توضیح: متاسفانه برخلاف علاقه بنده و دوستان برای تدارک یک مصاحبه عمیق با استاد اصغر طاهرزاده اما این امکان محیا نشد. متن زیر سوالاتی است که پیرامون علم اسلامی و نسبت آن با الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت می توان از این استاد حوزه تمدن شناسی و غرب شناسی پرسید.

-        سؤال‌های اصلی:

  1. چگونگی شکل‌گیری تمدن و توسعه غرب بر پایه علم سکولار و جدا کردن علم از دین؟
  2. مواجهه جامعه ایران و جریان‌های مختلف (علما، روشنفکران، حوزه، دانشگاه و ...) با علم مدرن و مظاهر آن (در حوزه فنی- تکنولوژیک، در حوزه نظری و در حوزه سبک زندگی) به چه نحو بوده است؟
  3. اقتباس از علم مدرن تا چه حد امکان‌پذیر است؟ آیا اساسا در راستای تمدن‌سازی نوین اسلامی،‌ به کارگیری علم برخاسته از تمدن غرب امری است امکان‌پذیر؟
  4. چیستی و چرایی علم دینی و علل غفلت و توجه به آن در ایران؟
  5. با توجه به معنای مختلف از علم، چگونه معناکردن علم به چه چیزی بستگی دارد؟
  6. علل عقب‌ماندگی ما در تولید علم بومی یا علم اسلامی؟
  7. نظریه "العلم سلطان" چه جایگاهی در ساخت تمدن‌ اسلامی دارد؟ آیا حرکت تمدنی امام خمینی که ابتداءا ابتنا دارد بر نفی طاغوت و سپس اسلامی کردن جامعه و تمام ابعاد آن، آیا می‌توان این سیر را در مواجهه با علم سکولار مدرن نیز قائل شد یا نه؟ (ابتداءا نفی علم مدرن و سپس ایجاد علم متناسب با جامعه اسلامی؟
  8. آیا می‌توان به علم و تکنولوژی غرب به صورت خنثی و به چشم ابزاری نگاه کرد؟
  9. تآثیرات علم سکولار غرب را به چه نحو می‌توان از بین برد؟ مقابله ما با علم مدرن چگونه باید باشد؟
  10. علم دینی در مقام مقابله علم سکولار غربی، متولی چه امری است؟ ماهیت این علم دینی به چه نحوی است؟
  11. بر اساس علم دینی در راستای تحقق عالَم دینی، چه جامعه مطلوبی را می‌توان طراحی کرد؟
  12. شاخص‌های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در مسیر تمدن‌سازی چیست؟
  13. وجوه افتراق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و الگوی توسعه غربی در چیست؟
  14. آیا تحقق علم دینی متوقف بر تحقق جامعه دینی است یا متوقف بر شخصیت‌های دینی؟
  15. آیا عالَم دینی در ادبیات شما را می‌توان مترادف با تمدن نوین اسلامی دانست؟
  16. بر اساس نظریه علم دینی، ‌چگونه می‌توان علمی بومی تولید کرد که ناظر به حل مشکلات جامعه ما باشد؟
  17. چه نقش‌های کلیدی تمدنی و تأثیرگذاری را (حوزه، دانشگاه، مسجد، صداوسیما، سینما، آموزش و پروش، خانواده، نخبگان و ...) در تولید و بسط علم دینی (گفتمان‌سازی) در جامعه علمی و فرهنگ و سبک زندگی مردم می‌توان برشمرد؟

-        سؤال‌های فرعی:

  1. با توجه به مهمترین تفاوت پیشرفت اسلامی ایرانی با توسعه غربی که همان همراهی عدالت با پیشرفت اسلامی ایرانی می‌باشد و جامعه اسلامی بر مبنای آن طراحی می‌شود به چه نحو می‌توان به آن دست‌یافت؟
  2. علم و تکنولوژی غرب چه نسبتی با فرهنگ و سبک زندگی جوامع (سبک زندگی سنتی- اسلامی مردم ایران) برقرار می‌کند و چه تأثیری بر آن داشته است؟
  3.  آیا علم دینی امری ثابت است یا مؤلفه‌های دیگری چون فرهنگ، سیاست و ... بر آن تأثیرگذاراند؟ آیا ماهیت علم دینی در جوامع مختلف تغییر می‌کند و یا بر اساس مقتضیات بومی یک کشور در جوامع مختلف متغیر؟ آیا می‌توان یک الگوی واحد برای علم دینی و اساسا علم در نظر گرفت یا متناسب با هر قوم و جامعه‌ای نیازمند علم دینی خاص آن جوامع هستیم؟
  4. علم دینی در شناسایی و حل مشکلات جامعه چه نقشی ایفا می‌کند؟ آیا اساسا چنین وظیفه‌ای را بر عهده دارد؟
  5. علم دینی و تحول در علوم انسانی در حاکمیت و قدرت (به عنوان مقدمه تحول تمدنی) چه جایگاهی دارد؟
  6. بر اساس مراحل تمدن‌سازی که امام خامنه‌ای ترسیم کرده‌اند (انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی و تمدن اسلامی)‌ علم دینی ناظر به کدام یک از این مراحل می‌باشد؟ در تحقق کدام یک از این مراحل نقش ایفا می‌کند؟
  7. حرکت جامعه علمی و نخبگانی کشور را به چه نحو می‌توان همراه با حرکت علم دینی کرد؟
  8. برای آنکه علم دینی در جامعه تبدیل به یک گفتمان شود- به نحوی که سبک زندگی مردم بر اساس آن تنظیم شود-  چه الزاماتی را باید در نظر گرفت؟ راهکار تحقق این امر در چیست؟