اختتامیه نخستین دوره المپیاد بین‌المللی سواد رسانه‌ای برگزار شد

Image result for ‫اختتامیه المپیاد سواد رسانه‬‎

در مراسم اختتامیه نخستین دوره المپیاد بین المللی سواد رسانه ای، ضمن تقدیر از عوامل فیلم 21 روز بعد به عنوان فیلم برگزیده «نوجوان و سواد رسانه ای»، مدالهای طلا، نقره و برنز به دانش آموزان برتر اهدا شد.

به گزارش سایت شفاف، در ابتدای این مراسم، محمدصادق باطنی، دبیر المپیاد در توضیحاتی پیرامون جزئیات این رویداد گفت: مرحله نخست المپیاد سواد رسانه ای در فروردین ماه 96 برگزار شد و پس از رقابت 500 دانش آموز از تهران، اصفهان، شیراز، کاشان و مالزی، نهایتا 30 دانش آموز به مرحله دوم المپیاد راه یافتند.

سپس سواد رسانه ایِ این 30 نفر در اردویی 4 روزه در موسسه فرهنگی آموزشی تزکیه تهران، در مواجهه با متون و رویدادهای رسانه ای سنجیده شد. در همین راستا دانش آموزان پس از مطالعه کتاب «150 هشتگ نهضت سواد رسانه ای» و تماشای فیلم «21 روز بعد» در سانس ویژه ای در سینما آزادی، برای انجام تولیداتی در موضوع «ترویج کتابخوانی» به «باغ کتاب تهران» رفتند و در نهایت برای آشنایی بیشتر با پشت صحنه تولیدات تلویزیونی یک روز مهمان برنامه «خندوانه» بودند.

در پایان نیز در قالب امتحانی مرتبط با تجربیات این 4 روزه دانش آموزان، توانایی آنها برای کسب مدالهای طلا، نقره و برنز سنجیده شد.

بر اساس این گزارش، در ادامه این مراسم، از عوامل فیلم «21 روز بعد» آقایان محمدرضا شفاه، تهیه کننده، محمدرضا خردمندان، کارگردان و احسان ثقفی، نویسنده اثر به عنوان فیلم برگزیده «نوجوان و سواد رسانه ای» تقدیر به عمل آمد.

محمدرضا شفاه تهیه کننده فیلم 21 روز بعد در این مراسم گفت: «شاید نفرات حاضر در این مراسم به لحاظ کمی کمتر از مراسمات دیگری که از فیلم ما تقدیر کرده اند باشد، ولی مطمئنا در اینجا به لحاظ کیفی با مخاطبان جدی تری مواجه هستیم».

همچنین محمدرضا خردمندان کارگردان فیلم گفت: «وقتی آقای شفاه راجع به این مراسم به من گفت، من شگفت زده شدم، احتمال می دهم خود من نتوانم از آزمونی که از فیلمم گرفته شده موفق بیرون بیایم! ولی حتما برگه های امتحانی بچه ها و پاسخهایشان را به ما هم برسانید».

در ادامه مراسم و پس از پخش کلیپی راجع به اتفاقات 4 روز اردوی مرحله دوم المپیاد، دکتر سیدبشیر حسینی رئیس شورای سیاستگذاری المپیاد گفت: «مطمئنا اینکه 30 نفر از برگزیدگان مرحله اول اینجا بودند اتفاقی نیست و شما چون سیمرغی هستید که بایست پرچمداران سواد رسانه ای در قله های جهانی باشید».

در ادامه و پس از سخنرانی دکتر احمدرضا متین فر، معاون سواد فضای مجازی سازمان سراج؛ خانم دکتر محمودی، عضو هیات علمی المپیاد سواد رسانه ای ضمن اشاره به تاسیس «مدرسه دخترانه هنر و رسانه تزکیه» به بیان نکاتی پیرامون وظیفه خطیر دانش آموزان برگزیده المپیاد سواد رسانه ای پرداخت.

