متن پژوهی توصیفی- انسان 250 ساله
متن پژوهی توصیفی - انسان ۲۵۰ ساله
مشخصات کتاب:
- خامنهای، سیدعلی،
- انسان 250 ساله، بیانات مقام معظم رهبری دربارهی زندگی سیاسی- مبارزاتی ائمه معصومین علیهم السلام،
- مرکز صهبا، ویرایش دوم، چاپ دهم، تهران، مؤسسه ایمان جهادی،
- سال نشر 1391،
- 75 صفحه
آشنایی مختصر با نویسنده کتاب
درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيتهاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمينى در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنهاى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.
پس از پيروزى
آيت الله خامنهاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّتهاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازيم:
٭ پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
٭ امام جمعه تهران، 1358.
٭ نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
٭ نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهههاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرتهاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق.
٭ ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
٭ رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنهاى در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند.
٭ رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
٭ رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.
٭ رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
٭ رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند.
نویسنده که خود از مبارزین سیاسی بنام قبل از انقلاب و از رهبران سیاسی و مذهبی جهان شیعه میباشد همواره دغدغهی شناخت صحیح اسلام ناب محمدی و اسلام انقلابی شیعی را به همراه داشته است. بیشتر بیانات مطرح شده در این کتاب مربوط به دست نوشتههای ایشان در قبل از انقلاب و اوایل انقلاب میباشد که به نظر میرسد جوّ جستجوگر آن زمان و تکاپوی علمی و آزادی فکری ایجاد شده پس از انقلاب نیاز به طرح چنین مباحثی را ایجاب میکرده است. کاملا مشخص است که ایدهی کتاب یک ایدهی ابتکاری است و دارای نظریات جدید کلامی و ادعاهایی در حوزه تاریخ سیاسی ائمه و حلقههای مفقود در زندگی آنها میباشد. بنابراین ایشان در پی پرکردن این خلأها اقدام به تحقیق و بیان مطالب پیرامون زندگانی سیاسی ائمه معصومین علیهم السلام نموده است و از آنجا که ایشان ذهن باز و مطالعات گسترده در تاریخ اسلام داشتهاند موفق شدهاند در این زمینه قلم زده یا به سخنرانی بپردازند.
این کتاب بیانات مقام معظم رهبری آیت الله سید علی خامنهای میباشد که توسط مرکز مطالعاتی تحقیقاتی صهبا گردآوری شده است. عنوان و ایدهی کتاب از بیانات معظمله در دومین کنگره جهانی امام رضا علیهم السلام –مرداد 1365- درباره عنصر جهاد و مبارزهی سیاسی در زندگی ائمه علیهم السلام و طرح عنوان کلیدی «انسان 250 ساله» اخذ شده است؛ و اما لیست منابع[1]:
قرآن کریم، بحارالانوار، عیون اخبارالرضا، الکافی، شرح اصول کافی، نهج البلاغه، تحف العقول، وسائل الشیعه، الاحتجاج علی أهل اللجاج طبرسی، سیرهالنبویه، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، الحیاه، دعائم الاسلام، نثرالدر، روضهالمتقین فی شرح من لایحضره الفقیه، مناقب ابن شهر آشوب، اعیان الشیعه، اللهوف سیدبن طاووس، تاریخ طبری، انساب الاشراف، الاخبار الطوال، طبقات الشعرا، مغنی اللبیب، اللهوف علی قتلی الطفوف، تاریخ یعقوبی، طبقات ابن سعد، قاموس الرجال، صلح امام حسن (ع) شیخ راضی آل یاسین، جهاد الشیعه، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، الارشاد للمفید، گلستان سعدی، کمال الدین و تمام النعمه، جامع احادیث شیعه بروجردی[2]، و ...
