیرو هم هستید؟

– بله از اول ما با دوستان طلبه کار را شروع کردیم و هر سال به موسسه انشاء افرادی اضافه می شدند و از سه سال پیش «مدرسه انسان» با ۱۴۰ نفر خانم و ۸۰ نفر آقا راه اندازی شد تا بتوانیم در چهار سال مبانی مشاوره ای و طبی مقدماتی را به دانش پژوهان مدرسه عرضه کنیم. خروجی این مدرسه طبیب جسم و روح عمومی است که با ابزار طب و مشاوره می تواند بصورت عمومی نه تخصصی مشکلات افراد را بررسی کند و راه حل ارائه دهد.

* سوال آخر؛ نشانی موسسه را هم می توانید بدهید؟

– بخش های مختلف موسسه انشاء چه در اصفهان و چه در قزوین و تهران تلفن و سایت و کانال در شبکه های اجتماعی دارند.

آدرس موسسه در اصفهان: میدان طوقچی، خیابان مصلی، روبروی مسجد مصلی، کوچه امام زاده ابراهیم، طبقه دوم امام زاده ابراهیم

تلفن: ۰۳۱۳۴۴۶۸۵۵۸

http://enshaa.ir/

https://www.instagram.com/enshaamoozesh

 

 

 

انتهای پیام/

داستان عجیب این روزها؛ آخرین وضعیت قیمت خودرو در بازار

به گزارش اطلاع نیوز، در بازار ایران قیمت خودرو نوسانات زیادی را تجربه کرده است و بالاخره گویا مسئولان دولتی تصمیم خود را گرفتند تا افزایش رسمی قیمت خودرو را تصویب کنند و قیمت های جدید را به قیمت بازار برسانند تا کارخانه ها خودشان دوباره محصولاتشان را بفروشند.

بازار خودرو یکی از سال های عجیب خود را پشت سر می گذارد، از یک سو از ابتدای امسال نوسانات بازار ارز در کشور باعث مشکلات عدیده ای در اقتصاد شده و از سوی دیگر گرانی کالا های مختلف مردم را به ستوه آورده است؛ بازار خودرو هم که از این گرانی ها بی نصیب نیست و از ابتدای امسال با بالا رفتن قیمت دلار قیمت خودرو هم به شدت افزایش پیدا کرده است. این افزایش قیمت کاملا برنامه ریزی شده اتفاق افتاد و مسئولان دولتی هم نتوانستند در مقابل کارخانه ها تدبیری بیاندیشند.

در ابتدا کارخانه ها که نمی توانستند بصورت رسمی قیمت ها را بالا ببرند با ترفندهای مختلف از ارائه تولیداتشان به بازار ممانعت کردند و خودروی صفر در بازار نایاب شد، سپس تولید کنندگان خودرو های تولید شده را در پارکینگ های خودشان انبار کردند.

وقتی که در بازار خودروهای صفر نایاب شد و متقاضیان خودرو به نبود محصولات اعتراض کردند، کارخانه ها اعلام کردند به دلیل گرانی ارز و عدم توانایی خرید برخی از قطعات اصلی خودرو های تولیدی ناقص هستند و امکان ارائه این خودروها به بازار وجود ندارد، اما تا به امروز این موضوع بصورت رسمی از ارگان های دولتی ناظر تایید نشده است. در این شرایط قیمت خودرو های داخلی افزایش زیادی پیدا کرد و متاسفانه هیچ کدام از مسئولان دولتی هم در مقابل این موضوع اعتراضی نکردند.

در نتیجه این اقدام کارخانه ها قیمت خودرو در بازار دو نرخی شد و قیمت کارخانه عملا از چرخه معاملات مردم خارج شد و مصرف کنندگان مجبور به خرید از بازار شدند که مشخص نبود چه کسی این خودرو ها را تامین می کرد، این موضوع چندین ماه ادامه پیدا کرد تا جایی که بطور مثال قیمت پراید از حدود ۲۲ میلیون تومان به حدود ۳۲ میلیون تومان رسیده است.

موضوع افزایش قیمت خودرو حدودا یک ماه است که در کشور مطرح شده است و در ابتدا تمام مسئولان دولتی با افزایش مجدد قیمت خودرو در سال ۹۷ به شدت مخالفت کردند و شخصا رییس جمهور هم وارد موضوع شدند و اعلام کرد با افزایش قیمت خودرو در شرایط کنونی مخالف است. این موضوع در یک ماه گذشته ادامه پیدا کرد و در چندین نوبت توسط مقامات مختلف تایید یا تکذیب شد تا امروز که زمزمه هایی دال بر افزایش قیمت خودرو در مجلس و دولت به تصویب رسیده است و این موضوع در هفته آینده بصورت رسمی اعلام خواهد شد.

این موضوع به نوعی پایان دادن به حدوده یک دهه قیمت گذاری توسط ارکان مختلف می باشد و مقرر شده است طبق توافق میان مقامات دولتی و کارخانه ها قیمت کارخانه به ۵% پائین تر قیمت فعلی بازار تبدیل شود تا پروژه آزادسازی قیمت خودرو هم کلید بخورد.

نتیجه افزایش قیمت خودرو

در نتیجه همه این مواضع مخالف در حالی بود که زنجیره خودروسازی کشور به خصوص قطعه‌سازان، طی چند ماه گذشته مصرانه خواستار افزایش قیمت خودرو براساس حاشیه بازار شدند. آنها حتی با ارسال نامه‌ای به رئیس‌جمهور، تاکید کردند که در صورت ادامه قیمت‌گذاری دستوری، موجی بزرگ از بیکاری، صنایع خودرو و قطعه کشور را دربر خواهد گرفت. هرچند با تصمیم شورای هماهنگی اقتصادی سران سه قوه، زنجیره خودروسازی کشور بالاخره به یکی از آرزوهای خود یعنی حذف شورای رقابت رسید، با این حال، در ادامه، شرایط به دلخواه آنها پیش نرفت.

طبق مصوبه شورای هماهنگی اقتصادی سران سه قوه، سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان و ستاد تنظیم بازار، جایگزین شورای رقابت در قیمت‌گذاری خودرو شدند و قرار شد قیمت‌های جدید پس از انجام کار کارشناسی و لحاظ کردن مسائل اجتماعی، ابلاغ شود.

با این شرایط قیمت خودرو های داخلی امروز شاهد یک تغییر بزرگ می باشد و البته باید به این موضوع هم اشاره کرد که مصرف کنندگان با افزایش قیمت منطقی مخالف نیستند، فرض کنید هر سال درصدی قیمت خودرو های داخلی افزایش پیدا می کند اما هیچ آپشن و امکانات جدیدی به آن اضافه نمی شود و کیفیت آنها نیز در حال کاهش است با این شرایط افزایش قیمت اصلا منطقی و درست نیست و مسئولان بعداز افزایش قیمت باید فکری هم به حال افزایش کیفیت خودرو ها بکنند.

آزادسازی قیمت خودرو

البته بطور قطع نمی توان اتفاقی که در سیاست های جدید دولت افتاده است را آزاد سازی کامل قیمت خودرو دانست زیرا هنوز سازمان حقوق مصرف کنندگان و تولید کنندگان و همچنین ستاد تنظیم بازار در پروسه قیمت گذاری خودرو نظارت خواهند داشت و اعمال نظر خواهند کرد، پس نمی توان عنوان کرد که این ماجرا به آزادسازی کامل قیمت خودرو می انجامد. اما این اتفاق کاملا منافع خودرو سازان در قبال افزایش قیمت ارز و… برآورده خواهد کرد و دیگر جایی برای بهانه جویی نمی گذارد.

در یک اظهار نظر جالب از سوی تولید کنندگان خودرو اعلام شد که نزدیک شدن قیمت کارخانه به قیمت بازار به نفع مصرف کنندگان نیز خواهد بود و عملا این طور استنباط می شود که افزایش قیمت خودرو به نفع مصرف کننده است، البته این موضوع می تواند ابعاد و زوایای زیادی داشته باشد که فقط به یک نمونه از آن اشاره می کنیم، خودرو سازان اعلام کردند که با افزایش قیمت خودرو و نزدیک شدن قیمت کارخانه به قیمت بازار دست دلالان و واسطه ها را کوتاه خواهد کرد و این نفع مصرف کننده را در دراز مدت تضمین خواهد کرد.

طبق وعده تولید کنندگان بعد از افزایش قیمت می بایست عرضه خودرو را در بازار افزایش دهند تا میان تقاضا و عرضه تعادل ایجاد شود، در غیر اینصورت بازهم امکان افزایش قیمت وجود دارد و هیچ ضمانتی برای تثبیت قیمت توسط کارخانه وجود ندارد.

انتهای پیام/

ترخیص شتاب زده بیمار از بیمارستان و تحمیل عوارض جانبی به جامعه

http://nedaesfahan.ir/wp-content/uploads/2018/06/139502261603411857712744-365x219.jpg
نامه ای سرگشاده به مسئولین وزارت بهداشت/ حلقه مفقوده ای مهم در بیمارستانهای کشور

جایگاه بیمار در نظام فکری- ارزشی کارکنان بهداشتی امر مهمی است که تأثیر زیادی بر رعایت اصول اخلاقی دارد. اصل رعایت منشور حقوق بیماران در هر جامعه ای یکی از مهم ترین وظایف اخلاقی در حیطه اخلاق پزشکی است که دارای سابقه ای دیرینه در دنیای پزشکی می باشد.

حقوق بیمار در کنار رضایت مندی وی از خدمات سلامت از مهمترین محورهای حاکمیت بالینی است. این موضوع منبعث از بیانیه ای است که در آن عزت ذاتی، حقوق برابر و لاینفک تمام افراد بشر به عنوان پایه و اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان به رسمیت شناخته شده است.

حقوق بیمار در واقع انتظارات به حقی است که بیماران از مؤسسات خدمات بهداشتی و درمانی دارند. یکی از مصادیق رعایت نشدن این حقوق، ترخیص شتابزده بیمار از بیمارستان ها بدون توصیه های مکمل درمانی است که موجب عارضه های ثانویه برای مردم می شود.

ترخیص شتابزده ممکن اسـت مراجعـات مجـدد بیماران را در اثر نقص درمان، ایجاد عفونت یـا تشـخیص نادرسـت موجب شود و به علت عدم توجه به ضرورت نظارت بر درمان بیمار به جای ارتقاء سلامت، کاهش آن را به دنبال داشته باشـد و از ایـن رهگذر هدف ارتقاء سلامت کاهش درد بیمار فـدای مصـالح مـادی گروه پزشکی گردد.

ضمن آنکه بستری مجدد به تحمل هزینـه مستقیم و غیر مستقیم مربوط به غیبت از کار و به تـاخیر افتـادن وظایف شغلی افراد منجر مـی شود.

در متن پیش رو به بررسی تفصیلی این حلقه مفقوده پرداخته شده است.

لطفا به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

تغییر مدیریت، تعطیلی و بی کاری بسیاری از همکاران سایت راسخون

http://nedaesfahan.ir/wp-content/uploads/2018/06/n00175898-b-200x120.jpg
نامه به رئیس دفتر مقام معظم رهبری در ادامه بی مهری به توانمندی های شهر اصفهان؛

توضیح: سایت راسخون که از دیرباز سایتی با عملکرد خوب کشوری و شناخته شده در میان نخبگان استان اصفهان بود، متاسفانه امروز اوضاع چندان خوبی ندارد و مدیریت آن نیز از شهر اصفهان گرفته شده است. اصفهان که مدت ها است با بی مهری های زیادی در عرصه های اجتماعی و اقتصادی روبرو شده است، امروز نیز متاسفانه در عرصه رسانه، چندان تریبون توانمند کشوری ندارد.

در ادامه متن نامه به رئیس دفتر مقام معظم رهبری را می خوانیم که توسط جمعی از کارکنان خداحافظی شده سایت راسخون تدوین شده است و به گزارش اوضاع می پردازد.

***

به نام خدای مهربان

حضور محترمِ جناب حجه الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی

رئیس دفتر مقام معظم رهبری

سلام علیکم؛

احتراماً با توجه به تعطیل شدنِ مؤسسه‌ فرهنگی هنریِ نورِ راسخون که یکی از قدیمی‌ترین سایت‌های فرهنگی مذهبی کشور را داشته و مورد عنایت معظّم له بوده است، گزارش زیر از چگونگیِ تعطیلی آن به عرض می‌رسد، امید که از سویِ آن دفتر، اقدامی در پاس داشتِ جایگاه آن سایت و زحماتِ دیرینه‌ کارکنانِ خالص و خدومِ آن مؤسسه انجام پذیرد.

سایتِ فرهنگی اطلاع رسانیِ راسخون با همکاریِ نزدیک به ۶۰ نفر کارمندِ قراردادی و شماری همکارِ پاره‌وقت یا پروژه‌ای، زیرِ نظرِ مؤسسه‌ی فرهنگی هنریِ راسخون در شهر اصفهان، از سال ۱۳۸۶ آغاز به کار کرده و از همان آغاز توانسته بود در میانِ سایت‌های معتبر کشور جایگاهی والا بیابد و پس از تبیان، با هزینه‌ای بسیار کمتر، با به کارگیریِ کارکنانِ متخصص و پژوهشگران حوزوی و دانشگاهی و دریافتِ هزاران مقاله از آنها و انگیزاندنِ نوجوانان و جوانان به تولید مطالبِ ارزشمند، افزون بر آنکه پشتوانه‌ای برایِ فعالّان علوم انسانی و مطالعات فرهنگی استان اصفهان و کشور باشد، دومین سایتِ فرهنگی پر بازدید کشور شود؛ سایتی با رسالتِ مقابله با تهاجمِ فرهنگی و فراهم آوردنِ اطلاعاتی امن، برایِ مردم و به ویژه جوانان.

شهر اصفهان، شهری فرهنگی است که از لحاظِ پژوهش‌های علوم انسانی و مؤسّساتِ پژوهشیِ متناسب، به ویژه در حوزه‌ی علوم انسانی، ظرفیّت خوبی برایِ کار دارد امّا این ظرفیّت هنوز فعّال نشده است و جز یکی دو مؤسسه‌ی وابسته به حوزه‌ی علمیّه، جایی برای کار فرهنگی و علوم انسانیِ سترگ و فراگیر، در این استان یافت نمی‌شود.

سایتِ فرهنگیِ اطلاع رسانیِ راسخون که یکی از موقوفات فرهنگی کشور بوده و از بودجه‌های موقوفات فرهنگی، به تولیت جناب حجه الاسلام و المسلیمن سید احمد سجّادی اداره می‌شد، در بیش از یک دهه فعالیّت خود یکی از پایگاه‌هایِ فعالیّت و گسترشِ علوم انسانی استان بود که توانسته بود به پشتوانه‌ی توانمندیِ فرزندانِ اصفهان، پایگاهی والا به دست آورَد، به ویژه که گستره‌ی فعالیّت آن کشوری بوده و در سه زبانِ عربی، انگلیسی و فرانسه، پوششی بین‌المللی داشت و با میانگینِ روزانه ۲۸۰٫۰۰۰ بازدید و رتبه‌ی ۷۰ در میان انبوهِ سایت‌های فارسی زبان، دومین سایتِ معتبرِ فرهنگی-اجتماعیِ کشور بود. بخش‌های گوناگون این سایت نیز در میان پژوهش‌گران و جویندگان، جایگاه علمیِ در خوری یافته بود و نام راسخون در میانِ دانشگاهیان و حوزویان و فرهنگیان، به خوبی شناخته شده بود و بدان ارجاع می‌دادند.

مؤسّسه با هیئت امنایی که از چند نفر شخص حقوقی و حقیقی تشکیل شده بود، در سازمانِ اوقاف و امور خیریه‌ی کشور، آغاز به کار کرد، که یکی از آن اشخاص حقوقی، رئیسِ وقتِ آن سازمان است. از این جهت، بودجه‌ی مؤسسه و سایت، با کمترین هزینه‌ها و دستمزد، از آن محلّ اعتباراتِ معاونت فرهنگیِ آن سازمان تأمین می‌شد. این روند بر پا بود تا اینکه از آغازِ دولت دهم، پرداخت‌هایِ سازمان اوقاف به این مؤسسه به تنگنا رسید و میانِ آن سازمان و این مؤسّسه بر سرِ همان اندک بودجه‌ و پرداخت‌ها و مالیاتِ مؤسّسه اختلاف افتاد و معاونتِ فرهنگی اوقاف از پرداختِ هزینه‌های این سایت شانه خالی کرده و با پس زدنِ این سایت از بدنه‌ی اوقاف، دستِ اداره‌ی دارایی و مالیات را به این سایت گشوده و مؤسسه‌ای با آن پیشینه‌ی برجسته را تا مرز ورشکستگی پیش برد. این کار سبب شد که مؤسّسه به دلیل بدهی سنگین مالیاتی از یک سو، و درآمد نداشتن از سویِ دیگر، به زانو درآمده و نتواند با نشاط و توانِ گذشته کار را پیش ببرد.

پس از یکی دو سال مقاومت و رفت و آمد برای حلّ این بحران، معاون فرهنگی سازمانِ اوقاف کشور، جنابِ حجه الاسلام شرف‌خانی در توافقی داخلی، مسئولیّت سایتِ راسخون را به دوش گرفت تا بدونِ وساطت مؤسّسه، مستقیماً از محلّ بودجه‌هایِ آن معاونت هزینه‌های اداره‌ی آن سایت تأمین گردد، از این رو در جلسه‌ای که پایانِ مهرماه، با حضورِ کارمندانِ سایتِ راسخون، معاون فرهنگی سازمان اوقاف جناب شرف‌خانی و مدیرعامل مؤسسه و سایت، جناب حجه الاسلام سیّداحمد سجادی در دفترِ مؤسسه واقع در شهر اصفهان برگزار گردید، مقرّر شد که سایت کماکان به شیوه‌ی گذشته، و از آن پس، زیرِ نظرِ معاون فرهنگیِ سازمان اوقاف و هماهنگ با آن معاونت به کارِ خود ادامه دهد و جناب سجادی مؤسّسه را منحل کرده و سایت را به معاون فرهنگی اوقاف تحویل دهد.

در این راستا، حجه الاسلام شرف‌خانی، قولِ مساعد داد که کار را در اصفهان حفظ کرده و از ظرفیّت‌های استان برایِ بهبود و پیشرویِ سایت استفاده شود. یک هفته پس از آن نیز در تاریخِ ۲۷/۷/۹۶، جلسه‌ای دیگر با ایشان و برخی مسئولینِ سایت راسخون برگزار شده و مقرّر گردید که هر بخشی از سایت، برنامه‌ی بلندمدّت خود را برایِ پیشبردِ سایت و بهبودِ کارکردِ آن ارائه دهد؛ از سویِ دیگر، جنابِ شرف‌خانیِ قول داد که تا یک هفته پس از آن نشست یعنی تا ۴/۸/۹۶، وضعیّت قراردادها را مشخّص کرده و به بهبودِ دریافتی‌ها و به‌سازیِ وضعیّتِ حقوقی و رفاهیِ کارکنانِ سایت کمک کند. ایشان تأکید کرد که برنامه‌ای برای تعطیلی یا انتقال سایت نداشته و در روندِ تغییر و تحوّل سایت، به منظورِ به روز شدنِ شیوه‌ی ارائه‌ی مطلب به مخاطبان، از همه‌ی توان نیروهای اصفهان استفاده کرده و هر گونه کمک مالی و حمایت که در این زمینه نیاز باشد را تأمین خواهد کرد.

با این همه، پس از گذشتِ یک ماه از نخستین جلسه‌ی رسمیِ اداریِ مدیرِ جدیدِ مؤسّسه با کارکنان، نه تنها وضعیّت قراردادها روشن نشد و پاسخِ روشنی در این باره داده نشد، که به گونه‌ای غیررسمی، سیاستِ تعلیق کارکنان و تعطیلیِ سایت در اصفهان پیش گرفته شد و چند نفر از همکارانِ مجموعه نیز اخراج شدند. این روند از ماه هشتم سال ۹۶ آغاز شده و هم‌چنان ادامه دارد، تا آنجا که در سال ۹۷، افزون بر آنکه حقوق و دستمزد حتّی به اندازه‌ی درصد افزایشِ قانونی افزایش نیافت، به دلیلِ اخراج‌های پیاپی، از ۶۰ نفر کارکنان قراردادی و پاره وقت و پروژه‌ای سایت، تنها ده نفر به جا ماندند.

در دیدگاهِ آن معاونت، راه اندازیِ سایت در قم، با هزینه‌ای بسیار کمتر و بدونِ دغدغه‌های مالیاتی و بیمه‌ای و با استخدامِ طلّاب پاره وقت شدنی است، از این رو، از آغاز، سیاستِ جابه جایی سایت به قم را پیش گرفتند و آرام آرام بخش‌هایی از سایت را تعطیل کرده و بخش‌هایِ ساده‌تر را به قم منتقل کرده و ساز و کار راه اندازیِ مدیریت راسخون در قم را سامان دادند.

دیده‌ها و تجربه‌ همکاری با آن معاونت، به خوبی نشان داد که ایشان درباره‌ گرداندنِ سایتی به این بزرگی و با این حجمِ مطلب و بارگذاریِ روزانه، هیچ توانمندی و تخصّصی نداشته و تنها بر پایه‌ی آزمون و خطا، دست به تعطیل کردن یا جابه جایی بخش‌های سایت زدند. گواهِ این مدّعا، افتِ میزان بازدید در طیِ مدیریت ایشان و نظراتِ از سرِ ناخرسندیِ بییندگانِ راسخون درباره‌ی روندِ تازه است. این ناتوانی حتی در طی سه روز، سببِ از دست رس بیرون شدن سایت و ندیده شدنِ آن شده و سایت را تا رتبه‌ی نزدیک به ۱۸۰ پایین آوَرد.

علی رغمِ پیگیری و اصرار کارکنانِ راسخون در اصفهان، نه وضعِ قرادادهای ایشان روشن شد و نه آینده‌ی شغلی راسخون، و این در حالی بود که بسیاری از کارکنان راسخون، از بدو تولّد راسخون، همراه آن بوده و جوانیِ خود را در این مؤسسه به میانسالی رسانده‌ بودند. اصرارِ کارکنان راسخون بر ماندگاریِ راسخون در اصفهان، همواره با این پاسخ رو به رو می‌شد: «ما کمیته‌ امداد راه نینداخته‌ایم تا کسی را از سرِ ترّحم به کار گیری کنیم و راه اندازیِ راسخون در قم، برای ما هم از جهت هزینه و هم از جهتِ در دست رس بودن آسان‌تر است.»

آرام آرام بخش‌های بسیاری از سایت راسخون تعطیل شد و کارکنان بسیاری که عمر خود را در این مؤسسه گذاشته بودند بیکار شدند و در برابرِ آن، در قم، گروهی از نزدیکانِ معاونتِ فرهنگی اوقاف که بیشتر ایشان اهل خوی بوده و یا از فرزندان و خویشانِ کارکنانِ سازمان اوقاف هستند با همان نام و عنوان و با چند صد میلیون تومان افزایش هزینه نسبت به هزینه‌های اصفهان، مشغول به کاری شدند که برای نخستین بار آن را می‌آزمودند.