همچنین دکتر لیلا وصالی و مهندس حسین غفاری از اعضای هیات علمی المپیاد سواد رسانه ای، احمد شجاعیان مدیر موسسه فرهنگی آموزشی تزکیه، حامد رحیم پور مدیر موسسه هنروما، دکتر قیومی مدیر طرح و برنامه سازمان سراج، دکتر آیت الهی مدیر موسسه میزان، دکتر منتظری قائم مقام شبکه امید، مهندس سیدرضا کاظمی مدیر موسسه نوآوری فرهنگی امید، قاسم اکبری معاون آموزش مدرسه هنر و رسانه آینه از دیگر حاضرین در این مراسم بودند.

از نکات جالب توجه مراسم، تصحیح برگه ها و جمع بندی نتایج فعالیتهای دانش آموزان همزمان با پیشرفت اختتامیه بود که اشارات مجری به این همزمانی بر هیجان مراسم افزوده بود. در انتهای مراسم و پیش از اهدای مدالهای دانش آموزان، از آقایان وحید ولی، سجاد ملکی، جواد جلوانی، سید سعید حسینی، محسن مشرقی و خانمها زهرا زینالی و ریحانه فراهانی به عنوان مربیان دانش آموزان تقدیر به عمل آمد.

در انتهای مراسم و پس از تجمیع داوران، مدالهای طلا، نقره و برنز توسط اعضای هیات علمی به دانش آموزان برگزیده اهدا شد. همچنین کاپهای ویژه به دانش آموزانی که در طول دوره فعالیتهای خاص و متفاوتی انجام دادند اهدا شد. به همین منظور کاپ ویژه بهترین کانال تلگرامی به گروه «زهرا رمضانی» و «سیمین ربیعی» و گروه «آرمان ریاحی» و «طه زاهد» اهدا شد و همچنین کاپ بهترین ارائه در بخش نقداننده شو به «ریحانه گلینی» و «متین مرادی» رسید.

گفتنی است نخستین دوره المپیاد بین المللی سواد رسانه ای توسط باشگاه سواد رسانه ای و با حمایت سازمان فضای مجازی سراج، موسسه فرهنگی آموزشی تزکیه، مدرسه هنر و رسانه آینه، فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی تهران، کمیته فرهنگ و رسانه شهرداری اصفهان، انجمن ملی سواد رسانه ای ایران، موسسه نوآوری فرهنگی امید، موسسه هنروما و موسسه مسیر برگزار شد.

با نگاه به کتاب «این سنگر خالی نمی ماند»/ زندگی و رشادت های شهید پرافتخار قاسمعلی میراحمدی

او یک انقلابی به تمام معنا بود!

به قلم علیرضا معصومی (فعال فرهنگی)

بدون تردید پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی را باید از نقاط بسیار مهم و حساس تاریخ ایران و جهان دانست. جاذبه الهی و معنوی امام روح الله (ره) را مردم به تدریج و از جریانات منتهی به ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ بیش از پیش شناختند. امام بزرگوار ملّت که سال‌ها خودسازی معنوی نموده و مسائل اجتماعی و سیاسی را بدقّت زیر نظر داشتند قیام «لله» کردند و مصداقی شدند برای آیه مبارکه‌ی «قل انّما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فردی» (سبا آیه ۴۶).

به تدریج امت اسلامی نیز با الگوگیری از روحیه معنوی و انقلابی امام خمینی(ره) – هرچند امام امت سالها در تبعید به سر می بردند- بر روح معنوی و مبارزاتی خویش افزودند تا آن هنگام که آن حادثه عظیم تاریخی یعنی انقلاب اسلامی بوقوع پیوست.

استقلال، آزادی و استقرار جمهوری اسلامی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی بود و واضح است که مردم مسلمان و رهبران این انقلاب بیش از پیش به دنبال اجرای احکام اسلامی و حدود الهی، عدالت در همه عرصه‌ها، دستیابی به سبک زندگی اسلامی- ایرانی و رسیدن به تمدن نوین اسلامی هستند. این اهداف همه و همه در چارچوب شکل گیری آمادگی‌های لازم برای ظهور حضرت ولی عصر (عج) صورت گرفته است.

***

شکی نیست که شکل گیری هسته‌های مقاومت در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا و تمایل و گرایش میلیون‌ها انسان در سرتاسر دنیا به اسلام ناب محمدی (ص) تنها گوشه‌ای از اثرات کنونی انقلاب اسلامی در ایران است که بیش از هر مسئله‌ای ثمره خون شهدایی است که از مهمترین داشته خود- از جان خود -گذشتند تا راه اسلام و امام امت زنده مانده و سنگر اسلام خالی نماند.