غربت ائمه علیهمالسلام به دوران زندگی این بزرگواران منتهی نشد، بلکه در طول قرنها، عدم توجه به ابعاد مهم و شاید اصلی از زندگی این بزرگواران، غربت تاریخی آنها را استمرار بخشید. یقینا کتابها و نوشتهها در طول این قرون، از ارزش بینظیری برخوردارند، زیرا توانستهاند مجموعهای از روایاتی را که در باب زندگی این بزرگواران هست، برای آیندگان یادگار بگذارند. لکن عنصر «مبارزهی سیاسی حادّ»، که خط ممتد زندگی ائمه هدی علیهمالسلام را در طول 250 سال تشکیل میدهد، در لابهلای روایات و احادیث و شرح حالهای ناظر به جنبههای علمی و معنوی، گم شده. زندگی ائمه را ما باید به عنوان درس و اسوه فرا بگیریم، نه فقط به عنوان خاطرههای شکوهمند و ارزنده؛ و این، بدون توجه به روش و منش سیاسی این بزرگواران، ممکن نیست.
زندگی این بزرگواران، علیرغم تفاوت ظاهری- که بعضی، حتی میان برخی از بخشهای این زندگی احساس تناقض کردند- در مجموع یک حرکت مستمر و طولانی است، که از سال دهم، یازدهم هجرت شروع میشود و 250 سال ادامه پیدا میکند و به سال دویستوشصت –که سال شروع غیبت صغری است- در زندگی ائمه خاتمه پیدا میکند. این بزرگوارند یک واحدند، یک شخصیتند. شک نمیشود کرد که هدف و جهت آنها یکی است. پس ما به جای اینکه بیاییم زندگی امام حسن مجتبی علیهالسلام را جدا و زندگی امام حسین علیهالسلام را جدا و زندگی امام سجاد علیهالسلام را جدا تحلیل کنیم- تا احیانا در دام این اشتباه خطرناک بیفتیم که سیرهی این سه امام به خاطر اختلاف ظاهری با هم متعارض و مخالفند- باید یک انسانی را فرض کنیم که 250 سال عمر کرده، و در سال یازدهم هجرت قدم در یک راهی گذاشته و تا سال دویستو شصت هجری این راه را طی کرده. تمام حرکات این انسان بزرگ و معصوم با این دید قابل فهم و قابل توجیه خواهد بود. هر انسانی که از عقل و حکمت برخوردار باشد –ولو نه از عصمت- در یک حرکت بلندمدت، تاکتیکها و اختیارهای موضعی خواهد داشت. گاهی ممکن است لازم بداند تند حرکت کند و گاهی کند، گاهی حتی ممکن است به عقب نشینی حکیمانه دست بزند، اما همان عقب نشینی هم از نظر کسانی که علم و حکمت و هدفداری او را میدانند، یک حرکت به جلو محسوب میشود. با این دید، زندگی امیرالمؤمنین با زندگی امام مجتبی با زندگی حضرت ابیعبدالله با زندگی هشت امام دیگر –تا سال دویست و شصت- یک حرکت مستمر است. زندگی ائمه علیهمالسلام زندگی یک انسان 250 ساله است و از آنجا که «کلّهم نور واحد» پس از هم جدا نیستند و هرکدام از اینها که یک کاری انجام دادهاند، این در حقیقت کار آن دیگران هم هست. یک انسانی که 250 سال گویی عمر کرده است و تمام کارهایش با یک هدف، با یک نیت، و با تاکتیکهای مختلف است.