از سویِ دیگر، اصحاب فرهنگ به خوبی می‌دانند بودجه‌های فرهنگی در برابر بودجه‌های اجرایی و عمرانی بسیار اندک است و بیرون بردنِ سالانه ۲ میلیارد تومان بودجه از استان اصفهان، ضربه‌ای است بر پیکره‌ی توانایی فرهنگی و دانشیِ این استان، بودجه‌ای که مرور زمان و با کارنامه‌ای درخشان به این استان اختصاص داده شده بود.

از این رو، به نظر می‌رسد که با تکیه به نظرِ مساعد رهبر معظّم انقلاب درباره‌ی این سایت و با توجّه به جایگاهِ این سایت در میانِ مردم و به ویژه نسلِ جوان، به آهنگِ پیش‌گیری از هدر رفتِ هزینه‌هایِ جاری و جلوگیری از نابودیِ سایت، امید است که با راه اندازیِ دوباره‌ی آن سایت به دستِ تولیّت اصلی و قانونی آن در اصفهان، از سویی سایت جایگاهِ پیشین خود را بازیافته و از سویِ دیگر کارکنانِ خبره‌ی آن، به کارِ دیرین خود بازگردند.

و السّلام علی عباد الصالحین

گروهی از کارکنانِ مؤسسه‌ فرهنگیِ راسخون

انتهای پیام/

بی نظمی امدادرسانی و تقسیم کمک ها در مناطق آسیب دیده/ آب گل آلود سرپل ذهاب و ماهی گیری سارقان!

گفتگوی خبرنگار ندای اصفهان با محمد هاشمی نژاد یکی از اعضای گروه اعزامی حوادث آب و فاضلاب استان اصفهان در کرمانشاه و توصیف وضعیت و مشکلات دقیق روستاهای آسیب دیده کرمانشاه.

مشکل اصلی زلزله زدگان کرمانشاه ترس و اضطراب زلزله زدگان از سرما و گرسنگی است که مشکلاتی برای خودشان و امدادرسانان ایجاد می کنند.

 ***

وضعیت جاده و تردد ماشین های امدادرسان به چه صورتی است؟ آیا جاده ها مسدود یا ترافیک سنگین وجود دارد؟

- وضعیت جاده قصر شیرین تا سرپل ذهاب به گونه ای است که هر ارگان دولتی یا امدادهای مردمی برای کمک به زلزله زدگان از این مسیر عبور می کنند با مشکلاتی که اهالی روستاها با بستن جاده ها و نگه داشتن ماشین های حمل غذا و... یا مشکلات جاده ای همچون ریزش کوه ایجاد شده مواجه می شوند.
مردم روستاها روی کوه ها و تپه ها و سنگهای کنار جاده با اسپری های رنگی متن های درخواست کمک را علامت می دهند ولی تردد در تاریکی هوا و شب در این مسیر خطرناک است چرا که بعضا ماشین های امدادرسانی را نگه داشته و به سوی ماشین ها حمله ور می شوند و بعضا مانع رساندن کمک به روستاهای آسیب دیده می شوند.

آیا نیروی انتظامی یا راهنمایی رانندگی امنیت ایجاد می کند؟

- در طول روز و روشنی هوا امنیت برقرار هست و ماشین های شخصی و دولتی با پلاک های اصفهان، تهران، مشهد، لرستان و...) دیده می شود و اتحاد و همدلی مردم کشور با نمره های ماشین ها در این مسیر پدیدار می شود و با همراهی نیروی انتظامی و یگان های ویژه به محل های آسیب دیده اسکورت می شوند تا در میان مسیر با مشکلاتی که ساکنین روستاهای اطراف بوجود آورده روبرو نشوند.

وضعیت آب آشامیدنی به چه صورتی است؟

- همچنان وضعیت آب آشامیدنی روستای سرپل ذهاب و بعضی از روستاهای اطراف گل آلود و قابل شرب نیست و وقتی ما در گروه حوادث آب و فاضلاب برای رفع مشکل آب آشامیدنی اقدام کردیم متوجه شدیم که شب گذشته چندین نفر به موتورخانه ها حمله کردند و تمام وسایل موتورخانه ها را به سرقت بردند و بعضا از زلزله و آب گل آلود ماهی گرفتند.

آیا نیروی انتظامی و یگان های ویژه یا ارتش و سپاه امنیت ایجاد نکردند؟

- حقیقتا امنیت ایجاد کردند و کمک می کنند و حتی نگهبانی منازل تخریب شده را هم انجام می دهند که وسایل مردم به باد نرود و همه در حال کمک کردن هستند تا هرچه زودتر از این وضیعت خارج شوند و بار سنگین روی دوش مردم را کمتر کنند.

وضعیت مردم آواره به چه گونه است؟ مردم زلزله زده بیشتر محتاج چه اقلامی هستند؟
- اینجا در شب هوا خیلی سرد میشه و جای خواب نیست و بعضی ها کنار آتش و یا در ماشین ها می‌خوابند و مردم این منطقه با کمبود چادر و سرما مواجه شده اند و شرمندگی پدران را اینجا به راحتی می شود دید که کودکانشان را از سرما در آغوش گرفته اند.

واقعا درد همه جوره روی سرشان تخریب شده و در طول روز هم مشکل تقسیم غذا هست.

آیا آنجا منزل سالمی که آسیب زیادی ندیده وجود دارد؟ اگر وجود دارد بچه ها را داخل یک منزل نگهداری کنند.

- اینجا هنوز امکان پس لرزه وجود دارد و خطرناک است ولی بیرون از روستاها منازل سالم وجود دارد و باز هم می گویم بی نظمی مشکلات را چندبرابر کرده یا حتی بر سر چادر هم دعوا می کنند و وقتی غذا یا چادر می بینند حمله می کنند و قابل کنترل نیست.

آیا تمام نیروهای دولتی در مناطق مستقر هستند؟ مشکل آب مناطق زلزله زده چه موقعی رفع می شود؟

- تمام ارگانها (پزشکان، هلال احمر، طلاب، ارتش، سپاه و حتی افراد خودجوش از سرتاسر کشور و...) در حال کمک هستند و حتی توهین هم می شنوند ولی مردم هنوز پر اضطراب و استرس هستند و کنترلش خیلی سخت است و ان شاءالله درتلاشیم هرچه زودتر مشکل آب آشامیدنی منطقه را رفع کنیم.

انتهای پیام/

عفاف و پاکدامنی، فرمان خدا، برگزیده ی خردمندان

به قلم روح الله عباسیان جزی

عفاف و پاکدامنی صفتی فطری است که در طول تاریخ نیز مورد توجه و پسند متفکرین بوده است. عفاف و پاکدامنی، گوهری قیمتی و مرواریدی ارزنده است که باید با هزاران چشم از آن مراقبت کرد. صاحبان گنج و گوهر، جواهرات خود را در معرض دست و دید رهگذران نمی گذارند تا جلوه کند و سارق را به هوس اندازد.

هیچ کس به اسم آزادی، دیوار خانه اش را برنمی دارد و در حیاطش را باز نمی گذارد؛ چون ممکن است دزدی رخنه کند و اموالش را به یغما ببرد. حجاب دیواری است که راه را بر دزد عفاف می بندد و زن را در دژ کرامت مصون می سازد.

خیلی از خانم های جامعه ی ما این مباحث را دریافته اند و با جان و دل پوشش اسلامی را برگزیده اند، آن هم در حد عالی که چادر است. اما بعضی ها متاسفانه یا ارزش حجاب را متوجه نشده اند و یا اینکه باور نکرده اند و یا ..... ؟  آنها را می بینی که حدود شرعی را رعایت نمی کنند و به جلوه گری مشغولند و خود و جامعه را به سمت تباهی پیش می برند.

عده ای نیز هستند که در حفظ حجاب کاهلند، نه مانند دسته اول حجاب را به طور کامل رعایت می کنند و نه قصدی برای جلوه گری دارند. اهل آرایش نیستند ولی در رعایت حجاب کوتاهی می کنند. موهای خود را به طور کامل نمی پوشانند و... . شاید خیلی از آنها نماز هم بخوانند، روزه بگیرند، اهل دعا و زیارت عاشورا باشند و... و خیلی از اوقات عمل آنها ما را به تعجب وا می دارد.

شاید اگر از آنها بپرسی چرا حجاب خود را رعایت نمی کنی؟! بگویند، من حجاب را رعایت می کنم، اما نبایستی زیاد مته به خشخاش گذاشت و نبایستی زیاد سخت گرفت و...

اما شاید ندانند که خداوند عمل صحیح و کامل را می پذیرد نه ناکامل! فکرش را بکنید شخصی از موقع سحر شروع به روزه داری بکند ولی نیم ساعت مانده به اذان مغرب روزه اش را بشکند، درست است که بیشتر روز را روزه بوده و از خوردن و آشامیدن اجتناب ورزیده، ولی چون این نیم ساعت را مراعات نکرده، با اینکه در برابر زمانی که رعایت نموده چیزی نیست، روزه اش اصلا روزه محسوب نمی شود و بعدا او را به خاطر روزه خواری مواخذه خواهند کرد.

نمازگذاری را تصور کنید که دارد نماز می خواند، با اینکه می داند نگاه کردن به چپ و راست نماز را باطل می کند، در نماز نگاهش منحرف شود، آیا نماز او صحیح است؟! حجاب نیز همین طور است؛ حجاب فریضه ی خداوند است و بایستی به طور کامل ادا شود.

بعضی ها هستند که اعتقاد و التزامی به حجاب ندارند؛ که این خود مایه کفر است. به آنها می گوییم تو که خدا را قبول داری فرمان او را ببر، قبول نمی کند. به او می گوییم تو که به خاطر مردم، ترس از قانون و... تا مقداری مستور هستی، بقیه اش را هم به خاطر خدا رعایت کن! تو که این مسیر را تا اینجا آمده ای بقیه اش را هم بیا تا رهرو باشی!

البته کتاب های زیادی در رابطه با حجاب منتشر شده است و سخنرانی ها، نشست ها و همایش و... نیز در این رابطه انجام شده است؛ اما تجربیات نشان داده که نفس پاک یک فرد دلسوز و علاقه مند به دینش که به فرد خاطی تذکر دهد و او را راهنمایی کند، او را با قرآن و کلام اهل بیت آشنا سازد، محسنات حجاب را بگوید و عواقب عدم رعایت حجاب را هشدار دهد، اثرگذارتر است.

و وظیفه تک تک ما، به ویژه خواهران مؤمنه، اساتید و مسئولین است که در این راه بکوشند چرا که خداوند نه تنها به ما انجام احکام دین را سفارش کرده، بلکه فرموده دیگران را نیز بدان سوق دهیم و امر به معروف و نهی از منکر نماییم.

ان شاء ا... در این راه بیشتر کوشش کنیم و از اهل بیت (علیهم السلام) نیز استمداد جوییم.

 انتها/

«همکلاسی»؛ اولین سررسید هوشمند دانش‌آموزی با رویکرد تربیتی+ نحوه خرید

به جای پول، همکلاسی هدیه بدهیم!

سررسید دانش آموزی «همکلاسی» با ظاهری جذاب و متفاوت، توسط جبهه فرهنگی شهر اصفهان ویژه نوروز ۹۶ منتشر شد. این سررسید اولین سررسید هوشمند ایران است که با داشتن رویکرد تربیتی هدیه خوبی برای مهمانی های عید نوروز است.

 بیایید متفاوت باشیم…
  امسال به جای پول، همکلاسی عیدی بدهیم!

شامل مطالب مفید ویژه نوجوانان و جوانان:
پرسش‌ و پاسخ، معما و مسابقات هوش تصویری، طنز، کاریکاتور،
راهکارهایی عملی برای برنامه‌ریزی و غلبه بر تنبلی،
احادیث ناب، سخنان زیبا از دانشمندان و بزرگان جهان،
واقعیت افزوده مجازی شامل کلیپ، صوت و فیلم‌های جذاب و متنوع دانش‌آموزی،
چک‌لیست کتابخوانی، مسابقه، جدول برنامه‌ریزی روزانه،
صفحات متن یادگاری از بهترین معلمان و دوستان،
اینفوگرافی توصیه‌های ناب به نوجوانان، دفترتلفن
و مطالب بسیار زیبا و بی‌نظیر دیگر با طراحی شیک، جذاب و جوان‌پسند.

 این همکلاسی خوب را از دست ندهید…!!! 

تلفن سفارش و کسب اطلاعات بیشتر:
۰۹۱۳۳۰۱۸۵۷۸ (رسول خوانساری)

۰۹۱۳۵۳۵۸۰۴۵

کانال تلگرام:

https://t.me/hamkela30iii

انتهای پیام/

با نگاه به ساخته حجت الله عدالت پناه/ مستند "داد" تلاشی در بلند کردن فریاد عدالت!

توضیح: به قلم برادر حامد گلناری
سی و نه سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می گذرد. سختی ها و فراز و نشیب ها بر هیچ چشم بینایی پوشیده نیست و این دشواری ها برقامت انقلابی که بنای ظلم را می خواست در هم بشکند کاملا برازنده است چون قدم؛ قدم بزرگی است.
هر انقلابی به دلیل تغییر مناسبات امتداد انقلاب نسبت به شروعش، خواه ناخواه دچار تغییرات و دگرگونی هایی می شود. حال این تغییرات و دگرگونی ها یا رو به سمت تعالی دارد یا اینکه آرمان های آن انقلاب را به حضیض می کشد.
انقلاب اسلامی ایران از دل عمیق ترین مبانی اسلامی همچون توحید و ولایت و عدالت برخواست و با تکیه به مقبولیتی که نزد مردم داشت توانست دشمن داخلی را نابود و دشمن خارجی را عقب نگه دارد. اما این مقبولیت بیش از آنکه ناشی از اعتماد مردم به مسئولین و سردمداران آن انقلاب باشد؛ حاصل اعتماد مردم به آرمان ها و وعده های انقلاب بود که از اسلام بر می خواست. آرمان هایی همچون عدالت و برابری و طبیعی است که ملتی که قرن ها زنجیر ظلم پاهایش را خراش داده است دل به چنین آرمان هایی می دهد و اسلامی که چنین باشد را به متن زندگی و سیاستش راه می دهد.
انقلاب ما اینگونه قلب ها را فتح کردم و امام با تکیه بر چنین کلاماتی بود که بر دل مردم نشست.

اما مردم...
سی و نه سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می گذرد.
اما مردم؛ در تاکسی که بنشینی دردهای مردم به راحتی به گوشَت برخورد می کند. در صف نانوایی همینطور و حالا که در فضای مجازی. مشکل اساسی مردم ما این است که شامه تیزی دارند و نمی توانند خود را به کوچه علی چپ بسپارند. آن ها تعفن بی عدالتی و ظلم را از چند فرسخی هم می فهمند. مزه رنج را بلدند و با آن بیگانه نیستند اما عزت نفسشان و غرورشان چنان است که نمی توانند ظلم را حس کنند و چیزی نگویند.
مردمی که سی و نه سال دل به آرمان های روشن سپرده اند و برای تحقق اش خون خود و فرزندانشان را بذل کرده اند حق دارند که سوال کنند که چرا هنوز در کوچه هایشان ظلم پرسه می زند. حق دارند که از مسئولینی که نام انقلابی را یدک می کشند بپرسند که چرا نسبت به تفکرات بنیادی انقلاب بی تفاوت نشسته اند و دم نمی زنند.
اکنون جوانانی که عاشق انقلاب اند برای دفاع و حراست از آرمان های انقلاب برخواسته اند و جرئت کرده اند سوال بپرسند و مستند «داد» چنین سوالی است. سوالی اساسی که خیلی ها زیرلب می پرسیدند و یا با غر نشان می دادند اما جوان هایی این سوال را با فریاد پرسیده اند که «این عدالت همانی است که قرار بود؟»
مستند «داد» به کارگردانی حجت الله عدالت پناه، تلاشی است در راستای بلند کردن فریاد عدالت خواهانه. تلاشی است در جهت «داد».
این فیلم به مسئله اعتراضات صنفی رانندگان کامیون، پرستاران و کارگران معدن پرداخته است که هر کدام در نقطه ای از کشور رخ داده است و طی آن، مردمی زحمت کش خواسته قانونی خود را که نایدیده گرفته شده است مطالبه کرده اند و در مقابل با آن ها برخورد امنیتی شده است و کارشان به بازداشت و جریمه و حتی شلاق کشیده شده است.
قربانیان، کسانی بوده اند که فساد جاری را می دیدند و از آن به تنگ آمده بودند و تصمیم می گیرند با این امید که کسی هست که عدالت را در حقشان پیاده کند دست به اعتراض بزنند تا صدایشان را به مقامات بالاتر برسانند اما چیزی که نصیبشان می شود اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تشویش و اغتشاش شده است.
مستندساز آن ها را پیدا می کند و از دردشان باخبر می شود و فریادشان را که کسی پاسخگو نبوده است این بار به زبان تصویر نشر می دهد که شاید کسی بیاید و چاره ای کند. این پیگیری ها نیز ابتدائا به دست جنبش عدالت خواه دانشجویی صورت گرفته است که خود را موظف به رصد و پیگیری چنین مسائلی می داند.
این تلاش می تواند چشم قوه قضائیه را به اتفاقاتی که احتمالا از آن بی خبر است و یا نسبت به عمق آن بی توجه است باز کند. می تواند باطن حرکت هایی که به آن ها برچسب ضد امنیت و اغتشاش گر زده شده است را به مسئولین نشان دهد و خطر واقعی برای نظام را به تصویر بکشد.
اما در اکران این مستند در شهر اصفهان اتفاقی می افتد که در جهت پررنگ تر شدن حرف اساسی این مستند است.

***
در جریان برنامه هفته فیلم انقلاب اسلامی که فیلم های جشنواره عمار، از جمله این فیلم قرار بود اکران شود، در نوبت اکران این فیلم، نامه ای به دست مسئولین کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان می رسد که دستور لغو اکران این فیلم در آن بوده است.(+) و (+)

در این اتفاق توجه به چند نکته اهمیت به سزایی دارد؛

نخست اینکه چرا فیلمی که از ارشاد مجوز دارد در نامه ای دست نویس و بدون هیچ شماره ای با دست پاچگی لغو اکران می شود.

دوم اینکه چرا مسئولین ما به جای تقدیر از جوانانی که در راستای فرمایشات مقام معظم رهبری، مطالبه گری را سرلوحه کار خود قرار دادند، از دیده شدن فعالیت هایشان جلوگیری می کنند.

سوم اینکه اگر قوه قضائیه جواب درستی به چنین فریادهای عدالت خواهی دارد، چرا بیان نمی کند و یا اگر درست است چرا اعتراف نمی کند. مگر مردمی که در متن این ناعدالتی ها بوده اند غیر از مردمی هستند که در موعد انتخابات توسط همه مسئولین به عنوان رکن اصلی انقلاب معرفی می شوند؟ پس چرا نسبت به چنین مطالباتی نه تنها جوابگو نیستند بلکه عجولانه آن را می خواهند ساکت کنند؟
و جالب اینجاست که چنین سرعت عملی را در توقف اکران این فیلم می بینیم و در بازداشت آن راننده کامیون و زندانی کردنش و در شلاق زدن کارگران معدن اما رسیدگی به پرونده مفاسد اقتصادی این چنین زمان بر می شود.
جای آن است که فکر کنیم ساخته شدن چنین فیلمی که برخاسته از آرمان های امام راحل (ره) است به انقلاب نزدیک است و یا چنین رفتارهایی از مراجع قضایی. حداقل فعالین و نخبگان اصفهانی بایستی نسبت به این اتفاق حساس شوند.
و دست مریزاد به چنین جوانانی که حرف حق را بلند می زنند که خداوند فرمود:
«لا یحب الله الجهر باسوء من القول الا من ظلم، و کان الله سمیعا علیما»

پایان/

برای فجر به دنبال جایگزین‌ و رقیب باشیم / گفتگو با خبرگزاری فارس

توضیح: گفتگوی بنده با خبرگزاری فارس اصفهان

لینک خبر در خبرگزاری فارس (اینجا)

***

به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، برگزاری جشنواره فیلم فجر در سالیان گذشته و به خصوص جشنواره امسال با حواشی بسیاری همراه بود که موجب شد تا نه تنها اهل قلم بلکه کارشناسان، سینماگران، بازیگران و بسیاری افراد دیگر مرتبط و غیرمرتبط با رسانه درباره آن به اظهار نظر بپردازند.

جشنواره‌ای که هر چه از آن می‌گذرد بیشتر به فستیوال‌های فیلم جهان به خصوص از نوع اروپایی و آمریکایی‌اش نزدیک می‌شود تا جایی که برخی المان‌ها و ظواهرش را از این فستیوال‌ها گرفته است؛ در سال‌های اخیر این شبیه سازی در بین بازیگران و اهالی سینما بیشتر و بیشتر شده تا جایی که در نوع لباس پوشیدن، راه رفتن و عکس گرفتن این افراد نیز این امر به وضوح قابل مشاهده است.

این شباهت‌ها به فیلم‌نامه‌های آثار نیز رسوخ کرده و هر سال بیشتر از یک یا دو فیلم ارزشی در بین فیلم‌های جشنواره فجر ساخته نمی‌شود و در بعضی موارد مشاهده می‌کنیم برخی فیلم‌ها نیز یا اجازه راه‌یابی پیدا نمی‌کنند یا در ورود به جشنواره با دست‌انداز‌هایی مواجه می‌شود که این امر در جشنواره سی و چهارم شدت بیشتری داشت.

*جشنواره به اصطلاح فجر

جواد جلوانی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اصفهان اظهار کرد: از جشنواره فیلم فجر به عنوان مهم‌ترین جشنواره سینمایی ایران یاد می‌کنند؛ یادمان باشد که نام این جشنواره برگرفته از فجر پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن‌ماه سال 1357 است (هرچند عده‌ای می‌خواهند این نام را کتمان یا حتی تعویض کنند)، باید دید فیلم‌های تولید شده در سینمای ایران و روند داوری و اکران این جشنواره در مهر و موم‌های اخیر چه نسبتی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران برقرار کرده است.

وی افزود: «حماسه بیست و دوم بهمن و پیروزی انقلاب اسلامی، پایان تحقیر ملت ایران بود»؛ این کلام رهبر معظم انقلاب است و اشاره به تحقیر ملت ایران در طول تاریخ به خاطر حیله‌ها و منافع استبداد و استعمار در عقب نگه داشته شدن ملت ایران دارد؛ حال سؤال این است که سینمای ایران و جشنواره فیلم فجر چقدر در راستای این استعمارزدایی و استکبارستیزی و تقویت روحیه عزت و امید ملی گام برداشته است، یا برعکس در فیلم‌نامه‌های خود به سیاه نمایی یا برداشت‌های آزاد و شخصی و یا پروژه هنر برای هنر پرداخته‌اند.

