نقدی بر دست اندرکاران خنده! (به نگاه به برنامه خنداننده شو)

به قلم رضا عباسیان- دبیرستان شهید اژه ای (ارائه شده در مرحله کشوری اولین المپیاد سواد رسانه ایران)
براي مقدمه بايد اشاره كرد كه موضوعي كه مي خواهيم مورد انتقاد قرار دهيم و بي انصافي است اگر اسم هنر بر آن نگذاريم... هنري که نوپا و تازه شكل گرفته است.
حداقل در كشور ما اينطور صدق مي كند (اگر از خير غربي ها بگذريم!)
طي سال هاي اخير هنرمنداني در اين عرصه چشمه اي از اين هنر را نشان دادند كه شايد توجهي كه درخور هنرشان باشد نصيبشان نشد، اما امروزه برنامه هاي مختلفي براي معرفي و اجراي اين وجهه طنز پا به عرصه گذاشته اند...
اجراهاي زنده ي خياباني و فستيوالي... برنامه هاي راديويي و تلويزيوني و غيره و غيره... كه برنامه مورد صحبت ما برنامه خنداننده شو است؛ برنامه ای كه اين روزها نقل محافل شده و توانسته مردم را شب ها پاي تلويزيون بنشاند.
و قطعا اين امر نشان از جذابيت اين برنامه براي مردم و طنز دوستان است.
رامبد جوان كه قبلا او را در لباس كارگرداني و بازيگري طنز زياد ديده ايم و مي دانيم كه خودش دستي بر اين سودا دارد با ايده هاي جالبي از جنس همان ايده هايي كه خود خندوانه را شكل داده و آن را به برنامه هر شب چهار پنج ساله تبديل كرده و اين ايده جديد را كليد زده كه بسيار جاي تحسين دارد.
نكته مثبت اينجاست كه حتما شركت كنندگان نبايد از تحصيلات آكادميك پيشرفته يا اجراهاي متعدد بهره و تجربه برده باشند بلكه هر جواني در هر جايي كه اين استعداد را در خودش مي بيند مي تواند فقط با يك دوربين گوشي اين استعداد خود را به عرصه بزرگ كشوري تبديل كند كه شاهد اين امر در بين شركت كنندگاني كه حتي به مراحل پاياني اين مسابقه رسيده اند هستيم.
اين امر بسيار مهمي است در زماني كه هر جواني را كه ببيني از نا اميدي و از تلف شدن استعدادش گلايه دارد، و اين يكي از اصلي ترين و بهترين مزاياي اين برنامه بود.
نكته ديگري كه قابل توجه بود معرفي جلوه ها و وجه هاي مختلف طنز و استندآپ بود؛ و اين امر باعث از بين رفتن كليشه اي بود كه من اصطلاحا به آن #كليشه_خنده مي گويم و اين كليشه اين بود كه مردم فقط به يك طرز تفكر و شوخي مي خنديدند و اين امر باعث تك بعدي شدن طنز كشور بود و ادامه داشتن آن مي توانست ضربه بزرگي به بدنه طنز و استندآپ وارد كند.
البته درست است كه زمان زيادي مي برد تا اين امر كاملا محقق گردد و همينطور اينكه در همين برنامه شاهد بوديم كه سر اين موضوع شركت كنندگان فوق العاده مستعدي كه با ايده هاي بسيار قوي و طرز فكري نو و منتقدانه پيش مي رفتند اما مورد اقبال بينندگان قرار نگرفتند..
در توجيه اين موضوع برخي مي گفتند كه اجراي آنها عامه پسند نبوده و مال ديگران عامه پسند بوده و اين يك مشكل بزرگ است! اصلا نبايد چيزي به نام طنز عامه پسند وجود داشته باشد...
مردم نبايد از طنزي كه بسيار شفاف است و نيازي به عميق شدن ندارد لذت ببرند و طرفدار آن موج شوند...
و پيشگيري از اين موضوع تنها با استمرار آن طرز تفكر كمدي و همچنين فرهنگسازي ميان مردم است زيرا معتقد هستم كه مردم ما همانطور كه لايق شنيدن موسيقي خوب و فاخر و ديدن فيلم ديدني و با كيفيت بالا هستند لايق آشنا شدن با طنز نو و فاخر نيز هستند كه اميدواريم اگر اين برنامه استمرار يابد در اين امر كوشش بهتري صورت گيرد.
و موضوع ديگري كه بايد به آن اشاره كرد تحريفي بود كه شاهد آن بوديم كه گاهي صحبت هايي از بين صحبت هاي شركت كنندگان به طور مشهودي به قول خودمان سانسور شد، كه يا بايد اصلا آن حرف ها زده نمي شد كه اين كاملا بر خلاف روح طنز و صراحت ذاتي آن است و يا بايد بدون اندكي تغيير اجرا نمايش داده شود...
در كل مي شود گفت شاهد برنامه اي جذاب، به دور از كليشه، به دور از صحنه هاي تكراري، فرهنگ ساز و غني بوديم كه با اندك تغييرات مي تواند سهم بزرگي در صنعت طنز حتي در سطح بين المللي و حتي باعث گسترش رسانه هاي در اين امر باشد.
به اميد شادي روز افزون ملت ايران