منظور از مبارزهی سیاسی ائمه، که در این کتاب بدان پرداخته شده است، فقط مبارزهی علمی و اعتقادی و کلامی نیست؛ چیزی بیش از این است. همچنین ائمه یک مبارزهی مسلحانه هم از قبیل آن چیزی که در زندگی جناب زید و بازماندگانش، و همچنین بنیالحسن و بعضی از آل جعفر و دیگران میبینیم، نداشتند و وارد در مبارزهی مسلحانه نبودند و نمیشدند. مبارزهی سیاسی ائمه عبارت است از مبارزهای با یک هدف سیاسی که همان تشکیل «حکومت اسلامی» و به تعبیر ما «حکومت علوی» میباشد. ائمه از لحظهی وفات رسول الله تا سال دویستوشصت، درصدد بودند که حکومت الهی را در جامعهی اسلامی بوجود بیاورند و در این راه گاه آیندههای میان مدت و گاه بلند مدت و در مواردی هم نزدیک مدت را در پیش رو داشتند و بحث این کتاب بیان همین مبارزات پنهان به منظور تشکیل حکومت است که مفصل و با شواهد مقتضی بدان پرداخته است.
در فهم زندگانی سیاسی- تشکیلاتی ائمه چندین محدودیت وجود دارد. اولا به خاطر ماهیت پنهانی آن، طبیعی است که این دست فعالیتها به صراحت در تاریخ ذکر نشده باشد و لاجرم مجبوریم به اجتهاد در تاریخ دست یازیم. مثلا اینکه ائمه از شهر محل سکونت خود بر کل جهان اسلام کنترل داشتند و امور شیعیان را اداره میکردند و یا حتی در زندان و حصر نیز کنترل خود بر مباحث شیعیان را از دست نمیدادند و اینکه وجوهات از سراسر بلاد اسلامی به سوی آنها گسیل میشد خبر از وجود یک ساختار قوی تشکیلاتی و سازماندهی پیچیده دارد. این تشکیلات به صورت شبکه هرمی و به صورت وکالتی اداره میشد. به این ترتیب که امام برای هر منطقه وکلای ارشد تعیین میکردند و پس از آن در مرتبه بعدی وکلای جزء و سپس افراد متصل به آنها قرار میگرفتند.
مسأله دوم تاریخ نگاران سنی مسلک و وابسته به دربار حکومت عباسیان هستند که به هرحال قلم به دست مزدور محسوب میشدند و بی توجه به تاریخ نگاری ائمه شیعه بودند و به نفع خلافت عباسی و بعضا خودشیرینی جلوی آنها قلم میزدهاند.
مسأله سوم به حکومت نرسیدن و به قدرت نرسیدن شیعه است که مسلّم است کسی که بر اریکه قدرت سوار نباشد اخبار فعالیتهای قبل از به قدرت رسیدن آنها نیز در هالهای از ابهام و مجهول خواهد بود.
مسأله چهارم کم توجهی نویسندگان و پژوهشگران قبلی میباشد که به این جنبه سیاسی از زندگانی ائمه توجه ننمودهاند که این خود نشان از مظلومیت هرچه بیشتر این بزرگان دارد و اینها مشکلاتی است که برای این اثر در بدو امر قابل تصور است.
این کتاب شامل هفده فصل است که نحوهی چینش عناوین فصلها، به صورت ترتیب تاریخی زندگی ائمه از دوران پیامبر اعظم تا دورهی امام جواد، امام هادی و امام عسکری میباشد؛ که بیانات مقام معظم رهبری دربارهی این سه امام بزرگوار در یک فصل ارائه شده است. در اولین فصل مروری گذرا بر زندگی سیاسی پیامبر اسلام شده؛ که توجه به وقایع این دوران به عنوان آینهای تمام نما از کل زندگی ائمه و میزان و ملاکی برای شناخت حرکت جریان اصیل اسلام طی 250 سال، در ابتدا ضروری مینماید. سه فصل از این کتاب، تبیین کنندهی شرایط اجتماعی و سیاسی جامعهی اسلامی به ویژه پس از حادثه عاشورا تا دوره امامت امام صادق است. اطلاع از این شرایط، به درک بهتر حرکت انسان 250 ساله در این برهه زمانی حساس کمک فراوانی میکند.
به طور کلی مطالب این کتاب برگرفته از سخنرانیها و متون دست نویس مقام معظم رهبری است، لذا متن کتاب در بخشهایی که به طور مستقیم از قلم معظم له استفاده نموده است.
