کنکور کارشناسی ارشد: روش تحقیق

توضیح: سلام؛ قرار بود در چند مطلب جداگانه به معرفی و ارائه برخی منابع کنکور کارشناسی ارشد مدیریت رسانه بپردازم. این کنکور از زیرمجموعه های کنکور ارتباطات است و 5 ماده امتحانی دارد: "مبانی ارتباطات جمعی، آمار و روش تحقیق، مبانی مدیریت، زبان انگلیسی و معارف اسلامی".
در قسمت های قبل از "معارف اسلامی" و "آمار" سخن گفتیم (اینجا) و (اینجا)، حال به بحث "روش تحقیق" می پردازیم که بسیار هم مفید و زیباست. البته آمار و روش تحقیق با یکدیگر گره خورده اند و یک ماده درسی محسوب می شوند. سؤالات روش تحقیق کنکور ارتباطات واقعا پیچیده و سخت نیست، فقط در حد کلیات و حفظیات است، پس از آن نترسید و مستقیم به سمت آن بروید.
مطالبی که در ادامه می آید بیشتر به عنوان سرنخ و معرفی کلیدواژه هاست؛ حتما توصیه می کنم یکی دو کتاب منبع را در این زمینه مطالعه کنید.
***
کتاب روشهای تحقیق در علوم اجتماعی (جلد اول)، اِرِل بَبی، ترجمه دکتر رضا فاضل، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)
برخی از نکات این کتاب به شرح زیر است:
* هیچکدام از «مفاهیم» تعریف حقیقی ندارند بلکه این ما هستیم که تعریفها را تعیین میکنیم. منتها کار اصلی این است که براساس همان تعریف و اصطلاح، مشاهدات سودمندی را جمعآوری کنیم.
* «اعتبار درونی» به این مربوط است که آیا تحقیق درست صورت گرفته است، درحالیکه «اعتبار بیرونی» به این میپردازد که آیا تحقیق را میتوان به جامعه تعمیم داد؟
* عنصر اصلی تحقیق پیمایشی «پرسشنامه استاندارد شده» است.
* اپیستمولوژی (شناختشناسی) ترکیبی است از علم شناخت و متدولوژی (روششناسی یا متدولوژی خود رشته فرعی شناختشناسی است).
- اپیستمولوژی عبارت است از علم کشف کردن (علم دانستن) و متدولوژی عبارت است از علم فهمیدن!
* منطق و مشاهده (تجربی بودن) دو عنصر اصلی علم است و با سه جنبه کار علمی ارتباط دارند: «نظریه»، «جمعآوری دادهها» و «تحلیل دادهها» که نظریه علمی با جنبه منطقی علم سر و کار دارد، جمعآوری داده به جنبههای مشاهده میپردازد و تحلیل دادهها الگوهای موجود در مشاهده را میجوید. نظریۀ علمیاجتماعی با آنچه «هست» سر و کار دارد نه با آنچه «باید باشد» و به چگونگی و چرایی هستها میپردازد و نمیتواند مناقشههای مربوط به ارزشها (سوسیالیسم یا کاپیتالیسم) را فیصله دهد، مگر برحسب مجموعهای از معیارهای مورد توافق و از آنجا که مردم برای تعیین مسائل ارزشی به ندرت بر سیر معیارها توافق میکنند بنابراین علم برای فیصله دادن به چنین مناقشاتی به ندرت مفید واقع میشود.
* نظریهها ارتباطهایی را که منطقاً انتظار داریم میان متغیرها وجود داشته باشد توصیف میکند. غالباً این انتظار توأم با مفهوم «علیت» است.
* نظریه را نباید با فلسفه یا اعتقاد اشتباه گرفت.
* مشاهداتی که برای کشف کردن صورت میگیرند عموماً «آزمون فرضیه» نام دارند.
- فرضیه بیانی رسمی در مورد رابطه بین متغیرها است که مستقیماً آزموده میشود.
* به رابطه احتمالی بین دو یا چند متغیر "فرضیه" گویند.
* مهم: فرض صفر: فرضیه صفر (Ho) ادعا میکند که بین دو متغیر مورد مطالعه رابطه معناداری وجود ندارد.
* منظور از فرض صفر این است که تفاضل دو پارامتر مورد مطالعه قابل ملاحظه نیست (؟!)
- فرض خلاف: مخالف فرض صفر است و در اکثر موارد با فرضیه پژوهشی مطابقت دارد؛ به این معنی که فرض خلاف انتظار پژوهشگر را پیرامون نتایج آتی پژوهش بیان میکند.