شهیدان میراحمدی نیز همگام با امت حزب الله ایران و متأثر از نفسِ الهی امام امت و پیر جماران در زمانه‌ای که تمام جبهه کفر و نفاق در مقابل جبهه حق ایستاده بودند به میدان دفاع از حق شتافته و «‌عند ربهم یرزقون» (آل عمران آیه ۱۶۹) شدند.

در این میان شهید قاسمعلی میراحمدی یک انقلابی به تمام معنا بود؛ کسی که در راه خدا و برای خشنودی امام خویش از تمام نیرو و توان خود در هر جایی که احساس نیاز می شد استفاده می‌کرد. بارها از همرزمان این شهید بزرگوار نقل شده است که از نظر ایشان هیچ کار نشد و تعبیر «نمی‌توانیم» اساساً معنا نداشت.

اگر پایبندی به مبانی و ارزش های اسلام و انقلاب، هدفگیری آرمان‌های انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آنها، پایبندی به استقلال کشور، حساسیت در برابر دشمن و نقشه دشمن و عدم تبعیت از آن و تقوای دینی و سیاسی را از شاخص‌های انقلابیگری بدانیم (ر.ک. بیانات معظم انقلاب اسلامی- ۱۴/۰۳/۹۵) بدون تردید شهید قاسمعلی میراحمدی یک انقلابی به تمام معنا بود.

شهید قاسمعلی میراحمدی (متولد ورزنه ۱۳۳۱- شهادت عین خوش ۱۳۶۱) آنجا که شرایط منجر به پیروزی انقلاب ایجاب می کرد حتّی با مسافرت به اصفهان و شهرهای دیگر و در پخش اعلامیه‌های انقلابی، آنجا که نیاز بود به کمک خانواده برای تأمین معاش بشتابد، آنجا که در قامت خادمی در تکیه و حسینیّه‌ها بود، آنجا که می‌بایست بر بصیرت عمومی مردم نسبت به خیانت‌های بنی صدر و هم پیالگان او عمارگونه در صحنه بود، و آنجا که در جبهه‌های دفاع از حق حضور می‌یافت، یک الگوی انقلابی برای همه و بخصوص برای مردم شهیدپرور ورزنه و جوانان نسل‌های حال و آینده است تا با شناسایی دقیق روحیات این شهید بزرگوار و سایر شهدا در حد توان در راه این بزرگواران گام بردارند.

امروز عاشقان شهادت، بیش از گذشته نیازمند آنند تا با تأسی به سیره‌ شهدای بزرگوار با وحدت و یکدلی و یکرنگی و روحیه‌ای انقلابی مشکلات پیش رو را برطرف نموده و همچون گذشته در عرصه‌های گوناگونِ رشد و پیشرفت کشور پیشرو باشند، ان شاءالله.

***

کتاب «این سنگر خالی نمی ماند» که توسط نشر ستارگان درخشان استان اصفهان منتشر شده است، در بردارنده خاطرات متنوع و زیبا از زندگی شهید قاسمعلی میراحمدی از کودکی، دوران مبارزات انقلابی، مبارزه با سوداگران مرگ در زاهدان و مرز میرجاوه تا کردستان هویزه، دب هردان، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان و درنهایت عملیات محرم در سال ۱۳۶۱ است.

کتاب مقاطع مختلفی از زندگی بخصوص تحولات منجر به انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس تا شهادت شهید میراحمدی را دربرمی گیرد.

جهت تهیه این کتاب ارزشمند با تخفیف ویژه با شماره ۰۹۹۰۰۶۱۷۷۵۳ تماس حاصل فرمایید

انتهای پیام/ ندای اصفهان

دستورالعمل های عمومی سیر و سلوک (45 دستورالعمل)

به قلم حجت الاسلام مهران آدرویش

به مناسبت ولادت حضرت فاطمه معصومه (عالمه آل محمد) و معنویت این روز، اشاره ای به دستورالعمل های عمومی سیر و سلوک خواهم داشت.