با مطالعه در تاریخ صدر اسلام متوجه میشویم هدف پیغمبر مکرم اسلام از ابتدا تشکیل حکومت اسلامی بود [و چه بسا بسیاری از دعواهای پیغمبر (ص) با مشرکین حجاز نیز از آغاز بر سر همین مسأله بوده است]. در زندگانی امام علی، امام حسن و امام حسین علیهمالسلام نیز شاهد هستیم تشکیل حکومت یک هدف دست یافتنی و به عنوان هدفی در کوتاه مدت مطمح نظر بوده است. لیکن هنگامی که حادثه عاشورا رخ داد، تشکیل حکومت به عنوان هدفی میان مدت و دراز مدت در دستور کار ائمهی شیعه علیهمالسلام قرار گرفت. در حادثهی عاشورا، در سراسر عالم اسلام تا آنجایی که خبر رسید، به خصوص در حجاز و عراق، حالت رعب و وحشتی میان شیعیان و طرفداران ائمه بوجود آمد. زیرا احساس شد که حکومت یزید تا حد کشتن حسین بن علی (ع) هم آماده است که حکومت خود را تحکیم کند؛ یعنی تا حد کشتن فرزند پیامبر که در همه جهان اسلام به عظمت، اعتبار و قداست شناخته شده بود. و این رعب که آثارش در کوفه و مدینه نمایان بود، پس از گذشت زمانی با چند حادثه دیگر کامل شد که یکی از آن حوادث، حادثه حرّه بود و اختناق شدیدی در منطقه نفوذ اهل بیت، یعنی حجاز -بویژه مدینه- و همچنین عراق -بویژه کوفه- بوجود آمد. ارتباطات ضعیف شد و کسانی که طرفدار ائمه بودند و مخالفان بالقوه دستگاه خلافت بنی امیه به شمار میآمدند، در حال ضعف و تردید به سر میبردند. البته این بدان معنی نیست که به کلی نظام تشکیلات[4] پیروان اهل بیت از هم پاشیده بود اما ائمه وظیفه داشتند به ترتیب دادن کارهای پیروان خود و بازگرداندن انسجام قبلی آنها بپردازند.
تمام تلاشها و موضع گیریهای ائمه را باید با هدف تحقق حکومت خدا در زمین مورد بررسی قرار داد و این تلاشها به دلیل وضعیت زمان رنگ و بوی پنهان و مخفیانه داشته است. با این نگاه، زهد و زبان دعا در کلمات امام سجاد، به دلیل اختناق آن دوره و وضع فکری و اخلاقی مردم بود وگرنه، بدون شک، هدف نهایی حضرت سجاد ایجاد حکومت اسلامی است اما حکومت اسلامی در آن شرایط چگونه بوجود میآید؟ بعد از اینکه در طول سالیان متمادی، جامعه اسلامی از تفکر درست اسلامی جدا مانده، چگونه میتوان حکومتی بر مبنای تفکر اصیل اسلامی بوجود آورد، درحالیکه زمینه سازی فکری میان مردم انجام نگرفته و آن احکام اصیل تدوین نشده است. بزرگترین نقش امام سجاد (ع) این است که تفکر اصیل اسلامی را تدوین کند و مهم ترین نقش صحیفه سجادیه همین بود. بنابراین روش مبارزه امام سجاد (ع) برای دراز مدت بود.
