معرفی آثار به قلم: جواد جلوانی

نام کتاب: اسطوره‌های صهیونیستی سینما

نویسنده: محمد حسین فرج‌نژاد

ناشر: مؤسسه فرهنگی هلال (وابسته به مؤسسه موعود عصر)

تعداد صفحات:336 صفحهٔ رقعی

 اگر از آدم‌هایی هستید که بدتان نمی‌آید به پشتِ صحنه‌ی تمامِ چیزهایی که از کودکی تا به حال دیده‌اید و می‌بینید، سرک بکشید و خودتان پیام‌های آموزندهی زندگی‌تان را در مسیرِ انسان شدن دوره کنید، بد نیست نگاهی به «اسطوره‌های صهیونیستی سینما» بیندازید.

در توضیحِ ناشر بر کتاب می‌خوانیم: «اسطوره‌های صهیونیستی در سینما عنوانِ اثری است که سعی در شناساییِ همه‌ی نشانه‌ها و نمادهایی دارد که سینمای غرب با وام گرفتن از معتقدات، باورها، تعصب‌ها، اهداف و خطِ مشیِ یهود و صهیونیسم آن‌ها را در آثارِ سینمایی به تصویر کشیده است. میدان و میزانِ تأثیرگذاریِ سینما و رسانه‌های سمعی و بصریِ جمعی و به‌ویژه بیانِ غیرِ مستقیم اما نافذ آن این امکان را ایجاد کرده است تا دست اندرکارانِ وام‌دارِ سینمای غرب همهی همتِ خود را مصروفِ به خدمت گرفتنِ آن در جهتِ منافعِ یهودیتِ صهیونیستی کنند.»

در این کتاب بعد از فصلِ اول که به دنیایِ اسطوره‌شناسی و تعریف و شناختِ مختصری از آن اختصاص دارد، مستقیماً واردِ بررسیِ رابطهی صهیونیسم و رسانه می‌شویم. حتی فرمول‌های نوشتنِ فیلم‌نامه‌هایی با این مضمون نیز در این فصل ارائه می‌شود.

با خواندن این کتاب رمزگشایی قابل توجه و نسبتا جدید و کاملی از آثار شاخصی چون ماتریکس، هری پاتر، ارباب حلقه‌ها، پسر جهنمی، مصائب مسیح، طالع نحس، جن‌گیر، کنستانتین و ژاندارک ارائه خواهد شد و بلکه حدود 185 عنوان اثر در حوزه‌های مختلف از کارتون‌های کودکی‌مان مانند هاچ زنبور عسل و ایکی یوسان تا یانگوم و سینمای بودیستی هالیوود و برخی انواع ورزش‌های رزمی و معناگرایی‌های شرقی و غربی و هولوکاست و شیطان گرایی در سینمای غرب و نفوذ اندیشه‌ها و اسطوره‌های قدیمی و جدید صهیونیسم با تعمق بیشتری فهم خواهد شد.

گاهی قبول برخی نقدهای چالش برانگیز توسط مخاطبان دشوار خواهد بود و موافقان و مخالفان خود را به همراه خواهد داشت؛ این فضای چالش برانگیز بر زیبایی‌های کتاب باز هم بیشتر افزوده است.

 متن پیامکی: اسطوره‌های صهیونیستی سینما، محمدحسین فرج‌نژاد: کتابی چالش برانگیز، وقتی 185 کارتون دوران کودکی و فیلم‌های مطرح سینما نشانه شناسی می شوند!

***

نام کتاب: عاشورا مظلومیتی مضاعف

نویسنده: محمدرضا حکیمی

ناشر: دلیل ما

در این نوشتار، واقعه عاشورا و پیامدهای آن، در قالب چند موضوع توصیف شده است: عاشورا مظلومیتی مضاعف، نجوا با عاشورا و سخنی در ابعاد، جامعه قرآنی (نه قارونی)، انقلاب عاشورا و قسط، و عاشورا و ساختار جامعه.

آغازگر کتاب مطالبى در مورد توجه قرآن و اهل بیت (ع) و تأکید آنها بر عمل به دستورات خداوند بر اساس توحید و عدل است آنگاه به مسئله قیام عاشورا و پیام امام حسین(ع) پرداخته شده است و این که آنچه امام حسین(ع) براى آن شهید شد به کجا انجامید؟ نویسنده با این مطالب مظلومیت عاشورا را مطرح مى‌کند و سپس آن را با دل نوشته‌هایى با عنوان «نجوا با عاشورا» و بیان پیام‌هایى از عاشورا و توجه به بازسازى فرهنگ عاشورایى، اهمیت شهادت امام حسین(ع) را با کلامى ادبى عقیدتى بیان مى دارد؛