(همانگونه که در مسائل بهداشتی: گاهی دستورالعمل ها عمومی است -مثل دستور به شستن دستها، یا استفاده از وسائل شخصی به جای وسائل عمومی و...- و گاهی دستورالعمل ها توسط یک پزشک ماهر خصوصی است- مثل تشخیص بیماری قند در یک شخص و پیچیدن نسخه خاص برای او و تشخیص چربی بالا در شخص دیگر و پیچیدن نسخه خاص دیگری برای او- به همین ترتیب اگر دستورالعمل ها عام باشد دستور العملِ سیر و سلوک عمومی است. اما دستور العمل خاص باید از طریق استاد کامل و خضر راه با خوانش جدول وجودی او توسط استاد و تشیخص نقاط ضعف و بیماری های روحی خاص سالک برای هر فرد تا فرد دیگر متفاوت خواهد بود).

در کلام علما و بزرگانی همچون حضرات آیات مرحوم قاضی ره، بهجت ره، طباطبایی ره، امام ره، ملکی تبریزی ره، نخودکی اصفهانی ره، شیخ شوشتری ره، کشمیری ره، بهاری همدانی ره، کمیلی، مظاهری، بهاء الدینی ره، سعادت پرور ره، طهرانی ره، حداد ره، حسن زاده آملی، سید حسین یعقوبی، دولابی ره و ... توصیه های ذیل به چشم می خورد. (البته نگارنده این سطور بیچاره تر از این حرفهاست و فقط مطالب اساتید عرفان را تذکر داده و از همه مومنین التماس عاقبت به خیری دارد):

عرفان عملی (45 دستورالعمل)

1. علم و معرفت: عرفان از معرفت می آید و ان شاء الله با رعایت مسائل بعدی که ذکر خواهد شد از علم به معلوم خواهد رسید (یک حملة مردانه و مستانه نمودیم/ از علم رهیدیم و به معلوم رسیدیم).

به خصوص مطالعه موضوعاتی مثل معرفت نفس، معرفت الله، معاد، ولایت، تاریخ، زندگی نامه علما، حدیث (به ویژه حدیث عنوان بصری و احادیث باب توحید و ولایت)، مباحث اخلاقی، احکام، اوصاف بهشت، چند آیه از قرآن کریم، تدبر در سوره حشر (آیات 18 تا آخر سوره)، سوره قدر، 6 آیه اول سوره حدید، سوره توحید، خطبه متقین. و با کتاب اقبال سید بن طاووس یا مفاتیح دم خور باشد. (در سیر مطالعات اسلامی می توانید به مقاله معرفي كتاب با گرايش معارف اسلامي از همین حقیر مراجعه نمایید).

مطالعه کمک می کند انسان از خواب غفلت بیدار شود و صاحب درد شود (طبیب عشق، مسیحا دم است و مشفق لیک/ چو "درد " در تو نبیند که را دوا بکند؟)

2. توبه؛ پشیمانی قلبی و جزم عزم بر ترک گناه و جبران گذشته

3. به دنیا و خودش از روی عادت نگاه نکند بلکه از روی تدبّر و تعقّل و تفکّر و عبرت نگاه کند (فاعتبروا یا اولوا الابصار).

4. همواره توجه داشته باشی که در محضر خداوند متعال هستی و خداوند شاهد بر نیات و افکار و اخلاق و اعمال توست (الم یعلم بان الله یری)

5. ترک گناه؛ که اساس عرفان است و عمده در سیر و سلوک همین گناه نکردن است (علی الخصوص رعایت حق الناس؛ آقای قاضی فرمودند: هر حقی که برگردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت، باب قرب، باب معرفت باز شدنی نیست) و هر کس مدعی عرفان شود اما به اندازه حتی یک گناه آلوده باشد عرفان ندارد بلکه توهم عرفان دارد.

6. به آنچه می داند عمل کند تا آنچه را نمی داند به او تعلیم دهند (والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا) و در آن چه مطمئن نیست توقف کند.

