توضیح: گوشه ای از مقاله بلند «تحلیل مشروطه» به قلم برادر احمد مهره کش (کارشناسی ارشد علوم سیاسی)

در اینجا لازم است به تاثیری که علما در جنبش تنباکو داشتند توجه شود. در یکی از گزارش هایی که از طرف سفارت انگلیس نوشته شده است، آمده است:

«کسانی که مدت زیادی از ایران اقامت دارند گفته اند آنان این تنفیذ قدرت روحانیون هم از جهت مخالفت با دولت و هم از جهت اطاعت بی چون و چرای مردم از اوامر آنان در موردی که شرع آن را حرام شمرده، دچار شگفتی اند . . . بدیهی است که ضربت سختی بر نفوذ انگلیس در ایران وارد شد ».

در گزارش سفیر فرانسه در آن ایام آمده است:

«نخستین حقیقتی که از وقایع اخیر بدست می آید، قدرت بیکران علماست».

حتی به نقل از کتاب تاریخ دخانیه، از آمریکا نیز تلگراف هایی به سفارت های این کشور در ایران و عراق رسید که «این شیخ مطاع نافذ الکلمه که در مقابل چهار دولت از یک کلمه او، چنین هنگامه عظیمی برپا شده است کیست؟ و حالات مخصوص او چیست؟».

در اصل واقعه تنباکو، سرآغاز نگاه جدی سیاستمداران، دیپلمات ها و ملت های غربی به مرجعیت شیعه و کارویژه آن در جوامع اسلامی می باشد. شهید مدرس در خاطره ای از میرزای شیرازی می گوید:

«پس از نقل پیروزی واقعه تنباکو برای ایشان، میرزا ناراحت شد و فرمود: حالا حکومت های قاهره فهمیدند قدرت اصلی یک ملت و نقطه تحرک شیعیان کجاست. حالا تصمیم می گیرند این نقطه و این مرکز را نابود کنند. نگرانی من از آینده جامعه اسلامی است».

حتی ایرانیان خارج از کشور و به طور خاص روشنفکرانی مثل میرزا آقاخان کرمانی و ملکم خان هم در نامه ای به میرزای شیرازی به سبب حفظ استقلال کشور و رد نفوذ بیگانگان در آن، نامه تشکر آمیزی نوشتند.. رابطه علما با دولت هم چنان تغییر کرد که رابطه دوستی دربار با علما به گونه محبت آمیزی که بعد از واقعه تحریم تنباکو، رخ نمود تا آن زمان سابقه نداشته است.

یکی از اثرات مهم جنبش تنباکو که بعدها در جنبش مشروطه خود را بروز داد، کم شدن نفوذ انگلیس در ایران و افزایش نفوذ روسیه در دربار و دولت ایران بود. در تمام مدت هیجان عمومی مخالت با امتیاز تنباکو، روسها آشکارا از جنبش پشتیبانی می کردند. روسها در این دوره حامی جنبشی اجتماعی و مردمی بودند و چهره انگلیس به عنوان کشوری که با ایرانیان دشمن است، مخدوش شد. اما در نهضت مشروطه دقیقا عکس این اتفاق رخ داد. به گونه ای که انگلیس حامی جنبش مردمی و روسیه مخالف با آن شمرده می شد. بعد از آنکه تحریم تنباکو به موفقیت رسید، سیاست ایران در قبال دولت روسیه تغییر کرد. به طوری که امین السطان که به طرفداری از انگلیس مشهور بود، بعد از جنبش تنباکو، به طور آشکار به سمت روس ها تغییر گرایش داد.

اثر دیگر جنبش این بود که ایرانیان برای اولین بار دریافتند پیروزی در مخالفت با ناصرالدین شاه و منافع خارجی امکان پذیر است. آنها دریافتند دربرابر اراده شاه و دولت می توان پایداری کرد و با یک قیام عمومی، منافع خود را حفظ نمود و شاه که صاحب اختیار کل و حاکم بر تقدیرات ملت است را تسلیم نمود.

همچنین این نهضت قدرت و اقتدار زیادی را نصیب علما کرد چون احکام نافذ علما در سرتاسر  برپا شد و با پیروزی زیادی همراه گشت. شاه و درباریان نیز از قدرت روحانیون یکه خورده و مرعوب شدند.