«و اکنون را -با باری بس گران و طاقت سوز، از اندوهان و تجربه‌ها و چگونگی رویدادها...- دوست دارم با «عاشورا» نجوا کنم، و در معبر جلیل این حضور عظیم، سر بر آستان لحظه‌های صیرورت‌های متعالی نهم، و فیضان آیات عدل را در این منشور خونین لمس کنم، و دردهای تراکم یافته در استخوان انسان محروم و مظلوم را، و مظلومیت تعالیم مغفول و مکتوم را، با فریاد بازگویم، و همه‌ی بیدادهایی را که بر ستمدیدگان رفته است و می رود -دوباره- در گوش «عاشورا» زمزمه کنم، و خون دلی را که بر گونه های انسان بی پناه روانست بر «لوح عاشورا» بنگارم... و لحظه‌هایی در جاذبه‌ی این حضور شگرف انسانیت محو گردم:

عاشورا  حضور شگرف انسانیت است، در هرجا و هر روز...

عاشورا  مائده‌ی بزرگ روح انسان است، در تداوم اعصار...»

عناوین برخی از کتابهای حکیمی عبارتند از: الحیاه (تألیف مشترک)، دانش مسلمین، ادبیات و تعهد در اسلام، مکتب تفکیک، معاد اجتهاد و تقلید در فلسفه، قصد و عدم وقوع، مرام جاودانه، عاشورا مظلومیتی مضاعف و ...

 متن پیامکی: عاشورا مظلومیتی مضاعف، محمدرضا حکیمی: و اکنون را-با باری بس گران و طاقت سوز، از اندوهان و تجربه‌ها و رویدادها- دوست دارم با عاشورا نجوا کنم...

 ***

نام کتاب: جانستان کابلستان

نویسنده: رضا امیرخانی

ناشر: نشر افق

 رضا امیرخانی خود درمورد «جانستان کابلستان» می‌گوید: این کتاب را عرض اراداتی شکسته و ناسخته به هم‌زبانانِ هم‌تبارِ افغانی می‌دانم و در پشتِ جلدِ کتاب این بند از متن را انتخاب کرده‌ام که:

«هر بار وقتی از سفری به ایران برمی‌گردم، دوست دارم سر فرو بیافکنم و بر خاکِ سرزمینم بوسه‌ای بیافشانم... این اولین‌بار بود که چنین حسی نداشتم... برعکس، پاره‌ای از تنم را به جا گذاشته بودم پشتِ خطوطِ مرزی، خطوطِ بی‌راه و بی‌روحِ مرزی ... خطوطِ «مید این بریطانیای کبیر»! پاره‌ای از نگاهِ من، مانده بود در نگاهِ دخترِ هشت‌ماهه... بلاکشِ هندوکش...»

امیرخانی در سال ۸۸ سفری چند روزه به افغانستان داشت که حاصل آن سفرنامه‌ای با نام “جانستان کابلستان” شده است. سفرنامه در 300 صفحه و 9 فصل تنظیم شده ‌است. فصل افتتاحیه‌ کتاب «مور و تیمور» نام دارد که در آن به شرحِ یک کوه‌پیمایی عجیب بعد از انتخاباتِ 88 پرداخته است. پس از آن، فصولِ سفر به افغانستان، در هشت فصل تدوین شده‌اند. سه فصل به نام‌های «مشهوراتِ هرات»، «متواتراتِ هرات» و «تحریراتِ هرات» پیرامونِ شهر هرات نوشته شده ‌است؛ بعد از این سه فصل، ادامه‌ سفر نویسنده به مزار و کابل با عناوینِ «زائر زار و نزارِ مزار»، «بلخ...الخ»، «تقابل با کابل» و «بلاکش هندوکش» آورده شده‌‌ که سعی کرده‌‌است با گزارشی شخصی، تصویری تازه از کشوری همسایه به هم‌وطنانِ خود ارائه دهد.

این سفر که یک مسافرت شخصی برای ملاقات با چند دوست افغان و دیدار از شهرهای مهم این کشور بود با ماجراهای غیرمنتظره برای این نویسنده همراه شد که گاهی هیجان‌انگیز، گاهی طنزآلود و گاهی هم به آشکار شدن حقایق دردناکی می‌انجامد.

 در این سفرنامه امیرخانی تنها در محدوده سفرش به افعانستان نمی‌ماند، بلکه به تاریخ و آینده، سیاست و اقتصاد و وقایع روز و گاه موضع‌بندی درباره اتفاقاتی معطوف می‌شود که این نویسنده همیشه در برابرشان سکوت کرده است.

