در بیان شب تاسوعا و راز و نیاز و حالات معنوی اصحاب حضرتش (ع)

شعر از محمودرضا ترابی پور- برگرفته از کتاب در زلال ثارالله - نشر گفتمان خلاق
یاد از شب اعتکاف خوبان / وز شیوه ائتلاف خوبان
یاد از شب انقلاب دلها / از سوز و ز التهاب دلها
یاد از شب جاودان توحید / یادی ز حسین ماه جاوید
آن شب، شب راز و بود و آواز / آواز وصال و گاه پرواز
آن شب، شب عشق بود و شادی / زان شب به فغان کنیم یادی
آن شب، شب شوق دیدگان بود / اشک از همه دیدگان روان بود
اشکی که ز شوق وصل می ریخت / اشکی که به عشق مِی درآویخت
آن شب سخن دل و خدا بود / بانگی ز خیام حق به پا بود
آن شب، شب دلبری و دل بود / مهتاب مرید آب و گل بود
آن شب، شب سوز و ساز مِی بود / مفهوم دل و نماز می بود
آن شب، شب عندلیب و گل بود / پروانه دلی، غریب و گل بود
آن شب، شب شمع و روشنی بود / انگار ز لاله گلشنی بود
آن شب، شب تاسع سفر بود / هرچند خطر، ولی ظفر بود
آن شب، شب قدر بود انگار / جبرئیل و ملائکه پدیدار
آن شب، به صفا گذشت و خوبی / وای از سحری و از غروبی