رود خون

کارگر کشته شده در اعتصاب، مکزیک، 1934

توجه: این مطلب هیچ ارتباطی به حوادث هیچ کجای شهر اصفهان یا هر جای دیگر ندارد!

 

عکس «کارگر کشته شده در اعتصاب» عکس روز است. عکس، چه در 1934 گرفته شده باشد، چه امروز، گزارش می دهد از دنیای امروز، دنیای خون و کشتار، دنیای ترور، جنایت و وحشت.

زمین می چرخه با چاله های بزرگ خونش و

همه چیزای زنده هم باش می چرخن و خون می پاشن

کارگر مرده، لباس روزمره به تن دارد. او به اعتصاب کننده ها پیوسته تا خواسته اش را بستاند. از این رو طبیعی است که لباس دیروزش را به تن کرده باشد یا لباسی که می خواسته فردا بپوشد... اگر اعتصاب به بار می نشست و خواسته اش را به دست می آورد.

کجا میره این همه خون پخش و پلا:

خون چماق کوب شده ها و اهانت دیده ها؟

اعتصاب کننده ها خواهان کار بوده اند یا حقوق بیشتر... و یا آزادی؟ خطوط عمودی پیرهن و شلوار جوان نگون بخت، که در سقوط افقی شده، یادآور لباس زندانیان است، و پیرهن به رنگ روشن و زیرپوش یکسر سپیدش او را همچون بیرقی ساخته که آتش بس خواهان و مذاکره کننده ها در جنگ به دست می گیرند. او و همگامانش خواهان آزادی بوده اند، و خواهندگان آزادی در پاسخ اعتراض گلوله دریافت می کنند و به خون می نشینند. جوان، چنان امیدوار بوده به کسب آزادی، که هنوز چشمانش باز است به امید دیدن چهره ی خواستنی آزادی، و شوق زیستن چنان در او برانگیخته است که گویی در لذت شنیدن قطعه ای موسیقی به جایی خیره شده، یا به تماشای تابلویی نشسته که... کشنده ای نخ حیاتش را به گلوله ای پاره کرده. و خون بر گونه اش چنان برق می زند و تازه است و چنان خشن، که گویی پژواک مرگ همه ی مردگان در راه آزادی است، و رود خون از کاکل به خون نشسته اش آغاز می شود و آن نیز از جایی که در خونزار ناپدید شده سرچشمه می گیرد. رود خون که در قاب عکس، پایانی بر آن نیست، در بیرون از قاب به چاله ای می ریزد.

دنیا پر از چاله های بزرگ خونه

این همه خون پخش و پلا چی میشه؟

اگر نگاه خود را متمرکز کنیم بر چهره ی جوان مرده و بقیه را نادیده بگیریم، چهره ای چنان شگفت انگیز خواهیم دید که با رنگ قرمز آراسته شده به قصد انجام مراسمی آیینی در زدودن ارواحی خبیث. چهره ای آرام با چشمانی باز و مصمم در تاراندن روح خبیث.

زمین که می چرخه با مرده چال کردنا

با نهرای بزرگ خون

زمین از چرخیدن دس ور نمی داره، خون از جاری شدن

یه زنده داره از کوچه رد میشه با تموم خون تنش

یه هو می بینه مرده و

تموم خون تنش زده بیرون