7. مداومت بر چهار عمل برای تهذیب نفس: اول: مشارطه (پایبندی به شروط برنامه ریزی شده در تهذیب نفس). دوم: مراقبه (پیگیری مداوم در اجرای برنامه های تعیین شده تهذیب نفس در شبانه روز). سوم: محاسبه (بررسی موفقیت خود در پیشبرد برنامه های تنظیم شده روز به هنگام خواب). چهارم: معاقبه (تنبیه خود در کوتاهی از اجرای برنامه های تهذیب نفس به شیوه ی مناسب)

8. روزی حداقل دو ساعت خلوت داشتن (و چه بهتر که بین الطلوعین باشد)

9. خضوع و خشوع: (انها لکبیره الا علی الخاشعین) خود را عارف نداند؛ بلکه بنده گنهکار خدا و حقیرتر از همه بداند. کسی که خود را عارف بداند و خیال کند خبری است عرفان ندارد بلکه توهم عرفان دارد. کوچکترین ورود به منطقه ممنوعه کبریایی بزرگترین رانش را از سوی خداوند متعال به دنبال خواهد داشت. رجم و رانش عابد شش هزار ساله (شیطان) و بلعم باعورا شاهد حرف ماست. پس سعی کند اعمالی را که موجب فروتنی است انجام دهد مانند سلام کردن به کوچکترها یا مرتب کردن کفش های عزاداران و امثال آن.

10. ذکر و دعا و انقطاع الی الله: وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا؛ (نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند) (وَ مَن أعرَضَ عَن ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکاً وَ نَحشُرُهُ یَومَ ‌القِیامَةِ اَعمَی قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرتَنِی اَعمَی وَ قَد کُنتُ بَصِیراً قَالَ کَذلِکَ أتَتکَ آیَاتُنَا فَنَسیِتَهَا وَ کَذلِکَ الیَومَ تُنسَی).

و بهترین ذکر ذکر خدا عندالحلال و الحرام است، صلوات و استغفار (حداقل روزی 70 بار)، روزی 66 بار "الله"، روزی 11 بار"سوره توحید"، 100 مرتبه لااله الاالله، بسم الله الرحمن الرحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم، یا حی یا قیوم، تلاوت شبانه مسبّحات (حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن، اعلی) و آیه الکرسی و سوره واقعه قبل از خواب، قرائت سوره (انّا فتحنا لک فتحاً مبیناً) برای رفع حجابها بسیار خوب است، تسبیحات حضرت زهراء سلام الله علیها، یس (به خصوص بعد از نماز صبح)، چهار قُل، زیارت روزانه عاشورا با صد سلام و صد لعنش (به آیت الله بهجت ره گفتند صلوات بالاتر است یا لعن فرمودند: لعن مثل تخلیه و صلوات تحلیه است. اول جارو کن بعد مهمان دعوت کن)، زیارت روزانه جامعه کبیره، توسل، کمیل، ندبه، جوشن کبیر، دعای صباح، نماز جعفر طیار در روزهای جمعه، زیارت آل یس، زیارت امین الله، دعا (که در روایت است علی علیه السلام مردی کثیر الدعا بود)، ذکر یونسیه (از بسیاری از بزرگان این ختم با عدد 400 مرتبه در سجده خصوصا در میان نماز مغرب و عشاء و یا قبل از اذان صبح و یا بین الطلوعین و اگر نمی تواند به هر مقدار که امکانش هست بگوید. و باید تا یک سال بر آن مداومت کند و اگر هم به ضرورتی آْن ذکر فوت شد باید در اولین فرصت ادا کند)، ذکر یا الله یا رسول الله یا علی زیاد بگوید. آیه شهدالله (کریمه آل عمران/ شریفه 18 و 19)، مناجات خمس عشر، قرائت 100 بار سوره توحید، مداومت بر دعای غریق (یا الله یا رَحمَنُ یا رَحیم یا مُقَلِّبَ القُلوب ثَبِّت قَلبی عَلی دینِک)، قنوت طولانی و سجده طولانی (در حد توان)، عصر جمعه و شب جمعه 100 بار سوره قدر بخواند.

11. تلاوت و یا استماع روزانه یک جزء از کلام الله مجید (وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً) به خصوص در حالت قیام و ایستاده (یک جزء بهتر است و اگر نتوانست حداقل 50 آیه). و خوب است ثواب آن را به روح مادران ائمه اطهار هدیه کند.