کارشناس ارشد رسانه خاطر نشان کرد: کارگردان و هنرمند ما باید بداند که در حال تاریخ‌نگاری برای آیندگان است؛ امروزه از اصطلاح «تاریخ‌نگاری نوین» استفاده می‌کنند و می‌گویند ما دیگر به دنبال تاریخ و هویت یک کشور در کتاب‌های تاریخ رسمی نمی‌گردیم بلکه با مراجعه به محصولات فرهنگی آن جامعه اعم از فیلم و رمان و غیره به وضعیت تاریخی آن جامعه پی می‌بریم.

وی تصریح کرد: سینماگران ما در این تاریخ‌نگاری چقدر صداقت داشته‌اند و چقدر عزت و پیشرفت ایران اسلامی را در روایات خود گنجانده‌اند، حماسه‌ای که مدافعین حرم رقم می‌زنند کجای این تاریخ‌نگاری است، استقامت و در صحنه بودن ملت غیور ایران کجای این هنر جای دارد، پیشرفت‌های علمی و دستاوردهای اقتصاد مقاومتی چه شد، یا حتی به نقد درون گفتمانی و به تصویر کشاندن دلسوزانه مشکلات و مطالبات مردمی هم نپرداخته‌اند.

*ماجرای اصلی چیز دیگری است

جلوانی عنوان کرد: عده‌ای از منتقدین، سی و پنجمی دوره جشنواره فیلم فجر را بدترین جشنواره در 35 دوره اخیر از نظر کیفیتِ فیلم توصیف می کنند و در برنامه هفت هم دیدیم که نوع انتخاب هیأت داوران را سیاسی می دانند؛ این عده از فیلم «ماجرای نیمروز» محمدحسین مهدویان هم به عنوان خیرالموجودین نام می‌برند و معتقدند نمی‌توان نگاه کارگردان را در این فیلم صددرصد جامع و ارزشی دانست.

وی اذعان داشت: می‌توان به استقبال کم مردم و خالی بودن سینماها و تبعیض در اختصاص دادن سالن‌های سینما یا کنار گذاشتن برخی فیلم‌های ارزشی از بخش مسابقه نام برد، اما ماجرای اصلی چیز دیگری است.

*«عمار» طلوعی دوباره

کارشناس ارشد رسانه با اشاره به جشنواره عمار گفت: جشنواره فیلم فجر مسیر اصلی خود را گم کرده است و به نظر می‌رسد وزارت ارشاد نیز نه توان و نه دغدغه لازم برای بازگرداندن این جشنواره به مسیر اصلی خود را دارد؛ سینمای ایران از روزی که از مردم فاصله گرفت و چشم به جوایز جشنواره‌های خارجی دوخت و عده‌ای به سینمای نخبگانی و عده‌ای به سینمای گیشه روی آوردند کار را برای ادامه مسیر ناهموار کرد.

وی اظهار کرد: البته هرساله فیلم‌های بسیار ارزشمندی در همین سینما تولید می‌شود و قصد نادیده گرفتن این زحمات را نداریم، اما باید دانست جشنواره فیلم فجر همه چیز نیست و می‌توان به دنبال جایگزین‌ها یا رقبای جدی برای این جشنواره گشت؛ این اتفاق شاید بعد از سال 1388 با بروز و ظهور جشنواره مردمی فیلم عمار به وقوع پیوست و شاهد طلوعی دوباره برای رسانه این کشور بودیم.

جلوانی با تأکید بر برخی فیلم‌های جشنواره فیلم عمار اذعان داشت: چهار فیلم نیمه بلند جشنواره عمار مرا به وجد آورد، «رنگ و نارنگ»، «مشتی اسماعیل»، «چشمان پرتوان» و «روزگار اکبر» همگی به داستان زندگی واقعی افرادی نابینا اما موفق اشاره می‌کند و این حس غرور به مخاطب دست می‌دهد که درست است که نابینایی محدودیت است اما به معنی ناتوانی نیست؛ مخاطب بینا از خود خجالت می‌کشد و تنبلی و یأس را از خود دور می‌کند چرا که با دیدن این مستندها می‌گوید چطور این افراد نابینا در حد یک قهرمان ملی ظاهر شده‌اند و چرا من بیکار نشسته‌ام.

وی با توضیح موضوع این فیلم‌ها تصریح کرد: در «رنگ و نارنگ» سه دختر نابینا با وجود پدر پیر خود به قالیبافی و زندگی روی پای خود پرداخته‌اند و با تلاش و پشتکار تا مقطع کارشناسی هم درس خوانده‌اند؛ در «مشتی اسماعیل» با زبان طنز، عرفان و عشق را تجربه می‌کنیم و اینکه چطور این فرد نابینا تکیه گاه خانواده خود است؛ در «چشمان پرتوان» فرهنگ شکرگزاری و توکل را می‌بینیم و در «روزگار اکبر» شاهد هستیم که یک فرد نابینا به تنهایی از روستای خود به تهران می‌رود و با تلاش‌های مکرر خود مشکلات مردم منطقه را حل می‌کند.

این کارشناس ارشد رسانه در پایان بیان کرد: آیا هیچ کدام از این سوژه‌ها را در جشنواره فیلم فجر امسال دیده‌اید، سینمای ایران چگونه به نگارش تاریخ دست زده است و آیا می‌توان شاهد خودآگاهی دوباره سینمای ایران بود؟ شاید وقتی دیگر!

حرکت های خودجوش فرهنگی باید حمایت شوند (طرح گرافیکی)

توضیح: نوروز امسال مقام معظم رهبری در سخنرانی ابتدای سال خود در حرم رضوی بر حمایت از مجموعه های خودجوش مردمی توسط دستگاهها و نهادها تاکید فرمودند و گفتند:

«مسائل فرهنگی بسیار مهم است و اهمیت بسیار زیادی می دهم. مجموعه های خودجوش مردمی که کار فرهنگی می کنند که در سراسر کشوری هزاران مجموعه خودجوش مردمی است که دارند کار می کنند و فکر می کنند و کار فرهنگی می کنند باید روز به روز توسعه پیدا کنند و دستگاه های دولتی به این ها کمک کنند و به جای اینکه آغوش خود را به روی کسانی که نظام و ارزش های اسلامی را قبول ندارند باز کنند به روی بچه های حزب‌اللهی و انقلابی باز کنند. کارهای فرهنگی با ارزش دارد انجام می گیرد و در تمام زمینه ها می توانند جوانان انقلابی کار کنند، امروز و فردا برای جوانان است.»(+)

از خواست رهبری تا عمل مسئولین!

به راستی چقدر از این مجموعه ها حمایت می شود و چقدر اصولی است؟ چه آنکه اگر اصولی بود شاید مقام معظم رهبری رسما از مسئولین حمایت از جوانان انقلابی و مجموعه های خودجوش را خواستار نمی شدند.

طرح گرافیکی از میلاد امیریوسفی

ارزش مسئولیت بالاتر در نگاه اسلامی / چالش فیش های حقوقی!

توضیح: به قلم روح الله عباسیان جزی (دبیر جامعه عبادالرحمن البصیر)

یکی از موضوعاتی که بحث روز است موضوع فیش ها و حقوق های نجومی است که واکنش های متعددی را به خود اختصاص داد. عده ای این حقوق ها را دزدی و غارتگری بیت المال قلمداد کردند. عده ای هم بیان کردند چون مدیران مسئولیت و تخصصشان بالاتر است حقوق های بالاتر حقشان است و تخلفی در کار نیست.

موضوعی که در ابتدا به آن می پردازیم این است که یک وقت می خواهیم ارزش یک خدمت خاص را مشخص کنیم و برایش پاداش تعیین کنیم. یک وقت مساله این است که شأن یک پست سازمانی چقدر است و چقدر باید برای آن حقوق تعیین کرد؛ که این نگاه ها مادی است.

در خصوص مشاغل دولتی و عمومی یک نگاه دیگر وجود دارد و آن اینکه می گوید مسئولیت ها موهبت الهی و یک امانت هستند؛ این مسئولیت ها بایستی در اختیار بهترین ها قرار گیرد. آنهایی که ضمن داشتن تخصص قصدشان خدمت به خلق می باشد. در قبال این همه خدمت افراد معتقد و مسئول انقلابی اجر و مزدی از مردم، حکومت و بیت المال مسلمین مطالبه نمی کنند بلکه اجر خدمات خود را از خداوند می خواهند. بالاتر اینکه آنها برای جلب رضای الهی و محبت خداوند خدمت به خلق می کنند و طلب پاداش از هیچ کس جز او ندارند. این یک رویکرد است و لذا در مساله حقوق و مزایا به نحوی دریافتی دارند که در حد کفاف و مثل قشر متوسط مردم حتی پایین تر زندگی کنند چون از مردم بلکه بالاتر از خداوند شرم دارند که عده ای از مردم گرسنه بخوابند و رفاه نداشته باشند و او زندگی آسوده داشته باشد.

این مساله در سیره پیامبر اکرم (ص)، امام علی (ع) و سایر معصومین نمود داشته و البته در عصر ما امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری بدان ملتزم بوده و هستند. حتی شاگردان راستین مکتب آنها نیز این سیره را لحاظ می کرده اند. امام خمینی اتفاقا قیام کرد تا با اشرافی گری مسئولین مقابله کند. او شاه را از تاج و تخت پایین آورد و خود در ساده ترین حد ممکن زندگی کرد. ساده ترین منزل و ساده ترین صندلی را انتخاب کرد. او می گفت من خادم مردم هستم و واقعا پای آن ایستاد.

اما نگاه مادی می گوید هرچه درجه بالاتر می رود حقوق و مزایا بایستی بالاتر رود. چه درجه علمی، چه سابقه کاری، چه جایگاه سازمانی و... در صورتی که این با فرهنگ دینی ما در تضاد است. البته تا اندازه ای بایستی تفاوت دستمزد وجود داشته باشد و این یک امر طبیعی است. چرا که بایستی بین فردی که زحمت کشیده و نکشیده تفاوت باشد. اما تا چه میزان؟ آیا بایستی حقوق یک فرد ده ها برابر بیشتر از دیگری باشد؟ مگر نیاز مادی هر دو آنها یکی نیست؟ به ویژه در بخش دولتی و ارتزاق کنندگان از بیت المال که بایستی دریافتی ها معقول باشد و کسی که سودای درآمد بیشتر دارد و دنیا طلب است از این سمت ها کناره جویی کند و در بخش خصوصی و... کار و فعالیت داشته باشد.

لذا وقتی معیارها متعالی شد و البته تبصره ای نیز در نظر گرفته شد که اگر فردی بهتر از تو است، کارآمدتر و باتقواتر از تو هست لازم است شخصا مسئولیت را به او واگذار کنی، آن وقت اگر کسی معیارش رضای الهی باشد در نظام اسلامی مسئولیت می پذیرد و جانانه خدمت می کند و افرادی که ملاکشان چیز دیگری است اصلا رغبتی به قبول مسئولیت نخواهند کرد چرا که جز دردسر چیز دیگری برایشان ندارد. لذا خالص ترین افراد متصدی امور خواهند شد. اما اگر مسئولیت ها جایگاهی برای کسب درآمد و منافع شد افراد منفعت طلب برای به دست آوری آن تقلا خواهند کرد.

پس بایستی در جامعه اسلامی این نکات یادآوری شود و البته از این ارزشها نیز پاسبانی شود تا دیگر شاهد حقوق های نجومی و زیاده خواهی ها نباشیم.

 انتهای پیام/

ترجمه منظوم جزء اول قرآن کریم منتشر شد + نحوه خرید

ترجمه منظوم جزء اول قرآن کریم

نظم الهدی؛ سروده سید ابراهیم سجادی

کتاب ترجمه منظوم از جزء اول قرآن کریم به قلم توانای سید ابراهیم سجادی و به همت نشر فردا در تیراژ ۳۰۰۰ نسخه به چاپ رسیده است. نویسنده ابتدا متن آیات و ترجمه فارسی آن را ذکر کرده و سپس در صفحه بعد ترجمه منظوم آیات را به مقابله آورده است.

نویسنده در مقدمه کتاب می گوید:

«… تا کنون ترجمه های تحت اللفظی بسیاری به زبان فارسی از قرآن منتشر شده است و همینطور تفاسیر زیادی به فارسی نوشته شده که از مهمترین آنها تفسیر ارزشمند المیزان مرحوم علامه طباطبایی است. ولی این ترجمه های تحت اللفظی و تفاسیر فارسی مانند ترجمه منظوم نمی توانند مطالب را در ذهن خواننده جا دهند و باقی نگه دارند. دلیل آن هم این است که حتی غالب افرادی که قرآن را خوب قرائت می کنند و بلکه بعض آن را از حفظ دارند به معنا و مفهوم مطالب قرآن چنانچه باید مسلط نیستند. البته قرائت قرآن و بهتر حفظ آن موجب پاداش و ثواب اخروی است ولی مهم تر از اینها دانستن معنا و مفاهیم آیات است… راه بهتر برای آشنایی بیشتر عامه مردم با مفاهیم و تعالیم قرآن این است که ترجمه و تفسیر منظوم با ذکر خود آیات منتشر شود و آن را جزء جزء کرده و در اختیار دانش آموزان و مردم قرار داد.»

جهت تهیه این کتاب به قیمت هدیه ۴۰۰۰ تومان می توانید با شماره تلفن ۰۹۳۸۱۱۷۳۹۱۳ تماس حاصل فرمایید.

در ادامه ترجمه منظوم از سوره مبارکه حمد (فاتحه الکتاب) را با یکدیگر می خوانیم.

(۱) به نام خدایی که بخشنده است / به هر جای مهرش پراکنده است

(۲) ستایش سزاوار پروردگار / ز حمد و ثنا بی حد و بیشمار

بود ربّ هر عالمِ کائنات / به امرش بگیرند بر جا ثبات

(۳) خدایی که رحمت بگسترده است / خدایی که مهرش به پیوسته است

به هرچه که موجود در این جهان / بگردیده از آشکار و نهان

(۴) بود مالک و صاحب روز دین / به روزی که گردد حقایق مبین

(۵) خدایا تو را می پرستم و بس / نخواهیم یاری به جز تو ز کس

(۶) نمایان نما بهر ما راه راست / که ما را در این کار یاری تو راست

(۷) به راه کسانی که از نعمتت / ببخشیده ای بهره در قسمتت

نه راه بشرهای مغضوب تو / نه گم کرده راهان منکوب تو

انتهای پیام/

دکتر علی قاسم زاده: مجموعه های فرهنگی از ۱ تا ۲۵ میلیون تومان حمایت مالی می شوند

علی قاسم زاده 2

گفتگو با دکتر علی قاسم زاده معاونت فرهنگی شهرداری اصفهان

ندای اصفهان- جواد جلوانی: با کمی پایین و بالا کردن روزها و ساعت ها بالاخره موفق می شویم خارج از وقت اداری به دیدن دکتر علی قاسم زاده معاونت فرهنگی شهرداری اصفهان برویم. مصاحبه ای ۲ ساعته که انتخاب تیتر و میان تیتر برای انبوهی از اطلاعات داخل آن کار مشکلی بود. سوال های ما نیز صریح و بی تعارف انتخاب شده بود.

پیش از این قاسم زاده چند نقد ندای اصفهان به فضای شهری، سیاسی و فرهنگی شهر اصفهان را خوانده است و حتی به اسم خود در سایت کامنت گذاشته است و همین موضوع مدخل خوبی برای ورود به بحث می شود (اینجا)، (اینجا)، (اینجا) و (اینجا). او سعی می کند پیش دستی کند و شیوه نقد ما را نقد کند؛ تعاریف خاص خود را از نقد دارد که اگر نقدی تند و صریح یا خارج از این تعریف باشد آن را بد اخلاقی می داند.

در این گفتگو آقایان مهدی ساغری زاده و امیرحسین هراتیان از فعالین فرهنگی و رسانه ای شهر اصفهان ما را همراهی می کنند.

***

در اصفهان سالها فضای نقد بسته بوده است

ساغری زاده: شما به آدم‌های اصفهان حق بدهید؛ چون سالها فضای نقد بسته بوده است. اگر کمی‌ هم تند می‌روند…

جلوانی: جایی که فضا، فضای نقد باشد ندای اصفهان هم می‌گوید اگر ما نقد نکنیم دیگران نقد می‌کنند؛ ولی جایی هم هست که هیچ کس هیچ حرفی نمی‌زند و شخص دارد از غصه منفجر می‌شود.

ساغری: اصلا سوال ما همین است که چرا سالهاست که کسی نقد نمی‌کند؟ خودم پاسخ می دهم چون سالها فضای نقد بسته بوده است.

قاسم زاده: من هم می‌گویم بیایید این کار را انجام بدهیم، فوق العاده هم عالی است. ولی مراقب باشیم بین نقد و مفاهیم نزدیکش، مانند مخالفت و اعتراض و اهانت تفاوت قائل بشویم.

جلوانی: مهدی قاسمی، همان کسی است که این متن را نوشته است، این حرف‌هایی که شما می‌زنید حرف‌های قشنگی است ولی وقتی آن شخص دارد منفجر می‌شود، در این حالت من دیگر نمی‌گویم لطفا کمی‌ مؤدب باشید.

قاسم زاده: پس اسمش را نقد نگذارید.

جلوانی: نه این نقد است.

قاسم زاده: بگویید مثلا، اعتراض یک جوان.

بسیاری از روزنامه‌های اصفهان وابسته به شهرداری هستند

جلوانی: اگر رسانه‌های ما اهل نقد بودند…، روزنامه‌های ما که اصلا اهل نقد نیستند، اکثرا وامدار شهرداری و دارای تعاملات خاص هستند. آقای قاسم زاده ما شما را دلسوز این شهر می‌دانیم، ما از قدیم شما را می‌شناسیم و خیلی ها خود را شاگرد شما می‌دانند. ولی شما چه کمکی می‌خواهید بکنید به فضای نقد در اصفهان؟ در روزنامه �اصفهان زیبا� نقد رخ می‌دهد؟ در ایمنا نقد هست؟ نهادهای وابسته به شهرداری که دارند از شهرداری پول می‌گیرند نقد انجام می‌دهند؟ چه کسی در این شهر نقد می‌کند و شما چه کمکی کرده اید به بسترسازی نقد در این شهر؟

قاسم زاده: منظورتان من است یا شهرداری؟

جلوانی: شما هم شخصیت حقوقی دارید و هم حقیقی که شخصیت حقیقی شما هم شخصیت کمی‌ نیست. بالاخره قاسم زاده برای خودش اسمی‌ دارد. چکار کردید برای گسترش فضای نقد در این شهر؟

قاسم زاده: مثل اینکه آرام آرام وارد فضای مصاحبه شدیم.

جلوانی: بله داریم ضبط می‌کنیم و اصلا سوالات ما همین‌ها است.

قاسم زاده: از لحاظ نظری من همیشه گفته ام که باب گفتگو و نقد باید باز باشد. در عمل هم در آن بخش‌هایی که در حوزه مدیریت من بوده سعی کرده ام این‌ها را نهادینه کنم. همان ابتدای ورودم در جلسات معاونت باب نقد را باز کردم. حتی برای نقد برتر هدیه هم در نظر گرفتم. بد نیست یک بار به جلسات معاونت بیایید و فضا را از نزدیک ببینید.

جلوانی: دعوتمان کنید می‌آییم.

قاسم زاده: دعوت می‌کنم. آقای حسن سهرابی را اگر بشناسید، ایشان محور جلسه هستند. من به ایشان می‌گویم هماهنگ کنند و خود شما هم تماس بگیرید. بیایید اصلا فضای جلسه را ببینید که چقدر راحت بچه‌ها نقد می‌کنند و حرف می‌زنند. سعی شده که حتی این گفتمان از حوزه فرهنگی به بقیه حوزه‌ها هم سرایت بکند. با مجتبی شاهمرادی صحبت کنید. بگویید فلانی همیشه انتظارش از تو در روزنامه چه بوده است؟ انتظار من از روزنامه اصفهان زیبا این بوده که بیاید یک گفتمان جدید، یک ادبیات جدید را بر مبنای نقد و تحلیل منصفانه پایه ریزی کند. ادبیات و شیوه ای که زمینه را برای رشد شایستگان مستعد و برای دغل کاران و سوء استفاده کنندگان ناامن کند.

از وقتی هم که سال گذاشته آقا فرمودند در حوزه فرهنگ باب نقد را باز کنید و مسئولین را بخواهید و جدی از آنها سؤال بپرسید، به نظر من این یک تکلیف مضاعفی بر دوش نخبگان و اهل فرهنگ گذاشت. دو سال پیش که اولین هفته نکوداشت اصفهان را در دور جدید برگزار کردیم بلافاصله از همه رسانه‌ها و صاحب نظران دعوت کردیم که بیایند و عملکرد ما را نقد کنند، از انصار حزب الله تا مطبوعات چپ و راست، اساتید دانشگاه و حوزه آمدند و نقد کردند. اگر به نشریات آن تاریخ مراجعه کنید گزارش آن جلسات هست. باب نقد را باز کردیم و گفتیم که بیایید و نقاط قوت را هم رها کنید چون وقت کم است بپردازید به نقاط ضعفی که وجود داشته است.

در حوزه مسئولیت خودم نقدپذیر هستم

ساغری: چرا انعکاس آن در رسانه‌های شهرداری کم بوده است؟

قاسم زاده: انعکاس چه چیزی؟

ساغری: همین مطالبی که می‌فرمایید. این مطالبی که شما در جلسات بررسی می‌کنید، باید ظهور آن را در جامعه ببینیم.

قاسم زاده: در شهرداری؟

ساغری: بله در رسانه‌های دیداری شنیداری که این طور نیست. در برنامه صدای شهر و برنامه‌های تلویزیون که اصلا امکان نقد وجود ندارد. حتی زمانی که من تهیه کننده آن بودم به هیچ عنوان مطلبی که بوی نقد بدهد را نمی‌دیدیم.

قاسم زاده: چه دوره ای شما بودید؟

ساغری: سال ۹۳

قاسم زاده: من عقیده خودم را می گویم و در حوزه مسئولیت خودم پاسخگو هستم.

ساغری: حرف شما را قبول داریم اما کل سیستم هنوز نقدپذیر نشده با وجود اینکه شما به آن اعتقاد دارید.

قاسم زاده: خب باید بگوییم تا بشود. وقتی من مسئول یک نهاد هستم با زمانی که من یک عضو از آن مجموعه هستم متفاوت است. هر وقت صدا یا سیمای شهر بنده را دعوت کرده است گفته ام اجازه دهید که سوال باز باشد و شنونده هر سوالی که دارد پخش بکنید.

مهدی ساغری زاده

ساغری: پس باید از طرف جامعه مطالبه شود؟

قاسم زاده: معمولا مطالبات اهل فرهنگ کمک می کند به باز شدن این باب. صدا و سیمای شهر ما یک دوره رکود چندساله را طی کرد ولی الآن این یخ‌ها در حال آب شدن است. یک زمانی اصلا این بحث‌ها شوخی بود. البته مطبوعات و رسانه ها جاهایی نقد می‌کردند ولی برخی به نظر می رسید واقعا به دنبال نقد با هدف اصلاح امور نیستند. نقد می کردند تا بلافاصله پشت سر آن امتیاز بگیرند، چون می‌دانستند که وقتی این مطلب را درج بکنند فردای آن روز روابط عمومی‌ مدیر مربوطه تماس می‌گیرد که حال شما چطور است؟ چه خبر؟ کمکی از دست ما بر می‌آید؟ بعدش هم یک تفاهم نامه و آشتی کنان و از فردا دوباره مداحی.