 متن پیامکی: رضا امیرخانی در جانستان کابلستان تصویری تازه از کشور همسایه ارائه می دهد: این کتاب را عرض ارادتی شکسته و ناسخته به هم زبانان افغانی می دانم.

 ***

نام کتاب: ازبه

نویسنده: رضا امیرخانی

ناشر: نیستان

 مرتضی مشکات از خلبانان باسابقه ارتش است که در جنگ پاهای خود را از دست داده و دیگر اجازه پرواز ندارد اما همواره آرزوی پروازی دوباره را در ذهن زنده نگه داشته‌است. داستان به صورت نامه نگاری ادامه دارد. در این بین افرادی هستند که طرفدار مرتضی هستند کسانی که شرقی‌تر و احساسی‌تر به قضایا نگاه می‌کنند و افرادی که با کار مجدد او مخالفند؛ کسانی که فقط با قواعد و قانون به مسئله نگاه می‌کنند...

«ازبه» نام رمانی از رضا امیرخانی که در سال 1380 نوشته شده‌ است. مثل همیشه رسم‌الخطی کاملا بر اساس جدا نویسی که شیوه امیرخانی است و طرفداران زیادی کسب کرده است. ازبه در قالب نامه‌های رد و بدل شده بین آدم‌های گوناگون نوشته شده‌است و سبک آن را با کتاب بابالنگ دراز اثر جین وبستر مقایسه می‌کنند. نام عجیب آن مثل تمام آثار دیگر او آدم را به تعجب وامی‌دارد و قبل از خواندن متن داستان متوجه آن نخواهید شد!

مشکات بالاخره با شگردی جالب موفق به پرواز می‌شود. ماجرای عاطفی دیگری هم همزمان با این جریانات شکل می‌گیرد؛ فرانک دختر 18 ساله‌ای از خانواده‌ای پولدار و نه چندان مذهبی است که در بچگی برای خلبان داستان انشایی می‌نویسد و اکنون باز خلبان مذهبی ما را ملاقات می‌کند...

تعدادِ آثارِ غیرداستانیِ امیرخانی به عددِ پنج می‌رسد. «جانستان کابلستان» و «داستان سیستان» در قالبِ سفرنامه، «نشت نشا» و «نفحات نفت» در قالبِ مقاله‌ی بلند و «سرلوحه‌ها» در قالبِ مجموعه‌ی یادداشت‌ها، آثار غیرداستانی او هستند. او پنج اثر داستانی نیز نوشته‌است؛ سه رمان به نام‌های «ارمیا»، «من او»، «بیوتن» و داستانِ بلندِ «ازبه» و مجموعه‌ داستان کوتاه «ناصر ارمنی».

در پاسخ به برابریِ تعداد آثار داستانی و غیرداستانیِ‌اش، می‌گوید: داستان‌نویسی کارِ اصلی من است. وقتی فضای شخصی یا اجتماعی‌ا‌م مناسبِ داستان‌نویسی نباشد، به آثارِ غیرداستانی پناه می‌برم. کارِ بعدی‌ا‌م قطعا داستان خواهد بود؛ رمانی به نامِ «قیدار»، در پاسداشتِ آیینِ متروکِ جوانمردی.

 متن پیامکی: ازبه، رضا امیرخانی: مرتضی خلبان باسابقه ارتش که در جنگ پاهایش را از دست داده و دیگر اجازه پرواز ندارد.. وقتی همیشه خط مستقیم بهترین راه نیست!

 ***

نام کتاب: طوبای محبت (6 جلد)

پدیدآور: محمداسماعیل دولابی

ناشر: محبت

 طوبای محبت، مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی، و گفتار صاحب دلی است که در مکتب اهل بیت(ع) پرورش یافته و کلماتش از دل و سرچشمه‌ای از الهامات الهی است و چون این بیانات از روی صدق و اخلاص و دلسوزی محض برای دوستان در جلسات انس مطرح گردیده است، همه پویندگان راه حق به خصوص صاحب دلان و اهل محبت از آن بهره خواهند برد.

محمد اسماعیل دولابی در روستای دولاب از توابع تهران زاده شد. در جوانی به شغل کشاورزی اشتغال داشت و در عین حال به صورت آزاد به دانش‌آموزی در جلسات علمای دینی معاصر مانند آیت‌الله سید محمد شریف شیرازی، آیت‌الله شاه‌آبادی، آیت‌الله تقی بافقی، شیخ غلامعلی قمی و شیخ محمدجواد انصاری پرداخت.

 اسماعیل دولابی در محافل پیرامون خود نماینده درک متفاوت و فراگیری از دین با تکیه بر مفاهیم محبت و زیبایی بود و این بیان جدید باعث جذب جوانان و قشر تحصیل‌کرده در جلسات هفتگی وعظ او بود.

