برای فجر به دنبال جایگزین و رقیب باشیم / گفتگو با خبرگزاری فارس
توضیح: گفتگوی بنده با خبرگزاری فارس اصفهان
لینک خبر در خبرگزاری فارس (اینجا)
***
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، برگزاری جشنواره فیلم فجر در سالیان گذشته و به خصوص جشنواره امسال با حواشی بسیاری همراه بود که موجب شد تا نه تنها اهل قلم بلکه کارشناسان، سینماگران، بازیگران و بسیاری افراد دیگر مرتبط و غیرمرتبط با رسانه درباره آن به اظهار نظر بپردازند.
جشنوارهای که هر چه از آن میگذرد بیشتر به فستیوالهای فیلم جهان به خصوص از نوع اروپایی و آمریکاییاش نزدیک میشود تا جایی که برخی المانها و ظواهرش را از این فستیوالها گرفته است؛ در سالهای اخیر این شبیه سازی در بین بازیگران و اهالی سینما بیشتر و بیشتر شده تا جایی که در نوع لباس پوشیدن، راه رفتن و عکس گرفتن این افراد نیز این امر به وضوح قابل مشاهده است.
این شباهتها به فیلمنامههای آثار نیز رسوخ کرده و هر سال بیشتر از یک یا دو فیلم ارزشی در بین فیلمهای جشنواره فجر ساخته نمیشود و در بعضی موارد مشاهده میکنیم برخی فیلمها نیز یا اجازه راهیابی پیدا نمیکنند یا در ورود به جشنواره با دستاندازهایی مواجه میشود که این امر در جشنواره سی و چهارم شدت بیشتری داشت.
*جشنواره به اصطلاح فجر
جواد جلوانی امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در اصفهان اظهار کرد: از جشنواره فیلم فجر به عنوان مهمترین جشنواره سینمایی ایران یاد میکنند؛ یادمان باشد که نام این جشنواره برگرفته از فجر پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمنماه سال 1357 است (هرچند عدهای میخواهند این نام را کتمان یا حتی تعویض کنند)، باید دید فیلمهای تولید شده در سینمای ایران و روند داوری و اکران این جشنواره در مهر و مومهای اخیر چه نسبتی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران برقرار کرده است.
وی افزود: «حماسه بیست و دوم بهمن و پیروزی انقلاب اسلامی، پایان تحقیر ملت ایران بود»؛ این کلام رهبر معظم انقلاب است و اشاره به تحقیر ملت ایران در طول تاریخ به خاطر حیلهها و منافع استبداد و استعمار در عقب نگه داشته شدن ملت ایران دارد؛ حال سؤال این است که سینمای ایران و جشنواره فیلم فجر چقدر در راستای این استعمارزدایی و استکبارستیزی و تقویت روحیه عزت و امید ملی گام برداشته است، یا برعکس در فیلمنامههای خود به سیاه نمایی یا برداشتهای آزاد و شخصی و یا پروژه هنر برای هنر پرداختهاند.
کارشناس ارشد رسانه خاطر نشان کرد: کارگردان و هنرمند ما باید بداند که در حال تاریخنگاری برای آیندگان است؛ امروزه از اصطلاح «تاریخنگاری نوین» استفاده میکنند و میگویند ما دیگر به دنبال تاریخ و هویت یک کشور در کتابهای تاریخ رسمی نمیگردیم بلکه با مراجعه به محصولات فرهنگی آن جامعه اعم از فیلم و رمان و غیره به وضعیت تاریخی آن جامعه پی میبریم.
وی تصریح کرد: سینماگران ما در این تاریخنگاری چقدر صداقت داشتهاند و چقدر عزت و پیشرفت ایران اسلامی را در روایات خود گنجاندهاند، حماسهای که مدافعین حرم رقم میزنند کجای این تاریخنگاری است، استقامت و در صحنه بودن ملت غیور ایران کجای این هنر جای دارد، پیشرفتهای علمی و دستاوردهای اقتصاد مقاومتی چه شد، یا حتی به نقد درون گفتمانی و به تصویر کشاندن دلسوزانه مشکلات و مطالبات مردمی هم نپرداختهاند.