12. نماز اول وقت و تقید به نوافل به خصوص نوافل شب: (قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلا. إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قيلا؛ شب را، جز کمی، بپاخیز. مسلّماً نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و با استقامت‌تر است).

13. مداومت بر وضو (و اگر بعد از هر بار وضو نماز دو رکعت نماز بخواند و دعا کند بهتر است)

14. زیارت اهل قبور و برادران دینی و مشاهد مشرفه.

15. اخلاص؛ اخلاص در اعمال را در پيشاني هر عملي قرار دهيد. اگر عمري بي خلوص اعمال خود را انجام دهيد، مثل حيواني هستيد كه براي روغن كشي شب و روز دور خود بچرخد، اما راهي طي نكرده باشد. پس کار را فقط برای خدا انجام دهد نه برای خوش آمد دیگری و یا شوق بهشت و خوف جهنم (پس ضمن اینکه حتما اعمال صالح را به جا آورد اما در اخلاص اش وسواس داشته باشد).

حتی سیر و سلوکش هم برای خدا باشد نه برای شهود و... (عارف از عجله در نتیجه پرهیز می کند بلکه شهود را مقصد نمی بیند و حجاب نوری می داند. هر چه در این راه نشانت دهند/ گر نستانی به از آنت دهند).

16. از پرخوری و پرگویی و پرنگاهی و پرخوابی پرهیز کند. و مواد گوشتی حیوانی را در خوراک خود کم نماید.

17. مراقبه و تفکر و محاسبه نفس (پس بر خوبی ها خدا را شکر کند و نواقص را درمان و جبران کند)

18.رفقای خوب داشتن (که همنشین خوب میانبر در وصول به خوبی هاست)

19. علاوه بر شوق، خوف هم داشته باشد (بین خوف و رجا بسر بردن).

20. حبّ جاه و مال و مقام و حسد و غیبت و... را از دل بیرون کند و خلاصه علاوه بر فقه، اخلاق داشته باشد (قد افلح من تزکی و ذکر اسم ربه فصلی)

21. بداند که عمل نتیجه دارد و نیز نتیجه از عمل است. پس قوّال نباشد بلکه فعّال باشد.

22. اگر به خدا نزدیکتر نشد لااقل دور هم نشود.

23. محبت و خدمت به خلق

24. بصیرت و استبصار و اصلاح امور اجتماعی سیاسی و امر به معروف و نهی از منکر و پشتيبانی از حق و حقيقت و مبارزه با ظالمین در حد توان(فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی. و نیز الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالصبر و تواصوا بالحق)

25. اعمال و سبک زندگی عرفا را زیر نظر بگیرد (که عرفا معمولا از طریق عملکردشان شاگردان را تربیت می کنند)

26. روضه و توسّل و گریه بر سیدالشهداء علیه السلام که اعظم مستحبات است و عارف چشم دلش یا در هنگام خواندن قرآن یا اشک بر اباعبدالله باز می شود (گریه بر حسین قلب را به ساحت قدس الهی متصل می کند. روضه ارباب دریچه ای به سمت ملکوت و جبروت نیست بلکه خارق همه حُجُب است و همه ابواب را به سمت عالم بالا باز می کند.)

27. روزه؛ حداقل سه روز در ماه و در ایام خاص (مثل رجب و شعبان) بیشتر و زمستان را بهار روزه بداند. (الا اینکه ناتوانش کند)

28. رضای به قضا و قدر الهی و ترک اعتراض بر خدا در جمیع اتفاقات ناگوار که در مشیت الهی است (خداوند فرموده: من از کسی راضی ام که او از من راضی باشد)

29. صبر و شرح صدر؛ بر مصائب، لذت گناهان و کلفت انجام تکالیف واجب و مستحب.(ان الله مع الصابرین) .(وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَکَبیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعین). (وَ اصْبِرْ عَلی‏ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلا؛ و بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و از آنان به شیوه‌ای زیبنده دوری گزین)

 30. تحصیل و تدریس (که خود ذکر عملی است) و خداوند در شریفه 125 کریمه نحل فرموده: اُدعُ إِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ  وَ جادِلهُم بِالَّتي هِيَ أَحسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعلَمُ بِالمُهتَدينَ