روشها و آداب توصیه شده توسط وی ساده‌است. او هیچ مشقی را برای رسیدن به هیچ چیز تجویز نمی‌کند. رهیافت او تماشا در فضای آرامش است:

 «طوبی درختی است در خانه زهرا(س) که هر شاخه اش در بهشت در خانه یک مؤمن است و او هر چه اشتها دارد از آن شاخه بهره می‌برد. آیا آن محبتی که به خوبان داری طوبی نیست؟ اگر خدا را دوست دارید مال این شجره‌ است. هر چه میل دارید از آن می‌گیرید. هروقت یادش می‌کنی از هر غمی راحت می‌شوی.»

او به خدا مي‌خواند و لذا کلامش فراخواني است براي همه دلدادگان وادی محبت در رسیدن به حریم حضرت دوست جلّ وعلا و این همان عاملی بود تا شاگردانش همت کنند و سخنرانی‌های ایشان را برای دوستاران عرضه بدارند.

از آنجا که وی سلوک معنوی را از خود آغاز کرده بود مطالب وی بیشتر بیان زندگی نامه عرفانی خویش است.

 متن پیامکی: طوبای محبت: مجالس وعظ و انس مرحوم اسماعیل دولابی. طوبی درختی است در خانه زهرا(س) که هر شاخه اش در بهشت در خانه یک مومن است...

 ***

نام کتاب: دنیای قشنگ نو (the brave new word)

نویسنده: آلدوس هاکسلی

مترجم: سعید حمیدیان

ناشر: نیلوفر

تعداد صفحات: 288 صفحه

 دنیای قشنگ نو شاهکار بی‌بدیل نویسنده‌ای است که برای دنیای فردای انسان بیش از امروزش نگران است. دنیایی که امروزی‌ها با توسعه اومانیستی و صنعتی در آن به دنبال مدینه فاضله‌ای هستند کاملا انسانی. دنیایی که در آن آدم‌ها اگر هم هستند باید کاملا در خدمت جامعه باشند، مرده یا زنده‌شان، آن هم نه آن طور که خودشان می‌خواهند، آن طور که دیگران می‌خواهند!

آلدوس هاکسلی متولد ۱۸۹۴ و از خانواده‌ای اهل علم و متمول است. وی دنیای قشنگ نو را در سال‌ ۱۹۳۲ منتشر کرد و موفق شد سال 2540 را با جزئیات فراوان تشریح کند.

 از دید بسیاری از منتقدین، «دنیای قشنگ نو» همانند «۱۹۸۴» جرج اورول، داستانی است از حکومت‌های فردا که به خوبی روش‌های امروز را به نقد می‌نشیند. داستان نظامی توتالیتر که تمام رفتارهای آن جامعه را زیر ذره‌بین خود دارد.

شهید آوینی در بسیاری از نقدهایش نگاه بسیار مثبتی به این اثر داشته است و آن را یکی از مهم‌ترین آثار جهان در قرن بیستم می‌نامد.

قضایا از كارخانجات معظم آدمسازی شروع می‌شود با دستگاه‌های كاملا خودكار از مرحله ساخت نطفه تا تلقیح و بارورسازی آن، و در مرحله بعد، ‌تعلیم دادن آنها در عالم خواب از راه گوش براساس شرطی‌سازی؛ بدان گونه كه همواره و بی‌چون و چرا و برای تمام عمر، چیزی جز آنچه خواست سران كارخانجات آدمسازی و سیاست‌هایشان اقتضا می‌كند از خود بروز ندهند.

در جهان سراپا دروغین و در میان دل‌خوشكنك‌های ابلهانه‌ای چون تخدیر با ماده مخدر سوما، ولنگاری جنسی و پدیده‌هایی فریبنده مثل دانشكده مهندسی احساسات، ساندویچ كاروتن، تاكسی كوپتر، احساسخانه (محل حس‌گیری)، ارگ عطر و... فرد نباید هیچ غمی به دل راه دهد. طبیعت بد است، ‌حیات طبیعی ممنوع است، عشق چیزی مسخره است، تاریخ حرف مفت است. علم و ‌اندیشه تنها الفاظی بازمانده از اعصار عقب‌ماندگی تلقی می‌شود. فلسفه، هنر، مذهب و ادبیات یكسره تحریم شده است.

 متن پیامکی: دنیای قشنگ نو، آلدوس هاکسلی: طنز تلخی از انسان‌های مدرن فردا، آدم‌هایی که ماشین‌وار زندگی می کنند و نیاز به روح، استقلال و شخصیت ندارند!