*ماجرای اصلی چیز دیگری است
جلوانی عنوان کرد: عدهای از منتقدین، سی و پنجمی دوره جشنواره فیلم فجر را بدترین جشنواره در 35 دوره اخیر از نظر کیفیتِ فیلم توصیف می کنند و در برنامه هفت هم دیدیم که نوع انتخاب هیأت داوران را سیاسی می دانند؛ این عده از فیلم «ماجرای نیمروز» محمدحسین مهدویان هم به عنوان خیرالموجودین نام میبرند و معتقدند نمیتوان نگاه کارگردان را در این فیلم صددرصد جامع و ارزشی دانست.
وی اذعان داشت: میتوان به استقبال کم مردم و خالی بودن سینماها و تبعیض در اختصاص دادن سالنهای سینما یا کنار گذاشتن برخی فیلمهای ارزشی از بخش مسابقه نام برد، اما ماجرای اصلی چیز دیگری است.
*«عمار» طلوعی دوباره
کارشناس ارشد رسانه با اشاره به جشنواره عمار گفت: جشنواره فیلم فجر مسیر اصلی خود را گم کرده است و به نظر میرسد وزارت ارشاد نیز نه توان و نه دغدغه لازم برای بازگرداندن این جشنواره به مسیر اصلی خود را دارد؛ سینمای ایران از روزی که از مردم فاصله گرفت و چشم به جوایز جشنوارههای خارجی دوخت و عدهای به سینمای نخبگانی و عدهای به سینمای گیشه روی آوردند کار را برای ادامه مسیر ناهموار کرد.
وی اظهار کرد: البته هرساله فیلمهای بسیار ارزشمندی در همین سینما تولید میشود و قصد نادیده گرفتن این زحمات را نداریم، اما باید دانست جشنواره فیلم فجر همه چیز نیست و میتوان به دنبال جایگزینها یا رقبای جدی برای این جشنواره گشت؛ این اتفاق شاید بعد از سال 1388 با بروز و ظهور جشنواره مردمی فیلم عمار به وقوع پیوست و شاهد طلوعی دوباره برای رسانه این کشور بودیم.
جلوانی با تأکید بر برخی فیلمهای جشنواره فیلم عمار اذعان داشت: چهار فیلم نیمه بلند جشنواره عمار مرا به وجد آورد، «رنگ و نارنگ»، «مشتی اسماعیل»، «چشمان پرتوان» و «روزگار اکبر» همگی به داستان زندگی واقعی افرادی نابینا اما موفق اشاره میکند و این حس غرور به مخاطب دست میدهد که درست است که نابینایی محدودیت است اما به معنی ناتوانی نیست؛ مخاطب بینا از خود خجالت میکشد و تنبلی و یأس را از خود دور میکند چرا که با دیدن این مستندها میگوید چطور این افراد نابینا در حد یک قهرمان ملی ظاهر شدهاند و چرا من بیکار نشستهام.
وی با توضیح موضوع این فیلمها تصریح کرد: در «رنگ و نارنگ» سه دختر نابینا با وجود پدر پیر خود به قالیبافی و زندگی روی پای خود پرداختهاند و با تلاش و پشتکار تا مقطع کارشناسی هم درس خواندهاند؛ در «مشتی اسماعیل» با زبان طنز، عرفان و عشق را تجربه میکنیم و اینکه چطور این فرد نابینا تکیه گاه خانواده خود است؛ در «چشمان پرتوان» فرهنگ شکرگزاری و توکل را میبینیم و در «روزگار اکبر» شاهد هستیم که یک فرد نابینا به تنهایی از روستای خود به تهران میرود و با تلاشهای مکرر خود مشکلات مردم منطقه را حل میکند.
این کارشناس ارشد رسانه در پایان بیان کرد: آیا هیچ کدام از این سوژهها را در جشنواره فیلم فجر امسال دیدهاید، سینمای ایران چگونه به نگارش تاریخ دست زده است و آیا میتوان شاهد خودآگاهی دوباره سینمای ایران بود؟ شاید وقتی دیگر!