- خطای نوع اول (آلفا): وقتی است که فرض صفر درست باشد درحالیکه آن را رد کنیم.
- خطای نوع دوم (B): قبول فرضیه وقتی که فرض صفر غیرصحیح است.
* احتمال ارتکاب خطای نوع اول را سطح معنیدار بودن میگویند.
* سرشماری نمونۀ عالی از تحقیق توصیفی است.
* مطالعات طولی: مشاهده بلندمدت واقعیتهای اجتماعی (سه نوعاند):
1- روند پژوهی: هرگاه تغییرات کل یک جمعیت را در طول زمان مطالعه کنیم.
2- بررسیهای گروههای همسال: به بررسی گروههای همسال در زمانهای مختلف میپردازیم. (؟)
3- بررسیهای میزگردی (پانل) (Panel): مجموعه یکسانی از مردمان را در هر زمان مورد بررسی قرار میدهند (گروه سنجی؟!).
* فرایند رسیدن به توافق را «مفهومسازی» و نتیجه آن را «مفهوم» مینامند.
* چهار نوع نمونهگیری غیراحتمالی: نمونهگیری هدفمند، قضاوتی، گلوله برفی، سهمیهای. در نمونهگیری هدفمند و قضاوتی، نمونه را طبق اهداف و ماهیت تحقیق انتخاب میکنیم.
* به نمونهگیری گلوله برفی پروسه جمعآوری اطلاق میشود. مثلاً محل معدودی از جمعیت هدف را بیابیم (مثلاً بیخانمانها) و از آنها محل اعضای دیگر آن جمعیت را بپرسیم.
* نمونهگیری سهمیهای بسیار احتیاط میخواهد و طبق این است که بدانیم چه نسبت از جمعیت مرد یا زن، یا چه سنی یا چه سطح تحصیل و چه نژادی و... قرار داشته باشند.
- عنصر: آن واحدی است که دربارهاش اطلاعات جمعآوری میکنیم و مبنای تحلیل را فراهم میسازد. (عنصر و واحدهای تحلیل غالباً یکساناند، اما عنصر به انتخاب نمونه، و واحد تحلیل به تحلیل دادهها اشاره دارد.)
- تعداد کل مقادیر یک صفت در جمعیت را «حجم جمعیت» مینامند.
* اگر حجم نمونه چهار برابر شود خطای معیار به نصف کاهش مییابد (!؟)
* فاصله نمونهگیری= حجم نمونه/ حجم جمعیت (عمل تقسیم از چپ به راست)
نسبت نمونهگیری= حجم جمعیت/ حجم نمونه (عمل تقسیم)
فاصله طبقه= تعداد طبقات/ دامنه تغییرات
دامنه تغییرات= X(m)-X(L)+1
M بزرگترین عدد L کوچکترین عدد
کتاب روش تحقیق در علوم اجتماعی، ارِل بَبی، جلد دوم
این کتاب نکات چندان ویژهای نداشت.
کتاب پیمایش در تحقیقات اجتماعی، دی.ای. دِواس، مترجم هوشنگ نائینی، نشر نی
* در جامعه چه میگذرد (تحقیقی توصیفی) و چرا (تحقیقی تبیینی) است.
* ذات تبیین این است که میخواهد تعمیم دهد.
* تحقیق دوگونه اصلی توصیفی و تبیینی است:
1- توصیفی: با چگونگی امور سر و کار دارد نه با چرایی آن (تشریح وضع موجود).
2- تبیینی: از چراها میپرسد. در تبیین توصیف هست ولی در تحقیق توصیفی لزوماً تبیین نیست.
* انواع تبیین:
- عرفی: بر اساس عرف جامعه، پدیدۀ مورد مطالعه تبیین میگردد.
- استنادی: بر اساس اقوال بزرگان و صاحب نظران (اعم از مذهبی و غیرمذهبی)
- تبیین قیاسی یا فلسفی: عکس استقرا است. ما به دنبال الگو میگردیم، با نظریه شروع میکنیم و سپس به گردآوری داده و اطلاعات از طریق مشاهدات میپردازیم. (از کل به جزء)
- تبیین استقرایی (علمی): ابتدا به مشاهده امور میپردازیم، سپس از طریق مشاهدات سعی میکنیم به تئوری دست پیدا کنیم. (از جزء به کل)
* در قیاس از تئوری شروع میکنیم و به مشاهده ختم میکنیم؛ یعنی از "چرا" شروع میکنیم و به این میرسیم که نتیجه چیست و به "آیا" ختم میکنیم (به سمت آیا حرکت میکنیم). در این نظام ضرورتاً به چرا میپردازیم؛ اما در روش استقرا عکس آن است؛ یعنی ضرورتاً به چرا نمیانجامد و از چرا نیز شروع نمیشود.