جلوانی: خب این یک جور تأیید ضمنی بود برای حرف ما که خیلی از رسانه‌ها به شهرداری وابسته شده اند. درست است؟

قاسم زاده: نه فقط به شهرداری این یک آسیب و آفت فراگیر است. چرا روزنامه‌های ما مخاطب ندارند؟ چرا مخاطب آنها فقط مسئولان و مدیران دولتی اند؟ چون حرف آنها را می‌زنند، حرف انقلاب و مردم را نمی‌زنند. اگر زبان انقلاب و مردم بشوند، مردم از آنها استقبال می‌کنند. این حرف را ما بارها به خود مطبوعاتی‌ها گفته ایم. هربار که من با مطبوعاتی‌ها جلسه داشته ام بحثمان به مناقشه کشیده است.

رسانه های شهرداری/ روزنامه اصفهان زیبا

جلوانی: آقای قاسم زاده اصفهان زیبا را چه کارش کنیم؟!

قاسم زاده: شما در رسانه خودتان به نقدش بکشید.

جلوانی: نقد در اصفهان زیبا کجاست؟

قاسم زاده: من یک سوال بپرسم. در دو سال گذشته اصفهان زیبا رو به رشد بوده است یا دنده عقب رفته است؟ یک سال و اندی از سردبیری آقای مجتبی شاهمرادی.

جلوانی: رشد آن لاک‌پشتی بوده است. ما انتظار دیگری از ایشان داشتیم.

قاسم زاده: به هر حال روبه رشد بوده است. رورنامه اصفهان زیبای قدیم صفحه اول آن تقریبا یک کلیشه ی ثابت شده بود که هر هفته تکرار می‌شد، جای عکس ثابت، آدم‌ها ثابت…

جلوانی: فکر می‌کنم یک نسخه از روزنامه اصفهان زیبای امروز اینجا هست. می‌خواهید ببینیم تیتر یک آن چیست؟ فکر می‌کنم یک تیتر خنثی باشد. آقای شاه مرادی خودسانسوری می‌کند یا شهرداری مشکل دارد؟

قاسم زاده: یک جلسه بگذارید با ایشان صحبت کنید. از خود ایشان بپرسید. ندیده ام و نشنیده ام که شهرداری محدودیتی ایجاد کرده یا اعمال سلیقه ای کرده باشد.

جلوانی: رفته ام و صحبت کرده ام.

قاسم زاده: نه، بگویید ما می‌خواهیم با شما مصاحبه کنیم. متن را درج کنید.

ساغری: اجازه بدهید من یک خاطره بگویم از سال ۷۸ چون به این قضیه کمک می‌کند. یک روز به سر پخش می رفتم و برنامه زنده داشتم. دیدم یک بیلبورد نزدیک پل فلزی نصب کرده اند و سه چهار درخت بلند بود که روی این بیلبورد آمده بود. این درخت‌ها را به خاطر بیلبورد قطع کردند! من قبل از اینکه بروم داخل برنامه یک سخن اول می‌نوشتم. آن روز این مطلب را عوض کردم و نوشتم که سرمایه‌هایی که در شهرمان داریم، متعلق به من و شما نیست و برای نسل‌های آینده است و به خاطر تبلیغات چرا باید سه چهار درخت را قطع کنیم و چه جوابی برای نسل‌های بعد داریم؟!

آقای سردبیر تماس گرفت با معاون صدای آن زمان و گفتند که به هیچ وجه این کار را نکنید. چرا؟ چون ما در برنامه مان قسمت پیام بازرگانی داریم که اگر این پخش بشود ممکن است که آنها قرارداد تبلیغاتی شان را قطع بکنند و بحث مالی به مشکل برمی‌خورد!

وقتی در چنین رسانه ای که قاعدتا باید مستقل باشد اینطور برخورد می‌شود؛ رسانه‌هایی که وابسته به خود شهرداری است… به قول یکی از مسئولین آن زمان چاقو دسته خودش را نمی‌برد و ما نباید این توقع را داشته باشیم! شاید هم این احساس هست که اگر اصفهان زیبا یک نقدی هم به مثلا فرض بکنید زیباسازی شهر کرد، آن وقت می‌گویند ببینید اینها دارند علیه زیباسازی کار می‌کنند! این باید یک فرهنگ بشود و از خود آقای قاسم زاده کمک می‌خواهیم که چکار کنیم که بخش رسانه دیداری شنیداری یعنی صدا و سیما را هم بتوانیم تغییراتی در آن اعمال بکنیم و ببینیم که چطور باید مطالبه بشود.

قاسم زاده: این خاصیت وامداری است. شما چرا حامیان مالی خودتان را نقد نمی‌کنید؟

جلوانی: خب ما هر جا لازم باشد نقد می‌کنیم.

قاسم زاده: تا به حال این کار را کرده اید؟

جلوانی: من در رسانه های قبلی که فعالیت می کردم به خاطر فضای نقدی که ایجاد کردیم فشارهای شدید را هم متحمل شدیم. حتی خود شهرداری شاکی شد از ما و یک فضایی ایجاد شد که گفتند ما با شما نمی‌توانیم همکاری کنیم، یا من خودم نمی‌توانستم آنجا همکاری کنم.

حریت فرهنگی/ معاونت فرهنگی شهرداری از دغدغه های فرهنگی حمایت می کند

قاسم زاده: یک سری از مشکلات ما مشکل فرهنگی است. وقتی وامدار شدیم یک جاهایی هم صدایمان کوتاه می‌شود. زبانمان بسته می‌شود. رسانه باید حریت داشته باشد.

جلوانی: ندای اصفهان الحمدلله این ادعای حریت را دارد.

قاسم زاده: نشان بدهید.

جلوانی: ان شاالله؛ در مراحلی که در حال طی کردن هستیم.

قاسم زاده: معاونت فرهنگی را هم به عنوان اولین خاکریز مرتب مورد نقد قرار بدهید.

جلوانی: من اصلا طلبه هستم و پای این قضیه ایستاده ام. از شما هم خواهشمان این است که بیایید و به طرح این فضا کمک کنید.

قاسم زاده: هر کس در این شهر دغدغه فرهنگ داشته باشد مورد حمایت ماست.

جلوانی: البته در روند فعلی ما خیلی کند پیش می رویم و امکاناتمان کم است. اگر هم یک سال دیگر ندای اصفهان را مجبور شوم ترک کنم، یک وبلاگ دارم می‌روم در وبلاگم نقد می‌کنم.

قاسم زاده: الآن یک شبهه ای اینجا هست. ممکن است من فکر کنم که شما هم پول شهرداری را می‌خواهید.

جلوانی: اشکالی ندارد، در این مورد هم حرف می‌زنیم. دیگران پول گرفتند و تعریف شما را کرده اند و ما اگر از شما پول بگیریم نقدتان می‌کنیم. اتفاقا شما باید خوشحال بشوید و اگر خودتان طرفدار نقد هستید باید حمایت بکنید.

سوال بعدی من هم همین است گرچه حیفم می‌آید که از بحث �نقد� خارج بشوم. هرکسی هرچقدر زورش می‌رسید از شهرداری کند و رفت. مثالش را جایی صحبت کردیم که مثلا بنرهای عاشوراییان یا مجموعه بینش مطهر و یکی دو مجموعه دیگر خیابان‌های شهر را پر می‌کند. کجا من می‌توانم یک بنر از شهرداری اصفهان بگیرم؟

قاسم زاده: برای کجا؟ برای ندا؟

جلوانی: برای ندای اصفهان یا ایشان (آقای هراتیان) که در مجموعه فرهنگی کانون مهدیه است. ایشان برای کانون خودش، آقای ساغری برای کانون خودش و الی آخر. قطعا عاشوراییان لینک است با شهرداری یا به قول دوستان لینک نیست، خود شهرداری است!

قاسم زاده: نه اینطور نیست.

جلوانی: آیا هرکسی می‌تواند یک بنر از شهرداری بگیرد؟

تشکل‌های فرهنگی در شهرداری سطح بندی شده اند

قاسم زاده: بستگی به کاری که می‌خواهید انجام بدهید دارد. تشکل‌های فرهنگی در شهرداری سطح بندی شده اند. بعضی‌ها بُعد کارشان محلی است. بعضی بُعد کارشان منطقه ای است. بعضی هم شهری هستند. اگر می‌بینید مثل عاشوراییان در سطح شهر تبلیغ می‌کند به خاطر این است که بعد کارش شهری است. مجموعه ای که بعد کارش محله ای یا منطقه ای است باید در بعد کاری خودش به او مجوز بدهیم. بیایید در سطح عاشوراییان کار فرهنگی بکنید؛ هم حمایت شهری می‌شود و هم فضای تبلیغات به او داده می‌شود. هیچ اشکالی ندارد.

جلوانی: قضیه عمیق تر از این حرف‌هاست. اصلا مجموعه‌ها نمی‌دانند باید به کجا مراجعه کنند. نه دفتر شما را بلد هستند، نه روابط عمومی شهرداری را می‌شناسند و اگر بخواهد برود پیش روابط عمومی‌ اتفاقا او را در یک سیکل اداری باطلی می‌اندازند.

قاسم زاده: این‌ها دیگر تحلیل‌های ذهنی است.

جلوانی: برویم از مجموعه های فرهنگی سوال کنیم. اصلا شما کجا اعلام کرده اید که بیایید ما از شما حمایت می‌کنیم؟ چه تبلیغی کردید؟ در چه سایت اینترنتی یا نشریه اعلام کردید؟

قاسم زاده: آقای مسعود مهدویان فر مدیر امور اجتماعی و امور مشارکت‌های مردمی شهرداری مصاحبه رسمی‌ داشته است. ایشان از همه تشکل های فرهنگی شهر برای مشارکت در حل مشکلات فرهنگی، اجتماعی شهر دعوت به عمل آورده. اخیرا اصلا ساختار حوزه فرهنگی تغییر کرده و رویکرد این تغییر به سمت توسعه سطح مشارکت‌های اجتماعی با فعالین و تشکل‌های فرهنگی رفته است. با این نگاه، در هر منطقه یک معاون فرهنگی اجتماعی مستقر است که تشکل‌های فرهنگی یا آدم‌هایی که در حوزه فرهنگی ایده ای دارند را شناسایی می کند و مورد حمایت قرار می دهد. برای این موارد ساز وکار و ساختار تعریف شده است.

اگر دوست دارید که عدد و رقم هم داشته باشید، چهارده میلیارد تومان بودجه ی برنامه‌های حمایتی و مشارکتی در حوزه فرهنگ است. تمام آن هم تزریق می‌شود به مساجد و مراکز فرهنگی.

ساغری: آیا به صورت شفاف قابل پیگیری هست؟

قاسم زاده: بله، کاملا شفاف است.

ساغری: ما تا به حال جایی ندیده ایم.

جلوانی: من روزی ۶-۷ ساعت در اینترنت و سایتهای خبری هستم، باید این اخبار را ببینم. چرا نمی‌بینم؟

قاسم زاده: این بودجه‌ها چون اغلب حمایتی هستند؛ فرهنگ دینی ما می‌گوید پنهان باشد بهتر از این است که آشکار باشد.

ساغری: صدقه که نمی‌دهید…

قاسم زاده: استنباط ما این است که مراکزی که مورد حمایت قرار می گیرند خیلی خوششان نمی آید نامشان رسانه ای شود. پیشنهادم این است که یک قراری بگذارید با آقای مهدویان فر، مدیر امور اجتماعی و مشارکت‌های مردمی‌ و موضوع را پیگیری کنید.

۹۸ درصد مراکز فرهنگی از حمایت‌های مالی شهرداری برخوردارند

ساغری: آیا در سیاست گذاری آنها هم دخالت می‌کنید؟

قاسم زاده: اصلا و ابدا. مهم حفظ هویت، اصالت و حریت آنهاست. برای ما فقط زنده بودن و پویا بودن و شناسنامه دار بودنشان مهم است. باید از یکی از دستگاه‌های رسمی‌ شناسنامه حقوقی داشته باشند. ما یک مبلغِ کف به خود مجموعه‌ها کمک می‌کنیم. کمترینش شاید ۱ میلیون باشد تا سطح یک که ۲۵ میلیون تومان می‌دهیم. مثل عاشوراییان، مدرس، شهید بهشتی که اینها هم سطح هستند.

این مبالغ داده می‌شود برای کارکردهای خودشان و تشخیص هزینه‌ها نیز با خودشان است. در سه محور اولویت های مکانی، زمانی و موضوعی هم باب مشارکت باز شده است. مکان‌هایی که به نوعی به نظر می‌آید که فقر فرهنگی دارند، هر مرکزی که در این مکان‌ها کار فرهنگی انجام دهد ما پروژه مشارکتی با او تعریف می‌کنیم. مثلا در حصه یک مرکز برود کلاس برگزار کند، نمایشگاه بگذارد، جشن بگیرد.

(ادامه دارد…)

قسمت دوم این مصاحبه را از اینجا بخوانید

مسئله حجاب: رویکرد جدید، حرکت مستمر، اصلاح فکر

توضیح: به قلم مسعود فهامی

نگاه واقع بینانه بیانگر آن است که مقوله حجاب به طور بایسته دیده نشده است و اگر هم گهگاهی به آن بذل توجه می­ شود تماما مقطعی و مناسبتی همراه با رویکرد حداقلی است؛ یعنی بیش از آنکه جنبه­ ی تربیتی مسئله مطرح باشد، به سمت اجرائیاتِ صرف سوق پیدا کرده ایم و انتظار از این امور برای حاکمیت حجاب، عنوانی زودبازده به خود گرفته، گرچه رسیدن به این مهم نیازمند فضاهای پیوسته، مستمر به همراه گذر زمان است.

مجموع زورمان در این سالها بیشتر به فعالیت­های عملیاتی معطوف بوده تا به جریان سازی فکری. نمونه­ های آن را در پلیس امنیت اجتماعی (برخوردهای جزمی)، تجمعات روز عفاف و حجاب، برنامه­ های ستادی (پر رنگ نبودن حضور مردم) و... می­ بینیم و شاید شق القمرِ نمونه فرهنگی آن اهداء گل در بین بدحجاب­ها بوده است.

در ادامه قصد دارم پیرامون راهپیمایی عفاف و حجاب چند نکته را متذکر شوم...

اینکه مردم روحیه­ ی مطالبه گری دارند و انتظارات خود را در صحنه­ های مختلف بازگو می ­کنند بسیار ذی قیمت است هرچند مسئولان خود را در بین مردم نبینند و حضور پیدا نکنند!

به نظر می­ رسد اگر حرکتی بخواهد اثرگذاری بنیادین داشته باشد نیازمند جزء نگری در همه جهات است و قاعدتا برنامه ریزی پایدار و افق مشخص می­ طلبد. از طرفی باید بررسی شود که ایجاد چنین فضایی در محدوده ای که با یک بد حجاب مواجه هستیم چه دستاوردی برای جامعه خواهد داشت. بازتاب اجتماعی و تربیتی این گونه تجمعات از مهمات قابل بحث است...

دقیق نگاه کردن به چنین حرکتی نشان دهنده جلوه جلالی و تنزیهی قشر مذهبی است و سبب ایجاد شکاف بین مذهبی و غیر مذهبی می­ شود و نهایتا با این موضع صلب و بسته دریچه مفاهمه و گفتگو بین طرفین مسدود، و در ادامه عکس العمل­ های عنادگونه به دنبال خواهد داشت. باید بپذیریم که با تلقین، تهدید و تزریق، جامعه­ ی آرمانی ساخته نمی­ شود پس برای تغییر سودمند چاره ای جز خلق فضاهای فرهنگی جدید نداریم.

دیگر آنکه چنین برنامه­ هایی تنها فضاسازی چند ساعته و موقت شهری و جو چند روزه­ ی رسانه­ ای و قلم زدن­ هایی به مانند همین که می­ خوانید همراه دارد.

می­ توان به جای شروع از بدحجابی (بخوانید معضل بدحجابی) و انتظار تغییر در میدان مقابل، محجبه­ های جامعه خود را بیشتر بها دهیم و با پررنگ نمودن جنبه­ های مثبت فردی و اجتماعی در ایشان، این ذهنیت که پیشرفت یک زن را در منافات با چادر بر سر داشتن می­ داند از میان برداریم.

اینکه جلوه­ ی جمالی مذهبیون در کجا بروز دارد و چه روش­ هایی برای کشش بیشتر برگزیده ایم محل تامل بسیار است...

اثرات جنبش تنباکو بر انقلاب مشروطه

 

توضیح: گوشه ای از مقاله بلند «تحلیل مشروطه» به قلم برادر احمد مهره کش (کارشناسی ارشد علوم سیاسی)

در اینجا لازم است به تاثیری که علما در جنبش تنباکو داشتند توجه شود. در یکی از گزارش هایی که از طرف سفارت انگلیس نوشته شده است، آمده است:

«کسانی که مدت زیادی از ایران اقامت دارند گفته اند آنان این تنفیذ قدرت روحانیون هم از جهت مخالفت با دولت و هم از جهت اطاعت بی چون و چرای مردم از اوامر آنان در موردی که شرع آن را حرام شمرده، دچار شگفتی اند . . . بدیهی است که ضربت سختی بر نفوذ انگلیس در ایران وارد شد ».

در گزارش سفیر فرانسه در آن ایام آمده است:

«نخستین حقیقتی که از وقایع اخیر بدست می آید، قدرت بیکران علماست».

حتی به نقل از کتاب تاریخ دخانیه، از آمریکا نیز تلگراف هایی به سفارت های این کشور در ایران و عراق رسید که «این شیخ مطاع نافذ الکلمه که در مقابل چهار دولت از یک کلمه او، چنین هنگامه عظیمی برپا شده است کیست؟ و حالات مخصوص او چیست؟».

در اصل واقعه تنباکو، سرآغاز نگاه جدی سیاستمداران، دیپلمات ها و ملت های غربی به مرجعیت شیعه و کارویژه آن در جوامع اسلامی می باشد. شهید مدرس در خاطره ای از میرزای شیرازی می گوید:

«پس از نقل پیروزی واقعه تنباکو برای ایشان، میرزا ناراحت شد و فرمود: حالا حکومت های قاهره فهمیدند قدرت اصلی یک ملت و نقطه تحرک شیعیان کجاست. حالا تصمیم می گیرند این نقطه و این مرکز را نابود کنند. نگرانی من از آینده جامعه اسلامی است».

حتی ایرانیان خارج از کشور و به طور خاص روشنفکرانی مثل میرزا آقاخان کرمانی و ملکم خان هم در نامه ای به میرزای شیرازی به سبب حفظ استقلال کشور و رد نفوذ بیگانگان در آن، نامه تشکر آمیزی نوشتند.. رابطه علما با دولت هم چنان تغییر کرد که رابطه دوستی دربار با علما به گونه محبت آمیزی که بعد از واقعه تحریم تنباکو، رخ نمود تا آن زمان سابقه نداشته است.

یکی از اثرات مهم جنبش تنباکو که بعدها در جنبش مشروطه خود را بروز داد، کم شدن نفوذ انگلیس در ایران و افزایش نفوذ روسیه در دربار و دولت ایران بود. در تمام مدت هیجان عمومی مخالت با امتیاز تنباکو، روسها آشکارا از جنبش پشتیبانی می کردند. روسها در این دوره حامی جنبشی اجتماعی و مردمی بودند و چهره انگلیس به عنوان کشوری که با ایرانیان دشمن است، مخدوش شد. اما در نهضت مشروطه دقیقا عکس این اتفاق رخ داد. به گونه ای که انگلیس حامی جنبش مردمی و روسیه مخالف با آن شمرده می شد. بعد از آنکه تحریم تنباکو به موفقیت رسید، سیاست ایران در قبال دولت روسیه تغییر کرد. به طوری که امین السطان که به طرفداری از انگلیس مشهور بود، بعد از جنبش تنباکو، به طور آشکار به سمت روس ها تغییر گرایش داد.

اثر دیگر جنبش این بود که ایرانیان برای اولین بار دریافتند پیروزی در مخالفت با ناصرالدین شاه و منافع خارجی امکان پذیر است. آنها دریافتند دربرابر اراده شاه و دولت می توان پایداری کرد و با یک قیام عمومی، منافع خود را حفظ نمود و شاه که صاحب اختیار کل و حاکم بر تقدیرات ملت است را تسلیم نمود.

همچنین این نهضت قدرت و اقتدار زیادی را نصیب علما کرد چون احکام نافذ علما در سرتاسر  برپا شد و با پیروزی زیادی همراه گشت. شاه و درباریان نیز از قدرت روحانیون یکه خورده و مرعوب شدند.

پس از جنبش تنباکو، روشنفکران کوشش های زیادی کردند تا دخالت روحانیون در فعالیت های سیاسی ادامه یابد. چون جنبش تحریم تنباکو نشان داد که چگونه روحانیون می توانند با استفاده از مقام و جایگاه خود در بین توده مردم، احساسات توده مذهبی مردم را بسیج کنند که این کار به تنهایی برای روشنفکران، میسر نبود.

جنبش تنباکو همچنین در ارتقای درک ملی ایرانیان نیز موثر بود و همین امر موجب تسهیل همراهی مردم در جنبش مشروطه شد. در نهضت تنباکو، شعور سیاسی مردم از طرف مرجعیت و پایگاه اجتهاد شیعی تامین می شد که این امر موجب بار ارزش شدن ترقی فهم سیاسی عنصر ایرانی در نهضت تنباکو بود.

حال اگر بخواهیم نهضت تنباکو را با نهضت مشروطه مقایسه کنیم اولین چیزی که کاملا روشن به نظر می رسد، فقدان حضور روشنفکران در نهضت تنباکو است. حسین آبادیان در مورد نهضت تحریم تنباکو می گوید:

«سخن گفتن از اتحاد بین علما، اصلاح طلبان متجدد و جماعت ناراضی ایران، به خصوص تجار سخنی بی پایه است. هیچ اتحادی بین علما به عنوان یک دستگاه با اصلاح طلبان نمی توانست وجود داشته باشد. مضافا اینکه هیچ خبری از دخالت عناصر اصلاح طلب در خیزش علیه رژی دیده نمی شود».

آنچه از تحولات نهضت تنباکو می بینیم این نتیجه حاصل می شود که این نهضت یک نهضت ضد استعماری بود که البته با توجه به اینکه این قرارداد را دولتیان امضا کرده بودند وجه ای ضد دولتی و ضد استبدادی هم داشت. اما وجه غالب این جنبش، خیزشی بود که بر علیه استعمار انگلیس رخ داد و ضدیت با کفر و مداخله خارجی را به نمایش گذاشت. در حالیکه جنبش مشروطه کاملا جنبشی ضد استبدادی بود و هدفش اصلاح وضع داخلی کشور بود و یکی از نقاط ضعف آن، چشم پوشی و غفلت از نفوذ استعمار انگلیس به جنبش بوده است. به طوری که در بخشی از تحولات انقلاب، انقلابیون و کسانی که در نهضت شرکت داشتند، آشکارا به سمت انگلیس گرایش پیدا کرده و انگلیس را امین و مورد اعتماد خود قرار می دهند. در نهضت تحریم تنباکو، رفت و آمد با خارجیان مخصوصا انگلیسی ها یکی از نکات منفی افراد به حساب می آمد و احساسات ضد خارجی در بین مردم ایران به شدت زیاد شده بود. اما در جنبش مشروطه، توده مردم به خارجی ها مخصوصا انگلیسی ها به چشم یار و دوست نگاه می کردند و درخواست های خود را با آنها مطرح کرده و حتی آنها را امین و مورد اعتماد خود در برقراری ارتباط با مهاجرین در قم می دانستند.