31. مشغولیت و پرهیز از بی کاری(فاذا فرغت فانصب؛  وقتی این كار را تمام كردی، خودت را آماده كن، بایست برای ادامه‌ كار)

32. حفظ سلامت بدن (اگر بدن سالم نباشد سیر و سلوک مشکل می شود لذا از باب مقدمه در حفظ سلامتی خود کوشا باشد)

33. تقوا؛ انّما یتقبل الله من المتقین (تقوا یعنی عمل بر حسب رساله عملیه و کتب اخلاقی مثل معراج السعاده و محجه البیضا فیض کاشانی)

34. توجه و توسّل روزانه و شبانه به حضرت ولی عصر روحي و ارواح العالمين له الفداء.

35. بیداری بین الطلوعین

36. پرهیز از کثرت اشتغال به مباحات

37. پرهیز از شوخی بسیار و لغو گفتن و لغو شنیدن که دل را می میراند.

38. لقمه حلال

39. از غضب بیجا به شدت پرهیز کند که حجاب است.

40. خوش رفتاری و گذشت و ایثار با پدر، مادر، همسر، فرزند، برادر، خواهر، همسایگان و همه افرادی که با آنها برخورد دارد (سعی کند ظاهری شاداب و پرنشاط و دلی محزون و دائم المراقبه داشته باشد)

41. خلق نیکو و بدی را با خوبی جواب دادن

42. از بحث و جدل و یکی به دو کردن با خلق الله و معاشرت زیاد با مردم پرهیز کند.

43. صله رحم؛ یعنی رفع حاجات مادی و معنوی اقوام در حد توان

44. احترام گذاشتن به ذریّه پیامبر و اهل بیت علیهم السلام(سادات)

45. روح اقبال و ادبار دارد؛ اگر ادبار کرد به واجبات اکتفاء شود و نیز سالک باید همواره خود را بدهکار خدا بداند و دچار عجب نشود و خود را طلبکار خدا نداند.

و افراط و تفریط نکند و نفس را زياد در فشار نگذارد تا از فرمان سركشي نكند؛ بلكه بايد همه لذايذ حلال را به طور اعتدال به او داد. و سعی کند معنی آنچه را می خواند بداند (نه اینکه فقط بخواند) و در هر عمل عبادي كه انجام مي دهيد توجه داشته باشيد با چه كسي سخن مي گوييد و در تمام اذکار و اعمال سعی بر حضور قلب داشته باشد. و در عبادت مقيد باشيد به كيف آن نه كم. و هر عملی را که موثرتر در قرب یافت همان را انجام دهد.

پایان

وقتی از «ماجرای نیمروز» حرف می زنیم از چه حرف می زنیم؟!