* معمولا قیاس و ایدئوگرافیک را با درجه کم و زیاد با هم مورد استفاده قرار میدهیم (؟!)
- در علوم اجتماعی تأکید بیشتر بر قیاس است تا استقرا.
* دو نوع نظام تبیین وجود دارد:
- تبیین ایدئوگرافیک: همه متغیرها (علل ممکن) برای تبیین یک پدیده را در تحقیقی دخالت دهیم. (کمتر احتمالی)
- تبیین نموتتیک: با انتخاب کمترین (حداقل) و مهمترین متغیرها (عوامل) سعی میکنیم بیشترین تبیین را بدست آوریم. این نوع تحلیلها احتمالیاند.
* روش پیمایش برای نموتتیک
* روش اسنادی برای ایدئوگرافیک
* برخلاف علوم طبیعی که دترمینیسم (جبرگرایی) خیلی در تبیین امور دخالت دارد، اما در علوم اجتماعی نسبی و بسیار شکننده است. در علوم اجتماعی احتمالات هستند که اهمیت مییابند.
* اهداف تحقیق: 1- توصیفی 2- اکتشافی 3- تبیینی
روش تحقیق انتشارات پردازش: منطق فرایند تحقیق
* پارادایم خیلی عامتر از تئوری است. تئوری خاصتر از پارادیم است، دایره یک تئوری محدودتر است. پارادایمها از قبل در ذهنها تعیین شدهاند بنابراین تغییر آنها سختتر است. اما تئوریها را ما در دل پارادایمهایمان میسازیم. تئوری پارادایم را روشن میکند. با تئوری میشود کار کرد ولی با پارادایمها نمیشود.
* مفروضات یک پارادایم قابل آزمایش نیست، اگرچه یک فرض تئوریکی ایجاد شده بوسیله یک پارادایم میتواند آزمایش شود.
چشم اندازهای تئوریکی= theoretical perpective= paradigm
پارادایم را الگوی تبیینی ترجمه کردهاند (؟!)
* در علوم اجتماعی مفیدتر بودن پارادایم مد نظر است نه درست و غلط بودنشان.
* پارادایمهای علوم اجتماعی:
- پارادایم اول: اثباتگرایی یا پوزیتیویسم اولیه (آگوست کنت 1822): میتوانیم قوانین حاکم بر زندگی اجتماعی و جهان را از طریق حواس پنجگانه مطالعه و کشف کنیم.
پارادایم دوم: داروینیسم اجتماعی: اشکالی از زندگی اجتماعی میتوانند بقا پیدا کنند که خود را با تغییرات تطبیق دهند و بعد از این تطبیق نوع مسلط خواهند شد. (توجیه جنایات استعمار و انگلیس!)
- پارادایم سوم: پارادایم تضاد: مارکس– هابز: مارکس میگوید: جامعه براساس کشمکشهای بین آدمها شکل میگیرد.
- پارادایم چهارم: الگوی کنش متقابل نمادین (زیمل): چارلز کولی اصطلاح «خود آیینهسان» را مطرح کرد به این معنی که ما باتوجه به واکنشهای افراد پیرامونمان درمورد خود قضاوت میکنیم. جرج هربرت مید اصطلاح «دیگری تعمیم یافته» را ارائه داد یعنی اینکه مردم به طور کلی امور را چگونه میبینند؟
- پارادایم پنجم: اتنوگرافی یا روششناسی مردمی: گارفینگل
این پارادایم عقیده دارد که واقعیتها آزمایش و موقتیاند چرا که انسانها پیوسته از طریق کنشها و واکنشهای خود در حال ایجاد ساختارهای اجتماعی شان هستند.
- پارادایم ششم: پارادایم کارکردگرایی ساختاری: پارادایم کارکردگرایی ضد انقلاب است. برعکس پارادایم تضاد موافق انقلاب است. کارکردگراها میگویند خود جامعه عدالت را در سطح خود تعریف میکند.
- پارادایم هفتم: فمینیسم
* انواع مطالعات طولی:
الف) روندی: مثلاً نظرسنجی از مردم در طول مبارزات انتخاباتی
ب) نسلی: گروههای هم سن را در طول زمان بررسی کنیم.