دوران زندگی امام پنجم، امام باقر (ع)، به طور کامل ادامه منطقی دوران زندگی امام سجاد است. اکنون دیگر، جمعی گرد آمدهاند و شیعه دوباره احساس وجود و شخصیت میکند. دعوت شیعی که چند سالی بر اثر حادثه کربلا و حوادث خونین پس از آن –مانند حادثه حرّه و حادثه توابین- و سختگیریهای خلفا، متوقف مانده بود و جز در پوششهای بسیار ضخیم ارائه نمیشد، اکنون در بسیاری از اقطار کشورهای اسلامی، مخصوصا در عراق و حجاز و خراسان، ریشه دوانیده و قشر وسیعی را به خود متوجه ساخته و حتی در دایرهای محدودتر به صورت یک پیوند فکری و عملی که میتوان از آن به یک «تشکیلات حزبی» تعبیر کرد، درآمده است. آن روزی که امام سجاد میفرمود: «در همه حجاز، دوستان و علاقه مندان ما به بیست نفر نمیرسند» سپری شده و اکنون هنگامی که امام باقر به مسجد پیامبر در مدینه وارد میشود، جماعت انبوهی از مردم خراسان و دیگر مناطق، گرد او را میگیرند و از مسائل فقهی سؤال میکنند.
ائمه میخواهند حکومت اسلامی درست را بر سر پا کنند؛ میخواهند نظام علوی را برقرار بکنند، چه باید بکنند؟ اولین کار این است که ذهنیت مردم را عوض کنند؛ فرهنگ به اصطلاح اسلامیِ ضد اسلامی را که در ذهنیت مردم رسوخ کرده، از آنها بگیرند و جای آن را با فرهنگ خوبی و صحیحی و قرآن حقیقی و توحید واقعی جایگزین کنند؛ این همان مبارزه فرهنگی است. پس مبارزه فرهنگی فقط نشستن و از احکام اسلام چیزهایی را بیان کردن بدون یک جهت گیری، بدون یک سَمت گیریِ انقلابی نیست، این مبارزه نیست. بلکه مبارزه فرهنگی این است که سعی کنند ذهنیت مردم را و فرهنگ حاکم بر ذهنهای مردم را عوض کنند، تا راه را برای حکومت الهی هموار کنند و راه را بر حکومت طاغوتی و شیطانی ببندند و امام باقر این کار را شروع کرد. حضرت امام باقر (ع) شکافنده حقایق قرآنی و دانشهای اسلامی بود. واقعا قرآن را برای مردم تبیین میکرد. لذا بود که هرکسی که نفَس امام باقر (ع) به او میخورد و او وابسته نبود، سر سپرده نبود، سرش در آخور جایی بند نبود، این یقینا نسبت به وضع حاکمیت زمان، نظرش برمیگشت. لذا بسیاری از مردمی که افراد متوسطی هم بودند در زمان امام باقر به مکتب اهل بیت، به مکتب امامت، به همان چیزی که در عرف رایج امروز به آن تشیع گفته میشود، گرایش پیدا کردند. بنابراین تشیع به معنی پیروی از مکتب اهل بیت برای ایجاد حاکمیت حقیقی اسلام میباشد.
یکی از کارهای امام باقر این بود که شاگردان خود را متشکل نماید. کسانی را از شاگردان خود و از دوستان خود تربیت کند، بالا بیاورد، به صورت اختصاصی آنها را مورد توجه قرار بدهد -شاگردان ویژه آن حضرت- بعد آنها را به همدیگر وصل کند و در سرتاسر دنیای اسلام آنها را به عنوان یک قطبی، یک رکنی، به عنوان وکیل خود، نایب خود بگذارد که آنها کار آن حضرت را دنبال کنند و ادامه تبلیغات و تعلیمات آن حضرت را به گردن بگیرند و به عهده بگیرند. این سازماندهی پنهانی امام باقر بود، که از زمان قبل از امام باقر شروع شده بود، اما در زمان آن حضرت یک هیجان بیشتری پیدا کرد و البته در زمان امام صادق و امام موسی بن جعفر به اوج خودش رسید؛ این هم کار دیگری بود که کاری بسیار خطرناک بود.