همانطور که از افکار مشروطه طلبی روشنفکران روشن شد، مشروطه خواهی اساسا ربطی به حفظ و حراست از دین نداشت. هدف از آن، بدست آوردن آزادی، حق مالکیت، قانون مدار شدن و محدود شدن سلطنت و رسیدن به سلطنت مشروطه بود که همه این مفاهیم نیز در قالب پارادایم غربی و مدرن آن، معنی پیدا می کرد و مراد از مفاهیم اصلی آن مثل مفهموم آزادی یا قانون، آنچه از شریعت استنباط می شود نبود. در حالیکه جنبش تنباکو، بر مبنای حفظ حقوق اسلامیت و نفی سلطه کفار بر مسلمین بود.

تنها میراث دار جنبش تنباکو در مشروطه، شیخ فضل الله نوری بود. او خود از رهبران جنبش تنباکو در تهران بود و بعدها نیز حساسیت ضد خارجی خود را حفظ کرد. در حالی که رهبران جنبش مشروطه در تهران، افرادی چون بهبهانی و طباطبائی بودند که اولی نه تنها در جنبش تنباکو شرکت نداشت، بلکه متهم به مخالفت با آن و ارتکاب به عملی مغایر با فتوای میرزای شیرازی شده بود. دومی هم آشکارا متاثر از آرمانهای روشنفکری و در ارتباط با محافل مدافع افکار غربی بود.

دو تن از هموطنان عزیز ما در باغ فدک جان باختند

توضیح: تاریخ خبر مربوط به 6 فروردین 1395 است.

اینجا باغ فدک، ستاد اسکان مسافرین نوروزی، همه تدابیر اندیشیده شده تا بهترین خاطرات از شهر ما اصفهان زیبا در ذهن مسافرین باقی بماند.

فضای سبز باغ از ماه ها قبل به استقبال نوروز رفته، دریاچه لایروبی و آب آن تعویض شده، اسکله فایق سواری و جت اسکی شارژی مستقر شده اند. کارگران فضای سبز به صورت شبانه روزی مشغول نظافت باغ هستند، آتش نشانی در باغ مستقر است و نیروهای امداد و گشت های ویژه آنها به صورت شبانه روزی مشغول خدمت رسانی هستند.

اورژانس شهر نیز در باغ مستقر گشته، کافی شاپ، سرسره بادی، ترامپلینگ و دیگر امکانات تفریحی موجود است.

بازارچه با فروشگاه مواد غذایی، آب جوش و پتو و چادر امکانات مورد نیاز مسافرین را به فروش می رساند. یگان انتظامی و صدای شهر و ستاد اسکان به صورت تمام وقت فعال هستند. تورهای گردشگری مسافرین را از باغ به اماکن تاریخی می برد و بر میگرداند.

ربیس نیروی انتضامی، استاندار، شهردار، رییس شورای شهر و دیگر مسئولین شهری از باغ و ستاد اسکان بازدید کرده اند.

ورودی باغ برای هر ماشین 15000 تومان است.

همه چیز مرتب به نظر می رسد اما...

طبق آخرین اخبار متاسفانه دو تن از هموطنان عزیز ما در باغ فدک جان باختند. علت ابن حادثه در دست بررسی است.

همه چیز مرتب به نظر می رسد ولی بارندگی و برودت هوا و عدم وجود مکان مسقف و گرم اعتراض برخی از مسافرین را در پی دارد

علی رغم هشدارهای مکرر و سرکشی های پرسنل آتش نشانی برخی از مسافرین به منظور گرمایش، گازهای پیک نیکی خود را در چادر روشن میکنند

امیدواریم دیگر شاهد چنین حوادثی در اصفهان نباشیم و مسافرین نوروزی با خاطرات زیبا به منازل خود برگردند.

دیوار مهربانی- میدان انقلاب اصفهان

دیوار مهربانی - در حوالی میدان انقلاب اصفهان

(عکس از حسن احمدی کافشانی)

پ. ن: البته همه دیوار مهربانی ها به این شیکی و تمیزی نیستند؛ متاسفانه برخی مناطق شهر واقعا تحقیرآمیز و نوعی اهانت و عدم توجه به شأن این طرح است. به طور مثال اینجا را ببینید.

نامه به آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد/ انحلال مدرسه علمیه میرزاحسین اشتباه است

توضیح: سال تحصیلی 94-1393 مدرسه علمیه میرزاحسین موفق به کسب رتبه اول درسی در مدارس استان اصفهان شد. درحالی که این مدرسه زبانزد تعریف و تمجیدهای خاص و عام بود، اما خبری عجیب ناگهان همگان را بهت زده کرد: «مدرسه میرزاحسین قرار است منحل شود!!»

مدرسه علمیه میرزاحسین مخصوص طلاب دانشجو بود و شرایط خاص خودش را داشت؛ اینکه چه عواملی موجب تصمیم گیری فوق شده بود در جای دیگری قابل تحلیل و بررسی است (شاید هیچگاه قابل انتشار نباشد).

خبر دوم هم منتشر شد و گرد یأس و ناامیدی بر چهره مدرسه نشست: مدیر مدرسه میرزاحسین در این گیر و دار به جای دیگری منتقل شد!

یکی از بهترین مدارس اصفهان بدون دلسوز و بزرگتر در آستانه انحلال به حال خود رها شده بود. اما آنچه وظیفه ما به عنوان «شورای طلاب» آن مدرسه بود تبیین تبعات منفی و اثرات مخرب این تصمیم بود. نامه نگاری ها، امضا جمع کردن ها، نذر کردن ها و جلسات مختلف با مدیران و مسئولین شروع شد.

به حمدلله پیگیری ها به ثمر نشست و به صورت باورنکردنی با تغییر نظر رؤسای مرکز مدیریت، مدرسه میرزاحسین ابقا شد و مدیر جوان خوبی نیز مجددا برای آن درنظر گرفته شد.

متن زیر دومین نامه به آیت الله طباطبایی نژاد امام جمعه محترم و مدیر حوزه های علمیه اصفهان است که پس از دیدار صمیمی با ایشان نگارش یافت و تاثیر مثبتی در این ماجرا داشت. این نامه را پس از یک سال در اینجا منتشر می کنم. البته وضعیت آینده مدرسه میرزاحسین چندان مشخص نیست بلکه نگران کننده است و در ده سال گذشته همواره با فراز و فرودهای مختلف مواجه بوده است. بنده به عنوان فارغ التحصیل سطح یک آن مدرسه، بهترین خاطرات عمر خود را با خویش به یادگار بردم. اما اینکه سرنوشت این مدرسه چه خواهد شد و به کجا خواهد رسید تا حد زیادی به عملکرد و نگرش طلاب فعلی آن نیز بستگی دارد.

***

باسمه تعالی

حضور محترم ریاست حوزه علمیه اصفهان

حضرت آیت‌الله سید یوسف طباطبایی‌نژاد (دامت برکاته)

سلام علیکم؛

حوزه‌های علمیه از دیرباز با زعامت و هدایت مردان الهی مسیر الی الله را به بهترین شکل ممکن پیموده‌اند و امروز نیز در سایۀ نظام مقدس جمهوری اسلامی و تحت زعامت رهبر فرزانه انقلاب، هرچه بیشتر در مسیر تربیت اسلام‌شناسانی فرهیخته قدم بر‌می‌دارند. در این بین حوزه علمیه اصفهان همواره در زمینۀ تربیت علمای اسلام پیش‌تاز بوده و نقش موثری را در شکل‌گیری جریان‌های انقلابی و فرهنگی به‌خصوص‌ در طول انقلاب اسلامی ایفا کرده است.

جنابعالی مستحضرید که طی سالیان اخیر جوانان دانشگاهی و نخبه، میل و رغبتشان برای فراگیری دانش ناب اهل‌بیت علیهم‌السلام و ورود به حوزه‌های علمیه رشد چشمگیری داشته است. مدرسه علمیه میرزاحسین به‌واسطۀ حضور علمایی همچون آیت‌الله حاج شیخ حبیب‌الله رهبر(دامت برکاته)، محفلی است تا جوانان دغدغه‌مند و مشتاق به فراگیری علوم دینی در آن جمع شده و به تحصیل دانش‌های اسلامی بپردارند. به لطف خداوند در طی این چند سال شجرۀ طیبۀ فرهنگی بسیار خوبی به‌واسطۀ مدیریت شایستۀ جناب حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی‌فرد در این مجموعه شکل گرفته است و به فضل الهی و به مدد انفاس قدسی حضرت صاحب‌الامر أرواحنا له الفدا هر کدام از طلاب این مدرسه در آینده منشأ آثار خیر زیادی برای اسلام و مسلمین خواهند بود.

مدیریت شایستۀ حوزه علمیه اصفهان در طول سال‌های متمادی ثابت کرده است که همۀ تلاش خود را در جهت بهبود فضای آموزشی طلاب به کار گرفته است. احداث مدرسه علمیه شهید طباطبایی‌نژاد در کنار حرم مطهر حضرت زینب‌ بنت‌موسی‌بن‌جعفر (علیهم‌السلام) نیز یکی از این نمونه‌ها است؛ اما اختصاص این فضا به طلاب مدرسه علمیه میرزاحسین همراه با دغدغه‌ها و مخاطراتی است که در جلسۀ بسیار صمیمی و محبت‌آمیزی که جنابعالی قبول زحمت فرمودید و با شورای طلاب این مدرسه برگزار کردید، به سمع و نظرتان رسید. دغدغه‌های طلاب مدرسه میرزاحسین نسبت به این امر، در پیوست این نامه تقدیم می‌گردد.

ما، طلاب مدرسه علمیه میرزاحسین، از حضرتعالی به‌عنوان مقام ارشد تصمیم‌گیری حوزه علمیه اصفهان که الحق و الانصاف، همه طلاب شما را به‌عنوان پدر معنوی خود می‌شناسند، تقاضا داریم تا با درخواست فرزندانتان مبنی بر:

۱.‌ ابقای فضای فعلی مدرسه میرزاحسین برای طلاب درحال ‌تحصیل؛ ۲.‌ ملحق‌کردن فضای در شرف تاسیس در کنار مدرسه میرزاحسین، به فضای آموزشی این مدرسه؛ ۳. اعطای پایۀ ششم و ۴. ابقای جناب حجت‌الاسلام سید مهدی هاشمی‌فرد به سمت مدیریت مدرسه میرزاحسین، موافقت فرمایید.

خداوند شما و همه ما را از الطاف بی‌دریغ خود محروم نفرماید و ما را سربازانی شایسته برای حضرت صاحب الامر ارواحنا و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه قرار دهد. پیشاپیش از بذل عنایت جنابعالی به این مدرسه علمیه کمال تشکر و قدردانی را به عمل می‌آوریم.

 ***

 پیوست

دغدغه ها و مخاطرات مطرح شده در جلسه شورای طلاب مدرسه علمیه میرزاحسین با حضرت آیت الله طباطبایی‌نژاد:

1- طی چند سال اخیر مدرسه علمیه میرزاحسین از نظر آموزشی پیشرفت چشمگیری داشته است و همه ساله در بین سه مدرسه اول استان قرار داشته است. این مهم با همت و تلاش کادر مجرب و تلاش طلاب مدرسه به‌دست آمده است. با انتقال طلاب به مدرسه شهید طباطبایی‌نژاد مدرسه برتر استان از بین رفته و جایگزینی برای آن به‌وجود نمی‌آید.

2- یکی از نقاط قوت مدرسه میرزاحسین موقعیت جغرافیایی آن می‌باشد. این مهم باعث شده است تا این مدرسه به محل رفت آمد دانشجویان اصفهانی که انگیزه های فراوانی برای ورود به حوزه‌های علمیه رادارند، تبدیل شود. علاوه بر این نکته حضور مستمر حضرت آیت الله رهبر به عنوان یک مرجع علمی و اخلاقی و تربیتی در مدرسه میرزاحسین یکی از نعمت‌های ویژه الهی است که در جذب نخبگان دانشگاهی تاثیر به‌سزایی داشته است. به نظر می‌رسد با رفتن طلاب مدرسه از این مکان این ویژگی‌های منحصر به فرد نیز قابلیت خود نمایی خود را از دست می‌دهند و جایگزینی برای پر کردن آنها وجود نخواهد داشت.

3- یکی از شرایط منحصر به فرد طلاب مدرسه میرزاحسین، سن بالاتر طلاب، نسبت به سایر مدارس علمیه در پایه های اول تا پنجم است. به‌گونه ای که هم‌اکنون بیش از هفتاد درصد طلاب مدرسه متاهل و تعداد زیادی از طلاب نیز در شرف ازدواج هستند. با توجه به حجره نشین نبودن بسیاری از طلاب مدرسه، تحصیل آنها با چنین شرایطی در منطقه زینبیه هم از جهت دور بودن این منطقه به مرکز شهر و هم از جهت شرایط خاص فرهنگی آن، شرایط تحصیل را برای طلاب بسیار دشوار می‌کند و می تواند در میزان سطح درسی اثرگذار باشد. برای چنین طلابی دو حالت متصور است، این طلاب یا اینکه مجبور به سکونت و انتقال خانواده و فرزندان خود به این منطقه می باشند که با توجه به شرایط خاص فرهنگی و حتی جغرافیای این منطقه، زحمات زیادی را برای آنها ایجاد می کند و یا اینکه لازم به طی مسافت زیادی برای رسیدن به کلاس های درسی می‌باشد. همه این موارد در شرایطی است که چنین مشکلاتی برای طلابی که حجره نشین می‌باشند وجود نخواهد داشت و اصولا برخلاف طلاب متاهل، مکان جغرافیایی یک مدرسه برای طلاب حجره نشین اهمیت زیادی ندارد. این در حالی است که مکان فعلی مدرسه میرزاحسین از این جهت، فشاری را به طلاب وارد نمی‌آورد. بنا براین به نظر می‌رسد تغییر مکان مدرسه می‌تواند شرایط تحصیل در پایه اول تا پنجم حوزه علمیه را برای طلاب مدرسه بسیار دشوارتر نسبت به سایر طلاب جوان مدارس دیگر نماید. همانگونه که مستحضر می باشید سال اول تا ششم حوزه علمیه نقش بسیار مهمی در شکل گیری شخصیت علمی طلاب و آینده آنها خواهد داشت به گونه ای که چنانچه طلبه‌ای این دوران را با کیفیت مناسبی نتواند طی کند، به صورت قطع در سایر مراحل طلبگی نیز توفیقی نخواهد داشت. این طلاب افرادی هستند که به عشق انجام وظیفه در راه اسلام، تحصیلات دانشگاهی خود را رها کرده و با پذیرش سختی های فراوان راه، مسیر زندگی خود را مجددا به گونه ای دیگر انتخاب کرده‌اند. اضافه شدن مشکلی به مشکلات قبلی این طلاب در سالهای اولیه حوزه علمیه، می تواند نقش زیادی در کاهش بازدهی درسی این طلاب داشته باشد.

 

نامه به شهرداری اصفهان: جشنواره کودک؛ نمایشی بی محتوا و اسراف در بیت المال

توضیح: متن زیر نامه ای سرگشاده بود که در آستانه جشنواره فیلم کودک و نوجوان نگارش یافته و از شهرداری اصفهان می خواست که زیر بار این کار ویترینی و پرهزینه که پای الگوهای ضدفرهنگی را به اصفهان باز می کند، نرود و البته خوشبختانه این امر محقق شد.

***

«به نام خدا»

هنر در جهان امروز یکی از موثرین ابزار پیشبرد اهداف اجتماعی، تربیتی و سیاسی است که در جوامع گوناگون، ظهور و بروز متفاوتی را از خود نشان داده است.

در کشور ایران و پس از انقلاب اسلامی در سال 57 هجری شمسی، هنر و فرهنگ نمایشی هم به مانند سایر عوامل اجتماعی، دست خوش تغییرات و تحولات مثبت گشت، به گونه ای که تولید آثار فاخر دینی و ملی پس از احیای ریشه ی دین در هنر، در میان آثار مبتذل دوران منحوس پهلوی فزونی یافت و در سراسر جهان مورد تقدیر بسیاری از کشورهای آزادی خواه و اسلامی قرار گرفت.

با ورود هنر به عرصه کودک و نوجوان در سال های پس از انقلاب، شاهد یک سیر تحولی رو به جلو و تاثیرگذار در زمینه تولیدات آثار کودکان بودیم؛ اما متأسفانه با گذشت دو دهه از آن زمان و با توجه به گسترده تر شدن امکانات فنی نمایشی، باید اعلام کرد که سینمای کودک ونوجوان در اسف بارترین دوران خود به سر می برد.

اما امروزه و با توجه به وضعیت این عرصه نمایشی، مسئولین مربوطه اقدامات مناسب و راهگشایی را در پیش نگرفته اند و تنها خود و سایر دست اندرکاران هنر کودک و نوجوان را به کارهای مبتدی از جمله برگزاری جشنواره ها، نمایشگاه ها و جشن های خردسالان مشغول کرده اند. مقام معظم رهبری در سال 1377 و با توجه به روند نزولی خلاقیت در آثار هنری کودک،خطاب به مسئولین کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان فرمودند:

"حقيقتا بايد بگويم كه اگر مسؤولان امور فرهنگى كشور بخواهند مسأله‌ى كودك و نوجوان را آن‌ چنان كه هست، مورد اهتمام قرار دهند، من خيال مى‌كنم خيلى از آنهايى كه مسؤولند، از ساعات خوابشان هم خواهند زد تا به اين مسأله بپردازند." و در طی همین سخنرانی به حمله دشمن به سینمای کودک و نوجوان و آثار مخرب تربیتی تولیدات غربی برای آیندگان کشور اشاره کردند و فرمودند:

"بچه ‌ى شما در آغوش شما، در مدرسه‌ى شما، در كتابخانه‌ ى كانون و جلوِ روى شماست و شما براى او فكرهايى، آينده‌اى و اميدوارى ‌اى داريد. ناگهان مشاهده مى‌كنيد دسترسى يك نفركه حداقل بيگانه است – شما با اين بچه خويشاونديد، شما معلّمش، پدرش، يامربّيش هستيد؛ ليكن او بيگانه و بى‌علاقه به سرنوشت اين بچه است– به اين بچه، از راه همين كالاهاى فرهنگىِ متداول و رسانه‌هاى گوناگون خبرى و فرهنگى، بيشتر از شماست! اين جاى نگرانى است و امروز اين وجود دارد؛ چه من وشما بخواهيم، چه نخواهيم!"

لذا جای سوال است که با توجه به سخنان هشدار آمیز رهبری در سال های گذشته و مشاهده روند افولی این عرصه برای مسئولین، چرا هم اکنون نتایج قابل قبول و موثری را از سینمای کودک و نوجوان و سایر تولیدات آن نمی بینیم!

آیا به غیر از این است که برای مقابله با این جنگ نرم علیه کودکان ما، یک مجموعه فعالیت های تزئیناتی و بدون پشتوانه فکری صورت گرفته است؟

شهردار محترم شهر شهید پرور اصفهان

جناب آقای جمالی نژاد

به واقع میتوان گفت؛ جشنواره کودک و نوجوان که سالهاست در کشور عزیز ما برگزار میشود و شهر متمدن اصفهان برای مدت بسیار زیادی، میزبان این جشنواره بوده، مصداق بارزی از یک اقدام توخالی فرهنگی و ارزشی و حتی تأثیرگذار برای نسل آینده انقلاب اسلامی است.

جشنواره ای که با تمام ابهت و عظمتش و صرف شدن صدها میلیون تومان پول بیت المال از مردم شریف اصفهان، نتوانسته خروجی و نتیجه ای راهگشا برای تولیدات کودک نوجوان داشته باشد.

جشنواره ای که هر ساله  هزینه های بسیار سنگینی را بر شهرداری اصفهان متحمل می کند و پس از آن، همه ی منتقدان و هنرمندان عرصه نمایش بر یک عقیده هستند و آن هم، افول تولیدات هنری ارائه شده به این جشنواره.

شهردار محترم اصفهان

باید از تمامی مسئولین فرهنگی کشور و مسئولین سابق شهرداری اصفهان که بسیار داوطلبانه میزبانی این جشنواره را می پذیرفتند ؛سوال کرد که تا به اکنون جشنواره کودک و نوجوان چه زمانی توانسته است الگویی از کودک طراز انقلاب اسلامی را به کشور معرفی کند؟

 مگر به غیر از این است که بازارهای نمایشی  کودک و نوجوان و لوازم التحریری کشور ما؛ از بتمن ها، هری پاتر ها، مرد عنکبوتی ها و باربی ها و... اشباع شده است؟ آیا توقع بسیار زیادی است که اشاعه تفکر انقلابی خرازی ها، کاظمی ها، همت ها و... را از این جشنواره داشته باشیم؟

مگر به غیر از این است که این جشنواره بی محتوا، نتوانسته نیاز کودکان کشور ما را برطرف کند؟

مگر به غیر از این است با برگزاری این جشن در شهر فرهنگی اصفهان، سیل خروشانی از هنرمندان غیر متعهد و خوش گذران به اصفهان جاری میشود؟ خوش گذرانی هایی که حتی با بیت المال مردم اصفهان تامین می شود و مسئولین ما بدون هیچ دغدغه ای اجازه صرف شدن آن را میدهند

شهردار محترم شهر  اصفهان

آیا تا به کنون به این موضوع فکر کرده اید که چرا شهری به مانند همدان، دیگر  به زیر بار تحمل میزبانی این جشنواره بیهوده نرفت؟ و جالب تر اینکه باز هم شهر اصفهان در اقدامی شگفت انگیز در سالهای قبل؛ مشتاقانه میزبانی این جشنواره با بهتر بگوییم؛ یک گردهمایی پرخرج را قبول کرد.

اگر عده ای بگویند که شهرداری اصفهان، دغدغه ی عرصه نمایش کودک ونوجوان را دارد، آیا بهتر نیست که شهرداری اصفهان با حمایت شرکت های دانش بنیان در زمینه هنر  و شخصیت پردازی اسلامی انقلابی برای کودک، به این جبهه ی فرهنگی کمک کند؟

و سوالی دیگر  آنکه با توجه به سیل مسافرت بسیاری از هنرمندان و مسئولین از پایتخت به سمت اصفهان، آیا بهتر نیست که این جشنواره ی ناکارآمد در تهران برگزار شود؟

جناب آقای جمالی نژاد

انتخاب حضرتعالی به عنوان شهردار از سوی شورای شهر اصفهان، نور امیدی در دل مردم مومن و دلسوز  برای احیای ارزش های انقلابی و حرکت شتابان شهر به سوی هر چه بهتر شدن پایتخت فرهنگی جهان اسلام روشن نمود. امری که حساسیت مسئولین در صرف بیت المال و هوشمندانه استفاده کردن آن را می طلبد و کنار گذاشتن برنامه های بی اثر و بی محتوا گامی ابتدایی در این زمینه است.