پس از جنبش تنباکو، روشنفکران کوشش های زیادی کردند تا دخالت روحانیون در فعالیت های سیاسی ادامه یابد. چون جنبش تحریم تنباکو نشان داد که چگونه روحانیون می توانند با استفاده از مقام و جایگاه خود در بین توده مردم، احساسات توده مذهبی مردم را بسیج کنند که این کار به تنهایی برای روشنفکران، میسر نبود.

جنبش تنباکو همچنین در ارتقای درک ملی ایرانیان نیز موثر بود و همین امر موجب تسهیل همراهی مردم در جنبش مشروطه شد. در نهضت تنباکو، شعور سیاسی مردم از طرف مرجعیت و پایگاه اجتهاد شیعی تامین می شد که این امر موجب بار ارزش شدن ترقی فهم سیاسی عنصر ایرانی در نهضت تنباکو بود.

حال اگر بخواهیم نهضت تنباکو را با نهضت مشروطه مقایسه کنیم اولین چیزی که کاملا روشن به نظر می رسد، فقدان حضور روشنفکران در نهضت تنباکو است. حسین آبادیان در مورد نهضت تحریم تنباکو می گوید:

«سخن گفتن از اتحاد بین علما، اصلاح طلبان متجدد و جماعت ناراضی ایران، به خصوص تجار سخنی بی پایه است. هیچ اتحادی بین علما به عنوان یک دستگاه با اصلاح طلبان نمی توانست وجود داشته باشد. مضافا اینکه هیچ خبری از دخالت عناصر اصلاح طلب در خیزش علیه رژی دیده نمی شود».

آنچه از تحولات نهضت تنباکو می بینیم این نتیجه حاصل می شود که این نهضت یک نهضت ضد استعماری بود که البته با توجه به اینکه این قرارداد را دولتیان امضا کرده بودند وجه ای ضد دولتی و ضد استبدادی هم داشت. اما وجه غالب این جنبش، خیزشی بود که بر علیه استعمار انگلیس رخ داد و ضدیت با کفر و مداخله خارجی را به نمایش گذاشت. در حالیکه جنبش مشروطه کاملا جنبشی ضد استبدادی بود و هدفش اصلاح وضع داخلی کشور بود و یکی از نقاط ضعف آن، چشم پوشی و غفلت از نفوذ استعمار انگلیس به جنبش بوده است. به طوری که در بخشی از تحولات انقلاب، انقلابیون و کسانی که در نهضت شرکت داشتند، آشکارا به سمت انگلیس گرایش پیدا کرده و انگلیس را امین و مورد اعتماد خود قرار می دهند. در نهضت تحریم تنباکو، رفت و آمد با خارجیان مخصوصا انگلیسی ها یکی از نکات منفی افراد به حساب می آمد و احساسات ضد خارجی در بین مردم ایران به شدت زیاد شده بود. اما در جنبش مشروطه، توده مردم به خارجی ها مخصوصا انگلیسی ها به چشم یار و دوست نگاه می کردند و درخواست های خود را با آنها مطرح کرده و حتی آنها را امین و مورد اعتماد خود در برقراری ارتباط با مهاجرین در قم می دانستند.

همانطور که از افکار مشروطه طلبی روشنفکران روشن شد، مشروطه خواهی اساسا ربطی به حفظ و حراست از دین نداشت. هدف از آن، بدست آوردن آزادی، حق مالکیت، قانون مدار شدن و محدود شدن سلطنت و رسیدن به سلطنت مشروطه بود که همه این مفاهیم نیز در قالب پارادایم غربی و مدرن آن، معنی پیدا می کرد و مراد از مفاهیم اصلی آن مثل مفهموم آزادی یا قانون، آنچه از شریعت استنباط می شود نبود. در حالیکه جنبش تنباکو، بر مبنای حفظ حقوق اسلامیت و نفی سلطه کفار بر مسلمین بود.

تنها میراث دار جنبش تنباکو در مشروطه، شیخ فضل الله نوری بود. او خود از رهبران جنبش تنباکو در تهران بود و بعدها نیز حساسیت ضد خارجی خود را حفظ کرد. در حالی که رهبران جنبش مشروطه در تهران، افرادی چون بهبهانی و طباطبائی بودند که اولی نه تنها در جنبش تنباکو شرکت نداشت، بلکه متهم به مخالفت با آن و ارتکاب به عملی مغایر با فتوای میرزای شیرازی شده بود. دومی هم آشکارا متاثر از آرمانهای روشنفکری و در ارتباط با محافل مدافع افکار غربی بود.