شواهدی هست که از شبکه گسترده تبلیغاتی امام در سراسر کشور اسلامی یاد میکند و بودن چنین شبکهای را مسلم میسازد. این شواهد چندان مُدلّل است که اگر حتی یک حدیث صریح هم وجود نمیداشت، خدشهای بر حتمیّت موضوع وارد نمیآید. مطالعهگرِ زندگینامه نامدوّن ائمه از خود میپرسد: آیا امامان شیعه در اواخر دوران بنی امیه، داعیان ومبلغانی در اطراف و اکناف کشور اسلامی نداشتند که امامت آنان را تبلیغ کنند و از مردم قول اطاعت و حمایت برای آنان بگیرند؟ در این صورت، پس نشانههای این پیوستگی تشکیلاتی که در ارتباطات مالی و فکری میان ائمه و شیعه بوضوح دیده میشود، چگونه قابل توجیه است؟ این حمل وجوه و اموال از اطراف عالم به مدینه؟ این همه پرسش از مسائل دینی؟ این دعوت همه جا گستر به تشیع؟ و آنگاه این وِجهه و محبوبیت بی نظیر آل علی در بخشهای مهمی از کشور اسلامی؟ و این خیل انبوه محدثان و راویان خراسانی و سیستانی و کوفی و بصری و یمانی و مصری در گرد امام؟ کدام دست مقتدر، این همه را بوجود آورده بود؟ آیا میتوان تصادف یا پیشامدهای خود به خودی را عامل این پدیدههای متناسب و مرتبط به هم دانست؟
با این همه تبلیغات مخالف، که از طرف بلندگوهای رژیم خلافت اموی بی استثنا در همه جا انجام میگرفت و حتی نام علی بن ابی طالب به عنوان محکومترین چهره اسلام، در منابر و خطابهها یاد میشد، آیا بدون وجود یک شبکه تبلیغاتی قوی، ممکن است آل علی در نقاط چنان دوردست و ناآشنا، چنین محبوب و پرجاذبه باشند که کسانی محض دیدار و استفاده از آنان و نیز عرضه کردن دوستی و پیوند خود با آنان، راههای دراز را بپیمایند و به حجاز و مدینه روی آورند؛ دانش دین را، که بنا بر عقیده شیعه، همچنان سیاست و حکومت است، از آنان فراگیرند و در موارد متعددی بی صبرانه اقدام به جنبش نظامی –و به زبان روایات، قیام و خروج- را از آنان بخواهند؟ اگر تسلیحات شیعه فقط در جهت اثبات علم و زهد ائمه بود، درخواست قیام نظامی چه معنایی میتوانست داشته باشد؟
در زمان امام کاظم (ع) و امام رضا (ع) نیز این مسیر ادامه پیدا میکند و تلاش گسترده تشکیلاتی در جهت برنامهای درازمدت قابل کشف است.
در ادامه به نقطهی اوج این شبکهی تشکیلاتی میرسیم. در هیچ زمانی ارتباط شیعه و گسترش تشکیلاتی شیعه در سرتاسر دنیای اسلام، مثل زمان حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت عسکری نبوده است. وجود وکلا و نوّاب و همین داستانهایی که از حضرت هادی و حضرت عسکری نقل میکنند- که مثلا کسی پول آورد و امام معین کردند چه کاری صورت بگیرد- نشان دهنده این معناست. یعنی علیرغم محکوم بودن این دو امام بزرگوار در سامرا، و قبل از آنها هم حضرت جواد به نحوی، و حضرت رضا به نحوی، ارتباطات با مردم همینطور گسترش پیدا کرد. این ارتباطات، قبل از زمان حضرت رضا هم بوده. منتها آمدن حضرت به خراسان، تأثیر خیلی زیادی در این امر داشته است[5].
کتاب «انسان 250 ساله» نوشتهای علمی است. مخاطبان کتاب عام است و هرکس به تناسب خود میتواند از آنها بهره ببرد. کتاب از این لحاظ که زندگانی 12 امام معصوم را به طور کامل پوشش میدهد پژوهشی کلی و عمومی است اما از این لحاظ که بر محور زندگی پنهان سیاسی ائمه متمرکز گشته است عرصه خاصی را پوشش میدهد؛ عرصهای که نویسنده مدعی است کتابهای مشابه کمتر بدان پرداخته و آن را پوشش دادهاند.