مقام معظم رهبری در شهریور ماه سال 1389 خطاب به مسئولین فرمودند:

"در زمینه‌های فرهنگی، دنبال کارهای تشریفاتی و ویترینی نباشید. نمایش دادن کار فرهنگی، نه اینکه فایده‌ای ندارد؛ ضرر هم دارد. در زمینه‌ی فرهنگ باید دنبال کارهای محتوائی و اصیل و واقعی رفت، که امروز نیاز عمده‌ی کشور هم این است."

لذا از حضرتعالی تقاضامندیم تا راه و روش مسیر فرهنگی شهرداری اصفهان در سال  های گذشته و رویکرد هزینه محور را کنار گذاشته و  در ترویج فرهنگ و هنر اسلامی و انقلابی هر چه بیشتر قدم بردارید.

والعاقبه للمتقین

 امضا:

پرواز تا بینهایت!

تقدیم به آقا ابراهیم باجناق گرامی خودم

در بزرگترین اجتماع مردمی استان اصفهان، جای شما خالی بود




خبرگزاری ایمنا توسط چه کسانی اداره می شود؟

خبرگزاری ایمنا

زمانی که صحبت از رسانه های اصفهان می شود بستگی دارد مخاطب شما کدام یک از اقشار جامعه باشند، اقشاری متفاوت که هر کدام ذهنیت خود را از این موضوع دارند و یا اصلا ذهنیتی از رسانه های شهر گنبدهای فیروزه ای ندارند.

خبرگزاری ایمنا که در ابتدای امر با رویکرد انعکاس اخبار حوزه های مختلف شهرداری اصفهان تحت عنوان اداره ارتباطات رسانه ای روابط عمومی شهرداری اصفهان راه اندازی شده بود، بعد از مدتی کوتاه از عمر خود با توجه به ضعف رسانه های اصفهان تحت عنوان یک خبرگزاری در اصفهان و صد البته به به عنوان اولین خبرگزاری کلان شهرهای کشور مطرح شد.

مدیریت این رسانه در ابتدای امر به مدیر روزهای گذشته روابط عمومی شهرداری اصفهان و عضو فعلی شورای شهر اصفهان اصغر آذربایجانی رسید و سردبیری آن به پسر خوش نام آن روز رسانه های اصفهان یعنی سعید ساکت واگذار شد که امید حضور رسانه ای قوی و با رویکرد حرفه ای را زنده نمود.

راه اندازی و تولد ایمنا همزمان شد با وقوع مشکل سرپرست خبرگزاری فارس اصفهان با تعدادی از خبرنگاران و کوچ دسته جمعی آن ها به رسانه متبوع شهرداری اصفهان، و در این میان سرپرست فارس که خاطره خوبی از همکاری با شهرداری اصفهان نداشت بار دیگر از سوی شهرداری اصفهان ضربه ای غیرقابل جبران خورد.

حضور خبرنگاران سرویس های اقتصادی، ورزشی، اجتماعی و فرهنگی تنها نمونه ای از حضور خبرنگاران خبرگزاری فارس اصفهان در خبرگزاری تازه متولد شده ایمنا بود.

رسانه ها در سطح شهرستان ها به غیر از پایتخت همواره با ضعفی همراه بوده اند و این ضعف ضعفی نیست مگر انعکاس ضعیف تصویری مراسم ها، نشست های خبری و رویدادهای ویژه و این یکی از مهمترین نکاتی بود که اتاق فکر ایمنا بر روی آن برنامه ریزی نمود و با جذب بهترین عکاسان خبری اصفهان با پوشش خوب این مورد توانست محبوب سازمان ها و روابط عمومی های ضعیف سازمان ها شود.

مدتی نگذشت که موج نارضایتی ها باعث خروج و قطع همکاری عکاسان خبری رسانه های اصفهان شد و مدیریت این رسانه با غیرقابل اهمیت دانستن این موضوع به سمت استخدام دوربین داران علاقمند به عکاسی رفت و نکته جالب این بود که بسیاری از این افراد عکاس نبودند و یا علاقمند به عکاسی آتلیه ای بودند و بعد از حضور متوجه می شدند که عکاسی خبری شاخه ای متفاوت است و نیازمند قابلیت های خاصی می باشد.

سرویس ورزشی این خبرگزاری بدلیل حضور سعید ساکت که خود سابقه ی ورزشی نویسی در رسانه های مختلف از جمله هفته نامه جام داشته است و همچنین برادر مدیرعامل سابق باشگاه فولاد مبارکه سپاهان و مدیرعامل باشگاه فولاد ماهان سپاهان همواره از قدرتمندترین بخش های این خبرگزاری بوده و هست و می توان گفت ورزشی نویسان ایمنا خبرنگارانی هستند که بیشتر سیاسی هستند ولی از قلم زدن در عرصه سیاسی واهمه دارند.

حضور کارمند دفتری این خبرگزاری که در بعضی موارد در حد یک سردبیر یا مدیرمسوول اظهار نظر می کند یکی از نکات قابل توجه است.

در مجموع باید گفت کار رسانه ای که در ایمنا کلید خورده است با گذشت نزدیک به یک دهه هنوز به حداقل های قابل قبول دست نیافته است. آنچه که امروز در ایمنا شاهد هستیم همان وابستگی به شهرداری و انعکاس سفارش گونه اقدامات این ارگان است.

نرخ حق الزحمه ها چنانچه از طبقه سوم ساختمان رسانه ای شهرداری به گوش می رسد؛ سال هاست که تغییری نکرده است و ایمنا بیشتر از آنکه محلی برای سرمایه گذاری و پایگاهی برای تربیت نیروهای متخصص، متعهد و ارزشی در عرصه رسانه باشد؛ نردبانی برای بالا رفتن و  پست گرفتن معدود افرادی شده است.

به راستی طیف اصولگرای این شهر که تجلی بعد فرهنگی آنها در ایمنا بروز و ظهور یافته است چقدر می تواند ادعا کند که در عرصه رسانه و رسالت مطبوعاتی گام برداشته است؟

چند خبرنگار، تحلیلگر، نویسنده و یادداشت نویس برجسته در ایمنا پرورش یافته است؟

مدیران ارشد این خبرگزاری با سیاست های خود چند ستون ثابت و هفتگی بنیان نهادند؟ چند گره از مشکلات مردم این شهر را با پیگیری های مستمر خود گشودند و…

به راستی ایمنا چقدر در متن زندگی اصفهانی ها جا دارد؟

همین خلأ تمرکز در پرورش استعدادها سبب شده است که این خبرگزاری به ترمیم مقطعی ضعف ها روی بیاورد. استفاده از برخی نیروهای غیرارزشی و با گرایش های فکری بعضا متضاد نمونه ای از این نسخه پیچی های سطحی و مقطعی است.

ایمنای اصفهان مدت هاست که به جای اینکه نماینده مردم باشد و مطالبات مردمی را در دستور کار خود قرار دهد، یک رکن فضای مدیریتی بسته این شهر شده است.

این روزها سردبیر پرمشغله ایمنا سرپرست خبرگزاری جدیدالتاسیس تسنیم در اصفهان است و شنیده ها حاکیست سایت هاتف آنلاین نیز در این دفتر مدیریت می شود.

حال سئوال این است مگر دفتر، امکانات سخت افزاری و نیروهای خبرگزاری ایمنا متعلق به شهرداری اصفهان نیستند پس چگونه این افراد از امکانات بیت المال در جهت استفاده شخصی استفاده می نمایند؟

امیدواریم هرچه زودتر چاره ای به حال خبرگزاری شهرداری اصفهان که بودجه ی آن از جیب مردم و مالیات مردم تامین می شود، اندیشیده شود تا صرفا مکانی برای نیل به اهداف افرادی خاص نشود.

حل بحران آب در فضایی مملو از آرامش، همدلی و تفاهم


به نظر بنده بحران آب از آن ابتلائات الهی است که باید دقت کرد چقدر مردم و مسئولین سربلند از آن بیرون خواهند آمد. اگر مسئولین عملکرد صحیحی نشان ندهند (که تاکنون هم نشان نداده اند!) و اگر مردم در فضای همدلی و تعقل با یکدیگر بر سر حل این مشکل برنیایند (که گاه چنین نبوده است!) آنگاه نه تنها با یک بحران ملی و امنیتی روبرو خواهیم گشت بلکه در پیشگاه خداوند هم سرافکنده و روسیاه خواهیم بود.

در خبرها آمده بود که استاندار اصفهان سخنی غیر حرفه ای را پیرامون دیگر مردمان شهرها بر زبان آورده بود که البته مشخص است منظور ایشان به نادرستی انعکاس پیدا کرده بود. متعاقب آن موجی از کامنت ها و مصاحبه ها بود که نه تنها دولت آقای دکتر روحانی را محکوم می کرد بلکه به اختلافات قومیتی نیز دامن می زد. اگر من به جای استانداری اصفهان بودم نامه ای بدین مضمون را برای عموم منتشر می ساختم؛ تا چه پیش آید و چه در نظر آید.

***

«باسمه تعالی»

سلام بر مردمان فهیم و بزرگوار ایران اسلامی و درود بر مجاهدان بی نام و نشان دیروز و امروز مدافع دین و میهن

امروز ملت بزرگ ایران در سایه امن ولایت فقیه و زعامت رهبر فرزانه انقلاب بیشتر از هر زمان و عصر دیگری سرآمد قله های ترقی و اقتدار در منطقه و جهان همچون نگین زرینی بر پهنه گیتی می درخشد و خودنمایی می کند.

رمز این توفیق وحدت کلمه و حرکت بر مدار آرمان های متعالی الهی و انسانی است که همگان بر آن اتفاق نظر دارند و در این مسیر به حق بی نظیر گام بر می دارند.

سخن از یک استان و شهرستان و منطقه نیست. نقل از دست آوردهایی است که یک ملت به پشتوانه یک اعتقاد و ایمان راسخ دنبال می کند و در این راه از هیچ کوشش فرهمندی دریغ ندارد.

حال چه در اصفهان باشند یا خوزستان قهرمان و چهار محال غیرتمند و استوار تفاوتی نمی کند چرا که همه ایرانی هستند و به این نشان افتخار در هر جای و هر دیار مفتخرند.

سخن از دلجویی مردمان شریف و خونگرم خوزستان و چهار محال و بختیاری و اعلام اعتذار در این نزدیک زمان است که انتشار اخبار و گزارش هایی هر روز بر طبل اختلاف می نوازند و بر نجوای تدبیر می کوبند.

نگاه استانداری اصفهان و مردمان این استان قومیتی نیست که اگر بود زندگی مسالمت آمیز امروز و دیروز اصفهانی ها در کنار خوزستانی ها و چهارمحالی ها در شاهین شهر و ملک شهر و شهرک های مختلف اصفهان را شاهد نبودیم.

گذشته از اینکه نگاه و دیدگاه ما ملی است ارائه خدمات ما به همه ساکنان وادی نصف جهان در گوشه گوشه این استان نیز افقی است به پهنای یک سرزمین که باز اگر نبود تداوم این همه همدلی و همراهی و دست در دست هم بودن اقوام و انساب ساکن این کلانشهر و کلان استان، شناخت اصفهان بعنوان نصف جهان هم ناممکن می نمود.

فرزندان مردمان خونگرم دو استان چهارمحال بختیاری و خوزستان سال های سال است در وادی سپاهان روزگار می گذرانند و از آنچه اصفهانی ها داشته اند و دارند بهره مندند و این امر محقق نشده است مگر به بهای امنیت، آرامش، همدلی و تفاهم.

آنهایی که زاینده رود خروشان دیروز را بهانه کردند تا در اصفهانی زندگی کنند که همداستان خروشانی زنده رودش باشند امروز هم چشم انتظار جوشش دیگر باره زاینده رود تفتیده اش به سر می برند.

یقین بدانید آنچه به دست می آید به بهای وحدت و دیدگاه ملی است و آنچه از دست می رود بهایی جز تفرقه و بدبینی و اتلاف عمر گرانمایه نخواهد بود.

دست در دست هم دهیم به مهر

مهربانی سرآغاز خوبی هاست

میهن خویش می کنیم آباد

این شعار جمله اصفهانی هاست

خیانت شاخ و دم ندارد

آنچه بر اصفهان رفت، باز هم می رود؟!

توضیح: متن زیر دردنامه ای از یک نویسنده ناشناس است که چند ماه قبل برای سایت خبری تحلیلی صاحب نیوز ارسال شد اما به دلیل احساسی بودن آن کار نشد. اکنون که چند وقتی است آقای علی قاسم زاده معاونت فرهنگی شهرداری را در دست گرفته اند شاید مخاطب خوبی برای این متن باشند که باید دید مدیریت ایشان چه تفاوتی با مدیریت قبلی خواهد داشت و آیا فعالین فرهنگی چه توصیفی در آینده از ایشان خواهند داشت!

***

سلام و عرض ادب خدمت همه ی هم شهری های عزیز و مومن و سلامی گرم‌تر و همدلانه‌تر و البته کمی کنایه‌آمیز‌تر خدمت همه ی فعّالین فرهنگی و اجتماعی شهر غریب و فقیرم... بله، اشتباه نخواندید، اصفهان شهری فقیر و بی بضاعت و پژمرده است. سیاه نمایی نمی کنم! کمی مهلت دهید همه چیز را توضیح خواهم داد!

بگذارید از شخصیتی برای شما صحبت کنم، شخصیتی که شاید خیلی از ما بچه مذهبی‌ها و به اصطلاح بچه‌های کانون‌ها و مجموعه های فرهنگی اصفهان حداقل برای یک بار هم که شده با او دیداری ولو اندک داشته ایم! شخصیتی که وقتی به مسئول دفتر او (البته مسئول دفتر پیشین) می گفتی تقاضای دیدار با او را داری، با حالت آشفته‌ای می‌گفت: مگر فلانی دایی یا عمّه‌ی توست که می خواهی اینقدر راحت او را ببینی! فعلاً برو بعداً با تو تماس گرفته خواهد ‌شد و رفتن همانا و کاسه‌ای گشاد به انضمام کله‌پاچه ای آبدارِ داخلِ آن دست تو دادن همانا!

شخصیّتی که کارمندان او واهمه ی عجیبی از او دارند و گویا اگر او اراده کند آنها خواهند مُرد! و به اذعان برخی از زیردستانش در دستگاه او هرکس بهتر بتواند اخبار منفی همکار خود را برای مجموعه ی او ببرد امتیاز بیشتری کسب می کند و ترفیع می گیرد و گویا در کنار کارهای بروکراتیک روزمره یکی از مهمترین دغدغه های کارمندانش زیرآب زنی و پیدا‌کردن نقاط ضعف سایرین برای گزارش دادن است!

شخصیتی که از نماینده ولی فقیه و امام جمعه شهرمان گرفته تا مسئولین و مدیران ارگان ها ودستگاه های مختلف فرهنگی و اجتماعی  و خدماتی شهر‌مان، بالاتفاق مجموعه های فرهنگی و کانون‌های مساجد و ایضاً فعالان مجموعه های فرهنگی مردمی، بسیاری از زیردستان او و حتّی مرتبطین با او، بسیاری از اعضای شورای شهر دوره سوم و چهارم و خلاصه بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و غیرسیاسی و فرهنگی و غیرفرهنگی و مسئول و غیرمسئول و... همه و همه با او و سیاست ها‌ی او و عملکرد او و طرز برخورد او و اساس مدیریت و وجود او در پستش، سال‌ها و سال‌ها مخالف بودند و هستند اما او هنوز که هنوز است در این پست و مسئولیت حساس و سرنوشت ساز جا‌خوش کرده است و گویا خیال رفتن ندارد!!

شخصیتی که روی شاه اسماعیل صفوی را هم سفید کرد! نقل می کنند که شاه اسماعیل صفوی وقتی قیام خود را شروع کرد سیزده سال بیشتر نداشت، لذا وقتی که پس از کسب پیروزی های فراوان بنا شد مراسم تاج‌گذاری مختصری برای او برپاکنند، عدّه‌ای از خاندان صفوی برآشفتند که ای بابا عجب دوره و زمانه ای شده است! یک پسر بچه ی ده سیزده ساله و پادشاهی؟! مگر چنین چیزی می شود؟! پادشاهی و رسیدن به این دامنه ی وسیع قدرت و ثروت نیاز به ظرفیتی بالا و حداقل چند سالی تجربه متقن و موفّق دارد، همین طوری که نمی توان جان و مال و ناموس مردم را سپرد دست یک بچه ی تازه به دوران رسیده!

 که البته در ادامه ی این نقل آمده است که شاه اسماعیل با شنیدن این حواشی به شدّت برآشفت و نهیبی زد و با برشمردن افتخارات و رشادت های خود همه را ساکت کرد و به مسیر خود ادامه داد و می گفت اگر شما به اصطلاح بزرگان می خواستید کاری کنید تا به حال کرده بودید و هم اکنون که من دست به کار شده ام و به توفیقاتی رسیده ام، اعتراض ممنوع! حرف این است که درست است که شاه اسماعیل خودمان هم اتوبوسی وارد شد و هیچ تجربه و رزومه موفقی نداشت! اما حداقل یک جرأت و همت و ادب فوق العاده ای داشت و از آن طرف بعد از مدتی نشان داد که می تواند و ثابت کرد که مرد این میدان است، اما این شخصیت مثلاً عزیز ما دست خالی آمد، دست خالی ماند و ظاهراً بنابر این است که دست خالی هم برود! از همان ابتدا دامنه ی وسیعی از نخبگان شهر به خاطر عملکرد و رزومه ضعیف وی (مدرک لیسانس شاید حقوق- لازم به ذکر است در کشورهای توسعه یافته یکی از ملاک های انتخاب مدیران در چنین سطح مدیریت کلان فرهنگی حداقل مدرک دانشیاری دانشگاه در حوزه فرهنگ، ارتباطات، روابط بین الملل، مدیریت فرهنگی و یا یک رشته مرتبط  است!) در حوزه این مسئولیت، مخالف انتصاب او بودند، منتها او انتصاب شد ونه یک سال و دو سال و سه سال، بلکه غریب به ده سال ماند و ابقا شد و ماند و ابقا شد و...

شخصیّتی که گویا علاقه‌ی زیادی به همایش و سمینار و کنگره‌ی ملی دارد و گویا همه‌ی مشکلات فرهنگی و معضلات اجتماعی شهر حل شده است و در حال حاضر رسالت اصلی ایشان با تمام اختیارات و بودجه ای که در اختیار دارد این است که دربه‌در به دنبال خواهر ‌خوانده‌ها و برادر ‌خوانده‌ها و مادر‌خوانده‌های! ‌گمشده‌ی ‌اصفهان‌ در سرتاسر دنیا بگردد و نهایت لذّت مدیریت فرهنگی و اجتماعی اش را در جستجوی این گمشده ها می بیند و منتهای موفّقیت و افتخارش را این می‌داند که به او مجوز و اختیار تاسیس دبیرخانه هایی چون بازی‌های کودکان، ورزش های پهلوانی و قهرمانی، شهر اسلامی و... داده شود و این دبیرخانه ها هر چندماه یکباری برای او یک سمینار و کنگره ی اسم و رسم دار دست و پا کنند و به همین ترتیب همه ی مشکلات، روز به روز مرتفع تر خواهد شد و رزومه و کارتابل گزارش ایشان هم ایضاً مملو از تصاویر وگزارش های رنگارنگ خواهد شد.

شخصیتی که حتی حاضر نیست پنج دقیقه پای اعتراض یک مجموعه ی فرهنگی مردمی فرهیخته بنشیند و بدون هیچ دلیل منطقی و منصفانه و در نهایت بی تدبیری، به عوامل متبوع خود دستور می دهد که گوش آنها را گرفته و از اینجا بیرون اندازید! و از آن طرف در مقابل خبرگزاری های محلی از پاسخگویی دستگاه خود و افزایش رضایت های مردمی می گوید.

شخصیّتی که نگارنده این سطور پای صحبت هرکدام از مجموعه های فرهنگی این شهر نشست از بدی ها و بی تدبیری ها و سوء مدیریت های او شنید و متعجب ماند که اگر همه در این قضیه متفق القول هستند؟ پس چرا کسی  تا به حال در این غریب به ده سال کاری نکرده است؟! اعتراضی! صحبتی! نامه‌ای! بیانیه‌ای! تجمّعی... و تعجب او وقتی بیشتر شد که عده ای گفتند اصلاً برای ما اهمّیّت ندارد، او به کار خود است و ما به کار خود! بگذار با این چند ده میلیارد بودجه ی سالیانه‌اش هرکاری می خواهد بکند! ما که هرچه تلاش کردیم نتیجه ای نداشت! پس بگذار به کار خودمان برسیم و ما را از نان خوردن نینداز! کافی است ما پای این بیانیه تو را امضا کنیم، مگر این شهرداری از آن پس می گذارد ما در این شهر کاری انجام دهیم؟ از مجوز ندادن برای نصب تبلیغات برنامه هایمان در شهر گرفته تا استفاده از کوچکترین امکانات سازمانی، بایکوت خواهیم شد... بی خیال شو اخوی... ان شاء الله امام زمان مشکلات را حل خواهد کرد! خودت را بدنام نکن...

بار دیگر سلام و عرض ادب دارم خدمت همه ی هم شهری های عزیز و مؤمنم و سلامی گرم‌تر و همدلانه‌تر و البته کمی کنایه‌آمیز‌تر خدمت همه ی فعّالین فرهنگی و اجتماعی شهر غریب و فقیرم... اصفهان شهری فقیر است، فقری از جنس فرهنگ نخبگانی، فقری از این جنس که عالمان و فقها و نخبگان ما باید دست نخورده در گوشه ای از این شهر در خلوت خویش محبوس بمانند و فردی از راه رسیده، به جای همه‌ی آنها فکر و عمل و اجتهاد کند! و فقر یعنی اینکه پدران پیر و عالمان دلسوز این شهر فریاد سر دهند که ایها الناس این کار خلاف شرع و اخلاق و بر ضد فرامین اسلامی است و فردی از راه رسیده، سرتکان دهد و کار دلخواه خود را انجام دهد. از نظر من، حداقل در این امر، اصفهان شهری بی بضاعت و پژمرده است، شهری است که بعضی از نخبگان آن، از ترس  از دست دادن موقعیت و جایگاه خود، حقیقت را کتمان می کنند و شور انقلابی خود را به آسانی در زیر خاک دفن می کنند!

سخن خود را کوتاه کنم و به این دردنامه بی پایان خود پایان دهم. قبول دارم شاید کمی بیش از حد ناراحتی های خود را در کلمات گنجانده ام و به خورد صفحات داده ام اما چه کنیم که گویا کسی قصد حرکت نداشته و ندارد، قبول دارم که کمی بیش از حد غُر زدم و دردنامه ام رنگ و بویی از نقد عالمانه و علمی نداشت، امّا چه کنیم که گاهی باید از بعضی قید و بندها بیرون زد تا بشود بغضی را بروز داد، هرچند اگر عمری باشد و این تلنگر اولیه به جا افتد پای نقد و مناظره علمی و متقن آن هم هستیم...