به قلم حامد گلناری (فعال فرهنگی و منتقد سینما)
«ماجرای نیمروز» چیست؟
بزرگترین ظلم ممکن به چنین فیلمی این است که آن را صرفا یک فیلم مانند دیگر فیلم ها ببینیم. این فیلم یک اتفاق مهم است.
توضیح بیشتر: فیلم های زیادی در طول سال تولید می شوند با خواستگاه ها و سلایق مختلف که درصد زیادی از آن ها بر پرده سینما می نشینند و خب مردم هم می روند و پول می دهند و می نشینند و پاپ کرن می خورند و بعد هم تیتراژ و شاید شام. فیلم هایی که باید در چنین قاعده ای بنشینند در سال تولید می شوند. فیلم هایی که برای همنشینی و پاپ کرن خوب هستند.
اما بعضی فیلم ها کاری می کنند که مخاطب ظرف پاپ کرن از دستش رها شود. باعث می شود خمیازه در دهانش خفه شود و زندگی روزمره اش قبل و بعد از ورود به سالن سینما فراموش شود. بعضی فیلم ها نفس را در سینه حبس می کنند. این فیلم ها کم اتفاق می افتند. برای همین است که می گویم وقتی می گوییم «ماجرای نیمروز» چیست؟ در اصل به این فیلم به عنوان یک اتفاق ویژه نگاه می کنیم.
اما اهمیت فیلم «ماجرای نیمروز» تنها به اتفاقی که در سالن سینما و برپرده برای مخاطب رقم می زند محدود نمی شود. می بایست این فیلم را در پهنه تاریخ سینما و خصوصا سینمای ایران درک کرد.
حقیقتا «مارجرای نیمروز» چیست؟
همیشه خدا سینمایی که می خواست عنوان ارزشی را یدک بکشد در دراماتیزه کردن مفاهیم لنگ می زد. از آن بدتر عملکرد هنرمندان انقلابی در خصوص بازتاب وقایع تاریخ معاصر بوده است چه برسد به بیان مفاهیم نهفته و انباشته در پس این وقایع. یقینا تا سالیان سال مردم ما طعم بد سریالی همچون «معمای شاه» را فراموش نخواهند کرد. اما ماجرای نیمروز از این مشکل گذر کرده است.
وقتی می گوییم «ماجرای نیمروز» یک اتفاق است یعنی اینکه توجه داشته باشیم که با فیلمی روبرو هستیم که شباهتی به بسیاری از ساخته های پیشین سینمای ایران ندارد و از عمده تولیدات این سینما یک سر و گردن افراشته تر است. و اینکه بفهمیم سازنده این فیلم، یک روشن فکر نیست که چشمش به آن طرف آب باشد یا اینکه عشقش این باشد که با سیگار عکس بگیرد و ژست های عجیب و غریب بگیرد. باید بفهمیم که با مجموعه ای از جوانان فیلم ساز انقلابی سر و کار داریم که تازه؛ شروع کرده اند.
«ماجرای نیمروز» البته در کنار فیلم درخشان «سیانور» نوید دهنده یک تولد است. تولد سینمای انقلابی جدید. چیزی که یقینا حتی از بزرگانی مثل حاتمی کیا هم جلوتر خواهد زد. سینمایی که همت انسان های مستعد و خستگی ناپذیر پشت سر آن است. کسانی مثل سید محمود رضوی، محمدحسین مهدویان، بهروز شعیبی و... و البته افرادی که یقینا در سال های آتی شاهد آن ها خواهیم بود. شاید موعد اکران «بیست و یک روز بعد» بیشتر بتوان درباره چهره های جدیدی که این سال ها وارد سینمای حرفه ای شده اند و خواهند شد صحبت کرد.
شاید بهتر باشد بگوییم «ماجرای نیمروز» بیشتر یک بلوغ است تا تولد. بلوغ سینمایی که بعد از انقلاب پنجاه و هفت متولد شد. در این سال ها آزمون و خطاهایی داشته است تا اکنون که نشان داده است برای خودش مردی شده است. نشان داده است که یک فیلم از دل اندیشه انقلاب اسلامی می تواند آنقدر فنی و حرفه ای باشد که جشنواره فجر حداقل برای حفظ آبروی خودش هم که شده پا روی سیاست های مسئولین غیرانقلابی اش بگذارد و جایزه بهترین فیلم را به آن بدهد. و نشان داده است یک فیلم انقلابی آن قدر در عین غنای محتوا می تواند جذاب باشد که محبوب ترین فیلم جشنواره نزد عموم مخاطبان شود. این یک بلوغ است.
بلوغ بچه های انقلاب که فهمیده اند برای ساخت کار ارزشی، صرفا داشتن محتوای مناسب در دست؛ کفایت نمی کند و بایستی یاد گرفت. بایستی آموخت. بلوغ سینمای انقلاب اسلامی یعنی اینکه بچه های انقلاب یاد گرفته اند که برای بیان حرف حق بایستی زحمت کشید. بایستی عرق ریخت و زحمت و عرقی به مراتب بیش از آنچه جبهه ضدانقلاب و شبهه روشن فکر بر خود هموار می کند.
با قاطعیت تمام می گویم که اگر این روند تلاش، ادامه پیدا کند و نیروهای انقلابی که لباس رزم هنر به تن کرده اند خستگی به خود راه ندهند و درگیر آفات مسیر نشوند ما شاهد بالندگی این سینما در سال های آتی خواهیم بود و این تولیدات سینمایی نه تنها قابلیت فتح پرده های داخل کشور، بلکه قابلیت تسخیر سینماها و سالن های جهان را خواهد داشت و آن موقع است که دشمن خواهد فهمید که توان هنری و نرم جریان انقلاب چیزی کم از توان هسته ای ندارد. خیلی دور نیست.
ان شاء الله.