نویسنده هم از عقل و هم از نقل در استدلالات خود استفاده نموده است؛ چراکه روش نویسنده به صورت اجتهاد در تاریخ بوده است. و سعی کرده است بیش از اندازه بر موارد و مطالب کم اهمیت تأکید ننموده و بیشتر یک چارچوب کلی را برای مخاطب ترسیم نماید.
پیش فرض نویسنده آن است که ائمه فقط مرد عبادت یا مرد علم نبودهاند و غیرممکن است ائمه بدون داشتن یک شبکه سیاسی و تشکیلاتی پنهان موفق به ادارهی امور شیعیان باشند و یا جهت در دست گرفتن قدرت به سازماندهی نیروها نپردازند. سپس نویسنده با این پیش فرضها به اثبات مطلب خود میپردازد.
همچنین در این کتاب حوادث وقوع یافته در زندگانی ائمه چندان مطرح نشده است و خط سیر کتاب و روح کتاب مقتضی هدف و طرح ریزی دیگری بوده است؛ بنابراین علاقهمندان میتوانند به کتابهای زندگانی ائمه علیهم السلام مراجعه نمایند./ پایان
[1] آیت الله سیدعلی خامنهای در مطالب خود از منابع زیادی استفاده نموده است که توسط مرکز صهبا در خلال بیانات ایشان پانویس شده است و ما در اینجا همه را استخراج کرده و پشت سر هم آوردهایم.
[2] نکته قابل توجه آنجاست که ایشان در زمان طرح مباحث این کتاب زندگی پر فراز و نشیبی را دارا بوده و مسئولیتهای مهم و سنگین سیاسی و اجتماعی فراوانی را عهده دار بودهاند که این حجم استفاده از منابع و بیان مطالب اجتهادی و متقن انسان را به وجد میآورد چراکه از توان یک فرد عادی خارج است و به راحتی انسان را به این نتیجه میرساند که ایشان مشمول توجه و عنایات ویژه حق تعالی قرار داشتهاند و لطف الهی این استعداد وافر را در اختیار ایشان قرار داده است.
[3] نویسنده پیش از این نیز در کتاب مستقل دیگری با نام «پیشوای صادق» به شرح زندگانی سیاسی و مبارزات امام صادق (ع) پرداخته است که علاقه مندان میتوانند جهت بحث مفصل تر به آن کتاب مراجعه نمایند.
[4] وقتی از تشکیلات پنهانی شیعه سخن میگوییم منظور یک تشکیلات منسجم کامل به شکلی که امروز در دنیا معمول است، نمیباشد؛ بلکه منظورمان رابطههای اعتقادی است که مردم را به یکدیگر متصل میکند و وادار به فداکاری مینماید و به کارهای پنهانی برمیانگیزد و در نتیجه یک مجموعه را در ذهن ترسیم میکند.
[5] پیرامون زندگانی سیاسی و پنهان ائمه علیهم السلام منابع مستقیم اندکی وجود دارد و شیوهی کاری ما باید مبتنی بر اجتهاد در تاریخ باشد. اما اجمالا برخی منابع مفید دیگر بدین شرح است:
کتاب سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه (ع)، حجت الاسلام دکتر محمدرضا جباری، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی- پژوهشی امام خمینی (ره)
کتاب الغیبه، مرحوم شیخ طوسی، فصل گزارش از وکلا یا نمایندگان امام صادق (ع)
عنوان عام «شیعه یک حزب تمام»، سخنرانی افرادی همچون آیت الله مصباح یزدی، دکتر علی شریعتی، حجت الاسلام مهدوی بیات، حجت الاسلام پناهیان