ای کاش می شد این شخصیّت مان رابه تحویلِ پورِ سرگردانِ فرهنگِ شهرمان مجبور می ساختیم!

والحمدلله رب العالمین

18/7/92

با سیاست زنده ایم!

یادداشت مهمان- محمدرضا خوشاب

«تا زماني که اقتصاد کشور بر سبيل ثبات است، جمهوري خواه بتازد يا دموکرات براي من محلي از اعراب ندارد»؛ اين را یک سيتي زن امريکايي مي گويد.

«از سياست آن مقدار سر در مي آورد که متولي فرهنگي ايراني از فرهنگ يعني اقل کم»؛ اين را آنهايي که چين مشرف شده اند  به وضوح ديده اند.

«بيشتر از آنکه به فکر افزايش آگاهي سياسي باشند به دنبال رفاه و خواب و خور و شهوت اند»؛ اين يکي حکايت انسان اروپانشين است.

«اگر حرف از سياست به وسط آوردي بايد منتظر کاسه گدايي اش هم باشي که مثلا پر کن کيل مرا از اين خوراکي!»؛ این را در کشور گرسنه اي مانند سومالي می شنوی.

حالا در کشور ما چه مي گذرد؟

عدم يا وجود، بودن يا نبودن؛ اين يک مسئله سياسي است که آيا در دوران نکاح زوجين بحث زايش جمعيت مطرح است يا کاهش. وقتي بندنافت را بريدند سياست حکم مي کند که چه اسمي برايت انتخاب شود و خداي ناکرده نامت جز اسامي ممنوعه نباشد و در ادامه آيا سياست اعطاي حساب پس انداز آتيه و يا يارانه وجود دارد و تو مشمول آني و يا اينکه زمان انتخابات به سر آمده و مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد. اينکه در چه زماني تحصيلت آغاز شود، اين سياست است که تعيين مي کند بابا نان داد يا مامان. يا اينکه از اقبال خرابت، دوران تحصيلت مقارن شود با دوران بالا بردن نرخ اشتغال و تو به پست چه جور معلمي خواهي خورد؟ رسمي باسواد، حق التدريس کم سواد و شايد هم رهگذر بي سواد. سياست زايش يا کاهش گذشته در دوران تحصيلات تکميلي به شدت نمود مي کند و اين سياست است که تصميم مي گيرد تو دانشجو شوي يا به سفر "اجباري" بروي. اگر  بليت سربازي ات برنده شد اين سياست است که مشخص مي کند بايد خدمت زير پرچم کني و يا معافيت مالي، جسمي، نخبه اي، ايثارگري و... و اگر دانشجو شدي بسته به اينکه در دوران سازندگي هستي يا اصلاحات يا مهرورزي، سياست براي تو تعيين مي کند که بيشتر طالب علم باشي و يا به اسم افزايش آگاهي و بصيرت، پيگير فراز و نشيب سياسي و هزاران ئيسم شوي که تنها نفعش همان بي سواد بار آوردنت است.

 اما خيلي جاهلانه است که قلمرو سياست را در اين گونه مسائل سطحي محصور کنيم. مثلا سياست مراد مي شود و امر به معروف و نهي از منکر مريد؛ يعني اين بصيرت جناب سياست است که تشخيص دهد در حال حاضر بي حجاب مجرم است يا بي گناه. اين عملکرد سياست است که غلظت اعتقادات توده را بالا و پايين مي برد چرا که مردم بيش از اينکه نگاهشان به عالمان دين باشد، چشم بر سياستگزاران ديني دارند يعني عمل بين هستند تا حرف شنو. پس سياست است که عده اي را دين گريز مي کند و برخي را سکولار. سياست براي تو منشور اخلاقي هم مي نويسد و حسن و قبحِ غيبت و تهمت و دروغ و افشاگري و... را تعيين مي کند. و بعضي را به اين نتيجه مي رساند که سياست ما عين مداحي ماست و نه عين مداحي که مداحي ما شيپور سياست ماست. در ادامه همين ماجراست که سياست، فرمان قتل علني صادر مي کند حتي روي منبر! نزديکي هاي انتخابات هم که چهره کشور تغيير ماهوي مي دهد و از طفل شيرخوار مچ بند رنگي مي بندد تا سيم آنتن اتومبيل ها؛ خواننده، کارمند، ورزشکار، پيشه ور و همه و همه مي شوند يار دوازدهم سياست و انسان هايي با شعور سياسي تا شب اعلام نتايج. بعد از مشخص شدن کانديد برگزيده، سياست با يک دسته بندي صفر و يکي، انسان باشعور سياسي ديروز را تبديل مي کند به گفتمانی یا معیشتی!

وقتي دعواي سياسي حيدري و نعمتي چپ و راست در کشور اوج مي گيرد و يکي بر خر مراد سوار است و ديگر پاي پياده. آنگاه گروه پا پياده مصمم مي شود که سرراه سواره نشين سنگ اندازي کند آن هم به هر قيمتي. از نفوذ خود بهره مي گيرد و پارامترهاي اقتصادي را اساسا دستکاري مي کند؛ پس اساسا اين دستان سياست است که بر روزي شما دست مي اندازد و تصميم مي گيرد شما مثلا گوشت بخوريد يا سويا! واقعيت اقتصاد را بايد "نام" بدانيم و سياست را "نام خانوادگي" اش.

هنگامي که از صدر تا ذيل پيام مي دهند و حتي تهديد مي کنند که فلاني مقصر است و خبط کرده و مدارکش هم موجود و مستوجب عذاب است، اين سياست است که براي مجرمين مصونيت مي آفريند و نامش مي شود مصلحت. مجرم، عهده دار مسئوليت حساسي مي شود و مي رود به حاشيه امنيت و يا در بدترين شرايط نام وي مي شود جناب الف.ب

سياست و فرهنگ دو همنشين اند، يکي مي آيد و ديگري پشت بندش. اين تشخيص سياست است که فلان نشريه يا کتاب– ولو اينکه در قرون گذشته به کرات چاپ شده باشد- سر سلامت از مميزي درآورد يا نه؛ سليقه و خط سير سياست ايجاب مي کند که کنسرت، تئاتر و فيلم فلان سازنده اجازه اکران بگيرد يا سال ها در صف انتظار آويزان بماند تا ورق برگردد و فيلم غيرقابل پخش ديروز بشود برنده جشنواره امروز و با هزار درود و تحیت به روي سن برود و از دستان با کفايت جناب محترم سياست سيمرغ زرين دريافت کند. دستان پنهان سياست را ناديده بگيري نه هنر اولي هست و نه هفتمي!

در پاره اي موارد، سياست پا را از گليمش درازتر کرده و رخنه اي می کند به عالم مجردات؛ يعني تشخيص مي دهد متوفي، شهيد محسوب شود، به قطعه فرهيختگان و نام آوران برود و يا همان معامله اي با او شود که با ديگران مي شود.

سياست تاريخ تحريف مي کند؛ ورزش تعطيل مي کند؛ وزير تعليق مي کند؛ مدير تثبيت مي کند؛ سیاست عالم می پرورد یعنی در خط سیر حضرتشان نباشی به چهره ماندگار شدن و هیئت علمی ماندن امیدی نبند. سياست اساسا کننده کار است و اگر تو  سياست را ول کني او تو را تنها نمي گذارد حتي درون قبر که ذکرش گذشت. بين خودمان بماند، سياست در کشور ما آنقدر ذي نفوذ است که اگر گفتي من انسان سياسي نيستم اين موضع گيري تو حمل بر يک نوع ژست سياسي مي شود و حرف برايت درمي آورد که معلوم نيست فلاني سرش در کدام آخور بند است.

سياست لاي بته عمل آمده چون گفته اند که پدر و مادر ندارد و براي همين است که مدید مدتی است پدرمان را درآورده. مع الوصف معتقدم آن سياستي که قرار بود خدمتگزار دين باشد با اين سياست جاري که شبيه سگ هاري است که همه را مبتلا مي کند، تنها در مصداق مشترکند و در مفهوم هرگز!

اعتراض، حقیقتی مردمی!

به عنوان یکی از موافقان و محبان نظام جمهوری اسلامی ایران همواره در سال های اخیر به موضع دفاع از ارزش ها و یا آنچه برای خود خط قرمز معنا می کردیم پرداخته ایم. نه من و نه هیچ یک از دوستان همفکر بنده هیچ گاه فرصت اعتراض و نقد پیدا نکرده ایم. همواره پاسخ به بی منطقی های اپوزیسیون، فرصت نقد درون سیستمی را از ما گرفته است. آری ما نیز خود فریادهای نهفته فراوانی از اعتراض را در سینه هایمان داریم. اکنون فرصت خوبی است که ما نیز اعتراض کنیم و حرف های اصلی خود را بزنیم. لازم است بدانیم و نشان دهیم اصل وجود اعتراض چقدر به نفع نظام جمهوری اسلامی ماست و لازم است دیدگاه عاقلانه ای را در برخی ایجاد کنیم.

اما به راستی اعتراض به چه کار می آید؟ وقتی تمامی ساختارهای حکومتی تحت تأثیر رأی مردمی قرار دارند، اعتراض چه کارکردی خواهد داشت؟ عده ای می اندیشند که در جوامعی که رأی مردم تأثیرگذار است، اعتراض معنای خود را از دست می دهد، چرا که اگر مردم اراده ای کنند، می توانند به سرعت آن را با رأی خود در حاکمیت اعمال نمایند. نگارنده اما باور دارد که اعتراض تنها در همین جوامع، دارای هویت مستقل می شود و فاصله ی مهم و معناداری با مبارزه پیدا می کند. در حکومت های دیکتاتوری و شبیه آن نمی توان فاصله ی چندانی بین اعتراض به ساختارها یا عملکردهای حکومتی با مبارزه برای حذف حاکمیت قائل شد و دقیقا به همین جهت است که دیکتاتورها به سرعت هرگونه شکل اعتراضی را حذف می نمایند زیرا حاکمیت خود را در خطر می بینند. اما در حکومت های متکی به پشتوانه مردمی اعتراض به وضوح معنا می یابد و اکثرا در جهت تغییر ساختارها به کار می رود.

در حکومت های وابسته به آرای مردم، اعتراض چگونه تغییر ایجاد می کند؟ پاسخ، ایجاد تغییر در اراده ها است. خواه این اراده ها مربوط به مردم باشند، خواه مرتبط با حکومت. اعتراض می تواند باعث تغییر دیدگاه رأی دهندگان شود و همین طور می تواند توجه حاکمان را به سمتی جلب کند که تا به حال آن را بی اهمیت می انگاشتند. تغییر در نگاه حاکمان را می توان بیشتر تشریح کرد. در هر حکومتی ساختارهای ثابتی وجود دارند که یا به طور کامل از آرای مردم مصون هستند و  یا آن که دوره ی زمانی مصونیت طولانی ای نسبت به این اراده ها دارند. برای مثال در اکثر حکومت های دنیا قوه ی قضاییه تحت تأثیر مردم نیست و به طور مستقل عمل می کند و یا می توان ارتش و دیگر نیروهای نظامی- امنیتی را به عنوان مثال آورد. این دسته از ساختارها یا به طور کلی و از اساس مردم نهاد نیستند و یا آن که دوره ی زمانی طولانی ای از رأی جامعه، به دور هستند. اعتراض در برابر این نهادها معنا می یابد. در همین زمان می توان دید که در آمریکا رأی دادگاه آمریکایی در مورد پلیس قاتل جوان بی گناه سیاه پوست چه طور مورد اعتراض مردمی واقع شده است و یا باز می توان دید که چه طور افشاگری های اسنودن در مورد جاسوسی سازمان NSA از مردم باعث اعتراض های گسترده می شود. این شیوه از اعتراض ها حتی می توانند کل ساختار حکومتی را نیز مورد حمله قرار دهند برای مثال می توان از اعتراض های جنبش نود و نه درصدی وال استریت به کل ساختار سرمایه داری نام برد. اگرچه که ممکن است این اعتراض ها راه به جایی نبرند و تغییری پس از آن ها رخ ندهد، اما همین که امکان اعتراض در این حکومت ها وجود دارد و مردمانی از آن ها استفاده می کنند، مقوی ساختارهای اساسی این حکومت هاست و البته بی جا نیست که بگوییم اگر این اعتراض ها فراگیر شوند و به تدریج اتفاقی در سازمان های غیر مردمی رخ ندهد، امید مردم به کل این شیوه ی حکومت قطع می گردد.

واقعیت این است که امکان این نوع اعتراض ها را می توان قسمتی از ساختار جمهوریت یک نظام دانست. هر چه این امکان در ساختار حکومتی بیشتر باشد آن حکومت، اجازه ی بیشتری به بروز اراده های مردمی داده است و البته هرچه تعداد سازمان هایی که تابع اراده های مردمی نیستند در حکومتی بیشتر باشد آن حکومت بهانه هایی بیشتری برای مورد اعتراض قرار گرفتن دارد.

اعتراض بدون امضا معنا نمی دهد. هر گونه اعتراضی که بدون مشخص بودن هویت معترض در فضای رسانه ای یا سیاسی هر کشوری پخش شود را می توان تعبیر به فعالیت بیش از اندازه ی عده ای ضدحکومت یا مزدور بیگانه کرد. آن چه که به عنوان اعتراض مردمی قابل محاسبه است، فعالیتی است توسط عده ای مشخص که هراسی از بودن نامشان پای اعتراض ندارند و حاضرند هزینه ی احتمالی اعتراض خود را بپردازند.

در جمهوری اسلامی ایران با آنکه شاهد پرشکوه ترین حماسه های سیاسی و حضور مردمی پای صندوق های رأی هستیم، اما ساختارهای غیر مردمی بسیاری نیز وجود دارند که رأی مردم تأثیری در آن ها ندارد. سپاه پاسداران، قوه قضاییه و زیرشاخه هایش، وزارت اطلاعات، سازمان تبلیغات و… . این ساختارها گاه به گاه دست به اقداماتی می زنند که می توان مخالفت مردم را نسبت به آن ها در گفتگوها، فضاهای مجازی و متن های بدون امضا دید. پرسش این است که چرا این مخالفت ها تبدیل به اعتراض مردمی نمی شوند. برای مثال در دوره ی دو ساله ی اخیر در مورد قوه ی قضاییه می توان از حکم دادگاه مرتبط با کهریزک، قضیه ی طلبه ی سیرجانی، حکم زندان برای مجتبی دانشطلب و همین طور تأخیر و یا عدم اجرای احکام مرتبط با فائزه هاشمی و مهدی هاشمی نام برد یا در مورد نیروهای امنیتی می توان بازجویی از وبلاگنویسان و حامیان محمود احمدی نژاد را ذکر کرد. چرا این مشکلاتی که توسط نهادهای غیر وابسته به رأی مردم پدید می آیند توسط مردم مورد اعتراض امضادار قرار نمی گیرند و صرفا مواجه با مخالفت هایی پراکنده و بی اثر هستند؟ آیا مردم مسئله ای با این مشکلات ندارند و آن ها را طبیعی می پندارند؟ آیا مردم اعتراض را بی فایده می انگارند؟ آیا مردم حوصله ی اعتراض ندارند؟ آیا اعتراض های مردم برای آن ها هزینه های زیادی دارد و به همین جهت از آن هراس دارند؟ جواب هر کدام از این پرسش ها بلی باشد، بایستی برای ساختارهای حکومتی ایران بسیار نگران شد. اگر مردمی نسبت به حاکمیت خود بی توجه شوند و یا امید خود را از تغییر در آن از دست بدهند، در طولانی مدت می توان حذف اعتماد و تغییر نگرش مردم را پیش بینی کرد. این وضعیت اگر چه که به نظر عده ای آرامش برای جامعه را به همراه دارد ولی این آرامش قابل اطمینان نیست و به نفع حکومت تمام نخواهد شد. اعتراض بایستی به عنوان نحوه ای از تأثیر اراده ی مردم در حکومت و ساختارهایی که به ضرورت خارج از رأی مردم هستند به رسمیت شناخته شود و امکان آن برای مردم فراهم شود. تنها به این طریق است که می توان پشتوانه ی مردمی نظام را همواره مستحکم تر از قبل کرد و دائما شاهد شکل گیری حماسه های سیاسی مردمی باشیم.

اصفهان مدیریت غیر ارزشی را برنخواهد تافت!

عبدالرضا رحمانی فضلی

آیا عبدالرضا رحمانی فضلی اصولگرا خواهد ماند؟

عبدالرضا رحمانی فضلی (متولد ۱۳۳۸)، وزیر کشور جمهوری اسلامی ایران و عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری است. او از مدیران اصولگرای باسابقه در ایران است که سابقه فعالیت‌های مدیریتی و اجرایی متعددی را به همراه دارد. از مهمترین سوابق اجرایی وی می‌توان به ریاست دیوان محاسبات کشور، نماینده دوره چهارم مجلس شورای اسلامی، قائم‌مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی و همچنین معاون اجتماعی، فرهنگی رسانه‌ای در دوره ریاست علی لاریجانی در سازمان صدا و سیما، اشاره کرد.

رحمانی فضلی لاریجانی

در این یادداشت به تأملاتی در انتخاب رحمانی فضلی به عنوان تنها وزیر رسما اصولگرا در دولت به اصطلاح اعتدال خواهیم پرداخت و چرایی عدم استقلال کامل ایشان در انتخاب استانداران و حتی بالاتر از آن، به عدم تمرکز و استقلال در انتخاب معاونت های وزارت کشور و انتخاب استانداران (به عنوان کلیدی ترین وزارت خانه اجرایی کشور) می پردازیم.

منابع موثق و رسمی حکایت از این دارد که عوامل اصلاح طلب درون دولت یازدهم فشارهای زیادی را در جهت عدم انتخاب افراد اصولگرا در معاونت ها و درون وزرات کشور وارد کرده اند.

تنها فرد رسما اصولگرا درون دولت یازدهم چه شده که نمی تواند به عنوان وزیر دارای قدرت استقلال و فرماندهی باشد و ناچارا باید بله قربان گوی مشتی افراد تندرو و فاقد پایگاه اجتماعی باشد؟

چرایی این قضیه به یک معامله سیاسی نانوشته اما تایید شده توسط مطلعین حکایت دارد که بین رییس دولت یازدهم و رییس قوه مققنه (و رهبر فکری جناب رحمانی فضلی)، آقای لاریجانی منعقد! شده است. این مطلب فقط خواهان شناساندن افراد و به تفکر انداختن دوستان اصولگرا و از جمله شخص آقای رحمانی فضلی است تا بدانند که اصالت ایشان ان شاالله تا ابدالدهر اصولگرا بوده و هست پس نباید به اصالت خود پابزند.

آقای رحمانی فضلی باید توجه داشته باشند که ۲۵۶ نماینده ای که به ایشان رأی مثبت داده اند تا وزیر کشور شود اگر نگوییم صد درصد آنها قطعا هشتاد درصد آنها بدلیل انتساب و تمایل فکری ایشان به جبهه اصولگرایی بوده و هست.

بگذریم… اما معامله سیاسی چه بود؟ خبرهایی بوده و هست که از ابتدا زمزمه های رای نیاوردن بعصی از وزرای احتمالی دولت یازدهم، همه را در تعجب نگه داشته بود که دولت یازدهم چگونه می خواهد راه تایید وزرا را در مجلسی که حدود ۸۰ درصد آنها اصولگرا هستند هموار کند؟ (در حالی که حتی بعضی از عاملین و حتی ساکتین فتنه به عنوان وزیر قرار بود به مجلس معرفی شوند!)

در نزدیکی ایام مراسم تحلیف که همزمان با معرفی وزرای پیشنهادی به مجلس بود، خبری تعجب همگان را فراهم کرد و خبر این بود: رحمانی فضلی گزینه قطعی وزارت کشور شد.

این خبر تا جایی جبهه اصلاح طلب را لرزاند که به دیدار معروف آقایان هاشمی- ناطق- خاتمی با جناب دکتر روحانی انجامید و چرایی بزرگی را از این انتخاب برای جبهه مقابل ایجاد کرد.

در گیر و داد معرفی جناب رحمانی فضلی برای وزارت کشور، طبق اخبار کاملا موثق از افراد حاضر در آن جلسات، بحث اصلی پیرامون آن دسته از وزرایی بود که در آن ایام احتمال کسب رای اعتماد آنها از مجلس غالبا اصولگرا تقریبا زیر ۵۰ درصد بود که بدلیل موازنه ایجاد شده در معرفی وزیر اصولگرا (بخوانید معامله سیاسی) و مصالحه های گوناگون توانستند رای لازم را کسب کنند.

بگذریم… در این روزها که در حال تغییر استانداران هستیم فشارهای بسیار زیادی به مجموعه وزاتخانه و شخص جناب رحمانی فضلی آمده که باعث صرف نظر کردن ایشان جهت استفاده از یک سری نیروهای اصولگرا و ارزشی در مجموعه معاونت های وزات کشور یا استانداری های کشور شده است تا جایی که برای نمونه افراد اصلاح طلب مانع انتخاب گزینه اصولگرا برای استانداری اصفهان شده اند. و تا این لحظه خبرهای زیادی از لابی گری جریان تندرو اصلاح طلب و سران آنها به دولت یازدهم و وزیر کشور برای معرفی گزینه مورد اجماع اصلاح طلبان اصفهان حکایت دارد.

جناب آقای فضلی توجه داشته باشند که در ۱۰ سال اخیر که جریان اصولگرایی در اصفهان سکان مدیریت شهری و اجرایی را در اختیار داشته است مردم استان و شهر اصفهان عملکرد آنها را بسیار ستوده اند. این درحالی است که افرادی درحال فشار سیاسی به مدیریت وزارت کشور برای استانداری اصفهان هستند که عملکرد آنها در دوران کارگزاران و اصلاحات عملکرد قابل دفاعی نبوده است.

***

و در پایان سخنی با جناب رحمانی فضلی داریم و آن اینکه… جناب فضلی این جمله را بدانید شما اول متعلق به مردم هستید ثانیا تعلق بعدی شما از همان جریان سیاسی می باشد که با آن رشد کرده اید و نباید به خاطر معامله گری سیاسی و تساهل و تسامح سیاسی آن را به فراموشی بسپارید و باید مدیران ارزشی و اصولگرا و کارآمد را را حمایت و بکار بگیرید همچنانی که دوستان هیئت دولت یازدهم دوستان و نزدیکان فکری خود را در وزارتخانه محول شده دارای منسب و مقام می کنند! جناب آقای فضلی، اصفهان به کرار نشان داده است که تحمیل مدیریت غیر ارزشی را برنخواهد تافت و بهتر است عبدالرضا رحمانی فضلی همچنان اصولگرا باقی بماند.

گفتگو با مهندس رسول حامدیان

رسول حامدیان


 اصول ارزشی و چشم انداز رسانه های شهر اصفهان!