ج) میزگردی (panel): مطالعات مجموعه یکسانی از افراد در مراحل مختلف. مثلاً همان افرادی را که در سال 57 مطالعه شدهاند را در زمان حال مورد مطالعه قرار دهیم، که البته با افت نمونهها و هزینهبر بودن و دسترسی نداشتن یا عدم همکاری روبروئیم.
* اعتبار= روایی= معتبر بودن= آیا آنچه را که قرار بوده اندازهگیری شود سنجیده است؟ به این اشاره دارد که یک سنجه تا چه اندازه معنای واقعی مفهوم مورد نظر را منعکس میکند؛ آیا همان چیزی را میسنجد که مورد نظر است؟
* قابلیت اعتماد= پایایی= پایداری= ثبات (اعتماد)= اگر آزمایش بار دیگر انجام شود همان نتایج بدست آید. قابلیت اعتماد میگوید اگر ابزاری برای سنجش بکار ببریم و هر بار که آن را به کار میبریم همان نتیجه قبلی حاصل شود در این صورت ابزار قابل اتکاست. قابلیت اتکا با دقت سر و کار دارد نه درستی.
* در تحقیق پیمایشی: 1- اعتبار ضعیف 2- اعتماد بالا (قوی)
* تحقیق میدانی مقیاسها و وسایل سنجش معتبری به دست میدهد (اعتبار زیاد) ولی قابلیت اعتماد کمتری دارد.
* روایی درونی: برای آنکه روایی درونی بالا رود باید عوامل مزاحم و خطا را حذف کرد. رویدادهایی هستند که در خلال آزمایش اتفاق میافتد (که برای رفع این مشکلات پیشآزمون میگیریم): بلوغ – خودآزمون- کاهش افراد نمونه – بازگشت آماری- سوگیری آزمایشگر – رقابت جبرانی و...
* روایی بیرونی: نتایج آزمون را چقدر میتوان تعمیم داد: نمونههای تصادفی و ناهمگن انتخاب میکنیم و با تکرار آزمایش.
* در پایایی این موضوع مطرح نبود که تست ما چه صفتی را میسنجد بلکه فقط میخواستیم ببینیم که آیا با اندازهگیریهای مکرر نتیجه یکسان است خیر؛ اما منظور از اعتبار این است که آیا این وسیله اندازهگیری ساخته شده، حقیقتاً شاخص صفت مورد نظر هست یا خیر.
* آزمونهایی برای محاسبه قابلیت اعتماد (پایایی):
آزمون اسکات- فرمول کاپا از کوهن- ضریب آلفا
* آزمونهایی برای محاسبه اعتبار (روایی):
اعتبار صوری- اعتبار همراه – اعتبار پیشبینی کننده– اعتبار سازه
کتاب تحقیق در رسانههای جمعی، جوزف دومینیک، دکتر کاووس سید امامی، انتشارات سروش
برخی از نکات این کتاب به شرح زیر است:
- برای اینکه یک پژوهشگر موفق باشیم لازم نیست متخصص آمار باشیم؛ مهمتر این است که بدانیم چگونه پژوهش کنیم و از عملیات پژوهشی چه کارهایی برمیآید.
* متغیر مستقل= متغیر پیشبینی کننده
* متغیر وابسته = متغیری که پیشبینی میشود یا متغیر ملاک
* متغیر فعال= متغیر مستقلی است که میتوان آن را دستکاری کرد. به آن متغیر محرک هم میگویند– به آن فاکتور یا عامل هم میگویند.
* مقیاس تورستون: استفاده از داوران. (نام دیگر آن مقیاس فاصلهای برابرنما)
مقیاس فاصلهای= در پژوهشهای رسانههای جمعی زیاد استفاده نمیشود اما در پژوهشهای روانشناسی و علوم تربیتی رواج گسترده دارد.
* مقیاس گاتمن= تحلیل مقیاس نگار= به گونهای تنظیم میشود که فرد موافق با یک گویه، با گویههای با موضع ملایمتر نیز موافق است؛ یعنی اگر با گویه 4 موافق باشد یا گویه 1 و 2 و 3 نیز موافق است که ملایمترند. در علوم سیاسی، جامعهشناسی، پژوهش در افکارعمومی و مردمشناسی نسبتاً معمول است.
