تخصص

سلام؛ واقعا متنوع نوشتن به ما نیومده! امیدوارم روزی این وبلاگ شاهد مطالبی به قلم شما باشد. منتظر دریافت عکس برای کنار صفحه هستم.


بشر در طی چندصد سال نقطه علم را بیشتر و بیشتر گسترش داده است. صد سال پیش، مباحث ترمودینامیک، نور و الکتریسیته با هم، تمامی علم فیزیک را تشکیل می دادند. امروز ما از آن وضع ساده بسیار دور شده ایم. مثلا در حال حاضر هیچ کس ادعا نمی کند که همه چیز را درباره نور می داند. بین فیزیکدان متخصص نور، که روی پارامترهای عدسی دوربین عکاسی کار می کند و پژوهشگری که با نور سرخ لیزر آزمایش انجام می دهد شکاف بزرگی بوجود آمده است. زمان ما در انحصار متخصصان است و رشته کار هر متخصص مرتبا محدودتر می شود. به سال 1959 جی.تی. تیکونر کاتالوگی چاپ کرد و در آن تمام علوم موجود آن زمان را به ترتیب حروف الفبا نام برد. عده‌ی این علوم به 1150 می رسید. اما امروز به احتمال قریب به یقین می توانیم این رقم را چندین برابر فرض کنیم! این تقسیم بندی هر موضوع به موضوع های جدید لزوما ادامه پیدا می کند؛ چراکه بر تعداد پژوهشگران و دانشورانی که به بررسی موضوع های بیشتر و تازه تر می پردازند مرتبا افزوده می شود.

آیا باید به این وضع خشنود باشیم؟ آیا ممکن نیست که افراط در تخصص، ثمرات تلخی به بار آورد و علم را سرانجام فلج سازد؟ دانستن این مسأله دشوار است؛ اما این را می دانیم که متخصص درباره هرچیزی که به رشته تخصصی او مربوط باشد اطلاعات دقیق دارد، هرچند که رشته تخصصی اش بسیار بسیار محدود شده باشد. یک پژوهشگر با خواص آلیاژهای معینی از فولاد آشنایی دارد؛ پژوهشگر دیگر متخصص آوای حشرات است، ولی چون این رشته بسیار پردامنه است احتمالا او فقط می تواند متخصص آوای تیره ای از حشرات بشود. سومین متخصص می تواند درباره یک ترکیب پیچیده شیمیایی ساعت ها صحبت کند.

بنابراین اگر ادعا کنیم که متخصص واقعی آینده همه چیز را درباره هیچ می داند، اغراق نگفته ایم! بعید می دانم که تخصص صرف بتواند برای جامعه انسانی مفید باشد. از طرف دیگر با شخصی روبه رو هستیم که تحصیلات عمومی کرده است و از هرچیزی دقیقا هیچ نمی داند!

برای رهایی از این تنگنا راهی به نظرم نمی رسد! خوشحال می شوم اگر کسی راه حلی ارائه دهد؛ در غیر این صورت به ما بپیوندید تا با همدیگر بر ضد این نظام و کابوس افراط و تفریطی شورش کنیم!