نام مهندس رسول حامدیان با جامعه اسلامی مهندسین اصفهان گره خورده است. حامدیان متولد ۱۳۳۳ در شهر اصفهان است. سال ۱۳۵۱ وارد دانشگاه تهران شده و در رشته کارشناسی مهندسی معدن از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. وی کارشناس ارشد مدیریت است.

در کارنامه سیاسی حامدیان عضویت شش ساله در حزب جمهوری اسلامی و عضویت در شورای مرکزی به عنوان مسئول تشکیلات این حزب در استان دیده می شود. فعالیت در سمت مدیر کل فرهنگی دانشگاه صنعتی اصفهان و همچنین مدیر کلی ارشاد استان اصفهان، در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی از دیگر سوابق اجرایی حامدیان است. حامدیان در دولت نهم و دهم به عنوان مدیر کل تعاون استان حضور داشته است.

با مهندس حامدیان در مرکز دبیر خانه امور مساجد و کانون های فرهنگی دیدار داشتیم. صحبت های مختلفی با ایشان شد که بیشتر در فضای یک گپ خودمانی بود. خلاصه گفتگوی ما را با ایشان بخوانید:

***

- صاحب نیوز: پایگاه خبری تحلیلی صاحب نیوز  به عنوان پربیننده ترین پایگاه خبری تحلیلی استان اصفهان، اولا وابستگی سیاسی و حزبی به هیچ ارگان یا گروه خاصی ندارد که این باعث می شود بتواند خیلی راحت برخی از حرف ها را بزند و ثانیا فرهنگ و گفتمان سازی را در صدر اهداف خود قرار داده است. در همین شهر سایت هایی فعالیت دارند که وابسته به تشکل خاصی هستند و صبغه سیاسی آنها پر رنگ تر است. به نظر می رسد تفاوت عمده سایت صاحب نیوز با این سایت ها در همین موارد باشد. به عنوان اولین سوال، شما از چه منظری به فرهنگ و سیاست نگاه می کنید؟ رابطه فرهنگ و سیاست از دیدگاه شما چگونه است؟

- مهندس حامدیان: این دغدغه ارزشمندی است که شما فرهنگ را در رأس و سیاست را در ذیل آن تعریف می کنید. البته امیدوارم واقعا چنین باشد چراکه معمولا در کشور ما چنین نیست. اگر سیاست در رأس باشد و فرهنگ در ذیل آن باشد این فرهنگ است که لطمه می بیند. دولت های قبلی همه این مسیر را طی کردند چرا که وزیر فرهنگ و ارشاد را از میان افراد سیاسی انتخاب می کردند.

در مورد خودم هرچند در اذهان مردم به عنوان یک فعال سیاسی معروف شده ام اما معتقدم قبل از اینکه سیاسی باشم دغدغه فرهنگ را داشته و دارم و سوابق کاری بنده نیز همین بوده است. از زمانی که در حزب جمهوری اسلامی بودم و در ادامه در جامعه اسلامی مهندسین هدف ما حرکت در مسیر ولایت فقیه بود و با همین هدف و رویکرد هم کار سیاسی انجام می دهیم. ممکن است اشتباهاتی هم داشته باشیم اما اعتقادمان همان فرهنگ ولایی بود. کار سیاسی بدون ولایت پذیری ارزشی ندارد. ما با نگاه اعتقادی وارد مسائل سیاسی شدیم. امیدوارم سایت صاحب نیوز نیز بتواند چارچوب و اصول خوبی برای خود تعیین کند که به جای ایجاد شکاف بین جامعه اصولگرایی بتواند فاصله ها را به هم نزدیک کند.

- صاحب نیوز: در گفتمان اصولگرایی فرهنگ ولایی با اینکه مورد قبول هست اما باز هم زاویه هایی بین افراد وجود دارد…

- فعالین فرهنگی با گرایش ولایی باید به هم نزدیک شوند. یکی از مشکلات شهر که در انتخابات هم بروز پیدا کرد این بود که خیلی از افراد علیرغم اشتراکات بسیار از هم فاصله داشتند. این دوری و فاصله باعث می شود که کسانی که به این مسیر اعتقاد ندارند از فرصت به وجود آمده سوءاستفاده کنند. مواردی داشتیم که هجمه شدیدی علیه دو نفر در رسانه ها شکل گرفته بود در حالی که همین افراد وقتی کنار هم می نشستند بیش از نود و پنج درصد اشتراک معنی و نظر داشتند آن پنج درصد اختلاف هم طبیعی است.

- صاحب نیوز: دلیل این این فاصله و دوری افراد با وجود اشتراک و هم زبانی در اردوگاه اصولگرایی چیست؟

- این اختلاف نظرها به چند دلیل می تواند باشد. یکی تفاوت نسل ها است. الآن نسل اول و دوم انقلاب با یک ادبیات حرف می زنند و نسل سوم و چهارم با ادبیات دیگری. دلیل دیگر آن دوری و فاصله فیزیکی و نبود تعامل بین افراد است. وقتی افراد از هم دور شوند ظن شکل می گیرد و به تدریج ظنون متراکمه به یقین تبدیل می شود. از طرف دیگر همیشه عده ای منتظر فرصت هستند تا به این اختلافات دامن بزنند.

- صاحب نیوز: به نظر شما نقش رسانه ها در مدیریت این اختلافات و یا دامن زدن به این اختلافات و گسترش آن چیست؟

- زمانی رسانه ها برای افزایش مخاطب جوسازی می کنند. حرفی را از یک مسئولی می گیرد و به دیگری می گوید که او هم جواب دهد و این را بزرگ می کند و پرورش می دهد. اصلا یکی از هنرهای رسانه های غربی همین است. در رسانه اسلامی دنبال ائتلاف و وحدت هستیم باید رسانه های ما به گونه ای عمل کنند که به سمت وحدت و یک دلی پیش برویم و مرزبندی ها در جریان اصولگرایی کمرنگ شود.

- صاحب نیوز: پس تضارب آرا در رسانه های اسلامی چه نقشی خواهد داشت؟

- تضارب آرا همیشه هست و خواهد بود منتها بستگی به نیت ها دارد. برای رسانه غربی که هدفش فروش، داشتن دکه و مخاطب است؛ تضارب آرا یعنی جنجال و به چالش کشیدن افراد. در صورتی که مبانی دینی ما اجازه نمی دهد هر کاری را انجام دهیم. تجربه ما در هفته نامه جام اصفهان هم همین بوده است. ما در هفته نامه جام اصفهان حاضر نیستیم هر خبری را کار کنیم. اول از صحت آن مطمئن می شویم و بعد اثر و بازتاب آن در جامعه را می سنجیم؛ سیاه نمایی نباشد، تضعیف نظام نباشد. در واقع سعی کرده ایم رویکرد ما در جام اصفهان همان مبانی اسلامی باشد.

- صاحب نیوز: این مبانی به صورت تدوین شده در دسترس هست؟

- یک مقدار حد و مرزها پیچیده و سخت است ولی انسان متوجه می شود چرا که ما مبانی را داریم. از جمله این مبانی این است که در بین نیروهای اصولگرا دنبال ایجاد شکاف نباشیم. این با شفاف سازی که جزء وظایف رسانه هاست فرق دارد. کاری نکنیم که افراد رو در روی هم بایستند.

- صاحب نیوز: در این عرصه مرز محافظه کاری با مطالبه گری را چگونه ترسیم می کنید؟

- محافظه کاری به معنای عبور از اصول و ارزش های انقلاب به خاطر حفظ منافع فردی و گروهی قابل قبول نیست. ببینید ما دو نوع دشمن داریم. دشمن اصلی و دشمن فرعی. گاهی پرداختن به دشمن فرعی باعث می شود که از دشمن اصلی باز بمانیم.

سکوت در برابر دشمن فرعی برای پرداختن به دشمن اصلی محافظه کاری قابل قبولی است؛ به خاطر موضوع اهمی از موضوع مهم گذشتن. اما به خاطر منافع شخصی اصول و ارزش ها را زیر پا بگذاریم خیر، این معنی ندارد. مثال این قضیه ماجرای کشتار حجاج ایرانی در مکه است. حضرت امام (ره) بعد از ماجرای حج در سال۶۶  بنا به مصلحت انقلاب جلوی واجب شرعی مانند حج را گرفتند و چند سال سفر حج تعطیل بود.

- صاحب نیوز: هفته نامه جام را دنبال می کنیم و البته هفته نامه خوبی است. ولی به نظر می رسد حوزه جام حوزه مطالبه گری نبوده است و نمی تواند مصداق خوبی برای این بحث باشد. در این چند سال جامعه اسلامی مهندسین که از تشکل های قوی شهر اصفهان است شهرداری و بسیاری از مسئولیت ها را در دست داشته است و طبیعی است که هفته نامه جام به مطالبه گری نپرداخته است. صاحب نیوز به هرحال به عنوان یک رسانه وظیفه خود را نقد و مطالبه گری می داند و این ممکن است بعضی ها را آزرده کند.

- سیاست ما در جام مطالبه گری نسبت به مسائل مهم کشور و استان بوده است اما در مورد مسائل شهر حساسیت کمتری داشتیم، چون مدیران اصلی شهر را در چارچوب اصولگرایی ارزیابی می کردیم. شما اگر علاقه مند هستید می توانید به آرشیو جام در دوران اصلاحات مراجعه کنید و ببینید آن زمان چطور مطالبه گری می کردیم، اما در زمان حاکمیت اصولگرایان مراقبت می کردیم که حتی الامکان مدیران دولتی تضعیف نگردند، اما در جایی که دولت از خط قرمزهای اعتقادی و انقلابی عبور می کرد، مورد نقد جدی هفته نامه قرار می گرفت.

نقد ضرورتا پذیرفته شده است اما نقد باید هم منصفانه و هم خیرخواهانه باشد. در حقیقت نقد باید به نیت اصلاح باشد. در همین انتخابات شورای شهر خیلی از انتقاداتی که به شهرداری و شورای شهر شد؛ منصفانه نبود. بیشتر یک طرفه بود. جالب اینکه کسانی که نقد می کردند خود نیز در زمانی طولانی بخشی از مدیریت های حساس شهرداری را به عهده داشتند.

در نقد باید نقاط قوت و ضعف را با هم دید. مقام معظم رهبری نیز در مورد دولت این مسئله را بارها تاکید کردند که نقد دولت باید همه جانبه و با توجه به نقاط مثبت باشد.

اگر نقد با چنین رویکردی باشد قطعا مفید و سازنده خواهد بود. در مدیریت شهری همزمان هم باید نقاط مثبت گفته شود و هم ضعف ها با نیت اصلاح مطرح گردد. با برجسته کردن نقاط منفی در مدیریت اصولگرایی در حقیقت خودزنی می کنیم و با این کار ریشه مدیران ارزشی را می خشکانیم. حواسمان باشد که در این مدت مدیریت شهری در دست مدیران توانمند و ارزشی اصولگرا بود که باید این را در نظر داشته باشیم.

با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.

مطالبات مردمی وظیفه ماست!

مهندس حمید رضا فولادگر

یک روز در دفتر نمایندگان اصفهان

خیابان فردوسی، دفتر نمایندگان مجلس، طبق قرار قبلی با مهندس فولادگر وعده کرده ایم. از تاخیر مهندس فولادگر استفاده می کنیم و سراغ آقای حامدیا مسئول دفتر ایشان می رویم و ضمن اینکه گپی دوستانه می زنیم مهندس هم کم کم از راه می رسد…

***

- صاحب نیوز: سلام خدمت نماینده محترم شهر اصفهان جناب آقای فولادگر. دغدغه امروز ما پیگیری مطالبات مردمی به عنوان یک رسانه و به عنوان یک دغدغه طلبگی است. شاید این دغدغه زمانی تقویت شد که در انتخابات ریاست جمهوری متوجه شدیم چقدر با مردم فاصله گرفته ایم. حوزه های علمیه، تیپ حزب اللهی یا اصول گرای سنتی به گزینه هایی همچون آقایان دکتر جلیلی، دکتر قالیباف و نهایتا دکتر ولایتی رأی داد. اما به هر دلیلی عده کثیری از مردم حتی مردم روستا به دکتر روحانی رأی دادند. به نظر می رسد شکافی ایجاد شد که نه ما این رأی را پیش بینی می کردیم نه مردم از حوزه های علمیه و رهبران اصولگرایی پیروی کردند. شاید از نظر عده ای سخن گفتن به این صراحت صحیح نباشد اما تجربه نشان داده صداقت درون گفتمانی همیشه جواب داده است. به هرحال به عنوان یک رسانه پیگیری مطالبات مردمی و شنیدن دغدغه های مردم از وظایف اصلی ما نیز هست.

به عنوان اولین سوال، در مورد مراجعات مردمی، بفرمایید بیشتر این مراجعات مردمی از چه جنسی است؟

- مهندس حمیدرضا فولادگر: به طور خلاصه اگر بخواهم بگویم مراجعات مردمی به نماینده شهرشان بسیار زیاد است و این مراجعات یا حضوری یا تلفنی یا از طریق نامه یا پیغام هایی است که به ما می رسد و یا در جلسات و بازدیدهایی است که ما به حوزه های انتخاباتی می رویم. این مراجعات طیف وسیع و متنوعی را دربرمی گیرد و از همه قشر و با هر شغل و تحصیلاتی نیز به چشم می خورد. اما عمدتا سه دسته هستند. دسته اول، مشکلات مربوط به دستگاه های اجرایی مانند شهرداری ها و بانک و بیمه و دارایی است. بخش دوم مطالبات تقاضای اشتغال به صورت تخصصی و غیر تخصصی است. بخش سوم مراجعات هم مربوط به درخواست کمک های شخصی و جمعی هست.

- صاحب نیوز: در مورد مشکلات و مسائلی که در مورد دستگاه های اجرایی وجود دارد روند بررسی این مشکلات چگونه هست؟

- در مورد مشکلات مربوط به شهرداری ها خوشبختانه وجود شهرداری ها و شورای شهر خیلی از حجم کارها را کم کرده است. از اینرو خیلی از مشلات و مسائلی که در این حوزه وجود دارد را می فرستیم برای شورای شهر یا شهرداران مناطق ۱۴ گانه شهر.

البته در موارد خاص هم که نیاز به دستوری باشد و یا مصوبه ای نیاز باشد از طریق شخص شهردار و یا از طریق شورای شهر عمل می کنیم.

- صاحب نیوز: در مورد سایر دستگاه های اجرایی مراجعات بیشتر مربوط به کدام ارگان هاست؟

- در مورد اداره دارایی، بیمه و بانک است. تولیدکنندگان بیشتر درخواست ها را درباره بانک ها دارند که شامل دو بخش درخواست های تسهیلات از قبیل وام قرض الحسنه و اشتغال زایی و یا تقسیط وام های عقب افتاده است.

مراجعاتی هم در مورد حوزه آموزش عالی وجود دارد که بیشتر مربوط به بحث تخفیف شهریه و انتقال دانشجو و در موارد خاص هم درخواست انتقال و جا به جایی اعضای هیئت علمی دانشگاه و کارمندان می شود.

- صاحب نیوز: در مورد دسته دوم مطالبات که بحث اشتغال هست این درخواست ها نوعا چه شکلی هستند؟

- با توجه به اینکه استخدام در دستگاه دولتی محدود است و از طرفی در مورد دستگاه های خصوصی استخدام بلندمدت منتفی است، درصد ناچیزی را می توانیم پاسخ دهیم. که این را از طریق ارجاع به سایت های کاریابی رفع رجوع می کنیم. گاهی اوقات هم هست که مرکزی در شرف تاسیس است و نیازمند نیرو است که از این طریق اقدام می کنیم و افرادی را معرفی می کنیم.

- صاحب نیوز: در مورد کمک های فردی و شخصی چطور؟

- این مراجعات بیشتر مربوط به درخواست های کمک اعم از دستی، بن، هزینه درمانی، قبوض آب و برق می شود که حتی الامکان از طریق خیرین پیگیری می کنیم.

کمک های جمعی هم در مسیر خودش پیگیری می شود مانند مرکز رسیدگی به امور مساجد اداره اوقاف و یا ارشاد.

- صاحب نیوز: حالا که بحث از مراجعات مردمی است؛ این سوال پیش می آید که اساسا چه مراجعاتی در حیطه کاری یک نماینده است؟ یک نماینده باید چه مراجعاتی را پاسخ دهد و اصلا هر مشکلی باید از طریق نماینده پیگیری شود؟

- زمینه تخصصی یک نماینده در حوزه قانونگذاری و نظارت است. در همین راستا مراجعات دعوتی، بازدیدی و مشورتی داریم که این نوع مراجعات برای خود من هم مفیدتر است که با آگاهی از این مشکلات بحث اصلاح و یا تصویب قانون پیش می آید و نماینده پیگیری می کند.

گاهی هم ممکن است قوانین مشکلی نداشته باشد اما در آیین نامه اجرایی با مشکلاتی روبرو هست و یا زمانی مجری قانون مشکلاتی دارد و یا قانون را درست نفهمیده باشد که این نیز از طریق تذکر دادن به وزارتخانه مربوطه قابل پیگیری است.

- صاحب نیوز: بیشتر مراجعاتی که دارید در همین دفتر است؟

- دیدارها در دفتر اصفهان و تهران کم و بیش وجود دارد. علاوه بر این در مناطق چهاردگانه شهرداری به صورت دوره ای نشست هایی داریم.

از طرف دیگر حوزه انتخابیه اصفهان برخلاف خیلی از شهرها، شامل کلانشهر و شهرستان و روستا می شود. به همین خاطر ما انواع مراجعات مردمی را داریم.

شهرستان های اصفهان به لحاظ اقلیمی مراجعاتی از قبیل کشاورزی، دامپروری تا صنعت نفت و انرژی و حتی پروژه های حمل و نقل و جهانگردی و گردشگری را شامل می شوند.

- صاحب نیوز: بحث شهرستان های اصفهان که اشاره کردید شامل چه شهر و روستاهایی هست؟

- شش بخش مرکزی شامل کوهپایه، جلگه که مرکز آن هرند است، بن رود که شامل شهر ورزنه می شود، جرقویه علیا که شامل حسن آباد است و تا عمق ۲۰۰ کیلومتری شمال غرب استان پیش می رود، جرقویه سفلی و مرکزی است که در مجموع شامل ۱۷۰ تا ۱۸۰ روستای دارای دهیاری و صدها روستای فاقد دهیاری می شود.

- صاحب نیوز: به هر حال همه مراجعات در حوزه کاری شما نیستند. واکنش شما نسبت به خواسته های مردم چگونه است؟

- با توجه به اینکه به عنوان ناظر شورای برنامه و توسعه استان، ناظر اصل ۴۴، عضو کمیسیون صنایع و معادن، کمیسیون ویژه تولید ملی و اصل ۴۴ نیز فعالیت دارم؛ بخش عمده ای از رسیدگی به مطالبات با مسئول دفتر بنده آقای حمیدیا است که در این زمینه نیز تجربه ۹ ساله دارند. به عنوان نمانده مردم تقاضاها را با سعه صدر گوش می دهیم چرا که حداقل فرد احساس می کند کسی هست که حرفش را گوش کند. در مورد  قابل حل بودن یا نبودن، چنانچه قابل حل باشد گرچه با یک درصد احتمال خیلی کم از طریق مکاتبه و یا تلفنی پیگیری می کنیم. اگر هم مشکل قابل حل نباشد؛ توضیح می دهیم و روشن می کنیم که مشکل در کجاست.

- صاحب نیوز: بازخورد سازمان ها  نسبت به مکاتبات شما چگونه است؟

- برای مشکلات نامه می دهیم و تاکنون موردی نداشتیم که بی احترامی شده باشد یا نامه را دور انداخته باشند. البته برخی نامه را صرفا آرشیو می کنند یا به کناری می گذارند، برخی ها هم جواب دادند و دلیل آوردند که علت عمل نکردن به این نامه چه بوده است و محدودیت های قانونی را تشریح می کنند.

به طور کلی در مواجهه نماینده مجلس با مطالبات مردمی دو گونه رفتار در این جایگاه می تواند وجود داشته باشد که افراط و تفریط محسوب می شود. عده ای هستند که کمتر به حوزه انتخابیه سرکشی می کنند و اصلا وظیفه خود نمی دانند که تفریط محسوب می شود. از سوی دیگر خیلی از نمایندگان اینگونه هستند که بیشتر وقت نمایندگی خود را صرف این امور می کنند و غیر از مراجعات حضوری مردم، در کمیسیون هم که هستند و در جلسه با وزیر و حتی در صحن مجلس با موبایل در حال پیگیری مشکلات و مراجعات مردمی هستند که این هم افراط محسوب می شود. به هر حال سعی می کنیم  در حدی که کارها زمین نماند و وظیفه دینی و شرعی است به این مسائل بپردازیم. به هرحال مردم نماینده را از خودشان می دانند و شاید اگر دسترسی به خیلی از مسئولین نداشته باشند دسترسی به نماینده برایشان راحت تر است.

- صاحب نیوز: به عنوان سوال آخر مطالبه شما به عنوان یک نماینده از مردم چیست؟

مردم می توانند دستیار خوبی برای نماینده باشند. اطلاعات مردمی روش میانبر و موثری برای اطلاع از خلأهای قانونی و روند اجرای قانون می تواند باشد.

- صاحب نیوز: ممنون از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید. به هرحال دفتر نماینده شهر منبع عظیمی از جریان اطلاعات است و شما از مسائلی خبردار می شوید و مراجعاتی دارید که شاید در نگاه اول به چشم رسانه ها و همچنین سایت خبری تحلیلی صاحب نیوز نیامده باشد. ممنون می شویم که این موضوعات دسته بندی شود و در اختیار ما قرار داده شود تا به عنوان یک رسانه پیگیری کنیم. شاید این بتواند یک همکاری مشترک میان ما و شما باشد.

- بنده نیز خیلی خوشحال خواهم شد و آقای حمیدیا و همچنین آقای مهروی مسئول سایت ما در این زمینه کمک بزرگی می توانند بکنند.

***

حاشیه ها: منتظر آمدن مهندس فولادگر بودیم. همین که آقای فولادگر با تاخیر از راه می رسد قطاری از مراجعین دوره اش می کنند. در این میان اما یکی از مراجعین اصرار بیشتری بر خواسته اش دارد. با مهندس سلام و علیک می کنیم و آماده رفتن به اتاق شان می شویم. پافشاری مراجعه کننده سبب کنجکاوی ما می شود. از فرم های در دستش مشخص است که خواسته اش مربوط به تغییر قیمت خودروهای پیش فروش شده می شود. در میان صحبت هایش مهندس را در دو راهی معناداری می گذارد. از او می خواهد که به جایش تصمیم بگیرد: به نظر شما خودرو را با این افزایش قیمت و پرداخت بیشتر تحویل بگیرم یا پولم را با کم شدن ارزش آن پس بگیرم یا بگذارم وزیر جدید که آمد بعد اقدام کنم؟ مهندس اما از جواب دادن طفره می رود. مهندس صادقانه می گوید: همه چیز بستگی به آینده دارد. شاید وزیری که رای آورد زورش به تولیدکننده ها برسد و شاید هم نه!