* مقیاس لیکرت= رویکرد امتیازگذاری سرجمع (از متداولترین مقیاسها است). (امتیازدهی به صورت وزنی است):
کاملا موافق موافق مخالف کاملا مخالف
* مقیاس تفکیک معنا یا مقیاس اندازهگیری دو قطبی. مثال:
مغرض ----------------------------- بی غرض
قابل اعتماد -------------------------- غیرقابل اعتماد
با ارزش ----------------------------- بی ارزش
* نمونهگیری خوشهای: به جای انتخاب افراد، گروهها را انتخاب میکنیم.
* مثال: کیلومترشمار ماشین یک مقیاس اندازهگیری نسبی است.
* مقیاس تورستن و بوگاردوس هر دو تربیتی هستند اما تورستون دقیقتر است.
* مقیاس لیکرت هم ترتیبی است.
* در مقیاس لیکرت نیمی از گویهها مثبت و نیمی دیگر منفیاند. به همین دلیل باید شمارهگذاری گزینههای گویههای مثبت و منفی عکس یکدیگر باشند.
Fact= به پدیدهای که مشاهده شده اشاره میکند.
قانون در علم= تعمیمهای کلی دربارۀ مجموعهی fact هاست.
جزوه روش تحقیق دکتر عبداللهیان
* در مکتب مارکسیستی واقعیت است که عینیت را میسازد پس عینیت و واقعیت یک امر اجتماعی است.
ملاک واقعیت شدن واقعیت اجتماعی بر توافق است.
* 2 منبع واقعیت توافقی:
- سنت: هم میتواند منبع علم باشد هم مانع علم باشد.
- اقتدار: کمک میکند تا در حوزه علم خیلی از مسائل را امتحان نکنیم.
* علوم اجتماعی به دنبال مطالعه افراد نیست، به دنبال مطالعه مجموعههاست (؟!)
* قبل از کنت معتقد بودند هر اتفاقی در دنیا نسبت به مذهب یا متافیزیک است اما کنت گفت هر اتفاقی در جامعه میافتد باید آن را به خود نسبت داد؛ یعنی سازکارهای اجتماعی باعث این اتفاقهای اجتماعی میشود.
* فی دو به تبیین کمک نمیکند و فقط بیانگر رابطه است.
* وسایل ارتباط جمعی: 1- انفوترونیک 2- تلماتیک
* پست مدرن میگوید واقعیتی وجود ندارد، آنچه وجود دارد تصورات و نقطه نظرات ماست. اما در دورهی مدرن واقعیت وجود داشت و میخواستیم آن را کشف کنیم.
* (جالب): واقعیت انگاری: آن چیزی که آدم میبیند تصور میکند که واقعیت است. واقعی انگاشتن چیزهایی که واقعی نیستند «چیز انگاری» (شیء انگاری) (Reification) نامیده میشود.
Fabrication= واقعیت سازی: طرف آگاهی دارد که آن چیزی که در بیرون میبیند واقعیت دارد.
* رابطه استاد و دانشجو یا رابطه دختر و پسر- میکروتئوریک است.
* پوزیتیویسم با کنت شروع شد و واژه جامعهشناسی را کنت ابداع کرد؛ یعنی همه چیز را با پنج حس انسان سنجید (پوزی بیلیسم؟!)
Cunceptualization= معلوم سازی
* اشتباه محیط شناسانه = تحلیل را در یک محیط انجام دهیم و مشاهده را در یک محیط دیگر انجام دهیم.
* اشتباه تقلیل گرایی= یک کنش به دلائل گوناگونی رخ میدهد، نباید فقط یکی را بررسی کرد.
* موضوع تحقیق و واحد تحلیلمان تعیین کننده میدان تحقیق است.
* تحقیق پیمایشی قابلیت تعمیمش بیش از میدانی است.
* سوال: هدف اساسی علم چیست؟
1) شناخت متغیرها P 2) شناخت طبیعت
3) تدوین نظریه 4) تبیین متغیرها
* سؤالاتی که برای پی بردن به دلایل، عقاید، احساسات و رفتار فرد پرسیده میشود، از نظر محتوا از چه نوع است؟
شناسایی دانشی Pسببی جهتی
* اگر نمونههایی از جوانان 21، 22، 23، 24، 25 ساله را انتخاب کنیم و بر روی نگرشهای آنها در بهمن 1382 مطالعه کنیم، چه مطالعه انجام دادهایم؟
1) مطالعه نسلی P 2) روند پژوهی مقطعی
3) مطالعه روند تکراری 4) مطالعه طولی زمانبند